Civilizations: VI
۸۱
۷:۴۴
۸۱
۷:۴۴
۸۱
۷:۴۴
🟠 گذشته از شوخی؛ اگه میتونستم، قانونی تصویب میکردم که سیاسیون رو مجبور به دیدن یک سری فیلم خاص، خواندن یک سری کتاب خاص، و البته انجام یک سری بازی کامپیوتری خاص (از جمله Civilizations و Tropico) بکنه و آخر سر هم ازشون آزمون میگرفتم. اگر توی آزمون قبول میشدن، اجازه داشتن وارد سیاست بشن. ولی خب؛ من که قانونگذار نیستم، من فقط مترجمم.
۱۱۶
۵:۳۴
🟠 حالا دو تا سؤال:1- چرا تحلیلهای ما اشتباه از آب در میاد؟2- چرا عقاید و نظراتمون با هم فرق داره؟از نظر من، تقریباً پاسخ این دو سؤال مشترکه:دلیلش توی دو قسمته: ورودی و پردازش.ذهن ما، پردازش رو از روی غریزه انجام نمیده! تجربیات گذشتهی ما، درک ما از دنیای اطراف (یا همون جهانبینی)، ورودیهای مختلفی که بهش دادیم، و فاکتورهای دیگه، باعث میشن که نحوهی پردازش انجام شده روی ورودی ذهنی ما، از افراد دیگه متفاوت باشه.حتی اگه فرض بگیریم نحوهی پردازش دو تا ذهن کاملاً با هم یکسانه، ورودیهای متفاوت منجر به خروجی متفاوتی میشه.پس نمیشه انتظار داشت که توی یک جامعه، همه مثل هم فکر کنن و نظراتشون یکی باشه. حتی توی گروهها و دستههای کوچکتر هم این تفاوت آرا و افکار وجود داره. به نظرم حتی آدمهایی که توی یک گروه هستن و از نظر جامعه «همعقیده» به حساب میان، باز هم بین 50 تا 70 درصد عقاید و تفکراتشون کاملاً مشابه همدیگهست.
۷۲
۱۰:۰۴
🟠 رؤیا فروشی، یک نسخهی پیچیدهتر از پکیجفروشیه. رؤیا فروشی، یعنی یک فرد (یا رسانه، یا جریان) بیاد و تصویر ذهنی مخاطب از جامعهی آرمانی (اتوپیا- آرمانشهر) رو به صورت شبهواقعی ترسیم کنه. تا اینجا خیلی مشکلی نداره. مثلاً توسط یک رسانه (یا حتی صفحات اینستاگرام یا کانالهای تلگرامی) تصویری از آرمانشهر، به صورتی که هیچ فقیری وجود نداشته باشه، همهی مردم آزاد باشن هر پوششی رو داشته باشن، هر کسی بهترین خودرو رو سوار بشه و خونهی مجلل داشته باشه و ... به مخاطب ارائه داده بشه. خیلی هم خوبه! اصلاً آرمانشهر یعنی همین! برای همین هم هست که از زمان مرحوم تامس مور (1518) تا الان، وجود خارجی نداشته! اصلاً اسمش در یونانی، به معنای «نامکان» یا «ناکجاآباد» ترجمه میشه. عیب کار از جایی میزنه بیرون که رسانه دو تا کار با ذهن مخاطبش میکنه:
🟢 سؤال مهم: آیا مخاطب میتونه حرفهای رسانه رو صحتسنجی کنه؟ بله ! امّا کار چندان راحتی نیست. هم زمان میخواد، هم حوصله. به همین دلیله که بیشتر مخاطبین رسانه، دنبال صحتسنجی نمیرن و ترجیح میدن حرفهای رسانه رو (که غالباً هم همسو با جهتگیریهای ذهنی از پیش انتخابشدهی خودشون هست) باور کنه. یکی از بهترین راهکارها برای صحتسنجی چنین مواردی، مطالعهی تاریخه. امّا حواستون باشه: مطالعهی تاریخ الزاماً به معنی خواندن کتابهای تاریخی نیست؛ بلکه برعکس، به عقیدهی من، یکی از بهترین منابع برای فهم تاریخ نسبتاً دستنخورده، مطالعهی داستانهای مربوط به اون دوره یا جامعهست. البته داستانهایی به سبک رئال. پس برید داستان بخونید که هم لذت ببرید، هم لا به لای سطور اون کتابها، تاریخ واقعی مردم رو بفهمید.
۹۸
۸:۰۱
🟠 منظورم از این حرف چی بود؟ این بود که نمیشه «سوپرمارکت» بودن رو به تمام جنبههای زندگی تعمیم داد. مثلاً توی محیط کار. یا توی دانشگاه. یا مدرسه. نمیشه گفت من از این قسمتش خوشم میاد، ولی این قسمتش رو دوست ندارم. من از این قانون خوشم میاد، این قانون رو دوست ندارم و بهش عمل نمیکنم. یکی از بزرگترین آفتهای «سوپرمارکتی» شدن، مربوط به «دین» میشه. خیلیها، از جمله خودِ من، به صورت «سوپرمارکتی» به دستورات دین عمل میکنیم! مثلاً نمازش رو قبول داریم، حجابش رو نه! نهی از منکرش رو قبول داریم، حرام بودن دروغگوییش رو نه! قرآن خوندنش رو قبول داریم، روزه گرفتنش رو نه! و خیلی مثالهایی از این دست. حالا چی شده که به این وضعیت رسیدیم، بحث دیگهای رو میطلبه. امّا خواستم بگم که نمیشه همهچیز رو به صورت «سوپرمارکتی» توی زندگی استفاده کنیم. بعضی چیزها، یک «پکیچ» کامله! حتی اگه یه قسمتش هم نباشه، اون موضوع ناقص میشه و دیگه از اصالت خودش دور میشه. میشه قیمه رو با قارچ هم درست کرد، امّا دیگه اسمش قیمه نیست!
۸۷
۵:۳۹
🟠 خانوادهی ایرانی، ترکیبی از همهی اینهاست. خانوادهی ایرانی، یعنی ماها! ماهایی که شاید توی عروسی آهنگ بذاریم و بزن و برقص داشته باشیم. ماهایی که شاید صبح به صبح ریشمون رو بتراشیم و از خونه بیرون بیایم. ماهایی که شاید چادری نباشیم و حتی موی سرمون هم بیرون باشه. ماهایی که توی تابستون تیشرت یا پیرهن آستینکوتاه میپوشیم. ماهایی که با تمام اینها، حرمت محرم و صفر و شهادت و وفات رو نگه میداریم. ماهایی که دلمون لک میزنه که ماه رمضان برسه و سحر بلند بشیم و روزه بگیریم تا دم اذان مغرب، دور سفرهی افطار بشینیم و روزهمون رو باز کنیم. ماهایی که محرم لباس مشکی میپوشیم، هیئت میریم و نذری میدیم. ماهایی که هنوز اعتقاد داریم غذای نذری رو، هر چند کم، باید به نیت شفا بخوریم. ماهایی که عید غدیر و نیمهی شعبان، خوشحالیم و با دیدن ایستگاههای صلواتی کنار خیابون قند تو دلمون آب میشه. و ماهایی که هزاران هزار رفتار در ظاهر متضاد انجام میدیم، امّا ته دلهامون به یک سری چیزها اعتقاد داریم.
مراقب ایرانی بودنتون باشید!
۷۵
۱۴:۲۳
🟠 همیشه توی ذهن خودم این سؤال رو میپرسم که اگر بعد از جنگ جهانی اول، آمریکا چنین قدرتی پیدا نکرده بود و در دوران جنگ سرد، این شوروی بود که قدرت خودش رو به رخ دنیا و آمریکا کشیده بود، الان تعاریفمون از «حقوق بشر» و «قانون مدنی» و «نظم جهانی» آیا همین چیزی بود که امروز داریم؟پاسخ من به این سؤال منفیه. حوادثی که در این مدت پشت سر گذاشتیم، این موضوع رو برای من اثبات کرد. نظم جهانی و حقوق بشر تا جایی معنا داره که مطابق با استانداردهای غربی باشه. حالا اینکه چرا باید بر اساس این استانداردها باشه، مگه این استانداردها وحی مُنزله؟ بر چه اساس و پایهای این استانداردها بنا شدهن؟ آیا همه باید بپذیرن؟ آیا نمیشه تغییرشون داد؟ و صدها سؤال اینچنینی، بحث دیگهای رو میطلبه.
مراقب ذهنهاتون باشید!
۶۲
۹:۰۷
🟠 در مورد اسرائیل، لبنان، فلسطین، گروههای مقاومت منطقه و ارتباطشون با ایران و کلاً دربارهی خاورمیانه، نمیشه بدون اطلاع کامل از اوضاع منطقه و مهمتر از اون، زمینهی پیدایش اسرائیل و تاریخچهش (از سال 1948 که تأسیس شد)، تحلیلهای درستی ارائه داد. حرفهای من هم صرفاً نظرات شخصی منه.
تاریخ بخونید و عبرت بگیرید؛ وگرنه رخدادهای زمان حال چنان درسی بهتون میده که برای آیندگان درس عبرت بشید !
۲۴
۸:۳۷