پانویس/یکم
■ ولایتمداری برای یک امت و کارگزارانش سختترین ابتلاء الهی است؛ "ولی" زمان مبتنی بر "اصول" تو را ارشاد میکند، دعوت میکند، بر حذر میدارد، فرمان میدهد اما تو با ظن و گمان خویش تصمیم دیگری داری و راه دیگری را در پیش میگیری.
● قرآن میگوید آنگاه که از "اصول" تذکر داده شده "ولی" نافرمانی کنی و راه "گمان(فروع)" را پیش بگیری، ديگر مصداق آیه وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ نخواهی بود. بلکه به ابتلائاتی دچار میشوی که خودت میمانی و توان و امکاناتت.
■ ولایتمداری برای یک امت و کارگزارانش سختترین ابتلاء الهی است؛ "ولی" زمان مبتنی بر "اصول" تو را ارشاد میکند، دعوت میکند، بر حذر میدارد، فرمان میدهد اما تو با ظن و گمان خویش تصمیم دیگری داری و راه دیگری را در پیش میگیری.
● قرآن میگوید آنگاه که از "اصول" تذکر داده شده "ولی" نافرمانی کنی و راه "گمان(فروع)" را پیش بگیری، ديگر مصداق آیه وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ نخواهی بود. بلکه به ابتلائاتی دچار میشوی که خودت میمانی و توان و امکاناتت.
۵۳
۱۶:۰۱
روضه مصور...
یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ
الهی ابالفضل(ع)...
یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْنِ
الهی ابالفضل(ع)...
۷۲
۱۰:۳۰
غم صیقل خداست، خدایا ز ما مگیر این جوهر جلی که جلا میدهد به دل
استاد شهریار
استاد شهریار
۷۵
۱۶:۵۸
قُلوبَنا أَوْعِیَهٌ مَشِیهِ اللَّهِ فإِذَا شِئْنَا شَاءَقلوب ما ظرفهایى است براى مشیت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نیز میخواهیم.
۵۶
۸:۲۰
تربیت گاه
○ انگیزه هایی که ما را به حرکت درآورده است چه بوده؟ من دریافتهام که اگر درس بخوانم و در حوزه ای متخصص بشوم گره ای باز خواهم کرد، یا دریافتهام که اگر فلان کار را راه بیاندازم جمعی را از بیکاری و اثرات منفی آن بازداشته ام، یا به این رسیده ام که باید کار اقتصادی کنم و گره از مسائل اقتصادی باز کنم و یا هزاران مثال دیگر که اگر در هرکدام خود را مکلف بدانم و در آن مداومت و استمرار داشته باشم، حتماً بنا به سنت الهی، نصرت خدا هم شامل خواهد شد و نتیجه حُسن حاصل میشود. اگر خودمان را مکلف میدانیم و در مسیر تکلیف حرکت کردهایم باید بی وقفه پیش برویم ولو تنها باشیم. ● یقیناً بدانیم که هر کس خویش را مأمور به تکلیفی دانست، خداوند بی شک او را به آنچه فکر هم نمیکرد، مبتلا و مشغول خواهد کرد.
تکلیف و مأموریت چیست؟ / یکم
اگر منطق دستگاه محاسبه ذهنمان "توحید" باشد، آنچه رضایت خدا در آن باشد، میشود تکلیف و مأموریت ما.
رضایت خداوند هم در انجام کاری است که در امتداد «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» باشد، نه هر کاری؛به تعبیر دیگر، باید کار خدا را انجام داد؛ باید به پیش رفتن پروژه الهی در امتداد تاریخی کمک کرد.
وقتی هم که وارد این میدان شدی، ابتلائاتی تو را احاطه خواهد کرد. سنت الهی بر این نیست که راه حق، راهی هموار و بیهزینه باشد. هر کس قدم در مسیر تحقق اراده الهی بگذارد، به همان اندازه دچار ابتلاء خواهد شد.
اگر مقصد را گم کنی، این ابتلائات تو را متوقف میکنند؛ اما اگر بدانی برای چه آمدهای و مأموریتت چیست، همین سختیها تبدیل به نشانههای درستی مسیر خواهند شد، نه دلیل اشتباه بودن آن.
معیار موفقیت در دستگاه الهی، صرفاً رسیدن به نتیجه ظاهری نیست؛ بلکه مومن بودن به تکلیف است. چه بسیار حرکتهایی که در ظاهر به نتیجه نرسیدند، اما تاریخ را تغییر دادند؛ زیرا صاحبانشان مأمور به انجام وظیفه بودند، نه مأمور به تضمین نتیجه.
اگر منطق دستگاه محاسبه ذهنمان "توحید" باشد، آنچه رضایت خدا در آن باشد، میشود تکلیف و مأموریت ما.
رضایت خداوند هم در انجام کاری است که در امتداد «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» باشد، نه هر کاری؛به تعبیر دیگر، باید کار خدا را انجام داد؛ باید به پیش رفتن پروژه الهی در امتداد تاریخی کمک کرد.
وقتی هم که وارد این میدان شدی، ابتلائاتی تو را احاطه خواهد کرد. سنت الهی بر این نیست که راه حق، راهی هموار و بیهزینه باشد. هر کس قدم در مسیر تحقق اراده الهی بگذارد، به همان اندازه دچار ابتلاء خواهد شد.
اگر مقصد را گم کنی، این ابتلائات تو را متوقف میکنند؛ اما اگر بدانی برای چه آمدهای و مأموریتت چیست، همین سختیها تبدیل به نشانههای درستی مسیر خواهند شد، نه دلیل اشتباه بودن آن.
معیار موفقیت در دستگاه الهی، صرفاً رسیدن به نتیجه ظاهری نیست؛ بلکه مومن بودن به تکلیف است. چه بسیار حرکتهایی که در ظاهر به نتیجه نرسیدند، اما تاریخ را تغییر دادند؛ زیرا صاحبانشان مأمور به انجام وظیفه بودند، نه مأمور به تضمین نتیجه.
۶۲
۰:۰۳
با داغ امروز دیگر گذشت آن روزگار جوانی...
اصلاً فکر نمیکردیم که اینجوری بشه؛ همیشه آرزو داشتیم شهید بشیم و آقا برامون نماز بخونند اما الان ما باید بایستیم و برای ایشان نماز بخونیم.
شنبه - ۱۳ تیرماهمحل وداع - مصلی تهران
اصلاً فکر نمیکردیم که اینجوری بشه؛ همیشه آرزو داشتیم شهید بشیم و آقا برامون نماز بخونند اما الان ما باید بایستیم و برای ایشان نماز بخونیم.
شنبه - ۱۳ تیرماهمحل وداع - مصلی تهران
۴۱
۷:۲۰
تربیت گاه
با داغ امروز دیگر گذشت آن روزگار جوانی... اصلاً فکر نمیکردیم که اینجوری بشه؛ همیشه آرزو داشتیم شهید بشیم و آقا برامون نماز بخونند اما الان ما باید بایستیم و برای ایشان نماز بخونیم. شنبه - ۱۳ تیرماه محل وداع - مصلی تهران
تو سفر کردی و در کار دلآزاری منآسمان تیر جفا پاک بپرداخت ز کیش
۴۳
۷:۲۴
یا زهرا یا زهرا
روز عاشورا داشتم یه غزلی از نیر میخوندم، این بیتش خیلی غم داشت؛
ای فرس با تو چه رخ داده که خود باختهایمگر اینگونه که ماتی تو شَه انداختهای...
روز عاشورا داشتم یه غزلی از نیر میخوندم، این بیتش خیلی غم داشت؛
ای فرس با تو چه رخ داده که خود باختهایمگر اینگونه که ماتی تو شَه انداختهای...
۵۲
۱۷:۲۴
فی امان الله در پناه ابیعبدالله
دوشنبه - ۱۵ تیرماه تشییع و بدرقه آقا - میدان آزادی
دوشنبه - ۱۵ تیرماه تشییع و بدرقه آقا - میدان آزادی
۴۳
۱۰:۳۱
سلام بر اُمت خامنهای عزیز
خاک سرده؛ ولی بیایید ما سرد نشیم.
این روزها خیلیها درباره این حرف میزنن که مراسم تشییع چطور برگزار شد، وداع مصلی خوب بود یا نه، قم و مشهد چه میشود و...، یا درباره جزئیاتی از رفتار مسئولین و اینها صحب میکنند که اینها مهماند؛ اما به نظرم یک مسئله از همه اینها مهمتر است.
مهم این است که خودمان سرد نشویم و نگذاریم شعلهای که امروز در دلهامون روشن شده، خاموش بشود. اگر ما عقب بکشیم، اگر احساس مسئولیتمان فروکش شود، اگر دِینی که آقا به گردن همه مان دارند کمرنگ شود، دشمن دقیقاً به همان چیزی رسیده که نتونسته بود در ۴۰ روز جنگ بگیره.
جنگ فقط با موشک و پهپاد نیست؛ جنگ اصلی، جنگ فرسایشی و عادیسازی است. چند هفته یا چند ماه که بگذرد، آرامآرام روایتها عوض میشود. میگویند: «حالا شده دیگر... مگر میشود زندگی را متوقف کرد؟ نباید زندگی مردم را گروگان گرفت.» و با همین جملاتِ به ظاهر منطقی، کمکم حساسیتها را از بین میبرند، مطالبهها را کمرنگ میکنند و جامعه را به سمت فراموشی میبرند.
خونخواهی امام شهیدمان را باید با روایت زنده نگه داریم. روایت آنچه قبل از شهادت ایشان به آن متهم میشدند و بعد از شهادتشان دست دروغ پردازان رو شد؛ روایت آنچه آقا برای ایران در این قریب به ۴۰ سال به ارمغان آوردند.
وظیفه ماست که نگذاریم روایت حقیقت زیر غبار روزمرگی دفن شود. باید خودمان هوشیار و بیدار بمانیم و اطرافیانمان را هم همراه کنیم. اگر این آتش خاموش شود، باز روشن کردنش بسیار سختتر خواهد بود.
حقیقتاً این بیت محمد رسولی مدام در ذهنم تکرار میشود و عجیب نگرانکننده است:تو را به خاک نهیم و به خانه برگردیم؟به روزمـــرگـــــــــی ایـــــن زمـــانه برگـــردیم؟
خاک سرده؛ ولی بیایید ما سرد نشیم.
این روزها خیلیها درباره این حرف میزنن که مراسم تشییع چطور برگزار شد، وداع مصلی خوب بود یا نه، قم و مشهد چه میشود و...، یا درباره جزئیاتی از رفتار مسئولین و اینها صحب میکنند که اینها مهماند؛ اما به نظرم یک مسئله از همه اینها مهمتر است.
مهم این است که خودمان سرد نشویم و نگذاریم شعلهای که امروز در دلهامون روشن شده، خاموش بشود. اگر ما عقب بکشیم، اگر احساس مسئولیتمان فروکش شود، اگر دِینی که آقا به گردن همه مان دارند کمرنگ شود، دشمن دقیقاً به همان چیزی رسیده که نتونسته بود در ۴۰ روز جنگ بگیره.
جنگ فقط با موشک و پهپاد نیست؛ جنگ اصلی، جنگ فرسایشی و عادیسازی است. چند هفته یا چند ماه که بگذرد، آرامآرام روایتها عوض میشود. میگویند: «حالا شده دیگر... مگر میشود زندگی را متوقف کرد؟ نباید زندگی مردم را گروگان گرفت.» و با همین جملاتِ به ظاهر منطقی، کمکم حساسیتها را از بین میبرند، مطالبهها را کمرنگ میکنند و جامعه را به سمت فراموشی میبرند.
خونخواهی امام شهیدمان را باید با روایت زنده نگه داریم. روایت آنچه قبل از شهادت ایشان به آن متهم میشدند و بعد از شهادتشان دست دروغ پردازان رو شد؛ روایت آنچه آقا برای ایران در این قریب به ۴۰ سال به ارمغان آوردند.
وظیفه ماست که نگذاریم روایت حقیقت زیر غبار روزمرگی دفن شود. باید خودمان هوشیار و بیدار بمانیم و اطرافیانمان را هم همراه کنیم. اگر این آتش خاموش شود، باز روشن کردنش بسیار سختتر خواهد بود.
حقیقتاً این بیت محمد رسولی مدام در ذهنم تکرار میشود و عجیب نگرانکننده است:تو را به خاک نهیم و به خانه برگردیم؟به روزمـــرگـــــــــی ایـــــن زمـــانه برگـــردیم؟
۵۲
۱۹:۲۳