بسیاری از والدین میپرسند: «بالاخره از چه سنی و با چه روشی میتوانیم آموزش زبان دوم را شروع کنیم که به رشد کودک آسیب نرسد؟»
نکاتی را برای شروع ایمن و اصولی دوزبانگی با شما در میان میگذارم: ۱. اولویت با زبان مادری استمهمترین شرط برای شروع زبان دوم، ثبیت زبان مادری است. کودک باید بتواند به راحتی به زبان اصلی خود ارتباط برقرار کند، جمله بسازد و نیازهایش را بگوید. اگر کودک در بیان زبان مادری تاخیر دارد، اضافه کردن زبان دوم میتواند باعث سردرگمی و تاخیر بیشتر شود.
۲. سن مناسب چه زمانی است؟بهترین زمان (بر اساس اکثر دیدگاههای تحولی) معمولاً از ۳ سالگی به بعد است؛ زمانی که پایههای اصلی زبان مادری و مهارتهای ارتباطی شکل گرفته است. البته این به شرطی است که کودک چالشهای رشدی یا نقص توجه نداشته باشد.
۳. روش آموزش: تعامل به جای تماشامغز کودک زبان را از طریق ارتباط و احساس یاد میگیرد، نه از طریق تماشای یکطرفه نمایشگر. بهترین روشها عبارتند از:
۴. پرهیز از آموزشهای رسمی و آکادمیککودک زیر ۶ سال نباید درگیر کلاسهای خشک، گرامر یا نوشتن شود. یادگیری باید به صورت غیرمستقیم و در دل بازی باشد تا اشتیاق کودک از بین نرود.
«زهرا پیرمرادیان|روانشناس کودک و نوجوان»
@zpirmoradianhttps://ble.ir/zahrapirmoradian
۲۴۹
۸:۱۷
وقتی برنامهی روز کودک به هم میخورد (مثلاً دیر خوابیدن یا تغییر در زمان غذا)، رفتارهایش هم آشفتهتر میشود.دلیلش این است که مغز کودک با *پیشبینیپذیری بهتر کار میکند.
روتین چه کمکی میکند؟*
چطور روتین بسازیم؟
• چند بخش اصلی روز را ثابت نگه دارید: خواب، غذا، بازی. • ترتیب فعالیتها مهمتر از ساعت دقیق است. • قبل از تغییر فعالیتها به کودک خبر بدهید: «بعد از شام، وقت حمام است.»
@zpirmoradianhttps://ble.ir/zahrapirmoradian
۵۶۱
۱۶:۲۹
بازارسال شده از حلزون سبز
کارگاه نوجوانان تابستان ۱۴۰۵یک تجربهی فعالیتمحور برای نوجوانان 12 تا 15 سال..چهارشنبهها، عصر ۵:۳۰ تا ۸:۳۰.مکان: تاچارا، خیابان دینکانی، خیریه نمازی..این دوره در دو بخش برگزار میشود:کارگاه مأموریتهای ذهن (فهم و مدیریت احساساتت و مدیریت استرس ) با تسهیلگری مریم سجادینژادو روانشناس، زهرا پیرمرادیان.وکارگاه هنر تجسمی با غزل سجادینژاد. (پاپیهماشه، خمیر هواخشک)..«هدف این دوره اینه که نوجوانها بیشتر با افکار و احساساتشون آشنا بشن و تمرینهایی یاد بگیرن که بهشون کمک کنه ذهنشون رو بهتر مدیریت کنن، استرسشون رو کمتر کنن و خودآگاهی بیشتری پیدا کنن.
تلاش میکنیم فضایی شاد، پویا و خلاقانه بسازیم؛ جایی که نوجوانها راحت باشن، خودشون رو ابراز کنن، از احساسات و فکرهاشون حرف بزنن و با هم گفتوگو و همفکری کنن و در کنار این پویایی فکری، آفرینش هنری داشته باشن..شهریه، با احترام ۶ میلیون برای ۴ جلسهی ۳ ساعته.
اطلاعات بیشتر:09037021290.
تلاش میکنیم فضایی شاد، پویا و خلاقانه بسازیم؛ جایی که نوجوانها راحت باشن، خودشون رو ابراز کنن، از احساسات و فکرهاشون حرف بزنن و با هم گفتوگو و همفکری کنن و در کنار این پویایی فکری، آفرینش هنری داشته باشن..شهریه، با احترام ۶ میلیون برای ۴ جلسهی ۳ ساعته.
اطلاعات بیشتر:09037021290.
۱۶
۱۴:۱۳
🧩 به جای کودک فکر نکنید؛ اجازه دهید مغزش راهحل بسازد!
هر روز بارها با موقعیتهایی روبرو میشویم که برای ما ساده اما برای کودک چالشبرانگیز است:
اسباببازی زیر مبل گیر کرده...
قطعات پازل جفت نمیشوند...
بند کفش گره خورده...
واکنش ما چیست؟ سریع وارد عمل میشویم تا کودک را از «درماندگی» نجات دهیم. اما یک حقیقت را فراموش میکنیم: هر بار که ما زودتر از کودک فکر میکنیم، یک فرصت عالی برای رشد شبکههای عصبی او را از بین میبریم.
حل مسئله، باشگاه مغز است!وقتی کودک با یک چالش درگیر میشود، مغز او مجبور است:۱. تحلیل کند (چه چیزی مانع من است؟)۲. انعطافپذیری به خرج دهد (آیا راه دیگری هم هست؟)۳. آزمون و خطا کند (این کار جواب نداد، پس آن یکی را امتحان کنم).
اگر ما همیشه راهحل آماده بدهیم، مغز کودک یاد میگیرد: «من نیازی نیست فکر کنم؛ همیشه یک نفر هست که مشکل را برایم حل کند.»
برای تقویت مهارت حل مسئله چه کنیم؟
از «مکث» استفاده کنید:وقتی کودک گیر میکند، بلافاصله مداخله نکنید. ۳۰ ثانیه صبر کنید و فقط ناظر باشید. بگذارید مغز کودک خودش را جمعوجور کند.
سؤال بپرسید، نه جواب:به جای گفتنِ «اینطوری انجامش بده»، بپرسید:- «فکر میکنی چه راهی داره؟»- «اگه این قطعه اینجا نرفت، کجا میتونه بره؟»
کمک حداقلی بدهید:فقط وقتی مطمئن شدید که کودک در حال رسیدن به بنبست واقعی و ناامیدی است، یک راهنمایی کوچک بکنید (نه راهحل کامل).
یادتان باشد: هدف ما پرورش کودکی نیست که همیشه «درست» عمل کند؛ هدف ما پرورش کودکی است که «فکر کردن» را یاد بگیرد.
🧩🧩🧩🧩🧩🧩🧩🧩🧩«زهرا پیرمرادیان|روانشناس کودک و نوجوان»
@zpirmoradianhttps://ble.ir/zahrapirmoradian
هر روز بارها با موقعیتهایی روبرو میشویم که برای ما ساده اما برای کودک چالشبرانگیز است:
واکنش ما چیست؟ سریع وارد عمل میشویم تا کودک را از «درماندگی» نجات دهیم. اما یک حقیقت را فراموش میکنیم: هر بار که ما زودتر از کودک فکر میکنیم، یک فرصت عالی برای رشد شبکههای عصبی او را از بین میبریم.
اگر ما همیشه راهحل آماده بدهیم، مغز کودک یاد میگیرد: «من نیازی نیست فکر کنم؛ همیشه یک نفر هست که مشکل را برایم حل کند.»
یادتان باشد: هدف ما پرورش کودکی نیست که همیشه «درست» عمل کند؛ هدف ما پرورش کودکی است که «فکر کردن» را یاد بگیرد.
🧩🧩🧩🧩🧩🧩🧩🧩🧩«زهرا پیرمرادیان|روانشناس کودک و نوجوان»
@zpirmoradianhttps://ble.ir/zahrapirmoradian
۲۴۷
۹:۵۳
تابستان است و استفاده از گوشی و تبلت معمولاً بیشتر از همیشه میشود. اما مرز بین «تفریح» و «آسیب» کجاست؟
۲۰۳
۱۳:۱۵
خیلی از والدین میگویند:«تا داد نزنم، بچهام گوش نمیدهد!»
اما داد زدن شاید در لحظه کودک را متوقف کند، ولی در بلندمدت باعث میشود:• کودک به فریاد عادت کند • مقاومت بیشتری نشان دهد • یا فقط از ترس اطاعت کند
قانونگذاری سالم یعنی:
چند نکته مهم
مثلاً:«اگر اسباببازی جمع نشود، فردا در دسترس نخواهد بود.»
جملهای که خیلی کمک میکند:«میدانم ناراحتی، اما قانون خانه همین است.»
۱۹۶
۵:۲۰
🧩 اشتباه کردن؛ لحظهی ساختِ مسیرهای عصبی
بسیاری از والدین وقتی میبینند کودکشان اشتباه میکند، سریع وارد عمل میشوند؛ تصحیح میکنند، راه درست را نشان میدهند یا اجازه نمیدهند کودک زیاد درگیر خطا شود.
اما در رشد شناختی کودک، اشتباه کردن همیشه نشانهی ناتوانی نیست؛ گاهی دقیقاً همان لحظهای است که مغز در حال یادگیری است.
وقتی کودک یک قطعه پازل را اشتباه میگذارد، جواب مسئلهای را نادرست میگوید، یا راهحلی را امتحان میکند که نتیجه نمیدهد، مغز او شروع میکند به مقایسه، اصلاح، آزمون و خطا و ساختن مسیرهای تازه.
یادگیری فقط از «درست انجام دادن» ساخته نمیشود؛ بخش مهمی از یادگیری، از مواجهه با خطا و تلاش برای اصلاح آن شکل میگیرد.
اگر کودک همیشه قبل از اشتباه کردن اصلاح شود، ممکن است کمکم یاد بگیرد که:«نباید خطا کنم» «اگر اشتباه کنم، یعنی بلد نیستم» «بهتر است اصلاً امتحان نکنم»
و این همان جایی است که ترس از شکست، وابستگی به تأیید بزرگسال و کاهش جرأتِ امتحان کردن شکل میگیرد.
والدین چه کار کنند؟
به جای اصلاح فوری، کمی مکث کنید. اجازه دهید کودک خودش متوجه شود چه چیزی درست پیش نرفته است.
به جای گفتنِ «نه، این اشتباهه»، بپرسید: «فکر میکنی یه راه دیگه هم هست؟» «اگه دوباره امتحان کنی، چی رو تغییر میدی؟» «به نظرت چرا این جواب نداد؟»
و وقتی کودک تلاش میکند، فقط نتیجه را تحسین نکنید؛ فرآیند فکر کردن، امتحان کردن و دوباره تلاش کردن را ببینید.
گاهی یک اشتباه ساده، برای مغز کودک از ده پاسخ درستِ آماده، آموزندهتر است.
هدف ما این نیست که کودک همیشه بینقص عمل کند؛ هدف این است که یاد بگیرد وقتی اشتباه میکند، میتواند فکر کند، اصلاح کند و دوباره تلاش کند.











«زهرا پیرمرادیان|روانشناس کودک و نوجوان»
@zpirmoradian
https://ble.ir/zahrapirmoradian
بسیاری از والدین وقتی میبینند کودکشان اشتباه میکند، سریع وارد عمل میشوند؛ تصحیح میکنند، راه درست را نشان میدهند یا اجازه نمیدهند کودک زیاد درگیر خطا شود.
اما در رشد شناختی کودک، اشتباه کردن همیشه نشانهی ناتوانی نیست؛ گاهی دقیقاً همان لحظهای است که مغز در حال یادگیری است.
وقتی کودک یک قطعه پازل را اشتباه میگذارد، جواب مسئلهای را نادرست میگوید، یا راهحلی را امتحان میکند که نتیجه نمیدهد، مغز او شروع میکند به مقایسه، اصلاح، آزمون و خطا و ساختن مسیرهای تازه.
اگر کودک همیشه قبل از اشتباه کردن اصلاح شود، ممکن است کمکم یاد بگیرد که:«نباید خطا کنم» «اگر اشتباه کنم، یعنی بلد نیستم» «بهتر است اصلاً امتحان نکنم»
و این همان جایی است که ترس از شکست، وابستگی به تأیید بزرگسال و کاهش جرأتِ امتحان کردن شکل میگیرد.
به جای اصلاح فوری، کمی مکث کنید. اجازه دهید کودک خودش متوجه شود چه چیزی درست پیش نرفته است.
به جای گفتنِ «نه، این اشتباهه»، بپرسید: «فکر میکنی یه راه دیگه هم هست؟» «اگه دوباره امتحان کنی، چی رو تغییر میدی؟» «به نظرت چرا این جواب نداد؟»
و وقتی کودک تلاش میکند، فقط نتیجه را تحسین نکنید؛ فرآیند فکر کردن، امتحان کردن و دوباره تلاش کردن را ببینید.
گاهی یک اشتباه ساده، برای مغز کودک از ده پاسخ درستِ آماده، آموزندهتر است.
هدف ما این نیست که کودک همیشه بینقص عمل کند؛ هدف این است که یاد بگیرد وقتی اشتباه میکند، میتواند فکر کند، اصلاح کند و دوباره تلاش کند.
@zpirmoradian
https://ble.ir/zahrapirmoradian
۱۹۶
۹:۵۲
همه ما دوست داریم مسیر را برای کودک هموار کنیم، اما گاهی «کمک بیش از حد» ناخواسته تبدیل به سدی در برابر رشد استقلال او میشود.
یادتان باشد: والدین باید مثل «داربست» باشند؛ کمک میکنند تا کودک بالا برود، اما بعد از اتمامِ کار، داربست باید برداشته شود. اگر همیشه «عصای دستِ» کودک باشیم، عضلاتِ ذهنی او ضعیف میمانند!
هدف ما پرورش کودکی نیست که همیشه به ما نیاز دارد؛ هدف، کودکی است که یاد گرفته «میتواند» راه حل بسازد.
https://ble.ir/zahrapirmoradian
۱۷۶
۱۳:۲۹
بسیاری از ما فکر میکنیم با جملاتی مثل «تو خیلی باهوشی!» یا «تو نابغهای!» داریم اعتمادبهنفس کودک را بالا میبریم. اما تحقیقات روانشناسی چیز دیگری میگویند.
وقتی کودک را به خاطر «هوش» یا «استعداد ذاتیاش» تشویق میکنیم، او یاد میگیرد:«من فقط وقتی ارزشمندم که کارها را بدون نقص و سریع انجام دهم.»
نتیجه؟ کودک از ترس اینکه دیگر «باهوش» به نظر نرسد، از چالشهای جدید فرار میکند، زود ناامید میشود و با اولین اشتباه فکر میکند بیاستعداد است.
به جای تعریف از ویژگیهای ثابت (مثل هوش)، باید «تلاش، تمرکز، استراتژی و پشتکار» کودک را تشویق کنیم.
وقتی «تلاش» کودک دیده شود، او یاد میگیرد که هوش و مهارت یک چیز ثابت نیست، بلکه با تمرین و اشتباه کردن رشد میکند. این بزرگترین هدیهای است که میتوانیم به مغز در حال رشد او بدهیم.
«زهرا پیرمرادیان|روانشناس کودک و نوجوان »
https://ble.ir/zahrapirmoradian
۱۷۵
۱۲:۳۳
حوصلهسررفتن؛ یک فرصت طلایی برای مغز کودک

«حوصلهام سر رفته!»این جمله برای خیلی از ما والدین، مثل یک «هشدار» است. انگار وظیفه داریم بلافاصله دستبهکار شویم: تبلت، بازی جدید، یا کلی پیشنهادِ هیجانانگیز! چون میترسیم که اگر کودک بیکار بماند، وقتش تلف شود.
اما بیایید این موضوع را از زاویهی متفاوتی ببینیم:وقتی مغز کودک از محرکهای مداوم (مثل تبلت، تلویزیون یا بازیهای سازماندهیشده) آزاد میشود، اتفاق عجیبی میافتد. مغز در این لحظات «دکمهی بازنشانی» (Reset) خود را میزند.
چرا این «بیکاری» برای کودک لازم است؟
۱. جرقهخلاقیت زده میشود: وقتی خبری از اسباببازیهای آماده نیست، مغزِکودک مجبور میشود دستبهکار شود و دنیای جدیدی بسازد.
۲. کودک خودش را پیدا میکند: در این سکوتهاست که کودک یاد میگیرد چطور با دنیای درونی خودش دوست شود، نه اینکه مدام وابسته به محرکهای بیرونی باشد.
۳. قویتر میشود: کودک یاد میگیرد که «بیحوصلگی» یک فاجعه نیست، بلکه یک وضعیتِ گذراست که خودش میتواند مدیریتش کند.
یک نکته برای والدین:ما لازم نیست همیشه «سرگرمکننده» باشیم! وقتی ما مدام سعی میکنیم حوصلهی کودک سر نرود، در واقع جلوی رشد عضلهی «خود-تنظیمی» او را میگیریم. مغزی که یاد نگیرد در لحظات سکوت خودش را آرام کند، در آینده به شدت به فضای مجازی و محرکهای بیرونی وابسته میشود.
پیشنهاد:دفعهی بعد که فرزندتان گفت «حوصلهام سر رفته»، لازم نیست فوراً برنامهریزی کنید. فقط یک محیط امن و ساده در اختیارش بگذارید و اجازه دهید مغز او، خودش به کار بیفتد.
حوصلهسررفتن، یک «خلأ» نیست؛ بلکه «بستر رشد» است.


«زهرا پیرمرادیان|روانشناس کودک و نوجوان»
نوبت حضوری و آنلاین
@zpirmoradianhttps://ble.ir/zahrapirmoradian
«حوصلهام سر رفته!»این جمله برای خیلی از ما والدین، مثل یک «هشدار» است. انگار وظیفه داریم بلافاصله دستبهکار شویم: تبلت، بازی جدید، یا کلی پیشنهادِ هیجانانگیز! چون میترسیم که اگر کودک بیکار بماند، وقتش تلف شود.
اما بیایید این موضوع را از زاویهی متفاوتی ببینیم:وقتی مغز کودک از محرکهای مداوم (مثل تبلت، تلویزیون یا بازیهای سازماندهیشده) آزاد میشود، اتفاق عجیبی میافتد. مغز در این لحظات «دکمهی بازنشانی» (Reset) خود را میزند.
چرا این «بیکاری» برای کودک لازم است؟
۱. جرقهخلاقیت زده میشود: وقتی خبری از اسباببازیهای آماده نیست، مغزِکودک مجبور میشود دستبهکار شود و دنیای جدیدی بسازد.
۲. کودک خودش را پیدا میکند: در این سکوتهاست که کودک یاد میگیرد چطور با دنیای درونی خودش دوست شود، نه اینکه مدام وابسته به محرکهای بیرونی باشد.
۳. قویتر میشود: کودک یاد میگیرد که «بیحوصلگی» یک فاجعه نیست، بلکه یک وضعیتِ گذراست که خودش میتواند مدیریتش کند.
یک نکته برای والدین:ما لازم نیست همیشه «سرگرمکننده» باشیم! وقتی ما مدام سعی میکنیم حوصلهی کودک سر نرود، در واقع جلوی رشد عضلهی «خود-تنظیمی» او را میگیریم. مغزی که یاد نگیرد در لحظات سکوت خودش را آرام کند، در آینده به شدت به فضای مجازی و محرکهای بیرونی وابسته میشود.
پیشنهاد:دفعهی بعد که فرزندتان گفت «حوصلهام سر رفته»، لازم نیست فوراً برنامهریزی کنید. فقط یک محیط امن و ساده در اختیارش بگذارید و اجازه دهید مغز او، خودش به کار بیفتد.
حوصلهسررفتن، یک «خلأ» نیست؛ بلکه «بستر رشد» است.
۴۳۱
۱۵:۱۱