ا

اندیشکده ژرفنا| زنان و سیاست

۴۸ عضو
thumbnail
undefined استراتژی دختران نوجوان
5 هدف اصلی در این استراتژی دنبال ‌می‌شود:1) افزایش دسترسی دختران به آموزش باکیفیت در محیط‌های امن2) ایجاد فرصت‌ها و مشوق‌های اقتصادی برای دختران و خانواده‌های آنان3) تقویت توانمندی دختران نوجوان با ارائه اطلاعات، مهارت‌ها، خدمات و حمایت‌هایی که سبب رفاه بیشتر می‌شود4) مقابله با خشونت مبتنی بر جنسیت در کشورها5) تقویت سیاست‌ها و چارچوب‌های قانونی برای حمایت از دختراناهداف مذکور، اهدافی به‌ظاهر انسان‌دوستانه است که به دنبال تقویت، رشد و توانمندی دختران نوجوان در جهان است. در حدود یک قرن پیش، بحث آزادی زن و استقلال مالیِ وی در جهان مطرح شد، اینکه زن استقلال مالی داشته باشد یا آزادی داشته باشد؛ شعاری به‌ظاهر زیبا امّا باطنی متفاوت؟ باطن شعار این بود که کارخانه‌های آن زمان احتیاج به کارگر داشت، تعداد کارگر مرد کافی نبود، لذا نیاز بود که زنان نیز به‌عنوان کارگر مشغول کار شوند البته با دستمزد کمتر و این باطن قضیّه بود. آزادی و استقلال مال زنان در زیر یک ظاهر و یک پوشش انسان‌دوستانه‌ای مطرح شد، اما در باطن نیاز به کارگر با دستمزد کمتر بود.
#دختران_نوجوان
با ما همراه باشیدundefinedundefined @zharfna

۲۲۲

۸:۰۶

thumbnail
undefined دختران نوجوان، پوششی برای دخالت بیشتر
در سال 2024، آموزش و رفاه دختران نوجوان، مبارزه با خشونت به خاطر جنسیت دختران مطرح می شود، 4 نهاد و سازمان بین المللی آمریکا برای اجرای آن در جهان موظف به پیگیری می شوند، موضوع دختران نوجوان در 10 سند راهبردی آمریکا جا باز می کند تا ظاهر اهمیت دختران نوجوان در حکومت آمریکا مطرح شود. فهرستی از معیارها مطرح می شود که کشورها با آن ها سنجیده شوند که آیا در ذیل استراتژی دختران نوجوان قرار می گیرند که شرکت چالش هزاره در آن کشور سرمایه گذاری کند یا خیر. با پرچم کمک های بشر دوستانه به کشورهای افریقایی وارد می شوند تا محیط امن آموزشی برای دختران نوجوان فراهم شود، با ازدواج دختران نوجوان مخالفت می شود و هر ساله کشورهای جهان باید آمار خود را در این خصوص ارایه دهند و هزاران اقدامات دیگر که در ذیل ده ها سند و برنامه چندین نهاد وسازمان آمریکایی یا وابسته به آمریکا آمده است. دلیل اجرای همه این اقدامات در متن استراتژی دختران نوجوان اینطور آمده است: « سازمان‌های جامعه مدنی، بخش خصوصی و دولت‌ها در سراسر جهان، با کمک این استراتژی، نسل بعدی زنان را برای تبدیل شدن به رهبران فردا آماده می‌کنند. » . رهبرانی آموزش دیده مطابق با معیارهای آمریکایی برای نفوذ بیشتر آمریکا در کشورها.
#دختران_نوجوان
با ما همراه باشیدundefinedundefined @zharfna
undefined۸

۹۲۹

۹:۵۳

thumbnail
undefined از اسناد بالادستی آمریکا تا اتفاقات کف جوامع
undefined باشگاه «جنسیت و جامعه من» یک برنامه آموزشی هشت هفته‌ای است که به تیم‌های دانش‌آموزی دختر کمک می‌کند تا مسائل جنسیتی در جامعه خود را شناسایی کرده و با استفاده از تفکر طراحی، راه‌حل‌هایی برای پیشگیری از خشونت مبتنی بر جنسیت و افزایش برابری جنسیتی ارائه دهند. اما این باشگاه چگونه و با حمایت کدام نهادها در کشورها اجرا می‌شود؟ undefinedundefined دفتر مسائل جهانی زنان برای اجرای برنامه‌های وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا (به عنوان یکی از راهبران اصلی استراتژی جهانی دختران نوجوان)، علاوه بر بهره‌گیری از ظرفیت‌های سفارت‌خانه‌های این کشور در سراسر جهان، همکاری‌های گسترده‌ای با نهادهای بین‌المللی مانند یونیسف و سازمان ملل متحد را میسر می کند. این دفتر در برنامه‌ی «جنسیت و جامعه من» با همکاری سازمان IREX شبکه‌ای از دختران نوجوان را در کشورهای مختلف به جهت توانمندسازی اقتصادی، مقابله با خشونت مبتنی بر جنسیت و ازدواج اجباری کودکان آموزش می‌دهد. undefined نتیجه آنکه تا کنون بیش از 4000 دختر نوجوان در کشورهای بنین، قرقیزستان، گرجستان، اردن، گواتمالا، سنت‌لوسیا و اوکراین تحت عنوان برنامه‌های آموزشی مبتنی بر تفکر طراحی آموزش‌دیده‌اند تا در اتفاقات آینده به‌عنوان رهبران زن مبتنی بر تفکر آمریکایی undefined در کشورشان نقش‌آفرینی کنند!
#دختران_نوجوان
با ما همراه باشیدundefinedundefined @zharfna
undefined۷

۹۸۶

۱۴:۳۵

thumbnail
undefined برنامه ملی، اقدام جهانی
undefined کلماتِ «زنان»، «صلح» و «امنیت» هرکدام به‌تنهایی بار معنایی مثبتی دارند:زن نماد زندگی‌ست undefined،صلح، آرزوی دیرینه‌ی بشریت undefined،و امنیت، نیاز بنیادین هر انسان undefined.اما وقتی همین واژه‌های انسانی وارد قلمرو سیاست و قدرت می‌شوند، معناهای دیگری پیدا می‌کنند؛ گاهی نه به‌مثابه هدف، بلکه به‌مثابه ابزار. مفاهیمی که در ظاهر نویدبخش‌اند undefined، اما در بنیان خود با منطق سلطه و مداخله گره خورده‌اند.
undefined مفهوم زنان، صلح و امنیت (WPS) که در دهه ۱۹۹۰ و در فضای پساجنگ سرد شکل گرفت، از همان ابتدا حامل نشانه‌هایی از پیوند میان گفتمان جنسیتی و مداخلات سیاسی-امنیتی بود. اگرچه در اسناد رسمی بر مشارکت زنان در فرآیندهای صلح و مقابله با خشونت‌های جنگی تأکید می‌شد، اما جایگاه این مفهوم در معادلات قدرت جهانی ــ به‌ویژه از سوی ایالات متحده ــ چیزی فراتر از یک تلاش صرفاً انسانی بود. این مفهوم، از آغاز، بستری فراهم کرد برای پیوند زدن اهداف عدالت‌محور با سازوکارهای امنیتی و ژئوپلیتیکی.
undefined در سال ۲۰۰۰، با تصویب قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان ملل، WPS به چارچوبی بین‌المللی بدل شد؛ چارچوبی که کشورهای مختلف، از جمله آمریکا، به‌سرعت آن را در اسناد رسمی خود جذب کردند. ایالات متحده در سال ۲۰۱۱ نخستین برنامه اقدام ملی زنان، صلح و امنیت را منتشر کرد. نکته اساسی اینجاست که از همان ابتدا، مسئولیت اجرای این برنامه به نهادهایی سپرده شد که در مرکز قدرت و مداخله خارجی آمریکا قرار دارند:1. وزارت امور خارجه (DoS) 2.وزارت دفاع (DoD)3. آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID)4.وزارت امنیت داخلی (DHS)
undefined این انتخاب، تصادفی نبود؛ بلکه نشان می‌دهد که WPS در منطق آمریکایی، نه یک پروژه مدنی یا انسان‌محور، بلکه بخشی از معماری امنیتی ایالات متحده بوده است. عنوان «ملی» تنها پوششی بود برای سیاستی که عملاً مرز میان داخل و خارج، زنان و امنیت، دیپلماسی و مداخله را عمداً از میان برمی‌داشت. این برنامه نه برای تحقق عدالت جنسیتی، بلکه برای مشروعیت‌بخشی به مداخلات آمریکا با زبانی تازه طراحی شده بود.
undefined بنابراین، WPS نه آن‌گونه که در نگاه خوش‌بینانه تصور می‌شود، ابتدا مفهومی عدالت‌محور و سپس دچار انحراف شد؛ بلکه از ابتدا بخشی از راهبرد نرمی بود که با ظاهر انسان‌دوستانه، اهداف سخت‌افزاری قدرت را پیش می‌برد. این چارچوب، بیش از آن‌که بازتاب‌دهنده صدای زنان باشد، پژواک منافع ایالات متحده در لباس مفاهیم جنسیتی بود.
undefined در نتیجه، آنچه تحت عنوان زنان، صلح و امنیت تبلیغ می‌شود، چیزی فراتر از یک برنامه حقوق بشری است؛ بلکه تجسمی از نوع خاصی از حکمرانی جنسیتی آمریکایی‌ست. حکمرانی‌ای که در آن عدالت، واژگانش را از جنبش‌های اجتماعی می‌گیرد، اما جهت‌گیری‌اش را از اتاق‌های فکر واشنگتن.
#زنان_صلح_امنیت#WPS
با ما همراه باشیدundefinedundefined @zharfna
undefined۷

۶۱۴

۹:۲۱

thumbnail
undefined از وزارت دفاع تا آموزش؛ همه به صف
undefined در استراتژی جهانی ایالات متحده برای توانمندسازی دختران نوجوان، چهار نهاد اصلی یعنی وزارت امور خارجه آمریکا (DOS)، آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده (USAID)، سپاه صلح (Peace Corps) و شرکت چالش هزاره (MCC) به‌عنوان راهبران اصلی معرفی شده‌اند. این نهادها مسئولیت مستقیم طراحی، هماهنگی و پیشبرد اهداف این استراتژی را بر عهده دارند. در کنار آن‌ها، هشت وزارت‌خانه مهم آمریکا نیز به‌عنوان «راهبران کمکی» وارد میدان شده‌اند تا اهداف این استراتژی را در برنامه‌ها و اقدامات خود بگنجانند؛ از جمله وزارت کشاورزی، وزارت دفاع، وزارت آموزش، وزارت کار، وزارت خزانه‌داری، وزارت بهداشت و خدمات درمانی، وزارت دادگستری و وزارت امنیت داخلی. این هم‌صف شدن دستگاه‌های متعدد نشان می‌دهد که دولت آمریکا این موضوع را صرفاً یک برنامه اجتماعی نمی‌داند، بلکه آن را بخشی از یک طرح کلان‌تر و چندلایه می‌بیند که نیازمند بسیج حداکثری منابع و نهادهای حاکمیتی است.
undefined توانمندسازی دختران نوجوان در آمریکا به‌طور هدفمند در چندین راهبرد و سیاست کلان این کشور تنیده شده است. این هم‌پوشانی و تلفیق سیاست‌ها ظاهراً با توجیه «چندبعدی بودن مسئله» صورت می‌گیرد، اما در عمل نشان می‌دهد که این رویکرد قرار است در تمامی حوزه‌های سیاست‌گذاری آمریکا رسوخ کند؛ از آموزش و بهداشت گرفته تا اقتصاد، امنیت و حقوق بشر. چنین طراحی‌ای، هم هماهنگی اجرایی را تضمین می‌کند و هم مانع از آن می‌شود که در صورت تغییر اولویت‌های کوتاه‌مدت یا فضای سیاسی، این پروژه از دستور کار خارج شود.
undefined جالب آن‌که این استراتژی تنها به سیاست‌های بخش اجتماعی محدود نمی‌شود، بلکه به سیاست‌هایی با ماهیت امنیتی، اقتصادی و حتی نظامی هم گره خورده است. به همین دلیل، هرچند در ظاهر صحبت از «برابری جنسیتی» و «حمایت از دختران» است، اما در باطن، هدف آن است که از طریق یک شبکه به‌هم‌پیوسته از سیاست‌ها و نهادها، نفوذ نرم و پایدار آمریکا در کشورهای هدف تثبیت شود.
undefined به بیان دیگر، «استراتژی دختران نوجوان» به‌عنوان یک محور راهبردی، به گونه‌ای طراحی شده که در تار و پود سیاست خارجی و برنامه‌های توسعه‌ای ایالات متحده تنیده شود و با استفاده از ابزارهای مختلف، هم‌زمان چندین هدف سیاسی، امنیتی و اقتصادی این کشور را پیش ببرد.
undefined پرسش اصلی اینجاست، حالا که این حجم از نهادها و وزارت‌خانه‌ها به صف شده‌اند، دقیقاً چه طرح‌ها و اقداماتی قرار است برای دختران نوجوان اجرا شود که چنین آرایشی از نیرو و منابع را ضروری کرده است؟!
#دختران_نوجوان
با ما همراه باشیدundefinedundefined @zharfna
undefined۷

۱.۹K

۱۱:۲۹

thumbnail
undefined آموزش امن، اهداف نا امن
undefined در اسناد استراتژی دختران نوجوان، آموزش به‌عنوان «پایه‌ای برای توانمندسازی اقتصادی، برابری جنسیتی و سایر اهداف توسعه» معرفی شده است. آمریکا تأکید می‌کند که یادگیری در محیطی امن – چه حضوری و چه آنلاین – باید همراه با حفظ عزت و امنیت جسمی، عاطفی و روانی باشد و برای تحقق آن با انجمن‌ها و نهادهای مختلف همکاری خواهد کرد. همچنین وعده می‌دهد با سیاست‌های تبعیض‌آمیز، از جمله محروم‌کردن دختران باردار یا مادر از تحصیل، مقابله کند و فرصت‌های برابر در همه رشته‌ها، به‌ویژه حوزه‌های علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) فراهم سازد.
undefined اما در لایه پنهان‌تر، این تمرکز آموزشی صرفاً به هدف ارتقای مهارت فردی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه بخشی از یک طرح بزرگ‌تر است که تغییر نگرش‌ها، هنجارهای فرهنگی و حتی ساختارهای اجتماعی را هدف گرفته است. همان‌طور که در متن استراتژی آمده،آموزش ابزاری است برای «به چالش کشیدن هنجارهای مضر جنسیتی» و سوق دادن دختران به سمت رشته‌ها و مسیرهای شغلی همسو با نیازهای اقتصادی و فناورانه آمریکا.
undefined اینکه چرا در این چارچوب، تأکید ویژه بر کارآفرینی و رشته‌های فنی‌مهندسی وجود دارد، بدون بررسی سایر استراتژی‌های آمریکا و پیوند آن با بازار کار جهانی و نفوذ نرم فرهنگی، قابل فهم کامل نیست. ولی می‌توان گفت که در عمل، آموزش در این استراتژی نه‌فقط برای «برابری جنسیتی» بلکه برای تربیت نیروی انسانی ماهر و همسو با اولویت‌های اقتصادی و سیاسی آمریکا در کشورهای هدف طراحی شده است.
undefined به بیان دیگر، آنچه در ظاهر «محیط آموزشی امن و برابر» معرفی می‌شود، در عمل بخشی از مهندسی اجتماعی و اقتصادی است که با هدف ایجاد تغییرات پایدار در جوامع و هموار کردن مسیر نفوذ آمریکا دنبال می‌شود.
#دختران_نوجوان
با ما همراه باشیدundefinedundefined @zharfna
undefined۸
undefined۱

۳.۶K

۹:۵۵

thumbnail
undefined مشوق اقتصادی یا مهندسی سن ازدواج؟
undefined ایالات متحده در استراتژی دختران نوجوان، حمایت اقتصادی را به‌عنوان ابزاری برای تغییر مسیر زندگی دختران و خانواده‌های آنان تعریف کرده است. در متن استراتژی صریحاً اعلام کرده است که هدف اصلی این بخش، افزایش سن ازدواج است. به بیان ساده، اگر حمایت‌ها و مشوق‌های اقتصادی منجر به بالا رفتن سن ازدواج شوند، هدف محقق شده است؛ اما اگر چنین نشود، برنامه موفق نبوده است.
undefined برای رسیدن به این هدف، آمریکا از ابزارهای اقتصادی مانند بورسیه‌ها، کمک‌هزینه‌های تحصیلی و کاهش فشار مالی بر خانواده‌های فقیر استفاده می‌کند. این حمایت‌ها قرار است ازدواج زودهنگام و کودکان را به تعویق بیندازد و دختران را به سوی استقلال مالی سوق دهد. استقلالی که هدف آن تغییر زمان تشکیل خانواده است، نه صرفاً ارتقای توانایی اقتصادی دختران.
undefined در مناطقی که بحران، ازدواج کودکان و سن پایین ازدواج شایع است، این برنامه‌ها حیاتی قلمداد می‌شوند. علاوه بر حمایت مالی، دسترسی به فناوری‌های دیجیتال، آموزش مهارت‌های دیجیتال و گسترش سواد آنلاین بخشی از راهکارهای سریع برای افزایش امنیت مالی و توانمندسازی اقتصادی دختران است.
undefined به بیان دیگر، استقلال مالی دختران در این استراتژی با محوریت تأخیر در تشکیل خانواده تعریف شده و نه صرفاً بر اساس نیازها و هنجارهای فرهنگی جوامع محلی آن‌ها. به همین دلیل، مشوق‌ها و فرصت‌ها هدفمند و با تمرکز بر دستیابی به اهداف استراتژی طراحی شده‌اند. در نتیجه، آمریکا از ابزارهای اقتصادی و دیجیتال استفاده می‌کند تا نسل دخترانی مستقل و توانمند بسازد. اما مستقل به معنای دخترانی که دیرتر ازدواج می‌کنند و مسیر زندگی‌شان مطابق اهداف کلان آمریکا شکل می‌گیرد.
#دختران_نوجوان
با ما همراه باشیدundefinedundefined @zharfna
undefined۴

۳۰۶

۸:۱۸

thumbnail
undefined بحران کشورها، فرصت برای واشنگتن
undefined ایالات متحده undefined کشوری است که در بیشتر بحران‌های جهانی حضوری فعال دارد؛ از جنگ‌ها و درگیری‌های منطقه‌ایundefined گرفته تا بحران‌های انسانی و بلایای طبیعی. این کشور معمولاً با شعار «دفاع از انسانیت» و در قالب کمک‌های بشردوستانه undefined وارد عمل می‌شود. حضور سریع و گسترده نهادهای آمریکایی در چنین شرایطی، از دید بسیاری نشانه‌ای از توانایی این کشور در سازمان‌دهی، امدادرسانی و ایفای نقش رهبری در جامعه جهانی است؛ تلاشی برای کاهش رنج انسان‌ها و بازگرداندن ثبات به مناطق آسیب‌دیده.
undefined در ادامه همین نگاه، آمریکا تلاش کرده است تا رویکرد بشردوستانه خود را در حوزه‌های خاص‌تر نیز گسترش دهد؛ یکی از آن‌ها، تمرکز بر زندگی و آینده‌ی دختران نوجوانundefined است. در همین چارچوب، در هدف سوم استراتژی جهانی آمریکا برای دختران نوجوان، «بهبود رفاه در شرایط بحرانی» مطرح شده است. در ظاهر، اهداف انسان‌دوستانه هستند: فراهم کردن خدمات آموزشیundefined، بهداشتیundefined، روانیundefined و حتی حمایت‌های اجتماعی برای دخترانی که درگیر جنگ، بی‌ثباتی یا بلایای طبیعی هستند.
undefined اما با نگاهی دقیق‌تر می‌توان دید که این «حمایت‌ها» فراتر از خدمات اولیه‌اند. بخش قابل‌توجهی از آن‌ها بر آموزش‌های مربوط به بهداشت جنسی و باروریundefined، برنامه‌ریزی خانواده، و تربیت دختران بر اساس الگوهای فرهنگی و اجتماعی مورد نظر آمریکا متمرکز است. به بیان دیگر، بحران‌ها به بستری برای بازتعریف نقش و هویت دختران نوجوان در جوامع مختلف تبدیل می‌شود؛ جایی که آمریکا تلاش می‌کند ارزش‌های خود را از دل آشفتگی‌ها نهادینه کند.
undefined در نتیجه، آنچه در ظاهر «برنامه‌های حمایتی برای رفاه دختران» معرفی می‌شود، در عمل می‌تواند به پروژه‌ای برای شکل‌دهی به نسل جدیدی از دختران در کشورهای درگیر بحران تبدیل شود؛ نسلی که بیشتر با معیارهای فرهنگی و اجتماعی واشنگتن سازگار است تا با سنت‌ها و نیازهای واقعی جوامع خود. به عبارت دیگر، مفهوم «رفاه» در این سیاست‌ها گاه پوششی است برای هدفی ژرف‌تر: پرورش نسلی که از دل بحران‌هاundefined، با ارزش‌ها و هنجارهای مطلوب آمریکا undefined شکل می‌گیرد.
#دختران_نوجوان
با ما همراه باشیدundefinedundefined @zharfna
undefined۵

۶۸۲

۱۱:۰۳

thumbnail
undefined پایان بازی‌های پنهان
undefined شاید تا چند سال پیش، سیاست خارجی آمریکا اغلب به گونه‌ای طراحی می‌شد که اهداف اصلی و استراتژیک آن در پشت لایه‌ای از ظاهر انسان‌دوستانه و حمایت از ارزش‌های جهانی پنهان می‌ماند. این کشور با ارائه کمک‌های بشردوستانه، برنامه‌های توسعه‌ای و ابتکاراتی در حوزه حقوق بشر، سعی در ایجاد تصویری مثبت از خود در عرصه بین‌المللی داشت. به عبارت دیگر، اهداف سیاسی و اقتصادی پشت پرده، با شعارهای حمایتی از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر پوشانده می‌شدند. این رویکرد، به ویژه در مورد برنامه‌هایی که هدف آن‌ها نفوذ فرهنگی و سیاسی در سایر کشورها بود، بسیار رایج بود.
undefined دفتر مسائل جهانی زنان (S/GWI) در وزارت امور خارجه آمریکا یکی از ابزارهای کلیدی در این استراتژی پنهان بود که با شعارهایی همچون توانمندسازی زنان، ارتقای امنیت اقتصادی زنان، و مشارکت زنان در صلح و امنیت، سعی در نفوذ به جوامع دیگر و گسترش نفوذ فرهنگی و سیاسی آمریکا داشت. این دفتر با ارائه برنامه‌های آموزشی، کمک‌های مالی و مشاوره‌ای به سازمان‌های غیردولتی و دولت‌های محلی، تلاش می‌کرد تا ارزش‌ها و الگوهای آمریکایی را در میان زنان در سراسر جهان ترویج کند. به این ترتیب، با تمرکز بر مسائل زنان به عنوان یک موضوع انسانی و ارزشمند، در واقع به دنبال پیشبرد اهداف استراتژیک خود در زمینه‌های مختلف بود.
undefined بااین‌حال، تغییرات چشمگیر در سیاست خارجی آمریکا با روی کار آمدن دونالد ترامپ در دور دوم، پایان این دوران را نشان داد. ترامپ با رویکردی متفاوت، به دنبال شفافیت و بی‌پردگی در سیاست‌های خود بود و با حذف نهادهایی مانند آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا، مهر تأییدی بر این رفتار زد. دولت آمریکا لزومی بر ادامه ظاهرسازی‌ها و تمرکز بیش از حد بر مسائل زنان برای دستیابی به اهداف سیاسی و فرهنگی نمی‌دید.
undefined در همین راستا، دفتر مسائل جهانی زنان نیز شامل این تغییرات شد. حذف این دفتر در جولای 2025، نشان‌دهنده این بود که آمریکا دیگر تمایلی به این رویکرد خاص در سیاست خارجی خود ندارد.
با ما همراه باشیدundefinedundefined @zharfna
undefined۱۴

۲.۴K

۹:۳۴