یه روزهایی خودمو مرور میکنم...
اون روزهایی که پر از استرس و التهابم...همش به کارهای نیمه کاره فکر میکنم..کارهای روزمره رو نصفه انجام میدم..چراغ ها رو روشن میذارم..تمرکز ندارم...۵ دقیقه کار میکنم،یهو تلفن رو برمیدارم،چند دقیقه مشغولش میشم...
و دوباره به خودم یادآوری میکنم «هیچ چیزی اساساً اینقدر جدی نیست»و دوباره ادامه میدم
اون روزهایی که پر از استرس و التهابم...همش به کارهای نیمه کاره فکر میکنم..کارهای روزمره رو نصفه انجام میدم..چراغ ها رو روشن میذارم..تمرکز ندارم...۵ دقیقه کار میکنم،یهو تلفن رو برمیدارم،چند دقیقه مشغولش میشم...
و دوباره به خودم یادآوری میکنم «هیچ چیزی اساساً اینقدر جدی نیست»و دوباره ادامه میدم
۱۲۶
۱۱:۲۲
۱۱۹
۲۱:۴۸
نفس میکشم در کوچه باغ هایی که بادام ها شکوفه داده اندبی آنکه بدانند تو نیستینفس میکشم زیر نمِ باران اردیبهشت که روی پوست منهمان قطره هاییستکه روزی روی گونه های تو می لغزیدنفس میکشم و هر دم چَشمانمبه دنبال تکانِ شاخه ایست که یادآور تو باشد
آری نفس میکشم آرام،بی صدا
_زهرا_محمودی
از آخرین روزهایِ اردی بهشت / یاسوجِ زیبا
آری نفس میکشم آرام،بی صدا
_زهرا_محمودی
از آخرین روزهایِ اردی بهشت / یاسوجِ زیبا
۱۱۶
۱۱:۲۳
آخرین انار دنیا از شأن انسان میگوید، از لطافت ، از بیرحمی آرمانها، از وارستگی آدمی، از تنهایی بشر و تلخکامیهایش، از حسرت نرسیدنها و ...بختیار علی چقدر قشنگ جایگاه انسان را یادآوری میکند....انسان مانند هر چیز دیگری باید گسترهای برای خودش اشغال کرده باشد تا بعدها نبودنش حس شود. مانند هر چیز دیگر؛ مثل گلدانی روی میز، یا صدای رادیو از پنجرهای، باید ابتدا جایگاهی را اشغال کرده و بعدها گم شده باشند. اما اگر ابتدا چیزی نبوده باشد، صدایی یا رنگی، دیگر نبودنش را حس نمیکنی...
۱۲۰
۲۱:۲۳
چه کسی می داندکه تو در پیله ی تنهایی خود، تنهــــایی؟چه کسی می داندکه تو در حسرت یک روزنه در فردایــی؟پیله ات را بگشا،تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایــی
سهراب سپهری
سهراب سپهری
۱۲۷
۱۹:۱۳
مرا عهدیست با شادیکه شادی آن من باشدمرا قولیست با جانانکه جانان جان من باشد
مولانا
مولانا
۱۱۲
۱۳:۱۶
Eshagh Anvar-Mahi -musicdel.ir.mp3
۰۳:۰۴-۲.۹ مگابایت
۱۱۶
۲۰:۲۸
۱۰۴
۲۱:۰۰
۸۲
۲۳:۲۵
شیرازبرای من دختر کیستبا لباسی از جنس گل نرگسلبانی از لعلکه تنها حافظ او را را میشناسدو سعدی در وصفش مانده!
سعید غلامی نیا
سعید غلامی نیا
۵۳
۱۴:۲۹