از قاتل رهبر نگذر، ننگ شویدبا ملت مبعوث، یکرنگ شوید
لانچر بهشما قدرت طوفان دادهبا رهبر مقتدر هماهنگ شوید
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا TOFANSORA دنبال کنید
@Tofansora
لانچر بهشما قدرت طوفان دادهبا رهبر مقتدر هماهنگ شوید
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا TOFANSORA دنبال کنید
@Tofansora
۴۳۲
۴:۱۷
آنچه دیده زینب اندر کربلا زیبایی استسختی و رنج وبلا آنرا مگو شیدایی است
طفل شش ماهه جوانی بی بدیل همچو علیهرکه در مسلخ بیارد بهترین اهدایی است
تشنه لب رفتن فرات و تشنهتر باز آمدندر مرام عاشقی نامش بدان سقایی است
زین سبب نام حسین شد جاودان در کربلامکتبی بگشوده در دنیا که بی پروایی است
درطواف قتلگه حجش به پایان می بردزمزم او شد عطش چون سعی او غوغایی است
داده بر اصحاب خود زین منفعت سهمی عظیمهرکه شد با این ولایت در خور مولایی است
آنکه اندر کوی عباسش گدایی میکنددر صف والامقامان منصبش آقایی است
هرچه را دارد حسین آورده است بهر نثارمیخرد آنرا خدا بنگر چه خوش سودایی است
آنکه پایاننامه از دانشگهاش دارد به کفجمله قدرتها به نزدش چون کف دریایی است
مدرک درس حسین را ذات حق امضا کندمکتبش باشد شهادت منصبش زهرایی است
راه دین روشن نموده. تا جهان باقی بودهرکه جز این ره رود. افکار او دنیایی است
سالها بگذشته از طوفان دشت کربلاهرکجا شد نهضتی با پرچم زهرایی است
۳۱۶
۵:۵۱
هرآن دستی به دشمن رو نمودهبه هر مطبخ چو گربه بو نموده
هرآن قومی به ذلت کرده عادتبه کُرنش پیش ناکس خو نموده
زوال قدرتش آید به زودیکسی که حیثیت جارو نموده
نمیگیرد ز دشمن حاجت دلکسیکه ضعف خودرا رو نموده
به خواب خوش فرورفته ببیندکه انبوهی ز زر پارو نموده
توافق میکند با دشمنانشره خود با عدو همسو نموده
بود پاداش سازش یک خیالیپشیمانی درو ترسو نموده
زده زانو به نزد دشمنانمنتیجه در عمل وارو نموده
بشو مرد بهاری نزد دشمنگره را بر خم ابرو نموده
نمیگردد ذلیلِ دشمن هرگزکسی که تکیه بر زانو نموده
فریب کدخدا را خورده احمقتبسم بر عدو هالو نموده
برای گفتگو اول قوی شوسخن پشتوانه بر بازو نموده
مرو در گفتگو با زور و تهدیدترا طوفان پر از نیرو نموده
تابستان ۱۴۰۳عباس یزدی #طوفان




اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا Tofansora دنبال کنید @TofanSora
هرآن قومی به ذلت کرده عادتبه کُرنش پیش ناکس خو نموده
زوال قدرتش آید به زودیکسی که حیثیت جارو نموده
نمیگیرد ز دشمن حاجت دلکسیکه ضعف خودرا رو نموده
به خواب خوش فرورفته ببیندکه انبوهی ز زر پارو نموده
توافق میکند با دشمنانشره خود با عدو همسو نموده
بود پاداش سازش یک خیالیپشیمانی درو ترسو نموده
زده زانو به نزد دشمنانمنتیجه در عمل وارو نموده
بشو مرد بهاری نزد دشمنگره را بر خم ابرو نموده
نمیگردد ذلیلِ دشمن هرگزکسی که تکیه بر زانو نموده
فریب کدخدا را خورده احمقتبسم بر عدو هالو نموده
برای گفتگو اول قوی شوسخن پشتوانه بر بازو نموده
مرو در گفتگو با زور و تهدیدترا طوفان پر از نیرو نموده
تابستان ۱۴۰۳عباس یزدی #طوفان
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا Tofansora دنبال کنید @TofanSora
۸۱
۶:۰۷
دوش ما زیر جنازهداغ ما گردیده تازه
کربلا گردیده تکرار امتی را کرده بیدار
هرکه در سستی بلغزدروز اوج آمد بلرزد
در شتاب پیچ تاریختا ابد گردیده توبیخ
میشود بنمود باور؟ترک ما بنموده یاور
روی دوش ما سوی اوجشد جهان درگیر این موج
دشمنانش در شگفتندگرچه جان از ما گرفتند
دشمن قوم اپستین یاور قدس و فلسطین
دشمن از تو جان گرفته؟ملت از نو جان گرفته
در نبرد با کفر مطلق راه حق گشته محقق
خوک و سگ ننگ قصاصشمحو صهیون است تقاصش
امت ما گشته طوفانمحو صهیون هست تاوان
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا Tofansoraدنبال کنید
@Tofansora
کربلا گردیده تکرار امتی را کرده بیدار
هرکه در سستی بلغزدروز اوج آمد بلرزد
در شتاب پیچ تاریختا ابد گردیده توبیخ
میشود بنمود باور؟ترک ما بنموده یاور
روی دوش ما سوی اوجشد جهان درگیر این موج
دشمنانش در شگفتندگرچه جان از ما گرفتند
دشمن قوم اپستین یاور قدس و فلسطین
دشمن از تو جان گرفته؟ملت از نو جان گرفته
در نبرد با کفر مطلق راه حق گشته محقق
خوک و سگ ننگ قصاصشمحو صهیون است تقاصش
امت ما گشته طوفانمحو صهیون هست تاوان
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا Tofansoraدنبال کنید
@Tofansora
۷۲
۰:۳۰
با نجاست گفتگو شرمآورستاین عمل ضد رضای داورست
رهبری گفته به تو علی الاصولمکر شیطان نزد ما یک باورست
بارها افتادهای در دام اوتو گمان کردی هنوز او یاورست
سیدمجید باید بیاید جای تومرگِصهیون نام این دلاورست
یکجهان باشد بهما چشمانتظارمنشأ طوفان بدان از خاورست
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا TOFANSORA دنبال کنید
@Tofansora
رهبری گفته به تو علی الاصولمکر شیطان نزد ما یک باورست
بارها افتادهای در دام اوتو گمان کردی هنوز او یاورست
سیدمجید باید بیاید جای تومرگِصهیون نام این دلاورست
یکجهان باشد بهما چشمانتظارمنشأ طوفان بدان از خاورست
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا TOFANSORA دنبال کنید
@Tofansora
۲۹۴
۱۴:۳۹
از درخت باغ سیبی کودکیکنده از روی درخت تنها یکی
در بر این کار زشت و ناپسندهرکسی یک گونهای میداد پند
جاهلی دیدش و با هر یک نگاه خنده میکرد زین معاصی قاهقاه
زاهدی آمد و گفت حَدش رواستقطع دست سارقان حکم خداست
صاحب باغ از ره آمد با غضب ناسزا میگفت به او تا صد نسب
تلخکی گفتا که از یک باغ سیبکودکی را دانهای باشد نصیب
دیگری گفتا که طفل بینواستباشد او درمانده وعفوش بجاست
زیرکی این ماجرا را چونکه دیدسیبهای آن درخت یکجا خرید
تا حرام خواری نباشد بین مـا تا نیآید در پی اش قتل و زنا
بر خطای دیگران ساکت مباشای بسا چرکی رسد بر این خراش
چون که یک غافل گناهی میکندابــتدا بــر یک تباهی میکند
بر خطا هرکس سکوت وخنده کردنطفهٔ جرم و گنه را زنده کرد
آن که افزاید به زشتی تازهای می کند گسترده بد آوازهای
بهر زشتیها مشو طوفان خموش با تدبر در ره محوش بکوش
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا /Tofansora دنبال کنید
@Tofansora
در بر این کار زشت و ناپسندهرکسی یک گونهای میداد پند
جاهلی دیدش و با هر یک نگاه خنده میکرد زین معاصی قاهقاه
زاهدی آمد و گفت حَدش رواستقطع دست سارقان حکم خداست
صاحب باغ از ره آمد با غضب ناسزا میگفت به او تا صد نسب
تلخکی گفتا که از یک باغ سیبکودکی را دانهای باشد نصیب
دیگری گفتا که طفل بینواستباشد او درمانده وعفوش بجاست
زیرکی این ماجرا را چونکه دیدسیبهای آن درخت یکجا خرید
تا حرام خواری نباشد بین مـا تا نیآید در پی اش قتل و زنا
بر خطای دیگران ساکت مباشای بسا چرکی رسد بر این خراش
چون که یک غافل گناهی میکندابــتدا بــر یک تباهی میکند
بر خطا هرکس سکوت وخنده کردنطفهٔ جرم و گنه را زنده کرد
آن که افزاید به زشتی تازهای می کند گسترده بد آوازهای
بهر زشتیها مشو طوفان خموش با تدبر در ره محوش بکوش
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا /Tofansora دنبال کنید
@Tofansora
۲۶۲
۳:۰۸
برای دیدن یاران بهانه لازم نیستمیان نم نم باران ترانه لازم نیست
رسیده فصل بهار و شکوفه می آردبرای باقی عمرم جوانه لازم نیست
برای منتظرانش کرشمهای کافیست برای حسرت غافل گمانه لازم نیست
ترا چه آمده اینسان ز ما گریزانیمیان آتش قلبم زبانه لازم نیست
به زندگی نشده حاصلت اگر گنجیترا بجز نم اشک شبانه لازم نیست
به این امید که شفاعت کند ترا زهرابرای قطرهٔ اشکی خزانه لازم نیست
مکن به زهر نگاهی دل مرا خونینبرای هجرت طوفان روانه لازم نیست
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا /Tofansora دنبال کنید@Tofansora
رسیده فصل بهار و شکوفه می آردبرای باقی عمرم جوانه لازم نیست
برای منتظرانش کرشمهای کافیست برای حسرت غافل گمانه لازم نیست
ترا چه آمده اینسان ز ما گریزانیمیان آتش قلبم زبانه لازم نیست
به زندگی نشده حاصلت اگر گنجیترا بجز نم اشک شبانه لازم نیست
به این امید که شفاعت کند ترا زهرابرای قطرهٔ اشکی خزانه لازم نیست
مکن به زهر نگاهی دل مرا خونینبرای هجرت طوفان روانه لازم نیست
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا /Tofansora دنبال کنید@Tofansora
۴۶
۱۲:۵۹
در نبرد کفر و ایمانی، شهامت لازمستهم توکل هم تحمل در وخامت لازمست
کم بیاری میشود دشمن برای تو جریآنطرف هم ضربه خورده، استقامت لازمست
جنگ ما جنگ وجودی باشدو در قلهایمچنگ بر حبلالمتین این زعامت لازمست
با همه تاب و توانش آمده دشمن به جنگجانفشانی در ره امر امامت لازمست
تفرقه، تردید و وحشت حربهٔ دشمن بودبهر حفظ جامعه، قدری حجامت لازمست
در بیابان گر قوی با لاغری شد همسفرخم نگردد تا به آخر قدوقامت لازمست
تنگهٔ هرمز بدست ما اداره میشودبهر محو ناوگانش یک علامت لازمست
دشمن گردنکلفت آمد که نابودت کندتیرغيب هرجا که او کرده اقامت لازمست
در اپستین شهرتی دارد به اعمال کثیف عقل او زائل شده، تست سلامت لازمست
جنگ خونینی بپا کرده که ما پایان دهیمشرط اول بهر پایانش غرامت لازمست
اینهمه جرم و جنایت در جهان بنموده اوانتقام آنهمه قبل از قیامت لازمست
ملت مبعوث ایران تن به ذلت چون؟ دهدمرگ اگر خواهد بیاید با کرامت لازمست
کشور ایران و با فرهنگ و تاریخی کهنآنکه سازش میکند اورا ملامت لازمست
وضعیت بر قبل طوفان برنمیگردد ترامپهم که جبران خطا هم که ندامت لازمست
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا TOFANSORA دنبال کنید @Tofansora
کم بیاری میشود دشمن برای تو جریآنطرف هم ضربه خورده، استقامت لازمست
جنگ ما جنگ وجودی باشدو در قلهایمچنگ بر حبلالمتین این زعامت لازمست
با همه تاب و توانش آمده دشمن به جنگجانفشانی در ره امر امامت لازمست
تفرقه، تردید و وحشت حربهٔ دشمن بودبهر حفظ جامعه، قدری حجامت لازمست
در بیابان گر قوی با لاغری شد همسفرخم نگردد تا به آخر قدوقامت لازمست
تنگهٔ هرمز بدست ما اداره میشودبهر محو ناوگانش یک علامت لازمست
دشمن گردنکلفت آمد که نابودت کندتیرغيب هرجا که او کرده اقامت لازمست
در اپستین شهرتی دارد به اعمال کثیف عقل او زائل شده، تست سلامت لازمست
جنگ خونینی بپا کرده که ما پایان دهیمشرط اول بهر پایانش غرامت لازمست
اینهمه جرم و جنایت در جهان بنموده اوانتقام آنهمه قبل از قیامت لازمست
ملت مبعوث ایران تن به ذلت چون؟ دهدمرگ اگر خواهد بیاید با کرامت لازمست
کشور ایران و با فرهنگ و تاریخی کهنآنکه سازش میکند اورا ملامت لازمست
وضعیت بر قبل طوفان برنمیگردد ترامپهم که جبران خطا هم که ندامت لازمست
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا TOFANSORA دنبال کنید @Tofansora
۳۸۲
۲:۳۹
بين اقوام عرب غيرت نمیجوشد چراجز یمن ضدستم قومی نمیکوشد چرا
غزه در ویرانی و قحطی و اینها بیخیال شیخ احمق را چو گاوی باز میدوشد چرا
ننگ سازش را خريده سر درون آخورش از همان آخور بگوید شیر بخروشد چرا
ذلت سازش به دنيا ماندگارست تا ابددر مجامع با همینها باده مینوشد چرا
غاصب قدس مینهد قلاده بر شیخ عرباینهمه ننگ و خباثت را نمیپوشد چرا
تن به ذلت میدهد قوم عرب بااین شیوخخفت سازش به طوفان فخر بفروشد چرا
️ اشعار اعتقادی انتقادی طوفان را در طوفانسرا Tofansoraدنبال کنید
@Tofansora
غزه در ویرانی و قحطی و اینها بیخیال شیخ احمق را چو گاوی باز میدوشد چرا
ننگ سازش را خريده سر درون آخورش از همان آخور بگوید شیر بخروشد چرا
ذلت سازش به دنيا ماندگارست تا ابددر مجامع با همینها باده مینوشد چرا
غاصب قدس مینهد قلاده بر شیخ عرباینهمه ننگ و خباثت را نمیپوشد چرا
تن به ذلت میدهد قوم عرب بااین شیوخخفت سازش به طوفان فخر بفروشد چرا
@Tofansora
۱۰۶
۵:۱۱
روزی رسد که من هم، در این جهان نباشمبا خود سخن بگویم، با این و آن نباشم
آمال بینهایت، روزی رسد به پایان جسمم بهزیر خاک و،خود درمیان نباشم
جز خوب و بد نماند، از ما به یادگاریروزی که بهر جبران، صاحبقران نباشم
شاهانه مینشینم اینک به صدر مجلسبااین صفت که دارم، جنتمکان نباشم
خواهم ترحم از حق، درروز حشر امافکر ترحم اینک، بر دیگران نباشم
دراین دو روز مهلت، بايد که توشهگیری با این ذخیره جزو نامآوران نباشم
درفکر کاخ و ویلا، همسایهام گرسنه غم بردل از جوان بیخانمان نباشم
درآن سرای جاوید، باشد حساب و میزانپیروز و خنده بر لب، درامتحان نباشم
از بهر کسب قدرت، پا روی حق نهادنبا اشک و آه مردم، جز در زيان نباشم
طوفان به دل چو دارم، از نمرهٔ قبولیاز رحمت الهی، من بدگمان نباشم
٩/۵/١٣٩٨ عباس یزدی
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا TOFANSORA دنبال کنید
@Tofansora
آمال بینهایت، روزی رسد به پایان جسمم بهزیر خاک و،خود درمیان نباشم
جز خوب و بد نماند، از ما به یادگاریروزی که بهر جبران، صاحبقران نباشم
شاهانه مینشینم اینک به صدر مجلسبااین صفت که دارم، جنتمکان نباشم
خواهم ترحم از حق، درروز حشر امافکر ترحم اینک، بر دیگران نباشم
دراین دو روز مهلت، بايد که توشهگیری با این ذخیره جزو نامآوران نباشم
درفکر کاخ و ویلا، همسایهام گرسنه غم بردل از جوان بیخانمان نباشم
درآن سرای جاوید، باشد حساب و میزانپیروز و خنده بر لب، درامتحان نباشم
از بهر کسب قدرت، پا روی حق نهادنبا اشک و آه مردم، جز در زيان نباشم
طوفان به دل چو دارم، از نمرهٔ قبولیاز رحمت الهی، من بدگمان نباشم
٩/۵/١٣٩٨ عباس یزدی
اشعار انتقادی اعتقادی طوفان را در طوفانسرا TOFANSORA دنبال کنید
@Tofansora
۱۶
۳:۲۵