عکس پروفایل پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)پ

پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)

۵۶۳ عضو
undefinedپیمان حسینی در افق انسان معاصر؛ بازخوانی «إنی سلمٌ لِمَن سالمکم و حربٌ لِمَن حاربکم» در اندیشه‌ی امام خامنه‌ای شهید
undefined محمد صادق تقی زاده طبری
undefinedجمله‌ی قدسیِ «إنی سلمٌ لِمَن سالمکم و حربٌ لِمَن حاربکم» در زیارت عاشورا اعلام یک موضع وجودی، یک هندسه‌ی جامع برای اندیشه، هویت و کنش انسان مؤمن در همه‌ی زمان‌هاست. این تعبیر، مرز میان بودن در جبهه‌ی حق و سقوط در ورطه‌ی باطل را ترسیم می‌کند و نسبت انسان را با حقیقت ولایت رقم می‌زند. در خوانش ژرف و معاصرِ امام خامنه‌ای شهید، این فراز از زیارت، از قیدِ فهم‌های صرفاً تاریخی رها می‌شود و به صورت یک نظریه‌ی کلانِ زیست ولایی در جهان پیچیده‌ی امروز بازتعریف می‌گردد.undefinedوقتی زائر در پیشگاه سیدالشهداء علیه‌السلام می‌گوید: «یا أبا عبدالله، إنی سلمٌ لِمَن سالمکم و حربٌ لِمَن حاربکم إلی یوم القیامة»، در حقیقت نسبت خود را با جبهه‌ی ولایت تا انتهای تاریخ معین می‌کند. «سلم» آرام‌گرفتن در ساحَتِ حق، پیوستنِ آگاهانه به جبهه‌ی هدایت، و هم‌سویی معرفتی، عاطفی و عملی با امامِ حق است. در تفسیر امام خامنه‌ای شهید، «إنی سلمٌ لِمَن سالمکم» یعنی من در تمام ساحت‌های زندگی‌ام، با هر که در جبهه‌ی شماست و در مدار ولایت شما می‌چرخد، هم‌دل و همراه و هم‌جهت هستم؛ بر پایه‌ی شناخت، بصیرت و تشخیص حق از باطل. سلم در این بیان، یعنی تسلیم‌شدنِ عقل و دل و اراده در برابر جبهه‌ای که امام آن را نمایندگی می‌کند. این تسلیم، نه تعطیلِ فکر که عینِ تعقّل در پرتو نور ولایت است.undefinedدر مقابل، «حربٌ لِمَن حاربکم» نیز در دستگاه فکری امام خامنه‌ای شهید، به هیچ وجه منحصر در میدان نبرد سخت و اسلحه نیست. این حرب، در هر دوره‌ای صورتی متناسب با ابزارها و مناسبات همان عصر می‌یابد؛در روزگاری، به شکل شمشیر و نیزه نمود پیدا می‌کند؛ در روزگاری دیگر، در میدان شعر و خطابه و نقل حدیث؛ و در دوران ما در قالب رسانه، اینترنت، فناوری‌های نو، هوش مصنوعی و قدرت‌های نرم. اما با تغییر ابزار، حقیقتِ حرب تغییر نمی‌کند؛ حقیقت همان ایستادگی و مقاومتِ هوشمندانه در برابر جبهه‌ای است که با ولایت و حقیقت حسینی در ستیز است. از این روست که امام شهید تصریح می‌کنند «حرب لمن حاربکم همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست، به معنای درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن و دقیق به هدف زدن است»؛ یعنی میدانِ اصلی این حرب، پیش از هر چیز، میدانِ فکر و شناخت و تحلیل است.undefinedانسان مؤمنِ حسینی باید بیاموزد که چگونه بیندیشد، چگونه سخن بگوید، چگونه دوست و دشمن را بشناسد و چگونه در فضای پرغوغای اطلاعات و تبلیغات، تیرِ استدلال و موضع خود را به‌درستی به سوی هدف بزند.بر این اساس، در اندیشه‌ی امام شهید، «سلم» و «حرب» دو حالت مقطعی و صرفاً شعاری نیستند، بلکه دو «وضعیت مستمرِ وجودی» برای انسان مؤمن‌اند که تمامی عمر او را دربرمی‌گیرند.این جنگِ حق و باطل، در دورانِ دانشجویی صورت خاصی دارد؛ در دورانِ مسئولیت و مدیریت صورتی دیگر؛ در شرایط عادی زندگی اجتماعی یک صورت، و در عرصه‌های علمی، رسانه‌ای و تمدنی صورت‌هایی دیگر. اما در همه‌ی این احوال، حقیقت ماجرا یکی است؛ انسان یا در وضعیت «سلم با جبهه‌ی ولایت» است و یا در وضعیت «حرب با جبهه‌ی محاربانِ ولایت». از این منظر، دانشگاه، رسانه، فضای مجازی، عرصه‌ی سیاست، اقتصاد و فرهنگ، همگی ادامه‌ی میدان کربلا و صحنه‌های تازه‌ی تحقق همان پیمان‌اند.undefinedویژگی برجسته‌ی تحلیل امام شهید آن است که این گزاره‌ی زیارت عاشورا را از حصر در معنای صرفاً نظامی بیرون می‌آورد و آن را به سطح یک فلسفه‌ی حیات ارتقا می‌دهد. هنگامی که ایشان می‌فرمایند اگر این‌گونه درست فکر کنیم، درست بشناسیم و درست همّت کنیم، «زندگی معنا و هدف پیدا می‌کند»، در واقع سلم و حرب را به منزله‌ی معیار معنا و بی‌معنایی زندگی معرفی می‌کنند. زندگی‌ای که در آن انسان نسبت خود را با جبهه‌ی حسین علیه‌السلام معلوم نکرده باشد، هرچند لبریز از امکانات مادی، مدرک، مقام و شهرت باشد، از منظر این مکتب، تهی از غایت حقیقی است.undefinedبنابراین، «إنی سلمٌ لِمَن سالمکم و حربٌ لِمَن حاربکم» تبیین‌کننده‌ی نسبت انسان با غایت وجودی خویش است؛ غایتی که امام شهید آن را «بندگی و رسیدن به خدا» معرفی می‌کنند و تأکید دارند که پول و مقام و قدرت و موقعیت‌های اجتماعی حقیرتر از آن‌اند که هدف نهایی زندگی انسان قرار بگیرند. هدف حقیقی، بندگی خداست و راه اصیلِ رسیدن به این بندگی، حرکت در خط سلم و حرب حسینی است؛ در جبهه‌ی ولایت بودن و در برابر جبهه‌ی ضد ولایت ایستادن.
undefinedکارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۷:۵۷

undefinedمطالبه گری خیابانی و تقویت فرهنگ و هویت ملی
undefined بشیر خالقی پور
undefinedهویت ملی یک «جوهر ثابت» نیست، بلکه یک «ساختار روایی در حال تغییر» است که از طریق گفتگو و کنش جمعی میان شهروندان بازتولید می‌شود. دیالوگ به مثابه مهم‌ترین ابزار کشف معانی نهفته برای یافتن نقطه مطلوب مشترک، گم شده زندگی عصر جدید است که در فرآیند حضور مردم در فضای عمومی خیابان، شکل می‌یابد. این حضور به ویژه در قالب مطالبه‌گری، می‌تواند به تقویت حس «ما»ی ملی منجر شود. زمانی که افراد از اقشار، قومیت‌ها و مناطق مختلف برای یک مطالبه مشترک گرد هم می‌آیند، همبستگی افقی تقویت می‌شود. این تجربه زیستهٔ مشترک، مرزهای هویتی فرعی را کمرنگ کرده و «هویت ملی فراگیر» را بازتولید می‌کند.undefined در خیابان، مردم از نمادهای مشترک (پرچم، سرود ملی، شعارهای وحدت‌بخش) استفاده می‌کنند. این بازخوانی و بازمعنایی نمادها در بستر یک کنش سیاسی، به آن‌ها جان تازه می‌بخشد. در بسیاری از جنبش‌های مدنی معاصر جهان، پرچم ملی نه به عنوان نماد وضع موجود، بلکه به عنوان نماد «آرمان‌های تحقق‌نیافتهٔ ملت» برافراشته می‌شود.
undefinedاز منظر نظریه‌پردازان علوم اجتماعی، مشارکت مدنی (از جمله در اشکال خیابانی آن) می‌تواند «سرمایه اجتماعی» را افزایش دهد. اگر این مشارکت در چارچوب صلح‌آمیز و قانونی صورت گیرد، افراد جامعه به یکدیگر اعتماد می‌کنند(اعتماد افقی)، زیرا در یک کنش جمعی موفق، تجربهٔ همکاری و همدلی را به دست آورده‌اند و چنانچه نظام سیاسی به درستی به مطالبات پاسخ دهد، این فرآیند می‌تواند اعتماد مردم به نهادهای دولتی را نیز بازسازی کند. در این صورت، خیابان نه به عنوان تهدید، بلکه به عنوان مکمل فرآیندهای سیاسی (مانند انتخابات، دیپلماسی و...) عمل می‌کند و «فرهنگ پاسخگویی» را نهادینه می‌سازد، چیزی که به اعتماد عمودی می انجامد.
🟢فضای خیابان یک «مدرسه عمومی غیررسمی» است. وقتی مردم در راهپیمایی‌ها و تجمعات مطالبه‌گر شرکت می‌کنند؛ نحوه سازماندهی مسالمت‌آمیز، سخنرانی در جمع، احترام به قوانین راهپیمایی و خودداری از خشونت را می‌آموزند.تولید «روایت مشترک از بودن» در تحول تاریخ و روایت‌گری جمعی از پیروزی ها و آرمان‌ها، بخش اصلی این تجمعات باید باشد. روایت‌ها وقتی به فرهنگ عمومی راه می‌یابند، حافظه تاریخی پویایی ایجاد می‌کنند که به ملت کمک می‌کند از اشتباهات گذشته درس بگیرد و هویت خود را بر پایه تعهد به ارزش‌هایی مانند آزادی، عدالت و کرامت انسانی بازتعریف کند.
undefined شکل کنش به اندازه محتوای آن اهمیت دارد. مطالبه‌گری خیابانی که در آن مردم به قانون احترام بگذارند، از تخریب اموال عمومی خودداری کنند و بر گفتگو اصرار ورزند، می‌تواند به «سرمایه نمادین مثبت» برای کل ملت تبدیل شود. چیزی که در این شب ها در میادین و خیابان های شهر شاهدیم نوعی مطالبه گری مثبت و به دور از آشوب و خشونت است و اتفاقا پر از رخدادهای آموزشی، اجتماعی و فرهنگی است.🟠 به طور کلی می‌توان این روزها خیابان را به مثابه «آیین تجدید میثاق ملی» دانست.از منظر یک پژوهشگر علوم اجتماعی، پاسخ روشن است: مشارکت آگاهانه، مسالمت‌آمیز و قانونمند مردم در مطالبه‌گری خیابانی، چون در چارچوب احترام به قانون و گفتگوی ملی صورت گرفته، می‌تواند به تقویت فرهنگ و هویت ملی را بیانجامد. خیابان در این صورت به «آیین جمعی» تبدیل می‌شود که در آن مردم بدون واسطه با یکدیگر و با نمادهای ملی خود مواجه می‌شوند، «ما»ی ملی را بازآفرینی می‌کنند و تعهد خود را به آرمان‌های مشترک (عدالت، آزادی، پیشرفت) تجدید می‌نمایند.┄┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅┄ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۳:۴۲

undefined «معارف قرآنی و هاضمه دستگاه تحلیلی» جواد یداللهی
undefined از خواص دستگاه‌ها یا منظرهای تحلیلی آن است که برای مسائلی که آن دستگاه متکفل پاسخ به آن است، باید منطقی داشته باشد که مطابق آن بتواند نسبت به سوال‌های پیش‌آمده پاسخ دهد. از این رو منظرهای تحلیلی و تجویزی باید بتوانند به چالش‌هایی که منطق را زیر سوال می‌برند، مقاومت کنند. یعنی بتوانند چالش را مبتنی بر منطق خود هضم کنند.
undefinedبا توجه به آنکه جنگ رمضان، معرکه منظرها و دستگاه‌های تحلیلی و تجویزی گاه بسیار متفاوت و حتی متضادی بوده است، از این رو باید با شاخص‌هایی این منظرها مورد نقد و ارزیابی قرار گیرند. با توجه به آنکه قرآن کریم خود را «قول فصل» معرفی می کند که به بیانی ساده و البته عمیق به معنای «زدن حرف آخر» است و البته نه حرف آخر تعبدی صرف بلکه قابل کشف، در نتیجه می توان با معارف قرآن کریم منظرهای تحلیلی برآمده را به چالش کشید.
undefinedمجموعه‌ای از منظرهای تحلیلی که در جنگ رمضان فعال بوده‌اند، با مفاهیمی چون «دکترین سیاسی» «هزینه و فایده»، «برد برد» «توان نظامی» و امثال آن مشغول به تحلیل نبرد بوده‌اند و از نظر نگارنده استفاده از عمده این مفاهیم در جای خود هیچ ایرادی ندارد بلکه سوال از منظر تحلیل است. به عنوان مثال برخی منظرها در هنگام توصیف به این نتیجه برسند که نیروی نظامی ما به نیروی نظامی طرف مقابل نمی‌چربد، پس در مقام تجویز حتما باید از جنگ اجتناب کرد و به هیچ وجه نباید به آن ورودی داشت و دیگر افقی بالاتر دیده نمی‌شود. این منظرهای تحلیلی خصوصا از سوی جریان غربزده پشتیبانی می‌شود و البته در سایر دستگاه‌های تحلیلی و تجویزی هم قابل ردیابی است.
undefinedاز این رو پرسشی قرآنی به عنوان چالش مطرح می‌شود: قرآن کریم در داستان جناب طالوت که در آیات 246 الی 251 سوره بقره بیان شده است، داستان را به این نحو بیان می‌فرماید که سران بنی اسرائیل به سراغ پیامبر وقت رفتند و از او فرمانده‌ای طلب کردند، به طور خلاصه جناب طالوت برای این کار انتخاب شد و «فلما فصل طالوت بالجنود» که بدین معناست لشکریان فراوانی با ایشان حرکت کردند، اما در میانه راه در آزمایش استقامت اکثر این لشکریان رفوزه شدند.
undefined نکته مهم آن است که این رفوزه‌شدگان در هنگام روبرویی با دشمن قدرتمند خود گفتند «لاطاقه لنا الیوم بجالوت و جنوده»، سوال به طور مشخص آن است که: اشکال تحلیل این عده بهانه جو و فرارکننده از جنگ چه بوده است؟ آیا دستگاه و منظر تحلیلی و تجویزی ما که رخدادهای امروز را تحلیل می کند، در مواجه شدن با این ماجرا سخن از «لاطاقه لنا الیوم بجالوت و جنوده» می‌زند و درنتیجه تجویز به جازدن می کند، یا دستگاه ما کار فئه قلیله و آن عده مقاوم را مورد تایید قرار می‌دهد؟ کسانی که در هنگام روبرویی با دشمن گفتند: «قالوا ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا ...» و این ها همان‌هایی بودند که رفتند و جنگ را بردند. پس اینجا دو نوع مواجهه کاملا متفاوت در قبال دشمن قدرتمند دیده می‌شود.
undefined به بیانی دیگر، منطق آن عده بهانه جو وفرار کننده از جنگ که قرآن کریم آن‌ها را به شدت شماتت می‌کند، و چه شماتتی بالاتر از آنکه در مورد فئه قلیله فرمود «الذین یظنون انهم ملاقوا ربهم» که بدین معناست آن عده فرار کننده و بهانه جو به لقای خداوند یقین نداشتند که اگر داشتند از جنگ فرار نمی‌کردند، چه ایرادی دارد؟ آن‌ها چیزی جز آنکه زور ما به دشمن نمی‌رسد که نگفتند.
undefined سوال مهم آن است که منطق تحلیلی ما مشروعیت را به کدام یک از این دو منطق می‌دهد؟ منطقی که سخن از «لاطاقه لنا الیوم بجالوت و جنوده» می‌زند یا منطقی که در عین قلّت از «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا» می‌گوید و هرگز از وظیفه دینی شانه خالی نمی‌کند. منطق تحلیلی ما در قبال کدام یک از این دو مواجهه دچار سوء هاضمه می‌شود؟
┄┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅┄ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۳:۴۹

undefinedقال الله تعالی:ألا بذکر الله تطمئن القلوب

undefinedطمأنینه در میدان جنگ؛واکاوی نقش ذکر الهی در آرامش فعال انسان

undefined محمدصادق تقی زاده طبری
undefinedدر روزگاری که تلاطم‌های جنگ آرامش فردی و جمعی را می‌رباید، نیاز انسان به مأوایی معنوی بیش از هر زمان آشکار می‌شود. قرآن کریم در آیه‌ای کوتاه حقیقتی جاودانه را یادآور می‌شود«ألا بذکر الله تطمئنّ القلوب».این آیه نه تنها یک بیان معنوی، بلکه گزارشی دقیق از سازوکار آرامش در وجود انسان است؛ آرامشی که از جنس گریز از واقعیت نیست، بلکه نوعی استقرار در میانه میدان، و نوعی قدرت‌آفرینی در شرایط سخت به شمار می‌آید.در سنت اندیشه قرآنی، ذکر تنها یک تکرار لفظی نیست؛ نوعی حضور است، بازگشت آگاهانه انسان به نقطه اتکای هستی، و اتصال قلب به سرچشمه‌ای که بحران‌ها را فرو می‌کاهد اما انسان را منفعل نمی‌سازد. ذکر، در حقیقت فرایندی است که در آن دل از پراکندگی‌ها، ترس‌ها و تصورات تهدیدآفرین جمع می‌شود و به معبود حقیقی رو می‌کند؛ به آن حقیقتی که تغییر و تهدید در برابرش رنگ می‌بازد. همین بازگشتِ قلبِ سرگردان به مرکز ثقل هستی، طُمَأنینه را به وجود می‌آورد؛ حالتی که با آرامشِ سطحی تفاوت دارد و ریشه در یقین دارد، نه در فراموشی مسائل.undefinedذکر الهی در دوران بحران یک کنش فعال است. این کنش، انسان را از اضطراب و پراکندگی رها کرده و او را به انسانِ مختار، آگاه و مسئول تبدیل می‌کند. انسانِ ذاکر، خود را تنها نمی‌بیند و حوادث را بی‌حکمت نمی‌انگارد؛ همین معنازاییِ توأم با توکل و اعتماد، سازوکار تولید آرامش عمیق را تشکیل می‌دهد.undefinedدر واقع ذکر، یک تنظیم‌گر عمیق درونی محسوب می‌شود؛ عاملی که شبکه‌های اضطراب را خاموش و مدارهای امید و استقامت را فعال می‌سازد. هنگامی که دل در میان هجوم اخبار تلخ و تجربه‌های ناامن اجتماعی، به جای چرخیدن میان ترس‌ها، در افق معنادار الهی مستقر می‌شود، تاب‌آوری روانی و اجتماعی افزایش می‌یابد. این همان آرامش فعال است؛ آرامشی که نه از خاموشی جنگ، بلکه از روشنیِ درون برمی‌خیزد.undefinedجامعه‌ای که ذکر را به مثابه یک تمرین جمعی و شیوه زیست معنوی در متن بحران‌ها زنده نگه می‌دارد، از پراکندگی روانی و اجتماعی فاصله می‌گیرد. ذکر، همبستگی اجتماعی می‌آفریند، امید را در سپهر عمومی بازتولید می‌کند و می‌تواند بخش مهمی از قدرت نرم جامعه در مواجهه با تهدیدها باشد. بنابراین، در میدان‌های سخت زندگی ،چه میدان جنگ بیرونی و چه آشفتگی‌های درونی،ذکر الهی نه یک توصیه فردی، بلکه راهبردی تمدنی و سازوکار پایداری جامعه مؤمن است.undefinedبنابراین، آیه‌ «ألا بذکر الله تطمئن القلوب» دعوتی است به بازگشت؛ بازگشت دل به حقیقتی که ریشه اضطراب را می‌خشکاند و انسان را در میان تکانه‌های روزگار، بر صخره‌ای استوار می‌نشاند. در این نگاه، آرامش نه تعطیلی مسئولیت است و نه انکار دشواری‌ها؛ آرامشِ برآمده از ذکر، نوعی ایستادگی روشن‌بینانه است ،ایستادگی‌ای که می‌تواند فرد و جامعه را در سخت‌ترین شرایط، با امید پیش ببرد.
undefinedکارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۶:۱۵

thumbnail
انجمن علمی_دانشجویی مطالعات فرهنگی، پژوهشکده شهیدصدر، دانشگاه جامع امام حسین علیه السلام برگزار می کند:
undefined سلسله نشست های روایت حضور
undefinedنشست اول
محور‌های نشست:undefined دانش اجتماعی، چقدر توانسته حضور مردم را صورت‌بندی کند؟undefinedچرا ما نمی‌توانیم روایت ماندگاری از جنگ داشته‌باشیم؟undefinedچرا جامعه‌شناسی نسبت به‌مقوله جنگ و امر ملی مقاومت بی‌تفاوت است؟

مهمان نشست: دکتر حمید دهقانیان، دکتری جامعه‌شناسی و مدیر اندیشکده مطالعات ایران پژوهشکده شهید صدر
undefined زمان : سه‌شنبه، هشت اردیبهشت، ساعت ۱۷ در بستر اسکای روم
undefinedلینک جلسه : https://skyroom.online/ch/sadr/iran-room
┄┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅┄ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۶:۵۰

undefined حرمت، در سایۀ قدرتundefined حجت الاسلام سید علیرضا تقویundefined کارگروه جنگ در اندیشه امامین انقلاب
undefined در میانه دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، چرخش لحن صدراعظم آلمان از «انجام کار کثیف غرب توسط اسرائیل» خواندن حملات به ایران، تا اعتراف صریح به «قدرتمندتر از حد انتظار» ظاهر شدن ایران، تنها تغییری در موضع سیاسی نبوده؛ و می‌توان آن را نمود عینی یک اصل راهبردی دانست که رهبر شهید انقلاب بر آن تأکید داشتند: «قوی بشویم تا جنگ نشود؛ قوی بشویم تا تهدید دشمن تمام بشود» (1398/11/19).
undefined. از «کار کثیف» تا «ایران قدرتمند»؛ روایت غرب از بازدارندگی
فردریش مرتس در جنگ ۱۲ روزه، حملات به ایران را «کار کثیفی» توصیف می‌کند که اسرائیل برای غرب انجام می‌دهد. اما در جنگ ۴۰ روزه و پس از بسته شدن تنگه هرمز و تلاطم در بازارهای جهانی، ادبیات او تغییر می‌کند: از «جنگ کاملاً غیرضروری» می‌گوید، نسبت به «موج ضربه ژئوپلیتیکی» هشدار می‌دهد، و نهایتاً اعتراف می‌کند که «ایران قدرتمندتر از حد انتظار ظاهر شده». چرخشی که حکایت‌گر این نکته است: تا وقتی دشمن امکان استکبارورزی داشته باشد به دنبال به استضعاف کشیدن تو می‌رود؛ اما لحظه‌ای که با قدرت واقعی مواجه می‌شود، به یاد امر اخلاقی می‌افتد.
undefined. قدرت؛ تنها منطق فهم دشمن
بیان دقیق امام شهید که «ما روی قوّت نظامی اصرار می‌کنیم، برای تهدید هیچ کشوری نیست؛ برای جلوگیری از تهدید است»، رمزگشای اعترافات مرتس است. ایران برای حفظ امنیت خود اهرم‌های بازدارندگی خود در مقیاس بین‌المللی را به میدان آورد و غرب را مجبور به بازنگری در محاسباتش کرد. «اگر ضعیف باشید، دشمن تشویق می‌شود به آزار و اذیت»؛ اما وقتی قوی باشید، این دشمن است که عقب می‌نشیند و از فقدان راهبرد سخن می‌گوید.
undefinedاعتراف مرتس، تصدیق یک حقیقت راهبردی است: ایران قوی، تنها تضمین صلح است. آنچه غرب را از جنگ بازمی‌دارد، قدرت ایران است.
#امامین_انقلاب
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۲:۵۸

thumbnail
🟥 انسداد هرمز: تضعیف نظم اقتصاد سیاسی بین الملل و ارزیابی واکنش آمریکا به جنگ
undefinedیادداشت های تحلیلی مرکز مطالعات آمریکاundefined<img style=" />undefined دکتر محسن کشوریان آزاد، کارشناس اقتصاد سیاسی بین الملل و پژوهشگر همکار در مرکز مطالعات آمریکا
undefined این تحلیل بر آن است تا از لنز بنیاد اصلی (ارکان اصلی) نظم هژمونیک آمریکا پس از ۱۹۴۵ یعنی "هژمونی دلار" آینده رویکرد آمریکا به جنگ و آتش‌بس را تبیین نماید. استدلال این است که انسداد تنگه هرمز، اهرام فشار جدیدی بر ضد هژمونی دلار به‌عنوان رکن اساسی برتری آمریکا پس از جنگ جهانی دوم ایجاد کرده که می‌تواند شاکله نظم اقتصاد سیاسی بین‌الملل غرب محور را با چالش جدی مواجه کند. از این منظر احتمال اقدامات آمریکا برای باز نمودن تنگه هرمز از توافق تا محاصره دریایی، تصرف جزایر، تضعیف موشکی و غیره وجود خواهد داشت. این تحلیل با بررسی اجمالی رویه ها و فرآیندهای تاریخی برتری هژمونی دلار و اهمیت آن برای نظم اقتصاد سیاسی بین الملل، اثرات منفی انسداد هرمز بر آینده هژمونی دلار را تبیین کرده و رهگذر این مهم واکنش امریکا و آینده جنگ را تخمین می‌زند.
undefined️ جهت مطالعه متن کامل این گزارش روی لینک‌ زیر کلیک کنید: http://ascenter.ir/?p=19276
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۹:۱۱

undefined امام رئوف و ملت خردورز؛ پیوند علم، ایمان و همدلی در ایران اسلامی
undefined محمدصادق تقی زاده طبری
undefinedسرزمین ایران، همواره با عطر معنویت و نور هدایت خاندان عصمت و طهارت (ع) عجین بوده است؛ و در این میان، جایگاه مشهد مقدس و مضجع شریف ثامن‌الحجج، حضرت علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام)، از ابعاد صرفاً جغرافیایی فراتر رفته و به قله‌ای رفیع از شکوه معنوی و کانونی بی‌بدیل برای تلاقی دل‌های مؤمنان بدل شده است. جمله گران‌سنگ رهبر شهید انقلاب، “ایران، ایران امام رضاست؛ مشهد قله شکوه معنوی این کشور است”، تجلی واقعیتی عمیق است که شایسته تأمل و الهام‌گیری علمی و عملی از سوی ملت ایران می‌باشد.undefinedحرم مطهر امام رضا (ع) به مثابه قلب تپنده معنویت ملت ایران، فراتر از بنایی باشکوه و مکانی مقدس، بستری است که در آن، اندیشه‌ها، باورها، آرزوها و هویت معنوی ایرانیان در هم تنیده و به نمایش درمی‌آید. این آستان ملکوتی، شاهدی بر پیوند ناگسستنی ملت با آرمان‌های اهل بیت (ع) و به‌ویژه امام رئوف (ع) است؛ جایی که حضور خیل عظیم زائران از سراسر جهان، با قلبی سرشار از ارادت و امیدی به شفاعت، نشان از عمق این ارادت و تعلق دارد. اما حرم رضوی، نقشی فراتر از یک زیارتگاه صرف را ایفا می‌کند؛ این مکان مقدس، به عنوان یک مرکز فرهنگی و اجتماعی پویا، نقشی بی‌بدیل در تقویت وحدت ملی و انسجام اسلامی ایفا نموده و در سایه آن، جامعه‌ای مبتنی بر همدلی و همبستگی شکل می‌گیرد. گردهمایی مؤمنان با عقاید و سلایق گوناگون در این فضای ملکوتی، جلوه‌ای از قدرت معنوی جامعه دینی را به نمایش می‌گذارد و الگویی عملی از همزیستی مومنانه و همکاری سازنده را ارائه می‌دهد.undefinedدر عصری که جنگ نرم با ابزارهای گوناگون، بنیان‌های فکری و هویتی جوامع را هدف قرار داده است، بهره‌مندی از سیره علمی و عملی امام رضا (ع) بیش از هر زمان دیگری ضرورت می‌یابد. لقب ارزشمند «عالم آل محمد (ص)» نمادی است از ظرفیت علمی و معرفتی بی‌کران آن حضرت که توانستند در مناظرات و مباحثات علمی با ادیان و مکاتب مختلف، حقانیت دین مبین اسلام را با استدلال‌های منطقی و متقن به اثبات رسانند. امام رضا (ع) در مواجهه با شبهات و سوالات پیچیده زمان خویش، با تکیه بر علم الهی و بصیرت نافذ، نه تنها از کیان اسلام دفاع نمودند، بلکه راه را برای درک عمیق‌تر معارف دینی هموار ساختند. این سیره علمی، الگویی فاخر برای ملت ایران در پاسخگویی به سوالات و شبهات طرح شده در جنگ نرم است. در این عرصه، همانند سیره امام (ع)، رویکردی مبتنی بر عقلانیت، منطق، استدلال محکم و دانش روزآمد، می‌تواند بهترین راهکار برای مقابله با هجمه‌های فکری و انحرافی باشد.undefinedبنابراین، همانگونه که رهبر شهید فرمودند، ایران، ایران امام رضاست؛ چرا که اندیشه، علم، معنویت، اتحاد و همدلی که در سیره عملی و علمی آن امام همام متجلی است، ستون‌های اصلی هویت و شکوفایی این ملت را تشکیل می‌دهد.مشهد مقدس، به عنوان قبله‌گاه دل‌های مؤمنان و مظهر این اندیشه‌های متعالی، همواره الهام‌بخش ملت ایران در مسیر پاسداشت ارزش‌های دینی و دفاع از کیان معنوی و فکری خویش خواهد بود. الگوگیری از سیره امام رضا (ع) در اتحاد و همدلی، در پاسخگویی علمی و معرفتی به شبهات، و در نهایت، در بنا نهادن جامعه‌ای بر پایه معنویت و عقلانیت، رسالتی است که بر دوش ملت ایران نهاده شده است تا شکوه معنوی این سرزمین را بیش از پیش، به جهانیان نشان دهد.
undefinedکارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۷:۵۵

thumbnail
انجمن علمی_دانشجویی مطالعات فرهنگی، پژوهشکده شهیدصدر، دانشگاه جامع امام حسین (ع) برگزار می‌کند:
undefined سلسله نشست‌های روایت حضور
undefinedنشست دوم
محور‌های نشست:■ آیا شصت روز حضور مردم را می‌توان کنش فرهنگی نو در جامعه تلقی کرد؟
□ چرا علوم‌اجتماعی، نسبت به‌مقوله جنگ و امر‌ملی مقاومت بی‌تفاوت است؟
■ آیا می‌توان بعثت امروز مردم در‌ خیابان را، بخشی از شکل‌گیری نظم نوین جهانی دانست؟
□ آیا جامعه‌شناسی، توانسته حضور مردم را در چارچوب‌های خود، صورت‌بندی کند؟

undefinedمهمان: دکتر میثم مهدیار، دکتری جامعه‌شناسی فرهنگی، عضو هئیت‌علمی دانشگاه علامه طباطبائی (ره)
undefined میزبان: دکتر حمید دهقانیان، دکتری جامعه‌شناسی و مدیر اندیشکده مطالعات ایران پژوهشکده شهید صدر
undefined زمان: جمعه، یازده اردیبهشت، ساعت ۱۷ در بستر اسکای روم
undefinedلینک جلسه : https://skyroom.online/ch/sadr/iran-room
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۲۰:۰۵

undefined معلم، معمار هویت و طراح هندسه مقاومت در جامعه ایرانی
undefined محمد صادق تقی زاده طبری
undefinedمعلم، فراتر از انتقال‌دهنده دانش، نگارنده سرنوشت ملت و معمار فردای جامعه است؛ کسی که خشت اول بنای هویت، تفکر و ارزش‌های بنیادین را با دستان پرمهر و اندیشه‌ی خود بر زمین می‌نهد. در فرهنگ غنی ایران‌زمین، همواره جایگاه معلم ستون استوار اقتدار و مبنای سعادت بوده و این جایگاه زمانی تجلی عمیق‌تری می‌یابد که سخن از پایداری و مقاومت ملت بزرگ ایران و وظیفه‌ی خطیر تربیت نسلی آگاه و نستوه برای رویارویی با هرگونه تهدید و دشمنی به میان می‌آید. undefinedمقاومت سترگ ملت ایران، پدیده‌ای اتفاقی نبوده و نیست، بلکه ثمره‌ی درختی تناور است که ریشه‌هایش در تربیت صحیح، باورهای عمیق ایمانی و هویت ملی مستحکم تنیده شده و این مهم، جز با نقش محوری معلم در انتقال میراث گران‌بهای تاریخ، فرهنگ و ارزش‌های اصیل این دیار، دست‌یافتنی نبوده و نخواهد بود. معلم است که با روایتگری تاریخ پرشکوه این سرزمین، شرح ایثارها، قهرمانی‌ها و ایستادگی‌های نیاکان، شعله‌ی تعلق خاطر، غرور ملی و حس مسئولیت‌پذیری را در دل و جان نسل جوان برافروخته و آنان را برای پاسداری از دستاوردهای انقلاب و نظام آماده می‌سازد.undefinedدشمنان این مرز و بوم، همواره در پی تاراج و تضعیف بنیان‌های فکری، فرهنگی و هویتی ملت ایران بوده‌اند و با حربه‌هایی چون جنگ نرم، تهاجم فرهنگی و القای ناامیدی و یأس، سعی در به زانو درآوردن این ملت سرافراز دارند. در چنین مصافی، معلم، چون سپری استوار و خطی مقدم، رسالتی حیاتی بر دوش دارد؛ اوست که با پرورش تفکر انتقادی و تحلیل‌گر در دانش‌آموزان، آنان را قادر می‌سازد تا پیام‌ها و اطلاعات را با دیدی ژرف و نقادانه بسنجند، حقایق را از اباطیل بازشناسند و در برابر هجمه‌های فکری دشمن واکسینه شوند. این مهم، با آموزش مهارت‌های پرسشگری، جستجوی مستند و تفکر عمیق، عینیت می‌یابد. همچنین، معلم با تبیین افتخارات تاریخی، معرفی اسوه‌های مقاومت و برجسته‌سازی ارزش‌های دینی و انقلابی، بنیان‌های هویتی دانش‌آموزان را استحکام می‌بخشد؛ زیرا نسلی که از ریشه‌ها و هویت خویش آگاه است و به آن می‌بالد، به مراتب مقاوم‌تر در برابر فشارهای بیرونی ایستادگی خواهد کرد.undefined از سوی دیگر، آموزش مهارت‌های بنیادین زندگی، از جمله حل مسئله، مدیریت هیجانات، کار گروهی و تاب‌آوری، دانش‌آموزان را برای رویارویی با سختی‌ها و عبور از شکست‌ها تجهیز می‌نماید؛ چرا که مقاومت، صرفاً ایستادگی در برابر دشمن خارجی نیست، بلکه توانایی غلبه بر موانع درونی و بیرونی است. فراتر از همه‌ی این‌ها، معلم خود باید تجسمی عینی از مقاومت، تعهد، بصیرت و ایثار باشد؛ چرا که منش و رفتار او، درسی عمیق‌تر از هر کلامی در جان و روان دانش‌آموزان حک خواهد شد. در این میان، برجسته ساختن توانمندی‌های داخلی، موفقیت‌های علمی و فرهنگی کشور و نمایش قابلیت‌های جوانان، از سوی معلم، روحیه خودباوری و امید را در دانش‌آموزان تقویت کرده و آنان را در برابر القائات ناامیدکننده دشمن قوی و مقاوم می‌سازد.undefinedبرای آنکه معلم بتواند این رسالت خطیر را به نحو احسن به انجام رساند، نیازمند حمایت همه‌جانبه‌ی جامعه، دولت و خانواده است. سرمایه‌گذاری بر روی معلم، در حقیقت، سرمایه‌گذاری بر روی امنیت، عزت و استقلال ملت است و در بزنگاه‌های تاریخی، هوشمندی، بصیرت و مقاومت ملتی چون ایران، مرهون تلاش‌های بی‌وقفه و مخلصانه‌ی معلمانی است که دانایی را مشعل راه نسل‌های آینده ساخته‌اند.بنابراین معلم، ستون فقرات تربیت نسلی مقاوم، آگاه و سربلند است. او سکان‌دار هدایت جامعه به سوی آینده‌ای روشن و پرافتخار است.

undefinedکارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۴:۱۲

thumbnail
معاونت بین الملل بسیج دانشجویی استان مازندران برگزار می‌کند:
دورۀ تخصصی آمریکاشناسیجلسه اول: افکار عمومی ایالات متحده آمریکا
با حضور: دکتر مجتبی صمدی
پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات بین الملل

زمان: دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۶:۰۰
undefined️دوره به صورت مجازی و در بستر اسکای روم برگزار میشود:https://www.skyroom.online/ch/rafda/mazandaran
undefined|ویژه فعالین بین الملل در #ارتباط‌گیری|
┄┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅┄ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۹:۲۳

thumbnail
انجمن علمی_دانشجویی مطالعات فرهنگی، پژوهشکده شهیدصدر، دانشگاه جامع امام حسین (ع) برگزار می‌کند:
undefined سلسله نشست‌های روایت حضور
undefinedنشست سوم
محور‌های نشست:
■ چرا علوم‌اجتماعی تصویری جامع و واقعی از جامعهٔ ایران ارائه نمی‌دهند؟□ جنگ رمضان را چگونه باید روایت کرد؟
undefined️ مهمان: دکتر مهدی حسین‌زاده یزدی، دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
undefined زمان: چهارشنبه، شانزدهم اردیبهشت، ساعت ۱۴ در بستر اسکای روم
undefinedلینک جلسه : https://skyroom.online/ch/sadr/iran-room
┄┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅┄ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۹:۳۷

undefined گسست معنا در ساختار سلطه؛ باز اندیشی در فلسفه قدرت از منظر امام خامنه‌ای

undefined محمدصادق تقی زاده طبری

undefinedرهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه: در میدانهای واقعی، تنها دو عامل مادّی در اختیار جبهه‌ی استکبار بوده و هست: یکی تهدید نظامی، یکی تحریم. استکبار غیر از این دو هیچ چیز در اختیار ندارد. از لحاظ قدرت منطق، قدرت استدلال، توانایی بر اثبات حقّانیّت، دست استکبار بسته است. ۱۳۹۳
/۰۴/۱۶

undefinedدر اندیشه سیاسی معاصر جهان، قدرت در دو سطح مادّی و معنایی تعریف می‌شود. قدرت مادّی متکی بر منابع عینی است؛ همچون توان نظامی، اقتصادی و فناوری. در مقابل، قدرت معنایی یا نرم، بر توان اقناع، مشروعیت و منطق تکیه دارد. جمله‌ی مورد اشاره، با نگاهی به ساختار قدرت جهانی، بر این نکته تأکید می‌کند که نظام سلطه، علیرغم گستره‌ی ظاهری استیلایش، از حیث منطق و مشروعیت تهی است و تنها بر دو ابزار مادّی یعنی تهدید و تحریم تکیه دارد.undefinedسیاست جهانی امروز عرصه‌ی رقابت قدرت‌ها است که بقای هر دولت در گرو برتری در نیروی نظامی و اقتصادی است. تهدید و تحریم، دو ابزار اصلی همین رویکردند. در این رویکرد حامیان نظام سلطه می‌پذیرند که مشروعیت اخلاقی نقشی فرعی دارد و نظم جهانی بر موازنه هراس و منفعت بنا شده است. اما همان‌گونه که در جمله‌ی امام شهید آمده، این واقع‌گرایی خشک، در جهان امروز با بحران منطق روبه‌روست. زیرا بازی قدرت، بدون اقناع افکار عمومی جهانی و بدون عدالت شناختی، نمی‌تواند دوام پایدار داشته باشد.undefinedاما در مقابل رویکرد دیگری است که رابطه میان دولت‌ها را تنها تابع قدرت عینی نمی داند، بلکه حاصل معناها و هویت‌هایی می پندارد که کنشگران به یکدیگر نسبت می‌دهند. جمله مورد اشاره، دقیقاً ضعف این بعد را در نظام استکباری نشان می‌دهد؛ ناتوانی در اقناع، در تولید معنا و در اثبات حقانیت. تحریم و تهدید، صرفاً به تأخیر در فروپاشی اخلاقی سلطه می‌انجامد.undefinedدر حقیقت این سخن رهبر شهید انقلاب اسلامی ناظر به تمایز میان قدرت قهری و قدرت حقی است. قدرت قهری با زور اداره می‌کند، اما قدرت ناشی از حقانیت الهی از باور و عقلانیت برمی‌خیزد. تاریخ نشان داده است که قدرت‌های مبتنی بر تهدید و تحریم، هرچند در کوتاه‌مدت مؤثرند، در بلندمدت به فرسایش مشروعیت دچار می‌شوند؛ زیرا عامل انسانی، یعنی وجدان و آگاهی، در برابر زور خام مقاوم است. ملت‌هایی که بر پایه منطق و ایمان حرکت می‌کنند، دیر یا زود از دایره سلطه مادّی بیرون می‌روند، چون پایه‌های حفظ‌شان در درون مردم است نه در فشارهای بیرونی.undefinedتحریم و تهدید دو روی یک سکه‌اند؛ اعمال فشار برای تغییر رفتار مستقل دیگران. اما هر دو زمانی کارآمدند که طرف مقابل فاقد گفتمان فلسفی یا هویتی مستقل باشد. هنگامی که یک ملت، منطق خود را درونی و معقول کرده باشد، فشار بیرونی به تقویت آن منطق می‌انجامد. این همان پویایی معکوسی است که تاریخ بارها نشان داده است؛ جایی که فشار خارجی مایه‌ی همبستگی داخلی و ابتکارات بدیع شده است.undefinedدر نتیجه، جمله‌ی امام خامنه‌ای شهید تحلیل فلسفه قدرت در جهان امروز است. در زمانه‌ای که سلاح و تحریم هنوز ابزار تصمیم‌سازند، این بیان یادآور می‌شود که قدرت حقیقی در اقناع و در منطق نهفته است، نه در زور. تمدن‌هایی که بر منطق و عدالت بنا می‌شوند، توان بقا و نفوذ پایدار دارند؛ اما ساختارهایی که از حقانیت تهی‌اند و تنها بر تهدید و تحریم تکیه دارند، دیر یا زود با بحران معنا روبه‌رو خواهند شد و فروپاشی آن‌ها از درون آغاز می‌شود.این گفته در حقیقت فراخوانی است برای بازگشت به منطق، عقلانیت و حق‌محوری در نظام بین‌الملل؛ جایی که قدرت باید نه در تسلط، بلکه در توان اثبات حق و اقناع وجدان جهانی جست‌وجو شود.
undefinedکارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۸:۵۸

thumbnail
🟥 ارزیابی راهبردی پایداری و پویایی هوایی در نبرد رمضان؛ گزارشی از نگاه منابع غربی به توانمندی پدافندی ایران در جنگ رمضان
undefined گزارش های رصدی سیاستی مرکز مطالعات آمریکا undefined<img style=" />undefined سیداحمد ابوترابی، پژوهشگر مرکز مطالعات آمریکا
undefinedنبرد هوایی رمضان (مارس–آوریل ۲۰۲۶) را می‌توان یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های جنگ‌های ترکیبی در عصر جدید دانست؛ نبردی که در آن، پیشرفته‌ترین ابزارهای تهاجمی شامل حملات اشباع، جنگ الکترونیک و عملیات چندلایه علیه ساختار پدافند هوایی ایران به‌کار گرفته شد. با این حال، نتایج این رویارویی نشان داد که الگوی دفاعی جمهوری اسلامی ایران، برخلاف مدل‌های کلاسیک متمرکز، از سطح بالایی از تاب‌آوری، انعطاف‌پذیری و تداوم عملیاتی برخوردار است.یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که ستون اصلی این پایداری، دکترین «دفاع موزاییکی» است؛ ساختاری توزیع‌شده و غیرمتمرکز که امکان ادامه نبرد را حتی در شرایط اختلال یا قطع ارتباط با مرکز فرماندهی فراهم می‌کند. این رویکرد با کاهش آسیب‌پذیری سیستمی و افزایش استقلال عملیاتی واحدها، مانع از تحقق کامل راهبردهای مبتنی بر فروپاشی شبکه‌ای شده است.

undefined️ جهت مطالعه متن کامل این گزارش روی لینک‌ زیر کلیک کنید: http://ascenter.ir/?p=19280
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۹:۴۲

thumbnail
🟥 عقب نشینی تاکتیکی ترامپ،دکترین قدرت ایران
undefinedیادداشت های تحلیلی مرکز مطالعات آمریکاundefined<img style=" />undefined پژمان الهامی طالشمیکائیل؛ پژوهشگر همکار در مرکز مطالعات آمریکا
undefined تحلیل پروژه “آزادی” ترامپ و عقب‌نشینی‌های متعاقب آن، پرده از پیچیدگی‌های دیپلماتیک و میدانی در تقابل با ایران برمی‌دارد. تلاش‌های ترامپ برای جلب توجه شورای امنیت سازمان ملل و متقاعد کردن جامعه جهانی به تهدید ادعایی ایران در آبراه‌های بین‌المللی، که با همکاری برخی کشورهای عربی صورت گرفت، بیش از آنکه یک اقدام دیپلماتیک موفق باشد، نمایشی برای بازسازی حمایت اروپا و کسب دستاوردی در عرصه بین‌المللی بود. اما، با توجه به ریاست دوره‌ای چین بر شورای امنیت و احتمال وتوی قطعنامه‌های پیشنهادی، این پروژه با شکست مواجه شد و ترامپ را به عقب‌نشینی تاکتیکی واداشت. این رویکرد، بار دیگر نشان داد که ایران در عرصه دیپلماسی و میدان، توانسته است برتری خود را حفظ کند و استراتژی “قطعنامه و میدان” را به نفع خود رقم بزند.
undefined️ جهت مطالعه متن کامل این یادداشت روی لینک‌ زیر کلیک کنید: http://ascenter.ir/?p=19284
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۲۲:۰۹

undefined امتِ پرچمدار در آینهٔ کلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام
undefined محمد صادق تقی زاده طبری
undefinedحضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در فرازی از خطبه ۱۷۳ نهج‌البلاغه، معیاری بنیادین برای پرچمدارانِ راه حق ترسیم می‌فرمایند: «لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَالصَّبْرِ وَالْعِلْمِ بِمَوَاقِعِ الْحَقِّ». این کلام، بیانگر آن است که پرچم مبارزه در مسیر حق، تنها به دوش کسانی می‌تواند استوار ماند که سه ویژگیِ حیاتی در ایشان تجلی یابد: بصیرت، صبر، و شناختِ جایگاهِ حقیقیِ حق. این سه مؤلفه، در منظومه‌ی اندیشه‌ی سیاسی علوی الزاماتِ راهبری و پایداریِ اجتماعی در مواجهه با فتنه‌ها و دشواری‌ها به شمار می‌روند. در قلب طوفان‌ها و پیچیدگی‌های عصر، امیر بیان، راه را به مردمی می‌نمایاند که در جستجوی حق بودند اما راه را گم کرده بودند. ایشان در این بیانِ موجز، نقشه‌ی راه مقاومت را چنین نگاشته‌اند:
undefinedنخست، بصیرت؛ که در اندیشه‌ی امام علی، فراتر از آگاهیِ سطحی، به معنای دیدنِ حق در میان انبوهِ باطل‌ها و تشخیصِ مسیرِ درست از شعارهای فریبنده است. این بصیرت، از تیزبینیِ عقلی و نورِ هدایتِ قلبی سرچشمه می‌گیرد. انسانِ بصیر، حوادث را نه به صورت لحظه‌ای، بلکه با نگاهی عمیق بر ریشه‌ها و بنیان‌ها می‌سنجد. امروز، بصیرتِ مردمانِ ایران اسلامی، که در دلِ جنگِ نرم، در تاریکیِ شبهه‌ها و تبلیغاتِ دشمن ایستاده‌اند، تجلیِ همان نگاهِ علوی است. آنان توانسته‌اند در میانِ هجمه‌هایِ رسانه‌ای و تحریف‌هایِ گسترده، جایِ حق و باطل را بازشناسند و در کنارِ ولایتِ فقیه، که استمرارِ حکمتِ علوی در عصرِ حاضر است، پایداری ورزند. این بصیرتِ جمعی، بزرگ‌ترین سرمایه‌ی یک ملت در برابرِ جنگِ ادراک‌هاست.undefinedدوم، صبر؛ که در واژگانِ امام، تنها تحملِ منفعلانه نیست، بلکه نوعی پایداریِ فعال و استوار است. صبر، ایستادن در موضعِ حق است، هرچند زمانه دشوار باشد.امیرالمؤمنین، صبر را شرطِ دوامِ بر حق دانست، زیرا بدونِ آن، بصیرتِ به دست آمده، پایدار نخواهد ماند. مردمانِ ایران، در سال‌هایِ اخیر، در برابرِ فشارهایِ همه‌جانبه‌یِ اقتصادی، روانی، رسانه‌ای و امنیتی از سویِ دشمنان، نمونه‌ای تاریخی از این صبر را به نمایش گذاشته‌اند. آنان شب‌هایِ پیاپی در خیابان‌هایِ شهرها ایستادند؛ و این همه از درکِ عمیقِ ملت ایران نسبت به اصلِ نظامِ ولایی است. این صبرِ تاریخی، همان نیرویی است که از ایمانِ بصیرت‌مند سرچشمه می‌گیرد. ملتی که صاحبِ امام و آرمان است، خسته نمی‌شود؛ زیرا می‌داند پرچمِ حق را تنها با صبر می‌توان به سرمنزلِ مقصود رساند.undefinedو سوم، علم به مواقعِ حق؛ که در تعبیرِ امام، شرطِ نهایی و شاید دشوارترینِ معیار است. هر کنش در مسیرِ حق، تنها زمانی مشروع و مؤثر است که فرد بداند حق در کجا باید اِعمال شود، کجا باید سکوت کرد و کجا فریاد برآورد. این علم، که معمولاً در ساحتِ سیاستِ دینی به معنایِ شناختِ زمان و مکانِ ظهورِ حق است، از معرفت و ایمانِ پویا نشأت می‌گیرد. امام علی علیه‌السلام با این جمله هشدار می‌دهند که در هر عصر، حق ممکن است در لباسی نو ظهور کند، و تنها صاحبانِ معرفتِ عمیق می‌توانند موقعیتِ آن را دریابند. در تمدنِ اسلامیِ ایران، این معرفت در قالبِ «ولایتِ فقیه» به عنوانِ استمرارِ ولایتِ علوی، تجلی یافته است. علم به مواقعِ حق، یعنی فهمِ این نکته که امروز، دفاع از این نظام و پاسداری از عدالتِ اجتماعی، عینِ پاسداری از پرچمِ امام علی علیه‌السلام است.undefinedبنابراین، ترکیبِ بصیرت، صبر، و علم به موقعیتِ حق، سه ستونِ مقاومتِ تمدنی در جهانِ اسلام و به‌ویژه در ملتِ ایران است. امروز، ملتِ ایران با همین منطقِ علوی، در برابرِ امواجِ دشمنی ایستاده است؛ مردمی که شب‌هایِ متوالی در تظاهرات و پشتیبانی از نظامِ ولایی حاضر شدند، درواقع تجلیِ زنده‌ی فرمانِ امام علی‌اند: پرچمدارانِ حق، نه از رویِ احساساتِ زودگذر، بلکه با بصیرت، صبر، و علم به موقعیتِ حق، راه را ادامه می‌دهند. این فرازِ نورانی، دعوتی است به تربیتِ انسان‌هایی دیدمند، استوار، و دانا؛ انسان‌هایی که بدانند چرا می‌مانند، چگونه می‌جنگند، و برایِ کدام حق جان می‌فشانند. چنین انسان‌هایی، امتِ امامِ زمان‌اند و هر پرچمی که بر دوشِ ایشان است، به مقصدِ حق رهنمون خواهد شد.
undefinedکارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۰:۴۴

undefined سلاحی فراتر از بمب هسته ای!undefined حجت الاسلام ناصر قیلاوی زادهundefined کارگروه جنگ در اندیشه امامین انقلاب
undefined مقدمهبرای بسیاری سوال است که چرا در برابر کشورهای هسته ای و تهدیدات هسته ای موجود و بالفعل، ایران کماکان به دنبال سلاح هسته ای نمی رود و بر دکترین دفاعی خود استوار ایستاده است؟! این ابهام وقتی پیچیده تر می شود که در بیانات رهبری تعبیر «حمله متقابل و هم سطح با حمله دشمن» به چشم می خورد! واقعا این هم سطحی چگونه بوجود می آید؟!
undefined «دفاع متقابل» یا «کشتار متقابل»؟!
undefinedپاسخ به این سوال در یک شرط مهم، درست درون خودِ بیانات رهبری، نهفته است. رهبر معظم انقلاب در نوروز سال ۱۳۹۱ این جمله را مطرح فرمودند. متن کامل آن، که بخش مهمی از آن معمولاً از نظرها پنهان می‌ماند این است:
undefined «ممکن است آمریکا خطرهائی برای کشورهای دیگر ایجاد کند؛ ممکن است دیوانگی کنند. البته من همین جا بگویم؛ ما سلاح اتمی نداریم، سلاح اتمی هم نخواهیم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان - چه آمریکا و چه رژیم صهیونیستی - برای دفاع از خودمان، در همان سطحی که دشمن حمله کند، به آنها حمله خواهیم کرد.»
undefinedهمان‌طور که می‌بینید، این وعده در یک چارچوب بسیار مشخص و غیرقابل انعطاف بیان شده است: «برای دفاع از خودمان». یعنی واکنش متقابل، قید «دفاعی بودن» دارد. «دفاع» در اینجا به معنای جلوگیری از نابودی و حفظ حیات جامعه و کشور تعریف می‌شود، نه انتقام‌جویی یا مقابله به مثل در کشتار جمعی.
undefinedبه همین دلیل است که اگر دشمن به فرض محال دست به جنایتی مانند استفاده از سلاح هسته‌ای بزند که قصد نابودی و کشتار جمعی مردم ما را داشته باشد، حکم ممنوعیت سلاح هسته ای تغییر نمی کند بلکه «دفاع» و پاسخ «در همان سطح» را الزامی می‌کند اما این پاسخ لزوماً به معنای انفجار یک بمب اتمی در شهرهای دشمن نیست؛ بلکه اقدامی است که «ضربه‌ای راهبردی، حیاتی و متوقف‌کننده» به قدرت دشمن وارد کرده و تهدید را از سر ملت ایران دفع کند. این درک، در یک کلام، تفاوت میان «پاسخ متقابل» و «قتل عام متقابل» را روشن می‌کند.
undefinedپشتوانه فکری اینکه چرا پاسخ ما با سلاح مشابه، اصلاً محل بحث نیست؟
undefinedبرای درک عمیق‌تر این مسئله و برای آنکه این تحلیل از یک «فرضیه» به یک «استدلال محکم» تبدیل شود، باید نگاه خود را از آن جملهٔ کوتاه فراتر ببریم و به مبانی فکری و اصول حاکم بر آن پی ببریم. این مبانی به وضوح نشان می‌دهد که چرا «واکنش با بمب اتم» اساساً جزء گزینه‌های ایران تعریف نشده است.
۱. ممنوعیت مطلق استفاده از سلاح هسته‌ای (فتوای حرام بودن)رهبر انقلاب با استناد به مبانی اسلامی، کشتار جمعی غیرنظامیان را که ذات و خصیصۀ سلاح هسته‌ای است، ممنوع و حرام اعلام کرده‌اند. ایشان این عمل را، صرف‌نظر از هر توجیهی، محکوم می‌دانند: «ما استفاده‌ی از این تسلیحات را گناه بزرگ می‌دانیم و نگه داشتنش را یک کار بیهوده‌ی پرضررِ پرخطر میدانیم و هرگز دنبالش نمیرویم.» «جمهوری اسلامی ایران استفاده از سلاح هسته‌ای و شیمیائی و نظائر آن را گناهی بزرگ و نابخشودنی می‌داند.»
۲. ابزار نبودن سلاح هسته‌ای در ایده تمدنی رهبریمهمتر از دلیل فقهی که در مقالات مفصل به آن پرداخته شده است، ایده تمدنی امامِ شهید است. در نگاه ایشان، سلاح هسته‌ای نه تنها قدرت‌آفرین نیست، بلکه نماد ضعف و بن‌بست دنیای مادی است. ایدهٔ ایشان این است که می‌توان اقتدار متکی به این سلاح را درهم شکست و راهی برتر برای عزت یافت.
«ما می‌خواهیم به دنیا اثبات کنیم که داشتن سلاح هسته‌ای، قدرت‌آفرین نیست؛ به دلیل اینکه قدرت هائی که سلاح هسته‌ای دارند، امروز دارای سخت‌ترین مشکلاتند.» (بیانات در دیدار دانشمندان هسته‌ای، ۱۳۹۰/۱۲/۰۳)
نزاع و تقابل تمدنی میان تمدن نوین اسلامی و تمدن غرب مادی یک نزاع ریشه دار است که در همۀ حوزه ها خودنمایی میکند، از جمله در حوزه دفاعی_امنیتی. بنابراین علاوه بر الزامات فقهی-حقوقی، رویکردهای تمدنی انقلاب اسلامی اساسا با چنین سلاحی برای دفاع قابل جمع نیست. این مسئله باعث می شود که حتی داشتن سلاح هسته ای صرفا به قصد بازدارندگی ولو مشروط به عدم استفاده باشد، در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران مطرح نباشد.
#امامین_انقلاب
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۵:۴۸

thumbnail
undefined️مرکز مطالعات آمریکا پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره) برگزار می کند: سلسله نشست های آمریکاشناسی در بستر جنگ جبهه آمریکایی صهیونیستی علیه ایران
undefinedنشست دوم: اهداف و راهبردهای ایالات متحده از اعمال محاصره دریایی علیه ایران به ویژه در حوزه انرژی
undefinedباحضور:
undefined دکتر محمدکاظمی undefinedکارشناس روابط بین‌الملل و تحریممرکز تحلیل راهبردی و بین‌الملل

undefined دوشنبه 28 اردیبهشت 1405undefinedساعت 10
undefinedلینک حضور مجازی:skyroom.online/ch/sadr/ascenter
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۲۲:۰۶

undefined جوانان و افق تمدنی؛تحلیلی بر منطق اراده و پیشرفت در کلام امام خامنه‌ای شهید

undefinedبخش اول

undefined محمدصادق تقی زاده طبری
undefined سخن راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه «اگر جوانها با انگیزه و همّت وارد کار بشوند، همّت کنند و دنبال کار را بگیرند، هیچ کارِ نشدنی‌ای وجود ندارد»، از جمله بیاناتی است که فهم درست آن، جز در چارچوب منظومه‌ی فکری انقلاب اسلامی و نسبت آن با حرکت تاریخی ملت ایران میسور نیست. این بیان را باید چونان قاعده‌ای ناظر به سنن الهی در تاریخ، منطق پیشرفت اجتماعی، و تحقق اراده‌ی ملی در مسیر تمدن‌سازی اسلامی دریافت. در این تلقی، «جوان» صرفاً یک مقطع زیستی یا یک طبقه‌ی جمعیتی نیست، بلکه ظهوری از روح طراوت، شجاعت، خطرپذیری، آرمان‌خواهی، خستگی‌ناپذیری و آمادگی برای ورود در میدان‌های بزرگ و دشوار است. از همین رو، هنگامی که رهبر شهید انقلاب از نفی «نشدنی» سخن می‌گویند، در حقیقت از امری واقعی و مجرب سخن می‌رانند. تاریخ انقلاب اسلامی و تجربه‌ی زیسته‌ی ملت ایران گواهی می‌دهد که هر جا نیروی جوانِ مؤمن، بانشاط، باانگیزه و دارای همت بلند، به صحنه‌ی عمل قدم نهاده و کار را تا حصول نتیجه پی گرفته است، گره‌های بزرگ گشوده شده، موانع دشوار از میان برخاسته و افق‌های تازه‌ای در برابر جامعه ترسیم خواهد شد. پیروزی انقلاب، استقامت در دفاع مقدس، شکستن مرزهای علمی و فناورانه، پیشرفت‌های حیرت‌آور در عرصه‌های دفاعی، پزشکی، زیرساختی و اجتماعی، و نیز استمرار حیات عزتمندانه‌ی جمهوری اسلامی در برابر سهمگین‌ترین فشارهای دشمن، جملگی ترجمان عینی همین منطق‌اند. بنابراین، این بیان شریف، در عمق خود، ناظر به این حقیقت است که در قاموس ملت‌های زنده و مؤمن، بسیاری از آنچه «نشدنی» نامیده می‌شود، نه واقعیتی بیرونی، بلکه برساخته‌ی ذهن‌های مرعوب، اراده‌های سست، همت‌های کوتاه و پیگیری‌های ناتمام است.undefined دقت در ساختار این عبارت نشان می‌دهد که رهبر شهید انقلاب تحقق کارهای بزرگ را بر سه پایه‌ی بنیادین استوار می‌دانند: انگیزه، همت و پیگیری. انگیزه در اینجا صرف اشتیاق خام نیست، بلکه آن نیروی درونی و آگاهی مسئولانه‌ای است که انسان را از محدوده‌ی منافع شخصی، رفاه‌طلبی فردی و ملاحظات روزمره بیرون می‌کشد و او را در نسبت با مأموریتی بزرگ‌تر تعریف می‌کند. جوانی که در پرتو ایمان، هویت انقلابی و درک تاریخی، خود را در قبال سرنوشت اسلام، ایران، امت و آینده‌ی بشریت مسئول می‌بیند، دیگر کنش او کنشی عادی و فردی نیست، بلکه رنگی از جهاد تاریخی و رسالت تمدنی می‌گیرد. اما انگیزه، اگر با همت همراه نشود، در حد میلی درونی باقی می‌ماند. همت، در سنت فکری و اخلاقی اسلامی، شأنی بس بلند دارد؛ همت به معنای بلند خواستن، بلند دیدن و رضایت ندادن به افق‌های کوچک و مقاصد حقیر است. در منطق رهبر شهید انقلاب، یکی از مهم‌ترین آفات یک جامعه، رضایت به وضع موجود، خو گرفتن به حداقل‌ها و از دست دادن روحیه‌ی آرمان‌طلبی است. جامعه‌ای که جوانان آن از فتح قله‌ها منصرف شوند، به‌تدریج در سراشیبی رکود و انفعال قرار می‌گیرد. با این همه، حتی انگیزه و همت نیز تا هنگامی که در قالب پیگیری مستمر و مجاهدت منظم نریزد، به ثمر نخواهد نشست. از همین‌جاست که بخش پایانی این عبارت، یعنی «دنبال کار را بگیرند»، اهمیت ویژه می‌یابد. در حقیقت، رهبر شهید انقلاب با این تعبیر، از انضباط، صبر، استمرار و استقامت سخن می‌گویند. بسیاری در آغاز راه‌ها پرشورند، اما آنکه تاریخ را می‌سازد، کسی است که در میانه‌ی راه، زیر فشار موانع، در برابر کندی نتایج و در بطن فرسایش‌های طبیعی میدان، عزم خود را از کف ندهد و کار را تا نقطه‌ی تحقق دنبال کند. ┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۵:۵۹

undefined جوانان و افق تمدنی؛تحلیلی بر منطق اراده و پیشرفت در کلام امام خامنه‌ای شهید

undefinedبخش دوم

undefined محمدصادق تقی زاده طبری

undefined اگر این سخن را در افق کلان مبارزه‌ی ملت تمدنی ایران با دشمن مورد تأمل قرار دهیم، روشن می‌شود که مخاطب آن تنها افراد یا مجموعه‌های محدود نیستند، بلکه همه‌ی ساخت اجتماعی و زیست تاریخی ملت ایران را در بر می‌گیرد. امروز دشمنی با جمهوری اسلامی، صرفاً خصومتی سیاسی، نظامی یا اقتصادی نیست؛ بلکه ابعاد عمیق‌تر و پیچیده‌تری یافته و در قالب یک نبرد تمدنی، شناختی و اراده‌محور دنبال می‌شود. دشمن به‌خوبی دریافته است که اگر نتواند ریشه‌های ایمان، امید، اعتمادبه‌نفس و خودباوری ملی را بخشکاند، از درهم شکستن این ملت عاجز خواهد ماند. از همین رو، یکی از کانون‌های اصلی هجوم او، جوان ایرانی است؛ زیرا جوان، هم حامل ظرفیت‌های بالفعل امروز و هم مخزن امکان‌های عظیم فرداست. تمام تلاش جریان معارض آن است که جوان ایرانی را از آینده ناامید سازد، او را نسبت به هویت خویش دچار تردید کند، نسبت او را با آرمان انقلاب و مأموریت تاریخی ایران بگسلد، و در نهایت او را یا به انفعال و بی‌تفاوتی بکشاند یا در حاشیه‌های مصرفی و سرگرمی‌های تهی مستحیل سازد. در برابر این راهبرد، سخن رهبر شهید انقلاب، بیانی کوتاه اما عمیق از منطق مقاومت است. ایشان در واقع اعلام می‌دارند که راه غلبه بر دشمن، پیش از هر چیز، بازسازی اراده‌ی ملی از مسیر میدان دادن به جوانان باانگیزه و باهمت است. جامعه‌ای که جوانانش به توان خود ایمان بیاورند، افق‌های بزرگ را طلب کنند و در پیمودن راه خسته نشوند، نه‌تنها در برابر فشارهای بیرونی فرو نمی‌پاشد، بلکه همان فشارها را به فرصت جهش و خوداتکایی تبدیل می‌کند. به همین سبب، نقش جوانان در رسیدن به افق تمدنی، حقیقتاً بی‌بدیل است؛ زیرا تمدن نوین اسلامی نیازمند نسلی است که شجاعت عبور از مرزهای عادت، آمادگی برای مجاهدت طولانی، قدرت پیوند آرمان و عمل، و توان شبکه‌سازی اجتماعی برای حل مسائل پیچیده را توأمان داشته باشد. در این میدان، جوانان معماران فردای ایران و حاملان عبور انقلاب اسلامی از مرحله‌ی دولت‌سازی و جامعه‌پردازی به مرتبه‌ی تمدن‌سازی‌اند.undefined بر این اساس، مفاد این بیان راهبردی را باید به‌مثابه نقشه‌ای عملی برای امروز و فردای ملت ایران تلقی کرد. نخستین لازمه‌ی وفاداری به این منطق آن است که جوانان حقیقتاً باور شوند و به آنان میدان واقعی داده شود؛ نه آنکه از یک سو در ستایش آنان سخن گفته شود و از سوی دیگر، در ساحت تصمیم‌سازی، اجرا و تحول‌آفرینی، میدان از حضور و ابتکارشان تهی بماند. اعتماد به جوان،ضرورتی تمدنی است. در کنار آن، باید سرچشمه‌های انگیزه در نسل جوان را زنده و جوشان نگاه داشت؛ یعنی پیوند او با ایمان، هویت اسلامی ـ ایرانی، فرهنگ شهادت، روحیه‌ی مسئولیت‌پذیری و افق بلند تمدنی تقویت شود، چراکه جوانِ بی‌افق، هرچند مستعد و پرتوان باشد، در معرض فرسودگی و سرگردانی قرار می‌گیرد.undefinedافزون بر این، دستگاه‌های فرهنگی، آموزشی، مدیریتی و اجتماعی کشور باید به‌گونه‌ای بازآرایی شوند که «دنبال کار را گرفتن» برای جوانان ممکن و ثمربخش شود؛ چه بسیار ظرفیت‌هایی که نه به علت فقدان استعداد یا انگیزه، بلکه بر اثر موانع ساختاری، بوروکراسی فرساینده، بی‌اعتمادی نهادی و کمبود حمایت، مستهلک یا منزوی شده‌اند. در سطحی عمیق‌تر، جامعه نیز باید روایت توانستن را بازآفرینی کند و به جای بازتولید حس بن‌بست، یأس و ناتوانی، میدان را برای دیده شدن الگوهای موفق جوانان مؤمن، خلاق و مسئله‌حل‌کن باز کند. حاصل آنکه سخن رهبر شهید انقلاب، در این مقطع تاریخی، بیانی فشرده از یک حقیقت بزرگ است: آینده از آنِ ملتی است که جوانان خود را بشناسد، به آنان اعتماد کند، روح انگیزه و همت را در آنان برافروزد و مجاری تحقق این ظرفیت را بگشاید. ملت تمدنی ایران در کشاکش نبردی سخت و چندلایه با دشمن، بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازگشت به این قاعده‌ی زرین است که ناممکن‌ها در برابر اراده‌ی مؤمنانه، همت بلند و پیگیری خستگی‌ناپذیر جوانان رنگ می‌بازند.
┅═✧❁undefinedundefinedundefined❁✧═┅🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)undefined@sadr_irundefinedhttps://sadr.ihu.ac.ir/

۱۶:۰۰