بازارسال شده از کسب ثروت از شبکه فناوری زر
درود بر همه همکاران گرامی
با عرض تبریک عید قربان و غدیر
لطفا برای کسب اطلاع بیشتر از دلایل تعلیق سایت شبکه هوشمند فناوری زر به کانال ایتای «کارا تیم» مراجعه بفرمایید
Http://eitaa.com/zarcoin_platform
لطفا برای کسب اطلاع بیشتر از دلایل تعلیق سایت شبکه هوشمند فناوری زر به کانال ایتای «کارا تیم» مراجعه بفرمایید
۴
۰:۲۱
بازارسال شده از کسب ثروت از شبکه فناوری زر
۶
۲۰:۳۵
بازارسال شده از کسب ثروت از شبکه فناوری زر
۵
۲۰:۳۵
بازارسال شده از کسب ثروت از شبکه فناوری زر
۵
۲۰:۳۵
بازارسال شده از کسب ثروت از شبکه فناوری زر
۶
۲۰:۳۵
بازارسال شده از کسب ثروت از شبکه فناوری زر
"نامه ۵ به مالک اشتر"
۶
۱۰:۴۹
سوغاتی تیرماه ۱۴۰۲ مشهد


این بار جای زعفران و مهر و سجادهسوغاتی از مشهد صفای باطن آوردم
به پیشگاه سلطان علی بن موسی الرضا (ع)
تماشا.............
هشتمین آیینه ای در آسمانِ آل طاهابر شبِ آلوده ام قدری بتاب ای ماهْ بالا
می روم بالا از آغوش تو... تا شاید بچینماز بلندای نخیلِ چشم هایت، چند خرما
با تو نورم بی تو کورم، صد مدینه از تو دورمیک خراسان راهی ام کن تا قدمگاهت، اماما...!
مولوی با شمس تبریزی، چنان... بی خود شد از خود!وای اگر شمس خراسانی، عبا می داد او را
از طریقت تا حقیقت، با تو راهی نیست خیلییک دلِ همراه می خواهد، کمی ایمان و تقوا
در حرم هر کس برای دلبری یک شیوه داردمن کبوتر می شوم پر میکشم تا بیکران ها
دل به دریا می زنم با دیدن حوض قشنگتدیگران درگیر آدابند و من غرق تماشا
زائری پشت سرم بود و صدایش زیرِ گوشمچشم در چشم تو بود و با «امین الله»، دریا
با زبان بی زبانی روضه ای خواند از جوادتدر شبستانِ نگاهت ربّنا شد؛ گفت مولا -
از قنوتم می چکد بارانی از دلمردگی هابسته ام بر پنجره فولاد، دل را... ای مسیحا
زنگِ ساعت مثل ناقوسی صدایم کرد و رفتمتا بخوانم رکعتی... بالاسرت را با تمنّا
موج عشاقت مرا می برد از این سو به آن سودست آوردم بگیرم یوسفم را چون زلیخا
زیر پا افتادم و شد روضه ای بر من مجسمقتلگاه و خیمه ها را دیدم و افتادم از پا
کربلا در کربلا دورِ ضریحت در طوافنداربعینی ها، تو را دارند و مَستند از تولیّ
از نماز ظهرِ عاشورا گرفتم مشهدم رااز نماز ظهرِ مشهد هم گرفتم کربلا را
#محمد_عابدیقم المقدسه
این بار جای زعفران و مهر و سجادهسوغاتی از مشهد صفای باطن آوردم
تماشا.............
هشتمین آیینه ای در آسمانِ آل طاهابر شبِ آلوده ام قدری بتاب ای ماهْ بالا
می روم بالا از آغوش تو... تا شاید بچینماز بلندای نخیلِ چشم هایت، چند خرما
با تو نورم بی تو کورم، صد مدینه از تو دورمیک خراسان راهی ام کن تا قدمگاهت، اماما...!
مولوی با شمس تبریزی، چنان... بی خود شد از خود!وای اگر شمس خراسانی، عبا می داد او را
از طریقت تا حقیقت، با تو راهی نیست خیلییک دلِ همراه می خواهد، کمی ایمان و تقوا
در حرم هر کس برای دلبری یک شیوه داردمن کبوتر می شوم پر میکشم تا بیکران ها
دل به دریا می زنم با دیدن حوض قشنگتدیگران درگیر آدابند و من غرق تماشا
زائری پشت سرم بود و صدایش زیرِ گوشمچشم در چشم تو بود و با «امین الله»، دریا
با زبان بی زبانی روضه ای خواند از جوادتدر شبستانِ نگاهت ربّنا شد؛ گفت مولا -
از قنوتم می چکد بارانی از دلمردگی هابسته ام بر پنجره فولاد، دل را... ای مسیحا
زنگِ ساعت مثل ناقوسی صدایم کرد و رفتمتا بخوانم رکعتی... بالاسرت را با تمنّا
موج عشاقت مرا می برد از این سو به آن سودست آوردم بگیرم یوسفم را چون زلیخا
زیر پا افتادم و شد روضه ای بر من مجسمقتلگاه و خیمه ها را دیدم و افتادم از پا
کربلا در کربلا دورِ ضریحت در طوافنداربعینی ها، تو را دارند و مَستند از تولیّ
از نماز ظهرِ عاشورا گرفتم مشهدم رااز نماز ظهرِ مشهد هم گرفتم کربلا را
#محمد_عابدیقم المقدسه
۳۲۵
۱:۰۹
بازارسال شده از زرکوین؛ اولین پلتفرم سرمایه گذاری ارز دیجیتال
سوغاتی تیرماه ۱۴۰۲ مشهد


این بار جای زعفران و مهر و سجادهسوغاتی از مشهد صفای باطن آوردم
به پیشگاه سلطان علی بن موسی الرضا (ع)
تماشا.............
هشتمین آیینه ای در آسمانِ آل طاهابر شبِ آلوده ام قدری بتاب ای ماهْ بالا
می روم بالا از آغوش تو... تا شاید بچینماز بلندای نخیلِ چشم هایت، چند خرما
با تو نورم بی تو کورم، صد مدینه از تو دورمیک خراسان راهی ام کن تا قدمگاهت، اماما...!
مولوی با شمس تبریزی، چنان... بی خود شد از خود!وای اگر شمس خراسانی، عبا می داد او را
از طریقت تا حقیقت، با تو راهی نیست خیلییک دلِ همراه می خواهد، کمی ایمان و تقوا
در حرم هر کس برای دلبری یک شیوه داردمن کبوتر می شوم پر میکشم تا بیکران ها
دل به دریا می زنم با دیدن حوض قشنگتدیگران درگیر آدابند و من غرق تماشا
زائری پشت سرم بود و صدایش زیرِ گوشمچشم در چشم تو بود و با «امین الله»، دریا
با زبان بی زبانی روضه ای خواند از جوادتدر شبستانِ نگاهت ربّنا شد؛ گفت مولا -
از قنوتم می چکد بارانی از دلمردگی هابسته ام بر پنجره فولاد، دل را... ای مسیحا
زنگِ ساعت مثل ناقوسی صدایم کرد و رفتمتا بخوانم رکعتی... بالاسرت را با تمنّا
موج عشاقت مرا می برد از این سو به آن سودست آوردم بگیرم یوسفم را چون زلیخا
زیر پا افتادم و شد روضه ای بر من مجسمقتلگاه و خیمه ها را دیدم و افتادم از پا
کربلا در کربلا دورِ ضریحت در طوافنداربعینی ها، تو را دارند و مَستند از تولیّ
از نماز ظهرِ عاشورا گرفتم مشهدم رااز نماز ظهرِ مشهد هم گرفتم کربلا را
#محمد_عابدیقم المقدسه
این بار جای زعفران و مهر و سجادهسوغاتی از مشهد صفای باطن آوردم
تماشا.............
هشتمین آیینه ای در آسمانِ آل طاهابر شبِ آلوده ام قدری بتاب ای ماهْ بالا
می روم بالا از آغوش تو... تا شاید بچینماز بلندای نخیلِ چشم هایت، چند خرما
با تو نورم بی تو کورم، صد مدینه از تو دورمیک خراسان راهی ام کن تا قدمگاهت، اماما...!
مولوی با شمس تبریزی، چنان... بی خود شد از خود!وای اگر شمس خراسانی، عبا می داد او را
از طریقت تا حقیقت، با تو راهی نیست خیلییک دلِ همراه می خواهد، کمی ایمان و تقوا
در حرم هر کس برای دلبری یک شیوه داردمن کبوتر می شوم پر میکشم تا بیکران ها
دل به دریا می زنم با دیدن حوض قشنگتدیگران درگیر آدابند و من غرق تماشا
زائری پشت سرم بود و صدایش زیرِ گوشمچشم در چشم تو بود و با «امین الله»، دریا
با زبان بی زبانی روضه ای خواند از جوادتدر شبستانِ نگاهت ربّنا شد؛ گفت مولا -
از قنوتم می چکد بارانی از دلمردگی هابسته ام بر پنجره فولاد، دل را... ای مسیحا
زنگِ ساعت مثل ناقوسی صدایم کرد و رفتمتا بخوانم رکعتی... بالاسرت را با تمنّا
موج عشاقت مرا می برد از این سو به آن سودست آوردم بگیرم یوسفم را چون زلیخا
زیر پا افتادم و شد روضه ای بر من مجسمقتلگاه و خیمه ها را دیدم و افتادم از پا
کربلا در کربلا دورِ ضریحت در طوافنداربعینی ها، تو را دارند و مَستند از تولیّ
از نماز ظهرِ عاشورا گرفتم مشهدم رااز نماز ظهرِ مشهد هم گرفتم کربلا را
#محمد_عابدیقم المقدسه
۶
۱:۱۰
بازارسال شده از کسب ثروت از شبکه فناوری زر
برای بی قراران محرم و اربعین
دلواپس.................
هر سال محرمت که آمد از راهدلواپس اربعین شدم! گفتم: آه
رفتم شب اول به مزار شهداتا اذن بگیرم از تو و روح الله
مسلم، شب دوم از غریبی جان داداز ظلمت کوفه گفت و دل های سیاه
رفتم شب سوم به خرابه... با سرپرپر شدم از سوختنِ دختر شاه
با نام و نگاه حُر، پر از توبه شدممی گفت رسول تُرک، از ترک گناه
قلبم شب پنجم و ششم با حسن استبا قاسمِ بی قرار و با عبدالله
گفتم شب هفتم از علی اصغر تواز تیر سه شعبه و وداعی جانکاه
ترسم شب هشتم به شهادت برسیماز داغ علی، من و حسین (ع) و مداح
«ای اهل حرم» خواند و به سر زد خورشیدخاموش نشد در شب تاسوعا... ماه
ای وای شب دهم دلم خالی شددیدم سر نیزه ها سری را ناگاه
آتش زدن خیمه به چشمم آمدغارت شدن حسین در قربانگاه
باید که کجا بریزم این غم ها راباید که حرم بیایم انشاءلله
ای کاش که رزق اربعینم برسداز دست گره گشای تو ثارالله
بگذار نجف را بکشم در آغوشبگذار که با قافله باشم همراه
#محمد_عابدی#اشعار_عاشورایی_عابدیقم المقدسه
دلواپس.................
هر سال محرمت که آمد از راهدلواپس اربعین شدم! گفتم: آه
رفتم شب اول به مزار شهداتا اذن بگیرم از تو و روح الله
مسلم، شب دوم از غریبی جان داداز ظلمت کوفه گفت و دل های سیاه
رفتم شب سوم به خرابه... با سرپرپر شدم از سوختنِ دختر شاه
با نام و نگاه حُر، پر از توبه شدممی گفت رسول تُرک، از ترک گناه
قلبم شب پنجم و ششم با حسن استبا قاسمِ بی قرار و با عبدالله
گفتم شب هفتم از علی اصغر تواز تیر سه شعبه و وداعی جانکاه
ترسم شب هشتم به شهادت برسیماز داغ علی، من و حسین (ع) و مداح
«ای اهل حرم» خواند و به سر زد خورشیدخاموش نشد در شب تاسوعا... ماه
ای وای شب دهم دلم خالی شددیدم سر نیزه ها سری را ناگاه
آتش زدن خیمه به چشمم آمدغارت شدن حسین در قربانگاه
باید که کجا بریزم این غم ها راباید که حرم بیایم انشاءلله
ای کاش که رزق اربعینم برسداز دست گره گشای تو ثارالله
بگذار نجف را بکشم در آغوشبگذار که با قافله باشم همراه
#محمد_عابدی#اشعار_عاشورایی_عابدیقم المقدسه
۸
۸:۳۹
بازارسال شده از سرمایهگذاری هوشمند کارا
۱۰
۱۳:۲۵