چرا بچههای امروز انقدر مضطربن؟
گاهی ریشه اضطراب بچهها، اتفاقهای بزرگ و عجیب نیست؛ رفتارهای روزمره ماست که آرومآروم احساس امنیتشون رو کم میکنه.
پس قبل از اینکه از اضطراب بچهها تعجب کنیم، شاید بهتره کمی دقیقتر به لحن، تهدیدها و بکننکنهای روزمرهمون نگاه کنیم.
ble.ir/join/OWVhNzczYj
۱۱۶
۵:۴۵
#اتاق_مشاوره | #۱
بعد از سالها مشاوره، هنوز بعضی جملهها تا مدتها توی ذهنم میمونن.
چند وقت پیش مردی حدود ۳۹ ساله اومد و همون اول گفت: «دکتر، همسرم میگه دیگه با من حرفی نداره. یعنی کارمون تمومه؟»
پرسیدم: «آخرین باری که بدون گوشی، بدون تلویزیون و بدون عجله فقط ده دقیقه با هم حرف زدید، کی بود؟»
نگاهم کرد، لبخند تلخی زد و گفت: «یادم نمیاد...»
جلسه بعد همسرش هم اومد.
گفت: «من ازش هدیه نمیخواستم، حتی انتظار نداشتم هر روز بگه دوستم داره. فقط دلم میخواست وقتی از روزم میگم، حس کنم واقعاً داره گوش میده.»
مرد آروم گفت: «فکر میکردم وقتی دارم برای زندگی بیشتر کار میکنم، یعنی دارم عشقمو ثابت میکنم.»
همونجا فهمیدم مشکل، کم شدن عشق نبود.
عشق هنوز بود، اما مدتها بود زیر شلوغی زندگی، کار، خستگی و سکوت دفن شده بود.
گاهی رابطهها با خیانت از هم نمیپاشن؛ با مکالمههایی از هم میپاشن که مدام به «بعداً» موکول میشن.
ble.ir/join/OWVhNzczYj
۱۱۳
۱۴:۳۶
حال خوبم آرزوست!
روح الله کریمی خویگانی
خیلی از ما فکر میکنیم «حال خوب» یک اتفاق عاطفی و تصادفی است؛ اما از دیدگاه عصبشناسی و روانشناسی مثبتنگر، حال خوب تا حد زیادی محصول عملکرد چهار هورمون اصلی در مغز ماست.دوپامین: هورمون پاداش و انگیزه است که با کارهای زیر حاصل می شود:
خرد کردن کارهای بزرگ به اهداف کوچک
جشن گرفتن پیروزیهای کوچک
یادگیری یک مهارت جدید سروتونین: تثبیتکننده خلقوخو و آرامش
۱۰ تا ۱۵ دقیقه نور خورشید در روز
پیادهروی در طبیعت
تمرین شکرگزاری روزانه کسیتوسین: هورمون عشق و پیوند اجتماعی:
آغوش کشیدن عزیزان و بغل
کمک کردن به دیگران
گفتگوهای عمیق و دوستانه اندورفین:مسکن طبیعی و ضد است
ورزش و فعالیت بدنی
خندیدن عمیق (حتی تماشای یک فیلم کمدی)
دوش آب سرد (کوتاهمدت)
اگر کاری کمتر از ۲ دقیقه طول میکشد (مثل مرتب کردن تخت یا شستن یک ظرف)، همین الان انجامش دهید. دریافت کوچکترین دوپامین از تمام کردن کارها، انرژی کل روزتان را تغییر میدهد. ورودیهای مغزتان را فیلتر کنید: ۵ دقیقه اول صبح و ۳۰ دقیقه قبل از خواب، حساسترین زمانهای مغز هستند. این زمانها را به اخبار منفی یا اسکرول بیهدف در فضای مجازی اختصاص ندهید.
دفترچه شکرگزاری داشته باشید:قبل از خواب ۳ چیز کوچکی که بابتشان خوشحالید را بنویسید. این کار به مرور زمان ساختار مغز را برای دیدن نقاط مثبت سیمکشی مجدد (Rewire) میکند. حال خوب یک «مقصد» نیست که به آن برسیم، بلکه یک «مهارت» است که باید هر روز تمرینش کنیم.
ble.ir/join/OWVhNzczYj
خیلی از ما فکر میکنیم «حال خوب» یک اتفاق عاطفی و تصادفی است؛ اما از دیدگاه عصبشناسی و روانشناسی مثبتنگر، حال خوب تا حد زیادی محصول عملکرد چهار هورمون اصلی در مغز ماست.دوپامین: هورمون پاداش و انگیزه است که با کارهای زیر حاصل می شود:
اگر کاری کمتر از ۲ دقیقه طول میکشد (مثل مرتب کردن تخت یا شستن یک ظرف)، همین الان انجامش دهید. دریافت کوچکترین دوپامین از تمام کردن کارها، انرژی کل روزتان را تغییر میدهد. ورودیهای مغزتان را فیلتر کنید: ۵ دقیقه اول صبح و ۳۰ دقیقه قبل از خواب، حساسترین زمانهای مغز هستند. این زمانها را به اخبار منفی یا اسکرول بیهدف در فضای مجازی اختصاص ندهید.
دفترچه شکرگزاری داشته باشید:قبل از خواب ۳ چیز کوچکی که بابتشان خوشحالید را بنویسید. این کار به مرور زمان ساختار مغز را برای دیدن نقاط مثبت سیمکشی مجدد (Rewire) میکند. حال خوب یک «مقصد» نیست که به آن برسیم، بلکه یک «مهارت» است که باید هر روز تمرینش کنیم.
ble.ir/join/OWVhNzczYj
۱۰۹
۱۱:۰۳
.

یخ ماست، دسر سنتی ایرانی که تابستان را خنک تر می کند
گرمای تابستان همیشه ایرانیها را به سمت خوراکیها و نوشیدنیهای خنک کشانده است. در کنار شربتهای سنتی، فالوده شیرازی، بستنی سنتی و انواع نوشیدنیهای محلی، یخماست نیز یکی از دسرهای قدیمی و سالم ایرانی به شمار میرود که اگرچه امروزه کمتر از گذشته بر سر سفرهها دیده میشود. اما همچنان جایگاه ویژهای در آشپزی سنتی دارد.
این خوراکی ساده با ترکیبی از ماست، شیرینکننده و گاهی مغزها و عطرهای طبیعی تهیه میشود و به دلیل ارزش غذایی مناسب، میتواند جایگزین سالمتری برای بسیاری از دسرهای صنعتی باشد.
ble.ir/join/OWVhNzczYj
ble.ir/join/OWVhNzczYj
۱۳۸
۱۱:۱۸
۴۱
۶:۲۴
.زیباترین زن،لزوماً کسی نیست که چهرهای بینقص دارد
زیباترین زن، کسی است که،عزتنفسش را با هیچ قیمتی معامله نمیکند.
کسی که احترامش را گدایی نمیکند
برای اثبات ارزشش مسابقه نمیدهد
زنی که خودش را برای هیچکس کوچک نکرده،برای هیچ محبتی کرامتش را نفروختهو هر بار که زندگی خواسته او را بشکند،به جای خم شدن، ریشه دوانده است


ble.ir/join/OWVhNzczYj
زیباترین زن، کسی است که،عزتنفسش را با هیچ قیمتی معامله نمیکند.
کسی که احترامش را گدایی نمیکند
برای اثبات ارزشش مسابقه نمیدهد
زنی که خودش را برای هیچکس کوچک نکرده،برای هیچ محبتی کرامتش را نفروختهو هر بار که زندگی خواسته او را بشکند،به جای خم شدن، ریشه دوانده است
ble.ir/join/OWVhNzczYj
۴۳
۶:۲۸
به وقت ناامیدی!
روح الله کریمی خویگانی
دیروز در میدون ونک صحنهای دیدم که ساعتهاست از ذهنم بیرون نمیره. زنی لب خیابون، گوشیش رو یه سارقِ موتورسوار در یک چشم بههمزدن ربود. حتی فرصت یک قدم دویدن هم نداشت. و بعد... نشست روی جدول و زار زد.اون گریه، فقط برای گوشی نبود.در روانشناسی، وقتی آدم در یک لحظه احساس میکنه هیچ کنترلی روی اتفاقی که براش افتاده نداشته و هیچ کاری هم از دستش برنمیاومده، یه چیزی فعال میشه به اسم «درماندگی آموختهشده» (Learned Helplessness). ذهن در اون لحظه فقط به اون گوشی فکر نمیکنه؛ به تمام لحظاتی فکر میکنه که «دیر رسیدم»، «نتونستم»، «دستم بهش نرسید». گاهی یک اتفاق کوچیک، در واقع سرریزِ خستگیها و ناامیدیهای انباشتهی قبلیه.در طول مسیر نظریات روانشناسی یکی پس از دیگری در ذهنم رژه می رفتند:
نظریهی "گسترش و بنا" فردریکسون می گفت وقتی آدم دچار ترس، خشم یا استیصال میشه، دیدِ ذهنی واقعاً باریک میشه، مغز در حالت تهدید، فقط جنگ و گریز رو میبینه. برعکسش هیجانات مثبت (حتی کوچیک) این باریکبینی رو باز میکنن و افق گزینهها رو گسترش میدن. یعنی راهحل، نه انکار درد، بلکه واردکردن حتی یک ذره امید یا آرامش کوچیکه تا ذهن دوباره فضا برای دیدن پیدا کنه.
نظریهی امید اسنایدر: امید در این مکتب یه احساس مبهم نیست؛ یه مهارت شناختیه با سه جزء: هدف، مسیر ، و اراده. در لحظهی ناامیدی، فرد معمولاً "مسیر" رو گم کرده. کار درمانی همینه: کمک به فرد تا حتی یک قدم بعدیِ کوچیک رو ببینه، نه کل راه رو.
نظریه رشد پس از ضربه: نکتهی ظریف اینه که PTG جایگزین درد نیست، در کنارش میشینه. آدم میتونه هم زار بزنه هم بعداً بگه "این تجربه به من چیزی نشون داد".
معناجویی: فرانکل میگفت انسان میتونه هر رنجی رو تحمل کنه اگه "چرا"یی براش پیدا کنه.خلاصه آدم ها باید در اوج ناامیدی، به دنبال کورسویی از امید باشن.
ble.ir/join/OWVhNzczYj
دیروز در میدون ونک صحنهای دیدم که ساعتهاست از ذهنم بیرون نمیره. زنی لب خیابون، گوشیش رو یه سارقِ موتورسوار در یک چشم بههمزدن ربود. حتی فرصت یک قدم دویدن هم نداشت. و بعد... نشست روی جدول و زار زد.اون گریه، فقط برای گوشی نبود.در روانشناسی، وقتی آدم در یک لحظه احساس میکنه هیچ کنترلی روی اتفاقی که براش افتاده نداشته و هیچ کاری هم از دستش برنمیاومده، یه چیزی فعال میشه به اسم «درماندگی آموختهشده» (Learned Helplessness). ذهن در اون لحظه فقط به اون گوشی فکر نمیکنه؛ به تمام لحظاتی فکر میکنه که «دیر رسیدم»، «نتونستم»، «دستم بهش نرسید». گاهی یک اتفاق کوچیک، در واقع سرریزِ خستگیها و ناامیدیهای انباشتهی قبلیه.در طول مسیر نظریات روانشناسی یکی پس از دیگری در ذهنم رژه می رفتند:
نظریهی "گسترش و بنا" فردریکسون می گفت وقتی آدم دچار ترس، خشم یا استیصال میشه، دیدِ ذهنی واقعاً باریک میشه، مغز در حالت تهدید، فقط جنگ و گریز رو میبینه. برعکسش هیجانات مثبت (حتی کوچیک) این باریکبینی رو باز میکنن و افق گزینهها رو گسترش میدن. یعنی راهحل، نه انکار درد، بلکه واردکردن حتی یک ذره امید یا آرامش کوچیکه تا ذهن دوباره فضا برای دیدن پیدا کنه.
نظریهی امید اسنایدر: امید در این مکتب یه احساس مبهم نیست؛ یه مهارت شناختیه با سه جزء: هدف، مسیر ، و اراده. در لحظهی ناامیدی، فرد معمولاً "مسیر" رو گم کرده. کار درمانی همینه: کمک به فرد تا حتی یک قدم بعدیِ کوچیک رو ببینه، نه کل راه رو.
نظریه رشد پس از ضربه: نکتهی ظریف اینه که PTG جایگزین درد نیست، در کنارش میشینه. آدم میتونه هم زار بزنه هم بعداً بگه "این تجربه به من چیزی نشون داد".
معناجویی: فرانکل میگفت انسان میتونه هر رنجی رو تحمل کنه اگه "چرا"یی براش پیدا کنه.خلاصه آدم ها باید در اوج ناامیدی، به دنبال کورسویی از امید باشن.
ble.ir/join/OWVhNzczYj
۴۶
۶:۳۳