بسم الله الرحمن الرحیم
۱۱:۱۰
۱۳:۲۴
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
«در التجاء به صدرنشین سریر رضا حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام»
فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن
کار مرا به گردش چشمی تمام کن
بگشای صفحهای دگر از دفتر جمال
بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن
ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع)
گاهی نظر به جانب این تشنهکام کن
ای حکمران کشور دل با کرشمهای
زیر و زبر قرار دل خاص و عام کن
بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را
مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن
اینک هزار دست تمنّا گشوده بین
دست کرم گشاده به رسم کرام کن
دارالشّفای آتش و آب است این سرای
سوز دل مرا به نمی التیام کن
دیری است زاشیانه جدا ماندهای «امین»
غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن
دانم که مستمند و تهیدست و بیکسی
از بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن
و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است
کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن
۱۸:۳۰
بازارسال شده از دیارمیرزا
https://diyarmirza.ir/?p=1023346
۷:۱۲
ایرنا/ مشاور وزیر صمت از پرداخت تسهیلات ویژه برای خرید ماشین آلات معدنی خبر داد
سید عباس حسینی عصر سهشنبه در نشست با صنعتگران و بازرگانان و گفت وگوی دولت و بخش خصوصی در استانداری گیلان گفت:
ارز مورد نیاز مواد اولیه واحدهای صنعتی را تامین میکنیم چرا که نباید وقفه ای در تولید ایجاد شود.
با اتخاذ تدبیرهای لازم در تأمین مواد اولیه صنایع فولادی و پتروشیمی و عرضه آن در بورس کالا، استمرار تولید و تثبیت بازار تضمین میشود.
وزارت صمت در پی تغییر نرخ ارز، پیشنهادی برای اختصاص ۷۰۰ همت تسهیلات تامین مواد اولیه به رییس جمهور ارایه کرد که متاسفانه به دلیل عدم همکاری بانکها هشت درصد از این مقدار تحقق یافت؛ استان گیلان نیز نتوانست از اعتبار درنظر گرفته شده این بخش استفاده کند.
درآمد ارزی کشور حاصل از صادرات در سال ۱۴۰۳ را ۵۷.۸ میلیارد دلار بود از این مقدار حدود ۴۴ میلیارد دلار ارز به واردات بخش صنعت اختصاص یافت؛ در سال ۱۴۰۴ نیز با توجه به شرایط سخت تحریمی این مقدار ۵۴ میلیارد دلار بود که حدود ۳۳ میلیارد دلار صرف واردات شد، سهم گیلانیها ۴۵۷ میلیون دلار بود که تامین شده است.
باوجود محدودیت ارزی، امسال سه راه حل برای تامین ارز مورد نیاز کالای ضروری پیشنهاد شد که یکی از این موارد ارز حاصل از صادرات خود است؛ در تامین ارز کالاهای ضروری که عمدتا مواد اولیه کارخانجات است مشکلی نداریم.
تولید در روزهای بحران، هیچگاه متوقف نشده است، با پیشبینیهای انجام شده در حوزههای مختلف، مواد اولیه لازم از جمله ورق فولادی برای مدت کافی، هم از طریق بورس کالا و هم از راههای دیگر، تأمین شدهاند.
در حوزه پتروشیمی نیز پیشبینیهای لازم برای ماههای آینده، انجام و محصولها با قیمت مناسب در بورس عرضه شدهاند.
یک میلیارد دلار ارز برای واردات مواد پتروشیمی برای کارخانجاتی که درخواست خود را ثبت کردهاند تامین شده است، اما برخی از مشکلات این بخش متاثر از افزایش ۶۰ درصدی قیمت جهانی این مواد و افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت حمل است. بخش دیگری نیز متاثر از جو روانی و مسائلی است که خارج از اختیارات وزارت صمت بود.
با افزایش قیمت نهادههای انرژی دربخش صنعتی (برق و گاز) مخالفیم. درخواست ابطال مصوبه ۲۶ اسفند مبنی بر افزایش قیمت نهادههای انرژی را ارسال کردهایم تا جلوی افزایش قیمت گرفته شود و واحدهای تولیدی بتوانند آسانتر به فعالیت ادامه دهند.
طبق دستور دادستان کشور ابلاغ شده به استانها، مصوبات ستاد تسهیل لازم الاجرا است و مدیرانی که از اجرای آن سرباز زنند متخلف شناخته میشوند.
احداث شهرک فناوری استان گیلان اولین شهرک بیوتکنولوژی فناورانه در کشور است که در مساحت ۲۴ هکتار احداث میشود و زمینه فعالیت هزار و ۹۰۰ متخصص را در این شهرک فراهم خواهد کرد.
سید عباس حسینی عصر سهشنبه در نشست با صنعتگران و بازرگانان و گفت وگوی دولت و بخش خصوصی در استانداری گیلان گفت:
۸:۲۰
ایرنا- عملیات اجرایی ساخت نخستین سایت شهرک فناوری کشور چهارشنبه ۹ اردیبهشت با حضور «سیدعباس حسینی» مشاور وزیر صمت و مدیرکل حوزه وزارتی صنعت، معدن و تجارت و «هادی حقشناس» استاندار گیلان در شهرک صنعتی سفیدرود رشت آغاز شد.
سید عباس حسینی گفت: ایجاد این شهرک مهم میتواند ضمن جذب و بکارگیری نخبگان صنعتی زمینه جهش صنعتی کشور را فراهم نماید.
سید عباس حسینی گفت: ایجاد این شهرک مهم میتواند ضمن جذب و بکارگیری نخبگان صنعتی زمینه جهش صنعتی کشور را فراهم نماید.
۱:۴۷
بازارسال شده از کانال رسمی ایمیدرو
#ایمیدرو_۲۴ساله_شد
۱۱ اردیبهشت، بیست و چهارمین سالروز تأسیس سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران ( #ایمیدرو ) گرامی باد
عضو کانالهای رسمی #ایمیدرو شوید:
پیام رسان ایتا
پیام رسان بله
#روابط_عمومی ایمیدرو
@IMIDRO
۱۱ اردیبهشت، بیست و چهارمین سالروز تأسیس سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران ( #ایمیدرو ) گرامی باد
۱۸:۲۷
🟢 ایمیدرو در بزنگاه پساجنگ؛ بازآرایی قدرت ملی ایران
به مناسبت ۱۱ اردیبهشت؛ سالروز تأسیس سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران
" />
سیّد عبّاس حسینی
دومین تهاجم وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران عزیز، صرفا یک رخداد نظامی نبود؛ این تقابل، ابعاد راهبردی گسترده داشت که یکی از مهمترین جلوههای آن، هدفگیری مستقیم زیرساختها و صنایع پایه کشور، بهویژه تولیدکنندگان آلومینیوم، فولاد و برخی واحدهای تخصصی معدنی بود. این واقعیت برای سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران یک پیام روشن داشت: در جنگهای جدید، صنایع معدنی و فلزی فقط پیشران اقتصادی نیستند، بلکه بخشی از مولفههای قدرت ملیاند.
این صنایع پیش از آن نیز در شرایط خاص فعالیت میکردند؛ ناترازی انرژی، محدودیتهای جذب سرمایه برای توسعه، فشار تحریمها و فاصله با فناوریهای نوین، مجموعهای از محدودیتها را شکل داده بود که مسیر توسعه را پیچیده میکرد. در چنین وضعیتی، بخشی از تحلیلها درباره آینده کشور و این صنایع، آینده را در هالهای از ابهام میبیند؛ اما آنچه در صحنه کلان جنگ رخ داد، با این تصویر فاصله دارد. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیک و بهرهگیری هوشمندانه از مزیتهای سرزمینی، نشان داد داراییهای طبیعی تنها زمانی به قدرت تبدیل میشوند که در سطح تصمیمگیری راهبردی معنا پیدا کنند. این تجربه برای بخش معدن نیز حامل یک درس مهم است: منابع، بهخودیخود مزیت نیستند؛ مزیت زمانی شکل میگیرد که منابع در قالب قدرت سازماندهی شوند. این تجربه، نشانهای از تغییری عمیقتر در سطح جهانی است. در سالهای اخیر، رقابت کشورها شکل متفاوتی پیدا کرده است. تمرکز بر منابع معدنی، بهویژه مواد حیاتی، در حال تبدیل شدن به یکی از محورهای اصلی قدرت است، همانگونه که قبل از استفاده ایران از موقعیت ویژه خود در تنگه هرمز، چین در اوج جنگ تعرفهای ترامپ، از سلاح ممنوعیت صادرات عناصر نادر خاکی برای شکست توطئه آمریکا بهره برد. در این فضا کشوری که زنجیره تامین مواد معدنی را در اختیار داشته باشد، توان اثرگذاری بر آینده فناوری و اقتصاد جهانی را خواهد داشت. این گزاره، امروز بیش از هر زمان دیگری قابل لمس است. فناوریهای پیشرفته بدون دسترسی پایدار به این مواد امکان تحقق ندارند.
همین واقعیت، اهمیت عناصر خاص و کمیاب را افزایش داده و آنها را به اهرمهای موثر در معادلات بینالمللی تبدیل کرده است. به همین دلیل است که تحلیلهای جدید، از تغییر ماهیت رقابت سخن میگویند و تاکید میکنند که نزاعها به عمق زمین منتقل شدهاند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی برای ایران این نیست که چه ذخایری در اختیار داریم، بلکه این است که با این ذخایر چه نقشی برای ایران در نظم جدید تعریف میکنیم. پاسخ به این پرسش، مستقیما به نقش نهادهایی مانند ایمیدرو مربوط میشود. دورهای که این سازمان صرفا بهعنوان مجری پروژههای توسعهای تعریف میشد، دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیست. اکنون با وضعیتی مواجه هستیم که در آن، معدن میتواند به یکی از پایههای قدرت ملی تبدیل شود و این تحول، نیازمند بازتعریف نقش ایمیدرو و تبدیل شدن آن به نهاد راهبر قدرت معدنی کشور است.
با این حال، این بازتعریف بدون مواجهه صریح با تجربه گذشته ممکن نیست. در سالهای اخیر، توسعه این بخش با محدودیتهایی همراه بوده است. مشارکت بخش خصوصی به سطحی که بتواند موتور محرک توسعه باشد نرسیده است. تمرکز بر اجرای پروژهها گاه جایگزین نگاه راهبردی شده و سیاستگذاری کلان و آیندهنگاری، آنگونه که تحولات جهانی اقتضا میکند، تقویت نشده است. پیوند میان معدن و فناوریهای پیشرفته، هنوز به یک رابطه ساختاری تبدیل نشده و فاصله با حوزههایی مانند مواد پیشرفته و عناصر نادر پابرجاست. در کنار این موارد، استمرار صادرات مواد اولیه و خامفروشی، توسعه نامتوازن صنایع پاییندستی و بهرهوری پایین در برخی فرآیندها، نشان میدهد که ظرفیتهای موجود بهطور کامل بالفعل نشدهاند. این تصویر، اگرچه انتقادی است، اما نقطه آغاز تحول نیز محسوب میشود. تجربه جهانی نشان میدهد که بحرانها، زمانی که با اراده اصلاح همراه شوند، میتوانند به سکوی جهش تبدیل شوند. اکنون، شرایط پساجنگ چنین ظرفیتی را در اختیار صنایع معدنی قرار داده است. بازسازی، در اینجا معنایی فراتر از احیای وضعیت گذشته دارد. آنچه اهمیت دارد، بازآرایی جایگاه، نقش و ساختارها، ارتقای سطح فناوری و حرکت به سمت تکمیل زنجیره ارزش است.
به مناسبت ۱۱ اردیبهشت؛ سالروز تأسیس سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران
دومین تهاجم وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران عزیز، صرفا یک رخداد نظامی نبود؛ این تقابل، ابعاد راهبردی گسترده داشت که یکی از مهمترین جلوههای آن، هدفگیری مستقیم زیرساختها و صنایع پایه کشور، بهویژه تولیدکنندگان آلومینیوم، فولاد و برخی واحدهای تخصصی معدنی بود. این واقعیت برای سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران یک پیام روشن داشت: در جنگهای جدید، صنایع معدنی و فلزی فقط پیشران اقتصادی نیستند، بلکه بخشی از مولفههای قدرت ملیاند.
این صنایع پیش از آن نیز در شرایط خاص فعالیت میکردند؛ ناترازی انرژی، محدودیتهای جذب سرمایه برای توسعه، فشار تحریمها و فاصله با فناوریهای نوین، مجموعهای از محدودیتها را شکل داده بود که مسیر توسعه را پیچیده میکرد. در چنین وضعیتی، بخشی از تحلیلها درباره آینده کشور و این صنایع، آینده را در هالهای از ابهام میبیند؛ اما آنچه در صحنه کلان جنگ رخ داد، با این تصویر فاصله دارد. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیک و بهرهگیری هوشمندانه از مزیتهای سرزمینی، نشان داد داراییهای طبیعی تنها زمانی به قدرت تبدیل میشوند که در سطح تصمیمگیری راهبردی معنا پیدا کنند. این تجربه برای بخش معدن نیز حامل یک درس مهم است: منابع، بهخودیخود مزیت نیستند؛ مزیت زمانی شکل میگیرد که منابع در قالب قدرت سازماندهی شوند. این تجربه، نشانهای از تغییری عمیقتر در سطح جهانی است. در سالهای اخیر، رقابت کشورها شکل متفاوتی پیدا کرده است. تمرکز بر منابع معدنی، بهویژه مواد حیاتی، در حال تبدیل شدن به یکی از محورهای اصلی قدرت است، همانگونه که قبل از استفاده ایران از موقعیت ویژه خود در تنگه هرمز، چین در اوج جنگ تعرفهای ترامپ، از سلاح ممنوعیت صادرات عناصر نادر خاکی برای شکست توطئه آمریکا بهره برد. در این فضا کشوری که زنجیره تامین مواد معدنی را در اختیار داشته باشد، توان اثرگذاری بر آینده فناوری و اقتصاد جهانی را خواهد داشت. این گزاره، امروز بیش از هر زمان دیگری قابل لمس است. فناوریهای پیشرفته بدون دسترسی پایدار به این مواد امکان تحقق ندارند.
همین واقعیت، اهمیت عناصر خاص و کمیاب را افزایش داده و آنها را به اهرمهای موثر در معادلات بینالمللی تبدیل کرده است. به همین دلیل است که تحلیلهای جدید، از تغییر ماهیت رقابت سخن میگویند و تاکید میکنند که نزاعها به عمق زمین منتقل شدهاند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی برای ایران این نیست که چه ذخایری در اختیار داریم، بلکه این است که با این ذخایر چه نقشی برای ایران در نظم جدید تعریف میکنیم. پاسخ به این پرسش، مستقیما به نقش نهادهایی مانند ایمیدرو مربوط میشود. دورهای که این سازمان صرفا بهعنوان مجری پروژههای توسعهای تعریف میشد، دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیست. اکنون با وضعیتی مواجه هستیم که در آن، معدن میتواند به یکی از پایههای قدرت ملی تبدیل شود و این تحول، نیازمند بازتعریف نقش ایمیدرو و تبدیل شدن آن به نهاد راهبر قدرت معدنی کشور است.
با این حال، این بازتعریف بدون مواجهه صریح با تجربه گذشته ممکن نیست. در سالهای اخیر، توسعه این بخش با محدودیتهایی همراه بوده است. مشارکت بخش خصوصی به سطحی که بتواند موتور محرک توسعه باشد نرسیده است. تمرکز بر اجرای پروژهها گاه جایگزین نگاه راهبردی شده و سیاستگذاری کلان و آیندهنگاری، آنگونه که تحولات جهانی اقتضا میکند، تقویت نشده است. پیوند میان معدن و فناوریهای پیشرفته، هنوز به یک رابطه ساختاری تبدیل نشده و فاصله با حوزههایی مانند مواد پیشرفته و عناصر نادر پابرجاست. در کنار این موارد، استمرار صادرات مواد اولیه و خامفروشی، توسعه نامتوازن صنایع پاییندستی و بهرهوری پایین در برخی فرآیندها، نشان میدهد که ظرفیتهای موجود بهطور کامل بالفعل نشدهاند. این تصویر، اگرچه انتقادی است، اما نقطه آغاز تحول نیز محسوب میشود. تجربه جهانی نشان میدهد که بحرانها، زمانی که با اراده اصلاح همراه شوند، میتوانند به سکوی جهش تبدیل شوند. اکنون، شرایط پساجنگ چنین ظرفیتی را در اختیار صنایع معدنی قرار داده است. بازسازی، در اینجا معنایی فراتر از احیای وضعیت گذشته دارد. آنچه اهمیت دارد، بازآرایی جایگاه، نقش و ساختارها، ارتقای سطح فناوری و حرکت به سمت تکمیل زنجیره ارزش است.
۲۰:۲۴
صفحه شخصی سید عباس حسینی
🟢 ایمیدرو در بزنگاه پساجنگ؛ بازآرایی قدرت ملی ایران به مناسبت ۱۱ اردیبهشت؛ سالروز تأسیس سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران
" />
سیّد عبّاس حسینی دومین تهاجم وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران عزیز، صرفا یک رخداد نظامی نبود؛ این تقابل، ابعاد راهبردی گسترده داشت که یکی از مهمترین جلوههای آن، هدفگیری مستقیم زیرساختها و صنایع پایه کشور، بهویژه تولیدکنندگان آلومینیوم، فولاد و برخی واحدهای تخصصی معدنی بود. این واقعیت برای سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران یک پیام روشن داشت: در جنگهای جدید، صنایع معدنی و فلزی فقط پیشران اقتصادی نیستند، بلکه بخشی از مولفههای قدرت ملیاند. این صنایع پیش از آن نیز در شرایط خاص فعالیت میکردند؛ ناترازی انرژی، محدودیتهای جذب سرمایه برای توسعه، فشار تحریمها و فاصله با فناوریهای نوین، مجموعهای از محدودیتها را شکل داده بود که مسیر توسعه را پیچیده میکرد. در چنین وضعیتی، بخشی از تحلیلها درباره آینده کشور و این صنایع، آینده را در هالهای از ابهام میبیند؛ اما آنچه در صحنه کلان جنگ رخ داد، با این تصویر فاصله دارد. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیک و بهرهگیری هوشمندانه از مزیتهای سرزمینی، نشان داد داراییهای طبیعی تنها زمانی به قدرت تبدیل میشوند که در سطح تصمیمگیری راهبردی معنا پیدا کنند. این تجربه برای بخش معدن نیز حامل یک درس مهم است: منابع، بهخودیخود مزیت نیستند؛ مزیت زمانی شکل میگیرد که منابع در قالب قدرت سازماندهی شوند. این تجربه، نشانهای از تغییری عمیقتر در سطح جهانی است. در سالهای اخیر، رقابت کشورها شکل متفاوتی پیدا کرده است. تمرکز بر منابع معدنی، بهویژه مواد حیاتی، در حال تبدیل شدن به یکی از محورهای اصلی قدرت است، همانگونه که قبل از استفاده ایران از موقعیت ویژه خود در تنگه هرمز، چین در اوج جنگ تعرفهای ترامپ، از سلاح ممنوعیت صادرات عناصر نادر خاکی برای شکست توطئه آمریکا بهره برد. در این فضا کشوری که زنجیره تامین مواد معدنی را در اختیار داشته باشد، توان اثرگذاری بر آینده فناوری و اقتصاد جهانی را خواهد داشت. این گزاره، امروز بیش از هر زمان دیگری قابل لمس است. فناوریهای پیشرفته بدون دسترسی پایدار به این مواد امکان تحقق ندارند. همین واقعیت، اهمیت عناصر خاص و کمیاب را افزایش داده و آنها را به اهرمهای موثر در معادلات بینالمللی تبدیل کرده است. به همین دلیل است که تحلیلهای جدید، از تغییر ماهیت رقابت سخن میگویند و تاکید میکنند که نزاعها به عمق زمین منتقل شدهاند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی برای ایران این نیست که چه ذخایری در اختیار داریم، بلکه این است که با این ذخایر چه نقشی برای ایران در نظم جدید تعریف میکنیم. پاسخ به این پرسش، مستقیما به نقش نهادهایی مانند ایمیدرو مربوط میشود. دورهای که این سازمان صرفا بهعنوان مجری پروژههای توسعهای تعریف میشد، دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیست. اکنون با وضعیتی مواجه هستیم که در آن، معدن میتواند به یکی از پایههای قدرت ملی تبدیل شود و این تحول، نیازمند بازتعریف نقش ایمیدرو و تبدیل شدن آن به نهاد راهبر قدرت معدنی کشور است. با این حال، این بازتعریف بدون مواجهه صریح با تجربه گذشته ممکن نیست. در سالهای اخیر، توسعه این بخش با محدودیتهایی همراه بوده است. مشارکت بخش خصوصی به سطحی که بتواند موتور محرک توسعه باشد نرسیده است. تمرکز بر اجرای پروژهها گاه جایگزین نگاه راهبردی شده و سیاستگذاری کلان و آیندهنگاری، آنگونه که تحولات جهانی اقتضا میکند، تقویت نشده است. پیوند میان معدن و فناوریهای پیشرفته، هنوز به یک رابطه ساختاری تبدیل نشده و فاصله با حوزههایی مانند مواد پیشرفته و عناصر نادر پابرجاست. در کنار این موارد، استمرار صادرات مواد اولیه و خامفروشی، توسعه نامتوازن صنایع پاییندستی و بهرهوری پایین در برخی فرآیندها، نشان میدهد که ظرفیتهای موجود بهطور کامل بالفعل نشدهاند. این تصویر، اگرچه انتقادی است، اما نقطه آغاز تحول نیز محسوب میشود. تجربه جهانی نشان میدهد که بحرانها، زمانی که با اراده اصلاح همراه شوند، میتوانند به سکوی جهش تبدیل شوند. اکنون، شرایط پساجنگ چنین ظرفیتی را در اختیار صنایع معدنی قرار داده است. بازسازی، در اینجا معنایی فراتر از احیای وضعیت گذشته دارد. آنچه اهمیت دارد، بازآرایی جایگاه، نقش و ساختارها، ارتقای سطح فناوری و حرکت به سمت تکمیل زنجیره ارزش است.
همین مولفه مهم و توان مردمی، اگر بهدرستی به حوزه اقتصاد هدایت شود، میتواند نقش متفاوتی ایفا کند. مدلهای جدید مشارکت مردمی و خصوصی در تامین مالی، در شکلگیری پروژهها و در توسعه فعالیتهای پاییندستی، میتواند شتابی ایجاد کند که با روشهای متعارف بهدست نمیآید.
در چنین چارچوبی، ایمیدرو از یک نهاد توسعهای به یک نهاد راهبر زنجیره ارزش ارتقا خواهد یافت و زنجیره ارزش معدنی را در سطح ملی هدایت خواهد کرد، اولویتهای راهبردی را مشخص میسازد و پیوند میان منابع، فناوری و بازار را برقرار میکند. چنین نقشی، مستلزم آن است که ایمیدرو بهعنوان یکی از ابزارهای قدرت ملی دیده شود، نه صرفا یک نهاد اجرایی. امروز صنعت و معدن ایران در نقطه انتخاب قرار گرفته است. میتوان صرفا به ترمیم وضعیت موجود اندیشید یا میتوان این مقطع را به فرصتی برای بازتعریف نقش تاریخی این بخش تبدیل کرد. باور دارم اگر این مسیر با تصمیمگیری دقیق، جسارت نهادی و نگاه راهبردی دنبال شود، صنایع معدنی کشور میتوانند فراتر از یک بخش اقتصادی، به یکی از ستونهای اصلی قدرت ایران در نظم جدید جهانی تبدیل شوند.
۲۰:۲۸
و روز معلم برای من دو طعم دیگر نیز دارد؛اول آنکه پدر عزیزم معلم بود و سایه پدرانهاش بر سر ما رنگ معلمی هم داشت، خدا سایهاش را مستدام بدارد.دوم اینکه چند سالی خود توفیق معلمی داشتم و کار معلمی نه تنها پرورشدهنده دانش آموزان که پرورشدهنده و تعالیبخش خود معلم نیز هست.
۱۲ اردیبهشت روز معلم بر همه معلمان و استادان سرزمین خدایی ایران و در صدر همه رهبر شهیدمان که پرورش دهنده جوانان افتخارآفرین امروز ایران است، مبارک باد.
۱۶:۰۶
@s_abbas_Hosseini
۱۹:۴۷