«عدالت نیز چهار شعبه دارد:
۲۰
۱۸:۳۲
«جهاد (نیز) چهار شاخه دارد:
«و آن کس که نهى از منکر کند بینى کافران(منافقان) را به خاک مالیده»
.
۲۰
۱۸:۳۳
امام(عليه السلام) در اين بخش از سخنان پرمعنايش درباره ی اصول موفقیت در هر كاری خواه جنبه معنوى داشته باشد يا جنبه مادى می فرمایند
۲۰
۱۸:۳۶
امام براى كفر هم چهار ستون قائل شده است:
تعمق (رفتن به دنبال اوهام به گمان کنجکاوى از اسرار)
منظور از «تعمق» جستجوگرى بیش از حد است مخصوصاً در امورى که رسیدن به کنه آن مشکل یا غیر ممکن است.
۲۰
۱۸:۳۷
مى دانیم هرگاه انسان از حق منحرف شود و در شهوات و هوا و هوس ها غوطه ور گردد تدریجا به بدى ها خو مى گیرد و بر اثر تمایلات باطنى، زشتى ها را زیبایى مى پندارد و بر اثر فاصله گرفتن از خوبى ها، خوبى ها در نظر او زشت و ناپسند مى شود و همان طور که امام(علیه السلام) فرموده در مستى گمراهى فرو مى رود و چنین کسى ممکن است حتى در بدیهى ترین امور مانند وجود خدا که آثارش در تمام پهنه آفرینش نمایان است شک و تردید به خود راه دهد و حتى او را منکر شود.
به عکس، تقوا و پرهیزگارى سبب روشن بینى و به مقتضاى (إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً)( موجب درک حقایق مى شود
«آن کس که به عناد و لجاج پردازد طرق رسیدن (به حق) براى او ناهموار مى شود و کارها بر او سخت و پیچیده مى گردد و در تنگنایى که خارج شدن از آن مشکل است گرفتار خواهد شد»
مى دانیم یکى از موانع شناخت همان حجاب خطرناک لجاجت و دشمنى با حق است. این گونه افراد در پیمودن راه خداشناسى یا معرفت پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و امام(علیه السلام) به کسى مى ماند که در سنگلاخ خطرناکى گرفتار شده و هرگز نمى تواند خود را به مقصد برساند. لجاجت به او اجازه نمى دهد که از پیش داورى هاى غلط و تعصب هاى بى جا دست بردارد.
و گفتند ما هرگز به تو ایمان نمى آوریم مگر این که چشمه اى از این سرزمین (خشک و سوزان) براى ما خارج سازى یا باغى از نخل و انگور در اختیار تو باشد و نهرها در لابلاى آن به جریان اندازى یا قطعات (سنگ هاى) آسمان را آن چنان که مى پندارى بر سر ما فرود آرى یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بیاورى یا خانه اى پر نقش و نگار از طلا داشته باشى یا به آسمان بالا روى، حتى به آسمان رفتنت ایمان نمى آوریم مگر آنکه نامه اى بر ما نازل کنى که آن را بخوانیم. بگو منزه است پروردگارم (از این سخنان بى ارزش) مگر من جز بشرى هستم فرستاده خدا؟!».
۲۰
۱۸:۳۷
«آن کس که مراء و گفت و گوى بى حاصل را عادت خود قرار دهد ظلمت و تاریکى شبِ شک او را به روشنایى روزِ یقین نمى رساند
زیرا این عادت زشت و شوم مانع از رسیدن به علم و یقین است و در واقع، حجاب خطرناکى میان او و یقین ایجاد مى کند و بارها کسانى را از نویسندگان یا گویندگان که گرفتار این حالتند دیده ایم که عمر خود را به شک و تردید گذرانده اند.
(ترس و وحشت از روشن شدن حقایق و تصمیم گیرى بر طبق آن است).
انسان محقق، مخصوصاً در مسائل اعتقادى و آنچه مربوط به مبدأ و معاد است باید حقایقى را که پیش
روى او قرار دارد به رسمیت بشناند و بدون ترس و وحشت به جستجوگرى برخیزد تا حرکت به پیش را آغاز کند و اگر در این مورد کوتاهى کند عقب گرد خواهد کرد و آنچه را دارد نیز از دست مى دهد
«تردید» اشاره به نوعى از وسواس است که به انسان اجازه نمى دهد حق را بشناسد و بر آن استوار بماند.
و این معنا را نیز در افراد وسواسى آزموده ایم که گاه آنها تا آخر عمرشان نتوانسته اند درباره مسئله واضحى مثل خداپرستى تصمیم بگیرند و عقیده اى اختیار کنند
۲۰
۱۸:۳۸
وَ قَالَ (علیه السلام): فَاعِلُ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ، وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْهُ.
و فرمود (ع): نيكوكار از كار نيكويش بهتر است و، بدكار از كار بدش بدتر.
(حکمت ۳۲نهج البلاغه)
بهتر از خوب و بدتر از بد:
«انجام دهنده كار نيك از كارنيكش بهتر است و انجام دهنده كار بد از كار بدش بدتر»
چگونه فاعل خير بهتر از فعل خود است و فاعل شر بدتر از فعل خود
در جواب این سؤال وجوهى به نظر مى رسد:
۲۲
۱۸:۳۹
وَ قَالَ (علیه السلام): كُنْ سَمْحاً وَ لَا تَكُنْ مُبَذِّراً، وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَكُنْ مُقَتِّراً.
و فرمود (ع): بخشنده باش و اسرافكار مباش و ميانه رو باش و سختگير مباش.
(حکمت ۳۳نهج البلاغه)
امام(علیه السلام) در این سخن کوتاه و پرمعنا دعوت به اعتدال در بذل و بخشش هاى مالى مى کند و مى فرماید: «سخاوتمند باش و در این راه اسراف مکن و در زندگى حساب گر باش و سخت گیر مباش»;
مى دانیم بسیارى از علماى اخلاق اسلامى،« تمام فضایل اخلاقى را حد وسط در میان افراط و تفریط مى دانند». این مسئله هرچند عمومیت ندارد; ولى در مورد بسیارى از صفات از جمله فضیلت سخاوت صادق است که در میان دو صفت رذیله قرار گرفته: اسراف و تبذیر، و بخل و تقتیر.
پاسخ این سؤال روشن است،
۲۷
۱۸:۴۰
قَالَ (علیه السلام): أَشْرَفُ الْغِنَى، تَرْكُ الْمُنَى.
امام علیه السلام فرمودند: برترين توانگرى ترك آرزوهاست.
(حکمت ۳۴نهج البلاغه)
امام(عليه السلام) در اين سخن كوتاه و پربارش درس بزرگى به همه طالبان غنا و بى نيازى مى دهد،
در این عبارت نورانى منظور امام از آرزوها،آرزوهای دور و دراز و دور از منطق عقل و شرع است. بديهى است اين گونه آرزوها غنا و بى نيازى را از انسان سلب مى كند،
تمام این وابستگى ها زاییده آرزوهاى دور و دراز است; هرگاه آن آرزوها از صفحه فکر انسان پاک شود، انسان به غنا و بى نیازى پرارزشى دست مى یابد.
۲۰۸
۲۱:۱۴
مَنْ أَسْرَعَ إِلَى النَّاسِ بِمَا يَكْرَهُونَ، قَالُوا فِيهِ [مَا] بِمَا لَا يَعْلَمُون.
هر كه به كارى بشتابد، كه مردمش ناخوش دارند، در باره اش آن گويند كه ندانند.
(حکمت ۳۵نهج البلاغه)
اثر نسبت هاى ناروا:
@yek_jore_meyye_alavi
@revaiat_negarغدیر 1405
۲۱۸
۱۹:۴۳