او خندید و من از ته دل حس کردم تمام زیبایی های دنیا در خندیدنش خلاصه شده.[ زیزی ای که فقط متعلق به تائوـه ] ♡
۱۸۷
۱۴:۱۹
۱۷۵
۱۷:۰۵
من کہ تا تہش هستم مگہ اینکہ خودت بري͡ 
< زيزي > .
۱۷۶
۱۷:۰۶
خونه،کلمه شیرینیه . ولی خونه صرفا یه مکان نیست که توش بخوابی و از باد و باران در امان باشی .خونه،میتونه یه ادم باشه . یه ادمی که ازش ارامش بگیری،دوستش داشته باشی،امنیتت باشه میتونه خونه ات باشه ، اون ادم میتونه معشوقت باشه،میتونه دوستت باشه،میتونن والدینت باشن،یا حتی میتونه رخت خوابت باشه .خونه،جاییه،کسیه که میتونی حس کنی توی بهشتی، میتونه با دیواراش،بغلش بهت خوشبختیو عطا کنه،میتونه با گرماش شادیو به قلبت ببره،میتونه باعث خوشحالیت باشه ..این جا یا کسیه که بهش میگن خونه، مثل تو . [[ تآئو ٪
۱۹۵
۱۷:۱۱
۱۷۹
۱۸:۰۷
و تو شدی دلیلی تا برم به اعماق احساساتم؛ و توی پهناوری و عمق اون غرق بشم.☆ [زیزی]
۱۹۵
۱۸:۰۷
گیف
۰۰:۰۲
هانی، از اونجایی که گفتی پیویتو سین نمیکنی اینجا میگم، میدونم گاهی ادم جالبی برات نیستم، میدونم یه وقتایی عصبی و ناراحتم حرفای مزخرفی میزنم، میدونم یه وقتایی تنهات میزارم میدونم گاهی چقدر بدم اما دوست دارم، خیلی دوست دارم و سعی میکنم همیشه کنارت باشم و اگر چیزی اذیتت کرده میتونی بهم تکیه کنی، یا نه اگر دلت میخواد تنها باشی و سکوت کنی بازم من هستم تا باهم تنها باشیم و کنارت سکوت کنم و میفهمم یه احساساتی داری که میریزی تو خودت ولی خودتو با افکارت ازار نده
۱۸۵
۱۱:۲۰
۱۵۴
۵:۲۵
روحِ مـ☆ـن
تصویر
@ // قلبِتائو
۱۵۲
۵:۲۶