لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
ت
۳۵۶ عضو

تار‌ و‌ پود روان

رواناین باشکوه پر رمزتارش از عشق، پودش از خشم..
این کانال با هدف تفکر به چگونگی «والدگری» فعالیت می‌کند. والدگری برای فرزندانمان یا برای «خودمان»
تحت نظارت:شفیعه مشیریروان‌درمانگر تحلیلی کودک و نوجوان هنردرمانگر تحلیلی
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۷ خرداد
یکی از اعضا فرستادن:
یه حس خیلی عجیبی دارم این روزها. اینکه به کارهام وبرنامه هام نمیرسم که بماند، ولی این بزرگترین سرزنشم نیست بزرگترین سرزنشم اینه که خوشحالم از قدرت کشورمولی کشورم خیلی با مردم خودش بد کردهخیلی قاتی کردم. همش به کشورم که فکر می‌کنم خودمو سرزنش میکنم.
undefined۱۴
undefined۸
undefined۷

۴۰۲

۱۴:۰۵

چرا ایقدر دارین تعجب میکنینundefinedخب آدمها با هم متفاوت هستند و متفاوت فکر میکنند.
اگر دوست داشتید برام بنویسید این نوشته براتون چه معنایی داشت.
@shafieh_moshiriتا صبح شنبه مطالب رو ادامه بدیم.undefined
undefined۶
undefined۲
undefined۱
undefined۱

۵۳۱

۱۵:۲۱

۱۰ خرداد
یکی از چیزهایی که این چند روز در پیام‌های ارسالی تکرار شد، این بود که خیلی از ما فقط با اتفاقات بیرون درگیر نیستیم.
گاهی بخش بزرگی از خستگیمان، از گفت‌وگوهایی می‌آید که در درونمان جریان دارد.
گفت‌وگوهایی که آن‌قدر قدیمی شده‌اند که دیگر متوجه حضورشان نمی‌شویم.
«باید بهتر جبران میکردی.»«این کافی نیست.»«هنوز عقب هستی.»«نباید این‌قدر خسته باشی.»و...
گاهی آدم از یک روز سخت خسته نیست. از ساعت‌ها و سال‌ها شنیدنِ این صداها خسته است.

و شاید عجیب نباشد اگر بعضی وقت‌ها، بیش از استراحت، بیش از تعطیلات، بیش از خواب،
نیاز داشته باشیم کمی به این فکر کنیم که:
درون ما چه کسی دارد با ما حرف می‌زند؟
undefined۹
undefined۵
undefined۱

۵۰۵

۱۲:۴۰

۱۷ خرداد
سلاماز آخرین پیام کانال شش هفت روزی میگذره و من این مدت درگیر باز شدن اینترنت و حس و حال مراجعین نوجوانم بودم
اینکه نت بازشد، و دسترسی به تلگرام و اینستاگرام آزاد شده چه حسی داره؟فضای اون دو اپ در این مدت چه جوری براشون تجربه شدهو چه چالشهایی، چه حس هایی، چه فکر هایی ایجاد شده؟
راجع بهش براتون خواهم نوشتو اگرموافقین به مسیرمون ادامه میدیم.
راستی امکان ارسال دیدگاه رو باز کردم تا بتونیم همینجا گفتگو کنیم.
و راستی تر!تصمیم گرفتم گروه قدیم تلگرام رو هم پای این گروه پیش ببرم.که در هر دو فضا باشیم.
undefined۱۷
undefined۳

۳۳۶

۱۰:۲۵

۱۸ خرداد
توضیح:
متنی که در ادامه می‌خوانید، بازآفرینی و ترکیبی از تجربه‌های بالینی این روزهاست.

برای حفظ حریم خصوصی، جزئیات، موقعیت‌ها و برخی ویژگی‌ها تغییر کرده‌اند و این متن روایت مستقیمِ هیچ مراجع مشخصی نیست؛ بلکه تلاشی است برای به تصویر کشیدن تجربه‌ای که این روزها بارها با آن روبه‌رو شده‌ام.

undefined۱

۲۹۶

۴:۱۷

اینستاگرام باز شده خانم مشیریتلگرام هم همینطورافتضاحه باور کنید افتضاحه
و سرش رو پایین می‌ندازه. چند لحظه سکوت می‌کنم و می‌پرسم: بهم بگو چیش افتضاحه
+ همه چیزشاول از همه اینکه وابستگیم دوباره شروع میشهوقتم تموم میشه. اینستاگرام آدم رو می‌بلعه
می‌خواستم به عاملیت خودش در برابر اینستاگرام اشاره کنم ولی فکر کردم هنوز وقتش نیست. ادامه داد:
+ قبلاً لااقل ‌میرفتی تو اینستاگرام حالت خوب می‌شد. چهارتا آنلاین شاپ می‌دیدی. من عاشق طبیعتم و کلی برام ریلزهای اقامتگاه‌های مختلف میومد.یا مثلاً موزیک ویدیوهایی که دوست داشتم یا ریلزهای سگ و گربه‌های کوچولو و بامزه
الان هرچی میرم تو اینستاگرام، آنلاین شاپ‌هایی رو می‌بینم که التماس می‌کنند که نزن بعدی و یک لایک به ما بده تا این نابودی تحمیل شده رو بتونیم جبران کنیم
روی تمام ویدیوهای طبیعت ایران، غمگین‌ترین شعرهای تاریخ گذاشته شده که با دلسوزترین صداها خونده میشه..
اینستاگرام انگار دلت بیشتر می‌گیره..
عکس ماجراهای ۱۸ و ۱۹ دی هم که همش اون لابه‌لا میان. خیلی کلافه کننده است همه چیز.
قبلا اینستا اینطوری بود که آدم می‌پری توش و بدبختی‌هاش یادش می‌رفت، الان اینطوریه که میری و یادت میاد که چه فجایعی رو پشت سر گذاشتی.
تلگرام رو که نگم براتون
اصلاً انگار گرد مرگ پاشیدن.
دو سه روز اول بعد از وصل شدن نت‌ها هممون سعی کردیم چنل‌های دیلیمون رو آپدیت کنیم. مثلاً عکس‌های مختلف این روزها رو بفرستیم و بگیم بهمون خوش گذشته، و بعد دیگه هیچی.
هیچکس حرفی برای زدن نداره، هیچ چیزی اونجا نیست
ازش پرسیدم: پس دو تا پناهگاه امنی که ذهنت برای فرار از همه اون چیزهای سختی که تو واقعیت بود، بهشون پناه می‌برد رو از دست دادی؟
+ آره واقعاً
یادتونه می‌گفتم زندگی رویایی‌ای که تو اینستاگرام دنبال می‌کنم، خیلی قشنگ‌تر از چیزیه که تو واقعیت هست؟ الان دیگه اصلاً اونطوری نیست. اونجا هم سرد و سیاهه.. مثل همین جا..
خوب برام بگو. این روزها که اینستاگرام رو از دست دادی وقتت رو چطور می‌گذرونی؟
+ امممم... همون طوری مثل هفته‌های قبل.. مثل هفته‌هایی که انگار اینترنت باز نشده بود.. بیشتر می‌خوابم.
گفته بودین اینجا پیش شما میشه راجع به خواب‌هامم حرف بزنم. آره؟
راجع به هر چیزی که بخوای می‌تونی حرف بزنی.
+ خوب این خیلی خوبه. دیشب خواب می‌دیدم که....
undefined۲۶
undefined۳

۸۹۰

۴:۲۹

۲۱ خرداد
روزهای عجیبی را میگذرانیم.
هنوز داریم سعی می‌کنیم یک اتفاق را بفهمیم، که اتفاق دیگری از راه می‌رسد.
هنوز از یک نگرانی بیرون نیامده‌ایم، که نگرانی بعدی شروع می‌شود.
هنوز فرصت نکرده‌ایم برای چیزی که از دست رفته سوگواری کنیم، که باید خودمان را با شرایط تازه‌ای وفق بدهیم.
شاید برای همین است که بعضی آدم‌ها این روزها خسته‌اند، بدون اینکه بتوانند دقیقاً توضیح بدهند از چه.
گاهی خستگی فقط حاصلِ یک اتفاق سخت نیست.
حاصلِ فرصت نکردن برای هضم کردنِ اتفاق‌های پشت سر هم است.
انگار ذهن هنوز در ایستگاه قبلی مانده، اما زندگی چند ایستگاه جلوتر رفته.
تجربه این روزهای شما چگونه ست؟
ble.ir/join/AH7M2vwYbg
undefined۱۲
undefined۹

۴۲۷

۸:۱۵

۹ تیر
سلام و احترام
جنگ و قطع شدن کانال‌های تلگرامی ما رو به سمت همراهی با هم در کانال بله با عنوان «تار و پود روان» سوق داد. در حال حاضر بعد از بازشدن تلگرام مدتیست درگیر برنامه‌ی کلاس‌های آنلاین شدم، که در تلگرام رها شده بود. چون متاسفانه راه دسترسی غیر از تلگرام به اعضای گروه‌های درمانی و آموزشی نداشتم.
و به همین خاطر فعالیت در کانال تار و پود هم متوقف مانده.
تصمیم دارم کانال‌ها رو تجمیع کنم، و با یک کانال در تلگرام و یک کانال در بله، فعالیت‌هامون رو ادامه بدیم. محتوای این کانال و کانال تلگرام، مشابه خواهند بود.
امیدوارم که در ادامه مسیر بتونم هر چند اندک، براتون مفید باشم.
لینک کانال بله:ble.ir/join/AH7M2vwYbgلینک کانال تلگرامhttps://t.me/taropooderavan

با احترامشفیعه مشیری
undefined۱۰

۱۹۷

۶:۲۶

و البته درگیر نوشتن متن برای پست‌های اینستاگرام کانال ایرانیان:)(که علی رغم اینکه خیلی سخته ولی خیلی دوسشون دارم) آخریش رو براتون میفرستم، بلکه این همه تاخیر بنده رو ببخشیدundefined
undefined۲

۱۸۹

۶:۳۳

https://www.instagram.com/p/DaIgsDaAmxu/?igsh=a2kyNWdudjBydDZw

۱۸۵

۶:۳۴