بهترین راه برایِ درکِ زندگی، نه تحلیلِ آن، که تماشایِ آن با چشمانِ یک کودک است.کودکان، چیزی را که بزرگسالانِ “عاقل” از دست دادهاند، درک میکنند:اینکه حقیقتِ دنیا، نه در منطق، که در اعجاب و شگفتیِ لحظههایِ گذراست..#Mm✍#طُ
۶۲
۵:۲۷
در درونِ تو، پناهگاهی وجود دارد که میتوانی هر زمان به آنجا بگریزی و خودِ واقعیات باشی. آنجا، نه صدایی از قضاوتهایِ دیگران است و نه فشاری برایِ “کسی بودن”. آنجا، همانجاییست که “حقیقت” انتظارِ تو را میکشد تا دوباره با تو آشتی کند..#Mm✍
#طُ
#طُ
۸۴
۵:۲۷
یک روز میفهمیخیلی از چیزهایی که دنبالش بودی،قرار نبودهبه تو تعلق داشته باشند؛فقط آمده بودندتا سلیقهیِ قلبت را عوض کنند،فهمت را عمیقتر کنند،و تو رابرای نسخهیِ تازهتری از خودتآماده کنند..
Mm#طُ
۵۰
۶:۲۶
گاهیبزرگترین نشانهیِ رشداین نیست که بیشتر حرف بزنی،بلکه این است کهبدانیبرای چه کسیدیگر نبایدهیچ توضیحی بدهی..
Mm#طُ
۶۴
۶:۲۶
آدمینه آن چیزیست که دربارهیِ خودش فکر میکند،نه آن چیزیست که دیگران دربارهاش میگویند؛او آن چیزیست کهدر سکوتِ خودشجرئتِ روبهرو شدن با آن را دارد..
Mm#طُ
۵۰
۵:۱۸
دوستت نداشتم چون شبیه رؤیاهایم بودی.دوستت داشتم چون بعد از تو، رؤیاهایم دیگر شبیه قبل نبودند.تو چیزی به زندگیام اضافه نکردی؛ نظم سابقش را به هم زدی. واژهها معنای دیگری گرفتند، خیابانها طولانیتر شدند و موسیقیها ناگهان چیزهایی را به یاد آوردند که هرگز اتفاق نیفتاده بود.شاید عشق همین باشد:ورود کسی که جهان را ترک میکند، اما جای اشیا را برای همیشه تغییر میدهد..
#طُ
نظرت چیه؟! بنویسید برامون
#طُ
نظرت چیه؟! بنویسید برامون
۷۲
۱۱:۱۸
گذشته چیزی نیست که مرده باشد و پشت سر ما آرام گرفته باشد. گذشته، گاهی در یک بو، یک خیابان، یک قطعه موسیقی یا نوری که عصر روی دیوار میافتد، ناگهان از کمین بیرون میآید.آنوقت میفهمیم بعضی لحظهها تمام نشدهاند؛فقط منتظر بودهاند دوباره کسی آنها را به یاد بیاورد...
#طُ
#طُ
۴۲
۶:۱۴
بدترین بخش فاجعه، مرگ نیست؛ عادتکردن است.ابتدا هر فقدان، جهان را متوقف میکند. بعد شمار قربانیان آنقدر زیاد میشود که اندوه نیز به آماری روزانه تبدیل میشود. انسان برای زندهماندن به هر چیزی عادت میکند؛ و همین استعداد شگفتانگیز، گاهی وحشتناکترین ویژگی اوست...
#طُ
#طُ
۵۱
۱۰:۱۰
سالها بعد، وقتی دیگر هیچکس نام دقیق اندوهش را به یاد نمیآورد، فهمید که تنهایی ناگهان آغاز نمیشود!تنهایی از همان روزی شروع میشود که آدم حرفی برای گفتن دارد، اما پیشاپیش میداند هیچکس آن را آنگونه که باید نخواهد فهمید. بعد آرامآرام سکوت را یاد میگیرد؛ و دیگران گمان میکنند آرام شده است...
#طُ
#طُ
۳۶
۵:۰۵
گاهی نجات،شبیه یک اتفاقِ بزرگ نیست.شبیه این است کهیک روز صبح بیدار شویو ببینی دیگراصراری برای توضیح دادنِ خودتبه همه نداری.و همین،آغازِ آرامش است..
#طُ
#طُ
۳۲
۷:۱۳