بله | کانال پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)
عکس پروفایل پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)پ

پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)

۴۰۳ عضو
thumbnail
undefinedسلسله نشست‌های «تحلیل جنگ رمضان»
undefined نشست هفتم: «جامعه‌شناسی جنگ: دلالت‌های جامعه‌شناختی میدان و خیابان در جنگ رمضان»
undefined با حضور: دکتر حمید دهقانیانمدیر اندیشکده «مطالعات ایران» پژوهشکده شهید صدر، دانشگاه جامع امام حسین (ع)
undefined زمان: شنبه ۸ فروردین ماه ۱۴۰۵ ساعت ۲۱
undefinedلینک برگزاری نشست در روبیکا
https://rubika.ir/joing/JIDFFFBA0JGNXWAKOHWHMBLDBYSGPWTGundefinedمعاونت سیاسی دانشگاه
  ┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۲۰:۲۳

undefined*این سیاه رویان نجدی* undefined محسن جبارنژاد (پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات ایران)
undefinedترامپ امشب رسما در نطق خود، از بن‌سلمان بابت کمک در تجاوز علیه ایران تشکر کرد! او گفت : " می‌خواهم از کل پادشاهی عربستان سعودی تشکر کنم؛ آنها بسیار کمک کرده‌اند، بر خلاف ناتو!"
undefinedامام خمینی (ره ) زمانی در کشف الاسرار، تعبیر سیاه رویان نجدی را برای تخم و ترکه ی ابن تیمیه که امثال همین بن سلمان خبیث اند، استفاده کرد. تعبیری که برازنده بن سلمان این سرفتنه اوباش و همخرقه قلاش است. او و دار و دسته ی سعودی، حقیقتا سیاه رویان ابدی تاریخ اند.
undefinedاین سیه رویی و بدطینتی را در جنگ قبلی لبنان نیز دیده بودیم. آن زمان نیز سید حسن نصرالله گفته بود که عربستان سعودی از آمریکایی ها خواسته که شخص او را ترور کنند و در صورت وقوع جنگ حاضر است هزینه های جنگ را بپردازد. در آن جنگ هم دیدیم که چگونه این گاو شیرده آمریکا، هزینه های جنگ لبنان را به اسراییل پرداخت و مباشر ترور این سید محتشم و گوهر بی مانند لبنان شد و برای خود، سیه رویی خرید.
undefinedپیشتر نیز رهبر شهید انقلاب صراحتا و به درستی دولت سعودی را دولتی خبیث، دیکتاتور و فاسد معرفی کرده بود. سعودی، کلکسیونی از خباثت است. هر کاری را تا کنون توانسته و از دستش برآمده، علیه ایران انجام داده است. آخرینش همین است که در حالی که ظاهرا حتی ناتو هم آمریکا را جواب کرده، اما این سعودی است که حاضر شده شریک جنایت های آمریکا علیه مردم ایران شود. باید تدبیری اساسی برای تنبیه این گاو شیرده و البته بزدل آمريکا در منطقه، اندیشید.
undefined اندیشکده مطالعات ایران  ┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۸:۱۹

undefinedجنگ و آغوش بی‌بدیلِ مادرundefinedمحمد حسین شاه آبادی
اینکه تربیت بیشتر مردانه است یا زنانه، بین اندیشمندان اختلاف است. عموم افراد تربیت را زنانه می‌دانند و به اثربخشی مادران و معلمان مهدکودک که غالبا خانم هستند اشاره می‌کنند. بی‌ربط هم نیست، بعید است که مردی ادعا کند بهتر از زنان می‌تواند تربیت کند.
اما یک جای کار اشتباه است. مسئولیت تربیت با انجام فعالیت تربیتی متفاوت است. به نظر می‌رسد که خدای حکیم مسئولیت تربیت را به عهده مرد گذاشته و توان اجرای تربیت را بیشتر به زنان داده است؛ مخصوصا در تربیت بچه‌های خردسال.
حالا این مرد است که باید ببیند چه کسی می‌تواند بهترین مربی فرزندش باشد و همین می‌تواند یک معیار مهم برای انتخاب همسر باشد چرا که خانواده مهم‌ترین محیط تربیتی است که مدیرش مرد و مجری تربیتش زن است . سایر محیط‌های تربیتی مثل مهد کودک و مدرسه و مسجد هم در بهترین حالت با مدیریت مردان و اجرای زنان به موفقیت می‌رسند هر چند که حالات دیگر هم قابل اجرا است.
با همه این احوال، هر مردی می‌داند که هیچ آغوشی بهتر از آغوش یک مادر، مامن آرامش‌بخش برای یک کودک نیست. در این شب‌ها و روزهای پراضطراب جنگ، از نقش بی‌بدیل این آغوش نباید غافل شد. جمع‌های خانوادگی و حضور افراد در کنار هم جزو واجبات این ایام است که در زمان غیبت پدر- مخصوصا پدران رزمنده- از نان شب واجب‌تر است.
undefined اندیشکده خانواده پژوهشکده شهید صدر
  ┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۷:۴۴

undefined همبستگی اجتماعی در شرایط بحران: نقش سرمایه مردمی در تاب‌آوری امنیت ملی در برابر تهدیدات فرامرزیundefinedاحمد محمدی پژوهشگر حکمرانی مردمی
undefinedتاریخ ایران گواهی است بر این واقعیت که در مقاطع حساس و بحرانی، به‌ویژه هنگام تهدیدات خارجی از سوی کشورهای بیگانه «ظرفیت اجتماعی» به‌عنوان مهم‌ترین سرمایه کشور عمل کرده است. پشتیبانی مردمی از حاکمیت در جنگ و مواجهه با تهدیدات نظامی، پدیده‌ای چندوجهی است که ریشه در مؤلفه‌های تاریخی، فرهنگی، اعتقادی و عقلانیت معطوف به امنیت جمعی دارد. در این جا سعی میشود ابعاد مختلف این مشارکت ملی را واکاوی نماییم .۱. بازتولید «انسجام موقعیتی» در مواجهه با تهدید خارجیبر اساس نظریه «همبستگی » امیل دورکیم، در جوامعی که با یک تهدید بیرونی مشترک روبه‌رو می‌شوند، آگاهی جمعی تقویت شده و مرزهای «درون گروهی» مستحکم می‌گردد. تجربه جنگ اخیر هم به خوبی نشان داد که جنگ تحمیلی دشمنان خارجی بر ملت ایران ، منجر به کاهش قطبی‌سازی‌های درونی و ظهور یک «انسجام موقعیتی» شد. این انسجام که فراتر از سلایق سیاسی تعریف می‌شود، بر مبنای «هویت ملی» و «حاکمیت سرزمینی» شکل گرفته است.در این فضا، ساختارهای اجتماعی در یک همگرایی بی‌سابقه، کارکرد بسیج اجتماعی را ایفا کردند. این همبستگی نه از سر اجبار، بلکه مبتنی بر ادراک مشترک از تهدید و تعهد به تمامیت ارضی شکل گرفت.۲. تاب‌آوری اقتصادی مردمیدر نظریه‌های مدیریت بحران، «تاب‌آوری اقتصادی» یک جامعه تنها به بودجه دولت محدود نمی‌شود، بلکه به «سرمایه اجتماعی» و مشارکت مردم وابسته است. در جریان تهدیدات اخیر، اشکال مختلفی از مشارکت اقتصادی مردمی را به وضوح در بین مردم می شود به چشم دید . مشارکت در طرح هایی همچون ایران همدل و یا مشارکت های مردمی در محلات مختلف کشور در این شب و روزها کاملا مشهود است . حتی در اوضاع اقتصادی این روزها هم برپایی ایستگاه های صلواتی و پشتیبانی مردمی در سنگر های محلی مثل مساجد نمونه های بارز از این تاب آوری و مشارکت مالی است . این اقدامات ضمن کاهش بار روانی بحران، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی را ارتقا می دهد . ۳. همپوشانی کنش جمعی و ساختار حاکمیتدر جامعه‌شناسی سیاسی، «مشروعیت» یک نظام تا حد زیادی به توانایی آن در تأمین امنیت و پاسخگویی به نیازهای جمعی در بحران‌ها وابسته است. همراهی مردم با حاکمیت در این برهه، نمونه ای از یک «پیمان امنیتی نانوشته» بود که در سه سطح قابل تحلیل است:سطح نمادین: حضور گسترده در راهپیمایی‌های محکومیت اقدامات دشمن (مانند مراسم تشییع شهدا و تظاهرات روز قدس)، کارکرد «بازدارندگی اجتماعی» داشت. تحلیلگران ارتباطات سیاسی، این حضور را به‌مثابه «اقناع افکار عمومی جهانی» و خنثی‌سازی عملیات روانی دشمن تعبیر می‌کنند.سطح عملیاتی: آمادگی مردم برای مشارکت در طرح‌های دفاعی و آمادگی برای حضور در میدان های مختلف دفاع از میهن نشان‌دهنده نهادینه‌شدن مفهوم «امنیت همگانی» است.۴. همدلی به‌مثابه سرمایه اجتماعی راهبردییکی از برجسته‌ترین مؤلفه‌های این پشتیبانی، ظهور «همدلی جمعی» بود. در شرایطی که دشمن راهبرد «تفرقه و حکمرانی» را در پیش گرفته بود، شبکه‌های محلی و گروه های مرجع محلی در شهرهای مختلف با روایت‌های حضور و همدلی وحدت مثال زدنی را در خیابان و محلات و میادین شهرها ساختند و می سازند. در شرایط تهدید وجودی، هنجارهای نوع‌دوستی جایگزین رقابت‌های روزمره می‌شود. این همدلی در این شب و رزوهای جنگ تجلی یافت و مردم به خوبی این وحدت و همدلی را به نمایش گذاشتند. واکنش مردم ایران به تهدیدات اخیر، یک کنش عاطفی زودگذرنیست ، بلکه مبتنی بر عقلانیت جمعی و تجربه تاریخی است . ملت ایران نشان داد که علیرغم تنوع سلیقه‌های سیاسی و اجتماعی، در مسئله «امنیت ملی» و «مقابله با سلطه‌گری خارجی» به یک اجماع پایدار دست یافته است.این اجماع، حاصل تعامل دیالکتیکی میان «حاکمیت» و «ملت» است؛ جایی که حاکمیت با اتکا به اصل «جمهوری بودن»، بستر مشارکت را فراهم می‌کند و ملت نیز با «تکلیف‌گرایی» و «وطن‌پرستی»، پشتیبان حاکمیت در لحظات حساس تاریخی است.مطالعه علمی نقش مردم در پشتیبانی از کشور در برابر تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی، گویای این واقعیت است که قدرت نرم ایران، مرهون «انسجام اجتماعی» و «تاب‌آوری جمعی» آن است.همراهی با حاکمیت، حضور در صحنه‌های عمومی و همدلی ایجادشده، همگی نشانه‌هایی از یک «ملت یکپارچه» است که علی‌رغم تلاش دشمنان برای القای تقابل و ناامیدی، ثابت کرد سرمایه اجتماعی، اصلی‌ترین پشتوانه امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران است.در این الگوی مشارکت مردم نه صرفاً به‌عنوان «مخاطب امنیت»، بلکه به‌عنوان «تولیدکننده امنیت» ایفای نقش می‌کنند. ┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۲:۲۱

undefinedتاملی بر مؤلفه‌های بسیج مردمی و سازمان‌دهی شبکه‌ای و اجتماعی در جنگ
undefinedاحمد محمدی پژوهشگر حکمرانی مردمی
undefinedدر پارادایم‌های نوین ، که شاهد گذار از جنگ‌های کلاسیک به جنگ‌های ترکیبی و نامتقارن می باشیم ، سرمایه اجتماعی و سازمان‌دهی مردمی نه به‌عنوان یک پیوست، بلکه به‌عنوان رکن اصلی دکترین دفاعی مطرح می‌شود. برای واکاوی این موضوع، شناخت راهبردی نیروهای خودی و دشمن، گذار از تجمع به شبکه‌های سلولی، شناسایی و فعال‌سازی ظرفیت‌های انسانی، تقویت زیرساخت‌های عاطفی، فرهنگی و اجتماعی، و همچنین رسیدن به الگوی نقش‌دهی و بروز استعدادهای انسانی از طریق ارتباط، اتصال و ایجاد حرکت جمعی، امری مهم و قابل‌اعتنا است .تحولات جنگ امروز به‌خوبی نشان می‌دهد که دشمنان راهبردی ملت ایران، در کنار جنگ نظامی و همه‌جانبه، با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و جنگ روانی، تلاش در گسست پیوندهای اجتماعی در صحنه نبرد را دارند. در این اتمسفر، صرفِ اتکا به سخت‌افزارهای نظامی کافی نیست. تجربه نبردهای اخیر (از جمله غزه، لبنان و جنگ دوازده‌روزه) ثابت کرده است که پیروزی اصلی در میدان جنگ نرم، در گرو «سازمان‌دهی نرم» عناصر جامعه است. مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان پراکندگی اجتماعی را به همبستگی اجتماعی تبدیل و این همبستگی را عملیاتی نمود؟ در این میان، نیروهای پنهان جامعه باید در یک آرایش دفاعی منسجم قرار گیرند تا با ایجاد یک حرکت عمومی، این توان بالقوه در میدان بالفعل شود. اولین گام در این مسیر، شناخت دقیق دارایی‌های انسانی است. دشمن در جنگ‌های ترکیبی، هدف‌گیری خود را بر روی ایجاد گسست بین افراد جامعه قرار داده است . undefinedتجربه سی شبانه‌روز اخیر و حضور مردم در میدان به‌خوبی نشان می‌دهد که انبوه جمعیت بدون ساختار ارتباطی، کارکرد اجتماعی پایدار ندارند. کلید موفقیت، ایجاد «اتصال معنادار» میان کنشگران در میدان است. برای این مهم، باید به الگوی موفق در جنگ‌های نامتقارن، تشکیل سلول‌های مستقل، دست یافت. در این الگو، هر سلول دارای استقلال عملیاتی است اما در یک شبکه کلان تعریف می‌شود. این ساختار شبیه به سیستم ایمنی بدن عمل کرده و با حذف بخشی از شبکه، کل سیستم فلج نمی‌شود. قدرت واقعی در «گعده‌های مردمی» و تعاملات چهره‌به‌چهره نهفته است. همان‌گونه که در تجربه لبنان مشاهده شد، قطع ارتباطات دیجیتال منجر به فروپاشی نشد، زیرا کانال‌های ارتباطی انسانی و محلی فعال بودند. ایجاد «تالارهای گفت‌وگو» در محلات می‌تواند به‌عنوان زیرساختی برای انتقال اطلاعات و مدیریت شایعات در زمان بحران عمل کند. سازمان‌دهی اجتماعی در محلات باید گسترش یافته و شامل همه شود و نباید محدود به نیروها و افراد خاص گردد.ظرفیت‌های عظیمی در لایه‌های پنهان جامعه وجود دارد که نیازمند جهت‌دهی است. به‌عنوان مثال، دانش‌آموزان جمعیت قابل‌توجهی را به خود اختصاص می‌دهند؛ که دارای بلوغ فکری و توانایی عملیاتی بالایی هستند. در مورد زنان و مادران نیز نقش‌آفرینی فراتر از پشتیبانی عاطفی است. تشکیل یگان‌های ویژه بانوان در حوزه‌های امدادی، اطلاعاتی، فرهنگی و پشتیبانی، ضمن افزایش تاب‌آوری خانواده، بار عملیاتی نیروهای مرد را کاهش می‌دهد. بخش مهمی از جنگ امروز، جنگ روایت و اراده‌هاست. مؤلفه بسیج مردمی و نسبت آن با این بخش از جنگ، یا مشخص نبوده و یا نتوانسته است اقدام دقیق، نقطه‌زن و جدی را رقم بزند؛ لذا ضروری است یکی از بخش‌های مهم این بسیج مردمی به این امر اختصاص یابد. جنگ مدرن، جنگ روایت‌ها و اراده‌هاست و ضعف در تولید محتوای فرهنگی می‌تواند دستاوردهای میدانی را خنثی کند. مقایسه تولیدات رسانه‌ای داخلی با نمونه‌های جهانی، نشان‌دهنده شکاف در «دیپلماسی عمومی» است. نیاز به بازآفرینی حماسه‌های دفاعی با زبان هنر روز ضروری می‌نماید. رسیدن به الگوی حرکت عمومی برای بازتولید روایت در این میدان و تقویت اراده عمومی در بین همه هم‌وطنان، از راهبردهای اصلی این بخش است.در ایجاد این حرکت، باید به جای طرد اقشار مختلف با ظواهر متفاوت، بر «وفاداری و کارآمدی» تمرکز کرد. ایجاد فضای گفت‌وگو، فضاهای عاطفی و همدلی، و استفاده از ظرفیت همه افراد محلی می‌تواند شکاف‌ها را به سرمایه اجتماعی تبدیل کند. در نهایت، تحلیل وضعیت موجود حاکی از آن است که امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران، مرهون گذار از «امنیت دولت‌محور» به «امنیت جامعه‌محور» است. در نهایت، پیروزی در نبردهای آینده، نه صرفاً در میدان نبرد سخت، بلکه در گروِ توانایی در سازمان‌دهی، حفظ انسجام و مدیریت هوشمندانه سرمایه‌های انسانی در بستر جامعه خواهد بود.
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۲:۲۷

undefined تنگه قدرت ایران، عرصه رقابت و فرسایش ایالات متحده و چین در شکل گیری نظم جدید جهانی
undefined دکتر مجتبی صمدی، پژوهشگر مسائل بین الملل
undefinedشاید در نگاه نخست شکل گیری وجنگ افروزی از سوی جبهه امریکایی و صهیونیستی را اقدامی برای مقابله با قدرت مقاومت ایران و به نوعی شهوت دونالد ترامپ برای دستیابی به یک پیروزی هالیوودی با ضربه برق آسا به نظام ایران و بر هم خوردن انسجام فرماندهی و انسجام اجتماعی ایران تصویر کرد اما آنچه که بعد از شکست این طراحی و هدف راهبردی آمریکایی و صهیونیستی بروز کرد. ظهور ابعاد جدیدی از پیامدهای این جنگ است که می تواند بستر قدرت و بازسازی قدرت ایرانی باشد.undefinedاز یک سو محور ضدآمریکایی ایران، چین و روسیه قرار دارند که گرچه در راهبردها و نحوه مواجهه با امریکا آن انسجام را به در شروع و ادامه جنگ میان این سه قدرت شاهد نیستیم، قرار دارند. آمریکایی به نوعی با حمله به تلاشی برای هجمه به این محور داشتند اما نوع نگاه و انگاره های هر یک نشان می دهد که حداقل دو کشور چین و روسیه به نوعی این جنگ و فرسایشی شدن آن را به نوعی دارای سود در مسیر اهداف و راهبردهای خود در عرصه بین الملل، نظم جهانی و در مواجهه با ایالات متحده می دانستند و علی رغم وجهه ضد امریکایی گرفتن به نوعی از قربانی شدن ایران سود راهبردی می بردندف چنانکه شرایط برای فرسایش و بی اعتباری و حتی ارزیابی و محک زدن امریکایی ها در یک میدان جنگی می توانست زمینه ساز اهداف نظم بخشی آینده انعها باشد و از سوی دیگر روس ها نیز در بحران اکراین می توانست میدان را در فرسودگی ایالات متحده در اختیار بگیرند.undefinedدر طرف دیگر این معادله بین المللی ایالات متحده قرار دارد که گرچه به اهداف راهبردی اش یعنی تغییر نظام سیاسی دست نیافت اما بسته شدن تنگه هرمز علی رغم آسیب هایی که در وجه اعتبار و قدرت کنترل منطقه غرب آسیا برای آنها در پی داشت، اما با گذشت زمان یک سیاست و راهبرد را برای آنها مجددا پر رنگ کرد و استفاده از بسته بودن تنگه هرمز در مسیر و ارزیابی سیاست مهار چین بود چنانکه ایلان برمن معاون شورای سیاست خارجی آمریکا در واشنگتن اشاره دارد که وقتی چین از 5.35 میلیون بشکه نفتی که روزانه از این تنگه بدست می آورد باید به 1.22 میلیون بشکه بسنده کند، نشان می دهد که خود این مساله می تواند به ابزاری برای فشار و مهار چینی ها بدل شود.undefined جنگ رمضان که ما در میانه ان قرار داریم نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران تنگه ای را در اختیار گرفته که می تواند برگ های بازی را برای بازیابی و ایجاد جایگاه قدرت منطقه ای و بین المللی و بازیگری فعال ایران در جنگی که دیر یا زود به پایان می رسد و از آن یک نظم جدید جهانی سربرخواهد اورد، ایجاد کند و در این بین نه شرقی و نه غربی بودن جمهوری اسلامی را در عرصه جهانی هویدا سازد.
  ┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۵:۲۷

undefinedپیوند خیابان و میدان: بازخوانی نیروی معنایی حضور جمعی ملت ایران
undefined محمدصادق تقی زاده طبری
undefinedدر سنت فرهنگی و اجتماعی ایران، خیابان بخشی از هویت زنده شهری و آیینه‌ای از پیوستگی زندگی جمعی است. حضور هرشبِ مردم ایران در این فضا، جلوه‌ای از روح فعال، شجاعت در زیست اجتماعی و پیوند دیرینه ایرانیان با یکدیگر و هم‌سرنوشتی ملی است. این حضور پایدار، نوعی نیروی معنایی تولید می‌کند که در لحظات دشوار و میدان‌های پرچالش، به‌صورت پشتوانه‌ای درونی برای نیروهای متخصص و فعالان عرصه‌های حساس جلوه‌گر می‌شود. در واقع میدان، ادامه طبیعی خیابان است؛ زیرا کسانی که در عرصه‌های دشوار فعالیت می‌کنند، از دل همین جامعه‌ای می‌آیند که هر شب در خیابان‌هایش جریان زندگی جاری است. پیوند میان این دو فضا را می‌توان بر پایه چهار مؤلفه هویت‌ساز ایرانی تبیین کرد.undefined*نخست، سرمایه روانی جمعی ملت ایران است؛* احساسی از باهم‌بودن که از حضور هم‌زمان مردم در فضاهای شهری زاده می‌شود. این سرمایه، ریشه در تاریخ طولانی همزیستی، یاری متقابل و همدلی ایرانیان دارد و در میدان‌های دشوار به نیرویی آرام‌بخش و استوار تبدیل می‌شود، زیرا فعالان آن میدان می‌دانند که پشتوانه‌شان جامعه‌ای است که هر شب با چهره‌ای زنده و پویا در خیابان حضور دارد.undefined*دوم، سرمایه مشروعیت فرهنگی و اخلاقی است که حضور پیوسته مردم در خیابان‌های ایران تولید می‌کند.* این حضور نشانه‌ای از اعتماد به زندگی جمعی و پایبندی به ثبات اجتماعی است؛ پدیدآورنده احساسی که به رزمندگان اسلام در میدان منتقل می‌شود و فعالیت آنان را در امتداد نیازها، امنیت و آرامش همین مردم قرار می‌دهد. این مشروعیت، برخاسته از فرهنگ دیرینه ایرانی است؛ فرهنگی که همواره پشتیبان کوشش صادقانه و خدمت مسئولانه بوده است.undefinedسوم، سرمایه انسجام و اعتماد اجتماعی است که خیابان‌های ایران، شب‌به‌شب آن را بازآفرینی می‌کنند. تعاملات آرام و حضور گسترده مردم، شبکه‌ای از نظم پنهان ایجاد می‌کند که نیروهای مومن فعال در میدان‌های علیه استکبار جهانی و رژیم منحوس صهیونی از آن بهره می‌گیرند. آنان بر این واقعیت اتکا دارند که جامعه‌ای مستحکم، هماهنگ و پیوسته با اتکا به خداوند پشت سرشان جریان دارد؛ جامعه‌ای که حضور خود را در استمرار زندگی جمعی با دعا و استغاثه و طلب نصرت الهی برای رزمندگان اسلام آشکار می‌کند.undefined چهارم، سرمایه معنایی و هویتی ایرانی است؛ همان روحیه دیرینه‌ای که ایرانیان را به پایداری، شجاعت و ترک‌نکردن میدان زندگی شهر پیوند می‌دهد. خیابان‌های ایران هر شب صحنه‌ای از این هویت‌اند: حضور آرام اما استوار مردمی که شهر را رها نمی‌کنند و زندگی را با شجاعت، پیوستگی و غرور فرهنگی ادامه می‌دهند. نیروهای مسلح در میدان از این سرچشمه هویتی انرژی مضاعف می‌گیرند؛ زیرا میدان آنان بخشی از همان سرزمین معنایی است که خیابان هر شب آن را بازآفرینی می‌کند.به این ترتیب، خیابان و میدان در فرهنگ ایرانی دو بخش از یک واقعیت واحدند: خیابان با حضور زنده مردم، روان و معنا و اعتماد می‌سازد، و میدان این نیرو را در لحظات حساس به کنش تبدیل می‌کند. هرچه خیابان‌های ایران سرزنده‌تر و آکنده‌تر از حضور مردم باشند، میدان نیز استوارتر و معناخیزتر می‌گردد؛ زیرا *جانِ میدان از نفسِ مردم برمی‌خیزد و شجاعت آنان از دل همان خیابان‌هایی می‌جوشد که هر شب با قدم‌های ملت مظلوم و مقتدر ایران اسلامی روشن می‌شود*.┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۲۰:۰۶

undefined*قهرمان تاریخ، امام شهید و نبرد حق*undefinedیادداشت لیلی مقیمی عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی سوره:undefinedدر بحث فلسفه تاریخ، بحثی که تئوریسین های فلسفه تاریخ می کنند این است که بعضی می گویند تا شرایط مهیا نباشد شخصیت امکان بروز و ظهور پیدا نمی کند و روح زمانه آدم شرایط خودش را می سازد و در درازمدت شخصیت نیست که تاریخ را می سازد تاریخ است که شخصیت های مدنظر خودش را می سازد یا زمینه را برای بروز و ظهورش فراهم می کند. در کوتاه مدت لحظاتی داریم، مقاطعی داریم که شخصیت ها حضورشان سرنوشت ساز و تعیین کننده است، به اعتقاد من در شرایط امروز ایران، وجود حضرت آقا یک چیز خاص است و الان خیلی خاص، در شرایط پیچیده سیاسی ایران و شرایطی که در منطقه داریم وجود ایشان یک امر معجزه آسا ست و خیلی از روندها منوط به حضور ایشان است (خیلی خاص)، یک موقع هایی در تاریخ اینطوری می شود(بیانات استاد شهریار زرشناس، جزوه کلاس اعضای هیات علمی، ۱۵ بهمن ۱۴۰۳) undefinedوجود و زنده بودن حضرت آقا (امام شهید) عین تعلق به وجود حق و مسبب نزدیک نمودن تاریخ به عاقبت کار خود است.مردم ایران وارد ساحت وقت شده اند و امکان تفکر حقیقی برایشان فراهم شده است، آنان با اراده و اختیار خود در خیابان ها و میدان ها حول محور حق اجتماع می کنند، به بالاترین قدرت می رسند، اراده آنان معطوف به قدرت حق تعالی است و ایران اسلامی را به کانون جهان مبدل می سازد.  ┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۴:۲۳

thumbnail
🟥 چگونه اقتصاد و هژمونی آمریکا در یک ماه جنگ با ایران دچار فرسایش شد؟
undefinedیادداشت های تحلیلی مرکز مطالعات آمریکاundefined<img style=" />undefined طهورا کیمیائی دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات آمریکای شمالی دانشگاه خوارزمی تهران
undefined یک ماه از آغاز جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران می‌گذرد و در این بازه‌ی زمانی کوتاه، جامعه‌ی آمریکا با یک شوک اقتصادی-اجتماعی عمیق مواجه شده است. تخصیص بودجه‌های نجومی برای ماشین جنگی، در تقابل مستقیم با نیازهای رفاهی شهروندان قرار گرفته و پدیده‌ای موسوم به «معمای اسلحه یا کَره» را در حادترین شکل خود بازتولید کرده است.
undefined️ جهت مطالعه متن کامل این یادداشت روی لینک‌ زیر کلیک کنید: http://ascenter.ir/?p=19237
  ┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۴:۲۸

undefined*میراث معماری و جنگ*
undefined یادداشت لیلی مقیمی عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی سوره
undefinedسالهاست که به منشورها و معاهدات یونسکو، ایکوموس و سازمان های بین المللی به وقت بیان "اصول حفاظت و مرمت بناها و بافت های تاریخی" استناد می نماییم؛ اما امروز و در جنگ علیه ایران نه خبری است از کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ و نه از سند نارا ی ۱۹۹۴ و ...
undefined "در عصر جدید صورت نوعی انسان غربی مدرن در مقام سوژگی دائرمدار گردیده و بدینسان سوبژکتیویته صورت نوعی بشر مدرن حجاب میان انسان غربی و حق گردیده است(برگرفته از کتاب سیری در تاریخ غرب)"
undefined پس تعجب برانگیز است که برخی از ما در مقام بشر متعلق به عالم ایرانی اسلامی و در ساحت الهی، داعی احقاق حق و حقوقمان از کنوانسیون میراث جهانی و سازمان حقوق بشری هستیم که اساسا بر پایه نسبت سوبژکتیویستی با هستی بنا شده است؛ مبانی اندیشه ای غرب مدرن به این کنوانسیون ها و سازمان های جهانی مشروعیت بخشیده اند که در شرایط جنگی بند بند قطعنامه های خود را نقض می نمایند و خاموش هستند.
undefinedسوال اینجاست توسط چه کسانی و بر پایه تکیه بر کدام اندیشه، این اسناد و کنوانسیون های بین المللی تنظیم شده است؟
undefinedلازم است مبانی اندیشه ای و نفس مدبر عالم غرب مدرن که به چنین سازمان هایی در ساحت خودبنیادانگارانه نفسانی مشروعیت می بخشند را در جهان زیر سوال ببریم!
  ┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۵:۱۹

undefined پیوستگی ارکان قدرت در نظام اسلامی؛ آسیب‌شناسی القای شکاف میان نهادهای حاکمیتی و ولایت فقیه
undefinedحجت الاسلام سید علیرضا تقوی undefined کارگروه جنگ در اندیشه امامین انقلاب
undefined در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی، مفهوم «حاکمیت» مترادف با کلیت «نظام ولایت فقیه» است. این مفهوم، ماهیتی بسیط و در عین حال شبکه‌ای دارد که گستره آن از ارکان، قوا و تشکیلات رسمی کشور تا پیوند عمیق و راهبردی «امام و امت» را شامل می‌شود. درک یکپارچگیِ این نظام، پیش‌شرط هرگونه تحلیلِ واقع‌بینانه از مناسبات قدرت در ایران است. با این وجود، تاریخ سیاسی دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که فهم نادرست از این ساختار و تولید تحلیل‌های غیرواقع‌بینانه، همواره به ایجاد دوگانه‌های کاذب و آسیب‌زا منجر شده است؛ دوگانه‌هایی که هدف نهایی آن‌ها، مخدوش کردن تصویر کارآمدی و انسجام در نظام اسلامی است.
undefined. شکست پروژه القای انقطاع میان «امت و رهبری»در برهه‌های مختلفی از تاریخ انقلاب، جریان‌هایی با تکیه بر تحلیل‌های غیرواقع‌بینانه و سوءمحاسباتِ سیاسی، تلاش کردند تا این گزاره را ترویج کنند که جامعه ایرانی از حاکمیت عبور کرده و پیوند میان «مردم» و «رهبری نظام» دچار انقطاع شده است. گذر زمان و حضور تعیین‌کننده مردم در بزنگاه‌های حساس امنیتی، سیاسی و اجتماعی از جمله حمایت یک ماهه و همه‌جانبه از نظام اسلامی در جنگ رمضان، نشان داد که کسانی که از بریدن مردم از نظام دم می‌زدند، هم در ساحت تحلیلِ جامعه‌شناختی «غلط می‌فهمیدند» و هم در ساحت عمل سیاسی مسیر اشتباهی را طی می‌کردند. این نگاه، به دلیل نادیده گرفتن ریشه‌های عمیق اعتقادی و هویت ملیِ پیوندخورده با ساختار ولایت فقیه، همواره با خطا مواجه شده است.
undefined. خطای راهبردی در تصویرسازیِ تقابل میان «نهادهای رسمی و ولی‌فقیه»امروزه در کنار رنگ باختن دوگانه «مردم/حاکمیت»، آسیب تحلیلی دیگری در حال رخ‌نمایی است که به همان اندازه مخرب است: «القای انقطاع و تقابل میان نهادهای حاکمیتی با ولی‌فقیه». برخی در بین مباحث مرتبط با جنگ با نیت‌هایی اگرچه دلسوزانه، تشکیلات رسمی کشور اعم از ساختارهای دیپلماسی، نظامی، اجرایی و تقنینی را جدا از اراده کلان رهبری و در نقطه مقابل آن تصویر می‌کنند. همان‌قدر که ادعای انقطاع مردم از نظام یک خطای تحلیلی بود، ادعای جدایی و زاویه داشتنِ ذاتی نهادهای رسمیِ مستقر از ولی‌فقیه نیز تحلیلی غیرواقع‌بینانه و دچار خطاست که پیچیدگی‌های حکمرانی را نادیده می‌گیرد، خصوصا که در روزهای پس از جنگ یکپارچگی دستگاه‌های حاکمیتی منجر به اداره بدون اختلال کشور در شرایط جنگی شده است که موید بالاترین سطوح هماهنگی در ارکان حاکمیت است.
undefined. ظلم آشکار به نظام اسلامی در سایه دوگانه‌سازی‌های کاذبتصویرسازی از یک حاکمیتِ چندپاره که در آن دستگاه‌های رسمیِ کشور راه خود را می‌روند و رهبری نظام در انزوا یا تقابل با آن‌ها قرار دارد، بزرگ‌ترین «ظلم به نظام اسلامی» است. این نوع نگاه، هم اقتدار، انسجام و یکپارچگیِ ساختار مستحکم ولایت فقیه را زیر سؤال می‌برد، و هم اعتبار دستگاه‌های تصمیم‌ساز را در چشم افکار عمومی و حتی در عرصه بین‌المللی مخدوش می‌سازد. نهادهای حاکمیتی، بازوهای اجرایی و مشورتیِ نظام هستند که در چارچوب سیاست‌های کلان و مبتنی بر «مقدورات و واقعیات میدان» عمل می‌کنند. تخریب این نهادها به بهانه دفاع از جایگاه رهبری، در عمل دفاع از ولایت فقیه نیست، بلکه تضعیفِ ابزارهای اعمالِ حاکمیتِ اوست.
undefined بر این اساس بلوغ سیاسی و تحلیلی ایجاب می‌کند که کنشگران و صاحبان تریبون، خصوصا در شرایط جنگی، از بازتولید دوگانه‌های کاذبی که نتیجه‌ای جز تزریق ناامیدی، بی‌اعتمادی به سیستم و ایجاد اختلال در نظام حکمرانی ندارد، پرهیز کنند. درک درست از پیوستگی سیستماتیک در نظام اسلامی که میراث تلاش ۳۷ ساله رهبری شهید آن است، ضامن حفظ قدرت ملی در برابر تهدیدات پیرامونی است.
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۷:۰۲

undefinedباید خودمان دست به کار شویم؟undefinedمرکز تربیت اسلامی پژوهشکده صدر
undefinedرهبر معظم انقلاب آیت الله سیدمجتبی خامنه ای؛ "باید حضور مؤثّر در صحنه حفظ شود؛ چه به صورتی که در این روزها و شبهای جنگ از خود نشان دادید، و چه به صورت انواع نقش‌آفرینی‌های مؤثّر در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و حتّی امنیّتی..."
undefinedدر همین رابطه ضرورتی وجود دارد که دوستان را به آن توجه می دهم: این جنگ در حال تبدیل شدن از جنگ کوتاه مدت به جنگ میان مدت است. لذا نتیجه این جنگ ارتباط مستقیمی پیدا می کند به میزان استقامت مردم. خب اکنون چه عواملی این مقاومت را تضعیف می کنند. باید این عوامل به صورت تحلیلی و ریشه ای شناسایی شده و به صورت سازمان یافته و حرفه ای برای آن ها چاره اندیشی نمود. undefinedدر حوزه اجتماع؛ عده ای از مردم از راهپیمایی شبانه خسته می شوند و طبعاً ریزش خواهد داشت. چه باید کرد؟ تدبیر این مسئله وظیفه کدام جریان ها، افراد و نهادها است؟ چگونه تقسیم کار کنیم؟undefinedدر حوزه اقتصادی؛ از هفته آینده فرصت تعطیلات به پایان رسیده و کسب و کار روزمره مردم آغاز می شود. این آسیب های اقتصادی و تخریب زیرساخت ها بر کار و معیشت مردم اثر به شدت منفی دارد به تدریج اثر خود را نشان خواهد داد و مردم را از جنگ خسته می کند. چه کنیم که این خستگی رخ ندهد؟ چه کنیم که کسب و کارهای کوچک از رونق نیفتند؟undefinedدر حوزه سیاسی؛ ترامپ کم کم صحبت از دستیابی به اهدافش می کند و این یعنی دیر یا زود از جنگ بیرون خواهد رفت. با پیشنهاد مذاکره یا خروج آمریکا از جنگ طرفداران مذاکره جرأت پیدا می کنند پیشنهاد اتمام جنگ را مطرح کنند. برای اینکه مردم به سمت این رای میل نکنند چه تدبیری داریم؟ undefinedهمینطور در حوزه رسانه ای، آموزشی و ... باید سازماندهی جریان های مردمی قوی تر، کامل تر، حرفه ای تر و تحصصی تر شود تا نهادهای رسمی هم بیایند پای کار. چندین دلیل وجود دارد که این جنگ بر دوش مردم پیش می رود و نه دولت. لذا نباید منتظر نهادها و وزارتخانه ها بمانیم. باید خودمان دست به کار شویم. بسم الله
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۸:۳۹

thumbnail
🟥 مقاومت به‌مثابه احیای کارگزاری تمدنی
undefinedیادداشت های تحلیلی مرکز مطالعات آمریکاundefined<img style=" />undefined دکتر طیبه محمدی کیا؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگیundefined مفهوم مقاومت در چارچوب تحولات معاصر، صرفاً به‌مثابه واکنشی مقطعی به تهدیدات امنیتی قابل فهم نیست، بلکه می‌توان آن را در قالب احیای «کارگزاری تمدنی ایرانی-اسلامی» تحلیل کرد؛ کارگزاری‌ای که ریشه در سنت‌های تاریخی، هویتی و معنایی این حوزه تمدنی دارد و اکنون در قالبی نوین بازتولید شده است. در بستر جنگ تحمیلی ایالات متحده و رژیم صهیونی علیه ایران، محور مقاومت نه‌تنها در موقعیت دفاع از یک بازیگر مظلوم قرار گرفته، بلکه با عبور از سطح کنشگری منطقه‌ای، به عاملی فعال و اثرگذار در عرصه نظم بین‌الملل تبدیل شده است. این محور با اتکا به سرمایه‌های ایدئولوژیک، شبکه‌ای و ژئوپلیتیکی خود، توانسته است گونه ای کنش‌گری فراملی را سامان دهد که نشان‌دهنده ارتقای ظرفیت‌های تمدنی ایران در بازتعریف نقش خود در معادلات جهانی است؛ امری که بیانگر گذار از وضعیت انفعال تاریخی به موقعیت فاعلیت راهبردی در سطح فرامنطقه ای و بین المللی است.
undefined️ جهت مطالعه متن کامل این یادداشت روی لینک‌ زیر کلیک کنید: http://ascenter.ir/?p=19240
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۹:۳۲

thumbnail
🟥 پیامدهای منطقه‌ای جنگ رمضان؛ بازتعریف موازنه قدرت در غرب آسیا
undefinedیادداشت های تحلیلی مرکز مطالعات آمریکاundefined<img style=" />undefined دکتر احد نوری اصل؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
undefined جنگ رمضان آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، صرفاً یک تقابل نظامی محدود میان چند بازیگر نیست، بلکه به‌عنوان یک نقطه عطف تاریخی در بازتعریف معادلات ژئوپلیتیکی و امنیتی منطقه غرب آسیا در حال تثبیت است. پرسش بنیادین اینجاست: آیا این جنگ تنها یک درگیری مقطعی است یا سرآغاز نظمی جدید که موازنه قدرت را به‌صورت پایدار تغییر خواهد داد؟
undefined️ جهت مطالعه متن کامل این یادداشت روی لینک‌ زیر کلیک کنید: http://ascenter.ir/?p=19243
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۹:۳۵

thumbnail
undefinedسلسله نشست‌های «تحلیل جنگ رمضان»
undefined نشست هشتم: «افکار عمومی ایالات متحده و جنگ رمضان: تحلیلی بر جریان ها، گروه ها و کمپین هایی همچون No Kings و آثار آن بر آینده جنگ»
undefined با حضور: دکتر مجتبی صمدیپژوهشگر فرهنگ و ارتباطات بین الملل
undefined زمان: چهارشنبه ۱۲ فروردین ماه ۱۴۰۵ ساعت ۲۱:۳۰
undefinedلینک برگزاری نشست در روبیکا
https://rubika.ir/joing/JIDFFFBA0JGNXWAKOHWHMBLDBYSGPWTGundefinedمعاونت سیاسی دانشگاه
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۹:۴۶

undefined جنگ رمضان؛ حافظه تاریخی و جایگاه ایران در نظام بین‌الملل
undefined دکتر اشکان گل‌افشان
حافظه تاریخی مشترک یک جامعه بستری است که تا حدود زیادی کیفیت حیات سیاسی و ماهیت تحولات اجتماعی حال و آینده کشورها را شکل می‌دهد. در این چارچوب رویدادها و حوادث تاریخی از اهمیت شایان توجهی برخوردارند و به دو دسته عمده قابل دسته‌بندی هستند:۱) رویدادها و حوادث تاریخی تلخ که در حافظه تاریخی مشترک یک ملت باقی می‌مانند و چنانچه مجددا تکرار شوند بسترساز بحران بوده و تاثیراتی منفی بر چشم‌انداز کشورها بویژه در زمینه امنیت ملی و جایگاه بین‌المللی آنان بجای می‌گذارد. دو جنگ جهانی و کودتای 28 مرداد از این دسته رویدادهای تاریخی هستند که تاثیرات مخرب عمیقی بر جامعه ایران تحمیل نمودند.۲) دومین دسته از حوادث تاریخی مربوط به تجارب تاریخی غرورآفرین و توام با پیروزی است که تاثیرات مثبت بی‌شماری بر چشم‌انداز کشور بویژه در رابطه با امنیت، انسجام ملی و جایگاه بین‌المللی کشور بر جای می‌گذارد.undefined پیروزی انقلاب اسلامی و شکست دشمنان انقلاب در جنگ تحمیلی هشت ساله نمونه بارز این دسته از حوادث تاریخی معاصر هستند که تاثیرات عمیقی بر فضای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دفاعی- امنیتی ایران بر جای گذاشته‌اند.undefined به لحاظ اجتماعی دو رویداد مذکور همبستگی و انسجام ملی ایرانیان را با مشارکت حداکثری تمامی اقشار جامعه در ابعاد گوناگون نمایان ساخت. undefined به لحاظ سیاسی نیز دو رویداد مذکور نه تنها حاکمیت و استقلال ملی انقلاب اسلامی را در محدوده سرزمینی ایران تثبیت نمود؛ بلکه با پیروزی در مقابل قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، بسترهای لازم برای ظهور و تقویت جریان مقاومت در سطح منطقه را فراهم نمود.undefined در نهایت به لحاظ امنیتی و دفاعی نیز دو رویداد مذکور با قطع وابستگی و ایجاد استقلال در تولید تجهیزات دفاعی، امنیت کشور را برای دهه‌ها تضمین نمود؛ به گونه‌ای که در صورت فقدان دو رویداد مذکور، وابستگی به قدرت‌های بین‌المللی دستیابی به دستاوردهای بی‌شمار دفاعی و امنیتی کنونی را غیرممکن می‌ساخت.undefined در شرایط نگارش این متن و پس از گذشت یک ماه از آغاز جنگ رمضان و شکست دشمنان انقلاب اسلامی در حصول به اهداف خود، شاهد رویدادی مهم هستیم که به مثابه رنسانسی در کالبد انقلاب اسلامی عمل نموده و به عنوان یک نقطه عطف می‌توان تاریخ انقلاب اسلامی را به پیش و پس از آن تقسیم نمود.undefined اگر پیش از جنگ رمضان ایران اسلامی به لحاظ سیاسی به عنوان یک قدرت و بازیگر منطقه‌ای محسوب می‌شد، شرایط جنگ رمضان وضعیتی را رقم زده که از یک سو بواسطه شکست مفتضحانه آمریکا و از سوی دیگر تثبیت قدرت ایران بر مهم‌ترین شریان اقتصادی جهان، جایگاه بین‌المللی ایران را ارتقا داده و شاهد ظهور بازیگری هستیم که با اثرگذاری بر مناسبات اقتصادی در اقصی نقاط جهان، دیگر یک بازیگر و قدرت منطقه‌ای نیست و شعاع قدرت آن از شرق تا غرب جهان را در بر‌ گرفته است. undefined علاوه‌بر دستاوردهای سیاسی به لحاظ اجتماعی نیز برخلاف تحولات و تصورات دی‌ماه، جنگ رمضان با نمایان ساختن همبستگی ملی و به تعبیر امام شهیدمان «اتحاد مقدس» تصویری از یک ملت منسجم و شکست‌ناپذیر به جهانیان مخابره ساخته که در کنار سایر دستاوردها تا چندین دهه امنیت، اقتدار و جایگاه بین‌المللی ایران اسلامی را تضمین و ارتقا داده است.undefined آری؛ همانگونه که حافظه تاریخی مشترک ایرانیان در دفاع مقدس هشت ساله زمینه‌ساز ظهور جریان مقاومت و قدرتی بلامنازع در سطح منطقه بود؛ دستاوردهای جنگ رمضان (شامل شکاف غیرقابل ترمیم بین آمریکا و متحدین دیرینه آن در ناتو، ناتوانی آمریکا در حفاظت از متحدین منطقه‌ای خود در خاورمیانه و پناه بردن آنان به اوکراین شکست‌خورده، نابودی روایت شکست‌ناپذیری ارتش آمریکا، کاهش نفوذ بین‌المللی آمریکا و ناتوانی در ایجاد اجماع بین‌المللی، افزایش نفوذ ایران از طریق تسلط بر تنگه هرمز و...) سکویی در جهت ارتقاء جایگاه و منزلت ایران اسلامی از سطح منطقه‌ای به سطح بین‌الملل و جهانی خواهد بود و حافظه تاریخی مشترکی در ذهن ایرانیان شکل خواهد داد که منشاء برکات بی‌شماری است.
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۲:۰۹

undefined باتلاقی به وسعت خاورمیانه؛ چالش‌های تداوم درگیری نظامی آمریکا و اسراییل با جمهوری اسلامی ایران
undefinedحمید گمشادزهی، دانشجوی دکتری تخصصی روابط بین الملل؛
undefinedتاریخ جنگ‌های فرامنطقه‌ای در غرب آسیا نشان داده است که شروع یک درگیری، چه‌بسا آسان‌تر از پایان دادن به آن در شرایط مطلوب است. فرض «جنگ تحمیلی» علیه جمهوری اسلامی ایران، اگرچه از دیدگاه راهبردی با موانع بزرگی برای آغاز مواجه بود ، اما در صورت استمرار، «ادامه» آن برای واشنگتن و تل‌آویو به معمایی پیچیده‌تر تبدیل خواهد شد. این یادداشت به تحلیل لایه‌های فرسایشی و مخاطرات پایدارسازی این درگیری می‌پردازد.۱. فرسایش در جنگ ترکیبی و نامتقارنیکی از نخستین چالش‌ها در ادامه جنگ، رویارویی با الگوی جنگی است که ایران طی دو دهه گذشته با تمرکز بر «جنگ نامتقارن» و «بازدارندگی فعال» طراحی کرده است. برخلاف مخاصمات پیشین آمریکا علیه دولت‌های دارای ارتش‌های کلاسیک (مانند عراق صدام)، ایران توانایی تلفیق سه لایه را دارد:undefinedلایه اول: جنگ موشکی فرسایشی: با وجود ذخایر راهبردی موشک‌های بالستیک و کروز، ایران می‌تواند برای ماه‌ها، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، تأسیسات حیاتی اسرائیل و زیرساخت‌های نفتی خلیج فارس را هدف حملات مستمر قرار دهد. اشباع سامانه‌های پدافندی دشمن در یک بازه زمانی طولانی، هزینه‌های سرسام‌آوری بر اقتصاد جنگ تحمیل می‌کند.undefinedلایه دوم: شبکه‌های نیابتی فعال: ادامه جنگ به معنای فعال‌سازی همزمان جبهه‌های مقاومت در لبنان، سوریه، عراق و یمن است. این جبهه‌ها با منطق «جنگ فرسایشی» و نه «نبرد سریع»، توانایی وارد آوردن تلفات روزانه و مختل کردن لجستیک دشمن را دارند.undefinedلایه سوم: جنگ غیرمتمرکز داخلی: ماهیت پراکنده تأسیسات هسته‌ای، نظامی و صنعتی ایران در عمق خاک و توپوگرافی پیچیده، هرگونه استراتژی «ضربه‌های جراحی مکرر» را با کاهش بازده و افزایش ریسک مواجه می‌سازد.۲. بحران لجستیک و آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکاادامه جنگ مستلزم حفظ خطوط تأمین و امنیت پایگاه‌های آمریکا در بحرین، قطر، امارات، کویت و عراق است. در شرایط درگیری پایدار:undefinedهمه پایگاه‌های آمریکا در شعاع موشکی ایران قرار دارند و برای حفاظت از آنها نیاز به مصرف بی‌سابقه سامانه‌های گران‌قیمت پدافندی (مانند پاتریوت و تاد) است که ذخایر آن محدود و جایگزینی آن در حین جنگ دشوار است.undefinedتنگه هرمز و آبراه‌های جنوبی به میدان نبرد تبدیل می‌شوند. تجربه حملات به کشتی‌ها در دریای سرخ نشان داد که مقیاس تهدیدات دریایی نامتقارن می‌تواند حتی قدرت‌های دریایی را با چالش تأمین امنیت مواجه کند. در مقیاس وسیع‌تر، ادامه جنگ احتمال اختلال طولانی‌مدت در ترانزیت نفت را رقم می‌زند که تبعات آن مستقیماً به اقتصاد آمریکا و متحدانش بازخواهد گشت.۳. گسست در ائتلاف‌سازی و فشار متحدان منطقه‌ایدر هفته‌ها و ماه‌های آغازین جنگ، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ممکن است حمایت سیاسی یا تسهیلات لجستیک محدودی ارائه دهند، اما با طولانی شدن جنگ و مشاهده هزینه‌های اقتصادی و امنیتی آن، این ائتلاف دچار تزلزل می‌شود. تجربه جنگ‌های آمریکا در عراق و افغانستان نشان داده که متحدان منطقه‌ای در درگیری‌های طولانی به دنبال فاصله‌گذاری و خروج از معادله هستند. علاوه بر این، افکار عمومی جهان عرب و اسلام، فشار فزاینده‌ای بر دولت‌های میزبان پایگاه‌های آمریکایی وارد می‌آورد و ثبات داخلی آنها را تهدید می‌کند.۴. محدودیت منابع و فرسایش قوای نظامی آمریکا و اسرائیلایالات متحده در حال حاضر با چالش‌های تخصیص منابع میان تئاترهای اروپا (اوکراین)، آسیا (رقابت با چین) و غرب آسیا روبروست. یک جنگ تمام‌عیار و طولانی با ایران مستلزم تغییر اولویت‌های راهبردی و انتقال انبوهی از تجهیزات، مهمات دقیق و نیرو به منطقه است که این امر در تضاد با تمرکز راهبردی واشنگتن بر بازدارندگی در برابر چین ارزیابی می‌شود.از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی با محدودیت‌های جمعیتی و ظرفیت لجستیک محدود برای جنگ فرسایشی چندجبهه‌ای مواجه است. ادامه همزمان درگیری در غزه، کرانه باختری، جبهه شمال با لبنان و رویارویی مستقیم با ایران، می‌تواند ظرفیت اقتصادی و نیروی انسانی این رژیم را به نقطه شکست برساند.۵. فروپاشی بازدارندگی در سایر نقاط جهانادامه جنگ در خلیج فارس و درگیری آمریکا با ایران، پیامدهای راهبردی فراتر از منطقه دارد. رقبای ژئوپلیتیک آمریکا، به ویژه چین و روسیه، از این فرصت برای پیشبرد منافع خود در مناطق دیگر و کاهش فشار بر خود بهره‌مند می‌شوند. چین که بزرگترین واردکننده نفت از منطقه است، در مقام میانجی ظاهر شده و نفوذ خود را در خاورمیانه افزایش می‌دهد. این وضعیت به تدریج به افول نسبی نقش آمریکا به عنوان ضامن امنیت منطقه دامن می‌زند.
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۲:۱۹

undefined کالبدشکافی مقاومت اجتماعی؛ جامعه ایرانی چگونه از بحران‌ها عبور می‌کند؟undefinedحجت الاسلام حسن ابراهیم پورundefined کارگروه جنگ در اندیشه امامین انقلاب
undefinedدر تحلیل پویایی‌ ها و تاب‌ آوری جامعه ایرانی در بزنگاه‌ های تاریخی و شرایط بحرانی، نمی‌توان به معادلات خطی و مادی قدرت اتکا کرد. جامعه ایران، برخلاف مدل‌ های کلاسیک که در آن‌ها قدرت تنها تابعی از ابزارهای مادی است (که در آن قدرت صرفاً برابر با ماده است)، دارای لایه‌ های عمیق‌تری از #معنا، عاملیت و همبستگی است. رصد رفتار جمعی مردم در مواجهه با تهدیدات، فقدان رهبران و التهابات اجتماعی، نشان‌دهنده چهار ویژگی بنیادین است که موتور محرک حمایت از کشور و عبور از بحران‌ها به شمار می‌روند:
undefined غلبه معنا، نماد و روایت بر محاسبات صِرف مادی
undefined نخستین ویژگی جامعه ایرانی در برابر تکانه‌ های سخت، «معناگرایی» است. این جامعه جهان را محصور در معادلات مادی نمی‌بیند؛ بلکه با اتصال به عالم غیب و باور به سنت‌های الهی، ظرفیت روانی شگرفی برای تحمل سختی‌ ها تولید می‌کند. در این بستر، حتی فقدان فیزیکی و شهادت شخصیت‌ های کلیدی، به فروپاشی اراده جمعی ختم نمی‌شود. جامعه ایرانی با رویکردی «نمادگرا» و «روایت‌گرا»، فردِ از دست‌ رفته را به یک #نماد_جاودان تبدیل کرده و حادثه تلخ را در دل یک کلان‌روایتِ حماسی از امید و تداوم بازتولید می‌کند. این پیوند میان معنا و روایت، همان سپری است که مانع از فرسایش روحیه ملی در برابر فشارهای نمادین و روانی دشمن می‌شود.
undefined عاملیت‌ گرایی، عافیت‌ گریزی و حضور گرم در میدان
undefined انسان ایرانی در گفتمان انقلاب، یک اُبژه منفعل یا انسانی تک‌ساحتی و محبوس در سیستم‌ها نیست؛ بلکه یک «سوژه پویا» و دارای عاملیت پررنگ است. در شرایط آکنده از تهدید، جامعه ایرانی انزوا و عافیت‌طلبی را پس می‌زند و حضور در میدان (خیابان) را انتخاب می‌کند. حضور در صحنه برای این جامعه، صرفاً یک واکنش هیجانی نیست، بلکه بسترِ بازتولید هویت جمعی، نمایش همبستگی، وطن‌پرستی و دین‌داری است. این همان «#گرمای_جامعه» است که گاهی از چشم «عقل سردِ» علوم اجتماعی پنهان می‌ماند؛ جامعه‌ای که با حضور خود، رکورد تازه‌ای از بسیج مردمی و عاملیت تاریخی را به ثبت می‌رساند.
undefined پیوند با مدل حکمرانی نیمه‌ متمرکز و مردم‌ پایه
undefined مقاومت جامعه ایرانی ریشه در یک معماری خاص از #حکمرانی دارد؛ مدلی که نه متمرکز و بوروکراتیکِ صِرف است و نه شبکه‌ایِ رها و بی‌جهت. در این هندسه، قدرت در «مدار مردم» و از طریق «حلقه‌های میانی» بازتولید می‌شود. جامعه در این چارچوب تنها مصرف‌کننده تصمیمات نیست، بلکه با رویکرد «آتش به اختیار» و «#کنشگری_مؤمنانه»، ایده‌های کلان را اجتماعی کرده و در جهان خود پیاده می‌کند. کنشگرانِ خودگردان با رویکردی اینچنینی، بنیان نرم قدرت را شکل می‌دهند و در برابر هجمه‌ های جهانی و شناختی، به صورت خودکار و شبکه‌ ای از کشور دفاع می‌کنند.
undefined تمایل به کثرت از طریق «میدان روایت»
undefined جامعه ایرانیِ حاضر در #خیابان، به حداقل‌ ها راضی نمی‌شود و همواره به دنبال پاسخ به این پرسش است که: «غیر از حضور، چه کار دیگری می توان یا باید کرد؟». این میلِ به تکثیر، کنشگر ایرانی را به سمت «#میدانِ_روایت» سوق می‌دهد. جامعه در می‌ یابد که برای تثبیت عاملیت خود و جلوگیری از تحریفِ ایستادگی‌ اش، باید گام‌های مقدس در خیابان را با قلم، تصویر و رسانه ترکیب کند. تبدیل شدن فرد به یک سکوی رسانه‌ای و راویِ میدان، کنشگری را به نقطه جوش رسانده و قدرتِ مقاومت را به توانِ بالا تکثیر می‌کند.

undefined راز ماندگاری و مقاومت جامعه ایرانی در میان طوفانِ بحران‌ها، ترکیب هوشمندانه «ایمان و معنا» با «کنشگری و حضور میدانی» است. این جامعه نشان داده است که با تکیه بر حکمرانی #مردم‌_پایه، تبدیلِ سریع چالش‌ ها به روایت‌ های حماسی، و خروج از انفعال، می‌ تواند هر بحرانی را به امکانی برای بازتولید همبستگی ملی و ارتقای #قدرت_درونی کشور تبدیل کند.
#امامین_انقلاب
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۲:۳۸

undefined از مسئولیت در خانواده تا مسئولیت در جنگundefinedمحمد حسین شاه آبادی
🟥وقتی یک دختر به سن تکلیف می‌رسد دو سه‌تا مسئولیت محدود به گردنش می‌آید ولی وقتی یک پسر به سن تکلیف می‌رسد، چندین مسئولیت می‌گیرد که شاید خیلی‌هایش را خودش هم نداند. مثلا دخترها با سن بلوغ باید نماز بخوانند و روزه بگیرند و حجاب کنند. اما دیگر نماز قضای پدر به گردنشان نیست و درآمدزایی نباید بکنند. این‌ها همه به عهده آقاپسرهاست.
حضور در جنگ و خدمت سربازی هم از جمله همین وظایف است که به عهده آقاپسرهاست که بخواهند یا نخواهند باید انجام بدهند. اما آیا همه این کار را می‌کنند؟ نه. اگرچه اجباری است ولی راه‌دررو هم دارد. حتی آن‌ها هم که به اجبار می‌رفتند جبهه، می‌توانستند برای نرفتن به خط مقدم، به هزار روش زیرآبی بروند.
پس چه می‌شود که یک جوان 25 ساله برای خریدن سربازی یا فرار از جبهه به هزار در می‌زند و از آن طرف یک نوجوان 12 ساله برای رفتن به جبهه شناسنامه‌اش را تغییر می‌دهد؟ ایمان به خدا و شوق شهادت جای خود، اما این احساس مسئولیت امر حیرت‌انگیزی است.
اصل مسئولیت‌پذیری در خانه و خانواده به دست می‌آید. اگرچه مسجد و مدرسه هم می‌تواند آن را تقویت کند. مسئولیت‌های حقوقی، به اقتضای سن، جنسیت و شرایط به دوش انسان گذاشته می‌شود ولی این که من این مسئولیت را واقعا پذیرفته‌ام یا خیر به عهده خودم هست.
مثلا دخترها در سن بلوغ به نماز و روزه و حجاب امر می‌شوند و بعد از ازدواج به اطاعت از همسر. اما آیا همه دخترها این مسئولیت‌ها را پذیرفته‌اند؟ مسلما نه. پسرها نیز باید مرد زندگی شوند و مسئولیت مالی و تربیتی همسر و فرزندانشان را به عهده بگیرند. اما آیا این اتفاق می‌افتد؟ نه؛ حتی خیلی‌هایشان دیگر فکر ازدواج را هم نمی‌کنند به خاطر همین مسئولیت‌ها.
اگر پسری از عهده خودش بر بیاید، باید وارد خانواده و مسئولیت‌های خانوادگی شود و اگر از عهده آن بر بیاید مسئولیت‌های اجتماعی مطرح می‌شود. اما هر کسی به این مرحله نمی‌رسد و بدتر آن که خیلی‌ها وارد مرحله اجتماعی می‌شوند ولی در دو مرحله قبلی رفوزه می‌شوند!
undefinedاندیشکده خانواده پژوهشکده شهید صدر
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۲:۵۲

thumbnail
🟥   «نه» به کدام پادشاه؟ بررسی سلسله راهپیمایی های اخیر در ایالات متحده آمریکا با شعار «No Kings»
undefinedیادداشت های تحلیلی مرکز مطالعات آمریکاundefined<img style=" />undefined سید وحید نبوی­ زاده نمازی؛ دکتری مطالعات آمریکای شمالی؛ دانشگاه تهران
undefined راهپیمایی­ های ضد ترامپ در ایالات متحده بیش از آنکه امری سیاسی یا اجتماعی باشد، امری فرهنگی است و حول محور «هویت» می­گردد؛ بنابراین تجمعات و راه­پیمایی ­هایی که شنبه 28 مارس 2026، در بیش از دوهزار نقطه از آمریکا شاهد بودیم، فقط بروز و ظهور ظاهری مسئلۀ مهم­تر دیگری است. برخی به ­اشتباه گمان می­کنند این حجم خروشان از جمعیت، فقط به دلیل جنگ علیه ایران است و یا به دلیل ویدئویی که اواسط اکتبر 2025 به کمک هوش مصنوعی و به دستور ترامپ، در واکنش به موج رسانه­ای اعتراضات ساخته شده بود. اما مسئلۀ اصلی به قبل از این کنش و واکنش­ها برمی­گردد. در دورۀ اول ریاست­جمهوری ترامپ و در بحبوحۀ همه­گیری کووید 19، خیلی­ها همچون فرماندار نیویورک، در واکنش به ادعای ترامپ برای صدور فرمان لغو قرنطینه و بازگشایی کارها، با عصبانیت، خطاب به ترامپ گفته بودند که «آمریکا قانون اساسی دارد، و نه پادشاه!»
undefined️ جهت مطالعه متن کامل این یادداشت روی لینک‌ زیر کلیک کنید: http://ascenter.ir/?p=19247
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۲۰:۴۵