خیلی از والدین میگویند:«تا داد نزنم، بچهام گوش نمیدهد!»
اما داد زدن شاید در لحظه کودک را متوقف کند، ولی در بلندمدت باعث میشود:• کودک به فریاد عادت کند • مقاومت بیشتری نشان دهد • یا فقط از ترس اطاعت کند
قانونگذاری سالم یعنی:
چند نکته مهم
مثلاً:«اگر اسباببازی جمع نشود، فردا در دسترس نخواهد بود.»
جملهای که خیلی کمک میکند:«میدانم ناراحتی، اما قانون خانه همین است.»
۲۴۶
۵:۲۰
🧩 اشتباه کردن؛ لحظهی ساختِ مسیرهای عصبی
بسیاری از والدین وقتی میبینند کودکشان اشتباه میکند، سریع وارد عمل میشوند؛ تصحیح میکنند، راه درست را نشان میدهند یا اجازه نمیدهند کودک زیاد درگیر خطا شود.
اما در رشد شناختی کودک، اشتباه کردن همیشه نشانهی ناتوانی نیست؛ گاهی دقیقاً همان لحظهای است که مغز در حال یادگیری است.
وقتی کودک یک قطعه پازل را اشتباه میگذارد، جواب مسئلهای را نادرست میگوید، یا راهحلی را امتحان میکند که نتیجه نمیدهد، مغز او شروع میکند به مقایسه، اصلاح، آزمون و خطا و ساختن مسیرهای تازه.
یادگیری فقط از «درست انجام دادن» ساخته نمیشود؛ بخش مهمی از یادگیری، از مواجهه با خطا و تلاش برای اصلاح آن شکل میگیرد.
اگر کودک همیشه قبل از اشتباه کردن اصلاح شود، ممکن است کمکم یاد بگیرد که:«نباید خطا کنم» «اگر اشتباه کنم، یعنی بلد نیستم» «بهتر است اصلاً امتحان نکنم»
و این همان جایی است که ترس از شکست، وابستگی به تأیید بزرگسال و کاهش جرأتِ امتحان کردن شکل میگیرد.
والدین چه کار کنند؟
به جای اصلاح فوری، کمی مکث کنید. اجازه دهید کودک خودش متوجه شود چه چیزی درست پیش نرفته است.
به جای گفتنِ «نه، این اشتباهه»، بپرسید: «فکر میکنی یه راه دیگه هم هست؟» «اگه دوباره امتحان کنی، چی رو تغییر میدی؟» «به نظرت چرا این جواب نداد؟»
و وقتی کودک تلاش میکند، فقط نتیجه را تحسین نکنید؛ فرآیند فکر کردن، امتحان کردن و دوباره تلاش کردن را ببینید.
گاهی یک اشتباه ساده، برای مغز کودک از ده پاسخ درستِ آماده، آموزندهتر است.
هدف ما این نیست که کودک همیشه بینقص عمل کند؛ هدف این است که یاد بگیرد وقتی اشتباه میکند، میتواند فکر کند، اصلاح کند و دوباره تلاش کند.











«زهرا پیرمرادیان|روانشناس کودک و نوجوان»
@zpirmoradian
https://ble.ir/zahrapirmoradian
بسیاری از والدین وقتی میبینند کودکشان اشتباه میکند، سریع وارد عمل میشوند؛ تصحیح میکنند، راه درست را نشان میدهند یا اجازه نمیدهند کودک زیاد درگیر خطا شود.
اما در رشد شناختی کودک، اشتباه کردن همیشه نشانهی ناتوانی نیست؛ گاهی دقیقاً همان لحظهای است که مغز در حال یادگیری است.
وقتی کودک یک قطعه پازل را اشتباه میگذارد، جواب مسئلهای را نادرست میگوید، یا راهحلی را امتحان میکند که نتیجه نمیدهد، مغز او شروع میکند به مقایسه، اصلاح، آزمون و خطا و ساختن مسیرهای تازه.
اگر کودک همیشه قبل از اشتباه کردن اصلاح شود، ممکن است کمکم یاد بگیرد که:«نباید خطا کنم» «اگر اشتباه کنم، یعنی بلد نیستم» «بهتر است اصلاً امتحان نکنم»
و این همان جایی است که ترس از شکست، وابستگی به تأیید بزرگسال و کاهش جرأتِ امتحان کردن شکل میگیرد.
به جای اصلاح فوری، کمی مکث کنید. اجازه دهید کودک خودش متوجه شود چه چیزی درست پیش نرفته است.
به جای گفتنِ «نه، این اشتباهه»، بپرسید: «فکر میکنی یه راه دیگه هم هست؟» «اگه دوباره امتحان کنی، چی رو تغییر میدی؟» «به نظرت چرا این جواب نداد؟»
و وقتی کودک تلاش میکند، فقط نتیجه را تحسین نکنید؛ فرآیند فکر کردن، امتحان کردن و دوباره تلاش کردن را ببینید.
گاهی یک اشتباه ساده، برای مغز کودک از ده پاسخ درستِ آماده، آموزندهتر است.
هدف ما این نیست که کودک همیشه بینقص عمل کند؛ هدف این است که یاد بگیرد وقتی اشتباه میکند، میتواند فکر کند، اصلاح کند و دوباره تلاش کند.
@zpirmoradian
https://ble.ir/zahrapirmoradian
۲۵۰
۹:۵۲
همه ما دوست داریم مسیر را برای کودک هموار کنیم، اما گاهی «کمک بیش از حد» ناخواسته تبدیل به سدی در برابر رشد استقلال او میشود.
یادتان باشد: والدین باید مثل «داربست» باشند؛ کمک میکنند تا کودک بالا برود، اما بعد از اتمامِ کار، داربست باید برداشته شود. اگر همیشه «عصای دستِ» کودک باشیم، عضلاتِ ذهنی او ضعیف میمانند!
هدف ما پرورش کودکی نیست که همیشه به ما نیاز دارد؛ هدف، کودکی است که یاد گرفته «میتواند» راه حل بسازد.
https://ble.ir/zahrapirmoradian
۲۳۴
۱۳:۲۹
بسیاری از ما فکر میکنیم با جملاتی مثل «تو خیلی باهوشی!» یا «تو نابغهای!» داریم اعتمادبهنفس کودک را بالا میبریم. اما تحقیقات روانشناسی چیز دیگری میگویند.
وقتی کودک را به خاطر «هوش» یا «استعداد ذاتیاش» تشویق میکنیم، او یاد میگیرد:«من فقط وقتی ارزشمندم که کارها را بدون نقص و سریع انجام دهم.»
نتیجه؟ کودک از ترس اینکه دیگر «باهوش» به نظر نرسد، از چالشهای جدید فرار میکند، زود ناامید میشود و با اولین اشتباه فکر میکند بیاستعداد است.
به جای تعریف از ویژگیهای ثابت (مثل هوش)، باید «تلاش، تمرکز، استراتژی و پشتکار» کودک را تشویق کنیم.
وقتی «تلاش» کودک دیده شود، او یاد میگیرد که هوش و مهارت یک چیز ثابت نیست، بلکه با تمرین و اشتباه کردن رشد میکند. این بزرگترین هدیهای است که میتوانیم به مغز در حال رشد او بدهیم.
«زهرا پیرمرادیان|روانشناس کودک و نوجوان »
https://ble.ir/zahrapirmoradian
۲۴۰
۱۲:۳۳
حوصلهسررفتن؛ یک فرصت طلایی برای مغز کودک

«حوصلهام سر رفته!»این جمله برای خیلی از ما والدین، مثل یک «هشدار» است. انگار وظیفه داریم بلافاصله دستبهکار شویم: تبلت، بازی جدید، یا کلی پیشنهادِ هیجانانگیز! چون میترسیم که اگر کودک بیکار بماند، وقتش تلف شود.
اما بیایید این موضوع را از زاویهی متفاوتی ببینیم:وقتی مغز کودک از محرکهای مداوم (مثل تبلت، تلویزیون یا بازیهای سازماندهیشده) آزاد میشود، اتفاق عجیبی میافتد. مغز در این لحظات «دکمهی بازنشانی» (Reset) خود را میزند.
چرا این «بیکاری» برای کودک لازم است؟
۱. جرقهخلاقیت زده میشود: وقتی خبری از اسباببازیهای آماده نیست، مغزِکودک مجبور میشود دستبهکار شود و دنیای جدیدی بسازد.
۲. کودک خودش را پیدا میکند: در این سکوتهاست که کودک یاد میگیرد چطور با دنیای درونی خودش دوست شود، نه اینکه مدام وابسته به محرکهای بیرونی باشد.
۳. قویتر میشود: کودک یاد میگیرد که «بیحوصلگی» یک فاجعه نیست، بلکه یک وضعیتِ گذراست که خودش میتواند مدیریتش کند.
یک نکته برای والدین:ما لازم نیست همیشه «سرگرمکننده» باشیم! وقتی ما مدام سعی میکنیم حوصلهی کودک سر نرود، در واقع جلوی رشد عضلهی «خود-تنظیمی» او را میگیریم. مغزی که یاد نگیرد در لحظات سکوت خودش را آرام کند، در آینده به شدت به فضای مجازی و محرکهای بیرونی وابسته میشود.
پیشنهاد:دفعهی بعد که فرزندتان گفت «حوصلهام سر رفته»، لازم نیست فوراً برنامهریزی کنید. فقط یک محیط امن و ساده در اختیارش بگذارید و اجازه دهید مغز او، خودش به کار بیفتد.
حوصلهسررفتن، یک «خلأ» نیست؛ بلکه «بستر رشد» است.


«زهرا پیرمرادیان|روانشناس کودک و نوجوان»
نوبت حضوری و آنلاین
@zpirmoradianhttps://ble.ir/zahrapirmoradian
«حوصلهام سر رفته!»این جمله برای خیلی از ما والدین، مثل یک «هشدار» است. انگار وظیفه داریم بلافاصله دستبهکار شویم: تبلت، بازی جدید، یا کلی پیشنهادِ هیجانانگیز! چون میترسیم که اگر کودک بیکار بماند، وقتش تلف شود.
اما بیایید این موضوع را از زاویهی متفاوتی ببینیم:وقتی مغز کودک از محرکهای مداوم (مثل تبلت، تلویزیون یا بازیهای سازماندهیشده) آزاد میشود، اتفاق عجیبی میافتد. مغز در این لحظات «دکمهی بازنشانی» (Reset) خود را میزند.
چرا این «بیکاری» برای کودک لازم است؟
۱. جرقهخلاقیت زده میشود: وقتی خبری از اسباببازیهای آماده نیست، مغزِکودک مجبور میشود دستبهکار شود و دنیای جدیدی بسازد.
۲. کودک خودش را پیدا میکند: در این سکوتهاست که کودک یاد میگیرد چطور با دنیای درونی خودش دوست شود، نه اینکه مدام وابسته به محرکهای بیرونی باشد.
۳. قویتر میشود: کودک یاد میگیرد که «بیحوصلگی» یک فاجعه نیست، بلکه یک وضعیتِ گذراست که خودش میتواند مدیریتش کند.
یک نکته برای والدین:ما لازم نیست همیشه «سرگرمکننده» باشیم! وقتی ما مدام سعی میکنیم حوصلهی کودک سر نرود، در واقع جلوی رشد عضلهی «خود-تنظیمی» او را میگیریم. مغزی که یاد نگیرد در لحظات سکوت خودش را آرام کند، در آینده به شدت به فضای مجازی و محرکهای بیرونی وابسته میشود.
پیشنهاد:دفعهی بعد که فرزندتان گفت «حوصلهام سر رفته»، لازم نیست فوراً برنامهریزی کنید. فقط یک محیط امن و ساده در اختیارش بگذارید و اجازه دهید مغز او، خودش به کار بیفتد.
حوصلهسررفتن، یک «خلأ» نیست؛ بلکه «بستر رشد» است.
۵۶۳
۱۵:۱۱
🧩 بازی؛ ضرورت تکاملی و بنیادین برای رشد مغز کودک
بسیاری از والدین وقتی میبینند کودک مشغول بازی است، تصور میکنند او در حال «وقتگذرانی» یا «استراحت کردن» است. اما از منظر عصبروانشناسی، واقعیت کاملاً متفاوت است.
بازی، بستری حیاتی برای توسعه و سازماندهی مغز در دوران کودکی است. وقتی کودکی در حال ساختن یک برج با لگو، یا بازی با گل رس یا حتی یک بازی نمادین است، در حال درگیر کردن پردازشهای پیچیدهی شناختی است که زیربنای یادگیریهای آینده او را میسازد.
در مغز کودک هنگام بازی چه میگذرد؟
۱. ارتقای کارکردهای اجرایی: وقتی کودک تصمیم میگیرد قطعهای را بگذارد یا بردارد، در حال «برنامهریزی» است. وقتی قطعه میافتد و او دوباره شروع میکند، در حال «بازداری پاسخ» و «کنترل هیجان» است. اینها دقیقاً همان مهارتهای زیربنایی هستند که بعدها برای «توجه متمرکز» و «حل مسئله» در مدرسه به آنها نیاز دارد.
۲. انعطافپذیری عصبی (نوروپلاستیسیته): برخلاف حفظ کردن مفاهیم یا فلشکارتها که فقط بخش کوچکی از مغز را فعال میکند، بازی آزاد، نواحی مختلف مغز را به مشارکت وامیدارد. مغز در حین بازی، شبکه ارتباطات عصبی بسیار گستردهتری میسازد که هیچ آموزش رسمیای نمیتواند جایگزین آن شود.
۳. آزمایشگاه واقعیت: کودک در بازی، قوانین ، روابط علتومعلولی و مفاهیم اجتماعی را تجربه میکند. او یاد میگیرد که «اگر این کار را بکنم، چه نتیجهای حاصل میشود». این فعالیت، عالیترین مدل یادگیری تجربی در کودک زیر ۶ سال است.
گاهی وسوسه میشویم که آموزشهای رسمی (مثل حروف، اعداد و زبان دوم) را زودتر از موعد به کودک تحمیل کنیم، چون فکر میکنیم اینها «آموزش» هستند و بازی «تفریح».
به عنوان یک روانشناس پیشنهاد میکنم: بازی آزاد کودک را به عنوان یک «ضرورت تکاملی برای رشد عصبی» جدی بگیرید.
وقتی کودک غرق در بازی است، او را برای آموزشهای مستقیم صدا نزنید. اجازه دهید او معمار مسیرهای عصبی خودش باشد. گاهی بهترین کاری که ما میتوانیم برای رشد شناختی کودک انجام دهیم، این است که «مزاحم بازیاش نشویم».🧩🧩🧩🧩🧩🧩«زهرا پیرمرادیان|روانشناس کودک و نوجوان»
@zpirmoradianhttps://ble.ir/zahrapirmoradian
بسیاری از والدین وقتی میبینند کودک مشغول بازی است، تصور میکنند او در حال «وقتگذرانی» یا «استراحت کردن» است. اما از منظر عصبروانشناسی، واقعیت کاملاً متفاوت است.
بازی، بستری حیاتی برای توسعه و سازماندهی مغز در دوران کودکی است. وقتی کودکی در حال ساختن یک برج با لگو، یا بازی با گل رس یا حتی یک بازی نمادین است، در حال درگیر کردن پردازشهای پیچیدهی شناختی است که زیربنای یادگیریهای آینده او را میسازد.
۱. ارتقای کارکردهای اجرایی: وقتی کودک تصمیم میگیرد قطعهای را بگذارد یا بردارد، در حال «برنامهریزی» است. وقتی قطعه میافتد و او دوباره شروع میکند، در حال «بازداری پاسخ» و «کنترل هیجان» است. اینها دقیقاً همان مهارتهای زیربنایی هستند که بعدها برای «توجه متمرکز» و «حل مسئله» در مدرسه به آنها نیاز دارد.
۲. انعطافپذیری عصبی (نوروپلاستیسیته): برخلاف حفظ کردن مفاهیم یا فلشکارتها که فقط بخش کوچکی از مغز را فعال میکند، بازی آزاد، نواحی مختلف مغز را به مشارکت وامیدارد. مغز در حین بازی، شبکه ارتباطات عصبی بسیار گستردهتری میسازد که هیچ آموزش رسمیای نمیتواند جایگزین آن شود.
۳. آزمایشگاه واقعیت: کودک در بازی، قوانین ، روابط علتومعلولی و مفاهیم اجتماعی را تجربه میکند. او یاد میگیرد که «اگر این کار را بکنم، چه نتیجهای حاصل میشود». این فعالیت، عالیترین مدل یادگیری تجربی در کودک زیر ۶ سال است.
به عنوان یک روانشناس پیشنهاد میکنم: بازی آزاد کودک را به عنوان یک «ضرورت تکاملی برای رشد عصبی» جدی بگیرید.
وقتی کودک غرق در بازی است، او را برای آموزشهای مستقیم صدا نزنید. اجازه دهید او معمار مسیرهای عصبی خودش باشد. گاهی بهترین کاری که ما میتوانیم برای رشد شناختی کودک انجام دهیم، این است که «مزاحم بازیاش نشویم».🧩🧩🧩🧩🧩🧩«زهرا پیرمرادیان|روانشناس کودک و نوجوان»
@zpirmoradianhttps://ble.ir/zahrapirmoradian
۱۶۱
۱۸:۴۹
آموزش باید در خدمت زندگی باشد، نه زندگی در خدمت آموزش.
https://www.instagram.com/reel/Dee7DenCyno?cplkMTNuNXRoOXhkd3hiNg==
۱۴۵
۷:۵۹
ویژه والدین
۱۴۱
۱۰:۱۱
چقدر در هفته زمانی داری که فقط متعلق به خودت باشه؟ فارغ از نقش مادر بودن، مسئولیتهای خانه و کار، و هجوم بیوقفهی فکرهایی که در سرت رژه میروند؟
«قرار چهارشنبهها» پاتوقی زنانه برای مکث کردن، شنیدن و هممسیر شدن با کسانی است که دغدغههای مشترکی دارند.
در بخش اول، باهم به سراغ کتاب شنیدنی و کاربردی «رام کردن ماموت» میرویم؛ یاد میگیریم چطور از تلهی نشخوار فکری، افکار تکرارشونده و نگرانیهای بیپایان رها شویم و به ذهنمان آرامش بدهیم.
در بخش دوم، چراغها را کم میکنیم و به تماشای فیلمی مینشینیم که آینهای از روان و احساسات ماست؛ فیلمی که بهانهای میشود برای گفتوگوی عمیق و جمعی.
چهارشنبهها:
*۱۶:۳۰ تا ۱۷:۳۰: کتابخوانی و گفتوگوی روانشناختی
۱۷:۳۰ تا۱۹:۳۰: تماشای فیلم و بازخورد گروهی
تسهیلگر:* زهرا پیرمرادیان
این یک دعوت به یک قرارِ هفتگی با روانِ خودتان است. برای حفظ حسِ امنیت و صمیمیت، تعداد اعضای قرار محدود خواهد بود.
جهت ثبتنام و دریافت اطلاعات بیشتر 09177476265 https://www.instagram.com/reel/De9w23FIbCw/?exln=ZW4xOXEyYmZkMGtv
«قرار چهارشنبهها» پاتوقی زنانه برای مکث کردن، شنیدن و هممسیر شدن با کسانی است که دغدغههای مشترکی دارند.
در بخش اول، باهم به سراغ کتاب شنیدنی و کاربردی «رام کردن ماموت» میرویم؛ یاد میگیریم چطور از تلهی نشخوار فکری، افکار تکرارشونده و نگرانیهای بیپایان رها شویم و به ذهنمان آرامش بدهیم.
در بخش دوم، چراغها را کم میکنیم و به تماشای فیلمی مینشینیم که آینهای از روان و احساسات ماست؛ فیلمی که بهانهای میشود برای گفتوگوی عمیق و جمعی.
۸۹
۷:۳۹
کارگاه فردا دوشنبه 11 آبانویژه والدینمجتمع گاز پارس جنوبی
۵۱
۸:۵۳