بله | کانال ثقلین
عکس پروفایل ثقلینث

ثقلین

۶۰۴ عضو
thumbnail
undefined #غدیری_ام
undefined من یک #راننده_تاکسی هستم...
undefined شما برای غدیر چه می‌کنید؟
undefined @saghaleine_313

۸:۰۹

thumbnail
undefined #غدیری_ام
undefined من یک #مغازه_دار هستم...
undefined شما برای غدیر چه می‌کنید؟
undefined @saghaleine_313

۸:۰۹

thumbnail
undefined#جمعه_های_امام_زمانی
undefinedهفته سی‌وششم
─┅┅─┅──┅─═ঊundefinedঈঈ═─
undefined امام مهدی (عج) خورشید بشریت
undefined قسمت چهارم
─═ঊundefinedঊঈ═─┅─┅┅─┅─
undefined @saghaleine_313

۸:۳۵

thumbnail
undefined#جمعه_های_امام_زمانی
undefinedهفته سی‌وهفتم
─┅┅─┅──┅─═ঊundefinedঈঈ═─
undefined امام مهدی (عج) خورشید بشریت
undefined قسمت پنجم
─═ঊundefinedঊঈ═─┅─┅┅─┅─
undefined @saghaleine_313

۹:۵۸

thumbnail
شروع سخنرانی :۲۱.۱۵

۱۰:۲۵

undefined #تقویم_عاشورا
undefined قسمت اول:
طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاه‌شماری ایرانی»، واقعه کربلا به حساب گاه‌شماری شمسی ۲۱ مهر سال ۵۹ هجري شمسی می‌شود...تاریخ شمسی هم مثل قمری نیست که تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می‌شود با در آوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ، حرف‌های مقتل‌نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند.
undefined @saghaleine_313

۱۱:۱۴

undefined #تقویم_عاشورا
undefined قسمت دوم:
undefined روز عاشورا چگونه گذشت؟
در این تحقیق علمی، اوقات شرعی روز ۲۱ مهر به افق کربلا (که در طول قرون حداکثر ۳-+ دقیقه اختلاف می‌تواند داشته باشد) را استخراج شده و روایات مقتل‌نگارها را با این ساعت‌ها تنظیم شده است:

undefined ۵:۴۷ اذان صبح
امام حسین (ع) بعداز نماز صبح، برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب...خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»
طرف مقابل نيز نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعداز نماز صبح، به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.

undefined حدود ساعت ۶:۰۰
#امام_حسین (ع) دستور دادند تا اطراف خیمه‌ها خندق بکنند و آن را با خار بوته ‌ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند...

undefined طلوع آفتاب
کمی بعد از طلوع آفتاب، امام (ع) سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. رو به روی سپاه #کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه‌ای خواند. صفات و فضایل خودش، پدر و برادرش را یادآوری فرمودند و اینکه کوفیان به امام (ع) نامه نوشته‌اند؛ حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از #حجّار_بن_ابجر و #شبث_ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده‌اند؟آنها انکار کردند!امام (ع) نامه‌هایشان را به طرف آنها پرتاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده‌است...یکی از سران جبهه‌ی مقابل، از امام (ع) پرسید: چرا حکم ابن‌زیاد را نمی‌پذیرد و آنها را از جنگ مقابله با پسر پیامبر (ص) نمی‌رهاند؟اینجا بود که امام (ع)، آن جمله معروف‌شان را فرمودند:
«أَلَا وَإنَّ الدَّعِيَّ ابْنَ الدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ: بَيْنَ السِّلَّه وَالذِّلَّه؛ وَهَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه...
فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است، من را بین کشته شدن و قبول شدن و قبول ذلت مجبور کرده! ذلت از ما دور است...»
سخنرانی امام (ع) حدوداً نیم ساعت طول کشیده‌است...

undefined حدود ساعت ۸:۰۰
بعد از سخنرانی امام (ع)، چند نفر از اصحاب آن حضرت، به روایتی #بُرَیر که «سید القرآء» (آقای قرآن خوان‌‌های کوفه بود _ الفتوح) و به روایتی #زهیر (تاریخ یعقوبی و طبری) خطاب به کوفیان، سخنان مشابهی گفتند...بعداز سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر دادند.چند نفری دچار تردید شدند! از جمله #حُر و فرد دیگری به نام #ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو #خوارج بودند. بعید نیست که کسان دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند...
undefined @saghaleine_313

۱۱:۱۴

undefined #تقویم_عاشورا
undefined قسمت سوم:
undefined حدود ساعت ۹:۰۰
روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به #عمر_سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می‌کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد...اولین تیر را به سمت سپاه امام (ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد:«نزد عبیدالله، شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم.»بعداز انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند:«اینها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره‌ای جز پذیرش آن نیست، آماده شوید.»چند نفر از سپاه امام در این تیر باران کشته شدند.(تعداد دقیق را نمی‌دانیم. تعداد کشتگان تیراندازی با تعداد کشتگان حمله اول ۵۰ نفر ذکر شده‌است.)

undefined حدود ساعت ۱۰:۰۰
بعد از تیراندازی، « #یسار »، غلام «زیاد بن ابیه» و «سالم» غلام #عبیدالله_ابن_زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن، در ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله‌بن‌عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین(ع) نگاهی به او کرد و فرمود:«به گمانم حریف کشنده‌ای باشی» عبدالله آن دو نفر را کشت. البته انگشتان دست چپش قطع شد.بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه کوفه شروع شد. ابتدا حجار به جناح راست سپاه امام حسین (ع) حمله کرد اما حبیب و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه‌ها حمله را دفع کردند...
همزمان #شمر به جناح چپ سپاه امام‌ (ع) حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت...بعد‌از عقب‌نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد ۵۰۰ تیرانداز فرستاد که دوباره سپاه امام (ع) را تیرباران کردند که آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر ۲۳ اسب لشکریان امام (ع)، تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. #الفتوح ، آن نفرات را ۵۰ نفر و ابن شهرآشوب ۳۸ نفر ذکر کرده‌است...
اولین شهید، ابوالشعثا بود و ۸ تیر انداخت که ۵ نفر از دشمن را کشت...امام (ع) او را دعا کرد. گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت‌سر به امام (ع) حمله کنند. زهیر و ۱۰ نفر دیگر به آنها حمله کردند...

undefined حدود ساعت ۱۱:۰۰
بعداز این حملات، امام‌(ع) دستور تک تک به میدان رفتن را به یاران داد.اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده‌اند نگذارند که کسی از بنی‌هاشم به میدان برود... انگار برای شهادت با هم مسابقه داشتند و بعضی «در مقابل نگاه امام ‌(ع)» شهید شدند.یکی از اولین کسانی که کشته شد، پیرمرد زاهد، جناب بریر بود. #مسلم_بن_عوسجه بعد از او کشته شد. حبیب بر سر بالین او رفت و گفت کاش می‌توانستم وصیت‌های تو را اجرا کنم...مسلم با دست امام حسین(ع) را نشان داد و گفت: «وصیت من این مرد است». 
یک بار، هفت نفر از اصحاب امام ‌(ع) در محاصره واقع شدند، حضرت عباس (ع) محاصره آنها را شکست و نجاتشان داد...

undefined اذان ظهر
#حبیب_بن_مظاهر موقع اذان ظهر شهید شد.‌.. چون که نوشته‌اند، امام (ع) خطاب به اصحاب فرمودند:یکی برود با عمر سعد مذاکره بکند و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم.یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی‌شود.» حبیب به او گفت: «ای حمار! فکر می‌کنی نماز شما قبول می‌شود و نماز پسر پیامبر (ص) قبول نمی‌شود؟» به جنگ او رفت اما از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب کشته شد...امام(ع) از شهادت حبیب متأثر شد و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می‌گذارم.» امام‌(ع) نماز را شکسته و به قاعده «نماز خوف» خواند. گروهی از اصحاب به امام‌(ع) اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند. #زهیر و #سعید_عبدالله_حنفی خودشان را سپر امام کردند.نوشته اند سعید بن عبدالله ۱۳ تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. در آخرین نفس از امام پرسید: «آیا وفا کردم؟»

undefined حدود ساعت ۱۳:۰۰
۳۰ نفر از اصحاب امام(ع) تا وقت نماز زنده بودند و بعد از این ساعت شهید شدند.بعد از کشته شدن اصحاب، نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر، حضرت #علی_اکبر (ع) بود...البته الفتوح، #عبدالله_بن_مسلم_بن_عقیل را اولین شهید بنی هاشم خوانده‌است. این عبدالله‌بن‌مسلم، به طرز ناجوانمردانه‌ای شهید شد. شهادت او بر جوانان #بنی_هاشم گران آمد. دسته جمعی سوار شدند و به دشمن حمله بردند. امام آنها را آرام کرد و فرمود:«ای پسرعموهای من، بر مرگ صبر کنید. به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»
undefined @saghaleine_313

۱۱:۱۷

undefined #تقویم_عاشورا
undefined قسمت چهارم:
undefined حدود ساعت ۱۴:۰۰
 عاقبت، امام حسین (ع) و #حضرت_عباس (ع) تنها ماندند...عباس (ع) اجازه میدان خواست، اما امام (ع) او را مأمور رساندن آب به خیمه‌ها کرد. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. حضرت عباس (ع) دلاور در حالیکه با شجاعت تمام سعی در آوردن مشک آب برای زنان و کودکان داشت، در محاصره دشمن دو دستش قطع شده و با عمودی آهنین بر سرش زدند که از اسب بر زمین افتاد. اباعبدلله (ع) سراسیمه خود را بر پیکر قطعه قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام (ع) برای دومین بار، بعداز مرگ برادر عزیزش، گریه کرد و فرمود :«اکنون دیگر پشتم شکست.»

undefined حدود ساعت ۱۵:۰۰
امام (ع) به طرف خیمه‌ها برگشت تا خداحافظی کند. همچنین پیراهنش را پاره!پاره کرد و پوشید تا بعدا در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه‌اش نکنند...وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره‌اش علی اصغر (ع) را به میدان برد تا او را سیراب کند که به تیر حرمله شهید شد...امام (ع) به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می‌شد. بعضی تیر می‌انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می‌کردند... شمر و ۱۰ نفر به مقابله با امام (ع) آمدند...بعداز شهادت امام (ع)، بر پیکر مبارکش جای ۳۳ زخم نیزه و ۳۴زخم شمشیر شمرده شد...
در مقاتل نوشته‌اند: زمانی که امام (ع) در آستانه شهادت بود، کسی جرأت نمی‌کرد به سمت ایشان برود، اهل حرم از صدای اسب ایشان (ذوالجناح) متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام #عبدالله_بن_حسن (ع) دوید و به طرف مقتل امام آمد. او را در بغل عمویش کشتند. امام ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند:«خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر!»

undefined ۱۶:۰۶ مقارن با اذان عصر
وقت شهادت امام (ع) را وقت نماز عصر گفته‌اند. روایت تاریخ طبری به نقل از وقایع‌نگار لشکر عمر سعد چنین است: «حمید بن مسلم گوید: پیش از آن که حسین (ع) کشته شود، شنیدم که می‌گفت:«به خدا پس از من، کسی را نخواهید کشت که خداوند از کشتن او، بیش از کشتن من بر شما خشم آرد.»
گوید: آن‌گاه شمر میان کسان بانگ زد که «وای بر شما! منتظر چیستید؟ مادرهای‌تان به عزای‌تان بنشینند، بکشیدش!»گوید در این حال سنان بن انس حمله برد و نیزه در قلب امام (ع) فرو برد...

undefined حدود ساعت ۱۷:۰۰
بعداز شهادت امام (ع)، عده‌ای لباس‌های آن حضرت را غارت کردند که نوشته‌اند تمام این افراد، بعدها به مرض‌های لاعلاج دچار شدند.
غارت عمومی اموال امام حسین(ع) و همراهانش آغاز شد. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبان برای خیمه‌ها گذاشت...
یکی از شیعیان بصره به اسم #سوید_بن_مطاع بعداز شهادت امام (ع) به کربلا رسید و برای دفاع از حرم امام (ع) جنگید تا شهید شد.

undefined نزدیک غروب آفتاب
سر امام (ع) را از بدن جدا می‌کنند و به خولی می‌دهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببرد.آنگاه، به دستور عمر سعد، بر بدن مطهر امام (ع) و یارانش اسب می‌دوانند تا استخوان‌هایشان هم خرد شود.

undefined ۱۸:۴۹ مقارن با اذان مغرب
داستان روز غم‌انگیز عاشورا، این‌طور تمام می‌شود! در حالی که عمر سعد دستور نماز جماعت مغرب را می‌داده، سنان بن انس بین مردم می‌تاخته و رجز می‌خوانده که «افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید! چرا که من بهترین مردمان را کشته‌ام!»
undefined @saghaleine_313

۱۱:۱۷

thumbnail
#کلیدهای_تربیتی
undefined در وانفسای روزگار تاریک و تلخ غیبت امام زمان علیه‌السلام جز تمسک یا همان چسبیدن به اهل‌بیت علیهم‌السلام راهی دیگر برای تربیت خود و فرزندانمان وجود ندارد
undefined در ایام کرونا، روضه‌های کوچک خانگی بگیریم و برای نوجوانمان مسئولیتی در حد توانش تعیین کنیم.
••✾•undefinedundefinedundefined•✾•

۳:۱۵

#طبیبانه
undefined‌مربی طبیب استundefined
undefinedپیامبر (ص) با عشق به هدفی که داشت خود همچون طبیبی دوره گرد به دنبال بیمار برای درمان بود.نسبت به درد های مردم بی تفاوت نبود. او مطب نزده بود و برای درمان دردها زمان و مکان تعیین نکرده بود؛ منتظر نبود که مردم برای درمان مریضی های روحی به او مراجعه کنند، خود برای درمانشان به سراغشان می رفت.
undefinedدر حقیقت کار مربی از یک جهت طبابت است و داروها آیه های قرآن است. مربی طبیبی است که بیماری های مخاطب را ندارد؛ پیامبر(ص) و اوصیائش(ع) در سطح عالی هستند که به هیچ وجه ضعفی ندارند ولی هر کس به سهم خود می تواند طبیب باشد؛ به شرط اینکه خود مریض نباشد؛ لذا یک مربی باید مرض شناس، مریض شناس و دارو شناس باشد و علاوه بر این ها باید برای طبابت انگیزه نیز داشته باشد، اگر مربی همه این شرایط را داشت، می شود مصداق طبیبٌ دوارٌ بطبهِ.

۲۰:۵۶

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
undefined#جمعه_های_امام_زمانی
undefinedهفته سی‌وهشتم
─┅┅─┅──┅─═ঊundefinedঈঈ═─
چون امام ظهور می‌کند و دنیا را سرشار از عدالت می‌کند... پس ما کاری نمی‌کنیم !!
─═ঊundefinedঊঈ═─┅─┅┅─┅─
undefined @saghaleine_313

۱۳:۵۷

thumbnail
undefined#جمعه_های_امام_زمانی
undefinedهفته سی‌ونهم
─┅┅─┅──┅─═ঊundefinedঈঈ═─
undefined خطر و آسیب نگاه عامیانه، هنگامی که به موضوع حیات‌بخش منجی سرایت کند، دوچندان می‌شود و آسیب بیشتری را به همراه خواهد داشت...
─═ঊundefinedঊঈ═─┅─┅┅─┅─
undefined @saghaleine_313

۱۱:۲۱

thumbnail
undefined#جمعه_های_امام_زمانی
undefinedهفته چهلم
─┅┅─┅──┅─═ঊundefinedঈঈ═─
undefined برای تحکیم امید به فرج و حتی برای نزدیک کردن آن و نجات یافتن در آن، باید ابتدا از عوامزدگی نجات پیدا کرد...
─═ঊundefinedঊঈ═─┅─┅┅─┅─
undefined @saghaleine_313

۱۱:۲۲

undefined #طریق_الحسین علیه‌السلام ...
undefined undefined امروز undefined #اربعین است...
undefined شروع جاذبه #مغناطیس_حسینی ، در روز اربعین است... جابربن عبدالله را از مدینه بلند می‌کند و به #کربلا می‌کشد...
undefined این، همان مغناطیسی است که امروز هم با گذشت قرن‌های متمادی، در دل من و شماست...
undefined ما هم امروز، از اعماق وجودمان عرض می‌کنیم:«السّلام علیک یا اباعبدالله، السّلام علی الحسین الشهید»
undefinedundefined امروز، دل‌های ما هم مشتاق حسین‌بن‌علی (ع) و آن ضریح شش گوشه و آن قبر مطهّر است...
undefined ما هم گرچه دوریم...ولی به یاد حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) و به عشق او سخن می‌گوییم...

undefined [ بعد منزل نبود در سفر روحانی ]

undefined ما با خودمان عهد کرده‌ایم و عهد می‌کنیم که ...
undefined یـاد حـسین (ع) ...undefined نـام حـسـیـن (ع) ...undefined و راه حـسـیـن (ع) را ...
undefined هرگز از زندگی خودمان جدا نکنیم...
undefined کتاب جاذبه حسینی ؛ #آیت‌الله_خامنه‌ای ؛ صفحه ۵۸ و ۶۰
undefined @saghaleine_313

۹:۴۶

thumbnail
undefined#جمعه_های_امام_زمانی
undefinedهفته چهل‌ویکم
─┅┅─┅──┅─═ঊundefinedঈঈ═─
undefined تحمل عدالت را دارید؟!؟
─═ঊundefinedঊঈ═─┅─┅┅─┅─
undefined @saghaleine_313

۱۲:۵۹

thumbnail
undefined#جمعه_های_امام_زمانی
undefinedهفته چهل‌ودوم
─┅┅─┅──┅─═ঊundefinedঈঈ═─
undefined فهم ظلم و عدالت ...
undefined شرط‏ ظهور=‏ ظلم‏ فراگیر ‏+ شناخت‏ ریشه ظلم +‏ آمادگی‏ پذیرش‏ عدالت
─═ঊundefinedঊঈ═─┅─┅┅─┅─
undefined @saghaleine_313

۲۱:۳۰

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
undefined#جمعه_های_امام_زمانی
undefinedهفته چهل‌وسوم
─┅┅─┅──┅─═ঊundefinedঈঈ═─
undefined ظلم گریزی‌های بی‌فایده ...
undefined حق را می‌طلبیم یا حقِ‌خود را می‌طلبیم ؟!؟!
─═ঊundefinedঊঈ═─┅─┅┅─┅─
undefined @saghaleine_313

۹:۴۷