Example: The weather will affect our plans.ترجمه: هوا روی برنامههای ما تأثیر میگذارد.
Example: The effect of the medicine was immediate.ترجمه: اثر دارو فوری بود.
@zabanlife
۶۱
۱۵:۴۵
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
توضیحات
۶۳
۱۶:۱۹
تفاوت این ۲ کلمه تو یه حرفه ولی معناشون زمین تا آسمون فرق داره!
Example: Her skills complement his experience.ترجمه: مهارتهای او تجربه او را کامل میکند.
Example: David complimented Rachel on her new haircut.ترجمه: دیوید از مدل موی جدید ریچل تعریف کرد.
@zabanlifeاگه پستهای امروز براتون مفید بود، برای دوستانتون هم ارسال کنید
۹۰
۱۶:۲۰
سلام شبانگاهی به همه
کانال تلگرام ساخته شده و از فردا شروع به فعالیت میکنه.
با لینک زیر میتونید جوین بشید:https://t.me/zabanlifetl
با لینک زیر میتونید جوین بشید:https://t.me/zabanlifetl
۸۶
۱۹:۰۴
خیلیها این ساختار رو با زمان گذشته ساده اشتباه میگیرن؛ ولی there's more to it:
ما از Used to + فعل ساده استفاده میکنیم برای عادتها یا کارهایی که در گذشته انجام میدادیم، اما دیگه نمیکنیم.
I used to smoke.ترجمه: قبلاً سیگار میکشیدم [اما الان دیگه نمیکشم].
توی پست بعدی اشتباه رایج و نکات دیگهای رو در مورد این ساختار بهتون میگم.
@zabanlifeتلگرام: zabanlifetl
۶۵
۱۷:۲۷
I use to smoke.غلطه! باید بگیم used to+verb
Did you use to play football?ترجمه: آیا قبلاً فوتبال بازی میکردی؟
I didn't use to like coffee, but now I can't start my day without it.ترجمه: قبلاً قهوه دوست نداشتم، ولی الان بدون قهوه نمیتونم روزم رو بگذرونم.
@zabanlifeتلگرام: zabanlifetl
۸۲
۱۷:۳۲
دیروز ما ۳ تایی این شکلی بودیم 
شما رو نمیدونم، ولی من خیلی دلم میخواست یک پیشی لوس بودم که فقط میخوردم و میخوابیدم و بقیه کارام رو انجام میدادن!
در نتیجه دیروز این دو بزرگوار رو الگوی خودم قرار دادم!
گاهی وقتها بهترین کاری که برای یادگیری زبان (یا هر کار دیگهای) میتونی بکنی، اینه که کلاً تعطیلش کنی و بذاری ذهنت یک نفس راحت بکشه. اینجوری وقتی برمیگردی، بازدهیت چند برابر میشه.
پس وقت خوبیه که چندتا اصطلاح خواب و تنبلی با هم یاد بگیریم



شما رو نمیدونم، ولی من خیلی دلم میخواست یک پیشی لوس بودم که فقط میخوردم و میخوابیدم و بقیه کارام رو انجام میدادن!
در نتیجه دیروز این دو بزرگوار رو الگوی خودم قرار دادم!
گاهی وقتها بهترین کاری که برای یادگیری زبان (یا هر کار دیگهای) میتونی بکنی، اینه که کلاً تعطیلش کنی و بذاری ذهنت یک نفس راحت بکشه. اینجوری وقتی برمیگردی، بازدهیت چند برابر میشه.
پس وقت خوبیه که چندتا اصطلاح خواب و تنبلی با هم یاد بگیریم
۵۸
۱۱:۱۸
۵۸
۱۱:۱۸
این هم از اصطلاحات کاربردی برای وقتهایی که میخوایم مثل گربهها تنبلی کنیم:
🥱
Have a catnap: یک چرت کوتاه روزانه (دقیقاً مثل خواب گربهها) که خستگی آدم رو درمیبره.
Example: I usually have a 20-minute catnap after lunch.
Sleep like a log: این برای وقتیه که اونقدر خستهاید که مثل یک تکه چوب، عمیق و سنگین میخوابید و هیچی بیدارتون نمیکنه!
Example: I was so exhausted yesterday that I slept like a log.
Laze around: تنبلی کردن، لم دادن و هیچ کار خاصی نکردن تو روزهای تعطیل یا وقتهای استراحت.
Example: We just lazed around the house all day.
Recharge your batteries: استراحت کردن برای تجدید قوا و به دست آوردن انرژی دوباره.
Example: I really needed this weekend to recharge my batteries.
شما دیروز چیکار کردید؟ مثل من در حال Lazing around بودید یا پرانرژی به کاراتون رسیدید؟

@zabanlifeکانال تلگرام: zabanlifetl
Example: I usually have a 20-minute catnap after lunch.
Example: I was so exhausted yesterday that I slept like a log.
Example: We just lazed around the house all day.
Example: I really needed this weekend to recharge my batteries.
شما دیروز چیکار کردید؟ مثل من در حال Lazing around بودید یا پرانرژی به کاراتون رسیدید؟
@zabanlifeکانال تلگرام: zabanlifetl
۷۹
۱۱:۲۳