الان که دارم مینویسم نمیتونم احساساتمو بیان کنم...چون یادآوری اون ۵ سال برام سخته. متاسفانه این خشم و نفرتی که در وجودم حمل میکردم ...بیخیال.نمیخوام بازش کنم. ولی بذار اینو بهت بگم...من بعد تحولم خیلی دنبال این بودم که گناهامو ترک کنم و پاک بشم و آدم با خدایی بشم. خداییش هم تو خیلی از مسائل موفق شده بودم. ولی بعضی جاها اصلاً نمیشد...تا اینکه خدا از درون بهم الهام کرد رضا تو در درون خودت بغض به شدت وحشتناکی داری...نمیدونم دوره بغض پنهان تو سایت هست یا نه...ولی خیلی از مسائلو اونجا گفتم.
۶۸۶
۱۸:۰۶
این بغضم از آدما رو که درست کردم ، تا ۹۰ درصد حق الناسهام کم شد و اون ۱۰ درصد صرفا غیبت و این چیزا بود که به راحتی گذاشتم کنار.
۶۸۰
۱۸:۰۷
اگه یه زمانی حس کنم شما هم مشکلات منو داشتید ، قطعاً در مورد بغض پنهان بیشتر با شما صحبت میکنم. چون خیلی تجربه دارم...خیلی...
۶۷۷
۱۸:۰۸
حاجی من بعدش دیگه آدما رو طلاق دادم....گفتم خدایا ، قرص ننه ی آدما.میخوام بیام سمت تو و فقط میخوام با تو باشم. به قرآن مجید از اون تاریخ به بعد انگار همه چی برعکس شد ، الان دیگه آدما خیلی منو دوست دارن و واقعاً عشق خیلی زیادی رو از آدما میگیرم.. ولی ...من دیگه نمیخوام...حسبی الله. عشق است خدا. من اگه آدما رو بخشیدم به خاطر این بود که از ته قلبم به این نتیجه رسیدم که مقصر فقط خودم بودم...وگرنه آدما مقصر نبودن...مشکل من احمق بودم که خیلی جاهل بودم.
۶۶۹
۱۸:۱۲
اکثر ضربههایی که من خوردم از سر جهل و نفهمی بود. اگه این روزا تولید محتوا میکنم و از عمق جانم مینویسم ، به خاطر اینه که ، خودم این چیزا رو نمیدونستم...شاید اگه میدونستم ، این همه ضربه نمیخوردم...
۶۷۱
۱۸:۱۳
به خدا من دنبال سوء استفاده از شما نیستم. اگه بودم وایبشو میدادم.من فقط کارام از سر عشقه.دنبال پول و جلب توجه از شما نیستم.من برای دیده شدن کار نمیکنم. من برای تغییر شما هم حتی کار نمیکنم. همش عشقه .از درونم میجوشه. خیلی تو کارهایی که میکنم خالصم. شاید به خاطر همین حضرت زهرا فایلامو گوش میده. توی خواب بهم یکی گفت اینو.
۶۶۰
۱۸:۱۴
بیخیال.فقط اینو بدونید... هرجایی که از پس خودتون بر نمیاید... شاید دلیلش بغض پنهانی هستش که با خودت داری حمل میکنی....به حرفم فکر کن.
🥲۲
۶۶۰
۱۸:۱۶
بعضی وقتا فکر میکنم خدا سر من بیش از حد سختگیره. سختگیری که منظورمه اصلاً به معنای عام نیست. یعنی سر نماز و اعمال و اینجور چیزها زیاد بهم سخت نمیگیره. کلاً هیچ جا بهم سخت نمیگیره..تنها جایی که بهم خیلی بیش از حد سخت میگیره مباحث کتاب یاغیور هستش. یعنی کافیه که من توجهم بیش از حد سمت چیزی بره... واقعا بهم نمیده. واقعا به معنای واقعی کلمه اذیتم میکنه. کاری میکنه که آه از نهادم بلند شه.اصلاً به من رحم نداره. واقعا زجرم میده. ولی اگه خودشو بخوام ، و قلبم فقط برای خدا بره ، همه چیو به شرط استفاده در مسیر خودش ، بهم میده.
🥹۲
۵۹۸
۱۸:۵۳
الان که دارم مینویسم بالای کوهم و واقعاً هوا سرده.اومدم جایی نرسیده به شاهرود.خیلی سرده اینجا.یا جونز.خیلی لاتیه.
۵۹۳
۱۸:۵۶
واقعا از درون نیاز داشتم به این خلوت. عاشق سکوتم.کلاً از دستگاهی به نام تلویزیون بدم میاد. دلم میخواد یه جایی باشم که سکوت باشه. عاشق شبم. خیلی از این چیزا انرژی میگیرم. از شلوغی بدم میاد.
۵۸۵
۱۸:۵۹