برخی معتقدند خطبه ۱۴۶ نهج البلاغه سندی بر مشارکت امام علی در حمله اعراب به ایرانیانه!
اما دکتر «شفیعی کدکنی» و «رجبی» متقدند این باور درست نیست.@tarikh_name.
#ایران #اسلام #حمله_اعراب #علی #عمر #معاویه
اما دکتر «شفیعی کدکنی» و «رجبی» متقدند این باور درست نیست.@tarikh_name.
#ایران #اسلام #حمله_اعراب #علی #عمر #معاویه
۱.۴K
۸:۵۵
روایت قدرت و شعر در روزگار آشوب
در میانه قرن هشتم هجری، زمانی که حکومت ایلخانان فروپاشیده و ایران درگیر رقابت خاندانهای محلی شده بود، دودمانی ایرانی از دل این آشوب سر برآورد؛ آل مظفر. آنان با تکیه بر توان نظامی و مهارت سیاسی، بخش بزرگی از جنوب و مرکز ایران را زیر فرمان خود آوردند و شهرهایی چون شیراز، یزد، کرمان و اصفهان را به قلمرو خویش افزودند.
اما آنچه تاریخ آل مظفر را برای بسیاری از ایرانیان جذاب میکند، تنها فتوحات و کشمکشهای سیاسی نیست؛ بلکه همزمانی آنان با زندگی بزرگترین شاعر غزلسرای ایران، حافظ شیرازی است. حافظ بیشتر عمر خود را در روزگار فرمانروایی آل مظفر گذراند و از نزدیک شاهد رقابتها، بیثباتیها و تغییرات سیاسی این دوره بود.
در میان فرمانروایان آل مظفر، شاه شجاع جایگاهی ویژه دارد. او با وجود درگیریهای مداوم با برادران و رقیبان خود، به علم و ادب علاقه نشان میداد و از شاعران حمایت میکرد. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که روابط حافظ و شاه شجاع، هرچند گاه آمیخته با انتقاد و کنایه بود، در شکوفایی فضای فرهنگی شیراز نقش مهمی داشت.
حافظ در یکی از مشهورترین غزلهای خود میسراید:
«دلم از وحشت زندان سکندر بگرفترخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم»
بسیاری از شارحان، «ملک سلیمان» را کنایهای از حکومت شاه شجاع دانستهاند؛ فرمانروایی که در مقایسه با برخی رقیبان خود، فضای مساعدتری برای اهل ادب و فرهنگ فراهم کرده بود.
غزلهای حافظ آیینهای از همین روزگار پرآشوباند؛ دورانی که قدرت سیاسی ناپایدار بود، اما فرهنگ و ادب همچنان میدرخشید. شاید به همین دلیل است که نام آل مظفر امروز بیش از آنکه با جنگها و رقابتهایشان شناخته شود، در کنار نام حافظ در حافظه تاریخی ایرانیان باقی مانده است؛ پیوندی میان شمشیر و قلم، میان حکومت و شعر.
منابع:
تاریخ ایران کمبریج، جلد ششم/عبدالحسین زرینکوب، از کوچه رندان/قاسم غنی، تاریخ عصر حافظ/جان لیمبرت، شیراز در عصر حافظ
@tarikh_name
حافظ در یکی از مشهورترین غزلهای خود میسراید:
«دلم از وحشت زندان سکندر بگرفترخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم»
تاریخ ایران کمبریج، جلد ششم/عبدالحسین زرینکوب، از کوچه رندان/قاسم غنی، تاریخ عصر حافظ/جان لیمبرت، شیراز در عصر حافظ
@tarikh_name
۱.۴K
۱۱:۲۵
🪔 مولانا، عارفِ شوریدهجان، در مثنوی خود اشاره به حدیث «لَا فَتَی إِلَّا عَلِی» دارد:"حیدرِ صفدر، که باشد شیرِ حق / نیست جز بر در، کفِ او را طبق"
@tarikh_name
۱.۵K
۱۲:۱۸
اونایی که میگن نمیشه هم مسلمان بود و هم به تاریخ ایران احترام گذاشت و پیش خودشون هم فکر میکنن یه کشف بزرگ کردن و یه چالش بی پاسخ دارن مطرح میکنن، کافیه یه سری به کتیبه های دوران اشکانیان یا ساسانیان بزنن و اینجاس که با حقایق تلخ تاریخی رو به رو میشن...
در ثانی چرا به اون هموطنایی که اسمشون اسکندر یا چنگیزه کاری ندارین؟!
...@tarikh_name
در ثانی چرا به اون هموطنایی که اسمشون اسکندر یا چنگیزه کاری ندارین؟!
۱.۶K
۱۷:۱۴
#دغدغه_شما
درخواست۳.لطفا در مورد اقوام هندو که به شرق ایران مهاجرت کردند و قوم ساگارتیها که در خراسان زندگی میکردند، چنانچه اطلاعاتی دارید، در کانال اعلام بفرمایید.
مهاجرت هندیان به مناطق شرقی ایران
بر اساس منابع، مهاجرت هندیان به شرق ایران را میتوان در دو دورهٔ تاریخیِ متمایز بررسی کرد: دوران باستان (هندوایرانیان) و دوران معاصر (قرن ۱۹ به بعد)
خویشاوندی هندوایرانیانمنابع دانشگاهی قدیمیترین لایهٔ این ارتباطات را «دورهٔ هندوایرانی» مینامند، زمانی که نیاکان مشترک ایرانیان و هندیها یک قبیلهٔ واحد بودند.
خاستگاه مشترک: بر اساس شواهد زبانی (اشتراکات سنسکریت و اوستایی) و دینی (تشابه ایزدان و آیینهایی مانند ایزد «میترا» یا نوشیدنی «هوم/سوما») آنها حدود ۴ هزاره پیش از میلاد در آسیای مرکزی زندگی میکردند.جدایی و کوچ: حدود ۲۰۰۰ تا ۱۵۰۰ ق.م، این گروه به دو شاخه تقسیم شد. یک شاخه به سمت فلات ایران و شاخه دیگر به سمت پنجاب (هند) مهاجرت کردند.اشتراک در اوستا: در کهنترین متن ایرانی، اوستا، از سرزمینهایی به نام «هپتههندو» (همان 'سپتا سندهاوا' یا سرزمین هفت رود/پنجاب) یاد شده که نشان از آگاهی آنها از این سرزمینهای شرقی دارد.
دوران معاصر (قرن ۱۹ و ۲۰): تجار و ساکنان جدید
برخلاف دوران باستان که در مورد خاستگاه مشترک است، مهاجرتهای متأخر دلایل اقتصادی و سیاسی مشخصی داشت:
حضور تجاری در قاجار (۱۷۹۴-۱۹۲۵): پژوهشها نشان میدهد بازرگانان هندی با حمایت بریتانیا در مناطق شرقی ایران نظیر سیستان، کرمان و بلوچستان مستقر شدند و نقش محوری در تجارت داشتند.مهاجرت پارسیان هند: ثروتمندان پارسی (زرتشتیان هند) در اواخر قرن ۱۹ برای احیای آیین زرتشتی به ایران سفر میکردند. همچنین در دهه ۱۹۲۰، حدود ۱۸۰ خانواده هندی به زاهدان مهاجرت کردند . عصر پهلوی: در دهه ۱۹۶۰، سیاستهای باز شاه منجر به حضور حرفهمندانی مانند پزشکان و مهندسان هندی در ایران شد، هرچند بسیاری پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران را ترک کردند.
🪔 ارتباطات کهن چنان عمیق بوده که نام «هند» برگرفته از واژهٔ ایرانی «سند» (به معنای رود سند) است؛ نامی که ایرانیان باستان بر این سرزمین نهادند . این روابط نه تنها در زبان و فرهنگ، بلکه در حاکمیت سیاسی نیز تبلور یافت، چنان که در کتیبههای هخامنشی (داریوش بزرگ) از نواحی گنداره و سند به عنوان بخشی از قلمرو شاهنشاهی یاد شده است.
منابع: Kristian Kristiansen . The Indo-European Puzzle Revisited. . Investigating the presence of Indian people in the Eastern and South-Eastern Iran during the Qajar period
@tarikh_name
درخواست۳.لطفا در مورد اقوام هندو که به شرق ایران مهاجرت کردند و قوم ساگارتیها که در خراسان زندگی میکردند، چنانچه اطلاعاتی دارید، در کانال اعلام بفرمایید.
بر اساس منابع، مهاجرت هندیان به شرق ایران را میتوان در دو دورهٔ تاریخیِ متمایز بررسی کرد: دوران باستان (هندوایرانیان) و دوران معاصر (قرن ۱۹ به بعد)
دوران معاصر (قرن ۱۹ و ۲۰): تجار و ساکنان جدید
حضور تجاری در قاجار (۱۷۹۴-۱۹۲۵): پژوهشها نشان میدهد بازرگانان هندی با حمایت بریتانیا در مناطق شرقی ایران نظیر سیستان، کرمان و بلوچستان مستقر شدند و نقش محوری در تجارت داشتند.مهاجرت پارسیان هند: ثروتمندان پارسی (زرتشتیان هند) در اواخر قرن ۱۹ برای احیای آیین زرتشتی به ایران سفر میکردند. همچنین در دهه ۱۹۲۰، حدود ۱۸۰ خانواده هندی به زاهدان مهاجرت کردند . عصر پهلوی: در دهه ۱۹۶۰، سیاستهای باز شاه منجر به حضور حرفهمندانی مانند پزشکان و مهندسان هندی در ایران شد، هرچند بسیاری پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران را ترک کردند.
🪔 ارتباطات کهن چنان عمیق بوده که نام «هند» برگرفته از واژهٔ ایرانی «سند» (به معنای رود سند) است؛ نامی که ایرانیان باستان بر این سرزمین نهادند . این روابط نه تنها در زبان و فرهنگ، بلکه در حاکمیت سیاسی نیز تبلور یافت، چنان که در کتیبههای هخامنشی (داریوش بزرگ) از نواحی گنداره و سند به عنوان بخشی از قلمرو شاهنشاهی یاد شده است.
@tarikh_name
۱.۴K
۷:۲۶
#چرندیات:
چرند۱۵. مداخله خارجی کشورها رو نجات میده!
وقتی حتی یه صفحه تاریخ نخوندی، ولی بقیه رو هم فریب میدی!
اخبار و تاریخ ایران و جهان رو از تاریخنامه دنبال کنین
@tarikh_name
چرند۱۵. مداخله خارجی کشورها رو نجات میده!
وقتی حتی یه صفحه تاریخ نخوندی، ولی بقیه رو هم فریب میدی!
اخبار و تاریخ ایران و جهان رو از تاریخنامه دنبال کنین
@tarikh_name
۱.۶K
۹:۲۴
بازیگر سینما: وطن ریشه در هر انسانی داره و نمیفهمم کسی خوشحال باشه از حمله دشمن به وطنش
اخبار و تاریخ ایران و جهان رو از تاریخنامه دنبال کنین
@tarikh_name
اخبار و تاریخ ایران و جهان رو از تاریخنامه دنبال کنین
@tarikh_name
۸۹۲
۶:۰۷
#دغدغۀ_شما
درخواست 4.
میشه در مورد معماری ایرانی و اسلامی و شباهت و تفاوت هاشون بگین
معماری ایرانی و اسلامی: شباهتها و تفاوتها
معماری ایران پس از اسلام نه یک گسست، بلکه تداومی هوشمندانه از سنتهای کهن است که با مفاهیم جدید اسلامی پیوند خورده است. اصلیترین شباهت در مفاهیم مشترک معنوی، بهویژه اندیشه توحید و نور، ریشه دارد که در هر دو دوره بهعنوان زیربنای طراحی فضا عمل میکرده است. این اشتراکات باعث شد تا نقوش گیاهی نمادینی چون درخت زندگی و نیلوفر آبی با همان مفاهیم کهن (پاکی، روشنی و حیات) بهراحتی به تزئینات مساجد راه یابند.
با این حال، تفاوتهای بنیادینی نیز وجود دارد. بارزترین تفاوت، جهتگیری فضایی است: در معماری پیش از اسلام (بهویژه دوره ساسانی) تأکید بر چهارسویگی و تقارن محوری است، درحالیکه معماری اسلامی این هندسه را حفظ اما جهت آن را بهسمت قبله تغییر میدهد. همچنین، الگوی چهارایوانی که شاخصه معماری ایرانی-اسلامی است، در حقیقت تحولیافته الگوی تختجمشید و کاخهای ساسانی بوده که با مفاهیم عرفانی اسلام (وحدت وجود) تلفیق شده است؛ درحالیکه چنین الگویی در سایر کشورهای اسلامی دیده نمیشود.
در مجموع، معماری ایرانی-اسلامی را باید تلفیقی دانست که در آن «کالبد» و «ریختشناسی» از سنت پیش از اسلام وامگیری شده، اما «معنا» و «کارکرد»در مسیر آموزههای اسلامی بازتعریف گردیده است.
منابع:سبکشناسی معماری ایرانی تألیف محمدکریم پیرنیا و آشنایی با معماری اسلامی ایران تألیف محمدکریم پیرنیا و غلامحسین معماریان@tarikh_name
درخواست 4.
میشه در مورد معماری ایرانی و اسلامی و شباهت و تفاوت هاشون بگین
معماری ایرانی و اسلامی: شباهتها و تفاوتها
۵۹۶
۱۰:۰۵
#دغدغۀ_شما
درخواست5.
ببخشید میشه لطفا درمورد ریشه یهود به صورت مشخص تری صهیونیست با ایران رو بگین؟
ایران و یهود؛ تاریخی از همکاری، تنش و سیاست
رابطه تاریخی ایران و یهود، برخلاف روایتهای سادهانگارانه، نه صرفاً همزیستی مسالمتآمیز بوده و نه همواره توأم با دشمنی؛ بلکه میدانی از منافع متقابل، هوشمندی سیاسی و گاه تقابلهای تلخ است.
این رابطه با فرمان تاریخی کوروش هخامنشی در ۵۳۹ پیش از میلاد آغاز شد؛ او یهودیان را از تبعید بابلی رهانید و اجازه بازسازی معبدشان را صادر کرد. پژوهشهای نوین اما این اقدام را صرفاً اخلاقی نمیدانند؛ کوروش به دنبال ایجاد نیرویی وفادار در مسیر فتح مصر بود، نقشی که یهودیان الفانتین در دوران کمبوجیه به خوبی ایفا کردند.
در دوران اشکانی، شورش آنیلای و آسینای در زمان اردوان سوم، تنش میان حاکمیت و یهودیان بابل را آشکار ساخت. دوره ساسانی با دوگانگی همراه بود.شاپور اول با یهودیان مدارا میکرد، اما کرتیر موبد بزرگ در دوران بهرام، آزار آنان را با افتخار در کتیبهها ثبت کرده است. شورشهای یهودی در زمان پیروز اول و همکاری پرشور آنان با خسرو پرویز برای فتح اورشلیم ۶۱۴ م. که پس از پیروزی با مالیاتهای سنگین پاسخ داده شد نمونههایی از این فراز و نشیبهاست.
در دوره مغول، یهودیان چون سعدالدوله به مقام وزارت رسیدند و در جنگهای صلیبی نیز یهودیان به عنوان بازیگری واسط میان مسلمانان و مسیحیان عمل کردند.
این تاریخ پیچیده نشان میدهد که یهودیان در ایرانِ باستان و قرون وسطی هرگز یک «ستون پنجم» ثابت نبودند؛ بلکه بسته به شرایط، گاهی وفادارترین متحد و گاهی خطرناکترین دشمن محسوب میشدند.
در دوره معاصر اما نقطه عطف، رابطه شاه با «صهیونیسم» است. ایران در ۱۹۴۷ به طرح تقسیم فلسطین رأی منفی داد و در ۱۹۴۹ به عضویت اسرائیل در سازمان ملل نه گفت. . اما پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شاه روابط پنهانی با رژیم صهیونیستی برقرار کرد. ایران دومین کشور مسلمان بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت. دیوید بنگوریون، نخستوزیر وقت اسرائیل، نظریه «اتحاد پیرامونی» را طراحی کرد که بر اساس آن، ایران و ترکیه متحدان استراتژیک تلآویودر برابر اعراب بودند.
منبع: تاریخ یهود در ایران اثر حبیب لوی
درخواست5.
ببخشید میشه لطفا درمورد ریشه یهود به صورت مشخص تری صهیونیست با ایران رو بگین؟
رابطه تاریخی ایران و یهود، برخلاف روایتهای سادهانگارانه، نه صرفاً همزیستی مسالمتآمیز بوده و نه همواره توأم با دشمنی؛ بلکه میدانی از منافع متقابل، هوشمندی سیاسی و گاه تقابلهای تلخ است.
در دوره مغول، یهودیان چون سعدالدوله به مقام وزارت رسیدند و در جنگهای صلیبی نیز یهودیان به عنوان بازیگری واسط میان مسلمانان و مسیحیان عمل کردند.
۴۹۵
۱۱:۰۷
مهاجرت اجباری
کتابخانههای کهن تنها محل نگهداری کتاب نبودند؛ آنان گنجینههایی از دانش و حافظه تمدنی به شمار میرفتند. یکی از مشهورترین آنها کتابخانه دربار سامانیان در بخارا بود؛ جایی که ابنسینا فرصت یافت به منابعی دسترسی پیدا کند که کمتر کسی آنها را دیده بود. اما سرنوشت این کتابخانه و دانشمند جوان، با حادثهای رازآلود و تحولات سیاسی زمانه گره خورد.
ابنسینا پس از موفقیت در درمان امیر سامانی، اجازه یافت از کتابخانه سلطنتی بخارا استفاده کند. او بعدها نوشت که در آنجا کتابهای نادری دیده بود که حتی نام بسیاری از آنها برای دانشمندان عصرش ناشناخته بود. این فرصت نقش مهمی در شکلگیری اندیشه علمی و فلسفی او داشت.
چندی بعد، کتابخانه دچار آتشسوزی شد و بخش بزرگی از آثار ارزشمند آن از میان رفت. از همان زمان، برخی بدخواهان و رقیبان ابنسینا شایعه کردند که او در این حادثه دست داشته است؛ ادعایی که هیچ سند معتبری برای آن وجود نداشت ولی موجب شد ابن سینا برای در امان ماندن از بخارا بگریزد و راهی طولانی را در پیش گیرد. همزمان، دولت سامانیان نیز رو به افول میرفت. او هرگز نتوانست به بخارا بازگردد، اما همین مهاجرت اجباری زمینه نگارش مهمترین آثار علمی و فلسفی او را فراهم کرد و نامش را در تاریخ دانش جهان ماندگار ساخت.
منابع: زندگینامه ابنسینا به روایت جوزجانی، تاریخ الحکماء، Encyclopaedia Iranica، و The Cambridge History of Iran.@tarikh_name
۴۱۹
۱۲:۱۳