عکس پروفایل آزمایشگاه فکر پروری (TCL)آ

آزمایشگاه فکر پروری (TCL)

۳۶۲ عضو
بازارسال شده از کندوکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان
thumbnail
undefined۳
undefined۱

۱۵

۱۱:۴۰

thumbnail
انجمن علمی علوم تربیتی دانشگاه مازندران با همکاری انجمن علمی علوم تربیتی دانشگاه اصفهان، انجمن علمی روانشناسی دانشگاه حکیم سبزواری، انجمن مطالعات برنامه درسی ایران شعبه مازندران و معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه مازندران برگزار می کند:
undefined️پرورش ذهن های پرسشگرundefinedتمایز تفکر انتقادی و غیر انتقادی
تسهیل گر: دکتر مهدی خبازی کناری 《عضو هیأت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه مازندران》
undefined ویژه: معلمان، مربیان، والدین و تمام کسانی که با کودکان در ارتباطند.کودکانِ ما قبل از اینکه «به چه فکر کردن» را یاد بگیرند، باید «چگونه فکر کردن» را بیاموزند. این کارگاه فرصتی است برای تمام کسانی که می‌خواهند بذرِ تفکرِ انتقادی را در ذهنِ کودکان بکارند.
undefinedبه همراه گواهی حضور معتبر
undefinedزمان برگزاری: چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۳undefined️ساعت: ۱۶ الی ۱۷:۳۰ undefined<img style=" />undefined ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:@educational_sciences1
undefined @educational_umz
undefined۲
undefined۲

۱۵۳

۱۲:۰۴

معیارهایی برای تفکر
بریم سراغ پرسش‌هایی که باید در همه استدلال‌های روزمره به کار ببریم و بهشون عادت کنیم و بخشی از مهارت ما بشوندundefinedundefined
اولین گام؛ سنجش میزان وضوح است
با یک مثال شروع میکنم؛ برای نظام آموزشی ایران چه میتوان کرد؟؟ undefinedundefined
آیا سؤال ما undefinedواضح است که منتظر پاسخ و استدلال واضح باشیم؟؟؟
حالا مقایسه کنید با سؤال زیر؛
معلمان چه میتوانند بکنند برای اطمینان از اینکه دانش آموزان درس‌ها را طوطی وار نیاموزند و مهارت ها و توانایی‌های لازم را کسب کنند تا به آن ها در آینده، موفقیت در کار و تصمیم گیری های روزانه کمک کند؟؟
حالا بهتر نمیشه دنبال جواب بود؟؟ undefined دیگه میدونیم باید برنامه ریزی ما روی چه مساله ای مانور بده؟ البته هنوز سؤال واضح واضح نیست!
در هر گفتگویی، استدلالی، اظهار نظری پرسشهای زیر را برای افزایش وضوح بپرسید ؛؛
این اولین گام شروع یک گفتگوی سالم و یا استدلال دقیقه!
۱. می‌شود چیزی را که گفتید توضیح دهید؟ undefined(سریع شروع نکنید به جروبحث! شاید طرف مقابل مشارکتهایی با شما داشته باشد)
۲. می‌شود این نکته را به شیوه دیگری بیان کنید؟ اگر به شیوه من بشنوید چه؟ گوش میدهید؟
۳. می‌شود این موقعیت را به کمک یک مثال به تصویر بکشید؟‌ (به ویژه وقتی طرف مقابل به شدت انتزاعی و آرمانی است)
۴. بگذارید آنچه را گمان می‌کنم شما مدنظر دارید به شیوه خودم بیان کنم تا ببینیم آیا منظور هم را متوجه شده ایم یا نه؟
۵. و .......
واقعیتش ما غالبا آنچه در ذهن داریم، واضح و شفاف بیان نمی‌کنیم undefined
حالا بریم سراغ یک موقعیت؛ آیا در آخرین بحثتون، مسیر گفتگو واضح بود؟ آیا گزاره‌هایی واضح بیان شد؟ آیا قبل از نقد، منظور دقيق گوینده منتقل شد؟؟
شما به من بگید، آیا قبل از جر و بحث و دعواهای مختلف، اصلا مواضع دو طرف برای خودشان شفاف و واضح است؟ یا خودشان هم دقیق تسلطی بر اظهارات خود ندارند؟؟
چند درصد مشاجرات بر سر مساله ای واضح است؟؟ و چند درصد اظهارات، واضح و شفاف بیان میشوند؟
undefined۳
undefined۱

۱۴۰

۲۰:۳۲

بازارسال شده از مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی

1_24457050899.pdf

۹.۷ مگابایت

undefined پی‌دی‌اف کامل کتاب نظریه‌ی تکامل و اسلام، به انگلیسی، از انتشارات معتبر و بین‌المللی راتلج.
undefinedنویسنده: پروفسور شعیب احمد مالک «Shoaib Ahmed Malik» (دکترای شیمی و مهندسی شیمی از دانشگاه ناتینگهام انگلستان، دکترای الهیات، استاد علم و دین در دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند بریتانیا)
undefinedرزومه و مقالات معتبر علمی آی‌إس‌آی پییر-ریویود ایشان در ریسرچ‌گیت:https://www.researchgate.net/profile/Shoaib-Malik
undefinedویکی پدیای انگلیسی:https://en.wikipedia.org/wiki/Shoaib_Ahmed_Malik
undefinedمرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتیundefinedhttps://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center

۱

۱۱:۲۲

thumbnail
شدن من از بسامانی ذهنم حاصل خواهد آمد نه از تمرکز بر رقابت‌های بیرون؛ undefined
موفقیت از جایی آغاز می‌شود که انسان پیش از تغییر دادن جهان،نگاهِ خویش را سامان دهد......توانایی های خویش را گسترش دهد...
ذهن، میدانِ نخستینِ پیروزی است؛undefined

جایی که هدف روشن می‌شود، خواسته‌ها صف می‌گیرند و مسیر معنا پیدا می‌کند.undefinedundefined
وقتی مقصد را شناختی، باید از خود بپرسی:
«برای رسیدن به این نقطه، چه باید بیاموزم؟
به چه مهارت‌هایی باید آراسته شوم؟
و از چه کاستی‌هایی باید رها شوم؟
راهِ رسیدن، تجهیز تدریجیِ خویش است.
هیچ‌کس یک‌باره توانا نمی‌شود؛
توانایی، از دلِ انتخاب‌های کوچک و مداوم زاده می‌شود:undefined
یک یادگیری دیگر،
یک عادت بهتر،
یک گام استوارتر

تا زمانی که انسان می‌تواند بیاموزد،
می‌تواند نو شود......🥰
و هیچ‌گاه برای نو شدن دیر نیست....
برنامه‌ای نه برای بیشتر شدن،نه برای رسیدن به دیگری نه برای رقابت..

بلکه برای بهتر شدن.undefined
موفقیت یعنی هر روز از خود بپرسی:
«امروز چه گامی مرا به انسانی که می‌خواهم باشم نزدیک‌تر می‌کند؟»
امروز برای هدفی که در ذهن دارم، چه توانایی ای را در خودم رشد دادم و پیگیری کردم؟

و آرام‌آرام خویشتن را بسازی،
چنان که فرداى تو، از امروزت استوارتر باشد.undefined

https://ble.ir/thinking_lab
undefined۷
undefined۱

۱۱۶

۱۲:۰۰

thumbnail
undefined آزمون وضوح در تفکر انتقادی
یادتونه undefinedگفتم در هرگونه بحثی، ابتدا باید استدلالها، گزاره ها، پرسشها، مسائل و پاسخها واضح باشند؟؟
حالا بریم سراغ تحلیل یک نمونه:
بحث درباره فیلترینگ و دسترسی اینترنت
(نکته؛ مباحث صرفا مثال برای فهم واضح تر و صرفا نمونه ای از بحثهای رایج است و به هیچ وجه نمایانگر قضاوت و داوری نویسنده نیستundefined)
گاهی جمله‌ای کلی گفته می‌شود مثل:
«نظام دسترسی به اینترنت در کشور ناعادلانه یا فاسد است.»undefined
این جمله در ظاهر روشن است، اما در واقع ابهام دارد. در تفکر انتقادی باید مشخص کنیم دقیقاً چه نوع ادعایی مطرح شده. چنین جمله‌ای می‌تواند به چند نوع ادعا اشاره کند:
undefined ۱. دعوی اخلاقی (بحث عدالت)
در این حالت فرد درباره درست یا نادرست بودن اخلاقی یک وضعیت صحبت می‌کند.
مثال:
«وقتی برخی افراد یا نهادها اینترنت بدون فیلتر یا بسته‌های پرسرعت ویژه دارند اما عموم مردم با محدودیت مواجه‌اند، این از نظر اخلاقی ناعادلانه است.»undefined
در اینجا مسئله اصلی عدالت و برابری در دسترسی است.
undefined ۲. دعوی قانونی یا سیاست‌گذاری
در این حالت نقد متوجه قوانین یا طراحی سیاست‌ها است.
مثال:
«قوانین یا سیاست‌های مربوط به فیلترینگ و دسترسی اینترنت دارای ابهام یا نقص هستند. ممکن است هدف اولیه چیز دیگری بوده، اما در اجرا استثناها و دسترسی‌های متفاوتی ایجاد شده است.»
در اینجا بحث درباره کیفیت قانون‌گذاری و اجرای سیاست است.undefined
undefined ۳. دعوی درباره رفتار افراد
در این نوع ادعا تمرکز روی رفتار افراد است.
مثال:
«برخی افراد برای دور زدن محدودیت‌ها از روش‌های غیرقانونی استفاده می‌کنند یا با روابط خاص به دسترسی‌های ویژه دست پیدا می‌کنند.»
در اینجا موضوع اصلی مسئولیت و رفتار افراد است.undefined
undefined نتیجه‌گیری در چارچوب تفکر انتقادی
در بسیاری از بحث‌های اجتماعی، اختلاف واقعی از اینجا شروع می‌شود که نوع ادعا مشخص نشده است. افراد تصور می‌کنند درباره یک موضوع مشترک بحث می‌کنند، در حالی که هر کدام در سطح متفاوتی سخن می‌گویند.
برای روشن شدن بحث باید ابتدا پرسید:
آیا ادعا اخلاقی است (بحث عدالت و درست/نادرست بودن)؟
آیا ادعا حقوقی یا سیاستی است (بحث قانون و ساختار تصمیم‌گیری)؟
یا ادعا درباره رفتار و تخلف افراد است؟
تا زمانی که این سطح‌ها از هم تفکیک نشوند، طرفین معمولاً به پرسش‌های متفاوتی پاسخ می‌دهند و در نتیجه گفت‌وگو به جدل تبدیل می‌شود.
بنابراین یکی از گام‌های اساسی در تفکر انتقادی این است که پیش از ارزیابی یا مخالفت، ابتدا نوع ادعا را روشن کنیم و مشخص کنیم دقیقاً سر چه چیزی بحث می‌کنیم

برای چالش وضوح موارد زیر را برای خودتان تمرین کنید؛
فلانی بسیار آدم پاک دستی است و این کافی است
جوانان این نسل مسئولیت پذیر نیستندundefinedundefinedundefined (خودم عاشق ویژگیهای خاصشون هستم)
خب وجوه مختلف مشاجرات گزاره های بالا را شما طرح کنیدundefined

https://ble.ir/thinking_lab
undefined۴
undefined۱

۱۴۲

۴:۴۹

thumbnail
undefined چالش خودارزیابی «قطب‌نمای درونی انسان»
الهام‌گرفته از ایده استکمال و سعادت انسان در فلسفه اسلامی
برخی پرسش‌ها هستند که اگر صادقانه به آن‌ها پاسخ دهیم، می‌توانیم بهتر بفهمیم چه چیزهایی واقعاً برای ما مهم‌ترند و جهت زندگی‌مان به کدام سو است.
این پرسش‌ها آزمون روان‌شناسی بالینی نیستند؛
بلکه ابزاری برای تأمل در خویشتن و سنجش سبک زندگی، ارزش‌های بنیادین و مسیر رشد درونی ما هستند.
در هر سؤال فقط پاسخ دهید:
undefined بله
undefined خیر
آیا سبک زندگی من نشان می‌دهد که برای رشد درونی به اندازه موفقیت بیرونی اهمیت قائلم؟ undefined
آیا گاهی از خود می‌پرسم چه چیزهایی در زندگی واقعاً ارزشمندترند؟ undefined
آیا احساس می‌کنم زندگی باید به سوی نوعی کمال یا شکوفایی حرکت کند؟ undefined
آیا هدف‌های زندگی‌ام فقط محدود به رفاه و دستاوردهای بیرونی نیستند؟ undefined
آیا میان لذت‌های زودگذر و لذت‌های عمیق‌تر تمایز قائل می‌شوم؟ undefined
آیا می‌توانم برخی لذت‌های فوری را برای رسیدن به نتایج ارزشمندتر کنار بگذارم؟ undefined
آیا رشد فکری و فهم عمیق برایم بخشی از کیفیت زندگی است؟ undefined
آیا تلاش می‌کنم مسائل مهم زندگی را با تأمل و اندیشه بررسی کنم؟ undefined
آیا گاهی باورها و پیش‌فرض‌های خودم را بازنگری می‌کنم؟ 🪞
آیا حقیقت برایم مهم‌تر از صرفاً درست از آب درآمدن است؟ undefined
آیا احساس می‌کنم اراده و آگاهی می‌توانند مسیر زندگی انسان را تغییر دهند؟ undefined
آیا برای شکل دادن به عادت‌هایی که مرا انسانی بهتر می‌کنند تلاش می‌کنم؟ undefined
آیا باور دارم شخصیت انسان تا حد زیادی از تکرار رفتارها ساخته می‌شود؟ 🧩
آیا زندگی را فرصتی برای «شدن» می‌دانم، نه صرفاً «داشتن»؟ undefined
آیا شکست‌ها را بخشی از مسیر رشد و پختگی می‌دانم؟ undefined
آیا انصاف را یکی از معیارهای مهم در قضاوت درباره دیگران می‌دانم؟ undefined
آیا هنگام اختلاف نظر می‌توانم حرمت انسان‌ها را حفظ کنم؟ undefined
آیا خیرخواهی برای دیگران را بخشی از انسان بودن می‌دانم؟ undefined
آیا تلاش می‌کنم منافع جمع را نیز در تصمیم‌هایم ببینم؟ undefined
آیا دوست دارم وجودم برای دیگران نیز مفید باشد؟ undefined
آیا احساس می‌کنم عبور از خودمحوری بخشی از بلوغ انسانی است؟ 🧭
آیا موفقیت دیگران را لزوماً تهدیدی برای خودم نمی‌بینم؟ undefined
آیا تلاش می‌کنم از حسادت و رقابت ناسالم فاصله بگیرم؟ undefined
آیا آرامش درونی را نشانه نوعی تعادل در زندگی می‌دانم؟ undefined
آیا احساس می‌کنم نسبت به گذشته در فهم زندگی پخته‌تر شده‌ام؟ undefined
آیا باور دارم انسان می‌تواند به تدریج در مراتب بالاتری از رشد قرار بگیرد؟ undefined
آیا زندگی را فرصتی برای تبدیل شدن به نسخه‌ای کامل‌تر از خود می‌بینم؟ undefined
آیا برایم مهم است که در نهایت «انسان خوبی» باشم، نه فقط انسانی موفق؟ undefined
🪞 تفسیر کوتاه
این پرسش‌ها برای امتیاز دادن یا قضاوت کردن طراحی نشده‌اند.
آن‌ها بیشتر شبیه قطب‌نمایی برای تأمل در جهت زندگی هستند.
اگر پاسخ‌های «بله» برایتان بیشتر است، احتمالاً ارزش‌هایی مانند رشد، فضیلت، معنا و شکوفایی انسانی در زندگی شما جایگاه پررنگ‌تری دارند. undefined
اگر پاسخ‌های «خیر» بیشتر باشد، شاید فرصتی باشد برای اینکه دوباره از خود بپرسیم:
🧭 چه نوع زندگی‌ای واقعاً ارزش زیستن دارد؟

برای اینکه کل ایده را مطالعه کنید میتونید مراجعه کنید به مقاله نوشته خودم به آدرس: http://kherad.mullasadra.org/fa/Article/46570
#خیراعلی، #استکمال؛ #رشد_وجودی؛ #فضایل؛ #لذت_حقیقی
https://ble.ir/thinking_labhttps://eitaa.com/thinking_Lab
undefined۶
undefined۱

۱۰۷

۱۴:۰۴

بازارسال شده از کانال آگاهی‌رسانی دروس آقای دکتر قربانی/ دانشگاه مازندران
اخلاق سازمانی؛ (نا)استادی و پدیده مقاله خواهی
فروکاست رفتار اخلاقی به خوش‌روئی، برخوردهای در ظاهر مهربانانه، گذشت و مواردی از این دست، خطای راهبردی در فهم چگونگی بودنِ اخلاقی در روابط اجتماعی و موقعیت‌های سازمانی است. اخلاق در سطوح مختلف روابط اجتماعی و سازمانی اهمیتی حیاتی و سرنوشت‌ساز برای جامعه دارد؛ همچنان که توسعه اخلاق اجتماعی در سطوح مختلف، جامعه را به سامان می‌کند، اخلاق سازمانی نیز منجر به ارتقای واقعی سازمان می‌شود.
اما نقض اخلاق سازمانی، با توجیهات فراوانی همراه است و ممکن است پشت نقاب قدرت، دین، آتوریته، و مدعیاتی همچون حمایت‌گری و همکاری پنهان شود. به گزاره‌ ذیل توجه نمایید:من چون واجد موقعیت قدرت سازمانی‌ام یا ادعای دین‌داری می‌کنم، پس مُجازم بدون رعایت مرزبندی‌های اخلاقی، خودم را فراقانون در نظر بگیرم؛ یا اقداماتی انجام دهم که با شاخص‌های اخلاقی سازگار نباشند.
[هرچند که در انگاره و تصور چُنین افرادی، هرگونه اقدام غیر اخلاقی، قابل توجیه است و حتا قابل ستایش(!)].
توهم خودبرتربینی، در موقعیت‌های مختلف سازمانی رخ می‌دهد؛ از استخدام کارکنان بدون معیار شایسته‌گزینی گرفته تا کم‌کاری سازمانی؛ و از عدم شفافیت سازمانی تا روندهای معیوب و ... هرچند ممکن است اینان، مواردی از این دست را غیراخلاقی ندانند و عملکرد غیراخلاقی‌شان را توجیه کنند.
اما؛
در سازمان دانشگاهی، یک رفتار عمیقا غیر اخلاقی دیگر نیز بویژه از سوی (نا)استادان وجود دارد؛ پدیده مقاله‌خواهی(!).استادانی که توانائی پژوهش‌گری ندارند، دو دسته‌اند: عده‌ای متواضعانه با اقرار بدین امر، به تقویت ابعاد آموزشی خود می‌پردازند؛ اما برخی دیگر، از دیگران، بهره‌کشی می‌کنند؛ اینان هم اخلاق حرفه‌ای را باختند، هم قطعا آموزش‌دهندگان خوبی نیستند؛ اما هماره صدایشان طاق آسمان را می‌شکند(!). اینان نااستاداند.
(نا)استاد، دیگری را تحت فشار می‌گذارد که برایش مقاله‌سازی کند. آن دیگری، یا خود استاد و همکار است یا دانشجوی توانا. بهره‌کشی از دیگران.
(نا)استادان، چون خود توانائی کار دانشگاهی ندارند، دیگران را ابزارهای مناسبی برای مقاله‌سازی می‌بینند. آنها همیشه صدایشان بلند است و همیشه‌مدعی‌اند. ارتقای دانشگاهی را سرزنش می‌کنند اما پنهان کارانه همکار یا دانشجوی خود را تحت فشار می‌گذارند که برایشان مقاله بنویسد.

اخلاق پژوهش، این مساله را خیانت به عرصه علم می‌داند. اما (نا)استادان با وارونه‌سازی حقیقت، این اقدام را با کلمه زیبایِ همکاری تعبیر می‌کنند. کسانی هم که انقیادشان نکنند را مجازات می‌کنند؛ با تهدید؛ با تهمت‌پرانی و اتهام‌زنی.
باید به (نا)استادان گفت دست‌کم، اگر با معیارهای فرادانشگاهی، عضو هیات علمی شدید، تنها به همان استادیاری بسنده کنید و مدارج دانشگاهی و علم را اینقدر به سُخره نگیرید.
و نیز باید بدیشان یادآوری کرد اگر به اخلاق پژوهش، اعتقادی ندارید و مقاله‌خواهی را خیانت نمی دانید، و اگر آیه‌خوان هستید و آیات قرآن کریم را باور دارید، به آیه ۱۸۸ آل‌عمران مراجعه کنید:لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ کسانی که دوست دارند، به آنچه انجام نداده اند ستایش شوند، پس گمان مبر که برای آنان نجاتی از عذاب است، [بلکه] برای آنان عذابی دردناک خواهد بود.
در مثال مقاله‌خواهی، این آیه شریف را چنین می‌توان الگوسازی و بازخوانی کرد:
کسانی که دوست دارند بدون کار پژوهشی اصیل (و با اقدامات ساختگی و زحمات دیگران)، به مراتب دانشیاری و استادی برسند، آنان عذابی دردناک از جانب خداوند دریافت خواهند کرد؛
زیرا:
# عرصه علم مقدس است و نشاید ناپاکان و ناتوانان را در این ساحت.
# مقاله‌خواهی خیانت به علم و دانشگاه است.
# میدان دادن به نااهلان است.
# خیانت به دانشجویان و استادان توانمند است.
هرچند چُنین افرادی، نه به اخلاق پژوهش ملتزم‌اند و نه به این آیه، متعهد.
با درود و مهرundefinedهاشم قربانی دانشیار دانشگاه مازندران

۱

۷:۵۳

خطای شناختی که باعث می‌شود فکر کنیم حق با ماست و دیگران را ناعادلانه قضاوت کنیم

undefined۱. سوگیری تأیید — Confirmation Biasتمایل به جستجو و پذیرش اطلاعاتی که باورهای قبلی ما را تأیید می‌کند و باعث نادیده گرفتن شواهد مخالف می‌شود.مثلا شما فکر می‌کنید رژیم خاصی بهترین رژیم دنیاست؛ بعد فقط ویدئوها و مقاله‌هایی را می‌بینید که همان را تأیید می‌کنند و مطالعات مخالف را نادیده می‌گیرید.
undefined۲. اثر دانای کلِ پسینی — Hindsight Biasبعد از وقوع یک رویداد، فکر می‌کنیم نتیجه از ابتدا قابل پیش‌بینی بوده است.مثلا بعد از شکست یک شرکت می‌گوییم: "از اول معلوم بود شکست می‌خوره"، در حالی که قبل از شکست این‌قدر مطمئن نبودیم.
undefined۳. سوگیری نسبت‌دهی بنیادی — Fundamental Attribution Errorرفتار دیگران را بیش از حد به شخصیتشان نسبت می‌دهیم و نقش شرایط را کم‌اهمیت می‌بینیم.مثلا اگر کسی دیر برسد می‌گوییم "بی‌مسئولیت است"، اما وقتی خودمان دیر می‌رسیم می‌گوییم "ترافیک بود".
undefined۴. سوگیری خودخدمتی — Self-Serving Biasموفقیت‌ها را حاصل توانایی خود و شکست‌ها را نتیجه عوامل بیرونی می‌دانیم.مثلا اگر در امتحان نمره خوب بگیریم می‌گوییم "باهوشم"، ولی اگر بد بگیریم می‌گوییم "سؤال‌ها بد بود".
undefined۵. سوگیری همگنیِ گروه بیرونی — Outgroup Homogeneity Biasاعضای گروه‌های دیگر را «همه شبیه هم» می‌بینیم، در حالی که گروه خودمان را متنوع‌تر تصور می‌کنیم.مثلا می‌گوییم "همه طرفداران فلان حزب شبیه هم‌اند"، ولی درباره گروه خودمان تفاوت‌های فردی زیادی می‌بینیم.
undefined۶. توهم برتری — Illusory Superiority / Better-than-Average Effectبیشتر افراد توانایی یا اخلاق خود را بالاتر از میانگین تصور می‌کنند.مثلا اغلب راننده‌ها فکر می‌کنند از متوسط رانندگان بهترند.
undefined۷. سوگیری نقطه‌کور — Bias Blind Spotفکر می‌کنیم دیگران دچار سوگیری‌اند اما خودمان منطقی و بی‌طرف هستیم.مثلا دو نفر بحث سیاسی می‌کنند و هر دو مطمئن‌اند که فقط طرف مقابل "متعصب" است و خودشان کاملاً منطقی‌اند.
undefined۸. اثر هاله‌ای — Halo Effectیک ویژگی برجسته (مثلاً جذابیت یا موفقیت) باعث می‌شود کل شخصیت فرد را مثبت یا منفی قضاوت کنیم.مثلا چون یک نفر خوش‌ظاهر و خوش‌بیان است، فرض می‌کنیم آدم باهوش و قابل‌اعتمادی هم هست؛ بدون شواهد کافی.

undefined۹. تفکر دوقطبی — Black-and-White Thinking / Dichotomous Thinkingدیدن دنیا در قالب "کاملاً درست یا کاملاً غلط" بدون پذیرش پیچیدگی‌ها و طیف‌ها.مثلا اگر دوستی یک بار اشتباه کند، فوراً نتیجه می‌گیریم "آدم کاملاً بدی است" یا "دیگر هیچ ارزشی ندارد".
undefined۱۰. قضاوت شتاب‌زده — Jumping to Conclusionsنتیجه‌گیری سریع با اطلاعات ناکافی و فرض کردن نیت یا شخصیت دیگران بدون شواهد کافی.مثلا دوستتان دیر جواب پیام می‌دهد و فوراً فکر می‌کنید از شما ناراحت است، بدون اینکه دلیل واقعی را بدانید.
undefinedمنبع: Daniel Kahneman. Thinking, Fast and Slow. 2011/

ارسالی از دانشجوی خوبم؛ آقای رضائی دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی
undefined۶

۶۹

۱۲:۲۵

thumbnail
معیارهایی برای تفکر در تفکر انتقادی: درستی (Accuracy) undefined
یکی از مهم‌ترین معیارهای تفکر انتقادی «درستی» است؛ یعنی بررسی کنیم آیا آنچه می‌شنویم یا می‌خوانیم واقعاً با واقعیت مطابقت دارد یا نه undefined
چند پرسش ساده که به ما کمک می‌کند درستی یک ادعا را بررسی کنیم:
undefined آیا این مطلب واقعاً درست است؟
undefined از چه راهی می‌توانم درستی آن را بررسی کنم؟
undefined چه شواهد یا داده‌هایی نشان می‌دهد این ادعا درست است؟
گاهی گزاره‌هایی در جامعه بسیار تکرار می‌شوند undefined اما تکرار شدن لزوماً به معنی درست بودن نیست undefined
مثلاً در مورد برخی توصیه‌های رایج در «طب سنتی» یا درمان‌های خانگی undefined، افراد ادعاهایی را نقل می‌کنند بدون اینکه شواهد معتبر علمی برای آن ارائه شود undefined. متفکر انتقادی در چنین مواقعی می‌پرسد: آیا این ادعا با داده‌های معتبر و قابل بررسی پشتیبانی می‌شود؟ undefined
مسئله فقط در حوزه سلامت نیست. در روابط کاری هم همین اتفاق می‌افتد undefined. فرض کنید فردی درباره همکارش می‌گوید: «او آدم غیرقابل اعتمادی است.»
متفکر انتقادی فوراً قضاوت نمی‌کند undefined. او می‌پرسد:
undefined دقیقاً چه اتفاقی افتاده؟
undefined چه شواهد مشخصی وجود دارد؟
undefined آیا مثال عینی و قابل بررسی وجود دارد؟
گاهی افراد به دلیل منافع شخصی، رقابت یا احساسات undefinedundefined واقعیت را بزرگ‌نمایی یا تحریف می‌کنند. در چنین شرایطی کسی که تفکر انتقادی دارد، تحت تأثیر جو و احساسات قرار نمی‌گیرد و تلاش می‌کند شواهد واقعی را پیدا کند undefined.
متفکر انتقادی همچنین نسبت به ادعاهای مطلق حساس است undefined.
مثلاً وقتی می‌شنویم:
«فلان فرد کاملاً بد است» undefined
یا «فلان گروه همیشه درست می‌گوید» undefined
بهتر است کمی مکث کنیم undefined. در واقعیت، انسان‌ها معمولاً ترکیبی از نقاط قوت و ضعف هستند undefined.
یکی از چالش‌های مهم در بررسی درستی ادعاها این است که ما انسان‌ها مستعد «تفکر خودمحورانه» هستیم 🪞. معمولاً فکر می‌کنیم ایده‌های خودمان درست است، فقط چون متعلق به ما یا گروه ماست.
به همین دلیل:
undefined ایده‌های موافق با خودمان را راحت‌تر می‌پذیریم
undefined ایده‌های مخالف را سریع‌تر زیر سؤال می‌بریم
اما یکی از مهم‌ترین مهارت‌های تفکر انتقادی این است که بتوانیم درستی ادعاها را مستقل از علاقه‌ها، تعصب‌ها و منافع خود بررسی کنیم undefined.
یک چالش ساده:
فرض کنید کسی ادعا می‌کند:
«همه مشکلات یک سازمان به خاطر یک مدیر خاص است.» undefined
قبل از پذیرفتن این ادعا، چند سؤال بپرسید:
undefined چه شواهد مشخصی وجود دارد؟
undefined آیا فقط یک دیدگاه از یک نفر یا یک تیم مطرح شده یا چند منبع مختلف هم همین را می‌گویند؟
undefined آیا ممکن است عوامل دیگری هم در این مشکل نقش داشته باشند؟
تفکر انتقادی یعنی زودباور نبودن undefined؛
یعنی قبل از پذیرش هر ادعا، کمی مکث کنیم و بپرسیم:
«از کجا می‌دانیم این واقعاً درست است؟» undefined

https://ble.ir/thinking_labhttps://eitaa.com/thinking_Lab
undefined۳

۵۵

۱۹:۳۶