دکتر علی صدرا | Dr.Ali Sadra 🔹️
️مراجعی داشتیم پدر و پسر۱۶ ساله ای اومده بودن بخشی از گفت و گو این بود: پدر به پسرش گفت: - زمان ما عکس میگرفتیم چاپ میکردیم آلبوم میشد دور هم مینشستیم نگاه میکردیم! همین الانم آلبوم داریم. یادگاری هامون میموند. چیه دوران شما هزارتا عکس توی گوشیتون هست اما یه عکس ندارید ببینیم! پسر گفت: پدر جان شما هم میتونید الآن برید گوشیتونو بدید عکساتونو چاپ کنین! چرا اینکارو نمی کنید دیگه؟؟ از نسل ما همش انتقاد میکنید. مامان مثلا میگه قدیم خوب بود سادگی بود یه مدل غذا میذاشتن! خونه ها ساده بود رفت و آمدها آسون بود. خب چرا خودتون عمل نمیکنید؟ چرا یکی سرزده بیاد ناراحت میشید؟ چرا هفت مدل غذا میذارید؟ میگید سر ما همش توی گوشیه ولی خودتون بیشتر از ما توی گوشی هستید! من فقط از بازی های زمان شما یه چیزایی شنیدم! حتی یه بار نیومدید همون بازی ها رو با ما انجام بدید! به نظر نسل ما، شما بزرگترها خیلی بیشتر غرق لاکچری بازی و عصر دیجیتال شدید تا ما ! این بخشی از گفت و گو بود... نظرتون چیه؟ ادامه اشو بذاریم؟ - دکتر علی صدرا --------------کانال را دنبال کنید:
------------- ble.ir/join/Hera6opJRr
پدر گفت:
- ما مثل شما اینهمه امکانات نداشتیم. برای همین قدر چیزها رو بیشتر میدونستیم. الان شما همهچی دارید، ولی انگار از هیچچیز لذت نمیبرید!
پسر :
- بابا شما همش میگید زمان ما بهتر بود! خب ما هم توی زمان خودمون بزرگ شدیم. نمیشه انتظار داشته باشید دقیقاً مثل شما فکر کنیم. ما هم لذت های خودمونو داریم دیگه.
پدر :- من نمیگم مثل من فکر کن! میگم این گوشی رو یکم بذار کنار، با خانواده حرف بزن.
پسر :- شما خودتون وقتی مهمون میاد، نصف حواستون به گوشیه!
پدر :
- من به خاطر کارمه!
پسر :
- خب منم شاید به خاطر دوستام!
پدر :
- دوستات رو از کجا پیدا کردی؟!
پسر گفت:
- همونجایی که شما مشتریهاتون رو پیدا میکنید!
اینجا پدر و پسر هر کدوم از زاویه خودشون فکر میکردند حق با اونهاست.
پدر، نگران آینده پسرش بود؛پسر، احساس میکرد پدرش دنیای او را نمیفهمد.
و اینجا دقیقاً جاییه که اختلاف نسلها میتونه تبدیل به فاصله عاطفی بشه...
به نظر شما راهکار چی دادیم؟
--------------کانال را دنبال کنید:
۳۸۵
۱۶:۰۵