6160293985586716416_68424596497803.mp3
۰۶:۲۷-۴.۵۱ مگابایت
داستان کوتاه #عکس_دونفره
با صدای نویسنده #حسنا_احمدی
سکوتی که در اتاق چیده شده بود، از مرگ هم سنگینتر بود؛ سکوتی که نه از نبودنِ صدا، بلکه از حضورِ سنگینِ چیزهایی بود که هرگز گفته نشده بودند. تو در میانهی آن غبارِ خاکستری و تاریک، ایستادهای و لرزشِ خفیفی در انگشتانت حس میکنی. انگار زمان، در همین نقطه، متوقف شده است. عینک بر روی بینیات سنگینی میکند، اما این سنگینی از جنسِ دسته عینک و شیشه نیست؛ این وزنِ تمامِ سالهایی است که در کنار او بودی، اما هرگز با او نبودی.....
کتاب گویای ژیگhttps://t.me/zhig_storyHttps://ble.ir/zhig_storyبه انتخاب رضا خوشه بست
با صدای نویسنده #حسنا_احمدی
سکوتی که در اتاق چیده شده بود، از مرگ هم سنگینتر بود؛ سکوتی که نه از نبودنِ صدا، بلکه از حضورِ سنگینِ چیزهایی بود که هرگز گفته نشده بودند. تو در میانهی آن غبارِ خاکستری و تاریک، ایستادهای و لرزشِ خفیفی در انگشتانت حس میکنی. انگار زمان، در همین نقطه، متوقف شده است. عینک بر روی بینیات سنگینی میکند، اما این سنگینی از جنسِ دسته عینک و شیشه نیست؛ این وزنِ تمامِ سالهایی است که در کنار او بودی، اما هرگز با او نبودی.....
۱۳۶
۱۹:۱۱
-1031560208218054909_105028355185611.mp3
۱۱:۱۸-۷.۸۸ مگابایت
داستان کوتاه #آنسوی_پنجره
نویسنده #رضا_خوشه_بست
راوی#حسنا_احمدی
کتاب گویای ژیگhttps://t.me/zhig_storyHttps://ble.ir/zhig_storyبه انتخاب رضا خوشه بست
نویسنده #رضا_خوشه_بست
راوی#حسنا_احمدی
۱۵۲
۱۲:۱۴
4_172808189543187270.mp3
۲۶:۲۹-۴.۵۵ مگابایت
داستان کوتاه
#اين_برف_اين_برف_لعنتی
نویسنده #جمال_ميرصادقی
کتاب گویای ژیگhttps://t.me/zhig_storyHttps://ble.ir/zhig_storyبه انتخاب رضا خوشه بست
#اين_برف_اين_برف_لعنتی
نویسنده #جمال_ميرصادقی
۱۵۱
۱۳:۲۱
4_5866176468723181363.mp3
۱۴:۲۱-۱۳.۱۵ مگابایت
داستان کوتاه#تاریخ_شعر_صدا
نویسنده #رضا_خوشه_بست
راوی#علی_اطیابی
دوباره صفحه را لمس میکنم. این بار مطمئنم سرخی کمرنگی روی پوست انگشتانم نشسته است.چند صفحه دیگر را ورق میزنم. سرخی بیشتر میشود. ناگهان به ذهنم میرسد که شاید تاریخ را نمیشود ورق زد بیآنکه انگشتان آدم به خون کشتهشدگان آغشته شود.
کتاب گویای ژیگhttps://t.me/zhig_storyHttps://ble.ir/zhig_storyبه انتخاب رضا خوشه بست
نویسنده #رضا_خوشه_بست
راوی#علی_اطیابی
دوباره صفحه را لمس میکنم. این بار مطمئنم سرخی کمرنگی روی پوست انگشتانم نشسته است.چند صفحه دیگر را ورق میزنم. سرخی بیشتر میشود. ناگهان به ذهنم میرسد که شاید تاریخ را نمیشود ورق زد بیآنکه انگشتان آدم به خون کشتهشدگان آغشته شود.
۱۵۰
۱۴:۵۷
4_6019528499365153506.mp3
۱۶:۲۷-۸.۵۲ مگابایت
داستان کوتاه#آدمکش_ها
به قلم : #ارنست_همینگوی
با صدای گرم و زیبای : اُستاد بهروز رضوی
درباره نویسنده : [ارنِست میلر هِمینگوی (زاده ۲۱ ژوئیه ۱۸۹۹ – درگذشته ۲ ژوئیه ۱۹۶۱) از نویسندگان برجستهٔ معاصر آمریکا و برندهٔ جایزه نویل ادبیات بود | او از پایهگذاران یکی از تأثیرگذارترین انواع ادبی، موسوم به وقایع نگاری ادبی شناخته میشد | قدرت بیان و زبردستی همینگوی در توصیف شخصیتهای داستانی به گونهای بود که او را پدر ادبیات مدرن لقب دادهاند.]
کتاب گویای ژیگhttps://t.me/zhig_storyHttps://ble.ir/zhig_storyبه انتخاب رضا خوشه بست
مشاهده فایل pdf
https://t.me/zhig_pdf/477
به قلم : #ارنست_همینگوی
با صدای گرم و زیبای : اُستاد بهروز رضوی
مشاهده فایل pdf
۱۳۲
۴:۲۰
بازارسال شده از 042452
4_5882229836704915655.aac
۰۷:۰۷-۵.۰۲ مگابایت
داستان کوتاه #جایی_میان_لبخند_و_فراموشی
با صدای نویسنده #رضا_خوشه_بست
کتاب گویای ژیگhttps://t.me/zhig_storyHttps://ble.ir/zhig_storyبه انتخاب رضا خوشه بست
با صدای نویسنده #رضا_خوشه_بست
۳
۱۹:۲۰
4_5893520365128265019.mp3
۰۷:۱۲-۶.۶ مگابایت
داستان کوتاه #زندگی_های_موازی
نویسنده #رضا_خوشه_بست
با صدای #عارفه_وفادار
این پارک را خوب میشناسم، چون هر روز همینجا می ایستم. همان جای دیروز. همان جای همیشگی. مثل یک نگهبان. یا شاید هر روز فقط همان لحظه را دوباره از سر میگذرانم. میشود گفت من تماشا میکنم، اما دقیقترش این است: من داستان میسازم. از جزئیات. از مکثها. از رنگها.امروز باران باریده. صدای کلاغها و بوی چمن به هم آمیخته است. خورشید خودش را از لابلای شاخ و برگ درختان راست انداخته است توی چشمم. چشمم را تنگ می¬کنم. از لابه لای مژه هایم می بینم.
کتاب گویای ژیگhttps://t.me/zhig_storyHttps://ble.ir/zhig_storyبه انتخاب رضا خوشه بست
نویسنده #رضا_خوشه_بست
با صدای #عارفه_وفادار
این پارک را خوب میشناسم، چون هر روز همینجا می ایستم. همان جای دیروز. همان جای همیشگی. مثل یک نگهبان. یا شاید هر روز فقط همان لحظه را دوباره از سر میگذرانم. میشود گفت من تماشا میکنم، اما دقیقترش این است: من داستان میسازم. از جزئیات. از مکثها. از رنگها.امروز باران باریده. صدای کلاغها و بوی چمن به هم آمیخته است. خورشید خودش را از لابلای شاخ و برگ درختان راست انداخته است توی چشمم. چشمم را تنگ می¬کنم. از لابه لای مژه هایم می بینم.
۷۹
۱۶:۵۶
بازارسال شده از بلند خوانی داستان کوتاه
4_5875007385340222935.m4a
۰۷:۴۰-۱۲.۶۴ مگابایت
۱
۲:۱۶
بازارسال شده از بلند خوانی داستان کوتاه
4_5875007385340222936.m4a
۰۲:۵۳-۴.۷۱ مگابایت
۱
۲:۱۷
کتاب گویای ژیگ:داستان کوتاه #سگهای_داغ1⃣
نویسنده #فیروزه_جزایری_دوما ترجمه محمد سلیمانی نیا
راوی #نسیم_نجفی
در این داستان، راوی با موقعیتی روبهرو میشود که در آن یک واژه یا مفهوم سادهی روزمره ــ مثل «hot dog» ــ به خاطر تفاوت فرهنگی و زبانی، معنایی عجیب، خندهدار یا حتی گیجکننده پیدا میکند. طنز داستان از همین جا میآید: از فاصلهی میان آنچه گفته میشود و آنچه فهمیده میشود.
کتاب گویای ژیگhttps://t.me/zhig_storyHttps://ble.ir/zhig_storyبه انتخاب رضا خوشه بست
داستان کوتاه #سگهای_داغدوقسمتی
نویسنده #فیروزه_جزایری_دوما ترجمه محمد سلیمانی نیا
راوی #نسیم_نجفی
کتاب گویای ژیگhttps://t.me/zhig_storyHttps://ble.ir/zhig_storyبه انتخاب رضا خوشه بست
نویسنده #فیروزه_جزایری_دوما ترجمه محمد سلیمانی نیا
راوی #نسیم_نجفی
در این داستان، راوی با موقعیتی روبهرو میشود که در آن یک واژه یا مفهوم سادهی روزمره ــ مثل «hot dog» ــ به خاطر تفاوت فرهنگی و زبانی، معنایی عجیب، خندهدار یا حتی گیجکننده پیدا میکند. طنز داستان از همین جا میآید: از فاصلهی میان آنچه گفته میشود و آنچه فهمیده میشود.
داستان کوتاه #سگهای_داغدوقسمتی
نویسنده #فیروزه_جزایری_دوما ترجمه محمد سلیمانی نیا
راوی #نسیم_نجفی
۹۲
۲:۱۸