لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل TextboxT
۴۵۸ عضو

Textbox

می آیـد هـر آنچه باید
1400/5/12
مدیر: @daryayiii
مشاهده در وب بله
۴ آذر ۱۴۰۴
thumbnail
undefined۱۲

۵۳۵

۱۵:۱۶

Textbox
undefined تصویر
ولی آدمیزاد هم موجود عجیبیه هایه چیز کیک درست کردم به قدری با افتخار از تمام زوایا ازش عکس گرفتم که نگوخلق یه دسر این همه بهمون حس غرور میدهخدا با اون عظمت خلقتش احتمالا خنده‌اش بگیره از کارای ما
undefined۹

۵۳۱

۱۵:۱۸

Textbox
از هر روز زندگیم میتونم روز_ نامه بنویسم
روز‌ نامه یکشنبه شب:برمی‌گرده به همون پیاده روی نیم ساعت اجباریم تو خیابون سرد و تاریک بعد ۶،۷ ساعت کار.داشتم تو دارو خونه ها دنبال مارک یه میسلار واتر می‌گشتمداروخونه آخری که رفتم گوشیم زنگ خورد سایلنتش کردم ولی چراغش می‌زد.داشتم از یکی از پرسنل میسلار واترو می‌پرسیدم گفت :-گوشیت داره زنگ میخورهگفتم:-بی خیال ،دارین فلان مارکو ؟گفت :-نه اومدم بیرون و با عصبانیت جواب گوشیمو دادم اصلا مهم نبود یه خانم سی و خورده ای سن و سال دار هم پشتم از داروخونه اومد بیرون.داشتم فارسی پای تلفن صحبت میکردم.بعد قطع کردن گوشیم خانمه گفت :-ببخشین شما ترکین دیگه؟به ترکی گفتم :-آرهاضافه کنم(با کلی اخم و خستگی)پرسید:شما برای خودتون میسلار میخواستینگفتم :بلهپرسید:- مارکش؟با یه لحن نه چندان خوب گفتم:-گارنیر چطور؟بی چاره با ترس و لرز جواب داد:-مرسی،مشاور پوست و مو هستم گفتم ببینم چی استفاده میکنید.تشکر کرد و رفتالان بعد دو روز که ذهنم آرومتر شده، یادم میوفته خندم میگیره.قضاوتم نکنیدقبلا یه خانم مسن تر تو همین شرایط که بیرون از سالن زیبایی بودم اومد از صورتم تعریف کرد و بعد شمارمو به زور و تو عمل انجام شده گرفت که ادم کنه گروه محصولات پوستیش .فقط شاکرم که مغزم تو اون حالت کار کرد شماره اصلیمو ندادم.هرچند که باز تماس گرفت گفت مطمئنی شماره اصلیته آخه تو واتس اپ نیستیundefinedundefined
undefined۷
undefined۴

۵۷۴

۱۵:۲۹

۱۶ آذر ۱۴۰۴
اسنپ گرفتمنشستم تو ماشینکم مونده ده بشهبارون میباره و چاووشی میخونه:روا نبود تنهای تنهاتر بشم...
undefined۱۴

۵۴۲

۱۸:۰۷

thumbnail
۱۶ آذرماه ۱۴۰۴
undefined۱۳

۶۶۱

۱۸:۰۷

Textbox
undefined ۱۶ آذرماه ۱۴۰۴
بارونو قبلا دوست نداشتماز خیس شدم بدم میومدهنوز همینطوره ولی وقتی میباره منتظرمهمیشه قبل و بعدش برام اتفاق خوب میوفته
undefined۱۱

۶۶۸

۱۸:۰۸

۸ دی ۱۴۰۴
داره برف برام میباره
undefined۸

۶۳۹

۱۲:۱۳

چرا میگم برام میباره؟چون وقتی گرفتم و بعدش برف میاد کلی اتفاق بزرگ و خوب برام میوفته
undefined۸

۶۹۶

۱۲:۱۳

از الان منتظرشونم🤍
undefined۸

۷۱۰

۱۲:۱۴

۱۶ اسفند ۱۴۰۴
داشتم فکر می‌کردم اگر بمیرم چه اون هایی که حتی تو این سه روز گذشته حرف نزدم و چه اون هایی که قطع ارتباط کردم باهاشون شروع به ماتم گرفتن و گریه و شیون میکنن ولی عمیقا از ته دلم میخوام بدونن اگر من نبودم ،گریه و زاری و زنگ زدن به دوستان صمیمی منو تموم کنید.اقوام و رفقای قدیمی همونطور که نبودید نباشین چون مضحک به نظر خواهید رسید.دوستانم،اگر هم دیدین نیستم و برای همیشه رفتم بدونید که خودم آگاه بودم از قبل و کاری از دستم برنمیومده.خشمگینم و شدیدا پوچ چرا که حس میکردم لایق یک زندگی معمولی هستم اما انگار ما هیچ بودیم.از دوستانم میخوام با هیچکدوم از آدم هایی که نبودن پیشم تو این دوران سخت حرف نزننundefinedundefined
۰۴/۱۲/۱۶
15:46
undefined۵

۴۴۹

۱۲:۱۶