🩸 سقوط مواضع ایران در جنوب و شهادت علی هاشمیدر روزهای پایانی جنگ ایران و عراق، مناطق کوشک، طلائیه، خِیبر و جزایر مجنون زیر فشار سنگین ارتش عراق و حملات شیمیایی قرار گرفت. در همین تحولات، سردار علی هاشمی، فرمانده قرارگاه نصرت و از چهرههای مهم جبهه جنوب، به شهادت رسید.۱۳۶۷ شمسی
۳۳
۲۰:۵۱
تاریخچه عزاداریهای ماه محرم
بعد از واقعه کربلا؛ اولین باری که مراسم عزاداری بصورت رسمیباب شد در سال ۳۵۲ و در زمان آل بویه بود . یعنی حدودا -- ۳۰۰ -- سال بعد .
ابن جوزی در کتاب المنتظم میگوید:
در سال ۳۵۲ هجری؛ معزالدوله دیلمیدستور داد در روز عاشورا مردم را جمع کنند و مردم اظهار حزن کنند . در این روز بازارها بسته شد و خرید و فروش موقوف گردید . قصابان گوسفند ذبح نمیکردند و هریسه پزها(حلیم پز) هریسه نمیپختند . مردم آب نمینوشیدند . در بازارها خیمه بر پا کردند و به رسم عزاداری؛ کرباس میآویختند . زنان بر سر و روی خود میزدند و بر حسین ندبه میکردند .
بعد از آل بویه؛ در زمان سلجوقیان؛ این مراسم کمرنگ و یا حتی برچیده میشود و گهگاه تا حد یک سخنرانی در بارگاه امام علی پیش میرفته و دیگر هیچ .
در زمان خوارزمشاهیان و ایلخانیان هم رونقی نداشته است .
صفویان؛ مذهب تشیع را در ایران برقرار کردند .
در این دوران؛ پادشاهان صفوی؛ عزاداریهای باشکوه و بی سابقه ای انجام میدادند . سرودن اشعار مذهبی؛ تعزیه در رثای امام کربلا مرسوم شد .
کاررنی در سفرنامه خود مینویسد.
در سر کوچهها؛ کرسی میگذارند و ملایی روی آن مینشیند و سخنانی در مصیبت کشتگان کربلا میگوید . مردم هم بدور او جمع میشوند . و ملایان در بین سخنرانی؛ میوههای فصل را تناول میکنند .
در دوره صفویان؛ موقوفات و حسینیهها بکار افتاد .
بگفته کاررنی، مردم جامه کبود یا سرخ بر تن میکردند که جامه عزاداری بود . (از این نکته میتوان دریافت که لباس مشکی در آندوره لباس عزاداری نبوده ) .
در دوره افشاریان؛ کما بیش با همین ترتیب یعنی سخنرانی و گاه تعزیه؛ مراسم عزاداری ادامه داشته است .
در دوره زندیه؛ (کریمخان )؛ تعزیه خوانی رواج بیشتری داشته .
تعزیه خوانی؛ بدین شکل بوده که چند نفر؛ لباس عربی میپوشیدند و صحنه اتفاقات کربلا را به نمایش میگذاشتند . این نوع نمایش به تعزیه خوانی معروف شد .
این نمایش در کاروانسراها و میادین اجرا میشد .
و اما در دوره قاجار . . .
در دوره قاجار؛ ناصرالدین شاه خود را سخت شیفته معصومین؛ علی الخصوص شهید کربلا نشان میداد .
در این دوره عزاداریها؛ چه از لحاظ کیفی و چه از لحاظ محتوا، کلا تغییر کرد و هر ساله شروع به پختن غذای نذری میکرد و لباس مشکی بین مردم تقسیم میکرد و مراسم سخنرانی و تعزیه خوانی را انجام میداد .
میگویند بعد از سفرهای خارجیش و دیدن برنامههای کارناوال؛ تصمیم میگیرد چیزی مشابه آنرا در ایران بنا کند . در نتیجه با الگو برداری از ساختمان رویال آلبرتهال (در لندن) تکیه دولت را میسازد . تکیه دولت؛ با گنجایش هزار نفر ساخته شد .
برپایی سقاخانه؛ مراسم تشت گذاری؛ کفن پوشی و قمه زنی؛ زخم زنی و شمع آجین و قفل آجین کردن بدن؛ از رسوماتی است که در زمان ناصرالدین شاه باب شد .
(قفل آجین به این شکل بوده که بدن را سوراخ میکردند و به قفل میزده اند . عملی بسیار دردناک وگاه منجربه عفونت و بیماری میشده است )
در ایندوره؛؛ علامتهایی با چراغ تزیین میشده و به دورش پارچههای نذری میبستند و علامت را در کوچهها میگرداندند . و همزمان اشعار حزن آلود میخواندند .
رسم قمه زنی و علم کشی و تشت گذاری و سقاخانه؛ و پختن غذای نذری و پوشیدن لباس مشکی؛ از این دوره بجا مانده است .
پس از واژگونی حکومت قاجار و بحکومت رسیدن خاندان پهلوی؛ در زمان رضا شاه؛ با مراسم عزاداری و قمه زنی و علم کشی؛ مخالفت میشد و رضا شاه علاقه ای به اینگونه مراسم نداشت و دستور توقف آنرا داد .
اما مردم که برپایی این مراسم را نوعی عبادت میدانستند؛ بصورت پنهانی و در جلسات شبانه؛ در دهه اول عزاداری میکردند .
رسم جلسات هفتگی و یا جلسات ماهانه یادگار آن دوره میباشد .
در دوره پهلوی دوم؛ سختگیری از بین رفت و مردم دوباره اجازه برپایی عزاداری داشتند .
در این دوره مراسم قمه زنی و تعزیه، کم کم رنگ میباخت .
بسیاری از علما؛ این مجالس را موقعیتی مناسب جهت آماده کردن مردم بر علیه نظام پهلوی میافتند و در این جلسات؛ سخنرانیهای آتشین میکردند . و آیت الله خمینی رسما قیام کربلا را منشا حرکت خود میشمرد و مردم را به آن دعوت میکرد . بگونه ای که در انقلاب ۵۷ شاه را یزید زمانه و آیت الله خمینی را حسین زمان میدانستند و انقلاب را حرکتی عاشورایی قلمداد میکردند .
بعد از پیروزی انقلاب و به زعم انقلابیون؛ پیروزی خون بر شمشیر؛ مراسم محرم شور و حال دیگری یافت .
و پر شور بودن مراسم عبادتی بزرگ شمرده میشود . و حتی مراسم عزاداریهای ایام فاطمیه با همان تقدس در حال شکل گیری میباشد .علم کشی و سینه زنی؛ دوباره رواج یافت ..
@Tarikh_Fouri
ابن جوزی در کتاب المنتظم میگوید:
۳۴
۲۱:۱۲
۱۸
۵:۱۴
پیام امام حسین و عاشورا همین چند جمله از شهید بهشتیست: «ستمپذیری هم اندازهی ستمگری گناه است. ای انسان تو آزادی...»
@Tarikh_Fouri
۱۸
۵:۱۶
پوشش زنان در انگلستان
یکصد و بیست و پنج سال پیش.
فیلم رنگی شده از انگلستان سال ۱۹۰۱ میلادی.
@Tarikh_Fouri
۱۳
۵:۵۸
۱۵
۶:۰۳
روز تاسوعا روز پاكترین عشق است
روز وفاداریست.
روزبرادریست.
روزدرس زندگیست.
روزاموختنست.
روزادب واحترامست.
روزجوانمردیست.
روزسقاى دشت كربلا.
حضرت عباس(ع) است.
@Tarikh_Fouri
۱۹
۶:۱۸
«۱۸۰۰ تا ۲۰۲۶: چگونه نقشهی ادیان جهان تغییر کرد؟
رشد چشمگیر اسلام، ثبات نسبی مسیحیت، و ظهور نسل غیرمذهبی.
سفری تصویری در تاریخ دو قرن و نیم ادیان.»
@Tarikh_Fouri
۷
۶:۵۸
⚑از قیام تا قیمه؛ واقعا هیات منا الذله؟
محرم و عاشورا در مغز استخوان ایرانیان خانه کرده است. آنچنان که حتی در یک آب خوردن ساده هم رد آن پیداست؛ سلام بر حسین تشنه لب، لعنت بر یزید!
یعنی حتی بعد از نوشیدن یک جرعه آب هم بسیاری از ما آگاه یا ناخودآگاه نسبت به آن موضع میگیریم اما آیا ما پیرو راه حسین بن علی هستیم و آنچه در دهه محرم برگزار میکنیم نسبتی با مرام او دارد یا اسیر فرهنگ غالب شده ایم؟
آنچه در تاریخ آمده این است که امام حسین(ع) به عنوان یک آزادمرد مقابل ظلم سر خم نکرد و جان بر سر این ایمان نهاد.
فریاد زد:
هیهات منا الذله!(خواری و ذلت از ما دور باد) ... ندا داد: اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید!
اما آنچه در این دهه روایت میشود دعوت مردم به ایستادگی در مقابل ظلم، دفاع از مظلوم، رعایت کرامت انسان و ترویج آزادگی است یا هرسال احساس میشود از هسته قیام دورتر میشویم و به پوسته قیمه نزدیک تر؟
هیچ متری وجود ندارد که این ادعا را ثابت کند اما از نشانهها میتوان یافت که هرسال دهه محرم؛ طبلها بزرگتر، دستهها منظم تر، مداحیها پرشورتر، آرایشها غلیظ تر، نذریها چرب تر، لباسها و صحنه آراییها شیک تر و ...میشود اما آیا به همان اندازه که این پوسته رشد میکند هسته و جانمایه قیام حسینی هم برای مردم معرفی میشود؟
یعنی اگر امروز امام حسین به میان ما بیاید گله میکند چرا به جای عدس پلو، قیمه نداده ایم، صدای طبل و بلندگویمان کم بوده و چرا شاخههای علامتهایمان کم است یا شِکوه میکند چرا در مقابل ظلم و ریا و تزویر در جامعه از ترس سکوت کرده ایم و سر در لاک خودمان بُرده ایم؟ چرا اهل کوفه را سرزنش میکنیم که در طمع فرمانداری ری و شام و کیسههای زر وسوسه شدند اما خودمان آبروی همدیگر را بر باد میدهیم و برای به دست آوردن یک صندلی چاپلوسی میکنیم و حرمت انسانی مان را خوار و ذلیل و پَست میکنیم؟
در طول سالها برخی تلاش کردند تا تنها از زخمهای کربلا بگویند اما داعش کاری کرد که شمر و خولی و عمر بن سعد شرمسار شدند!
اگر در کربلا خیمه آتش زدند، داعش آدمها را در قفس زنده زنده آتش زد، اگر یزیدیان به گلوی طفل سه ساله تیر زدند، داعشیها کودک یک ساله ایزدی را کُشتند، گوشتش را پختند و به خورد مادرش دادند و ... نگوییم اینها فرق میکنند و آنجا اهل بیت بودند. در درگاه خدا همه انسان هستند و امام حسین(ع) برای کرامت انسان جانش را فدا کرد و نگفت تنها ما اهل بیت ژن خوب هستیم. حتی آغوش برای حُر هم گشود و او را پذیرفت.
میگویند لشکریان یزید هر روز در فُرات غسل میکردند چون باور داشتند که اینطور کُشتن حسین ابن علی ثواب بیشتری دارد. داعش هم با پرچم و نام الله سلاخی میکند. آیا در این دهه محرم به فرزندان ما میآموزند که فریب تزویر را نخورند و آدمها را به کردار آزمون کنند نه به گفتار چرا که ممکن است آن که ریشش انبوه تر، زانو و پیشانی اش پرپینه تر و ادعای خداپرستی اش بیشتر است اتفاقا دشمن ترین، دشمن خدا باشد؟
فریاد زدن نام حسین در این زمانه آسان است اما رفتن به راه او تاوان دارد برای همین بسیاری از ما ترجیح میدهیم به پوسته محرم مشغول شویم. کربلا را چند بار شخم زده اند و بر آن اسب تاخته اند تا نشانی از حسین بن علی و یارانش نمانَد. اما اتفاقا نام و نشان کسانی که این کار را کردند در روزگار گُم شد چرا که هیچ قدرتی قادر به خاموش کردن شعلههای آزادی، شجاعت و جوانمردی نیست.
اگر از ترس در مقابل ظلم لال میشویم و اجازه میدهیم مظلوم قربانی شود و برای منفعت دو روزه دنیا مقابل ظالم سر خم میکنیم یا برایش سوت و کف میزنیم، ما چیزی از قیام فداکارانه امام حسین(ع) نیاموخته ایم، تنها مُحرمیدیگر را به عنوان یک نذری چشنده حرفه ای هدر داده ایم.
@Tarikh_Fouri
فریاد زد:
۳
۷:۱۶