بله | کانال سعیدرضا میرزامحمدی (قندهاری)
عکس پروفایل سعیدرضا میرزامحمدی (قندهاری)س

سعیدرضا میرزامحمدی (قندهاری)

۱۲۴عضو
به نام خدابی رنگیحضرت مولانا درمثنوی آورده:چون که بی رنگی اسیررنگ شدموسئی باعیسئی درجنگ شدعلت اختلافات رنگی شدن(آلودگی)ماست. بی رنگی همان رنگ خداست،صاف وزلال.رضا اسماعیلی(شاعرمعاصر) هم زیبا سروده است:رنگ بی رنگی بگیر ای دل بی خانمانگیوه هایت رابکش بیش ازاین اینجانماناین جهان بی تپش، بهر ماناآشناستخانه ی ماآنطرف، ماوراءسایه هاست

۶:۱۴

هوالعلیمدشمن، آری یا نه؟انسان، فطرتا دنبال دوستی است.در ادبیات همه ملل جهان هم به این مهم پرداخته شده است. اما در کنارآن دشمن ودشمنی هم همواره بوده است. این دشمنی درحوزه ی فردی واجتماعی به علل مختلف(فقر،زیاده طلبی،رقابت،حسادت و....)رخ می داده است. آنچه لازم وضروری است،اینست که هیچگاه نباید از این امر غافل شویم، وگر نه غافلگیر می شویم.اهمیت این قضیه تا حدی است که در تعالیم دینی، سازنده ترین موضوع تربیت دینی همین دشمنی است:۱-شیطان که دشمن بیرونی است۲-نفس اماره که دشمن درونی استمبارزه با این دو دشمن است که ما را در عرصه های مختلف رشد می دهد.دشمن دانا بلندت می کندبرزمینت می زندنادان دوستپس باید قدر دان دشمن باشیم. "شیطان بزرگ"نامیدن آمریکا از سوی رهبر کبیر انقلاب، بزرگترین تدبیر در این راستا بود. برای غلبه بر این دشمن ابرقدرت، باید خیلی رشد کنیم وبزرگ شویم.

۷:۰۳

به نام خداقرآن :دموکراسی،اکثریت،اقلیتبعضی در جریان انتخابات با دادن آماربه دنبال "اکثریت"هستند وآن را دلیل حقانیت خود می دانند. اما به دو نکته باید توجه کرد:۱-درطول تاریخ فیلسوفان سیاسی نظامهای مختلف حکومتی را بررسی وارزیابی کرده اند واینک غالب جهانیان "دموکراسی" را برگزیده اند( هر چند باشیوه های مختلف)، اما باید توجه کرد که دموکراسی عملا حکومت اقلیت بر اکثریت است .چون در اکثر قریب به اتفاق انتخابات(حتی با مشارکت بالای ۷۰درصد)طرف پیروز، زیر ۴۰درصد کل افراد مجاز به رای دادن را می آورد. ۲-اما از نظر قرآن هم "اکثریت" جایگاهی ندارد. در سوره ی "تکاثر"دنبال اکثریت رفتن را یک نگاه جاهلی می داند(الهکم التکاثر) ودر جایی دیگر می فرماید:"اکثرالناس لایعقلون " ونیز"وان تتبع اکثرمن فی الارض یضلوک عن سبیل الله"و......در مقابل "اقلیت" را ستوده:"وقلیل من عبادی الشکور"و"ان تقوموا لله مثنی وفرادی"و"کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله"و...علی (ع)می فرماید:ولاتستوحشوا فی طریق الهدی من قله اهله.پس خیلی دنبال "عدد" نباشیم.

۱۱:۰۱

هوالحکیمما ودوگانه هاسلام،دوستان وهمراهانویژگی اساسی ما انسانها "اختیاروانتخاب"است. درزندگی ما همواره با دوگانه ها مواجه ایم :دو گانه کفر وایمان وکفروشکر-دوگانه غم وشادی-دوگانه امید ویاس-دوگانه عشق ونفرت-دوگانه پایداری وناشکیبایی-دوگانه علم وجهل و....ما چاره ای جز انتخاب نداریم،رای سفید وممتنع نداریم.اگرایمان، شکر، امید، علم، صبرو... را انتخاب نکنیم، حتما گرفتار کفر،یاس،جهل،ناپایداری و... خواهیم شد.

۸:۴۴

سلام بر همه ی عزیزانمدتی این مثنوی تاخیرشدمطالب بیشماری به ذهنم می رسد که دوست دارم با عزیزان به اشتراک بگذارم وشاید یکی از علل تاخیر همین باشد. اما گمان می کنم یک مسئله ی بسیار مهم برای تفاهم ، فهم وبیان درست مسئله است. برای دست یابی به فهم درست بسیار باید رنج برد. آنقدر سخت است که مولوی بزرگ می فرماید:"مردم اندر حسرت فهم درست""فکر درست" قانون دارد واولین کسی که قوانین آن را تدوین وتنظیم کرد"ا رسطو"بود.باید با آن آشنا شویم وگرنه در مباحثات به بیراهه می رویم. یکی از مهمترین مسائلی که همه درگیر آن هستیم"مغالطه"است. اگر خدا بخواهدطی سلسله مطالبی به آن بپردازیم. در اینجا مبنای کار کتاب "مغالطات"آقای علی اصغر خندان است، البته با دخل وتصرفاتی که اینجانب ممکن است داشته باشم. در گام اول انواع مغالطات را درپنج عنوان می توان تقسیم نمود:۱-تبیین مغالطی(مغالطاتی که هنگام بیان یک قضیه ی ساده امکان وقوع دارند)۲-مغالطه ی مربوط به ادعای بدون استدلال۳-مغالطات مقام نقد۴-مغالطات مقام دفاع۵-مغالطه در استدلال که خود شامل سه بخش است:الف)مغالطات صوری ب)مغالطات ناشی از یک پیش فرض نادرست ج)مغالطات ربطیانشالله به توفیق الهی درآینده به آن خواهیم پرداخت.

۸:۴۰

سلام بر گرامیانادامه بحث مغالطاتدرحوزه تبیین با۱۹ نوع مغالطه مواجه هستیم:۱-مغالطه ی اشتراک لفظ که خود سه حوزه دارد:الف)مغالطه ی اشتراک اسم وصفت مثل اینکه بگویی"حمید دوست بیست ساله ی من است"که میتواند بیست سال سن اوباشدیا مدت دوستیب)مغالطه ی اشتراک فعل مانند:"این کتاب قیمت ندارد"که هم می تواند به معنی ارزشمند بودن کتاب وهم بی ارزشی آن باشدج-مغالطه ی اشتراک حرف مانند"او عمری با ریا وخودخواهی مبارزه کرد"که" با " می تواند هم پیشوند باشد هم حرف اضافه که دومعنی متضادرا به ذهن می رساند۲-مغالطه ی ابهام ساختاریمنظور هماناست که یا کلمه ای چند معنی داشته باشد مانند(...گرچه باشد در نوشتن شیرشیر)ویاابهام در ضمایر،علامت گذاری و..باشد.مثلاابن جوزی(صاحب کتاب وزین تلبیس ابلیس) که برای جلوگیری از اختلاف مذهبی وقتی مجبور می شود خلیفه ی بلافصل را برمنبر معرفی کند، باعبارت"من بنته فی بیته" خود را خلاص می کند(علی داماد پیامبر وپیامبرداماد ابوبکراست واین عبارت می تواند دو تفسیر داشته باشد.)ومن الله التوفیق

۹:۰۳

ادامه مغالطات۳-مغالطه ی ترکیب مفصل مانند اینکه یکی ورزشکارماهر ونویسنده ی بی مهارتی است ودر وصف اوبگوییم"او نویسنده وماهراست"یا بگوییم"اونویسنده وورزشکارماهری است"۴-مغالطه ی تفصیل مرکب مانند اینکه بگوییم"اوآدم خوبی است، زیرا در تحقیقات، همه ی کارگران وکارفرمایان گفتند او کارگر خوبی است."(شاید کارگر خوبی باشد، ولی آدم خوبی نه)۵-مغالطه ی واژه های مبهم(مغالطه ی پرچین) یعنی آنچنان از واژه های مبهم استفاده کند که نشود آن رانقدکرد مثلا" "من گفته بودم که مخارج این مهمانی مبلغ معقولی خواهد بود واینک باتوجه به نوع برگزاری این مقدارکاملا معقول است"یا آمریکا بگوید "ما مداخله ی نظامی تمام عیار نمی کنیم، اما در شرایط خاص جنگ محدود را می پذیریم"، حال هر چه جنگ گسترده شود باز مدعی است که محدود است۶-مغالطه ی گزاره های بدون سورمانند:"مردم این زمانه بی وفا هستند."در حالی که واقعا شامل همه ی مردم نمی شود.۷-مغالطه ی سورهای کلی نمامانند اینکه بگوییم:"غالب افرادبزهکارمتعلق به طبقات پایین جامعه هستند."

۲۰:۲۶

سلام برعزیزان گرامیادمه ی آشنایی با مغالطات۸-مغالطه ی تعریف دوری :یعنی برای معنا کردن یک واژه ، از واژه ای استفاده شودکه درک معنای آن مستلزم درک واژه ی اولی است که در شعر معروف مولوی آمده که محتسب مردی رادید وپرسید چه خوردی ؟گفت آنچه درسبوست وچون پرسید درسبوچیست گفت آنچه من خوردم.۹-مغالطه ی کنه ووجهمغالطه ای بسیار جدی است که در حوزه ی علوم طببیعی وانسانی بسیار رایج است. مثلا بعد از نظریه ی داروین، بسیاری دچار این مغالطه شدندوگفتند:ازاینکه باریخته شدن موهای بدن میمون، اوبه شکل انسان درآمده، پس"انسان هیچ نیست ،جزمیمون برهنه" درحالی که در اثرتکامل میمون تبدیل به انسان شده ویکی نیست(البته اگر اصل فرضیه درست باشد.)۱۰-مغالطه ی علت جعلیمانند اینکه کسی بگوید علت زیاد شدن جرم وجنایت، قوانین پیچیده است، در حالی که درتحلیلی واقع بینانه ومنطقی هرگز اینگونه نیست.

۲۰:۲۷

سلام برهمراهان گرامیادامه مغالطات۱۱-مغالطه ی بزرگنماییاین مغالطه بسیار رایج است وهر کس با سلیقه ی خود بخشی از خبری را طوری برجسته می کند که بقیه خبر به حاشیه رود. یا مثلا در تخفیفات می نویسند:۵تا۵۰ درصد تخفیف، در حالی که ۹۰درصد اجناس همان۵درصداست.۱۲-مغالطه ی کوچک نماییمانند مغالطه ی قبلی است ، اما در اینجا می خواهد چیزی را کم اهمیت جلوه دهد۱۳-مغالطات آماریبخصوص در حوزه های اقتصاد، مدیریت و... برای اینکه جلوی اعتراضات واعتصابات و.. گرفته شود، آمارها رابا ترفندهای متوسط گیری،نمودارهای گمراه کننده وتصاویریک بعدی ارائه می کنند.۱۴-مغالطه ی دروغدروغ هر چند گناه واز نظراخلاقی مذموم است، اما یک جنبه معرفتی برای شنونده دارد که از این منظر ، مغالطه محسوب می شود،شاید داستان قتل یوسف وبیان آن به پدر، بهترین نمونه باشد. بهترین راه مقابله هم یافتن تناقض در صدر وذیل سخن اوست.هرچندشخصیت گوینده هم مهم است.

۷:۳۶

ادامه مغالطات۱۵-مغالطه ی توریههدف توریه مانند دروغ ،فریب دادن مخاطب است، البته باظاهری درست.درواقع توریه ، نوعی فرار از دروغ است.۱۶-مغالطه ی نقل قول ناقصشاید یکی از پر کاربردترین مغالطات باشد که در همه حوزه های دینی ، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی رواج دارد. بخصوص اگر شخصی که از او نقل قول می شود، دارای مرجعیت واعتبار در آن حوزه باشد.۱۷-مغالطه ی تحریفاین مغالطه هم خیلی پر کاربرد هست، بخصوص در حوزه ی تاریخی ومذهبی .، همیشه ی تاریخ وبه ویژه در عصر حاضر از سوی یهودیان صهیونیست به شدت ادامه دارد.۱۸-مغالطه ی تفسیر نادرستاین مغالطه هم ادامه ی دو مغالطه ی قبلی است. البته در اینجا دخل وتصرفی صورت نمی گیرد، بلکه بگونه ای تفسیر می شود که مغایر منظور اصلی گوینده است.۱۹-مغالطه ی تاکید لفظیاین آخرین مغالطه ی مربوط به حوزه ی تبیین است. دراین مغالطه باتاکید روی یک کلمه ، مفاهیمی اضافی وخارج از عبارت ، به ضمیر مخاطب منتقل شود. مثلا در جمله ساده ای مثل :"کتاب مرا بردار" به ظاهر یک درخواست عادی است، اما تاکید بر واژه"کتاب" باشد،به ذهن می رسد که مثلا"دفتر"و"قلم"و...نباید برداشت واگر روی واژه ی"مرا"تاکید شود،به ذهن می رسد که کتاب کسی دیگر را نباید بردارد واگر بر واژه ی"بردار " تاکید شود، به ذهن می رسد که آن را نباید بگذاردیا جلد کند یا....

۱۳:۵۷

سلام وباآرزوی بهروزی عزیزانادامه مغالطاتبخش دوم از مغالطات مربوط به حوزه ی مغالطات بدون استدلال است که ۱۹ مورداست:۱-مغالطه ی بستن راه استدلالمثلاباعبارت"دراین موضوع ، عقل چندان راهگشانیست وباید دریچه ی قلب را بگشایید تا آن را درک کنید."یا"من بااین آدم همکاری نمی کنم ، چون آدم متقلبی به نظر میرسد ومن با نگاه به چهره ی این جور آدمها آنان را می شناسم."۲-مغالطه ی مشهور"هربچه مدرسه ای می داند ."ماننداینکه "هربچه مدرسه ای می داند وقتی جامعه ای باتورم روبروست،دولت بایدآزادی بیشتری به مردم ومطبوعات بدهد."البته گاه از عبارات مشابه استفاده می شود.مانند:"هرکس با این کار مخالفت کند، احمق است."۳-مغالطه ی مسموم کردن چاهبه این معنی است که وقتی گفته شود "آب این چاه مسموم است" یک اثرروانی برروی شنونده ایجاد می کند که بدون آزمایش کردن آب چاه، از مصرف آن خودداری کند. مثلا در قرآن منافقین اینگونه مغالطه می کنند: "واذاقیل لهم آمنوا کما امن الناس قالوا انومن کما امن السفهاء"۴-مغالطه ی تله گذارینقطه مقابل مغالطه ی قبلی است.در آنجابرای اینکه جلو اعتراض وانتقاد را بگیرد از صفت مذمومی استفاده می کرد ودر ایجا ازصفت مثبت وممدوح، مثلا:"من نام پوپک را برای شرکت انتخاب کردم ومی دانم دوستان حاضر که اهل ذوق وادبند به آن رای مثبت می دهند."خداوند یار ونگهدارتان

۹:۳۷

سلام به عزیزان همراهادامه مغالطاتباعذر خواهی ازاینکه به دلیل مسافرت تاخیری پیش آمد۵-مغالطه ی توسل به جهلاین مغالطه دوجنبه دارد:یک)سلبی، مانند اینکه کسی بگوید:"اعتقاد به وجود جن خرافه ای بیش نیست،زیرا من حتی یک کتاب علمی هم در این باره ندیدم."دو)ایجابی ،مانند :"ما به طور جدی به مسئله ی بخت وشانس معتقدیم،زیرا علی رغم ‌همه ی مخالفتها، تا کنون هیچ دلیلی بررد این مسئله به ماارائه نشده است."۶-مغالطه ی طلب برهان از مخالفاننوعی خاص از مغالطه ی توسل به جهل است.دراین مغالطه ، مدعا وعقیده ای ، بدون استدلال مطرح می شود واز دیگران می خواهد که اگر با اومخالفند،آن مدعا را ابطال کنند. مثلا:"به نظر می رسد پیشنهاد خوبی است وما برنامه ی خود را با آن تنظیم می کنیم، آقایان وخانمها در صورت مخالفت، نطرشان را به ما منتقل کنند."۶-مغالطه ی طرد شقوق دیگراین مغالطه در جایی است که با یک حصر استقرایی(نه عقلی)روبرو هستیم.مثلا:"کاشت گندم بهترین انتخاب برای زراعت در خاک این منطقه است،زیرامحصولات دیگرمانندسیب زمینی، پیاز، هویج،گوجه وبادمجان در این خاک آزمایش شده اندو رشد آنان به هیچ وجه با محصول گندم قابل مقایسه نیست."( طبیعی است که با این چند محصول نمی تواند به این نتیجه برسد که گندم ،"بهترین"انتخاب است.) ۷-مغالطه ی تکراردر این مغالطه،شخصی برای تاثیر گذاری کاذب بر مخاطبان، به جای دلیل وبرهان برای اثبات یک مدعا،فقط به تکرار آن می پردازد.۸-مغالطه ی فضل فروشیدر این مغالطه با کلمات قلمبه وپیچیده، مخاطب خود را مرعوب نماید۹-مغالطه ی کمیت گراییدراین مغالطه، شخص از کمیت(که البته در جای خود نشانه ی دقت است)،در باره ی مفاهیم کیفی استفاده می کند‌مثلا:"واقعا ، ده برابر اعتمادی که به برادرم دارم، به شما اعتماد دارم.

۱۶:۴۱

سلام بریاران اندیشمندادامه مغالطات حوزه ی ادعای بدون استدلال۱۰-مغالطه ی بارارزشی کلماتدر این مغالطه. باتعبیرهای مختلف ، می توان در قضاوت دیگران را نسبت به یک موضوع تغییرداد. مثلابه جای"فرماندهان جنگی"از"مسئولان نیروی دفاعی"استفاده کرد.یا"من در اعتقادات خود ثابت قدم واستوار هستم، شمانسبت به پیش فرضهای خود لجاجت وتعصب می ورزید واو در مواضعش، یک دنده وکله شق است."۱۱-مغالطه ی توسل به احساساتبی شک احساسات در زندگی انسان جایگاه مهمی دارد وبسیاری، شخصیتشان تحت الشعاع احساساتشان است.حال کسانی با تشخیص احساسات طرف، دنبال القای سخن غیرمستدل خود می رود.سود جویی، کبروغرور،هواهای نفسانی،تعصب ولجاجت،حسادت، کینه، ترس و....حتی عشق ومحبت می تواند زمینه ساز وعامل ارتکاب این مغالطه شود.۱۲-مغالطه ی تهدیدواضح است نتیجه ای که از راه تهدید به دست آید منطقی نیست واز این جهت مغالطه است.مثلا"اگر حرف مرا نپذیری ، دیگه نه من نه تو"۱۳-مغالطه ی تطمیعمانند مغالطه ی تهدید است.۱۴-مغالطه ی جلب ترحممثلا"فلانی صاحب منصب، هنرمندیا...است ونباید با اوبرخوردقضایی کرد."۱۵-مغالطه ی آرزواندیشیمانند"امیدوارم مذاکرات موفق باشد."۱۶-مغالطه ی عوام فریبیدراین مغالطه ، دنبال جو درست کردن است وبه دوصورت است:۱-مستقیم مثلادر یک سخنرانی در اجتماعی بزرگ، شور وهیجان مردم را تحریک کند. وآنان را به نتیجه ی مورد نظرش متقاعدکند.۲-غیرمستقیم مثلا در نوشته ای چنین القا کند که هرکس این حرف را بپذیرد در زمره ی انسانهای پیشرو است وهرکس نپذیرد، عقب مانده."توسل به تفاخر"و"توسل به افاده" نیز ازاین نوع مغالطه است که بیشتر در تبلیغات استفاده می شود.۱۷-مغالطه ی توسل به مرجع کاذبمثلا در حوزه ی مسائل فرهنگی، سخن یک شیمی دان برنده ی جایزه ی نوبل را ملاک قرار می دهد.۱۸-مغالطه ی تجسماین مغالطه وقتی صورت می گیرد که کسی گمان کند به ازای هرلفظ وکلمه ، یک جسم عینی وخارجی وجود دارد مثلا"دست خدا"در اینجا مغالطات حوزه ی "ادعای بدون استدلال "به پایان رسید وانشالله از نوبت بعد به مغالطات "مقام نقد" می پردازیم.اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

۹:۰۹

جامه سیه کرد کفر، نورمحمدرسیدباتبریک میلاد سرورکائنات(ص) وامام صادق(ع)ادامه ی بحث مغالطاتمغالطات مقام نقد۱۷تاست که در مکالمات وبحثهای مختلف درهمه ی حوزه ها بسیار پر کاربرد است:۱-مغالطه ی پارازیتمنظور همان ایجادوقفه در ارائه ی یک سخن یاایجادمانع دررسیدن آن به مخاطب است.نمونه ی مشخص آن ایجاد هیاهو ، هنگام قرائت قرآن درصدر اسلام بود.۲-مغالطه ی "حرف شمامبهم است"مانند:"اینکه شما می گویید‌مطبوعات مابایدازحمایت احزاب برخوردار باشند، ممکن است بفرماییدمنظورشماازحمایت،دقیقا چیست؟" بهانه های بنی اسرائیل هم درذبح گاو از این نوع مغالطه بود.۳-مغالطه ی تکذیباین مغالطه، معمولا توسط افرادی که فکر نارسا واطلاعات ناقص دارند وهمان را میزان حق وباطل قرار می دهند وهر حقیقتی خارج از آن راانکار می کنند. خلاصه ی استدلالشان این است که ما فلان واقعیت را درک نمی کنیم وباعقل ما جور درنمی آید،پس اساسا چنین چیزی وجود ندارد."بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه"
۴-مغالطه ی"این که چیزی نیست"جایی که شخص توان نقادی سخنی را نداردویا اساساآن سخن ایرادی ندارد، ولی نمی خواهد بپذیرد، مثلا:"طرح شما چیزمهمی نبود وبه نظرمن اصلا لازم نبودوقت جلسه رابگیرید."۵-مغالطه ی "اینکه مغالطه است"مکمل مغالطه ی قبل است.درآنجا برای اعتراف نکردن به درستی سخن حریف،سخن اوراساده وپیش پاافتاده قلمداد می کند ودر اینجا یک گام جلو می گذارد ومی خواهد به ناحق آن سخن راخطا جلوه دهد.مانند:شما چون رشته ی فلسفه هستید خوب بلدید مغالطه کنید.۶-مغالطه ی انگیزه وانگیختهاین همان ‌کار رایج"نیت خوانی است"که به جای نقد یک سخن وعقیده، به انگیزه ها واهداف او می پردازد.۷-مغالطه ی توهیندراینجا به جای نقد سخن، به شخص گوینده، توهین کرده ودشنام می دهد تا چهره ی اورا مخدوش ومنفورجلوه دهدوباطل بودن استدلالش را نتیجه بگیرد.مثلا:این مقاله ارزش خواندن ندارد، چون نویسنده ی آن آدم هرزه ای است.۸-مغالطه ی منشاءدر این مغالطه برای رد یک سخن آن را به یک شخصیت منفور نسبت می دهند.مثلا:"از تاخیر قطارناراحت نشوید، زیرا اولین کسی که دستور داد قطارها سروقت حرکت کنند، موسولینی بود.

۲۰:۰۳

سلام، باگرامیداشت هفته ی دفاع مقدس ویاد مردان مرد۹-مغالطه ی پهلوان پنبهدر این مغالطه به جای نقد مدعای اصلی، یک مدعای ضعیف راترسیم نموده وبه نقد و رد آن می پردازد.مثلا:"دیشب تلویزیون سخنرانی وزیر راپخش می کرد. اوفکر می کند که مردم روی گنج نشسته اند که بتوانند به این راحتی پول خرج کنند."درمباحثات سیاسی و...هم به جای نقد نظریات افرادطراز اول ، به سراغ طرفداران کم سواد می روند.۱۰-مغالطه ی کامل نامیسریعنی ردهمه ی شقوق موجود دریک بحث با اشاره به نقاط ضعف آنها ویامقایسه ی آنها بایک شق بدون نقص اما دست نیافتنی.مانند:"من انگیزه ای برای شرکت درانتخابات ندارم،زیرا هیچ یک ازنامزدها دارای همه ی شرایط مطلوب نیست."۱۱-مغالطه ی ارزیابی یک طرفهدر این مغالطه ،تنها به نقاط ضعف موضوعی خاص اشاره می کند، ولی نادرستی کل آن را نتیجه می گیرد.مانند:"پیشنهاد می کنم ازدواج نکنی، زیراتحمل سختی های آن رانخواهی داشت،.محدود شدن آزادی،هزینه هاویا...."۱۲-مغالطه ی خلط علت و دلیلاین مغالطه برای عامه ی مردم روی می دهدزیرا فرق "علت" و"دلیل"را نمی دانند. علت برای پدیده های خارجی به کار می رود ودلیل برای مفاهیم ذهنی.این رباعی منسوب به خیام نمونه واضح این مغالطه است:من می خورم وهرکه چومن اهل بودمی خوردن من به نزد اوسهل بود‌می خوردن من حق زازل می دانستگرمی نخورم علم خدا جهل بود(به همین دلیل صدور آن را از حکیم خیام بعید می دانند.)۱۳-مغالطه ی رد دلیل به جای ردمدعامثلا:"سرانجام معلوم شد که آنکه به نام جن گیر نزدش می رفتی شیادی بیش نبود، پس باید از اعتقاد به جن دست برداری."۱۴-مغالطه مناقشه در مثالبه جای ردمدعا ،در مثال ومصادیق آن تردید می کند.مانند:"تحقیقات جامعه شناسی نشان می دهد که نسل جدید نسبت به نسلهای قبل خیلی بی ادب شده اند،همین دیروز پسر همسایه مرا دید وسلام نکرد."۱۵-مغالطه ی تخصیصردیک مدعای کلی با اشاره به حالتی خاص وغیرطبیعی که در آن حالت آن مدعا صادق نیست.مثلا:"چنین نیست که راستگویی همیشه صفت خوبی باشد، زیرا ممکن است در شرایطی قراربگیریم که شخص ظالمی دنبال مظلومی باشدوجای اورا ازما بپرسد.در این جا راستگویی صفت خوبی نیست، زیرا جان مظلوم رابه خطر می اندازد."۱۶-مغالطه ی بهانهرد یک مدعا به دلیل اشکالات جزئی وپیش پاافتاده. مانند:"شما که مرا تشویق به آمدن به مسجد می کنی، نمی گویی اگر هنگام حضور درمسجد خانه ام آتش بگیرد چه کنم؟"۱۷-مغالطه ی سوال مرکبادغام چند سوال درسوال واحد، به گونه ای که بعضی از آنها مبتنی بر پیش فرضهایی باشد که مخاطب قبول ندارد. مانند:"آیا از تنبلی خود دست برداشته ای؟کسانی که به آنها نیرنگ زدی چگونه راضی می کنی؟"طبیعی تا سوالها تفکیک نشوند ، امکان پاسخگویی وجود ندارد. در اینجا مغالطات مقام نقد به پایان رسید وانشالله در نوبت بعد مغالطات مقام دفاع راشروع می کنیموآخردعوانا ان الحمدلله رب العالمین

۲۰:۳۵

سلام بر یاران دانشورمغالطات مقام دفاع ۱۱تاست:۱-مغالطه ی نکته ی انحرافیدراین مغالطه بحث را به انحراف می کشاندتا زمینه ی پاسخ گویی منتفی شود.مثلا:"برخی مردم این کارخانه را متهم به آلوده کردن هوا می کنند، درحالی که این همه نیرو به کار گرفته وسالانه مالیات سنگین می پردازد."۲-مغالطه ی شوخی بی ربطاستفاده از طنز برای پوشاندن ضعف وخطای خود ومنحرف کردن اذهان. مثلادر کلاس زیست معلم در باره ی خوک صحبت می کند. دانش آموز می پرسد پاهای خوک چندانگشت دارد ومعلم می گوید:کفشهایت را در بیاروببین.۳-مغالطه ی توسل به واژه های مبهممثلا:"شما به زودی به موفقیت بزرگی دست می یابید"که هم واژه ی زودمبهم است وهم بزرگ.بعد هر وقت هرچه پیش آید ، ادعا درست بودن حرفش رادارد.
۴-مغالطه ی توسل به معنای تحت اللفظیدر مقام توجیه، ادعا می کندمنظورش معنای تحت اللفظی بوده نه آنچه به ذهن متبادر می شود.مثلادر تهران شهرداری مسابقه بگذارد وبگوید به برنده بلیط رفت وبرگشت به یک شهر زیارتی می دهدوبعد به برنده بلیط خط واحد برای زیارت شاه عبدالعظیم بدهد.۵-مغالطه ی تغییرتعاریفدراینجا ادعا می کند که معنای دیگری مد نظرم بود. مثلابه یکی می گوید:شما مدیریت بلد نیستید.ووقتی شخص ،سابقه ی موفق مدیریتی اش را بیان می کند در جواب می گوید منظورم مدیریت زمان بود.۶-مغالطه ی تغییر موضعدر مقام توجیه یک سخن، چنین ادعا می کند که آن سخن ازدیدگاه خاصی بیان شده است.مثلا:"من در جلسه ی عمومی گفتم این طرح ، طرح بدی نیست ، اما اگر کارشناسانه اظهار نظر کنم باید بگویم این طرح نقاط ضعف زیادی دارد."۷-مغالطه ی استثنای قابل چشم پوشیمثلاکسی مدعی است که فلاسفه همه در عالم تصورات ذهنی خود غرقند وکاری به مردم ومسائل اجتماعی ندارند. وقتی مواردنقض مثل، سقراط، هیوم، راسل و...را می آوری،می گوید:اینها استثاهایی هستند که می شود از آنها صرف نظرکرد۸-مغالطه ی" خودت هم"این مغالطه وقتی است که کسی به خطای دیگری اعتراض کند واو بگوید خودت هم این خطا را انجام داده ای. گمان می کند اگر تنها باشد خطاست واگر دو نفر انجام دهند ، درست است.مثلا می گوید چرا به سیگار کشیدن من اعتراض می کنی در حالی که خودت قبلا می کشیدی. ؟۹-مغالطه ی تبعیض طلبیدرخواست اینکه با ملاکهایی متفاوت با دیگران موردنقادی قرارگیرد."با ما به از این باش که باخلق جهانی."مثلا کسی بگوید درست است که نباید درزندگی شخصی افراددخالت کرد، ولی من خبرنگارم.۱۰-مغالطه ی رهانکردن پیش فرضمثلا:"همه ی پزشکها فقط برای جیبشان کار می کنند، واگر کسی رایگان کار می کند، حتما کاسه ای زیر نیم کاسه هست."برخورد کشیشان با گالیله هم ازهمین دست است. متاسفانه در مسائل گوناگون بسیاری از ما پیش فرضهای غلط داریم وآنچنان در ذهن وقلبمان رسوخ کرده که دست بر نمی داریم.۱۱-مغالطه ی "البته،اما"پذیرش انتقاد به ظاهر وباقی ماندن برخطا
مثلا:"نمی خواهم غیبت کنم، ولی آدم بیسواد وکله شقی است."دراینجا مغالطات مقام دفاع پایان می یابد. آخرین بخش "مغالطات در استدلال "است که در سه بخش بیان خواهد شداگر خدا خواهد.

۶:۲۵

سلام به همراهان گرامیدر مقام استدلال با سه نوع مغالطه روبرو هستیم:۱-مغالطات صوری ۲-مغالطات ناشی از پیش فرض نادرست ۳-مغالطات ربطیاما نوع اول(صوری):۱-مغالطه ی عدم تکرار حدوسطمانند مغالطه ی مشهور:دیوارموش دارد-موش گوش دارد-پس دیوار گوش دارد. که اگر دقت کنیم حدوسط در مقدمه اول"دارای موش"است ودر مقدمه ی دوم:"موش"(دیوار دارای موش است-موش دارای گوش است..)۲-مغالطه ی وضع تالیدریک قضیه ی شرطی،بافرض تالی،تحقق مقدم را نتیجه می گیرد.مثلا":اگرباران ببارد زمین خیس می شود-زمین خیس شده-پس باران باریده(ممکن است خیسی به علت دیگری باشد.)شکل صحیح این است:اگرباران ببارد،زمین خیس می شود-باران می بارد-پس زمین خیس می شود.۳-مغالطه ی رفع مقدمدریک قضیه ی شرطی ،بارفع مقدم،رفع تالی را نتیجه می گیرد.مانند:اگرباران بباردزمین خیس می شود-باران نباریده است-پس زمینها خیس نشده اند(به علل دیگر نیز ممکن است زمین خیس شود)۴-مغالطه ی مقدمات منفینتیجه گیری از قیاسی که هردو مقدمه اش سالبه است.مانند:هیچ دست فروشی نانوا نیست-هیچ نانوایی ماهی گیر نیست-پس هیچ دست فروشی ماهیگیر نیست.۵-مغالطه ی مقدمات ناسازگاراستنتاج از قیاسی که مشتمل بردومقدمه ی متناقض است.مانند:همه ی انسانها اساسا"صلح جو ومهربانند-اما این آدم ذاتا"شروراست-پس نباید اوراانسان به حساب آورد.۶-مغالطه ی افراد غیرموجوداز قضایای کلی، نتیجه ی جزئی گرفتن،مانند:هیچ حیوانی در کره ی مریخ نمی تواندتنفس کند-حیوانی که نتواند تنفس کند به دلیل کمبود اکسیژن می میرد-پس به زودی برخی حیوانات در کره ی مریخ می میرند.۷-مغالطه ی ایهام انعکاسوقتی است که کسی گمان کند چون یک قضیه درست است، عکسش هم درست است.مثلا":هرانسان خوشبختی ثروتمنداست. به جمع آوری ثروت بپردازید،زیراثروتمندی هرکس ، خو شبختی اوست.۸-مغالطه ی سوء تالیفمانند:بعضی دانشجویان کارگرهستند-بعضی ازکارگران کوشاهستند-پس همه ی دانشجویان کوشا هستند.گاه به این آشکاری نیست.مثلا:بعضی از دانشجویان کارگرند-بعضی ازدیپلمه هاکارگر نیستند-پس بعضی از دانشجویان دیپلمه نیستند.

۷:۳۲

سلام به همراهان گرامیدر مقام استدلال با سه نوع مغالطه روبرو هستیم:۱-مغالطات صوری ۲-مغالطات ناشی از پیش فرض نادرست ۳-مغالطات ربطیاما نوع اول(صوری):۱-مغالطه ی عدم تکرار حدوسطمانند مغالطه ی مشهور:دیوارموش دارد-موش گوش دارد-پس دیوار گوش دارد. که اگر دقت کنیم حدوسط در مقدمه اول"دارای موش"است ودر مقدمه ی دوم:"موش"(دیوار دارای موش است-موش دارای گوش است..)۲-مغالطه ی وضع تالیدریک قضیه ی شرطی،بافرض تالی،تحقق مقدم را نتیجه می گیرد.مثلا":اگرباران ببارد زمین خیس می شود-زمین خیس شده-پس باران باریده(ممکن است خیسی به علت دیگری باشد.)شکل صحیح این است:اگرباران ببارد،زمین خیس می شود-باران می بارد-پس زمین خیس می شود.۳-مغالطه ی رفع مقدمدریک قضیه ی شرطی ،بارفع مقدم،رفع تالی را نتیجه می گیرد.مانند:اگرباران بباردزمین خیس می شود-باران نباریده است-پس زمینها خیس نشده اند(به علل دیگر نیز ممکن است زمین خیس شود)۴-مغالطه ی مقدمات منفینتیجه گیری از قیاسی که هردو مقدمه اش سالبه است.مانند:هیچ دست فروشی نانوا نیست-هیچ نانوایی ماهی گیر نیست-پس هیچدست فروشی ماهیگیر نیست.۵۵-مغالطه ی مقدمات ناسازگاراستنتاج از قیاسی که مشتمل بردومقدمه ی متناقض است.مانند:

۱۰:۱۷

سلام بردوستان اندیشه ورزبخش دوم مغالطات در استدلال ناشی از یک پیش فرض نادرست است:۱-مغالطه ی سنت گراییهرپدیده یا عقیده ای که از گذشته رسیده، مقبول ودرست است.مثلا:"ازقدیم برای درمان این بیماری، این گیاه رااستفاده می کردند، توهم لازم نیست پیش پزشک بروی"۲-مغالطه ی عدم سابقههر پدیده یا عقیده ای که در گذشته سابقه نداشته مردوداست. مثلا:"اگر ورزش مستمرروزانه برای سلامتی مفید بود ، چرا قدیمی ها تا حالا این کار را انجام نداده اند."۳-مغالطه ی تجددهر پدیده یا عقیده ی نو، مقبول ودرست است. مانند:"چرابا این حرف مخالفت میکنی، درحالی که این حرف مطابق با جدیدترین نظریات جامعه شناسی است.؟"۴-مغالطه ی سنت گریزیهرپدیده یا عقیده ی به یادگار مانده از گذشته، مردود ونادرست است. مانند:"قانون حجاب مال ۱۴۰۰ سال قبل است، چرا در این عصر باید به آن پایبندبود."۵-مغالطه ی برتری فقرافرادفقیروکم درآمد دارای شخصیت مثبت وافکار درست هستند.مثلا:"می توانی به او اعتمادکنی، چون بسیارزاهد وتارک دنیاست."۶-مغالطه ی برتری ثروتعکس بالایی است.مثلا:"مگر می شود اوکه جزو چند ثروتمند بزرگ دنیاست، درتحلیل شرایط موجود، اشتباه کند.؟"

۱۸:۴۵

سلام، بردوستان وهمراهان۷-مغالطه ی توسل به اکثریتهرموضوعی که اکثریت مردم نسبت به آن نظرمساعد داشته باشند، درست است.مانند:"این نامزد ریاست جمهوری چند میلیون بیشتر رای آورده، یعنی رای دهندگان به او همه اشتباه کردند."اگر بنا باشد ، صحت اندیشه ازروی تعدادطرفداران شناخته شود، هیچ اندیشه ی جدیدی شکل نمی گرفت.پیامبر (ص)تنها کاررا شروع کردودر مقابل اکثریت قاطع ایستاد.۸-مغالطه ی علت شمردن امرمقدمدرهر حادثه ی متوالی ،حادثه ی اول علت حادثه ی دیگر است.مانند:"هروقت کاپیتان بازوبندقرمزرنگ ببنده این تیم باخته، باید آن را دور بیاندازد."۹-مغالطه ی علت شمردن امرمقارندرهر دوحادثه ی همزمان،یک حادثه ،علت دیگری است. مانند:"این آدم چاق کچل، آدم نحسی است، هروقت پایش راتوی مغازه ی من گذاشته یک اتفاق ناگواری افتاده است."۱۰-مغالطه ی ترکیباگراجزای مجموعه ای دارای وصفی باشند ،کل آن مجموعه نیز دارای آن وصف است.مانند:"قطعات این دستگاه از بهترین نوع موجود در بازاراست، پس این بهترین دستگاه است."۱۱-مغالطه ی تقسیماگر کل مجموعه دارای وصفی باشد، اجزای آن مجموعه نیز دارای آن وصف خواهندبود.مانند:"او در یک شرکت بسیار مهم ومعتبر کار می کند، پس بایدآدم مهمی باشد."۱۲-مغالطه ی میانه رویهرجا بادونظریه ی مخالف روبروشدیم، همواره بایدنظریه ی میانه را انتخاب کنیم.مانند:"من سعی می کنم، در این مسئولیت،سیاستی میانه اعمال کنم ، جمع نظرات هردوجناح، نه جانبدارانه ونه بی طرفانه و...در ادامه حتما چیزی بین فضیلت ورذیلت و...."۱۳-مغالطه ی قماربازاندروقوع یک امرمحتمل نتیجه ی مراتب قبلی درمراتب بعدی موءثراست.وجه تسمیه این است که قمار بازان برای شانس ، منطق خاص خودشان را دارند وبه حساب احتمالات کاری ندارند.مانند:"اوسه تادختر آورده، حتما چهارمی پسراست."یا"تا حالا هر کس را مدیر گذاشتم خوب ‌کار نکرده، این یکی حتما موفق خواهد بود."

۱۶:۵۹