چرا امنیت حلب امنیت منطقه است؟ و چرا حلب برای ترکیه مهم است؟
بزگترین مشکل سوریه در حال حاضر اقتصاد است، درآمد یک کارمند در پایتخت سوریه حدود سه تا چهار میلیون تومانست، در حالیکه مخارجش به اندازه ی ایرانست. همین باعث نارضایتی مردم، رشوه و فساد، و درنتیجه پتانسیلی برای طرفداری مردم از گروهکهای مختلف می شود. شهرها قطعی برق گسترده دارد و برخلاف عراق، مردم قدرت خرید سوخت و ژنراتور را ندارند، هرچند سوریه کمبود سوخت هم دارد. اگر سوریه پول داشته باشد، با سرمایه گزاری و کاهش نارضایتی و تجهیز ارتش، به راحتی می تواند امنیت را به منطقه برگرداند. فقط تصور کنید داعشی وجود نداشت و منابع ایران و حزبالله در سوریه تلف نمی شد، قطعا اسراییل جرات حمله به لبنان را نداشت و امنیت به منطقه باز می گشت.
اما اقتصاد سوریه در گرو دو امر بود، تولید قدرتمند و توریسم. (مثل ترکیه)
تولید: هنوز کاکائوهای سوغات سوریه ی بچگی هاتون را به یاد دارید؟ تا قبل از داعش در یک سوپر مارکت عراق اکثر اجناس سوری بود( و باقی ایرانی.) با ورود داعش بازار سوریه بین ترکیه و عربستان پخش شد. و دیگر حتی یک پفک سوری در عراق پیدا نمی شد.درعلاقه ی عراقیها به سوریه همین بس که: اگر همین حال وارد ترمینال بغداد بشوید تاکسیها داد می زنند، دمشق یه نفر! و همین حالا تعداد عراقیهایی که به کشور ناامن و جنگزده ی سوریه می روند، از کشور توریستی و امن ترکیه بیشتر است. غالب تجار عراق، سوریه را بعلت فرهنگ و زبان، و آشناهایی که بسیاری از آنها در سوریه دارند، به ترکیه و حتی ایران ترجیح می دهند.بیشترین رشد اقتصادی ترکیه مربوط به سالهای داعش است.حالا اینها چه ربطی به حلب دارد؟ ۶۰٪ صادرات سوریه و بیشاز ۵۰درصد کل تولیداتش در حلب تولید می شد.
کردها: یادمه سال ۸۴ با هفتاد هزارتومان و سه شب اقامت می تونستیم با قطار بریم دمشق! اونسال من فقط ۲۵ تومن عیدی گرفته بودم. قطار تهران دمشق قبل از داعش و به خاطر کردهای ترکیه بسته شد.پوتین زمانیکه ترکیه یکی از جنگنده هایش را منهدم کرد(جنگ با داعش) گفته بود تنبیه ترکیه فقط شامل تحریمها نیست. یک ماه بعد ارتش ترکیه از ترس تحریک کردها وارد عراق و شمال سوریه شد. چهل درصد جمعیت ترکیه کردهای مناطق فقیرتر هستند. سیاستهای آفتابپرست گون ترکیه سبب شده، بسیاری از کشورها برای ایجاد ناامنی در ترکیه چراغ سبز بدست آماده باشند. اگر ترکیه می خواهد سیاست رنگارنگش را ادامه دهد باید گروهکهای کرد مثل پ،ک،ک را در بیرون از ترکیه کنترل کند.کردها در مرزهای شمالی سوریه پراکنده اند.
@samurai_irani
اما اقتصاد سوریه در گرو دو امر بود، تولید قدرتمند و توریسم. (مثل ترکیه)
تولید: هنوز کاکائوهای سوغات سوریه ی بچگی هاتون را به یاد دارید؟ تا قبل از داعش در یک سوپر مارکت عراق اکثر اجناس سوری بود( و باقی ایرانی.) با ورود داعش بازار سوریه بین ترکیه و عربستان پخش شد. و دیگر حتی یک پفک سوری در عراق پیدا نمی شد.درعلاقه ی عراقیها به سوریه همین بس که: اگر همین حال وارد ترمینال بغداد بشوید تاکسیها داد می زنند، دمشق یه نفر! و همین حالا تعداد عراقیهایی که به کشور ناامن و جنگزده ی سوریه می روند، از کشور توریستی و امن ترکیه بیشتر است. غالب تجار عراق، سوریه را بعلت فرهنگ و زبان، و آشناهایی که بسیاری از آنها در سوریه دارند، به ترکیه و حتی ایران ترجیح می دهند.بیشترین رشد اقتصادی ترکیه مربوط به سالهای داعش است.حالا اینها چه ربطی به حلب دارد؟ ۶۰٪ صادرات سوریه و بیشاز ۵۰درصد کل تولیداتش در حلب تولید می شد.
کردها: یادمه سال ۸۴ با هفتاد هزارتومان و سه شب اقامت می تونستیم با قطار بریم دمشق! اونسال من فقط ۲۵ تومن عیدی گرفته بودم. قطار تهران دمشق قبل از داعش و به خاطر کردهای ترکیه بسته شد.پوتین زمانیکه ترکیه یکی از جنگنده هایش را منهدم کرد(جنگ با داعش) گفته بود تنبیه ترکیه فقط شامل تحریمها نیست. یک ماه بعد ارتش ترکیه از ترس تحریک کردها وارد عراق و شمال سوریه شد. چهل درصد جمعیت ترکیه کردهای مناطق فقیرتر هستند. سیاستهای آفتابپرست گون ترکیه سبب شده، بسیاری از کشورها برای ایجاد ناامنی در ترکیه چراغ سبز بدست آماده باشند. اگر ترکیه می خواهد سیاست رنگارنگش را ادامه دهد باید گروهکهای کرد مثل پ،ک،ک را در بیرون از ترکیه کنترل کند.کردها در مرزهای شمالی سوریه پراکنده اند.
@samurai_irani
۱۱:۳۶
نقاط پستی که جاده ی حلب تا هماه از آن عبور می کند و بهترین منطقه برای حملات هوایی ارتش سوریه بود، ولی تروریستها به راحتی مسیر حلب تا هماه را طی کردند.
صفر تا صد سوریه(قسمت اول)آیا استراتژی معروف ایوان مخوف در کار است؟ارتش سوریه بیش از ۱۵۰ هزار نیرو دارد، بعلاوه ی نیروی هوایی با دهها میگ و سوخو، صدها تانک و موشکهای نقطه زن ایرانی، بهمراه مستشاران روسی و ایرانی، پس چرا مقاومت جانانه ای نمی کند؟ حتی در جنگ ۲۰۱۴ داعش از دمشق شروع کرد، و الا رسیدن نظامی به دمشق به این راحتی ها نیست.پنج قرن پیش ایوان مخوف در روسیه حکومت قدرتمندی ساخت که تمام شهرهای پراکنده ی روسیه را متحد می کرد، اما درباریان و صاحبان قدرت شروع به مخالفت با او کردند، ایوان بدون مقاومت از حکومت کناره گرفت، قدرت طلبان بخاطر زیاده خواهی درگیر شدند و مدتی بعد با التماس پیش ایوان برگشتند، و حکومت را دودستی به او دادند.در مثال عینی در تایوان پس از اعتراضات به تک حزبی بودن، حزب حاکم بدون هیچ مقاومتی قانون را تغییر داد و پس از فقط ۵ سال رییس جمهور حزب رقیب به علت اختلاس استیضاح شد و از آن زمان تا کنون دوباره حزب اصلی تایوان (ناسیونالیست ها) قدرت را در دست گرفتند.(استراتژی ایوان مخوف)اما چرا برخلاف شواهد این استراتژی در سوریه رخ نمی دهد؟@samurai_irani
صفر تا صد سوریه(قسمت اول)آیا استراتژی معروف ایوان مخوف در کار است؟ارتش سوریه بیش از ۱۵۰ هزار نیرو دارد، بعلاوه ی نیروی هوایی با دهها میگ و سوخو، صدها تانک و موشکهای نقطه زن ایرانی، بهمراه مستشاران روسی و ایرانی، پس چرا مقاومت جانانه ای نمی کند؟ حتی در جنگ ۲۰۱۴ داعش از دمشق شروع کرد، و الا رسیدن نظامی به دمشق به این راحتی ها نیست.پنج قرن پیش ایوان مخوف در روسیه حکومت قدرتمندی ساخت که تمام شهرهای پراکنده ی روسیه را متحد می کرد، اما درباریان و صاحبان قدرت شروع به مخالفت با او کردند، ایوان بدون مقاومت از حکومت کناره گرفت، قدرت طلبان بخاطر زیاده خواهی درگیر شدند و مدتی بعد با التماس پیش ایوان برگشتند، و حکومت را دودستی به او دادند.در مثال عینی در تایوان پس از اعتراضات به تک حزبی بودن، حزب حاکم بدون هیچ مقاومتی قانون را تغییر داد و پس از فقط ۵ سال رییس جمهور حزب رقیب به علت اختلاس استیضاح شد و از آن زمان تا کنون دوباره حزب اصلی تایوان (ناسیونالیست ها) قدرت را در دست گرفتند.(استراتژی ایوان مخوف)اما چرا برخلاف شواهد این استراتژی در سوریه رخ نمی دهد؟@samurai_irani
۳:۳۴
جاده سازی در سوریه(جولان) توسط اسراییل (در دوماه قبل.)
(قسمت دوم)چرا استراتژی ایوان مخوف در سوریه جواب نمی دهد؟دوماه پیش صلحبانان سازمان ملل (در جولان) گزارشی دادند که در اوج جنگ اسراییل ولبنان دیده نشد. اسراییل مشغول جاده سازی در نزدیکی روستای مجدل الشمس سوریه بود که قبلاً با حملات راکتی اسراییل خالی شده بود. جاده یا برای انتقال تجهیزات نظامی یا برای بردن مصالح و شهرک سازی کاربرد دارد. دیشب در پی تحرکات اسراییل در جولان, اسراییل گفت برای دفاع(بخوانید اشغال سوریه) از دیده بانان سازمان ملل در جولان آماده می شود. اسراییل اول و آخر ناامن است، و ریسک نفوذ در سوریه را براحتی می پذیرد.
ترکیه هم ثابت کرده از سیاستهای پرریسک کنار نمی کشد و با توجه به عضویتش در ناتو حداکثر استفاده را از آن (نیروی نظامیش)می برد. بنابراین برخلاف عقب نشینی آمریکا از افغانستان و یا ایوان مخوف، خلائ قدرت توسط اسراییل و ترکیه پر خواهد شد.البته ایران و روسیه امیدوارند با نرم کردن انتقال ساختار قدرت, طرفداران بشار و مقاومت(مثل لبنان) بتوانند در وضع جدید به حیاتشان ادامه دهند.به همین علت بندر طرطوس فعلا همچنان توسط نیروهای روسی اداره می شود، برخی شایعات هم از حرکت هواپیمایی از دمشق به سمت طرطوس حکایت دارد. ضمن اینکه برخی از اعضای گروه واگنر روسیه که در معادن طلای آفریقا بودند به سوریه فراخوانده شدند.(واگنر گروهی با مهارت درانجام عملیات چریکی است که در ترور و بازپس گیری قدرت کاربرد دارد نه کلاسیک نظامی.)روسیه که پیچیده ترین ساختار حکومت جهان را دارد(بامشتی جمهوری مستقل، ایالت و استان غیرمستقل) پس از فتح حلب در ۲۰۱۶ اصرار زیادی کرده بود تا سوریه ایالتی شود که با مخالفت بشار و ایران که طرفدار قدرت مرکزی بودند مواجه شد.فعلا قدرت دیپلماتیک در سوریه کارایی بیشتری خواهد داشت.البته با توجه به ناکارآمدی طالبان در اخراج داعش و حزب اسلامی ترکستان(با غالب اویغور) و قدرت گرفتن آنها در سوریه احتمالا کشورهای بسیاری مثل چین درگیر خواهند شد.باید دید آیا نتانیاهو تسلیم وسوسه ی احمقانه ی نزدیک شدن به دمشق و درگیری با گروهها می شود؟ با کناره گیری گالانت، این احتمال حتی کم وجود دارد.به هرحال مخفی نگه داشتن این استراتژی جذابیت داشت.@samurai_irani
(قسمت دوم)چرا استراتژی ایوان مخوف در سوریه جواب نمی دهد؟دوماه پیش صلحبانان سازمان ملل (در جولان) گزارشی دادند که در اوج جنگ اسراییل ولبنان دیده نشد. اسراییل مشغول جاده سازی در نزدیکی روستای مجدل الشمس سوریه بود که قبلاً با حملات راکتی اسراییل خالی شده بود. جاده یا برای انتقال تجهیزات نظامی یا برای بردن مصالح و شهرک سازی کاربرد دارد. دیشب در پی تحرکات اسراییل در جولان, اسراییل گفت برای دفاع(بخوانید اشغال سوریه) از دیده بانان سازمان ملل در جولان آماده می شود. اسراییل اول و آخر ناامن است، و ریسک نفوذ در سوریه را براحتی می پذیرد.
ترکیه هم ثابت کرده از سیاستهای پرریسک کنار نمی کشد و با توجه به عضویتش در ناتو حداکثر استفاده را از آن (نیروی نظامیش)می برد. بنابراین برخلاف عقب نشینی آمریکا از افغانستان و یا ایوان مخوف، خلائ قدرت توسط اسراییل و ترکیه پر خواهد شد.البته ایران و روسیه امیدوارند با نرم کردن انتقال ساختار قدرت, طرفداران بشار و مقاومت(مثل لبنان) بتوانند در وضع جدید به حیاتشان ادامه دهند.به همین علت بندر طرطوس فعلا همچنان توسط نیروهای روسی اداره می شود، برخی شایعات هم از حرکت هواپیمایی از دمشق به سمت طرطوس حکایت دارد. ضمن اینکه برخی از اعضای گروه واگنر روسیه که در معادن طلای آفریقا بودند به سوریه فراخوانده شدند.(واگنر گروهی با مهارت درانجام عملیات چریکی است که در ترور و بازپس گیری قدرت کاربرد دارد نه کلاسیک نظامی.)روسیه که پیچیده ترین ساختار حکومت جهان را دارد(بامشتی جمهوری مستقل، ایالت و استان غیرمستقل) پس از فتح حلب در ۲۰۱۶ اصرار زیادی کرده بود تا سوریه ایالتی شود که با مخالفت بشار و ایران که طرفدار قدرت مرکزی بودند مواجه شد.فعلا قدرت دیپلماتیک در سوریه کارایی بیشتری خواهد داشت.البته با توجه به ناکارآمدی طالبان در اخراج داعش و حزب اسلامی ترکستان(با غالب اویغور) و قدرت گرفتن آنها در سوریه احتمالا کشورهای بسیاری مثل چین درگیر خواهند شد.باید دید آیا نتانیاهو تسلیم وسوسه ی احمقانه ی نزدیک شدن به دمشق و درگیری با گروهها می شود؟ با کناره گیری گالانت، این احتمال حتی کم وجود دارد.به هرحال مخفی نگه داشتن این استراتژی جذابیت داشت.@samurai_irani
۴:۵۶
لاوروف در نشست دوحه :خبرنگار: چرا نتوانستید پس از پیروزی بر داعش، مردم سوریه را با انتخاباتی که همه را راضی کند، آرام کنید؟لاوروف: به غیر از آمریکا در فیلمهای کلاسیک هالیوود هیچ دولتی کامل نیست. ولی تمام تلاشمان را کردیم.@samurai_irani
۱۶:۱۴
خط قهوه ای، نیروهای ایران، حزب الله و بشار که جلوی پیشروی را گرفته بودند.(ایران و حزبالله بیشتر در اطراف مسیر عراق_لبنان حضور داشتند.) مناطق مشکی: داعش
در حال حاضر چه گروهی طرفدار چه کسی است؟هیئت تحریر شام : طرفدار ترکیه اند، اما اتحاد بین آنها شکننده است و ممکنست برخی از آنها مخالف شوند.دموکراتهای کرد(در شرق): اسراییل و آمریکا برای تشویق جدایی طلبها در ایران و ترکیه آنها را طرفدار خود کرده اند.داعش: پس از اینکه همه به آنها پشت کردند، مستقل تر عمل می کند ولی توانش صرفا به چند عملیات چریکی کاهش پیدا کرده.طرفداران بشار در ارتش: دوهزار نفر به شمال عراق رفته اند، و باقی به سواحل غربی سوریه(مدیترانه). بندر طرطوس و فرودگاه لاذقیه تحت کنترل کامل روسیه است. فعلا این نیروها قصد هیچ دخالتی ندارند.ترکیه که به نام ارتش آزاد سوریه وارد شده: ترکیه چند شهر کردهای دموکرات را تصرف کرده و پی در پی مقرهای دموکراتها را با جنگنده هایش بمباران می کند. احتمالا در روزهای آینده باید شاهد لشکرکشی اش به شمال عراق هم باشیم.آمریکا: در گذشته بعلت حضور ایران و حزب الله در حائل بین داعش و کردها، آمریکا گاه داعش را کمک می کرد. اما پس از بین رفتن خط حائل بین داعش(در مرکز) و دموکراتها(در شرق) امریکا از ترس حمله ی داعش به دموکراتها با بمبافکنهای غول پیکرش که بعد از وعده ی صادق به اسراییل آورده بود مواضع داعش را بمباران کرد.
نتیجه ی نهایی: اگر در روزهای آینده اسراییل به توافقی با ترکیه و تحریر شام نرسد، احتمالا وارد یک جنگ نیابتی (بوسیله ی دموکراتها) با ترکیه خواهد شد. و در صورت شکست به تحریک پنهانی گروههای دیگر برای یک جنگ داخلی خواهد پرداخت.باید دید در روزهای آتی ترکیه سر قول وقرارهایش با ایران و روسیه می ماند یا دوباره کارشکنی می کند.
در حال حاضر چه گروهی طرفدار چه کسی است؟هیئت تحریر شام : طرفدار ترکیه اند، اما اتحاد بین آنها شکننده است و ممکنست برخی از آنها مخالف شوند.دموکراتهای کرد(در شرق): اسراییل و آمریکا برای تشویق جدایی طلبها در ایران و ترکیه آنها را طرفدار خود کرده اند.داعش: پس از اینکه همه به آنها پشت کردند، مستقل تر عمل می کند ولی توانش صرفا به چند عملیات چریکی کاهش پیدا کرده.طرفداران بشار در ارتش: دوهزار نفر به شمال عراق رفته اند، و باقی به سواحل غربی سوریه(مدیترانه). بندر طرطوس و فرودگاه لاذقیه تحت کنترل کامل روسیه است. فعلا این نیروها قصد هیچ دخالتی ندارند.ترکیه که به نام ارتش آزاد سوریه وارد شده: ترکیه چند شهر کردهای دموکرات را تصرف کرده و پی در پی مقرهای دموکراتها را با جنگنده هایش بمباران می کند. احتمالا در روزهای آینده باید شاهد لشکرکشی اش به شمال عراق هم باشیم.آمریکا: در گذشته بعلت حضور ایران و حزب الله در حائل بین داعش و کردها، آمریکا گاه داعش را کمک می کرد. اما پس از بین رفتن خط حائل بین داعش(در مرکز) و دموکراتها(در شرق) امریکا از ترس حمله ی داعش به دموکراتها با بمبافکنهای غول پیکرش که بعد از وعده ی صادق به اسراییل آورده بود مواضع داعش را بمباران کرد.
نتیجه ی نهایی: اگر در روزهای آینده اسراییل به توافقی با ترکیه و تحریر شام نرسد، احتمالا وارد یک جنگ نیابتی (بوسیله ی دموکراتها) با ترکیه خواهد شد. و در صورت شکست به تحریک پنهانی گروههای دیگر برای یک جنگ داخلی خواهد پرداخت.باید دید در روزهای آتی ترکیه سر قول وقرارهایش با ایران و روسیه می ماند یا دوباره کارشکنی می کند.
۹:۴۹
آیا اسراییل دمشق را می گیرد؟
نزدیکترین جاده های جولان_دمشق به اینجا ختم می شود. کفرسوسه، معظمیه، المزه، بارها توسط اسراییل در این دو روز هدف قرار گرفت.
بیشتر ساختمانهای بلند دمشق توسط اسراییل از بین رفته. ساختمانهای بلند مکانهای استراتژیک برای جنگ محسوب می شود.تانکهای اسراییل در ۶۰ کیلومتری دمشق هستند، که با توجه به سرعت مرکاوا بین ۱ تا ۱:۳۰ ساعت تا دمشق فاصله دارند.فقط سر ۴۸ ساعت، بیشتر فرودگاههای نظامی و هواپیماها، سامانه های دفاعی،انبارهای تسلیحات و بندر لاذقیه(که تنها بندری بود که می توانست با حیفا در استخراج گاز مدیترانه رقابت کند) از بین رفتند.اسراییل آماده ی حمله است، و اگر در مذاکرات انتظاراتش برآورده نشود، کار دمشق تمام است.@samurai_irani
نزدیکترین جاده های جولان_دمشق به اینجا ختم می شود. کفرسوسه، معظمیه، المزه، بارها توسط اسراییل در این دو روز هدف قرار گرفت.
بیشتر ساختمانهای بلند دمشق توسط اسراییل از بین رفته. ساختمانهای بلند مکانهای استراتژیک برای جنگ محسوب می شود.تانکهای اسراییل در ۶۰ کیلومتری دمشق هستند، که با توجه به سرعت مرکاوا بین ۱ تا ۱:۳۰ ساعت تا دمشق فاصله دارند.فقط سر ۴۸ ساعت، بیشتر فرودگاههای نظامی و هواپیماها، سامانه های دفاعی،انبارهای تسلیحات و بندر لاذقیه(که تنها بندری بود که می توانست با حیفا در استخراج گاز مدیترانه رقابت کند) از بین رفتند.اسراییل آماده ی حمله است، و اگر در مذاکرات انتظاراتش برآورده نشود، کار دمشق تمام است.@samurai_irani
۲۱:۱۴
وضعیت فرودگاه قمیشلی در شمال شرقی سوریه.(پس از حمله ی سحرگاه اسراییل.)
تحلیل جبهه های سوریه(بالا گرفتن تنش ترکیه اسراییل):طی سه روز پنج بار شهر منبیج بین نیروهای ترکیه و دموکراتهای کرد جابجا شد. منبیج دروازه ی حلب محسوب می شود و در شرق حلب قرار دارد. در صورتیکه منبیج به دست کردها بیفتد، خطر بعدی حلب است. و در صورت سقوط حلب تحریر شام ارتباط زمینی ضعیفی با ترکیه خواهد داشت. و راه برای حضور اسراییل در دمشق یا مرزهای بعلبک هموار تر می شود.همزمان اسراییل فرودگاه قمیشلی در شمال شرقی سوریه را بمباران کرد. این فرودگاه می توانست مکان مناسبی برای پشتیبانی نیروهای ترکیه شود، در اینصورت باحضور ترکها در شمال شرق(قمیشلی) و در شمال غرب( استان حلب و منجیب) نیروهای دموکرات از دو طرف قیچی می شدند و تمام شمال سوریه بدست ترکیه می افتاد.پس از این بمباران امورخارجه ی ترکیه که تا این لحظه سکوت کرده بود، حضور اسراییل در سوریه را محکوم کرد.@samurai_irani
تحلیل جبهه های سوریه(بالا گرفتن تنش ترکیه اسراییل):طی سه روز پنج بار شهر منبیج بین نیروهای ترکیه و دموکراتهای کرد جابجا شد. منبیج دروازه ی حلب محسوب می شود و در شرق حلب قرار دارد. در صورتیکه منبیج به دست کردها بیفتد، خطر بعدی حلب است. و در صورت سقوط حلب تحریر شام ارتباط زمینی ضعیفی با ترکیه خواهد داشت. و راه برای حضور اسراییل در دمشق یا مرزهای بعلبک هموار تر می شود.همزمان اسراییل فرودگاه قمیشلی در شمال شرقی سوریه را بمباران کرد. این فرودگاه می توانست مکان مناسبی برای پشتیبانی نیروهای ترکیه شود، در اینصورت باحضور ترکها در شمال شرق(قمیشلی) و در شمال غرب( استان حلب و منجیب) نیروهای دموکرات از دو طرف قیچی می شدند و تمام شمال سوریه بدست ترکیه می افتاد.پس از این بمباران امورخارجه ی ترکیه که تا این لحظه سکوت کرده بود، حضور اسراییل در سوریه را محکوم کرد.@samurai_irani
۱۱:۱۹
اسراییل دستور تخلیه ی چند روستا در نزدیکی خان ارنبه را صادر کرد.نقطه چین ها منطقه ی جولان را نشان می دهد که نیم قرن در تصرف اسراییل بوده، و فاصله ی دو نقطه چین مکانیست که صلحبانان سازمان ملل در آن بودند که مثلاً با گزارشهایشان اجازه ندهند اسراییل از آن عبور کند.
اسراییل فعلا می خواهد خودش را در متصرفاتش تثبیت کند تا ببیند آینده ی دمشق به سودش است یا نه.از طرفی ژنرال نیروهای آمریکایی در سوریه با اردوغان تماس گرفته تا شاید بتواند حملات ترکیه به دموکراتها(کردهای طرفدار آمریکا) را کاهش دهد.
اسراییل فعلا می خواهد خودش را در متصرفاتش تثبیت کند تا ببیند آینده ی دمشق به سودش است یا نه.از طرفی ژنرال نیروهای آمریکایی در سوریه با اردوغان تماس گرفته تا شاید بتواند حملات ترکیه به دموکراتها(کردهای طرفدار آمریکا) را کاهش دهد.
۱۹:۱۷
چرا نقد هلوکاست در اروپا ممنوع است؟
در جنگ جهانی هنگامی که ژاپن، آلمان یا شوروی کشورگشایی می کردند، این کشورها را قسمتی از خاک خود می دانستند.تنها کشوری که تمام متصرفاتش را به اهالی همان مناطق داد، آمریکا بود. از مالزی و فیلیپین گرفته تا اسپانیا و ایتالیا.در هر انقلابی نیروهای جدید برای فرشته خو نشان دادن خود تا می توانند نیروی قبلی را شیطان صفت معرفی می کنند. پس از آزادی اروپا از نازیها، هرچه نازیها کثیف تر معرفی می شدند، چهره ی قهرمان آمریکا پررنگتر می شد. از طرف دیگر تنور طرفداران نازیها هنوز سرد نشده بود و اروپاییها در کنار امریکا با تمام توان به افراط در حجم جنایات نازیها پرداختند. و از آنجا که بین جنایات نازیها، دستشان در کشتار غیر نظامیان نسبتا خالی بود، هلوکاست برایشان بهترین مورد بود.بنابراین آمریکا برای حفظ محبوبیت و قدرت فرهنگی بلامنازع جهان شدن، نیاز به بزرگ کردن جنایات هیتلر داشت. در حال حاضر مقدار زیادی از قدرت فرهنگی آمریکا ریشه در حافظه ی تاریخی مردم اروپا و شرق آسیا دارد که آمریکا را آزادبخش خویش بدانند، والا صرفا با فیلم ایالت متحده نمی توانست این قدرت را بدست آورد.(فرض کنید آمریکا داعش را بیرون کرده بود،الآن چه محبوبیتی در سوریه و عراق داشت و ایران چه محبوبیتی دارد.)از طرفی در معماری جدید جهان آمریکا اروپا را تبدیل به یک حیوان خانگی بی پشت و پناه در مقابل شوروی کرد. به غیر از فرانسه تولیدات نظامی باقی کشورهای اروپایی باید زیر نظر ایالات متحده باشد.بر خلاف تصور اکثر مردم بزرگترین و مجهزترین پایگاه نظامی آمریکا نه در خاورمیانه یا جنوب شرق آسیا که در آلمان است. و از نظر بیشترین پایگاههای نظامی هم رتبه ی یک در اختیار انگلستان است.در تفاوت قدرت نظامی اروپا و روسیه همین بس که پس از شلیک موشک عجیب و غریب اورشنیک( که در صورت ردگیری پدافند تبدیل به هشت موشک به قابلیت حمل کلاهک هسته ای می شد.) فرانسه قدرتمندترین کشور نظامی اروپا در پاسخ، موشکی با برد فقط هزار کیلومتر و سر جنگی بسیار کوچکتر از موشکهای ایرانی را امتحان کرد. در حال حاضر اروپا به علت نیاز به نیروی نظامی امریکا، قانونهایی که آمریکا از زمان جنگجهانی برای قهرمان نشان دادن خود وضع کرده را با دقت صیانت می کنند، ضمن اینکه طرفداری از ملی گرایی (مثلانازیها) اتحادیه ی اروپا را ضعیف خواهد کرد.متاسفانه گاها بعلت نبود سواد سیاسی قدرتهای غیرعادی و ماورالطبیعی به لابیهای صهیون نسبت می دهند، که حقیقت ندارد.
در جنگ جهانی هنگامی که ژاپن، آلمان یا شوروی کشورگشایی می کردند، این کشورها را قسمتی از خاک خود می دانستند.تنها کشوری که تمام متصرفاتش را به اهالی همان مناطق داد، آمریکا بود. از مالزی و فیلیپین گرفته تا اسپانیا و ایتالیا.در هر انقلابی نیروهای جدید برای فرشته خو نشان دادن خود تا می توانند نیروی قبلی را شیطان صفت معرفی می کنند. پس از آزادی اروپا از نازیها، هرچه نازیها کثیف تر معرفی می شدند، چهره ی قهرمان آمریکا پررنگتر می شد. از طرف دیگر تنور طرفداران نازیها هنوز سرد نشده بود و اروپاییها در کنار امریکا با تمام توان به افراط در حجم جنایات نازیها پرداختند. و از آنجا که بین جنایات نازیها، دستشان در کشتار غیر نظامیان نسبتا خالی بود، هلوکاست برایشان بهترین مورد بود.بنابراین آمریکا برای حفظ محبوبیت و قدرت فرهنگی بلامنازع جهان شدن، نیاز به بزرگ کردن جنایات هیتلر داشت. در حال حاضر مقدار زیادی از قدرت فرهنگی آمریکا ریشه در حافظه ی تاریخی مردم اروپا و شرق آسیا دارد که آمریکا را آزادبخش خویش بدانند، والا صرفا با فیلم ایالت متحده نمی توانست این قدرت را بدست آورد.(فرض کنید آمریکا داعش را بیرون کرده بود،الآن چه محبوبیتی در سوریه و عراق داشت و ایران چه محبوبیتی دارد.)از طرفی در معماری جدید جهان آمریکا اروپا را تبدیل به یک حیوان خانگی بی پشت و پناه در مقابل شوروی کرد. به غیر از فرانسه تولیدات نظامی باقی کشورهای اروپایی باید زیر نظر ایالات متحده باشد.بر خلاف تصور اکثر مردم بزرگترین و مجهزترین پایگاه نظامی آمریکا نه در خاورمیانه یا جنوب شرق آسیا که در آلمان است. و از نظر بیشترین پایگاههای نظامی هم رتبه ی یک در اختیار انگلستان است.در تفاوت قدرت نظامی اروپا و روسیه همین بس که پس از شلیک موشک عجیب و غریب اورشنیک( که در صورت ردگیری پدافند تبدیل به هشت موشک به قابلیت حمل کلاهک هسته ای می شد.) فرانسه قدرتمندترین کشور نظامی اروپا در پاسخ، موشکی با برد فقط هزار کیلومتر و سر جنگی بسیار کوچکتر از موشکهای ایرانی را امتحان کرد. در حال حاضر اروپا به علت نیاز به نیروی نظامی امریکا، قانونهایی که آمریکا از زمان جنگجهانی برای قهرمان نشان دادن خود وضع کرده را با دقت صیانت می کنند، ضمن اینکه طرفداری از ملی گرایی (مثلانازیها) اتحادیه ی اروپا را ضعیف خواهد کرد.متاسفانه گاها بعلت نبود سواد سیاسی قدرتهای غیرعادی و ماورالطبیعی به لابیهای صهیون نسبت می دهند، که حقیقت ندارد.
۱۳:۱۵
دیپلماسی قدرتمند صهیونیستها:دیپلماسی به زبان ساده یعنی پیدا کردن منافع مشترک،بعنوان مثال:پس از انتشار اسناد کودتای ۲۸ مرداد، مشخص شد آمریکا با توجه باینکه هیچ سودی از نفت ایران نمی برده، علاقه ای هم به کودتا نداشته، در اینجا انگلستان آمریکا را مجاب می کند که حضور مصدق به معنای قدرت گرفتن توده و کمونیستهاست، در حالیکه:هنگامیکه خطر کودتا احساس می شد برخی از سران توده پیش مصدق آمدند و پیشنهاد کردند تا آنها را مسلح کند تا در مقابل کودتای احتمالی بایستند، و پاسخ مصدق این بود: بریده باد دست وزیری که سلاح مردم را بدست دشمن ملت دهد.یعنی تنها علت کودتا، دیپلماسی قوی تر انگلستان نسبت به ایران در مجاب کردن آمریکا بود، و الا مصدق هم علاقه ای به توده نداشت.چند شاهکار دیپلماسی قوی صهیونیستها:۱_مجاب کردن انگلیسیها پس از فروپاشی عثمانی ها برای ایجاد اسراییل: انگلستان از اتحاد عربها و ایجاد یک قدرت مسلمان دیگر می هراسید، و صهیونیستها عربها را به خودشان مشغول می کردند.۲_ هلوکاست: آمریکا و اروپا نیاز داشتند هرچه بیشتر نازیها را خونخوار نشان دهند، و به بهترین شکل یهودیها پیشنهاد بزرگ کردن هلوکاست را به آنها دادند.۳_ توهم احتیاج آمریکا به اسراییل: فقط چند سال پس از تأسیس اسراییل صهیونها توانستند با بزرگ جلوه دادن نفوذ شوروی در کشورهای عربی نظیر مصر و عراق خود را بزرگترین متحد آمریکا در مقابل شوروی معرفی کنند.( با اینکه بارها به امریکاییها خیانت کرده اند از غرق کردن کشتی لیبرتی و کشته شدن بیش از سی نظامی آمریکایی تا فروش اطلاعات اف۱۶ به چین.)۴_ تحریمهای ایران: پس از رفتن پرونده ی ایران به شورای امنیت(در زمان احمدینژاد)، آمریکا که می دانست روسیه خطر اقتصادی برای آمریکا ندارد، به راحتی باشل کردن چند تحریم اقتصادی، روسیه را مجاب کرد که تحریم ایران را وتو نکند. اما مسئله با چین (تنها رقیب اقتصادی آمریکا)متفاوت بود،حتی اسراییل نتوانسته بود آمریکا را وادار به مصالحه با چین کند. چین بعلت داشتن چند پروژه ی گازی و نفتی در ایران و احتیاج شدیدش به انرژی نگران بود تحریم ایران قیمت انرژی را بالا ببرد وآماده وتوو بود. اسراییلی ها برای چینی ها توضیح دادند که برعکس روسیه و عربستان قراراست تولید خود را افزایش دهند، علاوه براینکه چینی ها می توانند نفت ایران را مفت خری کنند،چین قانع شد،وتو نکرد.ونفت ایران را مفت خری کرد.@samurai_irani
۱۴:۵۶
پشت پرده ی سیاست پرریسک ایران و روسیه در مورد سوریه:
یکی از اهداف اقتصادی ترکیه قبضه کردن بازار عراق است، مانع اینکار نه میزان تولیدات ترکیه است و نه قدرت خرید مردم عراق. مانع، دسترسی ترکیه به عراق است. ترکیه برای رسیدن به عراق باید از مناطق نا امن و کردنشین جنوب ترکیه وشمال عراق بگذرد تا به بغداد برسد. ترکیه چندسال است قصد دارد طرح بزرگراه ترکیه بغداد را عملی کند و برای چنین سرمایه گذاری ای باید ابتدا از امنیت منطقه مطمئن شود. اما طرحهای بلندپروازانه ی اردوغان به اینجا ختم نمی شود.پس از خیانتهای مسئولان ایران در خصوص میدان گازی مشترک قطر، و شکست خوردن طرحهای ایران در انتقال گاز به اروپا، و خط لوله ی پاکستان،و تحریمها، ایران تبدیل به کشور نیمه ورشکسته ای شده که حتی سرمایه ی لازم برای ناترازیهای گاز خودش را هم دارا نیست.و قاعدتاً از همه ی طرحهای انتقال گاز کنار گذاشته شده. درعوض ترکیه قصد دارد گاز قطر را ازطریق سوریه به ترکیه و سپس به اروپا بفرستد. اما بلندپروازی های ترکیه به اینجا هم ختم نمی شود. ترکیه هم اکنون خریدار گاز آذربایجان است و درصورتیکه بتواند گاز قطر را هم بگیرد، امیدوار است تمام این گازها را در کشور خودش عرضه و قیمت گذاری کند. او حتی امید دارد با تحت فشار قرار دادن روسیه برای شراکت در این مجموعه ی عظیم گازی از روسیه هم خط لوله ی گاز به استانبول بکشد. همین حالا هم اروپاییها برای رهایی از احتیاجشان به گاز روسیه چراغ سبز ها را به ترکیه داده اند.
ایران و روسیه می دانند همه ی این طرحها نیازمند ایجاد یک دولت سوری طرفدار ترکیه است. بنابراین این تضمین وجود داشت که ترکیه به این راحتی ها سوریه را رها نکند.از طرف دیگر آمریکا و اسراییل از خیر سرمایه گذاری هایشان روی کردهای پ،ک،ک/پ،ی،د/ی,گ،پ :-) نمی گذرند چون با این گروههاست که امیدوارند ایران و عراق و ترکیه را تحت فشار قرار دهند. بنابراین پیشبینی این بود نیروهای نیابتی آمریکا_اسراییل و ترکیه در یک جنگ طولانی تحلیل بروند. در شرایطی که روسیه در جنگ اوکراین است و هنوز مقابله ی روسیه با تحریر شروع نشده، اوکراین ۱۵۰ پهباد در اختیار تحریرشام قرار داده بود و حزبالله هم بشدت تحلیل رفته بود.اما ریسک بزرگ مصالحه ی ترکیه است و قدرت گرفتن یک دولت اسراییلی_امریکایی.@samurai_irani
یکی از اهداف اقتصادی ترکیه قبضه کردن بازار عراق است، مانع اینکار نه میزان تولیدات ترکیه است و نه قدرت خرید مردم عراق. مانع، دسترسی ترکیه به عراق است. ترکیه برای رسیدن به عراق باید از مناطق نا امن و کردنشین جنوب ترکیه وشمال عراق بگذرد تا به بغداد برسد. ترکیه چندسال است قصد دارد طرح بزرگراه ترکیه بغداد را عملی کند و برای چنین سرمایه گذاری ای باید ابتدا از امنیت منطقه مطمئن شود. اما طرحهای بلندپروازانه ی اردوغان به اینجا ختم نمی شود.پس از خیانتهای مسئولان ایران در خصوص میدان گازی مشترک قطر، و شکست خوردن طرحهای ایران در انتقال گاز به اروپا، و خط لوله ی پاکستان،و تحریمها، ایران تبدیل به کشور نیمه ورشکسته ای شده که حتی سرمایه ی لازم برای ناترازیهای گاز خودش را هم دارا نیست.و قاعدتاً از همه ی طرحهای انتقال گاز کنار گذاشته شده. درعوض ترکیه قصد دارد گاز قطر را ازطریق سوریه به ترکیه و سپس به اروپا بفرستد. اما بلندپروازی های ترکیه به اینجا هم ختم نمی شود. ترکیه هم اکنون خریدار گاز آذربایجان است و درصورتیکه بتواند گاز قطر را هم بگیرد، امیدوار است تمام این گازها را در کشور خودش عرضه و قیمت گذاری کند. او حتی امید دارد با تحت فشار قرار دادن روسیه برای شراکت در این مجموعه ی عظیم گازی از روسیه هم خط لوله ی گاز به استانبول بکشد. همین حالا هم اروپاییها برای رهایی از احتیاجشان به گاز روسیه چراغ سبز ها را به ترکیه داده اند.
ایران و روسیه می دانند همه ی این طرحها نیازمند ایجاد یک دولت سوری طرفدار ترکیه است. بنابراین این تضمین وجود داشت که ترکیه به این راحتی ها سوریه را رها نکند.از طرف دیگر آمریکا و اسراییل از خیر سرمایه گذاری هایشان روی کردهای پ،ک،ک/پ،ی،د/ی,گ،پ :-) نمی گذرند چون با این گروههاست که امیدوارند ایران و عراق و ترکیه را تحت فشار قرار دهند. بنابراین پیشبینی این بود نیروهای نیابتی آمریکا_اسراییل و ترکیه در یک جنگ طولانی تحلیل بروند. در شرایطی که روسیه در جنگ اوکراین است و هنوز مقابله ی روسیه با تحریر شروع نشده، اوکراین ۱۵۰ پهباد در اختیار تحریرشام قرار داده بود و حزبالله هم بشدت تحلیل رفته بود.اما ریسک بزرگ مصالحه ی ترکیه است و قدرت گرفتن یک دولت اسراییلی_امریکایی.@samurai_irani
۱۷:۵۱
چرا چین نمی تواند حریف اقتصاد امریکا شود؟همانطور که در نمودار بالا مشخص است آمریکا با اقتدار نزدیک یک سوم کل درآمدهای جهان را به خود اختصاص داده است، پس علت ترس این ابرقدرت از چین چیست؟ضریب دیگری در اقتصاد وجود دارد بنام جی پی دی، پی، پی، پی، که چین در این ضریب با اختلاف شش درصد بالاتر از امریکاست. معنی ساده ی این ضریب اینست:یک کالا_خدمات با کیفیت یکسان در چین ارزانتر از آمریکا تولید می شود. اقتصاددانان دو نتیجه از این واقعیت گرفته اند: ۱_ چین می تواند علیرغم درآمد کمتر باسرعت بیشتری کشورش را توسعه بخشد.(چون میتواند با سرمایه ی کمتر خدمات بیشتری نسبت به آمریکا ارائه دهد.)۲_ با توجه باینکه چین کالا_خدمات ارزانتری (با کیفیت یکسان) نسبت به آمریکا ارائه می دهد، تمام بازارهای جهان را قبضه خواهد کرد.اما هر دو مورد غلط است. در مورد اول چین صرفا می تواند در زمینه های که تکنولوژیش را داراست توسعه پیدا کند.در مورد دوم هم بیش از یک دهه است که همچنان کشورها ترجیح می دهند بعلت قدرت تکنولوژیک(صنایع راهبردی تر آمریکا) و قدرت نظامی آمریکا(که این هم بنوعی قدرت تکنولوژی و علمی امریکاست.) متحد تجاری آمریکا باشند نه چین. در نظر بگیرید هواپیماهای جنگی جی ده و جی بیست که اوج صنعت چین است از خرید مخفیانه ی اطلاعات هواپیماهای امریکایی توسط چین ساخته شده است و موتورش هم از روسیه خریداری می شود.بنابراین بر خلاف نظر اقتصاددانان، حالا،حالاها چین باید پشت سر آمریکا حرکت کند. و ایالت متحده هم تازمانی که تکنولوژی برتر را دارد،چین تحت کنترلش است.@samurai_irani
۱۷:۳۷
بزرگترین چالش ترامپ، نه اوکراین است نه اسراییل، این جزیره ی کوچک است.همه مشکل چین و تایوان را به خاطر تنگه ی استراتژیک تایوان معرفی می کنند(بین چین و تایوان)، در صورتیکه همانطور که در تصویر می بینید تنگه ی بین سنگاپور و اندونزی و مالزی که بسیار کوچکتر از تنگه ی هرمز است برای کشتیهای چینی استراتژیکتر است.مشکل تایوان مستقیما به جنگ تجاری آمریکا و چین ارتباط دارد،چگونه؟ در ماههای آینده در گام اول جنگ تجاری ترامپ با قرار دادن تعرفه های گمرکی علیه کالاهای چین این جنگ را آغاز می کند، چین هم در اقدامی مشابه علیه آمریکا تعرفه برقرار می کند،(برای کالاهای غیر استراتژیک امریکایی که صنعت چین به آنها وابسته نیست.) تا همین جا هم چین موضع ضعف دارد چون میزان صادرات کالاهای غیر استراتژیکش به آمریکا بیشتر است.در گام دوم آمریکا صادرات برخی از کالاهای استراتژیکش(که کشورهای دیگر از جمله چین توانایی تولیدش را ندارند.) را به چین ممنوع می کند. در این مرحله چین بشدت متضرر می شود و دستش خالیست. چرا که چین همین الانش هم تمام توانش را به کار برده و کبالت و برخی فلزات کمیاب را برای آمریکا تحریم کرده و دیگر چیزی در چنته ندارد. اینجاست که تایوان مهم می شود، همین تایوان کوچک قطب الکترونیک جهانست و بیش از ۸۰%کل ماکروچیپهای جهان(پردازشگرهای کوچک) را تولید می کند، این یعنی اگر تایوان این محصول را تحریم کند، تمام جهان مختل خواهد شد.(از اسباب بازیها تا هواپیماها تا لوازم خانه و خلاصه تمام بردها(کیت)ی جهان به این محصول محتاجند.)اگر چین بتواند، تایوان را جز خاک خودش کند، دست برتر در جنگ تجاری با آمریکا را خواهد داشت.در صورت حمله ی چین به تایوان، آمریکا از قبل در تمام تنگه های استراتژیک غربی(اندونزی و مالزی و سنگاپور ) پایگاه نظامی زده تا اجازه ی عبور کشتیهای چینی را ندهد.در سمت شرق هم همانطور که در نقشه مشخص است تنها راه از بین مجمع الجزایر اوکیناوای ژاپن یا فیلیپین است که آمریکا در همه ی آنها پایگاه نظامی دارد. آمریکا همچنین در استرالیا و گوام و کره جنوبی هم برای پشتیبانی این پایگاهها پایگاه نظامی دارد. یعنی حمله ی چین به تایوان برای چند ماه کل اقتصاد چین را صفر خواهد کرد. پس چین در زمان ترامپ یا شاهد کاهش رشد اقتصادیش خواهد بود(و چندین سال منتظر می ماند به این امید که قدرت علمی_تکنولوژیکش رشد پیدا کند.) و یا به تایوان حمله خواهد کرد.@samurai_irani
۸:۳۲
نواحی ای از ایران که بین سالهای ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ شمسی(دوره ی قاجار) رسماً از ایران جدا شد.
اما چرا بخارا و سمرقند دو ابر شهر آسیای میانه علیرغم اینکه فارسی زبان بودند با تلاش روسیه و بعدها شوروی به ازبکستان پیوستند نه به تاجیکستان فارسی زبان۱:سیاست "تفرقه بینداز و حکومت کن"روسها عمداً مرزبندیهای مصنوعی ایجاد کردند تا هویتهای قومی جدید (مثل "ازبک" و "تاجیک") را جایگزین هویت ایرانی-اسلامی منطقه کنند.با الحاق بخارا و سمرقند به جمهوری شوروی ازبکستان (تأسیس ۱۳۰۴ شمسی/۱۹۲۵ م)، تلاش کردند ارتباط تاریخی این شهرها با ایران و تاجیکستان را قطع کنند.۲:کنترل بهتر منطقهازبکستان به دلیل مرکزیت اداری در تاشکند (پایتخت ترکزبان) برای مسکو قابل کنترلتر بود.روسها میترسیدند اگر این مناطق به تاجیکستان ملحق شوند، گرایش به ایران افزایش و قدرت یابد۳ دلایل قومنگاری ساختگی:دستکاری آمارهای زبانیدر سرشماریهای شوروی، بسیاری از فارسیزبانان بخارا و سمرقند را به اجبار "ازبک" ثبت کردنداصطلاح "ازبکهای فارسیگو" را ابداع کردند تا هویت ترکی-ازبکی را بر منطقه تحمیل کنندتأسیس تاجیکستان به عنوان یک جمهوری حاشیهایتاجیکستان در ۱۳۰۸ شمسی (۱۹۲۹ م) تأسیس شد، اما عمداً بخارا و سمرقند را از آن جدا نگه داشتند تا ضعیف بماند.۴ عوامل اقتصادینقش اقتصادی بخارا و سمرقند در کشاورزی:
این مناطق برای تولید پنبه (سیاست "جمهوری پنبهای" شوروی) حیاتی بودند و مسکو ترجیح داد آنها را زیر نظر ازبکستان (با سیستم آبیاری و کشاورزی یکپارچه) نگه دارد.
اسناد محرمانه شورویدر اسناد آرشیوی شوروی (مانند گزارش کمیسیون ملیتها در ۱۹۲۴ م) آمده است"ادغام بخارا و سمرقند در ازبکستان، خطر پانایرانیسم را کاهش میدهد
پیامدهای امروزی:فارسیزبانان تحت فشارامروزه تنها ۱۰-۲۵٪ مردم سمرقند و ۲۰-۳۵٪ بخارا به فارسی تاجیکی صحبت میکنند
دولت ازبکستان همچنین نامهای فارسی بسیاری از مناطق , و شهرها را تغییر داده است همچنین محدودیتهای بسیاری در آموزش زبان فارسی ایجاد کرده است
اما چرا بخارا و سمرقند دو ابر شهر آسیای میانه علیرغم اینکه فارسی زبان بودند با تلاش روسیه و بعدها شوروی به ازبکستان پیوستند نه به تاجیکستان فارسی زبان۱:سیاست "تفرقه بینداز و حکومت کن"روسها عمداً مرزبندیهای مصنوعی ایجاد کردند تا هویتهای قومی جدید (مثل "ازبک" و "تاجیک") را جایگزین هویت ایرانی-اسلامی منطقه کنند.با الحاق بخارا و سمرقند به جمهوری شوروی ازبکستان (تأسیس ۱۳۰۴ شمسی/۱۹۲۵ م)، تلاش کردند ارتباط تاریخی این شهرها با ایران و تاجیکستان را قطع کنند.۲:کنترل بهتر منطقهازبکستان به دلیل مرکزیت اداری در تاشکند (پایتخت ترکزبان) برای مسکو قابل کنترلتر بود.روسها میترسیدند اگر این مناطق به تاجیکستان ملحق شوند، گرایش به ایران افزایش و قدرت یابد۳ دلایل قومنگاری ساختگی:دستکاری آمارهای زبانیدر سرشماریهای شوروی، بسیاری از فارسیزبانان بخارا و سمرقند را به اجبار "ازبک" ثبت کردنداصطلاح "ازبکهای فارسیگو" را ابداع کردند تا هویت ترکی-ازبکی را بر منطقه تحمیل کنندتأسیس تاجیکستان به عنوان یک جمهوری حاشیهایتاجیکستان در ۱۳۰۸ شمسی (۱۹۲۹ م) تأسیس شد، اما عمداً بخارا و سمرقند را از آن جدا نگه داشتند تا ضعیف بماند.۴ عوامل اقتصادینقش اقتصادی بخارا و سمرقند در کشاورزی:
این مناطق برای تولید پنبه (سیاست "جمهوری پنبهای" شوروی) حیاتی بودند و مسکو ترجیح داد آنها را زیر نظر ازبکستان (با سیستم آبیاری و کشاورزی یکپارچه) نگه دارد.
اسناد محرمانه شورویدر اسناد آرشیوی شوروی (مانند گزارش کمیسیون ملیتها در ۱۹۲۴ م) آمده است"ادغام بخارا و سمرقند در ازبکستان، خطر پانایرانیسم را کاهش میدهد
پیامدهای امروزی:فارسیزبانان تحت فشارامروزه تنها ۱۰-۲۵٪ مردم سمرقند و ۲۰-۳۵٪ بخارا به فارسی تاجیکی صحبت میکنند
دولت ازبکستان همچنین نامهای فارسی بسیاری از مناطق , و شهرها را تغییر داده است همچنین محدودیتهای بسیاری در آموزش زبان فارسی ایجاد کرده است
۱۵:۳۰
ایران و اسراییلاسراییل باید هواپیماهاش را لب مرز اردن و عراق بیاره چون تعداد موشکهایی که باهاش بتونه از فلسطین اشغالی مستقیم ایران را بزنه، خیلی خیلی کمه. و فقط این نیست هواپیماهاش نمی تونن بدون سوخترسانی هوایی روی عراق بیان و برگردن!هر اف ۳۵ فقط دوتا موشک با برد بیش از ۵۰۰ کیلومتر می تونه حمل کنه،هر سوخت رسان، چهار پنج تا را می تونه سوخترسانی کنه،یعنی از دویست تا هواپیما مثلاً ۱۶۰ تاش شلیک کرده، که حداکثر توان اسراییله، یعنی سیصد تا موشک.تفاوتی که این عملیات داشت پرواز همزمان جنگنده های اسراییل و شلیکهای همزمان موشکها بود،احتمالا این مورد، بعلاوه ی تجربه ی حمله ی قبلی اسراییل در انتخاب نوع موشکها باعث شد، باور ۳۷۳ مثل دفعه ی قبل عمل نکنه.اسراییل تمام باندهای فرودگاههای نظامیش روی هم حدود پونزده تاست، نواتیم فقط پنج باند داره، اگر فرودگاههاش زده بشه اسراییل فلج می شه.(سری قبل ایران باندهاش را نزده بود.)تمام سرمایه گذاری اسراییل روی گنبد بوده، که موشکهاش کم برده،اسراییل کمتر از ۸۰۰ موشک زمین به زمین داره که می تونه مستقیم از اسراییل ایران را بزنه، که اونها را هم خودش نمی تونه بسازه. ضمن اینکه اروپایی ها هم روی موشکهای دوربرد حساسند.در کل هرجوری حساب می کنی اسراییل احمقه و کارش تمومه.مگه اینکه تو جاسوسی و خرابکاری، یا جنگ الکترونیک یه کارهایی بتونه بکنه، که این جنگ الکترونیک بدون کمک آمریکا محاله. بدون دخالت آمریکا ورق براحتی به سود ایران برمی گرده.
۱۲:۴۳
تصویر یکی از رادارهای گنبد آهنین
پهباد آرش پس از باور ۳۷۳ دومین برگ برنده ی ایران می تواند باشد.
آرش می تواند بدون نیاز به کنترل امواج رادار را تشخیص دهد و به محل انتشار آن حمله کند.
با توجه به اینکه اسراییل برای جلوگیری از تشخیص رادارها (که قلبهای گنبد محسوب می شود) مدام آنها را جابجا می کنه، آرش توانایی پیدا کردن اونها را بدون نیاز به مختصات دقیق دارهدر اخبار اومده بود ارتش یکی از این پهبادهای را به هدف زده. اگر این خبر درست باشه تمام گنبد آهنین در معرض انهدام کامل توسط ارتش جمهوری اسلامی قرار داره.معمولا هر شش سکوی پرتاب یک رادار داره، با از بین رفتن رادارها، سکوهای پرتاب، منابع تأمین برق و اتاقک کنترل آن بی پناه در معرض موشکهای ایران قرار می گیرند.
پهباد آرش پس از باور ۳۷۳ دومین برگ برنده ی ایران می تواند باشد.
آرش می تواند بدون نیاز به کنترل امواج رادار را تشخیص دهد و به محل انتشار آن حمله کند.
با توجه به اینکه اسراییل برای جلوگیری از تشخیص رادارها (که قلبهای گنبد محسوب می شود) مدام آنها را جابجا می کنه، آرش توانایی پیدا کردن اونها را بدون نیاز به مختصات دقیق دارهدر اخبار اومده بود ارتش یکی از این پهبادهای را به هدف زده. اگر این خبر درست باشه تمام گنبد آهنین در معرض انهدام کامل توسط ارتش جمهوری اسلامی قرار داره.معمولا هر شش سکوی پرتاب یک رادار داره، با از بین رفتن رادارها، سکوهای پرتاب، منابع تأمین برق و اتاقک کنترل آن بی پناه در معرض موشکهای ایران قرار می گیرند.
۱۵:۱۴
چرا آمریکا هرگز وارد درگیری طولانی مدت با ایران نمی شود:
۱ـ با توجه باینکه نزدیک بیست درصد انرژی جهان از تنگه ی هرمز عبور می کند، بسته شدن تنگه ی هرمز سبب افزایش قیمت نفت و در نتیجه رکود تولیدات در جهان و بیرون رفتن سرمایه ها از تولید به سمت فلزات گرانبها و زمین و در نتیجه تورم و افزایش قیمت طلا و خانه در آمریکا و اروپا می شود.(یعنی تورم و بیکاری و رکود اقتصادی)
۲ـ ژنرال فرمانده ی ناتو در نشست چند هفته پیش اعضا گزارش داد که اگر روسیه با این سرعت به تولید تجهیزات نظامی ادامه دهد سه سال دیگر قدرت مبارزه ی مستقیم با ناتو را پیدا خواهد کرد. افزایش قیمت نفت و گاز به سود بزرگترین صادر کننده ی آن یعنی روسیه تمام شده و سرعت ساخت تسلیحات او افزایش پیدا می کند. این امر به ضرر ناتو (یعنی آمریکا و اروپا) تمام می شود.
این موارد را کنار لفاظیهای گذشته ی ترامپ مثل حمله به پاناما و گرینلند بگذارید و ببینید چقدر واقعی است.
۱ـ با توجه باینکه نزدیک بیست درصد انرژی جهان از تنگه ی هرمز عبور می کند، بسته شدن تنگه ی هرمز سبب افزایش قیمت نفت و در نتیجه رکود تولیدات در جهان و بیرون رفتن سرمایه ها از تولید به سمت فلزات گرانبها و زمین و در نتیجه تورم و افزایش قیمت طلا و خانه در آمریکا و اروپا می شود.(یعنی تورم و بیکاری و رکود اقتصادی)
۲ـ ژنرال فرمانده ی ناتو در نشست چند هفته پیش اعضا گزارش داد که اگر روسیه با این سرعت به تولید تجهیزات نظامی ادامه دهد سه سال دیگر قدرت مبارزه ی مستقیم با ناتو را پیدا خواهد کرد. افزایش قیمت نفت و گاز به سود بزرگترین صادر کننده ی آن یعنی روسیه تمام شده و سرعت ساخت تسلیحات او افزایش پیدا می کند. این امر به ضرر ناتو (یعنی آمریکا و اروپا) تمام می شود.
این موارد را کنار لفاظیهای گذشته ی ترامپ مثل حمله به پاناما و گرینلند بگذارید و ببینید چقدر واقعی است.
۹:۱۳
چرا آمریکا سر پایان جنگ، اوکراین و اروپا را بازی می دهد؟همانطور که در نمودار مشخص است با شروع جنگ در ۲۰۲۲ چین و روسیه سهمشان از بازار اروپا کاهش و آمریکا سهمش افزایش پیدا کرده است
۶:۴۹