عکس پروفایل شعرهای سجاد سامانیش
۳.۳ هزار عضو

شعرهای سجاد سامانی

غزل‌ها و بیت‌های سجاد سامانی
thumbnail
نامش بلند باد که مانند دلبرشلب‌تشنه بود و غرقه به خون گشت پیکرش
یاداور دمی‌ست که فرق علی شکافتگویا حسین بر سر نی می‌رود سرش
فرعونیان ز مشت گره کرده اش ملوللرزید کاخ ظلم ز الله اکبرش
نیکان روزگار و دلیران کارزارپیوسته‌اند از همه دنیا به لشکرش
سروی که سروها همه تعظیم می‌کنندچون چشم می‌برند به قد صنوبرش
یاری کز او نمونه‌ی دیگر ندیده‌ایمواحسرتا اگر که نبینیم دیگرش
خونش بزرگ بود و بزرگی به جا گذاشت تاریخ می‌نویسد از این خون به دفترش
باید فَرَزدَقی بنویسد قصیده‌ایمن کیستم که شعر بگویم به محضرش؟
کو محتشم که مرثیه‌ای تازه سر کند؟دعبل بیا و شعر بخوان در برابرش
آن پیر می‌فروش که مست حسین بودای کاش ساغری زده بودم به ساغرش
روزی در این مقام چو روز حسین نیستشامی شبیه شام غریبان خواهرش
ما وارثان خون گلویی بریده‌ایمجانها فدای عطر ضریح معطرش
وین ملتی که خامنه‌ای بود امید اواینک دوباره خامنه‌ای باد رهبرش

سجاد سامانی @SajjadSamani
undefined۳۲۳
undefined۵۴
undefined۱۱
undefined۲

۲۹.۶K

۱۶:۳۹