#امیرالمومنین_علیه_السلام
قطره حریف شوکت دریا نمی شودنور علی به ظرف دلی جا نمی شودمدحش درون دفتری املا نمی شودگفتم نخوانمش به لب اما نمی شودزیباترین تجلی گفتار حیدر است
نام علی که می شنوم شاد می شومشیرینی اش چشیده و فرهاد می شوماز بند نفس سرکشم آزاد می شومپاک از گناه خویش چو نوزاد می شومحصن حصین عبد گنهکار حیدر است
مهر علی دهد به دلِ مرده ام حیاتجز خوان رحمت و کرمش تا دم وفاتهرگز نمی کنم به سوی خوانی التفاتدارم به این یقین که در امواج حادثاتآرامش و قرار دل زار حیدر است
ذکر علی اگر به لب آید عبادت استاز عشق او درون دل ما حرارت است هرکس که شیعه نیست خودش بی لیاقت استسرتاسر کتاب همین یک عبارت است:در این جهان امیر جهاندار حیدر است
تنها علی امیر و امام من است و بسجز او نمی روم سوی دربار هیچکساز حبّ غیر نیست به دل قدر یک عدستنها به عشق او زده ام هر نفس، نفسیار و قرار هر دل بیدار حیدر است
من روز و شب برای نجف گریه می کنمیاد غروب های نجف گریه می کنمتا مردنم به پای نجف گریه می کنمتا که شوم فدای نجف گریه می کنماشک مرا یگانه خریدار حیدر است
مثل امیر ما که فقیرانه کرد زیستگشتم نبوده هیچ امیری نگرد نیسترزمش عیان نموده به عالم نبرد چیستفهمیده ایم از آیه ی نجوا که مرد کیستتنها محب احمد مختار حیدر است
هرچه دم از علی بزنم باز هم کم استنامش برای هر دل غمدیده مرهم استکوری هرچه منکر حیدر در عالم استگویم فقط علی است که فاروق اعظم استبر منصب امام، سزاوار حیدر است
هر دو خلیفه از دل خیبر گریختندهی لاف می زدند، در آخر گریختندپیش نگاه آن همه لشکر گریختنداحمد نداشت واهمه ای گر گریختند......یار نبی دلاور کرّار حیدر است
تیغ علی فقط سرِ فرمانده می زندهرگز کسی حریف نبردش نمی شودزانو مقابلش زده عمرو بن عبدوَدمرحب به گرد دلدل حیدر نمی رسدیکه سوار، در دل پیکار حیدر است
تبلیغ در غدیر بیان حقیقت استیک عده گفته اند که پمپاژ نفرت استقائل به این سخن چقدَر بی بصیرت استاز اعتقاد رد شده دنبال وحدت استوحدت، به محور شه ابرار حیدر است
در پیش منکرش علنی جار می زنمنام غدیر را حسنی جار می زنمهمچون اویسم و قرنی جار می زنمدر دسته های سینه زنی جار می زنمذکر لب تمامی احرار حیدر است
شأن نزول آیه ی اکمال دین شدهبر خاتم رسول مکرّم نگین شدهکوری چشم هرکه در آن جا حزین شدهحیدر امیر بر همه ی مؤمنین شدهدر چشم هر حسودِ لعین خار حیدر است
اول پیمبر اذن ز بالا گرفت و بعدیک خطبه خواند و ذکر تولا گرفت و بعداقرار بر ولایت عظمی گرفت و بعدبر روی دست، دستِ علی را گرفت و بعداعلان نمود ماه شب تار حیدر است
توحید بی ولای علی یک توهّم استدوریّ از غدیر متاعش تجسّم استشیعه اگر که فاتح بحث و تکلّم استبا تیغ خطبه های علی در تهاجم استمحور برای پاکی افکار حیدر است
حب علی نوشته شده در صحیفه املعنت به منکران علی شد وظیفه امعشق ولایِ مادر پاک و عفیفه امباعث شده که مبغض اهل سقیفه اماز قاتلین فاطمه بیزار حیدر است
در روز حشر منکر او رو سپید نیستحتی درون جنگ بمیرد شهید نیستاصلا کسی به جز علویّون سعید نیستبهر نجات منکر حیدر امید نیستراه نجات عبد گرفتار حیدر است
آن دم که بر مخالف حیدر شود عتابشیعه درون جنت و او می چشد عذابیا لیتنی... بگوید و قلبش شود کباب این است وجه و جلوه ی نام ابوترابدر روز حشر حاکم و معیار حیدر است
در راه انتشار مطاعن نشد تلاشما جار می زدیم در این روزگار کاش......خون دلی که خورد پیمبر از این قماشبر آن زنی که سرّ نبی را نموده فاشاعلان کنید محرم اسرار حیدر است
در راه بغض دشمن او کرده تنبلیهرکس نبرده است به لب لعن اولیبا ذکر لعن دل بشود پاک و صیقلیما را بر این حساب مذمّت کنی ولیآن کس که کرده لعنت بسیار حیدر است
دنیای بی غدیر جسارت به خاتم استاز نحسی سقیفه جهان غرق ماتم استدنیای بی غدیر تهش داغ فاطمه استبا چاه کوفه حیدر کرار همدم استگریان روضه ی در و دیوار حیدر است
دنیای بی غدیر به جنجال می رسدتیر خلیفه تا ته گودال می رسدهر دم صدای گریه ی اطفال می رسدوقتی زمان غارت خلخال می رسد...... دلخون از این جنایت اشرار حیدر است#مهدی_علی_قاسمی#مـــــــــــــــےکده
@Aliabotorab110
قطره حریف شوکت دریا نمی شودنور علی به ظرف دلی جا نمی شودمدحش درون دفتری املا نمی شودگفتم نخوانمش به لب اما نمی شودزیباترین تجلی گفتار حیدر است
نام علی که می شنوم شاد می شومشیرینی اش چشیده و فرهاد می شوماز بند نفس سرکشم آزاد می شومپاک از گناه خویش چو نوزاد می شومحصن حصین عبد گنهکار حیدر است
مهر علی دهد به دلِ مرده ام حیاتجز خوان رحمت و کرمش تا دم وفاتهرگز نمی کنم به سوی خوانی التفاتدارم به این یقین که در امواج حادثاتآرامش و قرار دل زار حیدر است
ذکر علی اگر به لب آید عبادت استاز عشق او درون دل ما حرارت است هرکس که شیعه نیست خودش بی لیاقت استسرتاسر کتاب همین یک عبارت است:در این جهان امیر جهاندار حیدر است
تنها علی امیر و امام من است و بسجز او نمی روم سوی دربار هیچکساز حبّ غیر نیست به دل قدر یک عدستنها به عشق او زده ام هر نفس، نفسیار و قرار هر دل بیدار حیدر است
من روز و شب برای نجف گریه می کنمیاد غروب های نجف گریه می کنمتا مردنم به پای نجف گریه می کنمتا که شوم فدای نجف گریه می کنماشک مرا یگانه خریدار حیدر است
مثل امیر ما که فقیرانه کرد زیستگشتم نبوده هیچ امیری نگرد نیسترزمش عیان نموده به عالم نبرد چیستفهمیده ایم از آیه ی نجوا که مرد کیستتنها محب احمد مختار حیدر است
هرچه دم از علی بزنم باز هم کم استنامش برای هر دل غمدیده مرهم استکوری هرچه منکر حیدر در عالم استگویم فقط علی است که فاروق اعظم استبر منصب امام، سزاوار حیدر است
هر دو خلیفه از دل خیبر گریختندهی لاف می زدند، در آخر گریختندپیش نگاه آن همه لشکر گریختنداحمد نداشت واهمه ای گر گریختند......یار نبی دلاور کرّار حیدر است
تیغ علی فقط سرِ فرمانده می زندهرگز کسی حریف نبردش نمی شودزانو مقابلش زده عمرو بن عبدوَدمرحب به گرد دلدل حیدر نمی رسدیکه سوار، در دل پیکار حیدر است
تبلیغ در غدیر بیان حقیقت استیک عده گفته اند که پمپاژ نفرت استقائل به این سخن چقدَر بی بصیرت استاز اعتقاد رد شده دنبال وحدت استوحدت، به محور شه ابرار حیدر است
در پیش منکرش علنی جار می زنمنام غدیر را حسنی جار می زنمهمچون اویسم و قرنی جار می زنمدر دسته های سینه زنی جار می زنمذکر لب تمامی احرار حیدر است
شأن نزول آیه ی اکمال دین شدهبر خاتم رسول مکرّم نگین شدهکوری چشم هرکه در آن جا حزین شدهحیدر امیر بر همه ی مؤمنین شدهدر چشم هر حسودِ لعین خار حیدر است
اول پیمبر اذن ز بالا گرفت و بعدیک خطبه خواند و ذکر تولا گرفت و بعداقرار بر ولایت عظمی گرفت و بعدبر روی دست، دستِ علی را گرفت و بعداعلان نمود ماه شب تار حیدر است
توحید بی ولای علی یک توهّم استدوریّ از غدیر متاعش تجسّم استشیعه اگر که فاتح بحث و تکلّم استبا تیغ خطبه های علی در تهاجم استمحور برای پاکی افکار حیدر است
حب علی نوشته شده در صحیفه املعنت به منکران علی شد وظیفه امعشق ولایِ مادر پاک و عفیفه امباعث شده که مبغض اهل سقیفه اماز قاتلین فاطمه بیزار حیدر است
در روز حشر منکر او رو سپید نیستحتی درون جنگ بمیرد شهید نیستاصلا کسی به جز علویّون سعید نیستبهر نجات منکر حیدر امید نیستراه نجات عبد گرفتار حیدر است
آن دم که بر مخالف حیدر شود عتابشیعه درون جنت و او می چشد عذابیا لیتنی... بگوید و قلبش شود کباب این است وجه و جلوه ی نام ابوترابدر روز حشر حاکم و معیار حیدر است
در راه انتشار مطاعن نشد تلاشما جار می زدیم در این روزگار کاش......خون دلی که خورد پیمبر از این قماشبر آن زنی که سرّ نبی را نموده فاشاعلان کنید محرم اسرار حیدر است
در راه بغض دشمن او کرده تنبلیهرکس نبرده است به لب لعن اولیبا ذکر لعن دل بشود پاک و صیقلیما را بر این حساب مذمّت کنی ولیآن کس که کرده لعنت بسیار حیدر است
دنیای بی غدیر جسارت به خاتم استاز نحسی سقیفه جهان غرق ماتم استدنیای بی غدیر تهش داغ فاطمه استبا چاه کوفه حیدر کرار همدم استگریان روضه ی در و دیوار حیدر است
دنیای بی غدیر به جنجال می رسدتیر خلیفه تا ته گودال می رسدهر دم صدای گریه ی اطفال می رسدوقتی زمان غارت خلخال می رسد...... دلخون از این جنایت اشرار حیدر است#مهدی_علی_قاسمی#مـــــــــــــــےکده
۳۷۳
۹:۵۲
#شب_هفدهم_ماه_مبارک_رمضان #مدح_حضرت_حیدر
امشب شب سقایی یعسوب دین استپیمانه ها دست امیرالمؤمنین است
بر تشنه کامان حرم سقاست حیدر بر حضرت زهرا قسم آقاست حیدر
او صورت انسانیِ الله باشد او کاشف الکرب رسول الله باشد
او جلوه ربانیِ شب های قدر است او مشک بر دوش آمده، سقای بدر است
او را تمام عرشیان تکریم کردند خیل ملائک بر علی تعظیم کردند
امشب جنون آبها هم بی مثال است مینوشی از دست علی تنها حلال است
پیداست قد و قامتش در دشت، صد شکر سقای حق با دست پُر برگشت، صد شکر
روی سخن با آن امیر عالمین است تنها خجالت بهر سقای حسین است
در علقمه عباس عمود آهنین خورد در خیمه زینب ناله کرد و بر زمین خورد
#قاسم_نعمتی#مـــــــــــــــےکده
@Aliabotorab110
امشب شب سقایی یعسوب دین استپیمانه ها دست امیرالمؤمنین است
بر تشنه کامان حرم سقاست حیدر بر حضرت زهرا قسم آقاست حیدر
او صورت انسانیِ الله باشد او کاشف الکرب رسول الله باشد
او جلوه ربانیِ شب های قدر است او مشک بر دوش آمده، سقای بدر است
او را تمام عرشیان تکریم کردند خیل ملائک بر علی تعظیم کردند
امشب جنون آبها هم بی مثال است مینوشی از دست علی تنها حلال است
پیداست قد و قامتش در دشت، صد شکر سقای حق با دست پُر برگشت، صد شکر
روی سخن با آن امیر عالمین است تنها خجالت بهر سقای حسین است
در علقمه عباس عمود آهنین خورد در خیمه زینب ناله کرد و بر زمین خورد
#قاسم_نعمتی#مـــــــــــــــےکده
۳۵۱
۱۰:۰۲
هویاعلــــــے.مدد
با وجودی که در این میخانه هستم تازه کاربیقرارم،بیقرارم،بیقرام،بیقرارشکرولله جذبه ی ساقی مرا کرده شکارهم سپردم عقل و دل را با توکل دست یارهم شدم سرمست،هم از شدت مستی خمار
دوست دارم مِی بنوشم با همین حال خرابدوست دارم مست باشم،نه به دنبال ثوابدوست دارم بشنوم امشب سلامم را جوابدوست دارم جان سپارم در رکاب بوترابمست دارد ساقی ما در دوعالم بیشمار
اولین و آخرین مخلوق خالق ساقی استمهر او قبل از تولد در دل مستان نشستخوش به حال آنکه شد بعد از خدا ساقی پرستیاعلی گفته خدا وقتی که با او داده دستحق به این مخلوق خالق دائماً کرد افتخار
یک نفر باقی نمانده پای جولان علیرفت بی سر هر کسی آمد به میدان علیمثل حیدر نه،نیاید مثل سلمان علیکعبه هم آمد به جمع سینه چاکان علیسر گذارم زیر پای آن شه دلدل سوار
يك شبه يك آن چهل منزل پذيراي علي ستبا خدا بوده همان شب عرش حق جاي علي ستدائمأ ذكر نبي نام دل آراي علي ستبر سر دوش نبي جاي كف پاي علي ستبا خدا و مصطفي بوده هميشه هم جوار
اختيار عالم امكان به دست مرتضاستآمدن يا رفتن انسان به دست مرتضاستدرد ميداند فقط درمان به دست مرتضاستابر هم فهميده كه باران به دست مرتضاستكار حق را ميكند هم در نهان هم آشكار
حضرت رزاق در عالم يقين دارم علي ستباني پيداش آدم يقين دارم علي ستنفس پاك حضرت خاتم يقين دارم علي ستدر دو عالم صاحب پرچم يقين دارم علي ستبا دو ابرويش مرا كشته بجاي ذوالفقار
حائلي بين خدا و حيدر كرار نيستمادح حيدر كسي جز احمد مختار نيستجبرئيلي بين مولا و خدا در كار نيستبارها فرموده حق اين قابل انكار نيستلافتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار
از ولي الله بعضي سرسري رد ميشوندساده از القاب ناب حيدري رد ميشونداز كنار باده هاي كوثري رد ميشوندعده اي در درس حيدر محوري رد ميشوندخوش به حال آنكه شد مست از شراب آبدار
احمق آنكه با مي القاب بازي ميكندمي نخورده با شراب ناب بازي ميكنددر كنار آب با مهتاب بازي ميكنددر وضوي خويش هم با آب بازي ميكنددور خود ميگردد و درجا زند در روزگار
ما علي را با خدا تلفيق در هم ديده ايمتازه با اين ديد هم آن شاه را كم ديده ايماز زبان حق براي او بنازم ديده ايمجلوه اي از مرتضي را در محرم ديده ايمدست عباس علمدار است حالا ذوالفقار
#محسن_صرامی#مــــــــــــــــےکده
@Aliabotorab110
با وجودی که در این میخانه هستم تازه کاربیقرارم،بیقرارم،بیقرام،بیقرارشکرولله جذبه ی ساقی مرا کرده شکارهم سپردم عقل و دل را با توکل دست یارهم شدم سرمست،هم از شدت مستی خمار
دوست دارم مِی بنوشم با همین حال خرابدوست دارم مست باشم،نه به دنبال ثوابدوست دارم بشنوم امشب سلامم را جوابدوست دارم جان سپارم در رکاب بوترابمست دارد ساقی ما در دوعالم بیشمار
اولین و آخرین مخلوق خالق ساقی استمهر او قبل از تولد در دل مستان نشستخوش به حال آنکه شد بعد از خدا ساقی پرستیاعلی گفته خدا وقتی که با او داده دستحق به این مخلوق خالق دائماً کرد افتخار
یک نفر باقی نمانده پای جولان علیرفت بی سر هر کسی آمد به میدان علیمثل حیدر نه،نیاید مثل سلمان علیکعبه هم آمد به جمع سینه چاکان علیسر گذارم زیر پای آن شه دلدل سوار
يك شبه يك آن چهل منزل پذيراي علي ستبا خدا بوده همان شب عرش حق جاي علي ستدائمأ ذكر نبي نام دل آراي علي ستبر سر دوش نبي جاي كف پاي علي ستبا خدا و مصطفي بوده هميشه هم جوار
اختيار عالم امكان به دست مرتضاستآمدن يا رفتن انسان به دست مرتضاستدرد ميداند فقط درمان به دست مرتضاستابر هم فهميده كه باران به دست مرتضاستكار حق را ميكند هم در نهان هم آشكار
حضرت رزاق در عالم يقين دارم علي ستباني پيداش آدم يقين دارم علي ستنفس پاك حضرت خاتم يقين دارم علي ستدر دو عالم صاحب پرچم يقين دارم علي ستبا دو ابرويش مرا كشته بجاي ذوالفقار
حائلي بين خدا و حيدر كرار نيستمادح حيدر كسي جز احمد مختار نيستجبرئيلي بين مولا و خدا در كار نيستبارها فرموده حق اين قابل انكار نيستلافتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار
از ولي الله بعضي سرسري رد ميشوندساده از القاب ناب حيدري رد ميشونداز كنار باده هاي كوثري رد ميشوندعده اي در درس حيدر محوري رد ميشوندخوش به حال آنكه شد مست از شراب آبدار
احمق آنكه با مي القاب بازي ميكندمي نخورده با شراب ناب بازي ميكنددر كنار آب با مهتاب بازي ميكنددر وضوي خويش هم با آب بازي ميكنددور خود ميگردد و درجا زند در روزگار
ما علي را با خدا تلفيق در هم ديده ايمتازه با اين ديد هم آن شاه را كم ديده ايماز زبان حق براي او بنازم ديده ايمجلوه اي از مرتضي را در محرم ديده ايمدست عباس علمدار است حالا ذوالفقار
#محسن_صرامی#مــــــــــــــــےکده
۳۸۲
۱۰:۰۷
هویاعلــــــے.مدد
آتش گرفت هرکه مِی از این سَبو کشید دیوانه شد هر آنکه ننوشید و بو کشید مدحِ تو را نمی شود آسان سرود و گفتباید که دست یکسره از آبرو کشید آئینه ای گرفته خدا در مقابلش فرمود یا علی و تو را مو به مو کشید خود را که دید عینِ خودش را ظهور دادیک یا علی و یکصدوده بار هو کشید ما را رها نمیکند آن قوسِ اَبروان باید که تیغِ اَبروی تو بر گلو کشیدای شاه بیتِ عشق وزیزی مبارکتبسم اله ای امیر امیری مبارکت
ما باختیم پیش تو دارو ندار باز ما را نوشتهاند از اول قُمار باز دستِ حسن حسین و اباالفضل تیغِ توست این خانواده اند همه ذوالفقار باز وقتی که چرخ میزند این تیغ رحم کن خورشید را که در نرود از مدار باز پیداست از حرارتِ لا سیف گفتنش جبریل دیده است کمی تار و مار بازچشم تو است جامع الاضدادِ اهلبیت وقت سلام رحمت و وقت شکار بازتا پیش چشم فاطمه حیدر بلند شد روحی لک الفدایِ پیمبر بلند شد
نقش تو بود و تیشه ی پیکر تراش هایاد تو بود در سَرِ مرمر تراش هااز در شروع شد و همه ی قلعه را شکست دستِ تو بود و حیرتِ خیبر تراش هاحجاج در طواف تو حلاج می شوندقربانیان خانه ی تو سر تراش هامولا تویی به بیعتِ بیعت شکن چکارمولا تویی به رغم...سه سرور تراش ها بر چشم ابرویت چقدر خوش نشسته استانگار داده اند به خنجر تراش هااز هرچه دیده ام حرمت آشناتر استایوان طلای شاه نجف دلرباتر است
از ابرِ خشک لطفِ تو باران در آوَرَد چشمت چقدر جان دهد و جان در آوَرَد تو آمدی به جلوه که پروردگار هم خود را چنین به قامتِ انسان در آوَرَد دست تو کافی است به خرمای تازه ای از بت پرست حضرتِ سلمان در آوَرَد ما با علی علی همه ی عمر زنده ایمما را به رقص ذکرِ علی جان در آوَرَد عباس مثل کیست که اصلا نیاز نیست تیغ از غلاف در دل میدان در آوَرَدرحمت به مادرم که به ما گفت یاعلی یا مظهرالعجائب و یا مرتضا علی
ما را بهار ساخته ای زَمهَریر نهما را بهشت کرده ای اما کویر نهما کعبه را بدونِ علی سنگ دیده ایماین کعبه است قبله،ولی بی امیر نهروزِ تولد و همه ی عیدهایمانشاید زِ یادمان رَوَد اما غدیر نهوقتی گدا رسید و به این خانه حلقه زدبرگشت از سرایِ تو اما فقیر نهاز آب هم مضایقه کردند در مناسیراب دیو و دَد همه...طفلِ صغیر نهاین خانواده بیش و کمش فرق میکنداصلا حسین جنس غمش فرق می کند
#دکتر_حسن_لطفی. #مــــــــــــــــےکده
@Aliabotorab110
آتش گرفت هرکه مِی از این سَبو کشید دیوانه شد هر آنکه ننوشید و بو کشید مدحِ تو را نمی شود آسان سرود و گفتباید که دست یکسره از آبرو کشید آئینه ای گرفته خدا در مقابلش فرمود یا علی و تو را مو به مو کشید خود را که دید عینِ خودش را ظهور دادیک یا علی و یکصدوده بار هو کشید ما را رها نمیکند آن قوسِ اَبروان باید که تیغِ اَبروی تو بر گلو کشیدای شاه بیتِ عشق وزیزی مبارکتبسم اله ای امیر امیری مبارکت
ما باختیم پیش تو دارو ندار باز ما را نوشتهاند از اول قُمار باز دستِ حسن حسین و اباالفضل تیغِ توست این خانواده اند همه ذوالفقار باز وقتی که چرخ میزند این تیغ رحم کن خورشید را که در نرود از مدار باز پیداست از حرارتِ لا سیف گفتنش جبریل دیده است کمی تار و مار بازچشم تو است جامع الاضدادِ اهلبیت وقت سلام رحمت و وقت شکار بازتا پیش چشم فاطمه حیدر بلند شد روحی لک الفدایِ پیمبر بلند شد
نقش تو بود و تیشه ی پیکر تراش هایاد تو بود در سَرِ مرمر تراش هااز در شروع شد و همه ی قلعه را شکست دستِ تو بود و حیرتِ خیبر تراش هاحجاج در طواف تو حلاج می شوندقربانیان خانه ی تو سر تراش هامولا تویی به بیعتِ بیعت شکن چکارمولا تویی به رغم...سه سرور تراش ها بر چشم ابرویت چقدر خوش نشسته استانگار داده اند به خنجر تراش هااز هرچه دیده ام حرمت آشناتر استایوان طلای شاه نجف دلرباتر است
از ابرِ خشک لطفِ تو باران در آوَرَد چشمت چقدر جان دهد و جان در آوَرَد تو آمدی به جلوه که پروردگار هم خود را چنین به قامتِ انسان در آوَرَد دست تو کافی است به خرمای تازه ای از بت پرست حضرتِ سلمان در آوَرَد ما با علی علی همه ی عمر زنده ایمما را به رقص ذکرِ علی جان در آوَرَد عباس مثل کیست که اصلا نیاز نیست تیغ از غلاف در دل میدان در آوَرَدرحمت به مادرم که به ما گفت یاعلی یا مظهرالعجائب و یا مرتضا علی
ما را بهار ساخته ای زَمهَریر نهما را بهشت کرده ای اما کویر نهما کعبه را بدونِ علی سنگ دیده ایماین کعبه است قبله،ولی بی امیر نهروزِ تولد و همه ی عیدهایمانشاید زِ یادمان رَوَد اما غدیر نهوقتی گدا رسید و به این خانه حلقه زدبرگشت از سرایِ تو اما فقیر نهاز آب هم مضایقه کردند در مناسیراب دیو و دَد همه...طفلِ صغیر نهاین خانواده بیش و کمش فرق میکنداصلا حسین جنس غمش فرق می کند
#دکتر_حسن_لطفی. #مــــــــــــــــےکده
۳۹۴
۱۰:۱۲
امیرالمؤمنین حیدر (ع)مدح ☆
یاعلی یاابالحسن ای شاه اشهدانک ولی الله
به نگاهت کمی نقاب بده فرصتی هم به آفتاب بده
تا رطب های من شود باده نخل جان مرا شراب بده
کمی از زیر پای سجاده ات تا شود تربتم تراب بده
از خودت از بیان شرح خودت دست پیغمبران کتاب بده
تا که امشب جهان فدات شود به جهان حق انتخاب بده
ای بزرگ شگفت ناپیدا ای امیر شریف بی همتا
آفتاب عشیره ی مجنون قبله گاه قبیله ی لیلا
پادشاه حجاز و نان بر دوش زخمی بار کیسه ای خرما
ما کجا و زیارتت خورشید تو کجا و کوچه های این دنیا
تندتر میزند به نام شما تبش قلب حضرت زهرا
نام تو فتح باب پیغمبر در حوالی لیله الاسرا
نام تو نیل می شکافد باز نام تو زهره میدرد هرجا
نام تو میشود رجز وقتی تیغ عباس میکند غوغا
مادرم گفت جای لالائی تا که خیزم به نام تو برپا
ذکری از والی الولی گفتم راه افتادم وعلی گفتم
خواست حق آنچه میدمد گردد چهره ات جلوه ی احد گردد
خواست حق تا که در احد آئی که شرف با تو مستند گردد
خواست حق تا که طاق ابرویت قبله ی جان الی الابد گردد
یاد تو ذکر موج دریاهاست لحظه هائی که جزر ومد گردد
رد پای تو را نمی یابم عرش حتی اگر رصد گردد
مرتضی مرتضی ست در همه حال گرجهان جمله عبدود گردد
نفسی ده سینجلی گوییم صدو ده بار یا علی گوییم
گردوخاکی میان میدان است رزم گاهی دوباره حیران است
ابروانی کمی گره خورده لحظه ها لحظه های طوفان است
ماندن اینجاچقدر ناممکن مردن اینجا چقدر آسان است
لشگری را به خویش پیچانده ذوالفقاری که گرم جولان است
حول روز قیامت آمده است یا نه شیرخدا رجز خوان است
دستمال نبرد خود را بست یعنی این کوه گرم طغیان است
هیبتش کوه را زمین زده ست هر سپاهی از آن پریشان است
پهلوان پروری که می بینی از نژاد امین رضوان است
این که پیچیده لافتی باشد بانک تکبیر از خدا باشد
حب حیدر بود اساس نماز عجلوا بالصلوه قبل الفوت
مهر او مایه ی حیات همه عجلوا بالحیوه قبل الموت
بس بود واژه های تکراری مدح خوانم ز بهر نوکر تو
مرده راجان تازه می بخشد خاک پای غلام و قنبر تو
کانال شعر و مدح ☆ میکــ
ــــــده ابوتراب " ع " ☆
@Aliabotorab110
یاعلی یاابالحسن ای شاه اشهدانک ولی الله
به نگاهت کمی نقاب بده فرصتی هم به آفتاب بده
تا رطب های من شود باده نخل جان مرا شراب بده
کمی از زیر پای سجاده ات تا شود تربتم تراب بده
از خودت از بیان شرح خودت دست پیغمبران کتاب بده
تا که امشب جهان فدات شود به جهان حق انتخاب بده
ای بزرگ شگفت ناپیدا ای امیر شریف بی همتا
آفتاب عشیره ی مجنون قبله گاه قبیله ی لیلا
پادشاه حجاز و نان بر دوش زخمی بار کیسه ای خرما
ما کجا و زیارتت خورشید تو کجا و کوچه های این دنیا
تندتر میزند به نام شما تبش قلب حضرت زهرا
نام تو فتح باب پیغمبر در حوالی لیله الاسرا
نام تو نیل می شکافد باز نام تو زهره میدرد هرجا
نام تو میشود رجز وقتی تیغ عباس میکند غوغا
مادرم گفت جای لالائی تا که خیزم به نام تو برپا
ذکری از والی الولی گفتم راه افتادم وعلی گفتم
خواست حق آنچه میدمد گردد چهره ات جلوه ی احد گردد
خواست حق تا که در احد آئی که شرف با تو مستند گردد
خواست حق تا که طاق ابرویت قبله ی جان الی الابد گردد
یاد تو ذکر موج دریاهاست لحظه هائی که جزر ومد گردد
رد پای تو را نمی یابم عرش حتی اگر رصد گردد
مرتضی مرتضی ست در همه حال گرجهان جمله عبدود گردد
نفسی ده سینجلی گوییم صدو ده بار یا علی گوییم
گردوخاکی میان میدان است رزم گاهی دوباره حیران است
ابروانی کمی گره خورده لحظه ها لحظه های طوفان است
ماندن اینجاچقدر ناممکن مردن اینجا چقدر آسان است
لشگری را به خویش پیچانده ذوالفقاری که گرم جولان است
حول روز قیامت آمده است یا نه شیرخدا رجز خوان است
دستمال نبرد خود را بست یعنی این کوه گرم طغیان است
هیبتش کوه را زمین زده ست هر سپاهی از آن پریشان است
پهلوان پروری که می بینی از نژاد امین رضوان است
این که پیچیده لافتی باشد بانک تکبیر از خدا باشد
حب حیدر بود اساس نماز عجلوا بالصلوه قبل الفوت
مهر او مایه ی حیات همه عجلوا بالحیوه قبل الموت
بس بود واژه های تکراری مدح خوانم ز بهر نوکر تو
مرده راجان تازه می بخشد خاک پای غلام و قنبر تو
کانال شعر و مدح ☆ میکــ
۳۶۹
۱۰:۱۹
#امیرالمومنین_علیه_السلام#مدح_فوق_العاده_زیبا
من حیدری ام نوکری از نسل غدیرمجز فاتح خیبر به خدا نیست امیرم
در حسرت مرگم که ببینم رخ ماهشاز شوق جمالش صد و ده بار بمیرم
در سینه من عشق نجف بوده ولا غیرشادم تو امیری و منم پات اسیرم
با دیدن ایوان طلایت عجبی نیستجبریل شوم تا به خدا اوج بگیرم
با ذکر علی مستم و مستیم مدام استمستی به جز از باده عشق تو حرام است...
#محمد_حبیب_زاده
@Aliabotorab110
من حیدری ام نوکری از نسل غدیرمجز فاتح خیبر به خدا نیست امیرم
در حسرت مرگم که ببینم رخ ماهشاز شوق جمالش صد و ده بار بمیرم
در سینه من عشق نجف بوده ولا غیرشادم تو امیری و منم پات اسیرم
با دیدن ایوان طلایت عجبی نیستجبریل شوم تا به خدا اوج بگیرم
با ذکر علی مستم و مستیم مدام استمستی به جز از باده عشق تو حرام است...
#محمد_حبیب_زاده
۴۱۷
۹:۲۰
#امیرالمومنین_علیه_السلام
كل دين،تفسير قرآن،حرف حق اين مطلب استحب مولايم علي اصل و اساس مذهب استمست حب ام،مستحب ارزاني زهاد بادبردن نام علي واجب تر از نان شب است
مصطفي فرمود او حق است و حق هم با علي ستشك ندارم ياعلي ذكر شريف يارب استاز شكاف كعبه فهميدم كه صاحبخانه كيستدر طوافش عاشقان را ذكر او روي لب است
هر كه در ذهن خودش تصويري از او ميكشدسوره ي توحيد را بر هر سر مو ميكشدصحبت محراب شد،معمار مسجد با ادبنقش زيبائي از آن قوس دو ابرو ميكشد
با نگاهي بر جمال بي مثال مرتضييكصد و ده بار ايوان نجف هو ميكشدخادمين بارگاهش انبيا هستند و بسجبرئيل اينجا فقط گه گاه جارو ميكشد...
سجده واجب شد به آدم بر تراب بوترابنور ميگيرد فلك از آفتاب بوترابمثل و مانندي ندارد وقت جنگيدن عليمي درد زهره نگاه بي نقاب بوتراب
يك نفر تنها سلوني گفت آن هم مرتضاستنكته ها سربسته مانده در كتاب بوترابيا شده از انبيا يا اوليا يا كه ملكقطره اي هر كس چشيده از شراب بوتراب...
يك نفر مخلوق دست خالق است آن هم علي ستخالق ارض و سماء و عالم و آدم علي ستبارها فرمود احمد اين علي نفس من استكاشف الكرب وجود حضرت خاتم علي ست
درك اين نكته براي شخص عيسي ممكن استمرده ها را زنده كردن كار صاحب دم علي ستروز محشر ميشود معلوم بر خلق خدامالك روز قيامت صاحب پرچم علي ست...
سوره سوره آيه آيه از علي قرآن نوشتقدر او را چون شب قدرش خدا پنهان نوشتبغض او را كفر مطلق خواند ذات كبرياحب او را هم ملاك اصلي ايمان نوشت
شد قسيم النار و الجنه اميرالمومنينپس براي سنجش آقاي مرا ميزان نوشتهر چه ميشد از لبش تكبير در هرجا بلندحضرت حق در جواب دلبر خود جان نوشت...
دست ما را هم گرفتي يا صراط المستقيمدائم الذكرم به عشق ياعلي و ياعظيممن كجا اينجا كجا در مجلس عشاق توشامل لطف ات معناي رحمان رحيم
سائل ابن سائل ابن سائل ابن سائلمتو كريم ابن كريم ابن كريم ابن كريمبا اجازه رب خود ميخوانمت در خلوتمحكم تكفير مرا زاهد نوشته از قديم...
#محسن_صرامی#مـــــــــــــــےکده
@Aliabotorab110
كل دين،تفسير قرآن،حرف حق اين مطلب استحب مولايم علي اصل و اساس مذهب استمست حب ام،مستحب ارزاني زهاد بادبردن نام علي واجب تر از نان شب است
مصطفي فرمود او حق است و حق هم با علي ستشك ندارم ياعلي ذكر شريف يارب استاز شكاف كعبه فهميدم كه صاحبخانه كيستدر طوافش عاشقان را ذكر او روي لب است
هر كه در ذهن خودش تصويري از او ميكشدسوره ي توحيد را بر هر سر مو ميكشدصحبت محراب شد،معمار مسجد با ادبنقش زيبائي از آن قوس دو ابرو ميكشد
با نگاهي بر جمال بي مثال مرتضييكصد و ده بار ايوان نجف هو ميكشدخادمين بارگاهش انبيا هستند و بسجبرئيل اينجا فقط گه گاه جارو ميكشد...
سجده واجب شد به آدم بر تراب بوترابنور ميگيرد فلك از آفتاب بوترابمثل و مانندي ندارد وقت جنگيدن عليمي درد زهره نگاه بي نقاب بوتراب
يك نفر تنها سلوني گفت آن هم مرتضاستنكته ها سربسته مانده در كتاب بوترابيا شده از انبيا يا اوليا يا كه ملكقطره اي هر كس چشيده از شراب بوتراب...
يك نفر مخلوق دست خالق است آن هم علي ستخالق ارض و سماء و عالم و آدم علي ستبارها فرمود احمد اين علي نفس من استكاشف الكرب وجود حضرت خاتم علي ست
درك اين نكته براي شخص عيسي ممكن استمرده ها را زنده كردن كار صاحب دم علي ستروز محشر ميشود معلوم بر خلق خدامالك روز قيامت صاحب پرچم علي ست...
سوره سوره آيه آيه از علي قرآن نوشتقدر او را چون شب قدرش خدا پنهان نوشتبغض او را كفر مطلق خواند ذات كبرياحب او را هم ملاك اصلي ايمان نوشت
شد قسيم النار و الجنه اميرالمومنينپس براي سنجش آقاي مرا ميزان نوشتهر چه ميشد از لبش تكبير در هرجا بلندحضرت حق در جواب دلبر خود جان نوشت...
دست ما را هم گرفتي يا صراط المستقيمدائم الذكرم به عشق ياعلي و ياعظيممن كجا اينجا كجا در مجلس عشاق توشامل لطف ات معناي رحمان رحيم
سائل ابن سائل ابن سائل ابن سائلمتو كريم ابن كريم ابن كريم ابن كريمبا اجازه رب خود ميخوانمت در خلوتمحكم تكفير مرا زاهد نوشته از قديم...
#محسن_صرامی#مـــــــــــــــےکده
۴۴۴
۹:۲۰
#امیرالمومنین_علیه_السلام
به نام نامی ات تا شاهراه عرش آذین شدنگاهت روشنی بخش خیابان های تکوین شدمسیحای لبت آورد ما را از عدم بیرونبه اشراق نگاهت سکه ی خورشید زرین شدفقط خال لبت شد نقطه ی آغاز ها یعنیقوانین جهان در با، بسم الله تدوین شدهوایی منتشر شد از نفس های تو در هستییکی ابر و یکی باد و یکی ما، و یکی طین شدعدم بود و گل لبخند تو گل کرد در صحرایکی نرگس یکی سوسن یکی شب بو و نسرین شدبه هر روزی به رنگی جلوه ای کردی و بعد از آنیکی رنگی یکی زنگی یکی روم و یکی چین شدیه هر صورت تو بودی در جهان منظور و باورهایکی مذهب یکی مسلک یکی آیین یکی دین شدصباح الخیر ! ای صبحی که ما را منتشر کردیمسا، النور ! ای شام سر زلفی که مشکین شدفدای مجمع البحرین آن لعل گهر ریزیکه از شورش تمام آب های تلخ شیرین شدبه البرهان چشمانت چراغ عقل روشن شد به المیزان ابرویت طراز عشق تعیین شدبه عین و لام و یا، بستند تا مضمون عالم را تمام شعر های من پر از شور مضامین شدمضامین غزل هایم فدای خاک پای توچه آنهایی که بی رنگ و چه آنهایی که رنگین شدتو را با عقل خود سنجیدم و دیدم که از حیرتجناب عقل آخر ساکن دارالمجانین شد تو بودی ماه تابان و تو بودی شاه شاهان وفرامین مطاعت حلقه در گوش سلاطین شدنه این هفت آسمان، در سینه هفتاد آسمان داری به عین اول نامت عیار سبع ، سبعین شداگر برخواست از خواب عدم،،،، نام بلند توبه گوش آدم خاکی صد و ده بار تلقین شدکنار برق ایوانت ندارد عرض اندامی اگر یک عمر خورشید جهان بالا و پایین شد#اگر_من_بی_وضو_نام_تو_را_بردم_غلط_کردم #که_از_وقتی_که_چشمانم_علی_بین_شد_خدا_بین_شدنجف را دیده ام ، در دوزخ دنیا برای مابهشتی را که دائم وعده می دادند تضمین شدنیفتاد است در چاه غریبی گریه های توکه دانه دانه اشکت سینه ریز ماه و پروین شدپس از یک عمر سر گردانی و حیرانی و حسرت نفهمیدم خدا آخر علی شد یا علی این شد
#عباس_شاه_زیدی #مـــــــــــــــےکده
@Aliabotorab110
به نام نامی ات تا شاهراه عرش آذین شدنگاهت روشنی بخش خیابان های تکوین شدمسیحای لبت آورد ما را از عدم بیرونبه اشراق نگاهت سکه ی خورشید زرین شدفقط خال لبت شد نقطه ی آغاز ها یعنیقوانین جهان در با، بسم الله تدوین شدهوایی منتشر شد از نفس های تو در هستییکی ابر و یکی باد و یکی ما، و یکی طین شدعدم بود و گل لبخند تو گل کرد در صحرایکی نرگس یکی سوسن یکی شب بو و نسرین شدبه هر روزی به رنگی جلوه ای کردی و بعد از آنیکی رنگی یکی زنگی یکی روم و یکی چین شدیه هر صورت تو بودی در جهان منظور و باورهایکی مذهب یکی مسلک یکی آیین یکی دین شدصباح الخیر ! ای صبحی که ما را منتشر کردیمسا، النور ! ای شام سر زلفی که مشکین شدفدای مجمع البحرین آن لعل گهر ریزیکه از شورش تمام آب های تلخ شیرین شدبه البرهان چشمانت چراغ عقل روشن شد به المیزان ابرویت طراز عشق تعیین شدبه عین و لام و یا، بستند تا مضمون عالم را تمام شعر های من پر از شور مضامین شدمضامین غزل هایم فدای خاک پای توچه آنهایی که بی رنگ و چه آنهایی که رنگین شدتو را با عقل خود سنجیدم و دیدم که از حیرتجناب عقل آخر ساکن دارالمجانین شد تو بودی ماه تابان و تو بودی شاه شاهان وفرامین مطاعت حلقه در گوش سلاطین شدنه این هفت آسمان، در سینه هفتاد آسمان داری به عین اول نامت عیار سبع ، سبعین شداگر برخواست از خواب عدم،،،، نام بلند توبه گوش آدم خاکی صد و ده بار تلقین شدکنار برق ایوانت ندارد عرض اندامی اگر یک عمر خورشید جهان بالا و پایین شد#اگر_من_بی_وضو_نام_تو_را_بردم_غلط_کردم #که_از_وقتی_که_چشمانم_علی_بین_شد_خدا_بین_شدنجف را دیده ام ، در دوزخ دنیا برای مابهشتی را که دائم وعده می دادند تضمین شدنیفتاد است در چاه غریبی گریه های توکه دانه دانه اشکت سینه ریز ماه و پروین شدپس از یک عمر سر گردانی و حیرانی و حسرت نفهمیدم خدا آخر علی شد یا علی این شد
#عباس_شاه_زیدی #مـــــــــــــــےکده
۳۹۷
۹:۲۲
Aghai Sadeghi:
ما سینه زنان غم عظمای حسینیم ما زائر دلخسته ی بین الحرمینینم
ناله همه در مرثیه ی علقمه داریم ما بر لبمان نغمه ی یافاطمه داریمیافاطمه من عاشق بین الحرمینم من نوکر عشاق و محبین حسینم
هرچند که ناقابلم و خانه به دوشم این نوکریم را به دو عالم نفروشم




این شعر رابه هرصورتی می توانید بخوانید
ارسال تا شب جمعه
موفق باشید



ما سینه زنان غم عظمای حسینیم ما زائر دلخسته ی بین الحرمینینم
ناله همه در مرثیه ی علقمه داریم ما بر لبمان نغمه ی یافاطمه داریمیافاطمه من عاشق بین الحرمینم من نوکر عشاق و محبین حسینم
هرچند که ناقابلم و خانه به دوشم این نوکریم را به دو عالم نفروشم
این شعر رابه هرصورتی می توانید بخوانید
ارسال تا شب جمعه
موفق باشید
۴۱۸
۱۷:۳۸
#امیرالمومنین_علیه_السلام
چه روی داده که عالم چنین طرب دارد؟چه گشته، کعبه ی حق، خنده روی لب دارد؟که آمده که چنین فخر بر عرب دارد؟نگه به ماه رخش مزّه ی رطب دارد
میان خانه ی کعبه که آمده دنیا؟!علیست آنکه شده خانه زاد بیت خدا
خدا به گلشن توحید، گل پسر دادهنخیل حضرت بنت الاسد ثمر دادهز لطف، هاشمیون را خدا گهر دادهبه روی دست محمد(ص) یک قمر داده
علی به دست نبی "مومنون" تلاوت کردشکوه نور رخش مکه را قیامت کرد
قسم به خالق کعبه قسم به ذات خداقسم به سعی و صفا و به مروه و به مناقسم به کون و مکان و قسم به ارض و سماقسم به سوره ی توحید و قدر و شمس و ضحی
که حرمت حرم از حرمت علی جاریستو عزت حرم از عزت علی ساریست
از آن زمان که زمانی نبود، علی بودهاز آن زمان که مکانی نبود، علی بودهاز آن زمان که بیانی نبود، علی بودهاز آن زمان که نشانی نبود، علی بوده
نبود "بود" که مولا، امیر و سرور بودنبود "هست" که هستی خلق حیدر بود
ز نام عالی اعلی است نام پاک علیخدا گواست که کعبه است سینه چاک علیابوتراب علی، شیعه است خاک علیز عمرو و مرحب و هر پهلوان چه باک علی
علیست آنکه ز بدو ولادتش یل بودبه رزم، مرگ عدوی علی مسجّل بود
خدا چو تیغ خودش را به دست دلبر دادهرآنکه رفت مصافش به پیش او سر دادخدا ز عرش دم "لافتی" چرا سر داد؟!گمان که فتح احد را به دست حیدر داد
علیست شیر احد، شیر خندق و خیبرالا که فاتح هر معرکه بود حیدر
علیست اول و آخر علیست عین اللهعلیست ظاهر و باطن علیست وجه اللهز روی ماذنه گو رو به.... گمراهمحمد(ص) است رسول و علی ولی الله
علیست نفس نفیس رسول و حبل متینبه نصّ آیه ی قرآن بود امام مبین
به شهر علم قسم که درش علی باشد؛که احمد است صدف، گوهرش علی باشدخدا گواست که دین رهبرش علی باشدقسم که روز جزا کوثرش علی باشد
هر آنکه تا دم مردن بماند حیدر دوستکنار چشمه ی کوثر سقایتش با اوست
اگر علیست شه ذوالکرم، جهان سائلاگر علیست چو مشکل گشا، منم مشکلاگر علیست به دل ها امیر، ما بیدلاگر علیست بحر علوم نبی، همه جاهل
فدای علم لدنّی آیت عظمیفدای حرف "سلونی" آیت عظمی
کلید جنت و رضوان ولایت علی اَستالا که بخشش خاتم، فضلیت علی اَستاساس زهد و عدالت، حکومت علی اَستتمام خَلق، اسیر عبادت علی اَست
علی امیر همه مومنان و جن و مَلَک"علی" است ذکر نوشته به روی طاق فَلَک
امیر جود و کرم سائل عطای تو امببخش باز تو "انگشتری" گدای تو امهمیشه فخر من این است، خاک پای تو امبه یاد گنبد و ایوان با صفای تو ام
به عشق توست که دُرّ نجف به کف دارمنمی، شکایتِ از دوری نجف دارم
ز شور عشق علی سینه ام پر از غوغاستیقین که این ز دعاهای حضرت زهراستمحبت علی از شیر پاک مادرهاست"حلال زاده رهش از حرام زاده جداست"*
خوشم از آن که شدم "ذاکر" و غلام علی"هزار جان گرامی فدای نام علی"*
*استاد سازگار#علی_بیقدار #مـــــــــــــــےکده
@Aliabotorab110
چه روی داده که عالم چنین طرب دارد؟چه گشته، کعبه ی حق، خنده روی لب دارد؟که آمده که چنین فخر بر عرب دارد؟نگه به ماه رخش مزّه ی رطب دارد
میان خانه ی کعبه که آمده دنیا؟!علیست آنکه شده خانه زاد بیت خدا
خدا به گلشن توحید، گل پسر دادهنخیل حضرت بنت الاسد ثمر دادهز لطف، هاشمیون را خدا گهر دادهبه روی دست محمد(ص) یک قمر داده
علی به دست نبی "مومنون" تلاوت کردشکوه نور رخش مکه را قیامت کرد
قسم به خالق کعبه قسم به ذات خداقسم به سعی و صفا و به مروه و به مناقسم به کون و مکان و قسم به ارض و سماقسم به سوره ی توحید و قدر و شمس و ضحی
که حرمت حرم از حرمت علی جاریستو عزت حرم از عزت علی ساریست
از آن زمان که زمانی نبود، علی بودهاز آن زمان که مکانی نبود، علی بودهاز آن زمان که بیانی نبود، علی بودهاز آن زمان که نشانی نبود، علی بوده
نبود "بود" که مولا، امیر و سرور بودنبود "هست" که هستی خلق حیدر بود
ز نام عالی اعلی است نام پاک علیخدا گواست که کعبه است سینه چاک علیابوتراب علی، شیعه است خاک علیز عمرو و مرحب و هر پهلوان چه باک علی
علیست آنکه ز بدو ولادتش یل بودبه رزم، مرگ عدوی علی مسجّل بود
خدا چو تیغ خودش را به دست دلبر دادهرآنکه رفت مصافش به پیش او سر دادخدا ز عرش دم "لافتی" چرا سر داد؟!گمان که فتح احد را به دست حیدر داد
علیست شیر احد، شیر خندق و خیبرالا که فاتح هر معرکه بود حیدر
علیست اول و آخر علیست عین اللهعلیست ظاهر و باطن علیست وجه اللهز روی ماذنه گو رو به.... گمراهمحمد(ص) است رسول و علی ولی الله
علیست نفس نفیس رسول و حبل متینبه نصّ آیه ی قرآن بود امام مبین
به شهر علم قسم که درش علی باشد؛که احمد است صدف، گوهرش علی باشدخدا گواست که دین رهبرش علی باشدقسم که روز جزا کوثرش علی باشد
هر آنکه تا دم مردن بماند حیدر دوستکنار چشمه ی کوثر سقایتش با اوست
اگر علیست شه ذوالکرم، جهان سائلاگر علیست چو مشکل گشا، منم مشکلاگر علیست به دل ها امیر، ما بیدلاگر علیست بحر علوم نبی، همه جاهل
فدای علم لدنّی آیت عظمیفدای حرف "سلونی" آیت عظمی
کلید جنت و رضوان ولایت علی اَستالا که بخشش خاتم، فضلیت علی اَستاساس زهد و عدالت، حکومت علی اَستتمام خَلق، اسیر عبادت علی اَست
علی امیر همه مومنان و جن و مَلَک"علی" است ذکر نوشته به روی طاق فَلَک
امیر جود و کرم سائل عطای تو امببخش باز تو "انگشتری" گدای تو امهمیشه فخر من این است، خاک پای تو امبه یاد گنبد و ایوان با صفای تو ام
به عشق توست که دُرّ نجف به کف دارمنمی، شکایتِ از دوری نجف دارم
ز شور عشق علی سینه ام پر از غوغاستیقین که این ز دعاهای حضرت زهراستمحبت علی از شیر پاک مادرهاست"حلال زاده رهش از حرام زاده جداست"*
خوشم از آن که شدم "ذاکر" و غلام علی"هزار جان گرامی فدای نام علی"*
*استاد سازگار#علی_بیقدار #مـــــــــــــــےکده
۴۵۱
۱۷:۴۸