بله | کانال سهند ایرانمهر
عکس پروفایل سهند ایرانمهرس

سهند ایرانمهر

۱۷۹ عضو
undefinedبماند یادگار در جریده روزگار
undefined<img style=" />undefinedسهند ایرانمهر
اکنون که پس از یک ماه دوری و قطع ارتباط، فرصتی کوتاه و مستعجل پدید آمده و نزدیک است دوباره مجال سخن نباشد، این چند خط را می‌نویسم تا در تاریخ و خطاب به بی‌وطنان به یادگار بماند:
‏گفتم «بی‌وطنان»، زیرا وطن‌فروش چیزی به نام «وطن» داشته است، اما بی‌وطن حتی آن را هم نداشته، مرتبه‌ای پایین‌تر از وطن‌فروش است؛ چیزی شبیه نسبت فیل و خر در تمثیل مولانا: فیل خواب هندستان می‌بیند، زیرا زمانی در آنجا بوده، و خر حتی رویای آن را هم ندارد، چون هیچ نسبتی با آن نداشته است:
‏«پیل باید تا چو خسپد او ستان‏خواب بیند خطهٔ هندوستان‏خر نبیند هیچ هندستان به خواب‏خر ز هندستان نکردست اغتراب!»
‏و اما خطاب به این جماعت: چنان به کارتان گرفتند و دست‌آموزتان کردند به جادو و شعبده، که چاره را جز در ارادهٔ لوطی خود ندیدید و جای دوست و دشمن را نشناختید. بر چیزی که باید سوگوار باشید، هلهله کردید؛ و بر چیزی که باید مفتخر باشید، سیاه‌روی شدید. ندانستید که ایران، جان است؛ و اگر جان نباشد، هیچ چیز برجا نمی‌ماند و صورت نمی‌بندد.
‏هر که «بیدارباش!» گفت، چون رندان زرخرید، سنگش و هر که زنهارتان داد، چون مار غاشیه، نیشش زدید. سر و ته این قبای بی‌آبرویتان یک کرباس بود:‏یکی نقش تاج و تخت داشت، دیگری لچک سرخ خواهر مریم؛‏یکی با خون و تبار آریایی و سلام هیتلری، دیگری با نقل‌قول جملات قصار جان‌لاک؛‏یکی با فیگور مجسمهٔ آزادی، دیگری با لولهٔ اگزوز؛‏یکی در شمایل مجری یا تحلیل‌گر رسانهٔ به اصطلاح آزاد که هر روز وعدهٔ قطعی «این هفته» می‌داد، و یکی که چون نوسترآداموس، با برچسب عالم سیاست، از «تهاجم باشکوه» می‌گفت؛ و آن دیگری، دکان نفی خشونت خود را با شمایل گاندی آن‌قدر باز نگه داشت تا حمایت از تهاجم و جنگ را به ثمن‌بخس بفروشد.
‏جملگی این تباهکاران در عاقبت، شبیه شغالی‌اند که در خم رنگرزی افتاده و به توهم طاووس شدن گفت:
‏«این منم، طاووس علیِّن شده!»
‏حاشا که از شما باشم، ویحک که عابری باشم در کویی که بوی شما در آن پیچیده باشد. شرمم باد اگر واژه‌ای، حتی هجایی کوتاه از آنچه لقلقه زبان شماست زمزمه خیال نهانم باشد.
‏خدای را صدهزار بار شاکرم که اگرچه به خون جگر، شاهد این روزها بودم و به چشم دیدم که ماجرای حیلهٔ سامری با صوت دلفریب، آن هم از حنجرهٔ گاو زراندود، جماعتی را فریفت، نسبت نزدیکی به واقعیت دارد و چون زهر مکرر است. و خدای را شاکرم که منتهای تجلی این طایفه را دیدم:‏چون طبل پرصدا بودند، اما درون تهی، مدعی اما طفیلی، و اَلمِنّة لله که اکنون تَشتْ از بام‌شان چنان افتاده که یا در تقلای اخفای هذیان‌های دیروزند یا در پی اِمحای تردامنی امروز و یا صد وصله‌ی با شعبده به خرقه آلوده‌شان در فردا.
‏ایران عزیز – برخلاف هرزه‌گویی‌ها و بدخواهی‌ها – به لطف سینه‌های سپر و جان‌های پاک، تاکنون مانده و باز هم خواهد ماند. خداوندگاران ذوالاکتاف این بردگان، فاش می‌گویند:‏«این کینه‌ای دوهزارساله است»، «ملتی را از ملت بودن می‌اندازیم»، «به عصر حجر باز می‌گردانیم‌تان»؛‏و ننگ این جملاتِ قرن بیست‌ویکمی(!) که نسب از یاسای چنگیزی می‌برد در قضاوت آیندگان، بر پیشانی آنان داغ خواهد شد.
‏مردمان این سرزمین که دستشان به تاول تقلای آزادی مجروح و امان‌شان به گردنکشی تتاران بریده شده، بدون یاری شما و با وجود ریشخندها، نشانه‌دادن‌ها و بوسه‌های یهوداوار شما، به نام یا ننگ، بر زخم نمک‌سود یا جگرِ پاره‌شان صبورند و آنچه می‌خواهند را به قوت بازوی خود و نه تقلای بوسه بر اسافل دیگری یا مویه بر نعش متجاوز، بدست خواهند آورد؛ زیرا می‌دانند:‏از آن پرنده که بر شاخسار لانه کرده، تا آن درخت که ریشه دوانده، تا آن زمین که حیات را پرورانده، از آن پل تا کارخانهٔ فولاد، از کودک معصوم مینابی تا لر برنو به دست بختیاری،‏همه ایرانند و ایرانی‌اند.‏ایران این‌همه است، و این‌همه که باشد، فردا هم هست؛‏به خشتِ افتاده و درد در استخوان مانده، یا خون دلمه‌بسته، یا خاطرهٔ تلخ خیانت‌ها و وقاحت‌ها، یا شیرینی عبرت‌ها و شناخت‌ها، اما هست.‏ایران… هست و خواهد بود.https://ble.ir/sahandiranmehr

۱۸:۴۹

thumbnail
نه قصد مجادله دارم و نه ملامت و سرزنش، انتخاب خودتان است و مختارید اما فقط اگر دوست داشتید در آینده نگاه واقعی به مسایل داشته باشید، صرف‌نظر اینکه واقعیت تلخ بود یا شیرین، با آرزوهای شما منطبق بود یا نه، سر فرصت بروید مصاحبه‌ها، نوشته‌ها و تحلیل‌های آنهایی را مرور کنید که موقعیت رسانه‌ای یا عنوان‌های دهان‌پرکنی دارند و در این یک‌سال برای شما جنگ «باشکوه»، «رهایی بخش»، «بشردوستانه» و از همه مهمتر واکنش «مردم» را توصیف و پیش‌بینی می‌کردند. بعد از مرور آنها، تصمیم بگیرید که آنها را همچنان جدی بگیرید یا منبعد جهان پیرامونتان را آنگونه که هست ببینید.undefined<img style=" />undefinedسهند ایرانمهرhttps://ble.ir/sahandiranmehr

۱۸:۵۰

thumbnail
undefinedگردن دیگری نندازundefined<img style=" />undefinedسهند ایرانمهر
اصطلاح pass the buck از میزهای قمار قرن نوزدهم بیرون آمد؛ آن‌هم وقتی که بازیکن‌ها با رد کردن یک علامت، نوبت و مسئولیت را به نفر بعدی می‌دادند. بعدها هری‌ترومن این قاعده را برعکس کرد و گفت: The buck stops here.
‏منظورش هم این بود که «گردن دیگری ننداز» مسئولیت همین‌جا مشخص و تمام می‌شود. می‌گویند او حتی یک تابلو با همین جمله روی میز کارش گذاشت تا یادآوری کند رئیس بودن یعنی جایی برای فرار از مسئولیت وجود ندارد.
‏حالا اما انگار همان «نشان» دوباره روی میز افتاده اما این‌بار در بازی آغاز جنگ و تجاوز علیه ایران. دونالد ترامپ ترجیح می‌دهد بازی را به سبک قدیمی ادامه دهد، وقتی تصمیمی هزینه‌دار می‌شود، «توپ را به زمین پیت هگست بیانداز» با این تفاوت که ترومن می‌گفت «اینجا متوقف می‌شود»، اما در این روایت جدید، قاعده انگار این است: «تا می‌شود، بنداز گردن دیگری» البته جای گله‌وشکایت نیست این عاقبت همه آنهایی است که می‌خواهند با زور یکی دیگر پهلوان میدان شوند، همان شعر معروف « من آنم که رستم بود پهلوان!».
undefined<img style=" />undefinedسهند ایرانمهرhttps://ble.ir/sahandiranmehr

۱۸:۵۱

thumbnail
undefinedخیره‌مانده به ملکوت هیروشیماundefined<img style=" />undefinedسهند ایرانمهر
گه از آلمان بَرو خواندم گه از روم‏ولی مطلب از اوّل بود معلوم
‏ تمام آن صغری کبری چیدن‌شان که:‏این حمله به جمهوری اسلامی است نه ایران، ‏این زدن پل جمهوری اسلامی است نه ایران، ‏این زدن بچه هوادار جمهوری اسلامی است نه بچه ایرانی.‏بازهم برای سبک‌مغزانی جذاب می‌نمود تا این جمله قصار اخیر یکی از اقطاب‌شان که معروف است به اینکه در یک‌دهه اخیر تقریبا هر روز وعده وقوع آزادی و‌نجات در «آخر این هفته» می‌دهد و حالا در آخرین وحی منزل به او‌ تکلیف شده که به بنده‌ای از بندگان خدا در کاخ‌سفید امر کند که چاره ملت ایران و تحقق آزادی در ترکاندن«بمب‌اتم» است، لابد چون تشعشعات و‌انفجار آن علیه جمهوری اسلامی است نه ایران و ایرانی.‏بلاهت و دنائت این جماعت هم شاید این روزها و‌ با این دخیلی که به تکرار هیروشیما بسته‌اند برای برخی تازه آشکار شده باشد اما به قول ایرج‌میرزا با وجود آن همه روده‌درازی از آلمان و رومِ آزادی و نجات،«مطلب از اول بود معلوم».
‏با این همه مبادا فکر کنید که در پی هر رسوایی و شکست، این پیامبرانِ «نجات» از رو می‌روند، حاشا و کلا! مَثَل اینها مثل آن مدعی لوچ‌ پیامبری است که وقتی پیش خلیفه بردند و او از پیروان ابله این مدعی دروغین پرسید چرا چشم پیامبرتان چنین است؟ پاسخ دادند: لوچ نیست به ملکوت خیره مانده است! ‏این‌توصیه به بمب اتم هم یکی از آثار این خیره‌ماندن‌هاست.خیره‌ماندن به ملکوت هیروشیما!https://ble.ir/sahandiranmehr

۱۸:۵۲

thumbnail
undefinedبازار هذیانundefined<img style=" />undefinedسهند ایرانمهر
حمله به ایران با حمله به جمهوری اسلامی فرق داره، حمله به مدرسه میناب و پل کرج و کارخانه فولاد حمله به جمهوری اسلامیه و با حمله به مردم ایران فرق داره، مردم ایران دلشون می‌خواد بمباران بشن،قبول نداری؟ راه‌حل بده! ‏راه‌حل نداری؟ خونشوری و‌ مزدور! پس اگه طرف درست تاریخ ایستادی، اگه سواد داری و‌می‌دونی مداخله بشردوستانه یعنی چی، اگه از جمهوری اسلامی خسته شدی، اگه سمت مردمی و ایرانی اصیلی چه نشسته‌ای که ترامپ گفته :« امشب تمام تمدن ایران خواهد مرد». ‏پس به جای اینکه حرف آخوندا رو تکرار کنی مثل رضاشاه دوم‌بگو :« خدا آمریکا را حفظ کند».‏(راستی:اگه حمله نکرد یا حمله کرد و دیدی اوضاع خیلی خیطه، بگو ما عاملیت نداشتیم، هرچی نوشتی رو دیلیت کن و یه روضه‌ی: «ای داد ملت پرپرم» بخون کسی هم حرف زیادی زد فحشش بده مردک مزدور و خونشور رو ).
undefinedنکته: متن بالا هذیان و مالیخولیا نیست، خلاصه استدلال و به اصطلاح گفتمانی چندساله است که در آن از مجری اتوکشیده اینترنشنالی، تحلیل‌گر کلاب‌هاوسی، فوتبالیست تئوریسین، پناهجوی درگیر پروسه پناهندگی، ایده‌پرداز بریده از حکومت سابق در رایزنی فرهنگی، ستاد امر به معروف یا صداوسیما و کیهان، روشنفکر حامی افکار کانت و دکارت و گاندی و رپر، لوله‌کش، فارغ‌التحصیل هاروارد،... تا بچه‌های گاراژ شرکت داشتند و اثبات بدیهی‌ترین گزاره‌های عقلانی را به کاری ناممکن تبدیل کردند.https://ble.ir/sahandiranmehr

۱۸:۵۴

thumbnail
undefinedتقلا برای پنهان کردن رسواییundefined<img style=" />undefinedسهند ایرانمهر
undefinedعبارت ultimate solution که برای دعوت به نابودی نهایی ایران با بمب اتم از آن استفاده کرده ترجمه انگلیسی عبارت آلمانی Endlösung der Judenfrage بود که از قضا فاشیست‌های نازی علیه عليه يهوديان استفاده می‌کردند.
‏به جز سبک‌مغزان که هنوز هذیان این بی‌وطن را هجی می‌کند، خود همپالگی‌هایش در اینترنشنال در تقلای اعلام ریاکارانه برائت از اویند و خودش هم با حذف توییت، گربه‌صفتانه بر نجاستی که صادر کرد خاک ریخت غافل از آنکه فضاحت و سفاهت و بی‌وطنی‌‌شان چنان به عالم سمر شده که رفو و خاک پاشیدن و انکار و توجیه، جملگی بجای آنچه پنهان کنند، رسواتر می‌کنند و این تازه آغاز کار تاریخ است.
undefinedراغب اصفهانی در محاضرات الادباء می‌نویسد: خلیفه را به زاویه‌ای از مجلس نشاندند که ستونی داشت. خلیفه چون به ستون تکیه زد، دید که بر آن این آیه قرآن حک شده است:‏وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ اَلْفاحِشَةَ ما سَبَقَکمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ اَلْعالَمِینَ
‏و(به خاطر آورید) لوط را، هنگامی که به قوم خود گفت: «آیا عمل بسیار زشتی را انجام می دهید که هیچیک از جهانیان، پیش از شما انجام نداده است؟!
‏خلیفه که زیر آیه نشسته بود با اشاره دست، امر کرد که ندیمش پارچه‌ای بر آن بکشد. پارچه کوتاه بود و «لوط» بیرون ماند. ‏پس ‌برگردن ندیم سیلی زد و گفت:«خدا تو را بکشد، مقصودم پنهان کردن همان یک کلمه بود که حالا بیرون مانده!».
undefined<img style=" />undefinedسهند ایرانمهرhttps://ble.ir/sahandiranmehr

۱۸:۵۵

undefinedملت بزرگ ایرانundefined<img style=" />undefinedسهند ایرانمهر
بی‌‌تردید لقب «ملت سرافراز و پیروز» زیبنده ملت بزرگ ایران و تک‌تک ایرانیان است. ملتی که بر همه دردها، قهرمانانه صبوری کرد و غرور و توهم متجاوزان را به ریشخند گرفت. اگرچه راه طولانی و مسیر نامطمئن است اما این ملت آینده را با اتکا به غرور و قدرت خود خواهد ساخت.
‏هرچند برای اظهارنظر در آغاز مسیری که پیشتر با بدعهدی خاطره تلخی برجای گذاشته، زود است اما این ایستادگی مستحق امیدواری به خاتمه این هفته‌های سخت و طاقت‌فرساست.
‏ در درون این ملت متنوع انواع دیدگاه‌ها وجود دارد اما «ایران» نقطه مشترک همه آنها و خط قرمز است. این جمع غرورآفرین با چالش‌ها، مشکلات و کاستی‌ها پنجه می‌اندازد و این‌کار را با پذیرش یکدیگر از هر عقیده و نگاه و اتکا به خودشان و نه بیگانه انجام خواهد داد .
‏این ایام، پرده‌ای که امیدی به برانداختن آن نبود به یکباره از چهره زشت خائنان روسیاه که لجوجانه به حمایت از متجاوزان پرداختند، برداشت و تاریخ و خاطره جمعی ملت ایران، این قوم سیاه‌کار را فراموش نخواهد کرد و به توهم ساده‌اندیشانه آنان تا ابد خواهد خندید.
‏ملت ایران در مطالبات خود محق است و مسئولیت متصدیان امر در احیاء و نگاه‌داری اعتماد و سرمایه اجتماعی صدچندان و آزمون پیش‌رو که تازه شروع شده، سخت و نفسگیر است.
https://ble.ir/sahandiranmehr

۲۳:۵۰

thumbnail
ايران در نظر من، چونان سنگ خارايی است كه موج‌های دريا آن را به اعماق رانده‌اند، انقلاب‌ها جوی آن را به خشكی انداخته، رودی آن را با خود برده و فرسوده كرده است؛ تيزی‌های آن را گرفته و خراش‌های بسياری بر آن وارد آورده، اما سنگ خارا كه پيوسته همان است كه بود، اينك، در وسط دره‌ای باير آرميده است. زمانی كه اوضاع بر وفق مراد باشد، آن سنگ خارا گردش از سر خواهد گرفت. اهميتی ندارد كه كدام عنصر طبيعی پيروز شده يا چه حوادثی رخ داده باشد؛ تا زمانی كه او از ميان نرفته باشد، همان سنگ خارا خواهد بود و به جای نيرويی كه بخواهد در درازای يك سده اندك آسيبی بر او وارد كند، او بر هزار نيروی مشابه چيره خواهد شد.
undefinedکنت آرتور دوگوبینو ، خاورشناس، شاعر، مورخ، محقق و دیپلمات فرانسوی https://ble.ir/sahandiranmehr

۰:۳۷

undefinedچه نتایجی برای مذاکرات اسلام آباد متصور است؟
undefined<img style=" />undefinedسهند ایرانمهر(بخش اول)
بعد از خوابیدن غبار و بوی باروت، حالا چشم‌ها به مذاکرات اسلام‌آباد دوخته شده است. به جز عده‌ای که از آغاز خواهان جنگ و حامی متجاوزان بوده و اکنون از نتیجه آن ناخرسند و خواستار ادامه آن هستند، برخی در ایران اصل مذاکرات را تکرار اشتباه گذشته می‌دانند و به قول مجری برنامه «به وقت ایران» سیما با این فرض که بسیاری خواهان ادامه پیروزی هستند، اطمینان می‌دهند «بازی هنوز تمام نشده» برخی دیگر اما این جنگ را «بازی» نمی‌دانند و با نگرانی از گسترده‌ و ادامه‌دار شدن جنگ‌ که ماهیتی ویرانگر دارند خواهان فیصله آن هستند اما واقعیت این است که نتیجه‌ مذاکرات اسلام‌آباد را نباید به‌عنوان پایان اختلاف‌های ایران و آمریکا دید.
مذاکرات اسلام‌آباد محصول این واقعیت ساده است که اگرچه نفْس مقاومت ایران در برابر دو ارتش قدرتمند جهان و ناکامی آنان در اهداف اعلامی، موفقیتی قابل تامل است اما آنچه در این مقطع شکل گرفته، محصول مستقیم یک بن‌بست پرهزینه پس از جنگ ۳۹روزه است؛ وضعیتی که در آن نه امکان پیروزی قاطع برای هیچ‌یک از طرفین وجود داشت و نه ظرفیت ادامه جنگ بدون ورود به سطوح غیرقابل‌مدیریت هزینه. بنابراین، مذاکره نه از دل تغییر اهداف، بلکه از رَحِمِ محدودیت توان ادامه درگیری زاده شده است.
در چنین شرایطی، ساختار رابطه ایران و آمریکا به یک وضعیت «بازدارندگی متقابل ناقص» رسیده است؛ وضعیتی که در آن هر طرف قادر است برای طرف مقابل هزینه‌های سنگین ایجاد کند، اما هیچ‌یک نمی‌تواند هدف نهایی خود را به‌طور کامل تحمیل کند. آمریکا از برتری نظامی کلاسیک، توان ضربه دقیق و شبکه پایگاه‌های منطقه‌ای برخوردار است، اما این برتری در جنگ‌های فرسایشی و غیرمتقارن لزوما ابزار پیروزی سیاسی تبدیل نمی‌شود. در مقابل، ایران فاقد برتری نظامی متعارف است، اما از ظرفیت‌های اخلال‌گر در سطح منطقه‌ای و به‌ویژه در حوزه انرژی برخوردار است که می‌تواند هزینه‌های اقتصادی سیستماتیک ایجاد کند.
نقطه کانونی این اهرم‌ها، کنترل یا تهدید نسبت به یک گلوگاه حیاتی انرژی است که از طریق تنگه هرمز تعریف می‌شود. این موقعیت به ایران امکان می‌دهد که سطح بحران را از چارچوب منطقه‌ای به سطح اقتصاد جهانی منتقل کند، و همین ویژگی باعث می‌شود قدرت ایران در کوتاه‌مدت به‌عنوان یک قدرت اخلال‌گر اثرگذارتر از ظرفیت‌های متعارف اقتصادی تلقی شود. در مقابل، آمریکا قدرت مدیریت نظم بلندمدت و اعمال فشار فرسایشی از طریق تحریم‌ها را در اختیار دارد، اما این ابزارها در برابر اقتصادهایی که پیش‌تر به شوک‌های مزمن خوگرفته‌اند، اثرگذاری خطی و تضمین‌شده ندارند.
در کنار این توازن، متغیر سیاست داخلی نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. در آمریکا، حساسیت افکار عمومی نسبت به هزینه‌های جنگ، قیمت انرژی و چرخه‌های انتخاباتی، دامنه مانور سیاست خارجی را محدود می‌کند. در سوی مقابل، ساختار سیاسی ایران با روش خاص خود، امکان تحمل هزینه‌های کوتاه‌مدت بالاتر را فراهم می‌کند، حتی اگر این هزینه‌ها سنگین باشند. نتیجه این عدم تقارن آن است که در شرایط بحران، طرفی که توان تحمل فشار بیشتری دارد، در میز مذاکره موقعیت چانه‌زنی قوی‌تری پیدا می‌کند.
بر این اساس، مذاکرات اسلام‌آباد را باید نه به‌عنوان یک نقطه پایان، بلکه به‌عنوان انتقال تعارض از میدان نظامی به میدان کنترل‌شده دیپلماتیک فهم کرد. این انتقال، به‌طور طبیعی به تولید یک توافق جامع منجر نمی‌شود، بلکه تنها می‌تواند به یک سازوکار حداقلی برای مدیریت بحران منتهی شود.
در چنین چارچوبی، اگرچه در رسانه‌ها و از قول مسئولان تاکید می‌شود که باید راه را بر تکرار خطر بست اما اگر پا در زمین « امکان و واقعیت» بگذاریم، محتوای توافق احتمالی نیز ماهیتی تقلیل‌یافته و غیرنهایی خواهد داشت. در حوزه هسته‌ای، محتمل‌ترین الگو نه حذف کامل برنامه، بلکه محدودسازی و نظارت شدید بر آن است. این دقیقاً در امتداد تجربه توافق هسته‌ای پیشین قرار می‌گیرد، که در آن برنامه هسته‌ای ایران متوقف نشد، بلکه در چارچوبی قابل کنترل تعریف شد. بنابراین، هر توافقی که غنی‌سازی محدود را بپذیرد، عملاً نشان‌دهنده حفظ ظرفیت استراتژیک ایران و عقب‌نشینی از هدف حداکثری طرف مقابل است.
در حوزه تحریم‌ها، تفاوت میان لغو واقعی و تعلیق موقت تعیین‌کننده است. اگر تحریم‌ها صرفاً در قالب معافیت‌های قابل بازگشت تعلیق شوند، ابزار فشار همچنان در اختیار آمریکا باقی می‌ماند و توافق ماهیت شکننده پیدا می‌کند. اما اگر به لغو ساختاری و پایدار منجر شود، آنگاه انتقال واقعی امتیاز به ایران رخ داده است؛ امری که با توجه به تجربه خروج یک‌جانبه از توافق قبلی، از نظر ساختاری بسیار دشوار به نظر می‌رسد.در حوزه ژئوپلیتیک منطقه‌ای نیز توافق ناگزیر به ابهام تکیه خواهد کرد.ادامه در پست بعدیundefined

۲۲:۳۶

ادامه مطلب پیشینundefined(بخش دوم)
زیرا نه امکان حذف کامل شبکه‌های نفوذ منطقه‌ای وجود دارد و نه امکان نادیده گرفتن آن‌ها در محاسبات امنیتی. بنابراین، ادبیات توافق در این حوزه معمولاً به مفاهیمی مانند «کاهش تنش» یا «خویشتنداری» محدود می‌شود که عمداً قابلیت تفسیر دارند و همین ابهام، بخشی از کارکرد توافق است.
نکته تعیین‌کننده دیگر، سازوکار نظارت و راستی‌آزمایی است. هرچه نظارت سخت‌گیرانه‌تر و دسترسی‌ها گسترده‌تر باشد، عدم تقارن اطلاعاتی به نفع طرف غربی افزایش می‌یابد. در مقابل، محدود شدن سازوکارهای نظارتی به معنای حفظ بخشی از ابهام راهبردی برای ایران است. همچنین، وجود محدودیت‌های زمانی در توافق عملاً به معنای انتقال امتیاز به آینده و حفظ ظرفیت بازگشت‌پذیری برای ایران است.
در مجموع، آنچه از دل این مذاکرات قابل تصور است، نه یک توافق نهایی و تثبیت‌کننده نظم جدید، بلکه یک تعادل ناپایدار و قابل بازگشت است که هدف اصلی آن صرفاً مدیریت بحران و خرید زمان است. در این تعادل، هر طرف بخشی از اهداف خود را تعدیل می‌کند، اما هیچ‌یک از طرفین از مواضع بنیادین خود عقب‌نشینی کامل نمی‌کنند.
به همین دلیل، ارزیابی «برنده» در چنین توافقی با آن خوانش مرسوم در فضای مجازی یا رسانه‌ها ناممکن است اما می‌توان شاخص‌هایی را به عنوان مزیت‌نسبی هر یک از طرفین مشخص کرد برای مثال:اگر معیار، حفظ ظرفیت‌های استراتژیک باشد، طرفی که زیرساخت‌های کلیدی خود را حفظ کرده و تنها محدودیت‌های قابل بازگشت پذیرفته، دست بالاتر را دارد. اما اگر معیار، توان اعمال فشار بلندمدت و فرسایشی باشد، طرفی که ابزارهای تحریمی و نهادی را حفظ کرده، در موقعیت برتر قرار می‌گیرد.
مخلص کلام آنکه توافق اسلام‌آباد، در صورت تحقق، نه پایان یک تقابل، بلکه تثبیت یک وضعیت میانه است، وضعیتی که در آن جنگ متوقف شده اما حل نشده، و دیپلماسی آغاز شده اما به توافق نهایی منتهی نشده است.
https://ble.ir/sahandiranmehr

۲۲:۳۷

دوست عزیزدر آغازین روزهای سال نو، به شوق دیدار دوستان و گفت‌وگویی فرهنگی، بر آن شدیم به مدت ده روز از ساعت ۱۷ تا ۲۰ با دعوت از اهالی فرهنگ، هنر و اندیشه در کتابخانه‌ی وزن‌دنیا میزبان شما باشیم.
undefinedمهمانان دوشنبه ۲۴ فروردین:هادی حیدری، سهند ایرانمهر و نوید کلهرودی
undefinedمهمانان سه‌شنبه ۲۵ فروردین:یاشار سلطانی، زینب کاظم‌خواه و آرش تنهایی
آدرس: خ طالقانی، بین وصال و نادری، مجموعه تئاتر لبخند
چشم‌به‌راه حضورتانکتاب‌خانه‌ی وزن‌دنیا

۱۸:۰۴