عکس پروفایل تِتیسا | یادداشت‌های سین.سین.حت
۱۱۴ عضو

تِتیسا | یادداشت‌های سین.سین.ح

از کوچه پس‌کوچه‌های ذهن تا دل واقعیت جامعه. نویسنده و خبرنگاری که قلمش را وقف حقیقت کرده.تِتیسا به زبان مازندرانی یعنی مانند شکوفه
thumbnail
وقتی حقیقت گلوله خورد
یادداشت اختصاصی باران شمال/ به قلم سیده سماء حسینی
در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، دوازده خبرنگار جان خود را از دست دادند؛ نه در قامت سرباز، که در قامت شاهد. آن‌ها برای ثبت واقعیت رفتند و خود، به واقعیتی ماندگار تبدیل شدند. جنگ‌ها فقط با موشک و آتش روایت نمی‌شوند؛ گاهی با قلم، دوربین و صدایی که پیش از خاموش‌شدن، حقیقت را فریاد می‌زند. در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، دوازده خبرنگار جان خود را از دست دادند؛ نه در قامت سرباز، که در قامت شاهد. آن‌ها برای ثبت واقعیت رفتند و خود، به واقعیتی ماندگار تبدیل شدند.خبرنگار، در ذات خود، میانجی است؛ میان رویداد و افکار عمومی. اما در جنگ، این میانجی‌گری به بهای جان تمام می‌شود. دوازده شهید خبرنگار این نبرد، نه فقط قربانیان خشونت، که قربانیان ترس از حقیقت بودند. آن‌ها هدف قرار گرفتند چون دوربین داشتند، چون می‌نوشتند، چون تصویر می‌فرستادند؛ چون حقیقت، همیشه برای متجاوز خطرناک است.در جهانی که روایت‌ها بیش از گلوله‌ها کشته می‌شوند، خبرنگار خط مقدم جنگ روایت‌هاست. جنگ ۱۲ روزه نشان داد که حذف فیزیکی خبرنگار، تلاشی برای حذف روایت مستقل است. این دوازده نفر، تنها گزارشگر میدان نبودند؛ آن‌ها حافظه زنده جامعه بودند. با شهادتشان، تلاش شد حافظه جمعی دچار فراموشی شود، اما پارادوکس ماجرا همین‌جاست: شهادت آن‌ها، روایت را ماندگارتر کرد.ویژگی مشترک این شهدا، نه فقط حرفه‌شان، که انتخاب آگاهانه‌شان بود. آن‌ها می‌توانستند نروند، می‌توانستند امن بمانند، می‌توانستند روایت دیگران را بازنشر کنند؛ اما انتخاب کردند «باشند». بودن در لحظه‌ای که تاریخ شکل می‌گیرد، بودن در جایی که حقیقت زخمی است. این انتخاب، آن‌ها را از خبرنگار به شاهد-شهید تبدیل کرد.آن‌ها قهرمانان اسطوره‌ای دور از دسترس نبودند؛ انسان‌هایی بودند با ترس، تردید و امید. نوآوری در روایت از اینجاست که شهادتشان را نه پایان، که امتداد مسئولیت رسانه‌ای بدانیم. مسئولیتی که امروز بر دوش ماست: نوشتن بی‌ملاحظه، دیدن بی‌فیلتر و روایت بی‌تحریف.جنگ ۱۲ روزه شاید در تقویم نظامی کوتاه باشد، اما در تاریخ رسانه‌ای ایران، فصلی بلند است. فصلی که در آن، خبرنگار دیگر ناظر امنِ حاشیه نبود؛ بخشی از متن شد. دوازده نام، دوازده صدا، دوازده روایت ناتمام که حالا از ما می‌خواهند ادامه‌شان دهیم.استاندارد حرفه‌ای رسانه، در چنین بزنگاه‌هایی سنجیده می‌شود؛ جایی که اخلاق، شجاعت و دقت به هم گره می‌خورند. شهدای خبرنگار این جنگ، معیار تازه‌ای از تعهد حرفه‌ای را تعریف کردند: تعهدی که مرز جغرافیا، جناح و حتی جان را درمی‌نوردد.امروز اگر از آن‌ها می‌نویسیم، نباید صرفاً برای ادای دین باشد؛ باید برای بازتعریف نقش رسانه باشد. رسانه‌ای که بداند حقیقت، گاهی هزینه دارد؛ و خبرنگاری که بداند قلم، همیشه بی‌خطر نیست. آن دوازده نفر، خبر را گزارش نکردند؛ آن‌ها با جانشان نوشتند که حقیقت، حتی اگر هدف قرار بگیرد، خاموش نمی‌شود.و شاید بهترین تیتر برای زندگی حرفه‌ای‌شان همین باشد:آن‌ها رفتند، تا حقیقت بماند.به یاد شهدای خبرنگار جنگ 12 روزه؛شهید رمضانعلی چوبدارشهید امیرحسین طاووسیشهید علی طهماسبیشهید نیما رجب‌پورشهید محمدمعین نظریشهید محمدجواد الوندیشهید احسان ذاکریشهید ابوالفضل فتحیشهیده فرشته باقریشهیده معصومه عظیمیشهیده فاطمه صالحیشهید صالح بایرامی
متن کامل یادداشتundefinedhttps://www.baraneshomal.ir/?p=56836
@samanotes
undefined۵

۳۳

۷:۴۷