اگر تازه وارد حسابداری شدی، مهمترین چیز اینه که اول پایهها رو درست یاد بگیری.
مثال:اگر صاحب کسبوکار ۵۰ میلیون تومان به حساب شرکت واریز کند:
بانک ۵۰ میلیون بدهکارسرمایه ۵۰ میلیون بستانکار
بعد از ثبت اسناد، مراحل بعدی حسابداری شامل این موارده:
در دوره حسابداری مقدماتی آموزشگاه زبدگان دانش این مباحث رو قدمبهقدم و با مثالهای واقعی تمرین میکنیم تا فقط حفظ نکنی؛ بلکه واقعاً بتونی ثبت حسابداری انجام بدی.
حسابداری سخت نیست؛ اگر اصولش رو درست یاد بگیری.
۳۲
۸:۰۱
۳۲
۸:۰۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بریم سراغ یه مبحثی که خیلی از حسابدارها باهاش چالش دارند، شناخت ماهیت حسابها



۲۵
۸:۴۴
معادله حسابداری رو یادته:
حقوق صاحبان سهام + بدهیها = داراییها
بریم سراغ تعاریف:
داراییها
داراییها منابع اقتصادی متعلق به واحد تجاری هستند که انتظار میرود در آینده برای واحد تجاری منفعت اقتصادی ایجاد کنند.
مثالها:وجه نقد، بانک، حسابهای دریافتنی، موجودی کالا، زمین، ساختمان، وسایل نقلیه و تجهیزات.
ماهیت داراییها بدهکار است.
بدهیها
بدهیها تعهدات واحد تجاری در برابر اشخاص یا مؤسسات دیگر هستند که باید در آینده از طریق پرداخت وجه، تحویل کالا یا ارائه خدمات تسویه شوند.
مثالها:حسابهای پرداختنی، اسناد پرداختنی، وام بانکی، حقوق پرداختنی، مالیات پرداختنی.
ماهیت بدهیها بستانکار است.
حقوق صاحبان سهام
حقوق صاحبان سهام حق مالک یا مالکان نسبت به داراییهای واحد تجاری پس از کسر بدهیها است.
یعنی:
حقوق صاحبان سهام = داراییها − بدهیها
اقلام مهم آن شامل سرمایه، سود انباشته و در شرکتها برخی اندوختههاست.
ماهیت حقوق صاحبان سهام بستانکار است.
معادله اصلی حسابداری هم این است:
داراییها = بدهیها + حقوق صاحبان سهام
مثال ساده:اگر یک شرکت ۱۰۰ میلیون تومان دارایی داشته باشد و ۴۰ میلیون تومان بدهی داشته باشد، حقوق صاحبان سهام آن برابر است با:
۶۰ میلیون تومان
حقوق صاحبان سهام + بدهیها = داراییها
بریم سراغ تعاریف:
داراییها
داراییها منابع اقتصادی متعلق به واحد تجاری هستند که انتظار میرود در آینده برای واحد تجاری منفعت اقتصادی ایجاد کنند.
مثالها:وجه نقد، بانک، حسابهای دریافتنی، موجودی کالا، زمین، ساختمان، وسایل نقلیه و تجهیزات.
ماهیت داراییها بدهکار است.
بدهیها
بدهیها تعهدات واحد تجاری در برابر اشخاص یا مؤسسات دیگر هستند که باید در آینده از طریق پرداخت وجه، تحویل کالا یا ارائه خدمات تسویه شوند.
مثالها:حسابهای پرداختنی، اسناد پرداختنی، وام بانکی، حقوق پرداختنی، مالیات پرداختنی.
ماهیت بدهیها بستانکار است.
حقوق صاحبان سهام
حقوق صاحبان سهام حق مالک یا مالکان نسبت به داراییهای واحد تجاری پس از کسر بدهیها است.
یعنی:
حقوق صاحبان سهام = داراییها − بدهیها
اقلام مهم آن شامل سرمایه، سود انباشته و در شرکتها برخی اندوختههاست.
ماهیت حقوق صاحبان سهام بستانکار است.
معادله اصلی حسابداری هم این است:
داراییها = بدهیها + حقوق صاحبان سهام
مثال ساده:اگر یک شرکت ۱۰۰ میلیون تومان دارایی داشته باشد و ۴۰ میلیون تومان بدهی داشته باشد، حقوق صاحبان سهام آن برابر است با:
۶۰ میلیون تومان
۲۸
۸:۴۶
درآمد
درآمد، افزایش در منافع اقتصادی واحد تجاری است که در نتیجه فعالیتهای اصلی یا عادی کسبوکار ایجاد میشود و باعث افزایش حقوق صاحبان سهام میشود.
مثالها:فروش کالا، درآمد خدمات، درآمد اجاره، درآمد کارمزد.
ماهیت درآمد بستانکار است.افزایش درآمد در سمت بستانکار و کاهش آن در سمت بدهکار ثبت میشود.
هزینه
هزینه، کاهش در منافع اقتصادی واحد تجاری است که برای کسب درآمد و انجام فعالیتهای واحد تجاری ایجاد میشود و باعث کاهش حقوق صاحبان سهام میشود.
مثالها:هزینه حقوق، اجاره، آب و برق، تبلیغات، استهلاک، حملونقل.
ماهیت هزینه بدهکار است.افزایش هزینه در سمت بدهکار و کاهش آن در سمت بستانکار ثبت میشود.
برداشت
برداشت، مبالغ نقدی یا داراییهایی است که مالک برای مصرف شخصی از واحد تجاری خارج میکند.
مثال:مالک ۱۰ میلیون تومان از صندوق شرکت برای مصرف شخصی برداشت میکند.
ثبت:برداشت — بدهکارصندوق / بانک — بستانکار
ماهیت برداشت بدهکار است و باعث کاهش سرمایه مالک میشود.
برای جمعبندی ساده:
دارایی → بدهکاربدهی → بستانکارحقوق صاحبان سهام → بستانکاردرآمد → بستانکارهزینه → بدهکاربرداشت → بدهکار
درآمد، افزایش در منافع اقتصادی واحد تجاری است که در نتیجه فعالیتهای اصلی یا عادی کسبوکار ایجاد میشود و باعث افزایش حقوق صاحبان سهام میشود.
مثالها:فروش کالا، درآمد خدمات، درآمد اجاره، درآمد کارمزد.
ماهیت درآمد بستانکار است.افزایش درآمد در سمت بستانکار و کاهش آن در سمت بدهکار ثبت میشود.
هزینه
هزینه، کاهش در منافع اقتصادی واحد تجاری است که برای کسب درآمد و انجام فعالیتهای واحد تجاری ایجاد میشود و باعث کاهش حقوق صاحبان سهام میشود.
مثالها:هزینه حقوق، اجاره، آب و برق، تبلیغات، استهلاک، حملونقل.
ماهیت هزینه بدهکار است.افزایش هزینه در سمت بدهکار و کاهش آن در سمت بستانکار ثبت میشود.
برداشت
برداشت، مبالغ نقدی یا داراییهایی است که مالک برای مصرف شخصی از واحد تجاری خارج میکند.
مثال:مالک ۱۰ میلیون تومان از صندوق شرکت برای مصرف شخصی برداشت میکند.
ثبت:برداشت — بدهکارصندوق / بانک — بستانکار
ماهیت برداشت بدهکار است و باعث کاهش سرمایه مالک میشود.
برای جمعبندی ساده:
دارایی → بدهکاربدهی → بستانکارحقوق صاحبان سهام → بستانکاردرآمد → بستانکارهزینه → بدهکاربرداشت → بدهکار
۳۱
۸:۵۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
کاملا درست جواب دادید
دو نوع حساب داریم : حساب های موقت و حسابهای دائمی
حسابهای دائمی:
حسابهای دائمی حسابهایی هستند که مانده آنها در پایان دوره مالی صفر نمیشود و به دوره مالی بعد منتقل میشود. این حسابها وضعیت مالی واحد تجاری را در یک تاریخ مشخص نشان میدهند و معمولاً در ترازنامه / صورت وضعیت مالی دیده میشوند.
حسابهای دائمی شامل سه گروه اصلیاند: داراییها، بدهیها و حقوق صاحبان سهام.
مثلاً صندوق، بانک، حسابهای دریافتنی، موجودی کالا، زمین، ساختمان و تجهیزات همگی حسابهای دائمیاند. حسابهای پرداختنی، وام و مالیات پرداختنی نیز دائمی هستند. سرمایه و سود انباشته هم حساب دائمی محسوب میشوند.
برای مثال اگر مانده بانک در پایان سال ۱۴۰۵ برابر ۳۰۰ میلیون تومان باشد، این حساب صفر نمیشود؛ همان مانده به ابتدای سال ۱۴۰۶ منتقل خواهد شد.
نکته مهم این است که حسابهای کاهنده دائمی هم دائمی هستند؛ مثلاً «استهلاک انباشته» یک حساب کاهنده دارایی با ماهیت بستانکار است، اما چون ماندهاش به دوره بعد منتقل میشود، حساب دائمی است.
حسابهای موقت:
حسابهای موقت فقط برای اندازهگیری عملکرد یک دوره مالی مشخص استفاده میشوند و در پایان دوره مالی بسته میشوند؛ بنابراین در ابتدای دوره بعد مانده آنها صفر است.
مهمترین حسابهای موقت عبارتاند از: درآمدها، هزینهها و برداشت مالک. در شرکتهای سهامی، سود سهام تقسیمی نیز در فرآیند بستن حسابها به حقوق صاحبان سهام منتقل میشود.
مثلاً «درآمد خدمات» فقط درآمد همان سال را نشان میدهد. اگر در سال ۱۴۰۵ شرکت ۵۰۰ میلیون تومان درآمد خدمات داشته باشد، این مبلغ نباید به عنوان مانده درآمد وارد سال ۱۴۰۶ شود. در پایان سال، حساب درآمد بسته میشود و سال بعد از صفر شروع میکند.
همین موضوع درباره هزینهها هم صدق میکند. هزینه حقوق، اجاره، آب و برق، تبلیغات و استهلاک مربوط به همان دوره مالیاند و در پایان دوره بسته میشوند.
چرا حسابهای موقت بسته میشوند؟
چون هدف آنها اندازهگیری سود یا زیان همان دوره است. اگر درآمد و هزینههای سال قبل به سال جدید منتقل شوند، دیگر نمیتوانیم عملکرد هر سال را جداگانه اندازهگیری کنیم.
بنابراین در پایان دوره:
درآمدها و هزینهها → به خلاصه سود و زیان منتقل میشوند.
سود یا زیان خالص → به سود یا زیان انباشته منتقل میشود.
و برداشت مالک هم در پایان دوره به حساب سرمایه بسته میشود.
مثال ساده
فرض کن در پایان سال داریم:
درآمد خدمات: ۲۰۰ میلیون تومانهزینهها: ۱۴۰ میلیون تومانبرداشت مالک: ۱۰ میلیون تومان
ابتدا درآمد و هزینه بسته میشوند:
سود خالص = ۲۰۰ − ۱۴۰ = ۶۰ میلیون تومان
سود خالص سال جاری باعث افزایش سود انباشته میشود و در نهایت باعث افزایش در حقوق صاحبان سهام می شود.
بعد برداشت ۱۰ میلیون تومانی باعث کاهش حقوق صاحبان سهام میشود.
پس اثر خالص بر حقوق صاحبان سهام:
۶۰ − ۱۰ = ۵۰ میلیون تومان
در سال بعد، درآمد، هزینه و برداشت با مانده صفر شروع میشوند؛ اما حقوق صاحبان سهام به سال بعد منتقل میشود.
دو نوع حساب داریم : حساب های موقت و حسابهای دائمی
حسابهای دائمی:
حسابهای دائمی حسابهایی هستند که مانده آنها در پایان دوره مالی صفر نمیشود و به دوره مالی بعد منتقل میشود. این حسابها وضعیت مالی واحد تجاری را در یک تاریخ مشخص نشان میدهند و معمولاً در ترازنامه / صورت وضعیت مالی دیده میشوند.
حسابهای دائمی شامل سه گروه اصلیاند: داراییها، بدهیها و حقوق صاحبان سهام.
مثلاً صندوق، بانک، حسابهای دریافتنی، موجودی کالا، زمین، ساختمان و تجهیزات همگی حسابهای دائمیاند. حسابهای پرداختنی، وام و مالیات پرداختنی نیز دائمی هستند. سرمایه و سود انباشته هم حساب دائمی محسوب میشوند.
برای مثال اگر مانده بانک در پایان سال ۱۴۰۵ برابر ۳۰۰ میلیون تومان باشد، این حساب صفر نمیشود؛ همان مانده به ابتدای سال ۱۴۰۶ منتقل خواهد شد.
نکته مهم این است که حسابهای کاهنده دائمی هم دائمی هستند؛ مثلاً «استهلاک انباشته» یک حساب کاهنده دارایی با ماهیت بستانکار است، اما چون ماندهاش به دوره بعد منتقل میشود، حساب دائمی است.
حسابهای موقت:
حسابهای موقت فقط برای اندازهگیری عملکرد یک دوره مالی مشخص استفاده میشوند و در پایان دوره مالی بسته میشوند؛ بنابراین در ابتدای دوره بعد مانده آنها صفر است.
مهمترین حسابهای موقت عبارتاند از: درآمدها، هزینهها و برداشت مالک. در شرکتهای سهامی، سود سهام تقسیمی نیز در فرآیند بستن حسابها به حقوق صاحبان سهام منتقل میشود.
مثلاً «درآمد خدمات» فقط درآمد همان سال را نشان میدهد. اگر در سال ۱۴۰۵ شرکت ۵۰۰ میلیون تومان درآمد خدمات داشته باشد، این مبلغ نباید به عنوان مانده درآمد وارد سال ۱۴۰۶ شود. در پایان سال، حساب درآمد بسته میشود و سال بعد از صفر شروع میکند.
همین موضوع درباره هزینهها هم صدق میکند. هزینه حقوق، اجاره، آب و برق، تبلیغات و استهلاک مربوط به همان دوره مالیاند و در پایان دوره بسته میشوند.
چرا حسابهای موقت بسته میشوند؟
چون هدف آنها اندازهگیری سود یا زیان همان دوره است. اگر درآمد و هزینههای سال قبل به سال جدید منتقل شوند، دیگر نمیتوانیم عملکرد هر سال را جداگانه اندازهگیری کنیم.
بنابراین در پایان دوره:
درآمدها و هزینهها → به خلاصه سود و زیان منتقل میشوند.
سود یا زیان خالص → به سود یا زیان انباشته منتقل میشود.
و برداشت مالک هم در پایان دوره به حساب سرمایه بسته میشود.
مثال ساده
فرض کن در پایان سال داریم:
درآمد خدمات: ۲۰۰ میلیون تومانهزینهها: ۱۴۰ میلیون تومانبرداشت مالک: ۱۰ میلیون تومان
ابتدا درآمد و هزینه بسته میشوند:
سود خالص = ۲۰۰ − ۱۴۰ = ۶۰ میلیون تومان
سود خالص سال جاری باعث افزایش سود انباشته میشود و در نهایت باعث افزایش در حقوق صاحبان سهام می شود.
بعد برداشت ۱۰ میلیون تومانی باعث کاهش حقوق صاحبان سهام میشود.
پس اثر خالص بر حقوق صاحبان سهام:
۶۰ − ۱۰ = ۵۰ میلیون تومان
در سال بعد، درآمد، هزینه و برداشت با مانده صفر شروع میشوند؛ اما حقوق صاحبان سهام به سال بعد منتقل میشود.
۱۸
۱۲:۳۵
۱۷
۱۲:۴۸
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.