@zhuanchannel این بزک تهوع انگیز دورویی و دو پهلویی را از چهره روح خود بزدایید،با آب فراوان بشویید!
رومن رولان
رومن رولان
۵.۱K
۱۳:۵۵
۵.۲K
۱۶:۳۹
@zhuanchannelاندازههاتو که بدونی همیشه محترمی؛اندازهی گلیمت، اندازهی جیبت، اندازهی دهنت، اندازهی محبت کردنت
حواسمون به اندازهها باشه
حواسمون به اندازهها باشه
۵.۴K
۱۶:۵۳
@zhuanchannel
یا رب تو زمانه را دلیلی بفرستنمرودان را پشه چو پیلی بفرست
فرعونصفتان همه زبردست شدندموسی و عصا و رود نیلی بفرست
ابوسعید ابوالخیر
یا رب تو زمانه را دلیلی بفرستنمرودان را پشه چو پیلی بفرست
فرعونصفتان همه زبردست شدندموسی و عصا و رود نیلی بفرست
ابوسعید ابوالخیر
۵.۷K
۱۷:۴۲
@zhuanchannel «خوشبختانه ضربههایی که بر سر ایران فرود آمده است، هرگز بدانگونه نبوده که او را از گذشته خود جدا سازد. حملۀ تازیان، شاهنشاهی ساسانی را از هم فروریخت، کاخها خراب شد و گنجها بر باد رفت، اما روح ایرانی مسخر نگردید.
ایران طی قرنها به دست فرمانروایان غیرایرانی حکمگذاری شده است، ولی چه باک؟ عرب و ترک و غز و مغول و تاتار چون میهمانانی بودند، صباحی بر سر سفره ایران نشستند؛ آمدند و رفتند، بیآنکه بتوانند ایران را با خود ببرند. در همان زمانهایی که پیکر ایران لختهلخته شده بود و هر پاره آن در سلطۀ حاکم خودی یـا بـیـگـانـهای بود، روح او پهناور و تجزیهناپذیر مانده بود، ایرانِ واقعی تا بدانجا گسترده میشد که تمدن و فرهنگ و زبان او در زیر نگین داشت.
ایران همواره استوارتر و ریشهدارتر از آن بوده است که به نژاد یا مسلک سلطان یا خان یا فاتحی اعتنا کند؛ قلمرو ایران قلمرو فرهنگی بوده و تمدن و زبان، مرزهای او را مشخص میداشتهاند. تاریخ جاودانی هر ملتی، تاریخ تمدن و فکر اوست...»
ایران را از یاد نبریم، ص ۲۷
#دکتر_اسلامینُدوشن
ایران طی قرنها به دست فرمانروایان غیرایرانی حکمگذاری شده است، ولی چه باک؟ عرب و ترک و غز و مغول و تاتار چون میهمانانی بودند، صباحی بر سر سفره ایران نشستند؛ آمدند و رفتند، بیآنکه بتوانند ایران را با خود ببرند. در همان زمانهایی که پیکر ایران لختهلخته شده بود و هر پاره آن در سلطۀ حاکم خودی یـا بـیـگـانـهای بود، روح او پهناور و تجزیهناپذیر مانده بود، ایرانِ واقعی تا بدانجا گسترده میشد که تمدن و فرهنگ و زبان او در زیر نگین داشت.
ایران همواره استوارتر و ریشهدارتر از آن بوده است که به نژاد یا مسلک سلطان یا خان یا فاتحی اعتنا کند؛ قلمرو ایران قلمرو فرهنگی بوده و تمدن و زبان، مرزهای او را مشخص میداشتهاند. تاریخ جاودانی هر ملتی، تاریخ تمدن و فکر اوست...»
ایران را از یاد نبریم، ص ۲۷
#دکتر_اسلامینُدوشن
۵.۸K
۱۸:۱۲
@zhuanchannelمن ایمان دارم یک روز باران بند می آید و گریه های ما هم تمام می شود ، فردای بعد از طوفان صدای کلاغ های قهر کرده از بام همسایه شنیده می شود و دسته دسته مهمان های ناخوانده سر می رسند
رادیو های قدیمی هوش به سرشان می آید ، ترانه های از یاد رفته را می خوانند و آن کاست قدیمی که سال ها گم شده بود از لابلای کیف و دفتر های بچگی پیدا می شود
دوباره قنات خانه ما به آب می افتاد و حوضچه ها سنگی از ماهی به قرمزی می زند ، به هوای ماهی های گمشده راه آب را می گیریم و سر از خانه حاج خاتون در می آوریم
حتما که زیر خانه های حاج خاتون هنوز بوی شیرینی و میوه های خشک شده می دهد ، دستانش می لرزد و منه خجالتی با همه ی خودم می جنگم تا از میان دست هایش فقط یکی بردارم
کسی چه می داند ته قصه ما چه می شود ،اما من ایمان دارم بالاخره که انتظار ما سر می رسد و فال فروش پیر محل بساطش را به پا می کند ، دعا می کنم آن پرنده خوش خبر بهترین فالش را برای ما بردارد
خدا را چه دیدی شاید این خواب تکراری هرساله قبل از اینکه نور آفتاب غروب کند و چای قوری به سیاهی بزند تعبیر شود
من نمی دانم که مینویسد قصه مارا ، که می خواند قصه مارا و که می شنود قصه مارا ...لطفاً ته قصه مارا شیرین بنویس
سعید سلیمانی
رادیو های قدیمی هوش به سرشان می آید ، ترانه های از یاد رفته را می خوانند و آن کاست قدیمی که سال ها گم شده بود از لابلای کیف و دفتر های بچگی پیدا می شود
دوباره قنات خانه ما به آب می افتاد و حوضچه ها سنگی از ماهی به قرمزی می زند ، به هوای ماهی های گمشده راه آب را می گیریم و سر از خانه حاج خاتون در می آوریم
حتما که زیر خانه های حاج خاتون هنوز بوی شیرینی و میوه های خشک شده می دهد ، دستانش می لرزد و منه خجالتی با همه ی خودم می جنگم تا از میان دست هایش فقط یکی بردارم
کسی چه می داند ته قصه ما چه می شود ،اما من ایمان دارم بالاخره که انتظار ما سر می رسد و فال فروش پیر محل بساطش را به پا می کند ، دعا می کنم آن پرنده خوش خبر بهترین فالش را برای ما بردارد
خدا را چه دیدی شاید این خواب تکراری هرساله قبل از اینکه نور آفتاب غروب کند و چای قوری به سیاهی بزند تعبیر شود
من نمی دانم که مینویسد قصه مارا ، که می خواند قصه مارا و که می شنود قصه مارا ...لطفاً ته قصه مارا شیرین بنویس
سعید سلیمانی
۶.۹K
۱۸:۴۲
دربارهاش فکر میکنم، فکر میکنم، فکر میکنم و در فکر غرق میشم و درنهایت با خودم میگم: کاش اینطوری نمیشد.@ThePlacibo
۶.۱K
۱۹:۵۵
مجله ی هنری ژوان
دربارهاش فکر میکنم، فکر میکنم، فکر میکنم و در فکر غرق میشم و درنهایت با خودم میگم: کاش اینطوری نمیشد. @ThePlacibo
این کانال یه کانال نوپا و دوس داشتنیه متن های خیلی قشنگی میذاره سر بزنین به چنلشون 
@ThePlacibo 🪄 @ThePlacibo 🪄
@ThePlacibo 🪄 @ThePlacibo 🪄
۶.۱K
۱۹:۵۵