بر بال خیال خویش، کودک هستم رویای قشنگی از عروسک هستمهم صحبت مرغ و ماهی و زرافهدلبسته آجیل و لواشک هستم
محمدعلی حقدل#وطنز_مخاطبان

️وطنز | بهترین شعرهای طنز
️
@vatanz_ir 
۱۷۳
۱۷:۴۳
الهام که نام یک زنِ صهیونیستیک پیرِ خرفت و کودنِ صهیونیست
اسلام برای او ندارد سودی دلبستهی دینِ دشمنِ صهیونیست
مانند عروسکیست در دست یهودیا آن که شبیهِ مانکنِ صهیونیست
ای وای به اسلامِ علیاف گونه دلقی که به زور بر تنِ صهیونیست
سر کرده درون آخورِ اسرائیل گاویست که مستِ خرمن صهیونیست
مشغول به شخمِ دین اسلام شدهانگار که گاو آهنِ صهیونیست
بگرفته نشانه دین حق را، گوییالهام همان فلاخنِ صهیونیست
از کردهی او نتان بسی خشنود استگفتا: علیاف هموطنِ صهیونیست
در فکر حیاتِ سامری هست فقطروحیست که در یک بدن صهیونیست
ذکرِ شب و روز او شده اسرائیل چشم و لب و گوش و دهنِ صهیونیست
هرچند برای خود کسی هست ولیدر دیدهی من یک لجنِ صهیونیست
حسین اعتمادی

️وطنز | بهترین شعرهای طنز
️
@vatanz_ir 
اسلام برای او ندارد سودی دلبستهی دینِ دشمنِ صهیونیست
مانند عروسکیست در دست یهودیا آن که شبیهِ مانکنِ صهیونیست
ای وای به اسلامِ علیاف گونه دلقی که به زور بر تنِ صهیونیست
سر کرده درون آخورِ اسرائیل گاویست که مستِ خرمن صهیونیست
مشغول به شخمِ دین اسلام شدهانگار که گاو آهنِ صهیونیست
بگرفته نشانه دین حق را، گوییالهام همان فلاخنِ صهیونیست
از کردهی او نتان بسی خشنود استگفتا: علیاف هموطنِ صهیونیست
در فکر حیاتِ سامری هست فقطروحیست که در یک بدن صهیونیست
ذکرِ شب و روز او شده اسرائیل چشم و لب و گوش و دهنِ صهیونیست
هرچند برای خود کسی هست ولیدر دیدهی من یک لجنِ صهیونیست
۲۰۳
۱۷:۴۳
«دل میرود ز دستم، صاحبدلان خدا را»
بنگر تورم اکنون، در هم شکست ما را
دیگر نمانده شوقی ، بهر خرید کالاچون بردهاند بالا، اجناس جانفزا را
حالا دگر نخواهد، این دل کباب بریانیک تکه نان و سبزی، بر ما ببخش یارا
حافظ اگر که میدید، آشفتگی قیمتشاید نمیسرود آن، اشعار دلگشا را
بنگر که نیست حرفی از عشق و شور و مستیزیرا نکرد عشقم، بیپول هم مدارا
ما را به غیر از این غم ، یک لحظه نیست دردیتا کی به پای قیمت ، سر خم کنم نگارا
حالا بیا ز لطفت ، این درد را دوا کن بشکن صعود قیمت ، تغییر ده قضا را
نرگس کیخاسید محمدجواد طاهری

️وطنز | بهترین شعرهای طنز
️
@vatanz_ir 
بنگر تورم اکنون، در هم شکست ما را
دیگر نمانده شوقی ، بهر خرید کالاچون بردهاند بالا، اجناس جانفزا را
حالا دگر نخواهد، این دل کباب بریانیک تکه نان و سبزی، بر ما ببخش یارا
حافظ اگر که میدید، آشفتگی قیمتشاید نمیسرود آن، اشعار دلگشا را
بنگر که نیست حرفی از عشق و شور و مستیزیرا نکرد عشقم، بیپول هم مدارا
ما را به غیر از این غم ، یک لحظه نیست دردیتا کی به پای قیمت ، سر خم کنم نگارا
حالا بیا ز لطفت ، این درد را دوا کن بشکن صعود قیمت ، تغییر ده قضا را
۱۱۵
۶:۵۰
چون که آمد نتایج کنکورکل فامیل مهربان شدهاندتا که زیر زبان من بکشندبازجوهای پاسبان شدهاند
محمدعلی حقدل#وطنز_مخاطبان

️وطنز | بهترین شعرهای طنز
️
@vatanz_ir 
۹۰
۶:۵۱
آی فرزند وطن، ایران صدایت میزندبا تن پر زخمهاش از جان صدایت میزند
بانگ هل من ناصری از دور میآید به گوشدارد این فریاد بیپایان صدایت میزند
گویی از یک انقلابی باز ناخن میکشندشب میان ناله از زندان صدایت میزند
در مخوف محبس ساواک صوتی آشناآخر هر آیهی قران صدایت میزند
از صدای تانکها هرچند لبریز است شهرکودکی دارد از آبادان صدایت میزند
نوجوانی بسته بر نخل است در آتش اسیردارد از اعماق نخلستان صدایت میزند
عاشق فهمیدهای با پیکری در زیر تانکتا رمق دارد به تن هر آن صدایت میزند
در میان نعرهی کفتارهای بد مرامدختری سرگشته وحیران صدایت میزند
جمع یک گردان میان دشمنان قیچی شدنددارد این فرماندهی گردان صدایت میزند
در میان خشخش بیسیم گفت از کربلا دارد اینک با لب عطشان صدایت میزند
با نوای دلکش لبیکهای یاحسین پیکری درخاک و خون غلتان صدایت میزند
آن طرف رزمندهای غواص دستش بسته استوقت رفتن با لبی خندان صدایت میزند
عاشق آزادهای از قلب زندانهای بعثزیر ظلم و جور دژخیمان صدایت میزند
مادری پرسید پس راه شهیدانش چه شد؟ هر نفس با دیدهی گریان صدایت میزند
باز همت کن صدای همت اینک میرسددارد عباس از دل دوران صدایت میزند
در خیابان پیکر خونین فخریزادههادر هجوم ظلم تا تهران صدایت میزند
دست از پیکر جدا افتادهی مردی بزرگدارد اینک از غریبستان صدایت میزند
عاشق راه سلیمانی هم اینک گوش کنحاج قاسم دارد از میدان صدایت میزند
آری اینک یک وطن در کارزار سرنوشتتا نمانی باز سرگردان، صدایت میزند
شهر من شهر شهیدان است هان ای هموطنشاعری دارد ز وَردنجان صدایت میزند
۹۰
۷:۰۰
آنکه دائم گنده گویی میکند همچو شیطان فتنهجویی میکند
یک سگِ دانا و اهلِ درک هم در دهانش دستشویی میکند
حسین اعتمادی

️وطنز | بهترین شعرهای طنز
️
@vatanz_ir 
یک سگِ دانا و اهلِ درک هم در دهانش دستشویی میکند
۸۳
۷:۰۱
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد پاچهخواری نه مکان و نه زمانی دارد
اصفهان شهره به یک نصف جهان هست ولی پاچهخوارست که عنوان جهانی دارد
او هنرمند بزرگیست در این صحن جهانبا همین نقش و هنر نام و نشانی دارد
صنعت سوددهی هست همین پاچه خوری صنعتی را که عجب آبی و نانی دارد
بیسوادست ولی رتبهی بالا دارد چون در این حرفهی خود نطق و بیانی دارد
کار او خوردن نان است به نرخ هر روز هر کجا منفعتش بود دکانی دارد
صفتش بوقلمونی، هنرش سالوسی چون که هر لحظه به خود رنگ عیانی دارد
بار خود بسته به ریش همگان میخندد بس که در ذات خودش چرب زبانی دارد
۷۹
۷:۱۳
بچه بودیم و شعر میخواندیم آن که شبهای تار بیدار استدر زمانی که ما همه خوابیم کیست آقا پلیسِ هوشیار است
قد کشیدیم و ما بزرگ شدیممحو شد شعر و شور، بر لبهااین که آقا پلیس، در لب مرزدر دل برف میرود شبها
این که در جادهها نمیخوابدروز و شب یا چهار فصل از سالیا که او در کنار سفره عید نیست با بچههای خود امسال
مینشاند به روی لبها شوقهر کجا زندگیست، او هم هست آب در دل ، تکان نخواهد خورد تا که او هست و من حواسم هست
او پلیس است و عشق میورزدبه من و تو، به آسمان، دریاتا که آرام، شب شود روشنتا بماند امید، پابرجا
محمدعلی حقدل#وطنز_مخاطبان

️وطنز | بهترین شعرهای طنز
️
@vatanz_ir 
قد کشیدیم و ما بزرگ شدیممحو شد شعر و شور، بر لبهااین که آقا پلیس، در لب مرزدر دل برف میرود شبها
این که در جادهها نمیخوابدروز و شب یا چهار فصل از سالیا که او در کنار سفره عید نیست با بچههای خود امسال
مینشاند به روی لبها شوقهر کجا زندگیست، او هم هست آب در دل ، تکان نخواهد خورد تا که او هست و من حواسم هست
او پلیس است و عشق میورزدبه من و تو، به آسمان، دریاتا که آرام، شب شود روشنتا بماند امید، پابرجا
۸۹
۷:۱۳
ما متحد و موافق و یک رنگیمدارای ثبات ارزش و فرهنگیمبا شیوهی انفاق و قناعت این باربا سلطنت دلار هم می جنگیم
میثم حسینی
سیدمحمدجواد طاهری

️وطنز | بهترین شعرهای طنز
️
@vatanz_ir 
۱۲۵
۷:۱۵
حافظ نظر کن شعر رفته تا کجاهاتا اوج خود رفتهست حتی بیشماها
هر روز از نو شاهکاری می شود خلقدر عرصهی بازی بعضی با هجاها
دارد به حد انتهایش میرسد شعرخالیست جای شعر تو این انتهاها
گوجه دهان تخمها را کرده سرویسدر شعر زیبای بهاره رهنما ها
حتی سرانجام پزشکی را عوض کرددر شعر خود با طرح بعضی ادعاها
جایی که گفته شب بخیری هست بهتراز مصرف بسیاری از قرص و دواها
حافظ به جان کندن غزل گفتی و حالا ارزان شده در دورهی ماها بهاها
امروزه در آزادی بی قید و بند استحال و هوای شعر شاعرهای ماها
با طعنه میگویند حرف یاوهی خویشبسیار رنجانند ما را بارالاها
ما را گرفتار سلبریتی نگردانکن امتحان ما را تو با دیگر بلاها
با دست و پاها را خودت بی دست و پا کنآنگه نظر کن سوی ما بی دست و پاها
۴۱
۱۳:۵۶