۱۳:۴۵
۱۳:۴۵
۱۳:۴۵
۱۳:۴۵
۱۳:۴۵
۱۳:۴۵
اشاره: این گزارش نوشتۀ خانم الاهی از اعضای محترم انجمن سلمان است، که با بازنگری و تنظیم به این شکل منتشر میشود.
جلسه چهارم از سلسله جلسات هفتگی انجمن سلمان در تاریخ سی و یکم تیرماه ۱۴۰۴ برگزار شد.
در بخش اول:باید به پاسخ این سوال میرسیدیم که شعر چیست؟ و گفتیم بیانبرتر است. اما بیان چیست؟آموختیم که به چنین بحثی میتوان از سه وجه وارد شد: وجه اول: وجه تاریخی است. تاریخ زبانشناسی تاریخ ادبیات تاریخ خطابهها و تبلیغات،در تبیین این قسمت، اشاراتی از استاد جلالی داشتیم: به رسالۀ خطابۀ ارسطو، #رتوریک
وجه دوم: وجه اندیشهای و عقلانیست.اینجا هم اشارهای به دستهبندی براساس گزاره ها و قضایا در صناعات خمس شد که خطاب به فلسفه و منطقخوانها بود.البته این دو وجه/رویکرد جاهایی متداخلند.
وجه سوم: از ضرب شدن ساختار در فرم میتوان به بیانهای جدیدی رسید. (مفصلش میماند برای دورهی آشنایی با فرم)گفته بودیم که ساختارهای اصلی اینها هستند: سهپردهای ارسطویی دایرهای نظمپاشان/پراکنده آشوبو برای ارتباط با مخاطب هم سه زبان داریم: هنر، علم، خطابه؛ که هر کدام ذیل خود، فرمهای مختلف دارند. (تفصیل این مباحث هم، باشد برای در دورهی فرمهای نوشتن)اما: معیار بیان برتر چیست؟ پاسخ در آینده ارائه خواهد شد.
رسیدیم به #بخش_دوم جلسه:
اولین داستان ژانر/گونه در دوره را، امروز داشتیم. #صلیب_آبی از #گیلبرت_چسترتون بالطبع توضیحی در مورد داستان ژانر/گونه ضرورت داشت؛ نوعی از داستان که با ظهور خاص سرمایهداری، شکل گرفت. هگل گفته: «رمان،حماسۀ انسان بورژواست. و انسان بورژوا، انسان برآمده از جامعۀ سرمایهداریست.» این ماجرا، تبیین جامعهشناختی و عقلی و فلسفی دارد.
در ساختار سهپردهای مهم است که کدام شخصیت چه کنش و رفتاری دارد. کنش هم، آنجاست که اراده و آگاهی باشد. جایی که شخصیت، کُنِش خودش را بروز دهد، وقتی مطابق با تقدیر تصمیم بگیرد؛ میشود #حماسه.جایی که شخصیت نتواند مطابق با تقدیر، تصمیمبگیرد: دو حالت دارد: ۱. آگاهانه با تقدیر مخالفت نمیکند، که میشود #تراژدی. ۲.آگاهانه با تقدیر مخالفت میکند، میشود #کمدی.
غرب جدید که ظهور کرد، حماسه مُرد. سرمایهداری در صورت آمریکایی خود، قهرمان را ساخت تا خودش را روایت کند/ نمایش دهد/ نشان دهد.
استاد جلالی در مورد داستان ژانر چند نکته بیان کردند:۱. دستهبندی شاخههای ژانر، متفاوت است. برخی معمایی، پلیسی، جنایی را جدا میکنند و سه گروه معرفی میکنند. برخی هم وحشت را شامل آن میدانند.۲. داستان وحشت قبل از علمی تخیلی و فانتزی متولد شد. پلیسی قرن ۲۰ متولد شد.۳.داستان جنایی، داستان چپهاست (مارکسیسم، سوسیالیسم، و ..) و داستان پلیسی-معمایی داستان راستها (لیبرالیسم، کاپیتالیسم، سرمایهداری، ...)۴. داستان جنایی، میتواند معما داشته باشد اما داستان پلیسی، بدون معما نمیشود.
در #بخشسوم به صلیب آبی پرداختیم. با #زاویه_دید سوم شخص. پر از #صحنه؛ که ویژگی داستانهای ژانر است.#حدود پردهها در داستان مشخص شد.همچنین دانستیمکه پیرنگ در داستانهای ژانر، یکی دوجای بیمنطق دارد. مثل داستانهای دنیای قدیم که قهرمان گاهی کارش منطق ریاضی نداشت.
شخصیت پدر براون به راستی هنر چسترتون را نمایان میسازد. پیرمرد.خپل.گویی خنگ! و دست و پاچلفتی است؛ اما باطنش دقیقا برعکس است: باهوش و دقیق و دانا. او نمادی از دین/ کلیسا و کارکرد آن است.
و اینجا رسیدیم به دریافت مضمون داستان:از آنجایی که جهان مدرن تلاش میکند بگوید دین مرده، کارکرد ندارد و به حاشیه رفته است... چیسترتون با هنرمندی تمام، این روایت را رد کرده است و ثابت کرده که اتفاقا حلّال مشکلات زندگی همین دین است، ولی از نوع سرمایهداری آن.
یکنکته نمادین بسیار مهم، حسن ختام جلسه بود تا دریابیم که صلیب آبی، واقعا جزو داستانهای خوب است.
هابز مسئله دنیای جدید را مطرح میکند و میگوید دولت مدرن شر بزرگ است.باید شر بزرگی باشد تا بتواند شرهای کوچک را دفع کند؛ یعنی، لِویاتان.نظریه هابز میگوید امنیت با لویاتان برقرار میشود. همان شر بزرگ.حالا برگردیم به صلیب آبی. پدر براون برای برقراری امنیت و دفع شر، خودش فریبکاری میکند. او حتی والنتین را هم فریب میدهد. چارهای نیست باید چنین کند. و چسترتون میگوید این چاره دست دین است. این مطلب هم، گل سرسبد بحث شد!و تاملی در مورد نام داستان: ((صلیب آبی)).چرا؟
#انجمن_سلمان#جلسه_چهارم#صلیب_آبی#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن
https://ble.ir/salmaan851
۱۸:۱۲
7 - 14040921 نیاز دل عشاق از سیدمحمدجواد سادات.mp3
۰۳:۰۸-۷.۲ مگابایت
آزمون #صداقت آزمونی نیست که نصیب هر کسی شود، و سختی آن چنان بنیانافکن است که خدا نکند قبل از آماده شدن سراغ کسی برود. ورود به چنین آزمونی و سربلند از آن خارج شدن، سعادتی است که باید دست تقدیر همراهت باشد تا درکش کنی و چون نصیبت شد، آن قدر توان خواهی یافت که تَرکۀ مدّعیسنج برداری و به عیارسنجی بر چشم یارطلبان بکوبانی و بر ترازوی صدق و صفا، نظارهگر وزن آنها باشی.
در کوی یار باید با پای صدق قدم نهاد و آهسته و پیوسته راند و منتظر فرارسیدن همای سعادت دست تقدیر بود.
شاید شعر این هفته از آقای سادات اشارتی است بر این نوشتار.بخوانیم و بشنویم این شعر را با صدای شاعر و تنظیم و تدوین خانم آسیه سلطانی.
نیاز دل عشاق
با شوق وصال تو به این دار دویدندآن شیفتگانی که ز آمال بریدند
شبها ز پی جستن نامی و نشانیگشتند، ولی صبح همه آه کشیدند
چشم همه شیفتگانت شده چون رودافسوس چنان رود، به دریا نرسیدند
آخر نظری کن به نیاز دل عشّاقعشّاق به غیر از تو نیازی نچشیدند
خستهاند از این قصّۀ طولانی غیبتآن سوختگانی که چنین قصّه شنیدند
این سال اگر سعد به دامان سمان رفتگر طالب یارند بگو یار ببینند
#انجمن_سلمان#بسته_هفتگی#شعر_مهدوی#صداقت#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن#نیاز_دل_عشاق#سیدمحمدجواد_سادات#سمان
https://ble.ir/salmaan851
۱۸:۵۳
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۹:۰۲
روز سهشنبه ۲۵ آذر ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۸ برگزار خواهد شد.
#انجمن_سلمان#جلسه_بیستویکم#نوشتن#کارگاه_نویسندگی#خوانش_متن#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن
https://ble.ir/salmaan851
۱۹:۳۱
برای شروع نوشتن، زمینه و بسترهای متعددی باید فراهم شود.شاید بتوان گفت، بیشترین آسیب پربسامد در ابتدای نوشتن، سردرگمی برای «از چه چیز نوشتن» باشد.
برخی از دانشجویان و نوآموزان در کلاسهای نویسندگی بطور مرتّب اظهار میدارند، که فلان بحث در ذهنم است، یا فلان مسئله یا دغدغه را چند بار با خود مرور کردم، ولی وقتی خواستم بنویسم، احساس عجز میکنم.
دوّمین آسیب، شاید کلیشهای نویسی باشد و سوّمینش پرداخت نامناسب در تنظیم نوشتهها. و همینطور این سیاهه را میتوان با عناوین و سرفصلهای مختلف بالا و پایین کرد و پربارتر کرد.
آیا راهبردی برای رفع همه یا بیشتر این آسیبها یا چالشها وجود دارد؟آری.چیست آن کبریت احمر و کیمیای نایاب که اگر به ذهن و زبان و نوشتۀ ما آمیخته شود، مسهای سیاهشده را تبدیل به طلای برّاق میکند؟روزانه نویسی. روزانه نویسی. روزانه نویسی.ولو روزی 5 دقیقه نوشتن.ای بابا! شما هم که حرف دیگر اساتید را میزنید و از ناممکن سخن میگویید.صبر کن دوست عزیز! صبر فقط سلاح مؤمن نیست، سلاح ماندگارِ ماندگارانِ تاریخ در ادوار مختلف بوده، هست و خواهد بود. قرار نیست ما بگوییم روزی حداقل پنج دقیقه بنویس، و شما هم بشنوی و نوشته یا نانوشته، راه خود را بگیری و بروی.
قرار است در سلسله مطالبی از ابتدای فصل سوّم فعالیّت انجمن ادبی سلمان، دست شما را بگیریم و پا به پا پیش ببریم تا به عادت روزانه نویسی معتادتان کنیم.چگونه؟از طریق یک شگرد کهن و الگوی تکرارشونده.و آن شگرد؟شیطنت و قلقلک دادن ذهن شما و فعال کردن آن. سپس تکنیکهایی ابتدایی برای سرریز کردن ذهن فعال شدۀ شما بر روزی کاغذ و ...شوقش که به جانتان نشیند، خودتان زور میزنید تا بلند شوید و با همان روشی که در یک سالگی پابهپا راه میافتادید و مرتب زمین میخوردید و باز بلند میشدید و باز زمین میخوردید و ...، نوشتن را نیز شروع کنید.شرطش؟روزهایی که مطالب #راهبرد_نوشتن_روزانه منتشر میشود، پنج دقیقه تا ده دقیقه وقت بگذارید و آن را بخوانید یا گوش دهید. انتهای هر هفته نیز در یک دفترچه یادداشت یا یادداشتهای دیجیتال خود، نکته یا نکتههای آن هفته را بنویسید، تا در هفتههای آینده بتوانید با یک نگاه مرورشان کنید.مطالب منتشر شده در این سلسله مطالب از چند کتاب مرتبط با نویسندگی گردآوردی، جمعآوری و تنظیم شده است. در پایان هر متن یا صوت مربوط به #راهنمای_نوشتن نشانی کتابها یا منابع مستند دیگر ذکر خواهد شد.
امیدواریم این سلسله مطالب بتواند پس از سه تا شش ماه موتور روزانه نویسی شما را روشن کند و آنقدر سوخت و انرژی داشته باشید، که تا روز پایانی زیستنتان در این سرای فانی، حرکتی رو به جلو را، همراه با افقگشایی پیوسته تجربه کنید.
#روزانه_نویسی#آداب_نوشتن#راهنمای_نوشتن#عادت_روزانه_نویسی#انجمن_سلمان#آموزش_نوشتن #راهبرد_نوشتن_روزانه
https://ble.ir/salmaan851
۱۷:۲۲
1 - نوشتن از آیین.MP3
۰۸:۵۹-۱۲.۳۵ مگابایت
اشاره: این اوّلین آموزش و زمینۀ #روزانه_نویسی از سلسله آدابی است، که سعی داریم در یک مسیر حدود شش ماهه با هم طی کنیم تا انرژی نوشتن در ما ایجاد، تقویت و پیگیر شود. هر کس به نسبت نیاز و ذهنیّت خود میتواند از این سلسله مباحث بهره ببرد. خوشحال میشویم در صورت استفاده و تجربه از این سلسله نکات، پیشنهادها، نظرات و نقدهای خود را با ما در میان بگذارید.
... ادامه دارد
راه ارتباطی با دبیرهای انجمن سلمان:@mr9014@anjomansalman
#روزانه_نویسی#آداب_نوشتن#راهنمای_نوشتن#عادت_روزانه_نویسی#انجمن_سلمان#آموزش_نوشتن #راهبرد_نوشتن_روزانه#نیروی_آیین
https://ble.ir/salmaan851
۱۱:۵۶
اشاره: این اوّلین آموزش و زمینۀ #روزانه_نویسی از سلسله آدابی است، که سعی داریم در یک مسیر حدود شش ماهه با هم طی کنیم تا انرژی نوشتن در ما ایجاد، تقویت و پیگیر شود. هر کس به نسبت نیاز و ذهنیّت خود میتواند از این سلسله مباحث بهره ببرد. خوشحال میشویم در صورت استفاده و تجربه از این سلسله نکات، پیشنهادها، نظرات و نقدهای خود را با ما در میان بگذارید.
راه ارتباطی با دبیرهای انجمن سلمان:@mr9014@anjomansalman
#روزانه_نویسی#آداب_نوشتن#راهنمای_نوشتن#عادت_روزانه_نویسی#انجمن_سلمان#آموزش_نوشتن #راهبرد_نوشتن_روزانه#نیروی_آیین
https://ble.ir/salmaan851
۱۱:۵۷
@mr9014@anjomansalman
#انجمن_سلمان#جلسه_بیست_و_دوم#ارثیه#ویرجینیا_وولف#شعرشناسی#خوانش_متن#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن
https://ble.ir/salmaan851
۴:۱۰
روز دوشنبه ۸ دی ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۸ برگزار خواهد شد.
#انجمن_سلمان#جلسه_بیستویکم#نوشتن#کارگاه_نویسندگی#خوانش_متن#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن
https://ble.ir/salmaan851
۷:۴۸
#حیدرانه
آیا دنیا امروز به این بلوغ رسیده است، که تا پدر نباشد، کارها سامان نخواهد یافت؟
پندارهای کجومعوج و خیالهای خوش یا باطل در طول تاریخ هر چه در چنته داشتهاند، نمایان ساختند، تا نشان دهند بدون پدر توان ساختن دارند و شکست خوردند، شکستی بر روی شکست، شکستهایی بیپایان.
امّا حتّی اگر آنها در ساختن نیز شکست نمیخوردند، باز عاجز بودند، عاجز از زایش. و انسان باید برسد به این نقطه، به این درک، به این شعور، به این تدبیر، به این شکوفایی عقل و به این شهود، تا بتواند شهادت دهد، تنها حضور پدر است، که زایش را ممکن خواهد ساخت و معنا را به زیستن باز خواهد گرداند.
انسان با معناست که زنده است، و الّا:
خور و خواب و خشم و شهوت، شغب است و جهل و ظلمتحیوان خبر ندارد، ز جهان آدمیّت
سعی داریم از این پس به مناسبت و بیمناسبت از پدری بگوییم که ...
آری، آری، از پدری که کسی توان وصفش را ندارد، مگر ...
نام این سلسله را حیدرانه گذاشتیم، برگرفته از دفتر شعری از شاعر معاصر، #قاسم_صرافان و اولین مدح را نیز از همین دفتر برگزیدیم.
امیدواریم به این بهانه مورد عنایت و لطف و مهربانیِ مهربانترین پدر در تمام اعصار و روزگاران قرار گیریم.
سرنوشت ما، گره خورده به گیسوی علیاز ازل، چرخانده دلها را خدا، سوی علی
او مع الحق گفت و از آن روز ما را میکُشنددارِ ما خرمافروشان، حلقۀ موی علی
ماندهام، احمد پیمبر بود یا عطّار عشق؟بس که سلمانها، مسلمان کرد با بوی علی
گر میاندیشی نماز و روزهات را میخرندای برادر! این تو و این هم ترازوی علی
بیشتر از برق دَمهای دو سوی ذوالفقاردوستان را کُشته خَمهای دو ابروی علی
هر که دل خوش کرده در عالَم به نام دیگرییا علی نشنیده است از سوی بانوی علی
در نزن آنجا، نشان از کوچۀ مولا نپرسکوچه و در، هر دو بدنامند در کوی علی
آری! آداب خودش را دارد اینجا عاشقیما و خاک کوی قنبر، قنبر و روی علی
#انجمن_سلمان#حیدرانه_یکم#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن#پدر
https://ble.ir/salmaan851
پندارهای کجومعوج و خیالهای خوش یا باطل در طول تاریخ هر چه در چنته داشتهاند، نمایان ساختند، تا نشان دهند بدون پدر توان ساختن دارند و شکست خوردند، شکستی بر روی شکست، شکستهایی بیپایان.
امّا حتّی اگر آنها در ساختن نیز شکست نمیخوردند، باز عاجز بودند، عاجز از زایش. و انسان باید برسد به این نقطه، به این درک، به این شعور، به این تدبیر، به این شکوفایی عقل و به این شهود، تا بتواند شهادت دهد، تنها حضور پدر است، که زایش را ممکن خواهد ساخت و معنا را به زیستن باز خواهد گرداند.
انسان با معناست که زنده است، و الّا:
خور و خواب و خشم و شهوت، شغب است و جهل و ظلمتحیوان خبر ندارد، ز جهان آدمیّت
سعی داریم از این پس به مناسبت و بیمناسبت از پدری بگوییم که ...
آری، آری، از پدری که کسی توان وصفش را ندارد، مگر ...
نام این سلسله را حیدرانه گذاشتیم، برگرفته از دفتر شعری از شاعر معاصر، #قاسم_صرافان و اولین مدح را نیز از همین دفتر برگزیدیم.
امیدواریم به این بهانه مورد عنایت و لطف و مهربانیِ مهربانترین پدر در تمام اعصار و روزگاران قرار گیریم.
سرنوشت ما، گره خورده به گیسوی علیاز ازل، چرخانده دلها را خدا، سوی علی
او مع الحق گفت و از آن روز ما را میکُشنددارِ ما خرمافروشان، حلقۀ موی علی
ماندهام، احمد پیمبر بود یا عطّار عشق؟بس که سلمانها، مسلمان کرد با بوی علی
گر میاندیشی نماز و روزهات را میخرندای برادر! این تو و این هم ترازوی علی
بیشتر از برق دَمهای دو سوی ذوالفقاردوستان را کُشته خَمهای دو ابروی علی
هر که دل خوش کرده در عالَم به نام دیگرییا علی نشنیده است از سوی بانوی علی
در نزن آنجا، نشان از کوچۀ مولا نپرسکوچه و در، هر دو بدنامند در کوی علی
آری! آداب خودش را دارد اینجا عاشقیما و خاک کوی قنبر، قنبر و روی علی
#انجمن_سلمان#حیدرانه_یکم#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن#پدر
https://ble.ir/salmaan851
۱۵:۱۷
@mr9014@anjomansalman
#انجمن_سلمان#جلسه_بیست_و_چهارم#خونابه_انار #جلال_آل_احمد#شعرشناسی#خوانش_متن#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن
https://ble.ir/salmaan851
۱۱:۴۸
روز دوشنبه ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۸ برگزار خواهد شد.
پینوشت:این جلسه هفته گذشته فقط بصورت حضوری برگزار شد و به دلیل پاره شدن زنجیر تعدادی حیوان در خیابانها امکان اعلان آن تا امروز میسر نشد. تشکر از همه دوستانی که بصورت حضوری خدمتشان بودیم، به امید حق صوت جلسه در گروه اعضای انجمن ارسال خواهد شد.
#انجمن_سلمان#جلسه_بیستویکم#نوشتن#کارگاه_نویسندگی#خوانش_متن#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن
https://ble.ir/salmaan851
۲۰:۵۸
@mr9014@anjomansalman
پینوشت: روز ۲۹ دی ماه، روز غزه است.
#انجمن_سلمان#جلسه_بیست_و_ششم#بازشناختن_غریبه #ایزابلا_حماد#شعرشناسی#خوانش_متن#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن
https://ble.ir/salmaan851
۲۰:۵۹
روز دوشنبه ۶ بهمن ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۸ برگزار خواهد شد.
#انجمن_سلمان#جلسه_بیستوهفتمین#نوشتن#کارگاه_نویسندگی#خوانش_متن#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن
https://ble.ir/salmaan851
۱۵:۲۴