*

فرقِ واقعی بین اینکه "فقط کم آوردم" با اینکه "افسرده شدم و نیاز به درمان حرفه ای و تراپیست دارم" دقیقاً چیه؟*
فرقِ واقعی بین اینکه "فقط کم آوردم" با اینکه "افسرده شدم" دقیقاً چیه؟
خیلی از ما سالهاست داریم با افسردگی زندگی میکنیم اما اسمش رو گذاشتیم "خستگیِ کاری". این برچسبِ اشتباه باعث میشه هیچوقت دنبال درمانِ واقعی نریم. در اینجا به ۳ نشونهی پر رنگ اشاره میکنم:
۱. تو خستگی عادی، خوابیدن حالت رو خوب میکنه؛ تو افسردگی، خواب فقط راهِ فراره.
۲. آدم خسته امید به آینده داره؛ اما روانِ افسرده، آینده رو تاریک میبینه. با خودش میگه حالم خوب بشه که چی؟!
۳. خستگی دلیلِ بیرونی داره (کار و مشغله ی زیاد)؛ اما افسردگی از یک دردِ درونی (مثل سوگهای حلنشده یا ناکامی) نشأت میگیره.این محتوا صرفا به دلیل آگاهی نوشته شده و جای درمان و تشخیص تخصصی رو نمیگیره. اگر کفهی افسردگیِ پنهان در زندگیت سنگینتر شده، پیشنهاد میکنم به تنهایی این بار رو به دوش نکش و برای ساختنِ دوبارهی یک دژ محکم حتما از یک روانشناس حرفه ای کمک بگیر.
#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار💜@zahrafallahi_psychologist
*
فرقِ واقعی بین اینکه "فقط کم آوردم" با اینکه "افسرده شدم و نیاز به درمان حرفه ای و تراپیست دارم" دقیقاً چیه؟*
فرقِ واقعی بین اینکه "فقط کم آوردم" با اینکه "افسرده شدم" دقیقاً چیه؟
خیلی از ما سالهاست داریم با افسردگی زندگی میکنیم اما اسمش رو گذاشتیم "خستگیِ کاری". این برچسبِ اشتباه باعث میشه هیچوقت دنبال درمانِ واقعی نریم. در اینجا به ۳ نشونهی پر رنگ اشاره میکنم:
۱. تو خستگی عادی، خوابیدن حالت رو خوب میکنه؛ تو افسردگی، خواب فقط راهِ فراره.
۲. آدم خسته امید به آینده داره؛ اما روانِ افسرده، آینده رو تاریک میبینه. با خودش میگه حالم خوب بشه که چی؟!
۳. خستگی دلیلِ بیرونی داره (کار و مشغله ی زیاد)؛ اما افسردگی از یک دردِ درونی (مثل سوگهای حلنشده یا ناکامی) نشأت میگیره.این محتوا صرفا به دلیل آگاهی نوشته شده و جای درمان و تشخیص تخصصی رو نمیگیره. اگر کفهی افسردگیِ پنهان در زندگیت سنگینتر شده، پیشنهاد میکنم به تنهایی این بار رو به دوش نکش و برای ساختنِ دوبارهی یک دژ محکم حتما از یک روانشناس حرفه ای کمک بگیر.
#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار💜@zahrafallahi_psychologist
*
۲۲
۲۰:۱۴
همراهان عزیزخوشحالم از حضورتون و خیر مقدم میگم به اعضای جدید موناگر محتواها رو کاربردی میدونین و یا احساس میکنین برای اطرافیانتون راهگشا هست، لطفا گزینه ی پیشنهاد به مجله رو برای هر پست بزنین و ری اکشن بدین که برای بقیه عزیزان هم نمایش داده بشه
و شک نکنین که در آگاه سازی عموم به من کمک بزرگی خواهید کرد.
#زهرا_فلاحی
@zahrafallahi_psychologist
#زهرا_فلاحی
۲۲
۲۰:۱۵
قصه مراجع من از همینجا شروع شد. چند سالی از ارتباطش با همسرش میگذشت. قهر و آشتی هاشون داشت به جاهای بدی کشیده میشد. سطح اضطرابش بالا رفته بود و میترسید رابطه ش رو از دست بده. در حین جلسات متوجه شد که این احساسات از الگوی فکریش میاد و شدیدا میترسه که رها بشه. ما تو روانشناسی به این رفتار میگیم «آزمون ویرانگر». یعنی با گیر دادنِ الکی، میخوای وزنِ عشقِ طرف مقابل رو بسنجی تا اون حسِ بیارزشیِ پنهانِ خودت رو آروم کنی.
۱. مچِ زرهت رو بگیر (همون لحظه که بدنت داغ میشه و دلت میخواد گیر بدی، یه مکثِ کوتاه کن).
۲. اسم حسِ واقعیت رو بیار (تو دلت بگو: من الان فقط حس تنهایی و بیارزشی میکنم).
۳. جای حمله، شجاع باش (زرهت رو بیار پایین و بگو: «من الان میترسم که دوستم نداشته باشی»).
با همین قدمهای کوچیک، میتونی احتمال یه دعوای فرسایشی رو توی چند دقیقه به صفر برسونی.این بهانهگیریها نشونهی بدیِ تو نیست؛ فقط یه آژیرِ خطره برای ترس از رها شدن. وقتی این ترس رو بشناسی، دیگه خودت رو قربانی نمیکنی.از همین امشب شروع کن. تو دعوای بعدی، جای حمله کردن، احساست رو نامگذاری کن.
@zahrafallahii_psychologist#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار
۲۱
۱۱:۲۶
تا حالا از خودت پرسیدی چرا این حسِ سنگینی تموم نمیشه؟
فرقِ دلتنگی با افسردگی چیه؟
رفیق، غم مثل یه زخمه؛ درد داره ولی میدونی خوب میشه. اما افسردگی مثل یه مِهِ غلیظه. تو لزوماً گریه نمیکنی، بلکه «بیحس» میشی! شستنِ یه لیوان برات شبیه فتحِ اورست میشه و انگار یکی دوشاخهی انرژیِ تو رو از پریز کشیده. تو مقصر نیستی، روانِ تو خسته شده.
برای کی این مِه غلیظ رو آرزو نمیکنی؟
این متن رو براش بفرست تا آگاه بشه.
#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار@zahrafallahi_psychologist
فرقِ دلتنگی با افسردگی چیه؟
رفیق، غم مثل یه زخمه؛ درد داره ولی میدونی خوب میشه. اما افسردگی مثل یه مِهِ غلیظه. تو لزوماً گریه نمیکنی، بلکه «بیحس» میشی! شستنِ یه لیوان برات شبیه فتحِ اورست میشه و انگار یکی دوشاخهی انرژیِ تو رو از پریز کشیده. تو مقصر نیستی، روانِ تو خسته شده.
این متن رو براش بفرست تا آگاه بشه.
#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار@zahrafallahi_psychologist
۱۹
۱۲:۳۲
بیشتر مراقب خودت و ظرفیت روانت باش رفیق!این پست رو برای اون رفیقت که میدونی نیاز به تلنگر آگاهی داره بفرست! 
#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار@zahrafallahi_psychologist
#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار@zahrafallahi_psychologist
۲۵
۱۴:۴۸
اگه این افسردگیِ پنهان و این دعواهای الکی ولکنِ رابطهم نباشه چی؟
ما امروز فهمیدیم که خیلی از این کلافگیها و بهانهگیریها، ریشه تو خستگی و افسردگیِ خودمون داره. اما دونستنِ این موضوع کافی نیست.به عنوان یه آدمِ بالغ، وظیفهی ماست که دستِ اون بخشِ خسته، بیحس و ترسیدهی درونمون رو بگیریم و براش یه کاری کنیم. قرار نیست تا آخرِ عمر با این زرهِ آهنی بجنگیم و آدمای امنِ زندگیمون رو با آزمونهای ویرانگر از خودمون دور کنیم.
شجاعتِ واقعی، پذیرفتنِ این درده. اگر آمادهای که این مِه رو کنار بزنیم و ریشهی این بیارزشی رو پیدا کنیم، میتونی در اکانت پشتیبانی پیام بذاری 
@zahrafallahii_psychologist
#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار
ما امروز فهمیدیم که خیلی از این کلافگیها و بهانهگیریها، ریشه تو خستگی و افسردگیِ خودمون داره. اما دونستنِ این موضوع کافی نیست.به عنوان یه آدمِ بالغ، وظیفهی ماست که دستِ اون بخشِ خسته، بیحس و ترسیدهی درونمون رو بگیریم و براش یه کاری کنیم. قرار نیست تا آخرِ عمر با این زرهِ آهنی بجنگیم و آدمای امنِ زندگیمون رو با آزمونهای ویرانگر از خودمون دور کنیم.
@zahrafallahii_psychologist
#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار
۲۲
۱۸:۳۱
«من فقط خستهام، با من نجنگ!»چطوری برداشتن یه نقاب نامرئی، دکمه خاموش یه دعوای اساسی رو زد ؟
تصور کن ساعت ۶ عصره. از شرکت برگشتی.ماشینو توی پارکینگ خاموش میکنی، اما پیاده نمیشی. ده دقیقه همانجا توی تاریکی زل میزنی به فرمون.بیرون از این ماشین، تو قهرمانِ محل کار بودی. پرانرژی، حلال مشکلات، کسی که همیشه لبخند میزنه و به همه کمک میکنه.اما حالا که باید کلیدو توی قفلِ در بندازی، احساس میکنی باتری وجودت خالی شده. به محض ورود، با کوچکترین حرفِ شریک عاطفیت منفجر میشی. بهت میگه: «چرا اینقدر تلخی؟» و تو درونت فریاد میزنی: «من تلخ نیستم، من فقط دیگه توانِ تظاهر کردن ندارم!»
مراجع من سالها با این تضادِ ویرانگر زندگی کردتا اینکه یه روز در اتاق درمان، فهمید «بداخلاق و پرخاشگر» نیست، بلکه درگیر «افسردگی با عملکرد بالاست». همون لحظه که این نقابِ سنگینِ «من قوی هستم» رو روی زمین گذاشت، اوضاع عوض شد. در طول ماههای بعد، زندگی عاطفی ش دگرگون شد:• *از کسی که شبها با دعواهای بیدلیل شریک عاطفیاش رو آزار میداد، به کسی تبدیل شد که در آغوش پارتنرش آرومه و حس اون لحظه ش رو بیان میکنه مثلا میگه: «امروز باتریم تموم شده و این باعث میشد بهتر روی هیجاناتش متمرکز بشه و جلوی دعوای نا خواسته رو بگیره .»• از کسی که برای تاییدِ رئیس و همکارانش از خواب و سلامت روانش میزد، به کسی تبدیل شد که شجاعتِ گفتنِ «نه، الان توانشو ندارم» رو داره
این تغییر یه معجزه نبود. بر پایه یک درکِ عمیق از رویکرد هیجانمدار (EFT) اتفاق افتاد:
۱. وقتی ۸ ساعت توی روز تظاهر میکنی که حالت خوبه، تمامِ انرژیِ روانیت برای «پنهان کردنِ شرم و افسردگی» مصرف میشه وقتی به خونه (نقطه امن) میرسی، سد میشکنه و این خستگی خودش را به شکلِ خشم و پرخاش نشان میده
۲. هیجان اولیه در برابر هیجان ثانویه
ما در EFT یاد میگیریم خشمی که شبها سر پارتنرمون خالی میکنیم (هیجان ثانویه)، در واقع پوششی است برای یک نیازِ عمیق به درک شدن و استراحت (هیجان اولیه).
هر شب قبل از باز کردنِ درِ خونه، یک لحظه مکث کن. به خودت بگو: «من اینجا نیازی به نقاب ندارم.»
این تغییرِ هویت از «آدمِ همیشه قوی» به «آدمی که حق داره گاهی خسته باشه»، آغازِ شفای تو هست.
اگر از حمل کردنِ این نقاب خسته شدی، همین الان کلمه «شجاعت» رو بفرست تا در جلسات درمان فردی، این بارِ سنگین را با هم زمین بذاریم.
#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار
@zahrafallahi_psychologist*
تصور کن ساعت ۶ عصره. از شرکت برگشتی.ماشینو توی پارکینگ خاموش میکنی، اما پیاده نمیشی. ده دقیقه همانجا توی تاریکی زل میزنی به فرمون.بیرون از این ماشین، تو قهرمانِ محل کار بودی. پرانرژی، حلال مشکلات، کسی که همیشه لبخند میزنه و به همه کمک میکنه.اما حالا که باید کلیدو توی قفلِ در بندازی، احساس میکنی باتری وجودت خالی شده. به محض ورود، با کوچکترین حرفِ شریک عاطفیت منفجر میشی. بهت میگه: «چرا اینقدر تلخی؟» و تو درونت فریاد میزنی: «من تلخ نیستم، من فقط دیگه توانِ تظاهر کردن ندارم!»
مراجع من سالها با این تضادِ ویرانگر زندگی کردتا اینکه یه روز در اتاق درمان، فهمید «بداخلاق و پرخاشگر» نیست، بلکه درگیر «افسردگی با عملکرد بالاست». همون لحظه که این نقابِ سنگینِ «من قوی هستم» رو روی زمین گذاشت، اوضاع عوض شد. در طول ماههای بعد، زندگی عاطفی ش دگرگون شد:• *از کسی که شبها با دعواهای بیدلیل شریک عاطفیاش رو آزار میداد، به کسی تبدیل شد که در آغوش پارتنرش آرومه و حس اون لحظه ش رو بیان میکنه مثلا میگه: «امروز باتریم تموم شده و این باعث میشد بهتر روی هیجاناتش متمرکز بشه و جلوی دعوای نا خواسته رو بگیره .»• از کسی که برای تاییدِ رئیس و همکارانش از خواب و سلامت روانش میزد، به کسی تبدیل شد که شجاعتِ گفتنِ «نه، الان توانشو ندارم» رو داره
این تغییر یه معجزه نبود. بر پایه یک درکِ عمیق از رویکرد هیجانمدار (EFT) اتفاق افتاد:
۱. وقتی ۸ ساعت توی روز تظاهر میکنی که حالت خوبه، تمامِ انرژیِ روانیت برای «پنهان کردنِ شرم و افسردگی» مصرف میشه وقتی به خونه (نقطه امن) میرسی، سد میشکنه و این خستگی خودش را به شکلِ خشم و پرخاش نشان میده
۲. هیجان اولیه در برابر هیجان ثانویه
ما در EFT یاد میگیریم خشمی که شبها سر پارتنرمون خالی میکنیم (هیجان ثانویه)، در واقع پوششی است برای یک نیازِ عمیق به درک شدن و استراحت (هیجان اولیه).
هر شب قبل از باز کردنِ درِ خونه، یک لحظه مکث کن. به خودت بگو: «من اینجا نیازی به نقاب ندارم.»
این تغییرِ هویت از «آدمِ همیشه قوی» به «آدمی که حق داره گاهی خسته باشه»، آغازِ شفای تو هست.
#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار
۲۵
۱۰:۰۸
شجاعت یعنی جرات کنی این لباس سنگین رو در بیاری و به زخم هات برسی،بهم بگو شجاعتشو داری؟
@zahrafallahii_psychologist
۳۱
۱۵:۴۶
اگر تو هم گاهی این بادیگاردِ خشمگین رو میفرستی جلو، این پست رو فوروارد کن تو «پیامهای ذخیرهشدهات» تا در اینجور مواقع بهتر بتونی خودت رو آنالیز کنی!
#زهرا_فلاحی#درمانگر_هیجانمدار@zahrafallahi_psychologist
۱۸
۷:۰۶
چطور این چرخه خودتخریبی رو میشه متوقف کرد؟
اوا از همه اسلحهت رو بذار زمین.
دفعه بعد ۵ ثانیه مکث کن و بهش بگو: «امروز حالم خوب نیست و به شدت میترسم، میشه فقط پیشم باشی؟» شجاعت یعنی نشون دادنِ ترست، نه پنهان کردنش پشتِ داد و بیداد.
اگر دوستی داری که همیشه با دستای خودش رابطههاش رو خراب میکنه، این پیام رو براش بفرست. شاید دونستن همین یک خط، رابطهاش رو نجات بده!
#زهرا_فلاحی
#درمانگر_هیجانمدار
@zahrafallahi_psychologist
۱۹
۱۲:۲۴