Salar Aghili - Barane Bahari [SevilMusic] [320].mp3
۰۳:۱۵-۷.۵۵ مگابایت
۵۷
۱۴:۳۲
۶۱
۱۴:۳۲
۶۱
۱۴:۳۲
۶۱
۱۴:۳۲
آیت الله خامنهای یک شخصیت بینظیر است
مقدمه حضرت آیتالله بهجت در مورد علامه مجلسی پدر فرمودهاند «هنوز که هنوز مجلسی اول بر اصفهان ولایت دارد»باید با صراحت و یقین گفت خامنهای شهید مقتدرتر و صاحبولایتتر است و سالهای سال بر جهان اسلام ولایت دارد.
در میان عالمان دینیِ کنشگر در کل تاریخ دانستهی بشری، شخصیت آیت الله خامنهای را میتوان نمونهای بینظیر از «عالمان مجاهد در عرصه رهبری» دانست؛ عالمی که دهههای طولانی از عمر خود را دستکم در سه میدان اصلی صرف کرده است: مبارزه، تبیین فکری، و هدایت سیاسی–اجتماعی.
نخستین ویژگی در تحلیل زندگی آیت الله خامنهای طول دوره کنشگری و مبارزه است. آغاز فعالیتهای مبارزاتی او به اوایل دهه ۱۳۴۰ شمسی بازمیگردد. اگر این آغاز را حدود سال ۱۳۴۲ در نظر بگیریم و آن را تا سال ۱۴۰۴ امتداد دهیم، با بیش از ۶۰ سال حضور مستمر در عرصه مبارزه، مدیریت و هدایت اجتماعی روبهرو هستیم. چنین تداومی در این سطح در تاریخ معاصر روحانیت شیعه مطلقا بینظیر است؛ هیچ شخصیتی نتوانسته چندین دهه پیوسته در متن تحولات سیاسی و اجتماعی باقی بماند.
دومین شاخص، فعالیت گسترده در حوزه تبیین و سخنرانی است. در بازهای نزدیک به ۶۲ سال، بطور تخمینی، مجموع سخنرانیها به حدود ۴۴۰۰ تا ۴۵۰۰ سخنرانی میرسد. این حجم از گفتار عمومی نشاندهنده یک الگوی خاص از رهبری است که بیش از هر چیز بر «تبیین مستمر و ارتباط مستقیم با جامعه» تکیه دارد. در بسیاری از نظامهای سیاسی، رهبران عالی، چنین حجم مداومی از گفتار عمومی تحلیلی ندارند. از نظر حجم و محتوا کاملا بینظیر است.
سومین بُعد در تحلیل شخصیت آیت الله خامنهای پایداری در برابر فشارهای خارجی و بحرانهای امنیتی است. در دهههای گذشته، کشور تحت رهبری ایشان با طیفی از فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی روبهرو بوده است. در این چارچوب، یکی از راهبردهای کلیدی، تقویت مفهوم «بازدارندگی» در برابر ابرقدرتی چون آمریکا بوده است؛ یعنی ایجاد تواناییهایی که هزینه هرگونه درگیری مستقیم (آنهم در شرایط ناجوانمردانهترین تحریمها) برای دشمنان بسیار بالا ببرد. توسعه توان دفاعی و فناوریهای بازدارنده با فنآوریهای بسیار پیشرفته، در چند دهه اخیر در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ راهبردی که هدف آن جلوگیری از جنگ و حفظ ثبات سرزمینی است. مهمترین و جالبترین حقیقت اینجاست که بروز توانش بازدارندگی سپاه و ارتش ایران، ملت ایران را هم مبهوت کرد!
چهارمین ویژگی، ثبات قدم در مسیر فکری و سیاسی است. بسیاری از رهبران در گذر زمان دچار تغییرات شدید در مواضع یا راهبردها میشوند، اما در مورد آیت الله خامنهای، پژوهشگران غالباً به تداوم گفتمانی اشاره میکنند: تأکید بر استقلال سیاسی، مقاومت در برابر سلطه خارجی، و اهمیت هویت دینی و فرهنگی در سیاست.
پنجمین بعد، سبک زندگی شخصی و مسئله زهد در قدرت است. در ادبیات فقه سیاسی شیعه، یکی از شاخصههای «عالم ربانی» این است که قدرت سیاسی را ابزار خدمت بداند نه وسیله بهرهبرداری شخصی. در روایتهای مختلف درباره زندگی شخصی ایشان، بر سادگی سبک زندگی و فاصله گرفتن از مظاهر تجمل تأکید شده است؛ در حالی که جایگاه قدرت میتوانست امکان دسترسی به منابع گستردهتری را فراهم کند. هیچ عالم دینی با این طول زمان و این امکانیت دسترسی به منابع مالی، چنین زهد پایداری را از خود محقق نکرده است (اگر چه بالقوه همین مقدار زاهد بوده باشد)
در نهایت، مجموعه این عناصر—سالهای طولانی مبارزه، هزاران ساعت سخنرانی و تبیین، پایداری در برابر فشارهای خارجی، تلاش برای ایجاد بازدارندگی دفاعی، و سبک زندگی نسبتاً ساده—الگویی از «عالم دینیِ فعال در عرصه رهبری» را شکل میدهد. این الگو نشان میدهد که در جهان معاصر نیز میتوان ترکیبی از دانش دینی، مبارزه سیاسی، و هدایت اجتماعی را در یک شخصیت واحد مشاهده کرد؛ شخصیتی که نقش او تنها در حوزه علم یا سیاست محدود نمیشود، بلکه در پیوند میان این دو معنا پیدا میکند.
باز باید گفت: حضرت آیتالله بهجت در مورد علامه مجلسی پدر فرمودهاند «هنوز که هنوز است مجلسی اول بر اصفهان ولایت دارد»باید با صراحت و یقین گفت خامنهای شهید مقتدرتر و صاحبولایتتر است و سالهای سال بر جهان اسلام ولایت دارد.
حمید رجاییبهار ۱۴۰۵
۷۳
۷:۴۷
یا محمد و یا علی، یا فاطمه یا حسن و یا حسین
الا ای عالمان دین، رهبران فرهنگی و سیاسی مردم ارجمند ایران! دقت بفرمایید
لما رأى قومُ يونس أماراتِ العذاب
اگر پیروزی میخواهیم، ورای دفاع جانانهٔ نظامی، والله والله دو کار باید بکنیم و الا امر بر ما مشکل میشود:
این آزمایش الهی پیش روی ماست. اینکه کمی تا قسمتی به یاری بشتابیم فایده چندانی ندارد. خداوند تا ما را در این دو وضعیت نبیند آن امداد خاص خود را نمیفرستد. امداد خاص داریم و امداد عام.
مگر قرآن عذاب محتوم را از قوم یونس برنداشت که زیر چتر استغاثه پناه گرفتند و بلا دفع شد؟ پیامبرشان از خداوند پرسید چه شد که بلا دفع شد؟ خداوند فرمود دیدم دعا کردند و در قلوبشان به هم نقب زدند و به هم یاری کردند و برای هم دل میسوزاندند.
اگر بخل و خودخواهی بر ما غالب شود، بوی گند این صفت در ملکوت جامعه میپیچد و فرشتگان و یاریکنندگان از ما دور میشوند.
لطفاً این پیام را نشر دهید. ما انشالله پیروزیم نگران نباشید.
۹۶
۱۲:۳۹
طلوع:🟩
طلوع مهر 
#تنگه_را_حراج_نکنید_!
مقدمهجان کلام:
ایران عرفا، قانونا (حتی بر مبنای بینالمللی) و شرعا حق دارد بر تنگه اعمال حاکمیت سخت و کاملاً نظامی داشته باشد و مانع عبور هر شناوری بشود که به نفع بحرانها تحرک دارد مگر اینکه شرایط کاملاً عادی شود و شرایط عادی بر منطقه حاکم شود. قانون و عرف استثنا دارد. سالهاست شرایط، عادی نبوده و این حق برای ایران بوده است.
🟩 تنگه هرمز، بغایت خاص است و باید خاص دیده شود. بحث حقوقی تنگه هرمز اغلب تحت تأثیر تفاسیر انتزاعی از حقوق دریاها قرار گرفته، در حالیکه تحلیل معتبر باید از واقعیات امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه آغاز شود، نه فرضیات آرمانی و ایدهآل نظم بینالملل.
🟩 ایران در شرایط عادی هیچ منفعتی در اخلال در تجارت جهانی ندارد و در عمل طی دههها با وجود جنگها، تحریمها و حضور گسترده نظامی خارجی، به تداوم عبور انرژی و تجارت از تنگه هرمز کمک کرده و رویکردش مبتنی بر ثبات و تسهیل عبور بوده است.
🟩 با این حال، بخش مهمی از ادبیات حقوقی، تنگه هرمز را در شرایطی غیرواقعبینانه و کاملاً عادی تحلیل میکند و از کنار رقابتهای ژئوپلیتیک، تهدیدات نظامی و تنشهای مستمر منطقهای عبور میکند؛ امری که موجب تقلیل یک مسئله پیچیده امنیتی به قواعد انتزاعی حقوقی میشود.
🟩 تنگه هرمز صرفاً یک مسیر تجاری نیست، بلکه گلوگاه حیاتی انرژی جهان و بخشی از امنیت ملی دولتهای ساحلی است؛ بنابراین نمیتوان آن را صرفاً با منطق آزادی ناوبری تفسیر کرد بدون توجه به حق بقا و امنیت دولتها.
🟩 بر این اساس، حتی در صورت پذیرش قواعد عرفی یا معاهداتی، شرایط غیرعادی و پرتنش منطقه ایجاب میکند که این قواعد به گونهای تفسیر نشوند که اختیارات ایران و عمان در تأمین امنیت ملی و نظم عمومی بهطور نامتناسب محدود گردد.

حتی در فرض پذیرش وجود قواعد عرفی (که میکوشد از ایران سلب کنترل کند) این قواعد نمیتوانند به گونهای تفسیر شوند که امنیت و بقای دولتهای ساحلی را به مخاطره اندازند. دقت کنید: فلسفه وجودی حقوق بینالملل، تضمین همزیستی و امنیت دولتهاست و نه سلب ابزارهای دفاعی آنان. بنابراین هرجا که میان الزامات امنیت ملی و برخی تفاسیر موسع از آزادی عبور، تعارض ایجاد شود، این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا میتوان از یک دولت انتظار داشت تهدیدات بالقوه یا بالفعل علیه موجودیت خود را نادیده بگیرد؟
این پرسش زمانی اهمیت بیشتری مییابد که وضعیت خاص منطقه خلیج فارس مورد توجه قرار گیرد. بسیاری از نظریههای کلاسیک حقوق دریاها در بستری از ثبات نسبی، نبود تهدیدات مستمر و فقدان رقابتهای شدید نظامی تدوین شدهاند و میخواهند آبراهها به نفع تجارت جهانی، رژیم بگیرند. حال آنکه منطقه خلیج فارس طی دهههای گذشته با حضور گسترده نیروهای نظامی خارجی، بحرانهای امنیتی، جنگهای نیابتی آمریکایی اسراییلی، عملیات اطلاعاتی و تنشهای مستمر روبهرو بوده است. در چنین محیطی، اعمال مکانیکی قواعدی که برای شرایط عادی طراحی شدهاند، ممکن است به نتایجی منجر شود که با منطق امنیت جمعی و حق دفاع از موجودیت دولتها سازگار نباشد. این نکتهای است که تیم مذاکرهکننده اگر از غفلت مند و سندی را تدوین و امضا کند برای کشور دردسر درست کند
نباید این اتفاق بیافتد. و السلام.
از همین منظر، میان کشتیهای تجاری و شناورهای نظامی نیز باید تمایز قائل شد. کشتی جنگی صرفاً یک وسیله حملونقل نیست، بلکه ابزار اعمال قدرت حاکمیتی و نظامی یک دولت محسوب میشود. در نتیجه، دولت ساحلی میتواند استدلال کند که ارزیابی عبور چنین شناورهایی باید با معیارهای متفاوتی نسبت به کشتیهای تجاری صورت گیرد، بهویژه در مناطقی که از حساسیت راهبردی فوقالعاده برخوردارند.
سرانجام باید توجه داشت که امنیت تنگه هرمز محصول یک فرآیند پرهزینه و مستمر است. حفظ ایمنی کشتیرانی، مقابله با تهدیدات امنیتی، حفاظت از زیرساختهای دریایی، جلوگیری از خرابکاری و تضمین ثبات مسیرهای عبور مستلزم صرف منابع گسترده انسانی، مالی و فنی است. از این رو، این دیدگاه قابل طرح است که بهرهمندی جامعه بینالمللی از امنیت این آبراه نمیتواند به طور کامل مستقل از حقوق و منافع مشروع دولتهای ساحلی آن تحلیل شود.
بر این مبنا، وضعیت حقوقی تنگه هرمز را باید در چارچوبی وسیعتر از مباحث متعارف آزادی ناوبری مورد بررسی قرار داد؛ چارچوبی که در آن امنیت ملی، حق بقا، حاکمیت سرزمینی و شرایط استثنایی منطقهای نقش تعیینکننده در تفسیر و اعمال قواعد حقوقی ایفا میکنند.
حمید رجایی تابستان ۱۴۰۵
@tolooemehr
#تنگه_را_حراج_نکنید_!
مقدمهجان کلام:
ایران عرفا، قانونا (حتی بر مبنای بینالمللی) و شرعا حق دارد بر تنگه اعمال حاکمیت سخت و کاملاً نظامی داشته باشد و مانع عبور هر شناوری بشود که به نفع بحرانها تحرک دارد مگر اینکه شرایط کاملاً عادی شود و شرایط عادی بر منطقه حاکم شود. قانون و عرف استثنا دارد. سالهاست شرایط، عادی نبوده و این حق برای ایران بوده است.
🟩 تنگه هرمز، بغایت خاص است و باید خاص دیده شود. بحث حقوقی تنگه هرمز اغلب تحت تأثیر تفاسیر انتزاعی از حقوق دریاها قرار گرفته، در حالیکه تحلیل معتبر باید از واقعیات امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه آغاز شود، نه فرضیات آرمانی و ایدهآل نظم بینالملل.
🟩 ایران در شرایط عادی هیچ منفعتی در اخلال در تجارت جهانی ندارد و در عمل طی دههها با وجود جنگها، تحریمها و حضور گسترده نظامی خارجی، به تداوم عبور انرژی و تجارت از تنگه هرمز کمک کرده و رویکردش مبتنی بر ثبات و تسهیل عبور بوده است.
🟩 با این حال، بخش مهمی از ادبیات حقوقی، تنگه هرمز را در شرایطی غیرواقعبینانه و کاملاً عادی تحلیل میکند و از کنار رقابتهای ژئوپلیتیک، تهدیدات نظامی و تنشهای مستمر منطقهای عبور میکند؛ امری که موجب تقلیل یک مسئله پیچیده امنیتی به قواعد انتزاعی حقوقی میشود.
🟩 تنگه هرمز صرفاً یک مسیر تجاری نیست، بلکه گلوگاه حیاتی انرژی جهان و بخشی از امنیت ملی دولتهای ساحلی است؛ بنابراین نمیتوان آن را صرفاً با منطق آزادی ناوبری تفسیر کرد بدون توجه به حق بقا و امنیت دولتها.
🟩 بر این اساس، حتی در صورت پذیرش قواعد عرفی یا معاهداتی، شرایط غیرعادی و پرتنش منطقه ایجاب میکند که این قواعد به گونهای تفسیر نشوند که اختیارات ایران و عمان در تأمین امنیت ملی و نظم عمومی بهطور نامتناسب محدود گردد.
حمید رجایی تابستان ۱۴۰۵
۳۷
۱۶:۵۵
۲۰
۳:۰۵
#انتقام خونِ رهبر شهید
حمید رجاییتابستان ۱۴۰۵
۲۷۳
۳:۰۶