۱.۲K
۱۸:۱۷
• ویژه مدیران، کنشگران فرهنگی و فعالان رسانه
۲K
۱۱:۵۲
۲K
۱۱:۵۲
۲K
۱۱:۵۲
۲K
۱۱:۵۲
۲K
۱۱:۵۲
🪤 تلهی جرائم نفرتبرخاسته
چطور با اخبار جرائم نفرتبرخاسته مواجه شویم که در دام آن نیفتیم؟
جرائم نفرتبرخاسته^:
پدیدهای جهانی است که در جوامع مختلف و بر اساس عواملی مانند نژاد، مذهب، قومیت، جنسیت یا هویت سیاسی و اجتماعی رخ میدهد. در کشور ما نیز سابقه داشته و به طور مثال ترورهای منافقین در دهه ۶۰، بین این جرائم دستهبندی میشوند. این پدیده حاصل قطبیدگی جوامع بوده و رسانهها با حرکت روی موج اختلافات، به افزایش آن دامنمیزنند.
اقلیتِ مدعیِ اکثریت
جرائم نفرتبرخاسته معمولا فعلهایی را در برمیگیرد که تنها یک اقلیت محدود امکان ارتکاب آن را دارند؛ اما با کمک رسانه، خود را اکثریت جا میزنند. این کار تلاشی است تا از طریق تهدید به تکرار گسترده ضربه و انتقام، موجب وحشت و سپس واگذاری فضا و اختیار عمل به طراحان این عملیات شود. متاسفانه بازتابهای هیجانی رسانهای نیز رخدادی که به طور مثال ۵ تا ۱۰ نفر درگیر حقیقی آن بودهاند را تبدیل به دغدغه ذهنی هزاران نفر کرده و مطابق اهداف مرتکبان جرم حرکت میکنند.
جرم نفرتبرخاسته، روی دیگر افزایش شدت بیحجابی
همانطور که پیشتر هم در «پیام راهبردی طرز» اشاره شده بود، شدت گرفتن بیحجابی، از روی تقابل با حضور فعالانه زنان کنشگر در میانه میدان بوده تا بتواند تصویری از اعلام حضور معاندان بسازد و مانع از محو شدن این گروه در تقابل با گفتمان حاکم گردد.
به نظر میرسد این جرائم نیز روی دیگر همان سکه هستند؛ چرا که با نمایش اقتدار شکل گرفته در فضای اجتماعی و میدان برای گفتمان انقلاب اسلامی، گروه مقابل خود را در نقطه ضعف دیده و مجبور است رخدادی را خلق و یا تصاحب کند.
راهبردهای پیشنهادی:
تعبیر «قدرت» از «غیظ ناتوانی» ممنوع! 
پس اقتدار گفتمانی انقلاب اسلامی است که موجب انزوای گفتمان معاند شده؛ تا حدی که معاندان را تا حد خلق یا تصاحب یک «جرم نفرتبرخاسته»، به عنوان آخرین نسخه نجات، کشاندهاست.
پس در چنین شرایطی، خطرناکترین تحلیل آن است که خود ما به این غیظ حاصل از ناتوانی، لباس قدرت بپوشانیم و شهر را در تسخیر قاتلان منزوی روایت کنیم.
ممانعت از انتساب فعل «اقلیت» به «اکثریت»
هرچند دیموت کردن این اخبار سخت است، اما باید توجه داشت که «یک رخداد» را تبدیل به روایت غالب و «اکثریت» نکنیم!
حتی گاهی روایتِ حجم بالای خشونت و جزئیات رخداد نیز میتواند قدرت را به عنوان فرامتن در دستگاه محاسباتی مخاطب تثبیت کند و هدف عاملان را به نتیجه برساند.
توقف ادامه چرخه خشونت، نیازمند رویکردهای محتاطانه
برخورد حداکثری با جرائم خشن ضرورتی انکار ناپذیر است؛ اما در مورد جرائم نفرتبرخاسته، به نظر میرسد نسخه علاج متفاوت باشد. باید توجه داشت که بروز خشونت بیسابقه در مواجهه با جرمی که خود خشونت را حاصل نفرت تعریف کرده است، چه اثری در فضای قطبیده اجتماعی دارد؟ آیا در تکمیل پازل طراحان آن عمل میکند یا موجب بازدارندگی خواهدشد؟
به نظر میرسد در یک راهبرد عقلانی، همزمان با برخورد قاطع و منطقی، بازداشتن دو طرف از نفرتپراکنیِ بیشتر، موضوعیت ویژه دارد. پس همزمان که باید نشان داده شود چنین جرائمی غیرقابل بخشش و چشمپوشی و فراموشی بوده و عادیسازی آن غیرممکن است (که معمولا از طریق مدیریت برخورد سلبریتیها با موضوع مورد پیگرد باید قرار گیرد) نباید نوع برخورد، خود به «بهانهای» برای مشروعیت بخشی به تکرار چرخه تبدیل شود.
لزوم تقویت حمایت قانونی از قربانیان
در بسیاری از کشورها، «قانون» از لحظه دعوت به خشونت جرمانگاری را آغاز کرده و در لایه محتواهای متنی در شبکههای اجتماعی نیز قابل پیگیری است. به نظر میرسد تشدید مراقبت قانونی در خصوص این جرائم در کشور ما نیز میتواند بخشی از مسائل پیش آمده در فضای اجتماعی-رسانهای را به مرتفع کند.
جمعبندی
با توجه به آنکه هیچیک از تلاشهای رقم خورده در اغتشاشات، فرایند شبه کودتای دیماه، جنگ و دیگر موارد نتوانستهاند دشمن را به اهداف سخت و نرم خود برسانند و ورود نظامی آمریکا نیز به چنین شکستی منجر شدهاست؛ تنها راهبرد باقیمانده ایجاد قطبیدگی در فضا اجتماعی و تولید درگیریهای داخلی است. چنین شرایطی وظیفه کنشگران فرهنگی را در هوشیاری و بازیخوانی دقیقتر از رخدادها چندبرابر کرده است.
امید است با انتخابهای راهبردی دقیق در مواضع خود، در جهت افزایش قدرت و ضریبدادن به طراحیهای رسانهای دشمن حرکت نکرده و اقتدار اجتماعی و گفتمانی را در صدر تحلیل خود قرار دهند.----------------------------^: HateCrime
•مختص مدیران، کنشگران فرهنگی و فعالان رسانهای
@Tarz_ir
•مختص مدیران، کنشگران فرهنگی و فعالان رسانهای
۱.۸K
۱۲:۵۲
۱.۸K
۱۲:۵۲
۱.۸K
۱۲:۵۲
۱.۸K
۱۲:۵۲