وینچه مرا در سر است عمر در این، سر شود...
۱۴۵
۷:۵۵
دنبال استیکرِ "ما همگی یه تیمایم بدون هم یتیم ایم" میگردماگه دارید میشه بفرستید؟
۱۲۱
۱۱:۰۲
هان ای مظلومان جهان! از هر قشر و از هر کشوری هستید به خود آیید و از هیاهو و عربده امریکا و سایر زورمندان تهی مغزنهراسید، و جهان را بر آنان تنگ کنید و حق خود را با مشت گره کرده از آنان بگیرید
امام خمینی
امام خمینی
۱۹۷
۱۶:۱۷
یواشتر!
قاب سوم: ألا یا اهل العالم! إن جدّی الحسین(ع) قتلوه عطشاناً. و آن منجیِ بزرگ، خود را چنین معرفی خواهد کرد که: جد من، حسین است.
قاب چهارم:
در مفاتیح نوشته است که شخصی از امام معصوم پرسید که:شیعیان شما در روز عاشورا چطور به همدیگر تسلیت گویند؟امام پاسخ داد:أَعْظَمَ اَللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ اَلطَّالِبِينَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ اَلْإِمَامِ اَلْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ
در مفاتیح نوشته است که شخصی از امام معصوم پرسید که:شیعیان شما در روز عاشورا چطور به همدیگر تسلیت گویند؟امام پاسخ داد:أَعْظَمَ اَللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ اَلطَّالِبِينَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ اَلْإِمَامِ اَلْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ
۱۱۹
۱۵:۵۱
نماهنگ طوفان الاربعین 320.mp3
۰۵:۰۸-۱۱.۸۷ مگابایت
سلام می کنیم... تو لشکر مهدی ثبت نام میکنیممثل اباعبدالله قیام میکنیم
۱۱۴
۱۱:۱۳
نماهنگ طریق المهدی.mp3
۰۳:۳۶-۳.۳۴ مگابایت
۸۶
۴:۰۰
نماهنگ بیابان گرد 320.mp3
۰۴:۴۰-۱۰.۸۲ مگابایت
۶۴
۳:۲۸
موکب حشد الشعبی عراق مرز خسروی
۷۶
۸:۲۶
اسم رمز: ایرانی
سوار تاکسیِ مصطفی بودیم. ما را از بغداد میبرد کربلا. همان دم ورود به کربلا ترافیک شروع شد. بین راه پلیس ایستاده بود و سعی میکرد تا حدی مدیریت کند.ما با آقا مصطفی از زیر سبیل چندتا پلیس رد شده بودیم و داشتیم به حرم نزدیکتر میشدیم که یکی از پلیسها جلوی ماشین را گرفت و گفت دیگر جلوتر نمیشود بروی. آقا مصطفی گفت که فقط کمی جلوتر میرود و ما را پیاده میکند و برمیگردد. پلیس گفت همینجا پیاده کند. آقا مصطفی گفت که اینها زائر امام حسیناند. پلیس چیزی گفت که نفهمیدم اما به هر حال اجازه نداد. آقا مصطفی به عنوان تیر خلاص گفت: «هُم ایرانیین»ایرانی هستند...
پلیس کمی مکث کرد. کنار رفت. ماشین چند سانتی جلو رفت و پلیس جلویی که انگار بالا دستیِ پلیس اول بود، به سمت ما آمد. از پلیس اولی پرسید که چه شد؟ او به ماشین اشاره کرد و گفت: «ایرانیین»پلیس دوم مکثی کرد و گفت: «حرکت کن... سریع رد شو»
من هم اولش نفهمیدم چه شد؟! میخواستم از آقا مصطفی بپرسم این اسم رمز ایرانی چه بود دیگر که ما را با آن رد کردی؟ هنوز سوالم را از فارسی به عربی مرتب نکرده بودم که پدرم گفت: «به ایرانی بودنت افتخار کردی؟»تازه دوزاریام افتاد...
سوار تاکسیِ مصطفی بودیم. ما را از بغداد میبرد کربلا. همان دم ورود به کربلا ترافیک شروع شد. بین راه پلیس ایستاده بود و سعی میکرد تا حدی مدیریت کند.ما با آقا مصطفی از زیر سبیل چندتا پلیس رد شده بودیم و داشتیم به حرم نزدیکتر میشدیم که یکی از پلیسها جلوی ماشین را گرفت و گفت دیگر جلوتر نمیشود بروی. آقا مصطفی گفت که فقط کمی جلوتر میرود و ما را پیاده میکند و برمیگردد. پلیس گفت همینجا پیاده کند. آقا مصطفی گفت که اینها زائر امام حسیناند. پلیس چیزی گفت که نفهمیدم اما به هر حال اجازه نداد. آقا مصطفی به عنوان تیر خلاص گفت: «هُم ایرانیین»ایرانی هستند...
پلیس کمی مکث کرد. کنار رفت. ماشین چند سانتی جلو رفت و پلیس جلویی که انگار بالا دستیِ پلیس اول بود، به سمت ما آمد. از پلیس اولی پرسید که چه شد؟ او به ماشین اشاره کرد و گفت: «ایرانیین»پلیس دوم مکثی کرد و گفت: «حرکت کن... سریع رد شو»
من هم اولش نفهمیدم چه شد؟! میخواستم از آقا مصطفی بپرسم این اسم رمز ایرانی چه بود دیگر که ما را با آن رد کردی؟ هنوز سوالم را از فارسی به عربی مرتب نکرده بودم که پدرم گفت: «به ایرانی بودنت افتخار کردی؟»تازه دوزاریام افتاد...
۷۶
۱۶:۵۵