دکتر حسین اسلامی : هشتاد سال سن دارم و هفتاد ساله در تاریخ هستم ومیخونم ومینویسممن باقاطعیت میگویم سهمگینانه ترین و وحشیانه ترین هجوم به ایران برای تجزیه نه برای نابودی ایران در این شش ماه اخیر اتفاق افتاده و هرگز در هیچ کجای تاریخ ایرانی این چنین سرافراز نبوده ...
@tarikh_name
@tarikh_name
۱.۴K
۹:۴۱
دو مرگ هولناک
🩸 در تاریخ بنیاسرائیل، گاهی اعتراض به پادشاه و مردم، بهایی سنگین داشت. ذکریا، پسر یهویاداع، که روح خدا بر او بود، مردم و شاه یوآش را بهدلیل نافرمانی از فرمانهای خداوند سرزنش کرد. اما بهجای پذیرش هشدار، علیه او توطئه کردند و به فرمان پادشاه، او را در حیاط خانه خداوند سنگسار کردند تا جان باخت. ذکریا در واپسین لحظات فریاد زد: «خداوندا، ببین و انتقام بگیر.» در ترتیب کتابهای مقدس عبری، او آخرین شهید این روایت دانسته شده است.
🪚 اما ماجرای «اره شدن» روایتی است که به اشعیا نسبت داده شده است. رسالهای به عبرانی از پیامبرانی یاد میکند که «با اره بریده شدند». در سنت کهن یهودی و مسیحی، بهویژه در معراج اشعیا و تلمود بابلی، آمده است که اشعیا به فرمان منسی، پادشاه شریر یهودا، با اره چوبی اعدام شد.
دو روایت، دو شیوه مرگ؛ اما یک پیام مشترک: وقتی قدرت، صدای حقیقت را دشمن خود بداند، حتی پیامآوران الهی نیز از خشونت در امان نمیمانند.
منابع: کتاب دوم تواریخ ۲۴:۲۰–۲۲؛ متی ۲۳:۳۵؛ عبرانیان ۱۱:۳۷؛ Ascension of Isaiah؛ تلمود بابلی، Yevamot 49b؛ دانشنامه بریتانیکا.@tarikh_name
🩸 در تاریخ بنیاسرائیل، گاهی اعتراض به پادشاه و مردم، بهایی سنگین داشت. ذکریا، پسر یهویاداع، که روح خدا بر او بود، مردم و شاه یوآش را بهدلیل نافرمانی از فرمانهای خداوند سرزنش کرد. اما بهجای پذیرش هشدار، علیه او توطئه کردند و به فرمان پادشاه، او را در حیاط خانه خداوند سنگسار کردند تا جان باخت. ذکریا در واپسین لحظات فریاد زد: «خداوندا، ببین و انتقام بگیر.» در ترتیب کتابهای مقدس عبری، او آخرین شهید این روایت دانسته شده است.
🪚 اما ماجرای «اره شدن» روایتی است که به اشعیا نسبت داده شده است. رسالهای به عبرانی از پیامبرانی یاد میکند که «با اره بریده شدند». در سنت کهن یهودی و مسیحی، بهویژه در معراج اشعیا و تلمود بابلی، آمده است که اشعیا به فرمان منسی، پادشاه شریر یهودا، با اره چوبی اعدام شد.
۱.۲K
۱۶:۵۷
یه چالش جالب با یه نفر از آریایی های عرب نپرست که آچمز میشه. مشت نمونه خروار جماعت بیسواد پرمدعا
@tarikh_name
@tarikh_name
۱.۱K
۵:۲۸
پیشگویی ممنوع
در سالهای پایانی پادشاهی یهودا، ارمیا، پیامبری از خاندان کاهنان، مأمور شد مردم را از سقوط قریبالوقوع اورشلیم آگاه کند. او تسلیمشدن به بابل را تنها راه نجات میدانست؛ اما این پیام برای نخبگان سیاسی و مذهبی قابلتحمل نبود. فشحور، کاهن اعظم، ارمیا را کتک زد و در کلبهای کنار دروازه معبد به بند کشید تا صدایش را خاموش کند.
آزارها پایان نیافت. شاهزادگان، ارمیا را به خیانت متهم کردند و او را در گودالی گلآلود در حیاط نگهبانان انداختند؛ جایی که تا زانو در گل فرو رفت. تنها «عبدالملک» حبشی بود که نزد شاه رفت و با التماس، جان پیامبر را نجات داد. اما شاه یهویاقیم، طومار پیشگوییهای ارمیا را با چاقو پاره کرد و در آتش انداخت.
پس از سقوط اورشلیم، ارمیا به اجبار به مصر تبعید شد و طبق سنت کهن، سرانجام به دست هموطنانش به شهادت رسید. سرگذشت او تصویری تکاندهنده از پیامبری است که برای نجات قومش هشدار داد، اما در برابر قدرت، تنها ماند و همهچیزش را از دست داد.
منبع: کتاب مقدس (کتاب ارمیا، بابهای ۲۰، ۳۶، ۳۸)دانشنامه بریتانیکا
@tarikh_name
@tarikh_name
۱.۱K
۱۱:۲۲
یکی از دروغ های پرتکرار در فضای مجازی برای اینکه امامان شیعه رو هم در حمله اعراب مسلمان به ایران شریک کنن، استناد به خطبه ۱۴۶ نهج البلاغه و مشاوره امام علی به عمر برای حمله به ایرانه. این سوال رو از استاد تاریخ ایران و اسلام پرسیدیم
اخبار و تاریخ ایران و جهان رو از تاریخنامه دنبال کنین
@tarikh_name
اخبار و تاریخ ایران و جهان رو از تاریخنامه دنبال کنین
@tarikh_name
۱.۱K
۶:۰۹
فرار بیفایده
در سالهای پایانی پادشاهی یهودا، اوریا، پسر شمعیا از قریه یاریم، مانند ارمیا علیه اورشلیم و سرزمین یهودا پیشگویی میکرد و از سقوط قریبالوقوع آن هشدار میداد. اما وقتی یهویاقیم، شاه، همراه سرداران و بزرگان سخنانش را شنید، تصمیم به کشتن او گرفت. اوریا از ترس جانش به مصر گریخت؛ اما تصور میکرد آنجا از خشم شاه در امان خواهد بود.
یهویاقیم دست از تعقیب او نکشید. شاه، «اِلناتان پسر عَکبور» را همراه گروهی به مصر فرستاد. آنان اوریا را از مصر بیرون آوردند و نزد شاه بازگرداندند. فرمان مرگ صادر شد: اوریا با شمشیر کشته شد و حتی اجازه نیافت در گورستان نیاکانش دفن شود؛ پیکرش را در گورستان عوام به خاک سپردند.
سرنوشت اوریا نشان میدهد در آن روزگار، هشدار دادن به قدرت میتوانست بهای مرگ داشته باشد. او گریخت، اما نتوانست از خشم شاه بگریزد؛ و مرگش به هشداری تلخ برای هر پیامبری تبدیل شد که جرأت میکرد در برابر پادشاه سخن بگوید.
منبع: کتاب ارمیا، باب ۲۶، آیات ۲۰ تا ۲۳.
@tarikh_name
منبع: کتاب ارمیا، باب ۲۶، آیات ۲۰ تا ۲۳.
@tarikh_name
۷۷۶
۱۰:۵۰
وقتی شب و روز تلاش میکنی در گوش بچه ات اذان نگی و آریایی بازی در بیاری، غافل از اینکه نوه شاهتون رو میبردن پیش آیت الله در گوشش اذان بگه
@tarikh_name
@tarikh_name
۸۵۶
۱۴:۲۱
@tarikh_name
۷۱۸
۶:۱۱
چوپانی که خدا برگزید
روزگاری چوپانی ساده، بدون تبار پیامبری و آموزش رسمی، ناگهان در برابر شاه و کاهنان ایستاد و از عدالت سخن گفت. او عاموس بود. سومین پیامبر از پیامبران صغیر، در سده هشتم پیش از میلاد در تِکوع یهودا به دنیا آمد؛ شبان گوسفندان و پرورشدهنده درختان چنار بود. اما خداوند او را به اسرائیل فرستاد؛ سرزمینی که در روزگار یربعام دوم گرفتار بتپرستی و بیعدالتی شده بود.
عاموس در معبد سلطنتی بیتئیل، فساد، ستم بر فقرا و دورویی مذهبی را محکوم کرد و هشدار داد «روز خداوند» برای اسرائیل روز ظلمت خواهد بود و بیگانگان این پادشاهی را فرو خواهند ریخت. آماسیا، کاهن اعظم، او را به خیانت متهم و از بیتئیل اخراج کرد. اما ماجرا به همینجا ختم نشد؛ روایتهای پسین میگویند عاموس بارها کتک خورد و شکنجه شد.
🩸 سرانجام اُزّیا، پسر آماسیا، با گرزی بر سر عاموس کوبید و او را بهشدت مجروح کرد. چوپان نیمهجان به زادگاهش بازگردانده شد و حدود ۷۸۷ پیش از میلاد در همانجا جان سپرد. اما شاید هیچ گرزی نتوانست صدای او را خاموش کند؛ زیرا پیام چوپان تِکوع، قرنها بعد نیز فریاد عدالت در برابر ستم باقی ماند.
منبع: کتاب عاموس در کتاب مقدس عبری (تنخ)اطلاعات دانشنامه بریتانیکا درباره عاموس
@tarikh_name
🩸 سرانجام اُزّیا، پسر آماسیا، با گرزی بر سر عاموس کوبید و او را بهشدت مجروح کرد. چوپان نیمهجان به زادگاهش بازگردانده شد و حدود ۷۸۷ پیش از میلاد در همانجا جان سپرد. اما شاید هیچ گرزی نتوانست صدای او را خاموش کند؛ زیرا پیام چوپان تِکوع، قرنها بعد نیز فریاد عدالت در برابر ستم باقی ماند.
@tarikh_name
۶۰۵
۱۰:۲۳
قرار به استفاده از معجزه و غیب بود که دیگه دینداری هنر نبود
@tarikh_name#فیلم #امام_حسین #ایران #شفا #سریال
@tarikh_name#فیلم #امام_حسین #ایران #شفا #سریال
۵۳۶
۱۴:۵۱