لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل تئوری/ Theory 👻 فکت / ترسناک / داستان وحشتناک / عجایب / دانستنی | فیلم ترسناک | رمان / روح / فرام سینما ترس اتاق فرار | هالووینت
۴.۴ هزار عضو

تئوری/ Theory 👻 فکت / ترسناک / داستان وحشتناک / عجایب / دانستنی | فیلم ترسناک | رمان / روح / فرام سینما ترس اتاق فرار | هالووین

به نام او که‌ به قلب ما آرامش میبخشد...undefined-If you love scary things, this is for you •undefined•
I hope you stay •undefined•

🩶 برای رزرو تبلیغاتundefined
@TABLIGH_GERAM
undefined خبر فوری : @KHABARE_FORII undefined️ اخبار فوری :@AKHBARE_FORII
مشاهده در وب بله
۲۶ مهر
سلام بعد چند روز بریم سراغ فعالیتundefined
#پویا
undefined۱

۸۱

۸:۵۰

thumbnail
«ویلیام تامپکینز ، مهندس و خلبان سابق نیروی دریایی آمریکا ، پیش از مرگش رازها را فاش کرد: خزندگان دراکو صاحب زمین هستند ، انسان‌ها برده‌اند ، ماه یک مرکز عظیم فرماندهی و کنترل فرازمینی است که به شکل یک قمر طبیعی زمین استتار شده ، و بشریت هزاران سال است که درباره همه چیز به او دروغ گفته شده است»
#پویا
undefined۵

۸۱

۸:۵۳

thumbnail
یک کاپیتان ۴۷ ساله آتش‌نشانی در آمریکا به نام دارین ، در خانه همراه نامزدش و دو فرزند او مشغول تماشای فیلم بود ، آن‌ها فیلم «ضدحریق» را انتخاب کرده بودند؛ فیلمی درباره یک آتش‌نشان که برای نجات زندگی مشترکش تلاش می‌کرد ، دارین در طول فیلم مدام از نحوه نمایش آتش‌نشان‌ها انتقاد می‌کرد و بعد از دیدن یکی از صحنه‌ها به‌شدت عصبانی شد ، او ناگهان از روی مبل بلند شد ، شروع به تخریب وسایل خانه کرد و سپس به اتاق خوابش رفت ، نامزدش سعی کرد او را آرام کند ، اما بین آن‌ها درگیری لفظی شکل گرفت ، دارین در جریان این مشاجره اسلحه‌اش را برداشت و نامزدش را مقابل چشمان فرزندانش به ضرب گلوله کشت ، او سپس پسر ۷ ساله زن را نیز به قتل رساند و تلاش کرد دختر ۹ ساله او را هم بکشد ، اما دختر موفق شد از خانه فرار کند ، دارین نیز قصد فرار داشت ، اما خیلی زود دستگیر شد ، او  به دو بار حبس ابد بدون امکان آزادی مشروط محکوم شد
#پویا
undefined۳
undefined۱

۸۰

۸:۵۶

thumbnail
undefined۳
undefined۱

۸۰

۸:۵۶

thumbnail
پزشک به‌اشتباه کبد بیمار را به جای طحال برداشت و باعث مرگ او شدمردی ۷۰ ساله در فلوریدا به دلیل درد شدید شکم به بیمارستان مراجعه کرد ، پزشکان تشخیص دادند که باید طحال او برداشته شود و قرار بود این عمل توسط جراح ۴۴ ساله انجام شود ، اما پزشک به اشتباه کبد بیمار را به جای طحال برداشت ، در پی این اشتباه ، بیمار دچار خونریزی شدید شد و جان باخت ، جراح تلاش کرد ثابت کند که در مرگ بیمار مقصر نبوده ، اما در نهایت به اتهام قتل غیرعمد درجه دوم بازداشت شد
#پویا
undefined۳

۸۱

۸:۵۸

thumbnail
برای علاقه مندان به پری دریایی یه مستند جالب ساخته شرکت نتفلیکس دیدم که گفتم احتمالا برای مخاطبا جالبه ، در مورد siren هس ، همون موجودات پری مانند که انسان ها رو فریب میدن و به درون اب میکشن ، یکی از تئوری های جالبی که راجبش دیدم این بود طوفان نوح تمام شر و بدی هارو از روی زمین پاک کرد غیر از این موجودات و اینا جون سالم به در بردن...!
#پویا
undefined۲

۷۹

۹:۰۶

thumbnail
داستان های عجیب و غریب و البته دروغین زیادی پشت این عکس گفته شده است اما بهتره بدونید این دو شیشه و ۱۲۹ شیشه دیگر که در آن کودکان را که با آزمایشات تلفیقی به این شکل درآورده اند ، بعد از جنگ جهانی در یکی از آزمایشگاه های آلمان پیدا شد ، این کودکان طی آزمایشاتی که روی آنها انجام شد به این شکل تبدیل شدند اما هیچکدام حتی ثانیه ای بعد از تولد زنده نبودند
#پویا
undefined۸

۷۵

۹:۱۸

thumbnail
جنگل Hoia Baciu جن زده ترین جنگل دنیا شناخته شده است ، صدها انسان در این جنگل گم شده اند ، سفینه دیده اند ، نورهای عجیب غریب مشاهده کردند ، صدای خنده و جیغ زنان را شنیدنه اند... در وسط این جنگل مکانی است که هیچ درختی رشد نمی‌کند ، دیگران باور دارند که این نقطه درگاهی به بعد دیگر جهان است
#پویا
undefined۲

۷۵

۹:۲۰

thumbnail
هر سال حدود 10 میلیارد از درختان زمین ناپدید میشوند و تنها 5 میلیارد دوباره کاشته و از این 5 میلیارد 2 میلیارد بر اساس حادثه دوباره نابود میشود و با ادامه‌ این روند تا یك قرن سال آینده تمام همه‌ درختان سیاره‌ زمین از بین خواهند رفت و این ترسناك ترین حادثه بشریت در سراسر جهان محسوب میشود
#پویا
undefined۵

۷۵

۹:۲۲

#داستان_ترسناکسلام ۲۵ سالمه و اهل کرمانشاه هستمخونه ی ما توی محله ای که به قول افراد قدیمی اون منطقه قبلا اون محل قبرستان بوده ولی حدود صد سالی هست که تبدیل به محله شده توی این محله اتفاق های ترسناک و ماوراطبیعی زیادی میوفته اما وقتی این چیزا ترسناک تر میشن که بین افراد اون محل به کل مشترک باشنخونه ای که ما توش هستیم قبلا یک بار آتیش گرفته و صاحب خونه بعد از تعمیر خیلی سریع خونه رو میزاره برای فروش و از خونه میره توی مدتی که خونه خالیه اهالی محل که الان سن و سالی دارن و هر کدوم حداقل شست سالشونه میگن زمانی که بچه بودن بعضی وقت ها دختر جونی رو میبینن که توی پنجره ی این خونه به اون ها خیره میشه و اول فکر کرده بودن که خونه رو کسی خریده اما وقتی میفهمن خونه هنوز خالیه حسابی شوکه میشن و میترسناین ماجرا ها ادامه داره تا زمانی که خونه رو شخصی میخره و اون هم به دلایلی بعد مدتی میفروشه و بعد از اون ما میخریم همیشه از وقتی بچه بودم حضور شخص یا اشخاصی رو اطرافم حس میکردم حتی وقتی کسی خونه نبود و بعضی وقت ها سایه هایی به شکل اشخاص میدیدم و این باعث وحشت و مریض شدنم میشد اما فقط من نبودم خیلی از اعضای خانواده میدیدن اون سایه ها رو یا میگفتن کسی صداشون زده بعضی وقت ها شخصی شبیه به من رو میدیدن که از پله های حیاط طبقه بالا به سمت پایین میره و اونا هیچی نمیگفتن چون فکر میکردن منم اما بعد اینکه میفهمن من توی اتاق دیگه بودم یا آشپز خونه میترسیدنماجرایی که میخوام بگم و برای من غیر قابل باور ترین اتفاق عمرمه برمیگرده به بیش از ۱۲ سال پیش روزی که به همراه خواهر و مادر بزرگم خونه بودم بین دو اتاق طبقه بالای خونه یک حیاطه ۱۲/۱۳متریه و این حیاط دو تا اتاق رو به هم وصل میکنه خواهر و مادر بزرگم توی اتاق کوچیکتر مشغول روشن کردن تلویزیون قدیمی که توی اون اتاق کوچک بود شدن و از من خواستن به اتاق دیگه برم تا کنترل این تلویزیون که توی کشوی زیر تلویزیون اون یکی اتاقه رو بیارم تابستون بود و هوا گرم به خاطر همین پنجره قدی اتاق رو به رویی که رو به حیاطه باز بود رفتم داخل اتاق و همزمان با خودم شعر های کتاب درسیمو میخوندم تا حفظم بشه و از روی شیطنت قر ریزی هم وسط شعر خوندن میومدم اما یک لحظه با چیزی که دیدم شوکه شدم یکی کاملا شبیه من رو به روم روی دیوار بود اول فکر کردم آینه س اما همونجا خشک شده بودم و نمیتونستم تکون بخورم تا چشمم افتاد به لباسش و دیدم رنگش سبزه اما من یک تیشرت آبی تنم بود واسه همین وقتی فهمیدم اون تصویر من نیستم تا تونستم جیغ کشیدم و بدو سمت پنجره رفتم و پریدم توی حیاط و تا اون یک اتاق حس میکردم هر لحظه ممکنه قلبم وایسه جالبش این بود حس میکردم اون هم با دیدن من ترسیده و هنگامی که من جیغ زدم و فرار کردم به این اتاق اون هم انگار خیلی خفه جیغ میزد بدون هیچ صدایی و به سمت مخالف جهتی که من دویدم دوید با اینکه توی خونه ی ما همیشه اتفاقای عجیب و غریبی میوفته اما توی تموم زندگیم این عجیب ترین اتفاقی بوده که برام افتاده
#پویا
undefined۲

۸۰

۹:۳۵