خیلی وقتها فکر میکنیم برای اینکه زندگیمون تغییر کنه، باید یه اتفاق بزرگ بیفته؛ یه تصمیم خیلی جدی بگیریم، یه شروع عجیب داشته باشیم یا یهدفعه همه چیز رو عوض کنیم.
اما واقعیت اینه که تغییرهای واقعی، از قدمهای کوچیک ساخته میشن.
قانون یک درصد بهتر شدن میگه:اگه هر روز فقط یه ذره بهتر از دیروزت باشی، همین تغییرهای کوچیک با گذشت زمان میتونن نتیجههای بزرگی بسازن.لازم نیست امروز یه ساعت کامل ورزش کنی، فقط چند دقیقه شروع کن.لازم نیست یه کتاب رو یکجا تموم کنی، فقط چند صفحه بخون.لازم نیست همه مشکلاتت رو یهدفعه حل کنی، فقط یه قدم کوچیک بردار.ذهن ما با تکرار ساخته میشه. همین کارهای کوچیک روزانه، کمکم مسیرهای جدیدی توی مغزمون میسازن و ما رو به آدمی که دوست داریم باشیم نزدیکتر میکنن.
به جای اینکه از خودت بپرسی:
«چطوری یهشبه تغییر کنم؟»
از خودت بپرس:
«امروز چه کار کوچیکی میتونم انجام بدم که فقط یک درصد بهتر بشم؟»
گاهی بزرگترین تغییرهای زندگی، از سادهترین انتخابهای هر روزمون شروع میشن.
۲.۶K
۹:۳۴
بازارسال شده از فردای کودکی(آموزش مهارت های زندگی)
چهار گام ساده برای همدلی۱. حرف را بشنویم«تو اصلاً به حرف من گوش نمیدی.»۲. احساس را حدس بزنیم«احساس میکنی ناراحت و نادیده گرفته شدی؟»۳. نیاز را پیدا کنیم«دلت میخواد شنیده بشی و برات اهمیت قائل بشن؟»۴. مکث کنیم و ادامه بدهیملازم نیست فوراً راهحل بدهیم.
️@skills4familiest.me/skills4familiesکانال فردای کودکی
۱۲۶
۱۶:۳۵
گاهی چیزی که بیشتر از خودِ اتفاق اذیتمون میکنه، برداشت ما از اون اتفاقه.
مثلاً تصور کن به کسی پیام دادی و جواب نداده:
نکته مهم اینجاست:احساس ما واقعی و قابل احترامه، اما فکری که باعث ایجاد اون احساس شده، لزوماً واقعیت نیست.
ذهن ما خیلی وقتها جاهای خالی رو با حدس و تفسیر پر میکنه؛ بعد ما به اون تفسیرها مثل یک حقیقت قطعی واکنش نشون میدیم.
از این به بعد، وقتی حال بدی داشتی، چند ثانیه مکث کن و از خودت بپرس:
گاهی همین فاصلهی کوچک بین «اتفاق» و «برداشت من از اتفاق» میتونه خیلی چیزها رو تغییر بده.
هر فکری که به ذهنت میاد، حقیقت نیست.
اما هر احساسی که تجربه میکنی، ارزش شنیده شدن داره. 🤍
۱۶.۲K
۱۹:۰۹
گاهی یه اتفاق کوچیک، ساعتها یا حتی روزها توی ذهنمون میچرخه:«چرا این حرف رو زد؟»«نکنه منظور دیگهای داشت؟»«باید دوباره دربارهش حرف بزنم؟»ما فکر میکنیم اگر بیشتر تحلیل کنیم، بیشتر توضیح بدیم یا دوباره دربارهش حرف بزنیم، بالاخره آروم میشیم.اما معمولاً اتفاقی که میافته اینه:
فکر
گاهی مسئله اینه که تحمل ناتمام موندن و ندانستن برامون سخته.دفعه بعد که دیدی ذهنت دوباره روی چیزی گیر کرده، از خودت بپرس:«الان واقعاً کاری از دستم برمیاد یا فقط دنبال اطمینانم؟»اگه کاری هست، انجامش بده.اگه نیست، به خودت اجازه بده موضوع رو فعلاً رها کنی.قرار نیست هر فکری که وارد ذهنت میشه، تا آخرش دنبال بشه.قرار نیست هر احساسی فوراً حل بشه.گاهی آرامش یعنی به خودت بگی:
«ممکنه جواب این موضوع رو هیچوقت کامل ندونم؛ ولی میتونم با ندونستنش کنار بیام.»
۳.۳K
۲۱:۰۱
بعضی شبها خستهای، اما ذهنت انگار تازه شروع به کار کرده؛اتفاقات امروز، حرفهای نگفته، نگرانیهای فردا...امشب به جای اینکه بخوای افکارت رو متوقف کنی، فقط تماشاشون کن.
حالا توجهت رو از سرت به بدنت ببر:
🫶 پیشونیت رو شل کن.
شونههات رو رها کن.
دستهات رو آزاد بذار.
فک و صورتت رو از انقباض خارج کن.
و اجازه بده نفست بدون هیچ تلاشی رفتوآمد کنه.هر فکری که اومد، فقط در ذهنت بگو:«میبینمت؛ اما لازم نیست امشب بهت رسیدگی کنم.»و دوباره برگرد به حس بدنت و نفسهات.
۳.۳K
۱۸:۰۵
خیلی وقتها این دو احساس رو یکی میدونیم، در حالی که تفاوت مهمی بینشون وجود داره.
مثلاً:
دوستت قولی بهت داده و انجامش نداده.
اگر با خودت بگی:
«خیلی ناراحت شدم، فکر میکردم میتونم روش حساب کنم.»
احساس اصلیت احتمالاً ناراحتیه*
اما اگر بگی:«چطور تونست این کار رو با من بکنه؟ دیگه اجازه نمیدم باهام اینطوری رفتار کنه!»احتمالاً خشم رو تجربه میکنی.
خشم میتونه بهمون نشون بده *مرزهامون نادیده گرفته شدن و ناراحتی میتونه بهمون بگه چیزی برای ما مهم بوده و آسیب دیده.
«الان واقعاً ناراحتم یا عصبانی؟ و این احساس میخواد چه چیزی رو به من بگه؟»
گاهی شناختن احساس، اولین قدم برای واکنش درست به اونه.
۲.۷K
۵:۰۷
همدلی یعنی بتونیم برای چند لحظه خودمون رو جای آدم مقابل بذاریم و احساسش رو بفهمیم؛ حتی اگه با نظر یا رفتارش موافق نباشیم.اما همدلی فقط یه ویژگی ذاتی نیست؛ میشه تمرینش کرد.
فقط سعی کنی قبل از قضاوت، آدم روبهروت رو بفهمی.
۲.۴K
۱۳:۲۹
نه اینکه واقعاً بشه ذهنو خاموش کرد...ولی میتونی برای چند دقیقه، دست از جواب دادن بهش برداری.شب شده، هوا هنوز گرمای تابستونو داره، صدای پنکه یا کولر میاد و ذهنت هم طبق معمول داره از این شاخه به اون شاخه میپره:
«فردا چی میشه؟»
«نکنه اون حرفو بد گفته باشم؟»
«این کارو کی انجام بدم؟»
«اگه این اتفاق بیفته چی؟»امشب لازم نیست به هیچکدوم جواب بدی.هر فکری اومد، فقط بهش بگو:«باشه... فردا بهت میرسم.»
اینکه برای چند دقیقه
هیچ مسئلهای رو حل نکنی.
امشب رو بذار برای خودت.
فردا دوباره به دنیا میرسی. 🤍
۱۹.۲K
۲۰:۲۸
شاید امشب ذهنت خسته نباشه،ولی دلت از همهی چیزایی که امروز توی خودش نگه داشته، خسته باشه.
از حرفی که خوردی و چیزی نگفتی...از کاری که کردی و هی با خودت مرورش کردی...از آدمایی که سعی کردی حالشون رو خوب کنی،در حالی که خودت چندان خوب نبودی.
امشب قرار نیست گذشته رو مرور کنی.قرار نیست خودتو قضاوت کنی که:«چرا اینو گفتم؟»«چرا اونطوری رفتار کردم؟»«چرا بیشتر صبر نکردم؟»
امروز تموم شد.با همهی خوبیا و بدیاش.
یه لحظه دستتو بذار روی قلبت و به خودت بگو:
«برای امروز، همینقدر که تلاش کردم کافی بود.» 🤍
لازم نیست هر شب بهترین نسخهی خودت باشی.گاهی فقط باید یه آدم خسته باشیکه حق داره استراحت کنه.
پس امشب،
خودتو از زیر بارِ «بایدها» بیار بیرون...
و بذار روز، همینجا تموم بشه.
فردا،
یه روز تازهست.
اما امشب،
فقط شبِ توئه.
۱.۲K
۲۰:۴۲
گاهی یه تصمیم میگیریم که همون لحظه کاملاً درست به نظر میرسه، اما چند ساعت یا چند روز بعد با خودمون میگیم:«کاش یه کم بیشتر فکر میکردم!»
فقط بهتره احساسات رو بشنویم، اما تصمیم نهایی رو با کمی فاصله و آگاهی بگیریم.
۸۷۴
۱۰:۴۵