بله | کانال دل سروده های صائم کاشانی
عکس پروفایل دل سروده های صائم کاشانید

دل سروده های صائم کاشانی

۲۲۷ عضو
جناب سیّدالشعرا، استاد صائم کاشانی!
غزل ناب و بی بدیل تان با نام <وطن من> از خود گذشتگی و جان فشانی در راه ایران عزیزمان را نشان می دهد و یادآورنده ی فریدون و کاوه ی آهنگر است بسیارعالی بود، سپاسگزارم شاعر گرانقدر شهرم
صد ساله باشید. طاهره ترسلی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران

۱۹:۴۵

«به نام آفریدگار سخن»
زندگی نامه و آثار صائم کاشانی
شاعر و محقق نام آشنای معاصر، استاد سید علی اصغر صائم کاشانی اول دی ماه سال 1331 خورشیدی همپای رویش سپیده و طلوع مهر در شهر تاریخی کاشان (خیابان درب عطا) و در خانه ای که ایمان و طراوت از جای جایش می تراوید و چند خانه آن سوتر از خانه و زادگاه سهراب سپهری بود پای به عرصه ی هستی نهاد. صائم کاشانی از اوان کودکی به سخن موزون و کلام موزیکال علاقه ای وافر نشان می داد و در نه سالگی ذوق شعر سرودن در وجودش شکوفا شد. سیزده ساله بود که یکی از غزل هایش برای نخستین بار در " هفته نامه شفق" و سپس آثارش در دیگر جراید انتشار یافت و دیری نپایید که علاوه بر سرایندگی به تحقیق و پژوهش در متون ادب پارسی گرایش پیدا کرد و سال ها از محضر استادان سخن و عالمان ادب به کسب علوم ادبی پرداخت و تا کنون لحظه ای از تعلیم و تعلّم باز نمانده است. صائم کاشانی از شاعرانِ نام آوری به شمار می رود که با تلاش های عاشقانه و خستگی ناپذیر در عرصه ی "سخن" در روزگار نوجوانی به شهرت رسید و اینک پنجاه سال است که به سرودنِ شعر، نویسندگی، تدریس و تحقیق در ادبِ پارسی می کوشد و تا کنون با حضور در بیش از 300 کنگره ی ادبی در سراسر کشور به موجب دعوت رسمی به ارائه ی آثار خود پرداخته است.
* کوشش های فرهنگی صائم کاشانی*: از جمله کوشش های فرهنگی، ادبی صائم کاشانی تأسیسِ انجمنی کوشا و کم نظیر در سال 1364 تحتِ عنوان" انجمن فرهنگی ادبی سخن کاشان" و مدیریت این انجمن پایا و ماناست، که تا کنون به تربیت و ترغیبِ ده ها شاعر و ایجاد موزه و مرکز انجمن به نام (خانه سخن) و بر پایی بیش از یک هزار و پانصد جلسه ی شعر خوانی، همایش ادبی، کنگره، بزرگداشت و کلاس های آموزشی و جلساتِ حافظ خوانی مبادرت ورزیده است.صائم کاشانی علاوه بر مدیریت انجمن سخن، سال ها در کلاس های فوق برنامه ی دانشگاه ها و دیگر مراکز عالی در داخل و خارج از کشور از جمله در دانشگاه های توکیو، واسدا، دوشیشا و...در کشور ژاپن به تدریس ادبیات پرداخته است و به عنوان کارشناس و مشاور ادبی با مؤسسات عالی و فرهنگی همکاری داشته است و هم اکنون با شور و شوقی وصف ناپذیر در "کلاس های ادبیات انجمن سخن" به تدریس و نقد اشعار شاعران جوان می پردازد و نیز در "خانه سخن" به تألیف کتب ادبی مشغول است.
" آثار و تألیفات صائم کاشانی":از آثار صائم کاشانی علاوه بر درج صدها شعر، مقاله و مصاحبه های ادبی در نشریات و سایت های اینترنتی می توان بدین موارد اشاره داشت:
undefinedمجموعه شعر ها:
ا-فصل ها و یادها2-شکوفه های انقلاب3-شکار ستاره4-بلور اشک5-دیوان عشق 6-آهنگ پای گل 7-فروغستان عشق 8-دست در آغوش سکوت9-خدا کند که بیایی10-دریای عطش11-دل هست اینجا کبوتر(کتاب منتخب سال 1390)12-بر زلف کرشمه13-عاشقانه ها14-بر دوش آفتاب15-شاعر گل های سرخ( آماده ی چاپ )16-دلسروده ها ( کلیات اشعار در دست تدوین )
undefinedکتب و رسالات تحقیقی:
17-رساله اقسام شعر پارسی18-سیری در رباعیات حکیم افضل الدین محمد مرقی19-عرفان در شعر شهریار20-خورشید علم21-گاهنامه سخن "شماره یک"22-گاهنامه سخن "شماره دو"23-خورشید سرایان24-بهار سخن25-مینای سخن26-خورشید سخن27-خانه دوست کجاست(چاپ دوازدهم)28-تأثیر مشروطه بر ادبیات و پیدایش شعر نو29-از دادائیسم تا پست مدرن30-شرحی بر احوال ریاضیدانان جهان31-محتشم پدر شعر آیینی32-خورشید اردهال33-سیری در ادبیات پارسی34-سیری در صناعات ادبی35-نقدی کوتاه بر غزل معاصر36-پیشینه ی ترانه سرایی در ادب پارسی37-سیری در هنر خوشنویسی38-شراب شوق سخن39-ادوار ادبی در کاشان40-نوزایی گیتی
undefinedتصحیح و مقدمه ها:
تصحیح و مقدمه ی دیوان های41-مولانا نجیب کاشانی (نشر ما)42-ملّا جعفر علامه فیض43-میرزا حسن ناصری44-فهیمی کاشانی45-فتوّت کرمانشاهی46-با کاروان عشق47-برگی در پاییز48-دریای کرم49-پرواز از دریای بیکران50-فروغ احسان51-هستی گل52-شعله اشک افروزی53-دریای نمک54-جای پای عشق55-گل های آتشین56-مینای مهشید57-بوستان عشق
undefinedمقدمه ها:مقدمه بر کتاب های:58-میخانه جای من59-آیینه ی نام دوست60-جلوه های نور61-سفینه ی عشق62-نخل و گهواره63-آسمان عشق64-فریاد سکوت65-با من بمان66-ساقی عشّاق67-گلگشتی در ریاض ریاضی68-تو شعر نابی با ردیفی از تبسّم69-هنوز قلب قلم درد می کند برگرد70-هدیه ی گل71-عشق یعنی تو72-جُرم عاشقی73-مترسک74-اشک شمع75-خیمه در التهاب می سوزد76-وادی عشق77-نگین هنر78-نغمه های راوندی79-ماه بی سر80-توغ شیخ رضا81-بوستان نور و ...

بخش تحقیقات ادبی انجمن سخن کاشان

۲۰:۱۲

‍ "این طرف ها"
خیالِ توست که هر لحظه هست همراهمبه جز خیالِ تو، چیزی دگر نمی خواهم
هنوز سبز نگردیده بود باغِ بهشتکه سبز، قامتِ سروِ تو شد سرِ راهم
بر آسمانِ دلم گر چه سر نزد مهریدلم خوش است در این آسمان تویی ماهم
اگر چه خرمنِ حُسنَت گرفت عالم را مباد آن که بسوزاند آتش آهم
چه مشکلی ست که در پیش ِ من نمی مانی؟چه مانعی ست رسد بر تو دستِ کوتاهم؟
اگر چه هست تو را جا در آسمان، امّاسری بزن گل من! گاه این طرف ها هم
و "صائمانه" به هر جا روی، دلم با توستو هست دستِ تو ای مهربان به همراهم
صائم کاشانی
undefinedکانال اشعار صائم کاشانیundefined@saemkashani2

۲۰:۱۶

غزلی بسیار ناب و زیبا از: استاد حاج آقا محمد اخوان "سرشار"
*برای صائم کاشانی


دل می برد، ز اهلِ ادب، شعر ناب اوسبز است بختِ شعرِ دری ز آفتاب او
یک لحظه صاحبانِ خرد، دل نمی کننداز هر کتابخانه که دارد، کتابِ او
بیتی هر آن که خوانْد ز صائم در انجمنگفتند آفرین، همه بر انتخابِ او
شعرش چنان بلند، که از خطّه ی کویرپیچیده در تمامِ جهان بازتاب او
بر توسنِ چکامه که صائم شود سوارمضمون، هزار بوسه دهد بر رکابِ او
از بس که باده ریخته در لفظِ پارسی مست اند صاحبانِ قلم، از شرابِ او
با لفظِ شعر، دستِ ارادت به هر که دادعاجز شدند اهلِ ادب، از جوابِ او
"سرشار" ساخت، زیبِ غزل های خویشتنبنگاشت آنچه را قلمِ نکته یابِ او
محمد اخوان "سرشار"

۲۰:۱۸

شب یلدا
ماهِ من! باز چه زیبا شده ایباز امشب چه فریبا شده ای
باز در شهرِ دلِ عاشقِ من چه عجب شد که تو پیدا شده ای
باز در گلشنِ تنهایی دلای گلِ ناز، شکوفا شده ای
باز از پنجره ی خانه ی عشقشاهدِ خاطره! پیدا شده ای
تا به یک غمزه ستانی دلِ منچشمِ بد دور، چه زیبا شده ای
این بلورین غزل ارزانی توای غزالی که دل آرا شده ای
صائم از دولتِ گیسوی نگار میهمان شبِ یلدا شده ای
صائم کاشانیسی ام آذر ماه 1369«شب یلدا»
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏undefinedکانال اشعار صائم کاشانیundefined@saemkashani2

۲۰:۲۴

saemkashani:چند رباعی به پیشگاه والای پیام آور نور و مهربانی

« ترانه آغوش »
مستم مستم ز دولت ِ ساغرِ عشقنوشم میِ نابِ دوست، در باورِ عشق
در میکده ی ترانه آغوشِ بهارگلباده زنم، ز دست پیغمبر عشق...........................
" ساغر نور "
خندان خندان، به بزمِ جان، ساغرِ نوررقصان رقصان، در آسمان، اختر نور
تابان تابان، چراغِ چشمان ِ سحررخشان رخشان، جمالِ پیغمبر نور............ ...............
" خسرو عشق "
ای خسرو عشق، یار شیرین حرکاتخورشید ِ رُخت، فروغ ِصهبای حیات
ای خاتمِ ساقیانِ میخانه ی دوستبر جام و جمالِ بی مثالت صلوات............ ..... ............
« طلوع عشق »
هنگام ِ طلوعِ نور، در وقت ِ صلاتآمد به برم، دلبرِ شیرین شیرین حرکات
چون غنچه شکفت و با لبی خندان گفت:بر حضرتِ عشق ، جانِ جانان صلوات
صائم کاشانی
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏undefinedکانال اشعار صائم کاشانیundefined@saemkashani2

۲۰:۵۴

saemkashani:"پری"
گر بی پرم، تو را ندهم از کف ای پریهر چند مدتی ست که با من نمی پری
این کاسه ی شکسته ی دل تا به دستِ توستبندی بزن، که بندزن و کیمیاگری
دو مصرعی تو راست، که تک بیتِ صائب استبا ابروانِ ناز چه دل ها که می بری
از حافظِ نگاهِ تو گیرم همیشه فالدانم که شاه بیتِ غزل های شاعری
ماندم غریب، چون غزلِ شاعرانِ نوباور نمی کنم که ز من یاد آوری
خواندی نمازِ عشق شکسته، بخوان، چه باکدانم شتاب داری و اینجا مسافری
صائم شدی به مسجدِ عشقم، بمان بمانافطار چون شود، نپری از برم پری
صائم کاشانی کنگره سراسری روح آدینه، بروجرد بیست و هشتم شهریور ماه 1384
undefinedکانال اشعار صائم کاشانیundefined@saemkashani2

۲۱:۰۳

غزلی بی بدیل به پاس سالروز تولد «انجمن سی و پنج ساله سخن» از دوست دانشمندم شاعر,، نویسنده و محقق نامدار معاصر حضرت استاد شهاب تشکری آرانی دام اجلاله
صفای دی
آن گاه که سرمای دی جلوه شکن راگویند که آرایه برانداز چمن را
آن گاه که در کارگهِ ابرِ زمستان بر قامت کهسار، بدوزند کفن را
تنها نه ز مرغانِ بهاری خبری نیستکز دشت برانند همه زاغ و زغن را
آن روز سرآغازِ حضوری ست بهاریگلزارِ ادب، "انجمنِ شعر و سخن را"
در بزم "سخن" نغمه ی شعر است دلاویزمر غانِ چمن، گو که ببندند دهن را
در مُلکِ ادب ساکنِ کاشانه ی اُنسیماز ما برسانید سلام اهلِ وطن را
یا رب که "سخن" سبز شد از همتِ صائم پاینده بدار این شجرِ سایه فکن را
جایی که بسیطِ "سخن" آنجاست "شهابا"ذوقِ تو تمنّا نکند دشت و دمن را
باسپاسشهاب تشکری آرانی

۲۱:۰۴

تو خود بهانه ی شعری به بیت بیت غزلو شاعرانه بگویم غزل ترانه ی توست
#سحر_کاظمی_ر

فرهیخته ی گرانقدر استاد گرانسنگجناب آقای دکتر سید علی اصغرصائم کاشانیبا افتخار میلاد باسعادت و سراسر مهرتان را حضور انور جنابعالی و جامعه ادبی استان اصفهان تبریک عرض نمودههمچنین سی و پنجمین سال تاسیس انجمن ادبی #گلستان_سخن کاشان بر شما مبارک و ایدون باد.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
از یگانه مهربان سلامتی، عشق و شادکامی برایتان آرزومندیم.
انجمن ادبی #بامداد_اصفهان

۲۱:۰۶

saemkashani:"آهنگ هستی"
به نامِ نقش بندِ آشناییچراغ افروزِ بزمِِ دلربایی
به نامِ او، که سنبل آفریده ستبه مینای طرب، مُل آفریده ست
به نامِ خالقِ بالا بلندانغزالانِ غزل، گیسو کمندان
به نامِ نغمه سازِ چنگِ هستینوا آموز، برآهنگِ هستی
به نامِ او، که بر زلف بهارانبیاویزد زُلالِ آبشاران
به نامِ او، که با رقصِ سمن هاصفا بخشد، به دامانِ چمن ها
ز گِل آرد برون، گل های زیبادل انگیز و دل آویز و دل آرا
ز صُنعش آسمان، کاخِ بلندیبه لوحِ آفرینش، نقش بندی
ز نور اختران، ریزد سحر هابه زلفِ شب، چراغی از گُهر ها*خداوندا به نای بی نواییبه شامِ وصل و صبحِ آشنایی
خداوندا به نازِ ناز دارانبه چشمِ آتش افروزِ خُماران
به آتشگاهِ آه و اشکِ شبنمبه یاس و نسترن، مینا و مریم
به چشمانِ غزالانِ غزل نوشخُمارین نرگسانِ عشوه آغوش
به آهِ عشق بازانِ جگر سوزبه جشنِ مهرگان، یلدا و نوروز
به آن عاشق که فریادش نهانی ستو می داند، نشان در بی نشانی ست
به ساقِ ساقی ساغر به دستانبه سُکرِ ساغرِ مینا پرستان
به نازِ نو عروسانِ بهاریبه داغِ سینه سُرخانِ صحاری
به چشمانِ سحاب و اشکِ بارانبه گلرقصِ نسیمِ نوبهاران
به نرگس ها که صد ها ناز دارندو چشمانی خُمار آواز دارند
به کوهِ بیستون و طاقِ بستانبه شیرین و به فرهادو به مستان
به کاشان و سیلک و هگمتانهبه آوای نی و چنگ و چُغانه
به سازِ بو الحسن خان و نوایشبه آوای بنان و گوشه هایش
به رستم، پهلوانِ باستانیبه کاوه، وان درفشِ کاویانی
به تیرِ آرش و خونِ سیاووشکه در رگ های ایران می زند جوش
به آن شاعر، که خلّاق المعانی ستو در شعرش رموز آسمانی ست
به فردوسی، به کاخِ نظمِ آن پاککه شعرش می زند پهلو به افلاک
به سعدی، شاعر بی مثل و مانندکه در مُلکِ سخن، باشد خداوند
به خاقانی، به قاآنی، به خواجوبه ناصر خسرو، آن مردِ خدا جو
به رازِ خمسه ی نابِ نظامیبه گُلخندِ بهارستانِ جامی
به شعرِ حافظ و عرفانِ عطّاربه شورِ مولوی، آن مستِ هشیار
به سوزِ محتشم، حسّانِ ثانیبه باباافضل و فیضِ جهانی
به شوقِ شهریار و ذوقِ پروینبه آثارِ بهارِ نیک آیین
به شعرِ "صائم کاشان" و سهراببه هر شاعر که باشد شعرِ او ناب
مرا در عاشقی پیروز گردانزمستانِ دلم نوروز گردان
صائم کاشانیبهار 1382
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏undefinedکانال اشعار صائم کاشانیundefined@saemkashani2

۲۰:۴۸

undefined مریم السادات صائم کاشانی:
«تقدیم به او که با وجودش، به من موجودیت بخشید»
undefinedمیلاد تمام مهربانی هاundefined
به دنیا آمدی تا هستی و دنیای من باشیعزیزم! یارِ من، دلدارِ من، همپای من باشی
به دنیا آمدی تا عشق را جورِ دگر سازیو یا تعبیری از امروزِ من، فردای من باشی
به دنیا آمدی تا واژه ها جانی دگر گیرندو تضمینی بر احساس من و رؤیای من باشی
تمامِ حجمِ شهرم پُر شده از سبزی نامتخدای مهربان خواهد بلند آوای من باشی
و میلادِ تو معراجِ تمام مهربانی هاستو آن خورشیدِ رخشانی که در یلدای من باشی
و لبریزم ز خوشبختی، و از عشقِ تو سرشارمکه تقدیرم چنین بوده ست، تا بابای من باشی
با عشق مریم السادات صائم کاشانی

۲۰:۵۷

saemkashani:"تار عشق"
امشب به تار عشق من، گلنغمه ای دیگر بزنشوری به پا کن از طرب، یک پرده بالا تر بزن
ای ساقی فرخنده جان، امشب به بزم عاشقانبا ساغری آتش فشان، آتش به خشک و تر بزن
مینو اگر خواهی چو من، با یاد آن سیمین بدنبشکن بزن، بالا بزن، مینا بزن، ساغر بزن
با نغمه تن تن تتن، ای مطرب شیرین دهنرقصی بکن، سازی بزن، بر جان غم آذر بزن
ای زاهد دور از خدا، امشب بیا در بزم مابا یاد آن دیرآشنا، خود را به بام و در بزن
خواهی اگر وصل نگار، دیر و حرم را واگذاراز نرگس چشمان یار، پیمانه باور بزن
از مهر والای ولی، مینای دل کن منجلیهو یا علی، هو یا علی، می از کف حیدر بزن
سرمست جامش دائم ام، شیدایی او صائم امبر عشق ساقی قائم ام، با من می از کوثر بزن
صائم کاشانی

۳:۵۲

saemkashani:" قنوت دلتنگی"
بهار عاطفه در جامِ روزگارانینگاهِ شرقی مینای میگسارانی
سپیده ای که نگنجی درونِ کلبه ی شبستاره ای که امیدِ طلایه دارانی
بیا که باغِ عطش,در قنوتِ دلتنگی ستبیا که سبزترین سرو ِجوکنارانی
پناه برکه ی خاموش و رودِ سرگردانوبیکرانه ی احساسِ آبشارانی
ونبضِ سرخِ شقایق به داغدشتِ سکوتوشاه بیتِ غزل های باغِ بارانی
تو ای چکامه ی فردای صائمِ کاشانزلالِ شعرِ منی, رمزِ روزگارانی
صائم کاشانیدی ماه 1364
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏undefined کانال اشعار صائم کاشانیundefined@saemkashani2

۳:۵۵

saemkashani:"پری"
گر بی پرم، تو را ندهم از کف ای پریهر چند مدتی ست که با من نمی پری
این کاسه ی شکسته ی دل تا به دستِ توستبندی بزن، که بندزن و کیمیاگری
دو مصرعی تو راست، که تک بیتِ صائب استبا ابروانِ ناز چه دل ها که می بری
از حافظِ نگاهِ تو گیرم همیشه فالدانم که شاه بیتِ غزل های شاعری
ماندم غریب، چون غزلِ شاعرانِ نوباور نمی کنم که ز من یاد آوری
خواندی نمازِ عشق شکسته، بخوان، چه باکدانم شتاب داری و اینجا مسافری
صائم شدی به مسجدِ عشقم، بمان بمانافطار چون شود، نپری از برم پری
صائم کاشانی کنگره سراسری روح آدینهشهرستان ادب آفرین بروجرد
undefinedکانال اشعار صائم کاشانیundefined@saemkashani2

۳:۵۶

saemkashani:" نوبهار عاشقی"
گر چه مویم شد سپید اما جوانی می کنممست از جامِ شبابم، شادمانی می کنم
پای تا سر نوبهارم، نوبهارِ عاشقیخویش را آسوده از رنجِ خزانی می کنم
پرورم در بوستانِ عشق، گل های امیددر گلستانِ محبت، باغبانی می کنم
می کنم پرواز ها بر شاخسارِ آرزوبلبلم، با دیدن گل، نغمه خوانی می کنم
دوستانم دلربا و دلستان و دلنوازدر کنارِ دلنوازان، گل فشانی می کنم
تاجرِ مهرم، که بُردم سود ها از کار خویشخوش به بازارِ ِوفا، بازارگانی می کنم
صائم ِ عشقم، رُطب می چینم از لب های دوستروزه را افطار با آنی که دانی می کنم
صائم کاشانی
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏undefinedکانال اشعار صائم کاشانیundefined@saemkashani2

۳:۵۸

saemkashani:saemkashani:به پیشگاه والای حکیم ابوالقاسم فردوسی طاب ثراه
خردمندْ مردِ دیارِ سخنحکیمِ جهان ، افتخارِ سخن
حکیمی که از او سخن زنده استو بذرِ سخن را پراکنده است
همان پارسایی که شد پیرساکه تا پارسی را فزاید بها
چه خوش گیرد از لطفِ یزدان مددبه نام خداوند جان و خرد
شد ایران زمین زنده از نام اوخرد جُرعه نوش است از جام او
به میخانه ی عشق دُردی کشانبه ما داد از مهرِ یزدان نشان
به جان گفت اوصافِ مولا علیدلش از ولای ولی منجلی
فعولن فعولن فعولن فعولچه خوش گفت از ختمِ خوبان رسول
که من شهرِ علمم علیّم در استدرست این سخن گفتِ پیغمبر است
بر این زادم و هم بر این بگذرمیقین دان که خاک پی حیدرم
حکیم سخن مظهر راستاناز او راستان جهان داستان
از او یافت رستم نشانی دگرشد آن پهلوان پهلوانی دگر
و بر شیخِ شیراز صدها درودکه در وصفِ استاد اینسان سرود
چه خوش گفت فردوسی پاکزادکه رحمت بر آن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش استکه جان دارد و جان شیرین خوش است
زهازه بر آن شاعرِ مهر و داداز او شامِ صاحبدلان بامداد
که شهنامه تفسیرِ دلها بودتوانا بود هر که دانا بود
از او نیست برتر به شعرِ دریکه بر شعرِ او مشتری ، مشتری
و عاشق بر اشعارِ او صائم استاز آن پارسا پارسی قائم است
صائم کاشانیاردیبهشت 1398

۶:۵۳

saemkashani:"خورشید قائم"
بازآ که با چشمت امشب، روشن ببینم جهان رابرقِ نگاهی که داری، رخشان کند کهکشان را
با چشمکی ساغرانه، بر بامِ هستی گذر کنتفسیر کن با نگاهی، میخانه ی بی نشان را
تا آن که زنجیرِ مهرت، پای نیازم ببندددامی بکن دانه ات را، تابی بده گیسوان را
خورشید و ماه و ستاره، تا آن که دورت بگردنددوری بزن کهکشان را، سیری بکن آسمان را
هر سو که پا می گذارم، دل دستِ تو می سپارمکاری به کارش ندارم، دورانِ نامهربان را
برقِ نگاهت ستاره، ریزد به هر سو شرارهبا این همه استعاره، رقصان کنی بی کران را
دل هست و دلدار و صائم، عشق است و خورشیدِ قائمزلفش، کمندی که دائم، بر دل سپارد کمان را
صائم کاشانیبیست و ششم امرداد 1387
undefinedکانال اشعار صائم کاشانیundefined@saemkashani2

۷:۳۳

saemkashani:"شعر انتظار"
پشتِ سکوتِ ابرها، پنهان دلِ رسوا بیاتنهاتر از تنها منم، تنهاتر از تنها بیا
تا پلکِ چشمِ آسمان، باز است و بر هم می خوردهمدوشِ خیلِ اختران، ای ماهِ بی همتا بیا
در قابِ زرّینِ افق، گل می کند خورشیدِ عشقای نوبهارِ آرزو، در رویشِ گل ها بیا
در خانه ی چشمانِ من، مانده ست جای پای توامشب در این خلوت سرا، ای خوش تر از رؤیا بیا
مهتاب و خیلِ اختران، پیمانه گردانِ تواَنْدمستانه ای نازآفرین! در این شبِ یلدا بیا
حالا که فانوسِ سحر، از حسّ و حال افتاده استای تک چراغِ آرزو، حالا بیا حالا بیا
شب ها که بر رودِ فلک، بندند پل از اخترانای کوکبِ تنهاییم، چشمک زنان اینجا بیا
صائم به قندیلِ فلک، آویخت شعرِ انتظارنازآفرین خورشیدِ من، امروز یا فردا بیا
صائم کاشانیاردیبهشت 1384
undefinedکانال اشعار صائم کاشانیundefined@saemkashani2

۱۶:۴۴

به اتفاق پزشک محبوب و مجرب کاشان جناب دکتر حسن سروی زاده طبیب کم نظیری که سال هاست مورد مهر ورزی های معظم له بوده و هستم و حقی بزرگ به گردن مردم کاشان دارند. برای وجود ذیجودشان آرزوی سعادت، سلامت و موفقیت های روزافزون دارم.

۱۵:۵۲