عکس پروفایل رمـان‌تهکوك|Tehkookر

رمـان‌تهکوك|Tehkook

۱.۱ هزار عضو
رمـان‌تهکوك|Tehkook
#خدمتکار_شخصی_من -نظرت چیه امشب دعوتش کنیم؟ سوآ صورتشو خیلی سریع به طرف مامان جونگکوک یعنی جونگ سو چرخوند : -خاله داری چی میگی؟خیلی کار هست که هنوز انجامش ندادیم باید خونه رو کامل مرتب کنیم مامان جونگکوک با آرومی گفت: -مشکلی نیست به هر صورت منو تو دو نفریم از پس همه چی بر میایم ولی الان باید بریم یکمی مواد غذایی و میوه بخریم به هرصورت باره اولش میشه که میاد خونمون ------- همون‌طور که در حال مکیدن ل..ب پایینی جونگکوک بود ، جونگکوک هم داشت ل..ب بالایی اونو تست میکرد فقط صدای بوسشون بود که اون اتاق کوچولو رو پر کرده بود دیگه جونگکوک نفس کم آورده بود ، دستشو توی موهای مشکی آقای کیم کرد و سعی کرد سرشو به عقب بکشه تا بتونه حداقل یکمی نفس بگیره. تهیونگ متوجه این موضوع شد واسه همین واسه دقایقی بیخیال شد . ل..بای هردوتاشون از هم فاصله گرفت و شروع کردن به تند نفس کشیدن تهیونگ رو تختی که یکم پیش جونگکوک اونو مرتب کرده بود دراز کشیده بود و واسه امشب برنامه های زیادی داشت تهیونگ دوباره شروع کرد به مکیدن ل...باش یکی از دستاش دور صورت جونگکوک و دیگری رو بدنش بود که سعی میکرد لباسشو در بیاره. این رمان با همین آیدی در بله و تلگرام فقط فعالیت داره. هرگونه اسکی از این رمان چه در این برنامه و چه در برنامه های دیگری برخورد جدی میشه پس تا میتونین از همین چنل اصلی حمایت کنید.
#خدمتکار_شخصی_منصدای موبایل جونگکوک توی اتاق پیچید. جونگکوک سرشو به طرف موبایلش که در حال زنگ خوردن بود چرخوند. -اوه یکی داره بهم زنگ میزنمتهیونگ بهش نگاهی کرد:-جوابشو نده. جونگکوک به چشمای کشیده اون نگاه کرد و با صدایی آروم گفت:-نمیتونم به سمت موبایلش رفت و اسم مامانشو روی صفحه گوشی دید و بلافاصله جواب داد:-بله؟مامان جونگکوک با صدایی بلند ولی خیلی خونسرد گفت:-اوه پسرم.. بد موقع بهت زنگ زدم؟جونگکوک نفسی گرفت و شمرده شمرده گفت:-ن.نه اتفاقا کارمم یکم دیگه تموم میشه -میخواستم بگم که امشب زودتر بیا خونهجونگکوک نگاهی به تهیونگ روی تخت کرد و بعدش دوباره حواسشو به اون نقطه کوری که داشت نگاه میکرد داد:-اتفاقی افتاده ؟مامان جونگکوک با کمی مکث ادامه داد :-نه ، فقط میخواستم امشب تو و لیاون رو دعوت کنم جونگکوک هول کرد واسش سوال بود که چرا مامانش بعد این همه مدت میخواد لیاون رو مهمون کنه-چ.چی؟لیاون رو دعوت کنی؟تهیونگ از صدای بلند پسر کوچیکتر تعجب کرد. -پسرم ، لیاون دختره خیلی خوبیه خیلی زشت میشه اگر دعوتش نکنیم -خبب.. خیله خب باشه من ریسم حرف میزنم ببینم اگر اجازه میده زودتر میام خونه-باشه مواظب خودت باش تلفنو قطع کرد که تهیونگ بدون کمی مکث توی حرفاش فقط ادامه داد:-پس خیلی بهم نزدیک شدین که مامانت میخواد اونو شام دعوت کنه ولی بنظرت اون قبول میکنه؟مطمعنم اون دختره دیوونه فقط داره تورو بازی میده بعدا هم متوجه میشی که اون با ینفر دیگه قرار میذاره-لطفا بس کنین آقای کیم! منو لیاون عاشق هم دیگه ایم-گفتم دیگه بعدا متوجه همچی میشیشرایط پارت بعدی 50 تا ریکت گل هست
undefined۱۲
undefined۱۶۰

۶K

۱۱:۵۷

رمـان‌تهکوك|Tehkook
پیام
.
undefined۱۱

۵.۹K

۱۱:۵۷

به به ریکتا به قدری دارن زیاد میشن که مجبورم همین امشب آپلودش کنم
undefined۱
undefined۲
undefined۲
undefined۴
🥳۶۰

۶K

۱۴:۵۷

رمـان‌تهکوك|Tehkook
#خدمتکار_شخصی_من صدای موبایل جونگکوک توی اتاق پیچید. جونگکوک سرشو به طرف موبایلش که در حال زنگ خوردن بود چرخوند. -اوه یکی داره بهم زنگ میزنم تهیونگ بهش نگاهی کرد: -جوابشو نده. جونگکوک به چشمای کشیده اون نگاه کرد و با صدایی آروم گفت: -نمیتونم به سمت موبایلش رفت و اسم مامانشو روی صفحه گوشی دید و بلافاصله جواب داد: -بله؟ مامان جونگکوک با صدایی بلند ولی خیلی خونسرد گفت: -اوه پسرم.. بد موقع بهت زنگ زدم؟ جونگکوک نفسی گرفت و شمرده شمرده گفت: -ن.نه اتفاقا کارمم یکم دیگه تموم میشه -میخواستم بگم که امشب زودتر بیا خونه جونگکوک نگاهی به تهیونگ روی تخت کرد و بعدش دوباره حواسشو به اون نقطه کوری که داشت نگاه میکرد داد: -اتفاقی افتاده ؟ مامان جونگکوک با کمی مکث ادامه داد : -نه ، فقط میخواستم امشب تو و لیاون رو دعوت کنم جونگکوک هول کرد واسش سوال بود که چرا مامانش بعد این همه مدت میخواد لیاون رو مهمون کنه -چ.چی؟لیاون رو دعوت کنی؟ تهیونگ از صدای بلند پسر کوچیکتر تعجب کرد. -پسرم ، لیاون دختره خیلی خوبیه خیلی زشت میشه اگر دعوتش نکنیم -خبب.. خیله خب باشه من ریسم حرف میزنم ببینم اگر اجازه میده زودتر میام خونه -باشه مواظب خودت باش تلفنو قطع کرد که تهیونگ بدون کمی مکث توی حرفاش فقط ادامه داد: -پس خیلی بهم نزدیک شدین که مامانت میخواد اونو شام دعوت کنه ولی بنظرت اون قبول میکنه؟مطمعنم اون دختره دیوونه فقط داره تورو بازی میده بعدا هم متوجه میشی که اون با ینفر دیگه قرار میذاره -لطفا بس کنین آقای کیم! منو لیاون عاشق هم دیگه ایم -گفتم دیگه بعدا متوجه همچی میشی شرایط پارت بعدی 50 تا ریکت گل هست
#خدمتکار_شخصی_منپوزخندی زد و گفت:-هه، بیخیال چطور میتونی اینو بگی؟من میدونم که اون عاشقت نیست-اگر اجازه بدین من دیگه میرم...... -منتظرم دیگه ، نیای واقعا ناراحت میشماا-آخه امشب؟-اره دیگه امشب -خیله خب باشه بعد از مکثی ادامه داد:-فعلا قطع میکنم ، راستی ده دقیقه دیگه کارم تمومهجونگکوک همونطور که داشت توی حیاط کوچیک هتل قدم میزد تلفنو قطع کرد و دستشو توی جیب های گرم هودیش کرد . بعد از ده دقیقه جلوی در ورودی هتل منتظر لیاون موند. -ببخشید که دیر شد جونگکوک برگشت به سمت صدا دختر . -چ.چقدر خوشگل شدیلیاون نزدیکش شد و لبخندی زیبا بهش زد-ممنونمجونگکوک بعد از اینکه سکوت بینشون داشت زیادی ادامه پیدا میکرد پرسید:-خبب بریم؟لیاون دستای اونو گرفت و گفت:-البته، بریم ...... مامان جونگکوک غذای های زیاد و مختلفی رو واسه امشب پخته بود . گوشتی که جلوی خودش بود همراه با رامیون و نوشیدنی رو جلوی لیاون قرار داد. -ممنونم ، لازم به این همه پذیرایی نبود مامان جونگکوک گفت :-تعارف نکن هر چقدر دوست داری میتونی غذا بخوری و بعدش به طرف جونگکوک برگشتو گفت:-آقای جونگکوک از این به بعد این خانوم خوشگل رو بیشتر بیار خونمون جونگکوک خندید و گفت:-حتمانصف اون تایمو باهم دیگه حرف زدن و حالا وقت رفتن لیاون بود
جونگکوک لیاون رو تا جای خونه شون رسوند و وقتی میخواست از ماشین پیدا بشه ازش سوالی که خیلی وقت بود میخواست بگه رو گفت:-لیاون لیاون نگاهی بهش کرد-بله؟-ت.تو واقعا منو دوست داری؟!لیاون از این سوال خندش گرفت:-منظورت چیه معلومه که خیلی دوست دارم جونگکوک لبخندی زد:-میدونستم-حالا چرا این سوالو پرسیدی؟-فقط میخواستم مطمئن بشم-اوهوم باشه ...... لیاون گفت منو دوست داره ولی من یه حس خیلی عجیبی دارم انگار من نمیتونم عشقی بهش بورزم براش کافی نیستم من حس میکنم بین یه دو راهی گیر کردم حس میکنم از آقای کیم خوشم میاد!! ریکت های مختلف بدین
undefined۱
undefined۱
undefined۱
undefined۲
undefined۲
undefined۳
undefined۳
undefined۳
undefined۳
undefined۵
undefined۶
🥳۹
undefined۱۱
undefined۲۵
undefined۱۴۱

۶.۷K

۱۷:۰۴

ble.ir/join/HHrunS7oeuبیاید شیپ تایم گذاشتم
undefined۲
undefined۲۵

۵.۸K

۱۲:۱۶

هوراا چنلمون یک کا شد فردا شب آپلود میشهه
undefined۴
undefined۳۸

۳.۶K

۱۴:۵۹

پارت های جدید رو زودتر از توی چنل روبیکامون بخون@kpoplio
undefined۱
undefined۲
undefined۴
undefined۲۹

۳.۷K

۱۵:۰۴

رمـان‌تهکوك|Tehkook
پارت های جدید رو زودتر از توی چنل روبیکامون بخون @kpoplio
کپی کنید و بعد در پیام های ذخیره شده روبیکا وارد کنید سپس جوین شدن در نوار پایین رو بزنید.
undefined۲
undefined۷
undefined۳۴

۳.۷K

۱۵:۰۵

سلام نانازم آماده ای واسه پارت بعد؟undefinedundefined
undefined۱
undefined۲
undefined۵
undefined۷
undefined۱۰
undefined۱۴۸

۳.۲K

۱۴:۰۷

میشه یکمی ریکت بدین به پیامم ؟(جغدا کجانundefined)
undefined۱
🥳۲
undefined۲
undefined۲
undefined۳
undefined۳
undefined۴
undefined۴
undefined۵
undefined۶
undefined۶
undefined۱۱
undefined۱۱
undefined۱۶
undefined۱۵۱

۲.۶K

۲۲:۴۸