وقتی کلمات از مفهوم خالی می شوند!!!
محمدراعی فرد
در روزهای عادی آدمهارا با سابقه شان می سنجند ، اما درروزهای خطر، باجایی که می ایستند.لحظه مواجهه باتجاوز خارجی یادشمن ، لحظه آزمون دوباره همه مدعیان آزادی ووطن دوستی است.مخالفت با جمهوری اسلامی حق هرشهروندی است ، نقد حکومت حتی وظیفه اخلاقی وسیاسی است. اما توجیه بمباران ، تحریم ، تخریب زیرساختها وفشارخارجی دیگر نقد سیاسی نیست ، عبوراز مرز وجدان ملی است.حکومت ، ایران نیست اما ایران هم ملک طلق مخالفان آن نیست که ویرانی اش را فرصت سیاسی بدانند.بخش مهمی ازرسانه های آن سوی آب ، ایران را نه خانه مردمی بلکه میدان اجرای پروژه های خویش می دانند.آنگاه که حمله خارجی (فرصت )نام میگیرد ، تحریم (ابزار فشار) تخریب زیرساختها(هزینه گذار) ورنج بی پایان مردم (بهای آزادی).این یعنی وارونه سازی اخلاقی ووجدانی که بسیارهم خطرناک است و زمینه وادادگی و خوانش حملات مرگبارباانواع بمب وموشک را درقالب کمک بشردوستانه آمریکا فراهم کرده است ومیکند.سابقه خوب چک سفیدامضا نیست، هیچکس به اعتبارزندان دیروز حق توجیه تجاوز امروزرا ندارد ، هیچکس به اعتبار روزنامه نگاری منتقد درگذشته ، مصونیت اخلاقی برای هم صدایی باسیاستهای ضدایرانی جایزه دریافت نمیکند ، همانطور که حاکمیت خودرامعادل ایران بداند مخالف حکومت نیز حق ندارد ایران را گروگان خشم خودکند.مرزاصلی همینجاست، نه فشارداخلی ، نه تجاوز خارجی ، نه تقدیس حکومت ، نه تحقیروطن ، نه سکوت دربرابر فشارهای داخلی ، نه شادی از تضعیف ایران هیچ کدام توجیهی برای اشتباهات گاه مرگبار وبرگشت ناپذیر این نحله های فکری باقی نمی گذارد.این که تصورکنیم اوضاع داخلی گل وبلبل است ومردم به دلیل سکوت شان از عملکردهای حاکمیت شان راضی وخشنودند یعنی سقوط از آنسوی بام ، لذا تا زمینه نقدهای جدی وبا فکتهای موجود به رسمیت شناخته نشود وباز شاهد چرخه معیوب بروکراسی در کشورمان باشیم بلاشک خودرا دربن بستی خودساخته محصور خواهیم کرد...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
محمدراعی فرد
در روزهای عادی آدمهارا با سابقه شان می سنجند ، اما درروزهای خطر، باجایی که می ایستند.لحظه مواجهه باتجاوز خارجی یادشمن ، لحظه آزمون دوباره همه مدعیان آزادی ووطن دوستی است.مخالفت با جمهوری اسلامی حق هرشهروندی است ، نقد حکومت حتی وظیفه اخلاقی وسیاسی است. اما توجیه بمباران ، تحریم ، تخریب زیرساختها وفشارخارجی دیگر نقد سیاسی نیست ، عبوراز مرز وجدان ملی است.حکومت ، ایران نیست اما ایران هم ملک طلق مخالفان آن نیست که ویرانی اش را فرصت سیاسی بدانند.بخش مهمی ازرسانه های آن سوی آب ، ایران را نه خانه مردمی بلکه میدان اجرای پروژه های خویش می دانند.آنگاه که حمله خارجی (فرصت )نام میگیرد ، تحریم (ابزار فشار) تخریب زیرساختها(هزینه گذار) ورنج بی پایان مردم (بهای آزادی).این یعنی وارونه سازی اخلاقی ووجدانی که بسیارهم خطرناک است و زمینه وادادگی و خوانش حملات مرگبارباانواع بمب وموشک را درقالب کمک بشردوستانه آمریکا فراهم کرده است ومیکند.سابقه خوب چک سفیدامضا نیست، هیچکس به اعتبارزندان دیروز حق توجیه تجاوز امروزرا ندارد ، هیچکس به اعتبار روزنامه نگاری منتقد درگذشته ، مصونیت اخلاقی برای هم صدایی باسیاستهای ضدایرانی جایزه دریافت نمیکند ، همانطور که حاکمیت خودرامعادل ایران بداند مخالف حکومت نیز حق ندارد ایران را گروگان خشم خودکند.مرزاصلی همینجاست، نه فشارداخلی ، نه تجاوز خارجی ، نه تقدیس حکومت ، نه تحقیروطن ، نه سکوت دربرابر فشارهای داخلی ، نه شادی از تضعیف ایران هیچ کدام توجیهی برای اشتباهات گاه مرگبار وبرگشت ناپذیر این نحله های فکری باقی نمی گذارد.این که تصورکنیم اوضاع داخلی گل وبلبل است ومردم به دلیل سکوت شان از عملکردهای حاکمیت شان راضی وخشنودند یعنی سقوط از آنسوی بام ، لذا تا زمینه نقدهای جدی وبا فکتهای موجود به رسمیت شناخته نشود وباز شاهد چرخه معیوب بروکراسی در کشورمان باشیم بلاشک خودرا دربن بستی خودساخته محصور خواهیم کرد...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
۳۴
۱۲:۰۳
اُلیگارش های وطنی...!!!
محمدراعی فرد
دراین بحبوحه جنگ و تورم وگرانی وکمبودها و سیطره فقربرسفره وخواسته چندده میلیون نفری ، سرمایه داران وکسانی که به دلیل تمکن مالی آنان باعث شده که دست به خاکسترهم بزنند تبدیل به طلا شود و هیچگونه دغدغه و اظطرابی به لحاظ مسکن وویلا وخودرودهای لاکچری و بیکاری و درمان وسفرهای خارج لااقل تا امارات وترکیه وبیتوته در منازل خریداری شده ، نداشته باشند .ما در تقسم بندی سرمایه داران به دو نحله موجودقائلیم ، اول آنانکه به دلیل زمینه های مالی ازقبل و داشتن کارخانجات وباغها و دست اندر کار ساخت وساز مسکن به خاطر وضعیت بازار وقیمتهای باورنکردنی همچنان پول برپول می خوابانند و اموالشان دچارسندروم زایشهای تصاعدی شده ومی شود.دسته دوم اما سرمایه دارانی هستند که به دلیل تحریمها و وابستگی های سیاسی و ارتباط با قدرتهای اقتصادی درون کشور وبا رمز دورزدن تحریمها در کوتاه ترین زمان ممکن تبدیل به سوپر بیلیاردرهایی شدند که آهسته وچراغ خاموش وبه شکلی خزنده توانستند به مراکز تصمیم ساز و تصمیم گیر نفوذکرده و نتایج خروجی را به نفع خود رقم زنند.نه نظارت ونه قانونمندی ونه شفافیت بستری بودند برای رشد اینان که همان الیگارش های وطنی هستند ، نه مردم وعوام آنان را می شناسند ونه اثری از خود به جای میگذارند ، اما باتوجه به آمار موجود شاید درمجموع ۹۰ نفر را بتوان شناسایی کرد اما نه به نام ونام خانوادگی وباعکس وتفضیلات ، اینان تقریبا درهمه جا رسوخ کرده اند ، ازکشتیرانی ونفتکشهای غول پیکر تا طلا ومسکن و دارو وشکروبانک های تحت فرمان و....واقعیت این است که دراین شرایط بحرانی دولتهای ما ۹۰ به هیچ به همان ۹۰ نفر باخته اند ، واقعیت تلخ ودهشتناک این است که جمعیت ۹۰ میلیونی کشورمان مستعمره ۹۰نفر الیگارشی شده است.درد دارد ، برخورنده وتحقیرآمیزاست اما چه باک اگرصریح بگوییم ۹۰ میلیون ایرانی به کارگرورعیت ۹۰ نفر الیگارشی تبدیل شده اند.وقتی ازشفافیت ومبارزه بی امان باهرنوع فسادی میگوییم و خواستارقانون سوت زنی در مطبوعات توسط خبرنگاران و روزنامه نویسان میشویم بلافاصله تبدیل به سیبل وهدف کسانی قرار میگیریم که ماراتبدیل به غرب زده و ساختارشکن و قلم به مزد میکنند وبااین حربه فضای هرگونه نقد و افشاگری را فریز ویخ زده میکنند.وقتی شعار جای سیاست را میگیرد که جامعه ایرانی را دربن بست ازدواج وفرزند آوری میکند بی آنکه زمینه وبستر مناسب به لحاظ اقتصادی فراهم شود عقل سالم حکم میکند که این طرح های بی مایه هیچگاه عملیاتی نشود .ویا این که حضور گسترده زنان در دانشگاهها که درنهایت سهم ناچیزی در آموزش عالی و تولید فرهنگی وسیاسی واقتصادی دارند.یا اینکه گزارشی ازمحصولات کشاورزی نشان میدهد هم زمان بااوج برداشت میوه های تابستانی کاهش قدرت خرید خانوارها وهزینه بالای حمل ونقل موجب رکود فروش شده است وتولیدکنندگان از افت تقاضا وخطر بالای زیان سخن می گوینددر حالی که قیمت خرده فروشی برای مصرف کنندگان همچنان بالا و دست نایافتنی است ، البته این ناترازی در محصولات لبنی وپروتئینی بسیار و اقلام اولیه یک زندگی کاملامعمولی نیز ازسفره بسیاری مردم رخت بربسته است.نقش الیگارشهای وطنی آنچنان وسیع وغیرقابل انکاراست که مبارزه با آنان چون فیل وفنجان می نماید...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
محمدراعی فرد
دراین بحبوحه جنگ و تورم وگرانی وکمبودها و سیطره فقربرسفره وخواسته چندده میلیون نفری ، سرمایه داران وکسانی که به دلیل تمکن مالی آنان باعث شده که دست به خاکسترهم بزنند تبدیل به طلا شود و هیچگونه دغدغه و اظطرابی به لحاظ مسکن وویلا وخودرودهای لاکچری و بیکاری و درمان وسفرهای خارج لااقل تا امارات وترکیه وبیتوته در منازل خریداری شده ، نداشته باشند .ما در تقسم بندی سرمایه داران به دو نحله موجودقائلیم ، اول آنانکه به دلیل زمینه های مالی ازقبل و داشتن کارخانجات وباغها و دست اندر کار ساخت وساز مسکن به خاطر وضعیت بازار وقیمتهای باورنکردنی همچنان پول برپول می خوابانند و اموالشان دچارسندروم زایشهای تصاعدی شده ومی شود.دسته دوم اما سرمایه دارانی هستند که به دلیل تحریمها و وابستگی های سیاسی و ارتباط با قدرتهای اقتصادی درون کشور وبا رمز دورزدن تحریمها در کوتاه ترین زمان ممکن تبدیل به سوپر بیلیاردرهایی شدند که آهسته وچراغ خاموش وبه شکلی خزنده توانستند به مراکز تصمیم ساز و تصمیم گیر نفوذکرده و نتایج خروجی را به نفع خود رقم زنند.نه نظارت ونه قانونمندی ونه شفافیت بستری بودند برای رشد اینان که همان الیگارش های وطنی هستند ، نه مردم وعوام آنان را می شناسند ونه اثری از خود به جای میگذارند ، اما باتوجه به آمار موجود شاید درمجموع ۹۰ نفر را بتوان شناسایی کرد اما نه به نام ونام خانوادگی وباعکس وتفضیلات ، اینان تقریبا درهمه جا رسوخ کرده اند ، ازکشتیرانی ونفتکشهای غول پیکر تا طلا ومسکن و دارو وشکروبانک های تحت فرمان و....واقعیت این است که دراین شرایط بحرانی دولتهای ما ۹۰ به هیچ به همان ۹۰ نفر باخته اند ، واقعیت تلخ ودهشتناک این است که جمعیت ۹۰ میلیونی کشورمان مستعمره ۹۰نفر الیگارشی شده است.درد دارد ، برخورنده وتحقیرآمیزاست اما چه باک اگرصریح بگوییم ۹۰ میلیون ایرانی به کارگرورعیت ۹۰ نفر الیگارشی تبدیل شده اند.وقتی ازشفافیت ومبارزه بی امان باهرنوع فسادی میگوییم و خواستارقانون سوت زنی در مطبوعات توسط خبرنگاران و روزنامه نویسان میشویم بلافاصله تبدیل به سیبل وهدف کسانی قرار میگیریم که ماراتبدیل به غرب زده و ساختارشکن و قلم به مزد میکنند وبااین حربه فضای هرگونه نقد و افشاگری را فریز ویخ زده میکنند.وقتی شعار جای سیاست را میگیرد که جامعه ایرانی را دربن بست ازدواج وفرزند آوری میکند بی آنکه زمینه وبستر مناسب به لحاظ اقتصادی فراهم شود عقل سالم حکم میکند که این طرح های بی مایه هیچگاه عملیاتی نشود .ویا این که حضور گسترده زنان در دانشگاهها که درنهایت سهم ناچیزی در آموزش عالی و تولید فرهنگی وسیاسی واقتصادی دارند.یا اینکه گزارشی ازمحصولات کشاورزی نشان میدهد هم زمان بااوج برداشت میوه های تابستانی کاهش قدرت خرید خانوارها وهزینه بالای حمل ونقل موجب رکود فروش شده است وتولیدکنندگان از افت تقاضا وخطر بالای زیان سخن می گوینددر حالی که قیمت خرده فروشی برای مصرف کنندگان همچنان بالا و دست نایافتنی است ، البته این ناترازی در محصولات لبنی وپروتئینی بسیار و اقلام اولیه یک زندگی کاملامعمولی نیز ازسفره بسیاری مردم رخت بربسته است.نقش الیگارشهای وطنی آنچنان وسیع وغیرقابل انکاراست که مبارزه با آنان چون فیل وفنجان می نماید...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
۳۱
۱۰:۵۳
آقای نماینده ! برواقعیات جامعه سرپوش نگذارید...!!!
محمدراعی فرد
یکی ازنمایندگان مجلس که ادعا دارد که همکارانش در خانه های شان برای حجاب دائم گریه میکنند ، این نوع نگاه وتفکر همواره حیاط خلوت برخی از نمایندگان تندرومجلس بوده وهست که درطی چندین دهه تبدیل به یک فرایند حذف وهدم گردیده است ، نگاهی که با یک آیتم صدها شاخصه دیگررا یا نمی بیند ویا خودرابه ندیدن میزند ، نگاهی متصلب ودُگم که خودرا نماینده تمام مردم ایران می پندارد وانگاری دراین شرایط جنگی وبسیار شکننده آنانند که بهتراز هرکسی می دانند ومی فهمند.واقعا این کلمه(مردم)چه معجزه ای دارد که همگان ازسوی آنان حرف می زنند و ازدیوار آنان بالا می روند ، مردم در کشور ما مفهومی بسیارعمیق وپیچیده دارد که هرکسی نباید به خود حق دهد که که ازسوی آنان ریسه های کلام را در سیاست بازی های خود بیاویزد ، این مملکت حدود ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد در ساحت جغرافیایی بسیاربزرگ با انواع فرهنگها وباورها که چون رنگین کمانی عظیم شرق وغرب وشمال وجنوب آن را به هم می دوزد وچتری بزرگ برای همبستگی ملی را فراهم می آورد.اینکه کسی با حداقل رای دائم ازمردم مایه بگذارد نماد عنصر بی وجهی بنام شعار خواهد بود لذا بجای فراهم آوردن شرایط مطلوب قانون گذاری که درد مروم را التیام بخشد به شکل غیرقابل تصوری درحاشیه سیروسلوک دارد.چرا باید نمایندگان از درد بی حجابی در خانه های شان گریه وندبه کنند درحالی که آنان در جنگ نابرابر تورم وگرانی دارند جان میکنند ، در محاط فقر و فسادهای باورنکردنی اقتصادی وفرهنگی و اداری وسیاسی گرفتار آمده اند ، آیا دراین فضا هم گریه می کنند ، درفضایی که جوانان اش انگیزه و امیدرا از آنان گرفته ایم ، آیا برای درد بی درمان وکشنده رانت خواری ورانت جویی وتورم حدود سه رقمی هم بغض میکنند واشکی برچهره روان میکنند ؟ما برکدامین دین وآئین سربرسجده ای می گذاریم که خدایش فقط نگران پوشش مردم اش است نه معیشت و کرامت شان..چقدر خوب بود که برسفره های کوچک شده وگاه خالی مردم هم گریه میکردیم و براختلاس گران هم چند قطره اشکی می ریختیم ، درایجاد دوقطبی ویرانگر وشرحه شرحه شدن همبستگی مردم نیز ناله میکردیم ، بر بی قانونی ها ودورزدن آن وروابط پشت پرده قدرت هم چنگی بر چهره می کشیدیم ، نمایندگان واقعی مردم هیچگاه گریه نمیکنند بلکه باصلابت وقدرت با تدوین قوانین به روز و تخصصی گره های کور زندگی عوام را سامانی می دهند و دربحبوحه جنگی نابرابر وباعقلانیتی که باید حاکم شود کشور را ازدام تخریب و نابودی و جلوگیری از تحویل گرفتن زمین سوخته یاری می کردند.هرچه می اندیشیم که برای تزریق امید برچه بستری باید قلم زد تا مردم را با انگیزه آشنا کنیم وآشتی دهیم نتوانستیم بر حتی یک عامل نیز چنگ بزنیم ، امید دادن نیازمند ابزارهای گوناگون نرم وسخت است تا افکارعمومی را اقناع کند ، در آموزش وپرورش ، در اقتصاد ، در حل شدن در قانون ، در زیرساختهای انرژی و زیست محیطی و کارخانجات فرسوده وزیان ده و گسلهای پرناشدنی طبقاتی و حاکمیت فقر بر میلیونها مردم کشور ، آیا با این واقعیات می توان از امید و انگیزه حرفی به میان آورد...؟!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
محمدراعی فرد
یکی ازنمایندگان مجلس که ادعا دارد که همکارانش در خانه های شان برای حجاب دائم گریه میکنند ، این نوع نگاه وتفکر همواره حیاط خلوت برخی از نمایندگان تندرومجلس بوده وهست که درطی چندین دهه تبدیل به یک فرایند حذف وهدم گردیده است ، نگاهی که با یک آیتم صدها شاخصه دیگررا یا نمی بیند ویا خودرابه ندیدن میزند ، نگاهی متصلب ودُگم که خودرا نماینده تمام مردم ایران می پندارد وانگاری دراین شرایط جنگی وبسیار شکننده آنانند که بهتراز هرکسی می دانند ومی فهمند.واقعا این کلمه(مردم)چه معجزه ای دارد که همگان ازسوی آنان حرف می زنند و ازدیوار آنان بالا می روند ، مردم در کشور ما مفهومی بسیارعمیق وپیچیده دارد که هرکسی نباید به خود حق دهد که که ازسوی آنان ریسه های کلام را در سیاست بازی های خود بیاویزد ، این مملکت حدود ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد در ساحت جغرافیایی بسیاربزرگ با انواع فرهنگها وباورها که چون رنگین کمانی عظیم شرق وغرب وشمال وجنوب آن را به هم می دوزد وچتری بزرگ برای همبستگی ملی را فراهم می آورد.اینکه کسی با حداقل رای دائم ازمردم مایه بگذارد نماد عنصر بی وجهی بنام شعار خواهد بود لذا بجای فراهم آوردن شرایط مطلوب قانون گذاری که درد مروم را التیام بخشد به شکل غیرقابل تصوری درحاشیه سیروسلوک دارد.چرا باید نمایندگان از درد بی حجابی در خانه های شان گریه وندبه کنند درحالی که آنان در جنگ نابرابر تورم وگرانی دارند جان میکنند ، در محاط فقر و فسادهای باورنکردنی اقتصادی وفرهنگی و اداری وسیاسی گرفتار آمده اند ، آیا دراین فضا هم گریه می کنند ، درفضایی که جوانان اش انگیزه و امیدرا از آنان گرفته ایم ، آیا برای درد بی درمان وکشنده رانت خواری ورانت جویی وتورم حدود سه رقمی هم بغض میکنند واشکی برچهره روان میکنند ؟ما برکدامین دین وآئین سربرسجده ای می گذاریم که خدایش فقط نگران پوشش مردم اش است نه معیشت و کرامت شان..چقدر خوب بود که برسفره های کوچک شده وگاه خالی مردم هم گریه میکردیم و براختلاس گران هم چند قطره اشکی می ریختیم ، درایجاد دوقطبی ویرانگر وشرحه شرحه شدن همبستگی مردم نیز ناله میکردیم ، بر بی قانونی ها ودورزدن آن وروابط پشت پرده قدرت هم چنگی بر چهره می کشیدیم ، نمایندگان واقعی مردم هیچگاه گریه نمیکنند بلکه باصلابت وقدرت با تدوین قوانین به روز و تخصصی گره های کور زندگی عوام را سامانی می دهند و دربحبوحه جنگی نابرابر وباعقلانیتی که باید حاکم شود کشور را ازدام تخریب و نابودی و جلوگیری از تحویل گرفتن زمین سوخته یاری می کردند.هرچه می اندیشیم که برای تزریق امید برچه بستری باید قلم زد تا مردم را با انگیزه آشنا کنیم وآشتی دهیم نتوانستیم بر حتی یک عامل نیز چنگ بزنیم ، امید دادن نیازمند ابزارهای گوناگون نرم وسخت است تا افکارعمومی را اقناع کند ، در آموزش وپرورش ، در اقتصاد ، در حل شدن در قانون ، در زیرساختهای انرژی و زیست محیطی و کارخانجات فرسوده وزیان ده و گسلهای پرناشدنی طبقاتی و حاکمیت فقر بر میلیونها مردم کشور ، آیا با این واقعیات می توان از امید و انگیزه حرفی به میان آورد...؟!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
۳۵
۹:۴۱
آموزش وپرورش زمین فوتبال نیست...!!!
محمدراعی فرد
دربازی فوتبال یکی از نشانه های مهم در ارزیابی نهایی تیم های شرکت کننده در تورنمنت های بین المللی یا باشگاهی تعداد پاس کاری هایی است که بین بازیکنان رد وبدل می شود اما این امر دریک مستطیل سبز وبین ۲۲بازیکن انجام میشود .ولی شرایط آموزش وپرورش ما در مستطیلی به فراخنای یک کشور و بی اثرکردن قوانین موجود درآن رُخ داده ومی دهد ، دانش آموزان وحانوادهای آنان چون توپ سرگردانی بین نمایندگان مجلس اش و خود وزارت آموزش وپرورش وافرادی که هیچ ربطی به آموزش وپرورش ندارند در حال پاسکاری هستند .وزارتخانه ای که بیشترین ومهمترین نقش را درآینده ایران دارد دچار آنچنان گسیختگی در تصمیم گیری و تشتت بین بخشی شد ه است که از اهداف خود وتاثیر گذاری خود تهی شده است.وزارت آموزش وپرورش اصرار دارد که چون همیشه ازاولین روز مهرماه مدارس زنگ آغازشان زده شود اما یکی از افراد کمیسیون آموزش در مجلس ودریک مصاحبه تلویزیونی اعلام می کند که مدارس از آبان ماه شروع به کار خواهند کرد وفلان مجری ویا شومنی که هیچ ربطی به آموزش وپرورش ندارد درمورد میلیونها دانش آموز و خانواده های شان افاضه کلام میکند ، این چند گانگی در تصمیم گیری ها وتصمیم سازی ها بدترین ضربات را بر روحیه خانواده ها و دانش آموزان وبلاتکلیفی آنان وارد کرده ومیکند.سال گذشته تقریبا بنا به دلایل امنیتی وشرایط جنگی مدارس بازهم به کما رفتند وآموزش مجازی جایگزین آن شد ، شورای عالی انقلاب فرهنگی برای این وزارتخانه دائم درحال قانون نویسی و تاثیر معدل در فلان پایه وبهمان پایه را دارد ودرعمل جایگزین شورای عالی وزارت آموزش وپرورش شده است .ازسوی دیگر کلاسهای دانش آموزان سال آخر دبیرستانی که مجازی برگزار شده بود تبدیل به امتحان حضوری گردید که کاملا تناقضی آشکار بر روند آموزشی بود.درمجموع وزارت آموزش وپرورش تبدیل به سیبلی آسان شده است که سایرین برآن مشق تیراندازی می کنند.ازدوران کرونا تااینک این وزارتخانه دچار ریزش شدید ونگران کننده اهداف غایی خود شد وهمچنان ادامه آن را شاهدیم ، شرایط حاکم بر دنیای مجازی کلاسها هم آموزش وهم پرورش را در بخش مراقبتهای ویژه خوابانیده است که گاه نیاز به احیا دارد.برای تعیین رشته های ریاضی و تجربی و انسانی و فنی وحرفه ای و کاردانش آنچنان قوانین عجیب وغریبی را بر خانواده ها ودانش آموزان پایه نهم تحمیل کرده اند که آن را تبدیل به آش شله قلمکاری کرده اند که ازشدت شوری نمی توان حتی باندازه یک قاشق چایخوری از آن را چشید.واقعیت آموزش وپرورش ما دنیای تلخی است که بهای آن را باید دانش آموزان و خانواده ها بپردازند ، وزیر آموزش وپرورش نیز آنچنان نقش کم رنگی را بازی میکند که دیگران برای او تعیین تکلیف میکنند بی آنکه برای آرامش قبل ازطوفان به خود اجازه حرف زدن و واقعیت گویی باخانواده و دانش آموزان را بدهد .ماهمچنان در مخمصه عدم شفافیت ومصلحت اندیشی ومحافظه کاری بدخیم در مهمترین وزارتخانه دولت وکشور گیر کرده ایم وهمچنان دریک چرخه معیوب گرفتاریم...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
محمدراعی فرد
دربازی فوتبال یکی از نشانه های مهم در ارزیابی نهایی تیم های شرکت کننده در تورنمنت های بین المللی یا باشگاهی تعداد پاس کاری هایی است که بین بازیکنان رد وبدل می شود اما این امر دریک مستطیل سبز وبین ۲۲بازیکن انجام میشود .ولی شرایط آموزش وپرورش ما در مستطیلی به فراخنای یک کشور و بی اثرکردن قوانین موجود درآن رُخ داده ومی دهد ، دانش آموزان وحانوادهای آنان چون توپ سرگردانی بین نمایندگان مجلس اش و خود وزارت آموزش وپرورش وافرادی که هیچ ربطی به آموزش وپرورش ندارند در حال پاسکاری هستند .وزارتخانه ای که بیشترین ومهمترین نقش را درآینده ایران دارد دچار آنچنان گسیختگی در تصمیم گیری و تشتت بین بخشی شد ه است که از اهداف خود وتاثیر گذاری خود تهی شده است.وزارت آموزش وپرورش اصرار دارد که چون همیشه ازاولین روز مهرماه مدارس زنگ آغازشان زده شود اما یکی از افراد کمیسیون آموزش در مجلس ودریک مصاحبه تلویزیونی اعلام می کند که مدارس از آبان ماه شروع به کار خواهند کرد وفلان مجری ویا شومنی که هیچ ربطی به آموزش وپرورش ندارد درمورد میلیونها دانش آموز و خانواده های شان افاضه کلام میکند ، این چند گانگی در تصمیم گیری ها وتصمیم سازی ها بدترین ضربات را بر روحیه خانواده ها و دانش آموزان وبلاتکلیفی آنان وارد کرده ومیکند.سال گذشته تقریبا بنا به دلایل امنیتی وشرایط جنگی مدارس بازهم به کما رفتند وآموزش مجازی جایگزین آن شد ، شورای عالی انقلاب فرهنگی برای این وزارتخانه دائم درحال قانون نویسی و تاثیر معدل در فلان پایه وبهمان پایه را دارد ودرعمل جایگزین شورای عالی وزارت آموزش وپرورش شده است .ازسوی دیگر کلاسهای دانش آموزان سال آخر دبیرستانی که مجازی برگزار شده بود تبدیل به امتحان حضوری گردید که کاملا تناقضی آشکار بر روند آموزشی بود.درمجموع وزارت آموزش وپرورش تبدیل به سیبلی آسان شده است که سایرین برآن مشق تیراندازی می کنند.ازدوران کرونا تااینک این وزارتخانه دچار ریزش شدید ونگران کننده اهداف غایی خود شد وهمچنان ادامه آن را شاهدیم ، شرایط حاکم بر دنیای مجازی کلاسها هم آموزش وهم پرورش را در بخش مراقبتهای ویژه خوابانیده است که گاه نیاز به احیا دارد.برای تعیین رشته های ریاضی و تجربی و انسانی و فنی وحرفه ای و کاردانش آنچنان قوانین عجیب وغریبی را بر خانواده ها ودانش آموزان پایه نهم تحمیل کرده اند که آن را تبدیل به آش شله قلمکاری کرده اند که ازشدت شوری نمی توان حتی باندازه یک قاشق چایخوری از آن را چشید.واقعیت آموزش وپرورش ما دنیای تلخی است که بهای آن را باید دانش آموزان و خانواده ها بپردازند ، وزیر آموزش وپرورش نیز آنچنان نقش کم رنگی را بازی میکند که دیگران برای او تعیین تکلیف میکنند بی آنکه برای آرامش قبل ازطوفان به خود اجازه حرف زدن و واقعیت گویی باخانواده و دانش آموزان را بدهد .ماهمچنان در مخمصه عدم شفافیت ومصلحت اندیشی ومحافظه کاری بدخیم در مهمترین وزارتخانه دولت وکشور گیر کرده ایم وهمچنان دریک چرخه معیوب گرفتاریم...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
۲۳
۱۵:۳۹
چرااقتصادکشور دچارفروپاشی نشد ...؟!!!
محمدراعی فرد
این سوال مهمی است که واقعا چرا اقتصادایران زیرفشارجنگ فرونریخته اما زندگی مردم به شدت فقیرترشده است که البته باید به پاسخی مبتنی برواقعیات و منطقی و بازار موجود نیز اندیشیده شود.اقتصادکشورمان برخلاف پیش بینی های آغازجنگ ، دچارفروپاشی کامل نشده است چون دولت هنوز حقوق می پردازد ، شبکه توزیع مواد ضروری بالاخص مواد خوراکی مردم فعال است وقحطی سراسری هم شکل نگرفته اما در حوزه امنیت معیشتی فاصله زیادی را میتوان دید وتحلیل کرد.برآوردهای میدانی که باواقعیت زندگی مردم نیز همخوانی دارد تورم ۹۰ درصدرا نشان می دهد وقیمت برخی موادغذایی اصلی طی دوره جنگ ۱۲ و۴۰ روزه وحملات جدید به جنوب کشور سه برابرشده است ، حدود ۷۰درصد مردم فقیر یا دربرابر یک شوک تازه توان ازدست داده اند.بسیاری ازخانواده ها ابتدا مصرف گوشت ولبنیات را کاهش داده اند وسپس درمان ، آموزش یامسکن مناسب را به تعویق انداخته اند.طبق گزارشات و آماری که جسته وگریخته گفته شده است حدود متجاوز از ۱۰۰ میلیارد دلار از درآمدهای صادراتی به بیت المال بازنگشته است و در بند وزندان تراستی ها گیرافتاده است.البته نمی توان ونباید نقش تحریمهای ثانویه واولیه آمریکا و کشورهای اروپایی پس از اسنپ بک ودشواری انتقال پول ونگهداشت ارز برای واردات رانیز نباید از نظر دورکرد که بلاشک خروجی آن از ضعف نظارت ، رانت وچندنرخی بودن نرخ ارز متاثراست.اقتصاد غیررسمی وپشت پرده ای ومداخله دولت درتوزیع کالا از توقف کامل بازار وفروپاشی آن جلوگیری کرده اند ، اما همین سازوکارها شفافیت وپاسخگویی را کاهش داده ودسترسی برابر به ارز دارو ومواداولیه ونهاده های کشاورزی را تضمین نمیکنند.نتیجه اینکه فرونریختن اقتصاد معیارکافی برای تاب آوری اجتماعی نیست ، این نوع اقتصاد میتوانداداره حداقل های روزمره را ادامه دهد اما هم زمان کیفیت تغذیه ، سلامت ، آموزش وامیدبه آینده را ازدست بدهد.هزینه اصلی این نوع بقا بردوش مزدبگیران ، بازنشستگان ، وزنان سرپرست خانوار وخانواده های فاقددارایی قرار میگیرد.این واقعیات از منظر آسیب شناسی و فرسایش اجتماعی را نمی توان برآن سرپوش نهاد و باری به هرجهت برآن نگریست و با نگاه ازاین ستون تا آن ستون فرج است به همین دست فرمان حرکت کرد ، جنگ یکی از کریه ترین چهره هایی است که زندگی چندنسل را به گروگان میگیرد ...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
محمدراعی فرد
این سوال مهمی است که واقعا چرا اقتصادایران زیرفشارجنگ فرونریخته اما زندگی مردم به شدت فقیرترشده است که البته باید به پاسخی مبتنی برواقعیات و منطقی و بازار موجود نیز اندیشیده شود.اقتصادکشورمان برخلاف پیش بینی های آغازجنگ ، دچارفروپاشی کامل نشده است چون دولت هنوز حقوق می پردازد ، شبکه توزیع مواد ضروری بالاخص مواد خوراکی مردم فعال است وقحطی سراسری هم شکل نگرفته اما در حوزه امنیت معیشتی فاصله زیادی را میتوان دید وتحلیل کرد.برآوردهای میدانی که باواقعیت زندگی مردم نیز همخوانی دارد تورم ۹۰ درصدرا نشان می دهد وقیمت برخی موادغذایی اصلی طی دوره جنگ ۱۲ و۴۰ روزه وحملات جدید به جنوب کشور سه برابرشده است ، حدود ۷۰درصد مردم فقیر یا دربرابر یک شوک تازه توان ازدست داده اند.بسیاری ازخانواده ها ابتدا مصرف گوشت ولبنیات را کاهش داده اند وسپس درمان ، آموزش یامسکن مناسب را به تعویق انداخته اند.طبق گزارشات و آماری که جسته وگریخته گفته شده است حدود متجاوز از ۱۰۰ میلیارد دلار از درآمدهای صادراتی به بیت المال بازنگشته است و در بند وزندان تراستی ها گیرافتاده است.البته نمی توان ونباید نقش تحریمهای ثانویه واولیه آمریکا و کشورهای اروپایی پس از اسنپ بک ودشواری انتقال پول ونگهداشت ارز برای واردات رانیز نباید از نظر دورکرد که بلاشک خروجی آن از ضعف نظارت ، رانت وچندنرخی بودن نرخ ارز متاثراست.اقتصاد غیررسمی وپشت پرده ای ومداخله دولت درتوزیع کالا از توقف کامل بازار وفروپاشی آن جلوگیری کرده اند ، اما همین سازوکارها شفافیت وپاسخگویی را کاهش داده ودسترسی برابر به ارز دارو ومواداولیه ونهاده های کشاورزی را تضمین نمیکنند.نتیجه اینکه فرونریختن اقتصاد معیارکافی برای تاب آوری اجتماعی نیست ، این نوع اقتصاد میتوانداداره حداقل های روزمره را ادامه دهد اما هم زمان کیفیت تغذیه ، سلامت ، آموزش وامیدبه آینده را ازدست بدهد.هزینه اصلی این نوع بقا بردوش مزدبگیران ، بازنشستگان ، وزنان سرپرست خانوار وخانواده های فاقددارایی قرار میگیرد.این واقعیات از منظر آسیب شناسی و فرسایش اجتماعی را نمی توان برآن سرپوش نهاد و باری به هرجهت برآن نگریست و با نگاه ازاین ستون تا آن ستون فرج است به همین دست فرمان حرکت کرد ، جنگ یکی از کریه ترین چهره هایی است که زندگی چندنسل را به گروگان میگیرد ...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
۳۶
۸:۵۷
بنام مردم...!!!
محمدراعی فرد
سیاسیون ما ، کنشگران ما ، فرهیختگان ما ، متخصصین ما ، دانشمندان و نخبگان ما ، مداحان ما ، منبری های ما ، معلمین ما ، کاسبهای ما ، نظامی های ما ، نیروهای انتظامی ما ، پزشکان ومدیران ما ، پاکبانان ما و... همگی در گفتارهای روزانه وتحلیلهای خود از مردم میگویند چه آن ۳۰درصدی که در روستاها هستند وچه آن ۷۰ درصدی که در شهرها بیتوته دارند ، اما چرا وچگونه این مردم ۸۶ تا ۹۰میلیونی هنوز نتوانسته اند نفسی به راحتی دردرون ششهای شان تلمبارکنند وسپس با آرامش به بیرون رانند ، هنوز نتوانسته اند طعم لذت بخش زندگی را بچشند ، هنوز نتوانسته اند ونمی توانند آنچه را که دردل دارند بدون خوف ازدهان به بیرون هُل دهند ، این مردم را چه کسی تعریف میکند ، این مردم را تا چه زمانی باید ملعبه سیاست بازی قرار داد ، این مردم حق زندگی دارند ، حق حرف زدن دارند ، حق زیست باکرامت و احترام دارند ، حق نقدکردن وپرسش دارند ، این مردم اگر محرم نباشند پس چه کسی محرم است ، چه جریانی توان سواستفاده ازاین مردم کشورساز را دارد ، چرا مردم درهرمحفلی به نوعی خاص تعریف وتاویل میشوند ، چگونه است که همین مردم وقتی ظرف شکستنی طاقتشان لبریز میشود و فریادی بر می آورند تبدیل به نامردم میشوند ؟ چرا یادگرفته ایم که دائم به دنبال کسانی باشیم که تقصیررا به گردن آنان بیاندازیم وخودرا از پاسخگویی برهانیم ، چرا همه چیز را به گردن تحریمها می اندازیم اما دلیلی بر حاکم شدن آنها بر نان ونام وزندگی مردم نمیگوییم ، چرا ۱۵ درصد مردم آنچنان دچار تورم ثروت شده اند که همواره ازبهترین امکانات برخوردارباشند و فقط پول غذا وتفریح حیوانات خانگی آنان دویاسه برابر حقوق یک کارگر ساده ای باشد که درمعرض دائمی تعدیل نیرو قرار دارد ، چرا برای اقشارمرفه اصولا چیزی بنام جنگ وازدست دادن زیرساختهای کشور برای شان مفهومی نداشته باشد؟این مجموعه ای که ازآن نام بردیم نشات گرفته از مدیریتهایی است که اصولا مدیریت را نخوانده ونفهمیدند ، تصمیم سازی هایی که آینده فوج عظیمی از مردم را بخطر میاندازد ازدل همین نوع نامدیریتها بیرون میزند.آنانی که ادعا میکنند که دردل کوه ها تونل های زیرزمینی کنده شود تا مدیران از خطر حذف وهدم رهاشوند مشخص است که مردم ازنظر آنان کوچکترین جایگاه وپایگاهی وارزشی ندارند جزاینکه گوشت جلوی توپ باشند ، مردمی که قراربود ولی نعمت شوند تبدیل به ولی نقمت نکنیم ...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
محمدراعی فرد
سیاسیون ما ، کنشگران ما ، فرهیختگان ما ، متخصصین ما ، دانشمندان و نخبگان ما ، مداحان ما ، منبری های ما ، معلمین ما ، کاسبهای ما ، نظامی های ما ، نیروهای انتظامی ما ، پزشکان ومدیران ما ، پاکبانان ما و... همگی در گفتارهای روزانه وتحلیلهای خود از مردم میگویند چه آن ۳۰درصدی که در روستاها هستند وچه آن ۷۰ درصدی که در شهرها بیتوته دارند ، اما چرا وچگونه این مردم ۸۶ تا ۹۰میلیونی هنوز نتوانسته اند نفسی به راحتی دردرون ششهای شان تلمبارکنند وسپس با آرامش به بیرون رانند ، هنوز نتوانسته اند طعم لذت بخش زندگی را بچشند ، هنوز نتوانسته اند ونمی توانند آنچه را که دردل دارند بدون خوف ازدهان به بیرون هُل دهند ، این مردم را چه کسی تعریف میکند ، این مردم را تا چه زمانی باید ملعبه سیاست بازی قرار داد ، این مردم حق زندگی دارند ، حق حرف زدن دارند ، حق زیست باکرامت و احترام دارند ، حق نقدکردن وپرسش دارند ، این مردم اگر محرم نباشند پس چه کسی محرم است ، چه جریانی توان سواستفاده ازاین مردم کشورساز را دارد ، چرا مردم درهرمحفلی به نوعی خاص تعریف وتاویل میشوند ، چگونه است که همین مردم وقتی ظرف شکستنی طاقتشان لبریز میشود و فریادی بر می آورند تبدیل به نامردم میشوند ؟ چرا یادگرفته ایم که دائم به دنبال کسانی باشیم که تقصیررا به گردن آنان بیاندازیم وخودرا از پاسخگویی برهانیم ، چرا همه چیز را به گردن تحریمها می اندازیم اما دلیلی بر حاکم شدن آنها بر نان ونام وزندگی مردم نمیگوییم ، چرا ۱۵ درصد مردم آنچنان دچار تورم ثروت شده اند که همواره ازبهترین امکانات برخوردارباشند و فقط پول غذا وتفریح حیوانات خانگی آنان دویاسه برابر حقوق یک کارگر ساده ای باشد که درمعرض دائمی تعدیل نیرو قرار دارد ، چرا برای اقشارمرفه اصولا چیزی بنام جنگ وازدست دادن زیرساختهای کشور برای شان مفهومی نداشته باشد؟این مجموعه ای که ازآن نام بردیم نشات گرفته از مدیریتهایی است که اصولا مدیریت را نخوانده ونفهمیدند ، تصمیم سازی هایی که آینده فوج عظیمی از مردم را بخطر میاندازد ازدل همین نوع نامدیریتها بیرون میزند.آنانی که ادعا میکنند که دردل کوه ها تونل های زیرزمینی کنده شود تا مدیران از خطر حذف وهدم رهاشوند مشخص است که مردم ازنظر آنان کوچکترین جایگاه وپایگاهی وارزشی ندارند جزاینکه گوشت جلوی توپ باشند ، مردمی که قراربود ولی نعمت شوند تبدیل به ولی نقمت نکنیم ...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
۳۴
۲۱:۳۳
روزخبرنگار ، روز واقعیت نگاران...!!!
محمدراعی فرد
وباز روزخبرنگار فرارسید ، سالها آمدند ورفتند اما این روز چون یک عادت باقی ماند ، عادت از آن باب میگویم که اتفاق خاصی در این سالها برای صاحبان قلم درحیطه جراید حادث نشد ، مدیران کل واستاندارها درطی این سالها با حضور در دفاتر رسانه های نوشتاری چه در مرکز ایران وچه در مراکز استانها می آیندومی روند و بیانیه میخوانند و نگاهی به آرشیوها می اندازند وشاخه گلی به یکان یکان همکاران مان به رسم هدیه می دهند ومی روند ویا در سالنی مراسمی برگزار میکنند که درآن نقش اصلی روزنامه نگاران وخبرنگاران تبدیل به یک حاشیه تراژیک میشود وکسانی میکروفن دردست میگیرند که هیچ سنخیتی با کار خبرنگار وروزنامه نگار ندارند ، از هم تعریف میکنند ومی روند بی آنکه بدانند این کار سخت وفرساینده وپراسترس چه گره های کوری که ندارد ، واین پاشنه آشیل مدیران است یعنی یک بزرگراه یک طرفه که درآن فقط رسانه ها دررفت وآمدند بی آنکه حتی یک مدیر درآن درحال قدم زدن باشد ، نه شفافیتی ونه پاسخگویی ، فقط تولید بولتنهایی که هیچ دست آوردی نه برای مردم ونه نشریات به همراه می آورد وهمین وضع باعث می شود که خبرنگاران وروزنامه نگاران نیز از محوراصلی ورسالت خود خارج شوندواین خطری است بسیاربزرگ وسهمناک برای توسعه کشور وبه تبع آن استانهای کشور ، کسی از خبرنگاران نمی پرسد که مشکلت چیست و برایت چه باید کرد .آنانی که برحسب حرمت قلم شان بی واهمه وخوف از اگرها واماهااز درد مردم و جامعه و باگهای مدیریتی مینویسند بهترین سیبل برای نشانه روی کسانی هستند که خوش نمی دارند مردم به حق دانستن خود برسند.روز خبرنگار روزی است که همکاران مان در سراسرکشور با تضییقات و فشارهای بسیاری دست به گریبانند اما آنانی که رسالت قلم را درک کرده اند نیک میدانند که بدون خوردن زعفران لب ودهانشان زرد میشود.دوستانی راهم داریم که به غایط محافظه کارانه قلم برکاغذ می سایند تا با مطالبی که نه سیخ را بسوزاند ونه کباب را نقدهایی ملوسانه ای درحد شاگرد مدرسه ای های بچه زرنگی بنگارند که البته هیچگاه ودرهیچ شرایطی کسی سراغ آنان نمی رود ومتهم به ساختارشکنی شان نمی کند.خبرنگار وروزنامه نگار نماینده واقعی مردم اند بدون صندوق رای ، آنان نیک میدانند که درچه شرایط سختی باید قلم بزنند ونیک آگاهند که گاه باید بهای سنگینی را نیز بپردازند .خانه مطبوعات یک نهاد دولتی وزیرمجموعه وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی است بی آنکه نقشی در تعالی و شرایط بهترشدن معیشتی خبرنگاران وروزنامه نگاران درکلان آن را داشته باشند ، بیشتر گعده ای است دوستاته برای نوشتن اعلامیه های مناسبتی.قانون سوت زنی روزنامه نگاران وخبرنگاران برای درج واقعیات پس پرده تبدیل به یک طنز تلخ شده است ، خودسانسوری از خبرنگار و روزنامه نگار شروع ودر تحریریه ها وقبل از چاپ پایان می پذیرد.روزخبرنگار فقط یک نام ویک مراسم ویک سخنرانی وتعریف وتمجیدهای نخ نما شده نیست بلکه دنیای بزرگی است که واقعیات پنهان جامعه را برای مردمان اش شرح میدهد تا آنان را درمقابل انواع کلاهبرداریها واختلاسها وانواع فسادهای وحشتناک اقتصادی به اقناع برسانند.روزخبرنگار برتمامی دوستان زحمت کشم درتمام ایران مبارک باد تا پرچمدار حقیقت وصداقت و واقعیت نویسی همچنان باقی بمانند...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
محمدراعی فرد
وباز روزخبرنگار فرارسید ، سالها آمدند ورفتند اما این روز چون یک عادت باقی ماند ، عادت از آن باب میگویم که اتفاق خاصی در این سالها برای صاحبان قلم درحیطه جراید حادث نشد ، مدیران کل واستاندارها درطی این سالها با حضور در دفاتر رسانه های نوشتاری چه در مرکز ایران وچه در مراکز استانها می آیندومی روند و بیانیه میخوانند و نگاهی به آرشیوها می اندازند وشاخه گلی به یکان یکان همکاران مان به رسم هدیه می دهند ومی روند ویا در سالنی مراسمی برگزار میکنند که درآن نقش اصلی روزنامه نگاران وخبرنگاران تبدیل به یک حاشیه تراژیک میشود وکسانی میکروفن دردست میگیرند که هیچ سنخیتی با کار خبرنگار وروزنامه نگار ندارند ، از هم تعریف میکنند ومی روند بی آنکه بدانند این کار سخت وفرساینده وپراسترس چه گره های کوری که ندارد ، واین پاشنه آشیل مدیران است یعنی یک بزرگراه یک طرفه که درآن فقط رسانه ها دررفت وآمدند بی آنکه حتی یک مدیر درآن درحال قدم زدن باشد ، نه شفافیتی ونه پاسخگویی ، فقط تولید بولتنهایی که هیچ دست آوردی نه برای مردم ونه نشریات به همراه می آورد وهمین وضع باعث می شود که خبرنگاران وروزنامه نگاران نیز از محوراصلی ورسالت خود خارج شوندواین خطری است بسیاربزرگ وسهمناک برای توسعه کشور وبه تبع آن استانهای کشور ، کسی از خبرنگاران نمی پرسد که مشکلت چیست و برایت چه باید کرد .آنانی که برحسب حرمت قلم شان بی واهمه وخوف از اگرها واماهااز درد مردم و جامعه و باگهای مدیریتی مینویسند بهترین سیبل برای نشانه روی کسانی هستند که خوش نمی دارند مردم به حق دانستن خود برسند.روز خبرنگار روزی است که همکاران مان در سراسرکشور با تضییقات و فشارهای بسیاری دست به گریبانند اما آنانی که رسالت قلم را درک کرده اند نیک میدانند که بدون خوردن زعفران لب ودهانشان زرد میشود.دوستانی راهم داریم که به غایط محافظه کارانه قلم برکاغذ می سایند تا با مطالبی که نه سیخ را بسوزاند ونه کباب را نقدهایی ملوسانه ای درحد شاگرد مدرسه ای های بچه زرنگی بنگارند که البته هیچگاه ودرهیچ شرایطی کسی سراغ آنان نمی رود ومتهم به ساختارشکنی شان نمی کند.خبرنگار وروزنامه نگار نماینده واقعی مردم اند بدون صندوق رای ، آنان نیک میدانند که درچه شرایط سختی باید قلم بزنند ونیک آگاهند که گاه باید بهای سنگینی را نیز بپردازند .خانه مطبوعات یک نهاد دولتی وزیرمجموعه وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی است بی آنکه نقشی در تعالی و شرایط بهترشدن معیشتی خبرنگاران وروزنامه نگاران درکلان آن را داشته باشند ، بیشتر گعده ای است دوستاته برای نوشتن اعلامیه های مناسبتی.قانون سوت زنی روزنامه نگاران وخبرنگاران برای درج واقعیات پس پرده تبدیل به یک طنز تلخ شده است ، خودسانسوری از خبرنگار و روزنامه نگار شروع ودر تحریریه ها وقبل از چاپ پایان می پذیرد.روزخبرنگار فقط یک نام ویک مراسم ویک سخنرانی وتعریف وتمجیدهای نخ نما شده نیست بلکه دنیای بزرگی است که واقعیات پنهان جامعه را برای مردمان اش شرح میدهد تا آنان را درمقابل انواع کلاهبرداریها واختلاسها وانواع فسادهای وحشتناک اقتصادی به اقناع برسانند.روزخبرنگار برتمامی دوستان زحمت کشم درتمام ایران مبارک باد تا پرچمدار حقیقت وصداقت و واقعیت نویسی همچنان باقی بمانند...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
۳۰
۱۲:۲۲
سلسله جبال خبرها...!!!
محمدراعی فرد
سلسله کوه های خبری که این روزها دورتادور کشورمان را دربرگرفته ودرکسری ازثانیه بر طول وعرض وعمق آن اضافه میشود ، انگاری راه تنفس وادامه حیات را برمردم به شدت تنگ کرده است ، هرلحظه یک خبر ذهن جامعه را دچار نوعی مرگ زودرس کرده است ، از آن سوی آبها خبرهایی چون سیل روانه بازار افکارعمومی میشود که برتو مسلم میکند که دیگر کارکشور تمام شده است ، ازداخل نیز رگبار خبرهای متناقض افکار مردم را به شدت درهم ریخته ومی ریزد ، واقعیت این دونوع خبر جامعه را به سوی یک نوع فلج فکری می برد.وقتی مردم در گردابی چنین دهشتناک گرفتارمیشوند تنها راه منطقی آن اقناع کردن افکارعمومی با گفتن واقعیتهای موجود جامعه ای است که درآن زیست میکنند و باگوشت وپوست خود آن را حی میکنند ، مردم آنچه را که میبینند و میخورند ومیپوشند و میخرند وتورمهای کمرشکن و گرانی را در درون خود شکل میدهند ، لذا در جراید وصدا وسیما وقتی خبرها وتحلیلهایی را می بینند ومیخوانند ومی شنوند که فرسنگها با واقعیت آنان فاصله دارد طبیعی است که بجای جاذبه دافعه را میگزینند.تمام آحاد جامعه که دکترای اقتصاد وفلسفه و پزشکی ومهندسی سازه ندارند تا با تحلیلگران هم ذات پنداری کنند ، شاید مخاطبین اینان به ۵درصد هم نرسند ، ازسوی دیگر شعاردهندگان میدانی وغیرمیدانی هم دائم بر زخم اکثریت مردم نمک میپاشند .راه باقی مانده برمی گردد به واقع گویی روسای سه قوه بدون آنکه درآن رنگ ولعاب شعار وتهدید دیده شود ، مردم وفکرشان راباید آرام کرد تا برای روزهای سخت کاملا مجهز وآماده باشند. کاری را که رئیس دولت کرد راباید ادامه داد ، صادقانه وبی ریا وبدون بکاربردن کلمات نامانوس وقلمبه وسلمبه با افکارعمومی حرف زد وازناگفته ها گفت ، مردم راباید آرام کرد که در غرقابه های دروغین آنسوی آب غرق نشوند و دراین سوی آب هم از ندانستن دچار خفقان نشوند.فرض را براین بگذاریم که جنگ به اتمام رسیده و تمام تحریمها هم برداشته شده و گل وبلبل کشور را درخود غرق کرده است اما باتوجه به ساختارهای موجود وفسادهایی که چون زنجیری بر هر تغییری بسته شده است بلاشک هیچ اتفاق خاصی برای مردم رخ نخواهد داد.ازاینک برای فردای پس ازجنگکه بسیار دردناکتراز زمان جنگ است باید نقشه راه داشت تا دوباره به همان دردی مبتلا نشویم که اینک جان به لب مان کرده .مبارزه بافساد باید بدون هراس از نامها ونشانها وباقدرت وشبانه روزی ادامه یابد و غدد سرطانی که متاستازهای فراوانی راهم داشته بااینکه درد وخونریزی دارد ازریشه بیرون آورد تا شاهد توسعه ای پایدار درتمامی زمینه های اقتصادی وفرهنگی وسیاسی باشیم...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
محمدراعی فرد
سلسله کوه های خبری که این روزها دورتادور کشورمان را دربرگرفته ودرکسری ازثانیه بر طول وعرض وعمق آن اضافه میشود ، انگاری راه تنفس وادامه حیات را برمردم به شدت تنگ کرده است ، هرلحظه یک خبر ذهن جامعه را دچار نوعی مرگ زودرس کرده است ، از آن سوی آبها خبرهایی چون سیل روانه بازار افکارعمومی میشود که برتو مسلم میکند که دیگر کارکشور تمام شده است ، ازداخل نیز رگبار خبرهای متناقض افکار مردم را به شدت درهم ریخته ومی ریزد ، واقعیت این دونوع خبر جامعه را به سوی یک نوع فلج فکری می برد.وقتی مردم در گردابی چنین دهشتناک گرفتارمیشوند تنها راه منطقی آن اقناع کردن افکارعمومی با گفتن واقعیتهای موجود جامعه ای است که درآن زیست میکنند و باگوشت وپوست خود آن را حی میکنند ، مردم آنچه را که میبینند و میخورند ومیپوشند و میخرند وتورمهای کمرشکن و گرانی را در درون خود شکل میدهند ، لذا در جراید وصدا وسیما وقتی خبرها وتحلیلهایی را می بینند ومیخوانند ومی شنوند که فرسنگها با واقعیت آنان فاصله دارد طبیعی است که بجای جاذبه دافعه را میگزینند.تمام آحاد جامعه که دکترای اقتصاد وفلسفه و پزشکی ومهندسی سازه ندارند تا با تحلیلگران هم ذات پنداری کنند ، شاید مخاطبین اینان به ۵درصد هم نرسند ، ازسوی دیگر شعاردهندگان میدانی وغیرمیدانی هم دائم بر زخم اکثریت مردم نمک میپاشند .راه باقی مانده برمی گردد به واقع گویی روسای سه قوه بدون آنکه درآن رنگ ولعاب شعار وتهدید دیده شود ، مردم وفکرشان راباید آرام کرد تا برای روزهای سخت کاملا مجهز وآماده باشند. کاری را که رئیس دولت کرد راباید ادامه داد ، صادقانه وبی ریا وبدون بکاربردن کلمات نامانوس وقلمبه وسلمبه با افکارعمومی حرف زد وازناگفته ها گفت ، مردم راباید آرام کرد که در غرقابه های دروغین آنسوی آب غرق نشوند و دراین سوی آب هم از ندانستن دچار خفقان نشوند.فرض را براین بگذاریم که جنگ به اتمام رسیده و تمام تحریمها هم برداشته شده و گل وبلبل کشور را درخود غرق کرده است اما باتوجه به ساختارهای موجود وفسادهایی که چون زنجیری بر هر تغییری بسته شده است بلاشک هیچ اتفاق خاصی برای مردم رخ نخواهد داد.ازاینک برای فردای پس ازجنگکه بسیار دردناکتراز زمان جنگ است باید نقشه راه داشت تا دوباره به همان دردی مبتلا نشویم که اینک جان به لب مان کرده .مبارزه بافساد باید بدون هراس از نامها ونشانها وباقدرت وشبانه روزی ادامه یابد و غدد سرطانی که متاستازهای فراوانی راهم داشته بااینکه درد وخونریزی دارد ازریشه بیرون آورد تا شاهد توسعه ای پایدار درتمامی زمینه های اقتصادی وفرهنگی وسیاسی باشیم...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
۲۸
۱۲:۲۴
براندازهای خوب وبراندازهای بد...!!!
محمدراعی فرد
کشورما وایران ما دچار سندرُم فعالی گردیده که دراصطلاح سیاسی به آن براندازی می گویند ، براندازی در مفهوم ساده شده اش یعنی سرنگونی یک حاکمیت و جایگزینی حاکمیتی دیگر واین تشابه بین براندازان آنهارا به دودسته خوب وبد تقسیم میکند ، البته هردوگروه خودرا نماینده مردم وبا حداکثر جمعیت طرفدار خود معرفی میکنند ، گروهی ازاین براندازان درخارج از مرزهای کشورمان بیتوته دارند که درزیر چتر پهلوی چیان جمع شده اند وگاه سروصدایی نیز ازآنان به گوش می رسد ، اوج این سروصداها در دیماه سال گذشته به گوش رسید که متاسفانه با سوارشدن آنان بر موج اعتراض مسالمت آمیز مردم که درکمال نظم وآرامش وازبازار آغاز گردیده بود رخ داد که با فراخوان شازده کوچولو در دوروز متوالی وبلاشک بابرنامه ریزی قبل با موساد و cia و هجمه منافقین آن اعتراض را تبدیل به یکی از خونبارترین فجایع پس ازانقلاب نمود ، فعلا قصدورود به جزئیات آن اتفاق شوم را نداریم و قصد برسفیدشویی آن اتفاقات تلخ راهم نداریم چرا که این اتفاق را نه میتوان ونه میشود که از ذهن وروح ووجدان جامعه پاک نمود ، اما این اتفاق افتاد و کسانی که طرح براندازی را ریخته بودند پس از چندروز دستورفراخوان را به راحتی کتمان کردند وبه دلیل این اشتباه محاسباتی کودکانه ومهلک به تدریج چون قالب بزرگ یخ درقبال مردم ایران کم کم آب شدند واینک تجمعات شان به زور به عدد ۱۵۰ نفر میرسد ، اینان را براندازان بد می نامیم که اصولا باپرچم آمریکا واسرائیل نمی توان ایرانی شان نامید.اما براندازان خوب کسانی در درون ایران بودند وهستند که ادعاهای ماورالطبیعه دارند و بدون واهمه به هرکسی که بر کاغذی که نامشان برآن نوشته شده می تازند ورکیک ترین فحشها و حملات را برآنان روانه کردند ومیکنند ، آنان کسانی را مورد بدترین هجومهای کلامی وفیزیکی قرار می دهند که از دل حاکمیت بیرون آمده اند تا سیبل آنانی شوند که خودرا ذوب درولایت میدانند ، تا واقعیات این گروه های اندک اما باامکانات نامحدود افشا نشود چه بخواهیم وچه نخواهیم کشور را درمسیری می رانند که به نوعی براندازی درآن رخ دهد .تانقش تندروهایی که بی تردید علی الاصول دغدغه شان مردم ومعیشت وشرایط بسیار متشنج و حساس جنگی کشور نیست افشا نشود وبه تحلیلی منطقی وعلمی برای حذف آنان توسط نیروهای امنیتی و قوه قضائیه نشویم همان خطر براندازان خارجی در براندازان داخلی نیز حلول خواهدکرد ، نمونه بارز وکاملا روشن آن را که اخیرا توسط دادگاه روحانیت فراخوانده شدرا همگان نیک میدانند او مشتی بود نمونه خروار ، باید به هوش بود وتبیینی درست وباورپذیر را به افکار عمومی ارائه داد...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
محمدراعی فرد
کشورما وایران ما دچار سندرُم فعالی گردیده که دراصطلاح سیاسی به آن براندازی می گویند ، براندازی در مفهوم ساده شده اش یعنی سرنگونی یک حاکمیت و جایگزینی حاکمیتی دیگر واین تشابه بین براندازان آنهارا به دودسته خوب وبد تقسیم میکند ، البته هردوگروه خودرا نماینده مردم وبا حداکثر جمعیت طرفدار خود معرفی میکنند ، گروهی ازاین براندازان درخارج از مرزهای کشورمان بیتوته دارند که درزیر چتر پهلوی چیان جمع شده اند وگاه سروصدایی نیز ازآنان به گوش می رسد ، اوج این سروصداها در دیماه سال گذشته به گوش رسید که متاسفانه با سوارشدن آنان بر موج اعتراض مسالمت آمیز مردم که درکمال نظم وآرامش وازبازار آغاز گردیده بود رخ داد که با فراخوان شازده کوچولو در دوروز متوالی وبلاشک بابرنامه ریزی قبل با موساد و cia و هجمه منافقین آن اعتراض را تبدیل به یکی از خونبارترین فجایع پس ازانقلاب نمود ، فعلا قصدورود به جزئیات آن اتفاق شوم را نداریم و قصد برسفیدشویی آن اتفاقات تلخ راهم نداریم چرا که این اتفاق را نه میتوان ونه میشود که از ذهن وروح ووجدان جامعه پاک نمود ، اما این اتفاق افتاد و کسانی که طرح براندازی را ریخته بودند پس از چندروز دستورفراخوان را به راحتی کتمان کردند وبه دلیل این اشتباه محاسباتی کودکانه ومهلک به تدریج چون قالب بزرگ یخ درقبال مردم ایران کم کم آب شدند واینک تجمعات شان به زور به عدد ۱۵۰ نفر میرسد ، اینان را براندازان بد می نامیم که اصولا باپرچم آمریکا واسرائیل نمی توان ایرانی شان نامید.اما براندازان خوب کسانی در درون ایران بودند وهستند که ادعاهای ماورالطبیعه دارند و بدون واهمه به هرکسی که بر کاغذی که نامشان برآن نوشته شده می تازند ورکیک ترین فحشها و حملات را برآنان روانه کردند ومیکنند ، آنان کسانی را مورد بدترین هجومهای کلامی وفیزیکی قرار می دهند که از دل حاکمیت بیرون آمده اند تا سیبل آنانی شوند که خودرا ذوب درولایت میدانند ، تا واقعیات این گروه های اندک اما باامکانات نامحدود افشا نشود چه بخواهیم وچه نخواهیم کشور را درمسیری می رانند که به نوعی براندازی درآن رخ دهد .تانقش تندروهایی که بی تردید علی الاصول دغدغه شان مردم ومعیشت وشرایط بسیار متشنج و حساس جنگی کشور نیست افشا نشود وبه تحلیلی منطقی وعلمی برای حذف آنان توسط نیروهای امنیتی و قوه قضائیه نشویم همان خطر براندازان خارجی در براندازان داخلی نیز حلول خواهدکرد ، نمونه بارز وکاملا روشن آن را که اخیرا توسط دادگاه روحانیت فراخوانده شدرا همگان نیک میدانند او مشتی بود نمونه خروار ، باید به هوش بود وتبیینی درست وباورپذیر را به افکار عمومی ارائه داد...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
۲۱
۱۲:۲۵
آیا ما ابرقدرتیم ...؟!!!
محمدراعی فرد
شرایط ژئوپلتیک ایران در خاورمیانه و حتی جهان آنقدر مهم وارزشمند است که تمام کشورهای صاحب قدرت چون آمریکا وروسیه وچین وکشورهای اروپایی باتمام امکانات وویژگی های خویش و زیرمجموعه های خود که برآنان بنام امنیت سازی سلطه و بهره های فراوان برده ومی برند نگذاشته ونمی گذارند که آبی خوش ازگلوی مردم این خاک فرو رود ، تمام ابزارهای خبری و جریان سازی های اجتماعی باتمام نیرو دراتاقهای فکر بسیارقوی وتخصصی وسازمان یافته درکسری ازثانیه سونامی اخبار هایی کذب ویا بااعوجاجات تمام ناشدنی سعی در جاانداختن این واقعیت نا واقع در پس زمینه فکری مردمایران باجمعیتی ۹۰ میلیونی جابیندازندو به آنان بقبولانند که شما هیچ نیستید و زهر تحقیرپنداری را دائم بر رگهای باورمندآنان تزریق کنند .البته این یکسوی سکه چندوجهی در مورد کشورمان است ، سوی دیگرآن اتفاقات عجیب و بسیارپیچیده و هوشمندانه ای است که نمی توان از آنها در حد یک خبر معمولی گذشت ، حضور اُکراین برای اولین بار درجنگ آمریکا و ایران و نابودی یک کشتی در دریای کاسپین ایران ، توافقنامه وقرارداد امنیتی و نظامی بین عربستان و پاکستان وترکیه ، اتفاقاتی است که باید به شکلی جدی به آن نگریسته شود ، اجماع کشورهای اروپایی و کشورهای حوزه خلیج فارس که نانوشته درحال شکل گیری است را نباید به شوخی انگاشت .روی دیگر این سکه چندوجهی راباید باترفند حساب شده کم شدن انبارهای تسلیحاتی آمریکا دانست که خروجی آن ممکن است که مارا غافلگیر کند ، ازسوی دیگر گروهی از نمایندگان ویا تحلیلگران رویا فروش ، ایران را به مثابه ابرقدرت پنداشته و مارا جزو ۵کشور بزرگ دنیا دانسته وحق رای درشورای امنیت سازمان ملل را برزبان رانده اند ، البته که قدرت موشکی ما تمام تحلیلهای فروپاشی نظام را در جنگچهل روزه نقش برآب کرد و ابزارقدرتمندی در خلیج فارس به نام تنگه هرمز به ما بخشید که ممکن است درآینده اثر خویش را ازدست بدهد اما واقعیت میدانی وامکانات دوسوی جنگ چیز دیگری را نشان می دهد ، چه به لحاظ بودجه نظامی وچه سایرامکانات ، باید جلوگیری کرد از مشتبه شدن امر ابرقدرت شدن درجهان ، این درست که قدرت نظامی امری واجب است اما بلاشک کافی نیست.داشتن اقتصاد قوی وتاثیرگذار در مناسبات جهانی و حمایت جمعی ۹۰میلیونی که در رفاه نسبی به سر میبرند و احاطه قدرتمند قانون درتمام ارکان حاکمیتی وبرای همگان را باید از ملزومات حیاتی دانست که توان چانه زنی و عاملیت یکان یکان مردم در تصمیم سازیها وتصمیم گیری ها لحاظ کند.باشرایط موجود وبااین ساختارهای ناکارآمد وفقر حاکم برمیلیونها نفر باید عقلانیت را بر احساسات ورویافروشی حاکم کرد...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
محمدراعی فرد
شرایط ژئوپلتیک ایران در خاورمیانه و حتی جهان آنقدر مهم وارزشمند است که تمام کشورهای صاحب قدرت چون آمریکا وروسیه وچین وکشورهای اروپایی باتمام امکانات وویژگی های خویش و زیرمجموعه های خود که برآنان بنام امنیت سازی سلطه و بهره های فراوان برده ومی برند نگذاشته ونمی گذارند که آبی خوش ازگلوی مردم این خاک فرو رود ، تمام ابزارهای خبری و جریان سازی های اجتماعی باتمام نیرو دراتاقهای فکر بسیارقوی وتخصصی وسازمان یافته درکسری ازثانیه سونامی اخبار هایی کذب ویا بااعوجاجات تمام ناشدنی سعی در جاانداختن این واقعیت نا واقع در پس زمینه فکری مردمایران باجمعیتی ۹۰ میلیونی جابیندازندو به آنان بقبولانند که شما هیچ نیستید و زهر تحقیرپنداری را دائم بر رگهای باورمندآنان تزریق کنند .البته این یکسوی سکه چندوجهی در مورد کشورمان است ، سوی دیگرآن اتفاقات عجیب و بسیارپیچیده و هوشمندانه ای است که نمی توان از آنها در حد یک خبر معمولی گذشت ، حضور اُکراین برای اولین بار درجنگ آمریکا و ایران و نابودی یک کشتی در دریای کاسپین ایران ، توافقنامه وقرارداد امنیتی و نظامی بین عربستان و پاکستان وترکیه ، اتفاقاتی است که باید به شکلی جدی به آن نگریسته شود ، اجماع کشورهای اروپایی و کشورهای حوزه خلیج فارس که نانوشته درحال شکل گیری است را نباید به شوخی انگاشت .روی دیگر این سکه چندوجهی راباید باترفند حساب شده کم شدن انبارهای تسلیحاتی آمریکا دانست که خروجی آن ممکن است که مارا غافلگیر کند ، ازسوی دیگر گروهی از نمایندگان ویا تحلیلگران رویا فروش ، ایران را به مثابه ابرقدرت پنداشته و مارا جزو ۵کشور بزرگ دنیا دانسته وحق رای درشورای امنیت سازمان ملل را برزبان رانده اند ، البته که قدرت موشکی ما تمام تحلیلهای فروپاشی نظام را در جنگچهل روزه نقش برآب کرد و ابزارقدرتمندی در خلیج فارس به نام تنگه هرمز به ما بخشید که ممکن است درآینده اثر خویش را ازدست بدهد اما واقعیت میدانی وامکانات دوسوی جنگ چیز دیگری را نشان می دهد ، چه به لحاظ بودجه نظامی وچه سایرامکانات ، باید جلوگیری کرد از مشتبه شدن امر ابرقدرت شدن درجهان ، این درست که قدرت نظامی امری واجب است اما بلاشک کافی نیست.داشتن اقتصاد قوی وتاثیرگذار در مناسبات جهانی و حمایت جمعی ۹۰میلیونی که در رفاه نسبی به سر میبرند و احاطه قدرتمند قانون درتمام ارکان حاکمیتی وبرای همگان را باید از ملزومات حیاتی دانست که توان چانه زنی و عاملیت یکان یکان مردم در تصمیم سازیها وتصمیم گیری ها لحاظ کند.باشرایط موجود وبااین ساختارهای ناکارآمد وفقر حاکم برمیلیونها نفر باید عقلانیت را بر احساسات ورویافروشی حاکم کرد...!!!@yaddasht_shab#محمد_راعی_فرد
۱۳
۱۱:۰۱