السلام علیکم یا اهل بیت النبوة
برپایی جشن ولادت
#ویژه_بانوان محترم
پیشاپیش فرارسیدن اعیاد شعبانیه ولادت سه نور ولایت را تبریک عرض میکنیم ماه میلاد سه پرچمدار عشق ، دلبر و دلداده و دلدار عشق ، ماه میلاد سه ماه عالمین سید سجاد و عباس و حسین (ع)

به مناسبت فرخنده میلاد با سعادت حضرت امام حسین، حضرت امام سجاد و حضرت ابالفضل العباس علیهم السلام مجلس جشن زنانه در حسینیه برگزار می شود.
بدینوسیله از همه بانوان گرامی عاشق اهل بیت برای شرکت در این مجلس جشن دعوت می گردد.
زمان: یکشنبه ۱۴ بهمن (سوم شعبان)
ساعت 14:30 الی 17
مکان : خزانه بخارایی خیابان تقوی حسینیه حضرت ابوالفضل عباس ده نمکی ها
با تقدیم احترام















#دهنمك#مجلس_زنانه
کانال ده نمک در تلگرام : https://t.me/denamak
لينك گروه عاشقان ده نمك در روبیکاhttps://rubika.ir/joing/DDCGGEIB0FNUALRXFFZYEIGZPXQEAXKW
لينك گروه عاشقان ده نمك در ایتاhttps://eitaa.com/joinchat/2537947490Ceeec6b22ed
#ویژه_بانوان محترم
بدینوسیله از همه بانوان گرامی عاشق اهل بیت برای شرکت در این مجلس جشن دعوت می گردد.
با تقدیم احترام
#دهنمك#مجلس_زنانه
۲۰:۳۶
سلام صبح بخیرلطفاصاحب پرداختی مورخ403/6/7 بمبلغ38/300/000ریال بنام آقای علیرضا ساولاتی باچهاررقم آخرکارت3957وپرداختی مورخ403/10/15بمبلغ7/000/000ریال بنام آقای فتح الله خوشابی باچهاررقم اخرکارت2144بااینجانب تماس حاصل نمایند،ممنون
۶:۴۲
۱۴:۲۲
پدر پیر و دیوارــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پدرم دیگر پیر شده بود. هنگام راهرفتن، اکثراً به دیوار تکیه میداد. بهتدریج، آثار انگشتانش روی دیوارها نمایان میشد — آثاری که نشانهای از ضعف و ناتوانیاش بود.
همسرم از این نشانهها ناراحت میشد. او زیاد شکایت میکرد که دیوارها کثیف شدهاند.روزی پدرم سردرد شدید داشت. روغن به سرش مالید و طبق عادت به دیوار تکیه داد، که باعث شد لکههای روغن روی دیوار بیفتد.
زنم از این کار ناراحت شد و با لحنی تند به پدرم گفت:"لطفاً به دیوار دست نزنید!"
پدرم خاموش شد. در چشمانش اندوه عمیقی دیده میشد.شب گذشته بین من و همسرم مشاجرهای صورت گرفته بود، بخاطر همین چیزی نگفتم.یعنی، از رفتار بیادبانهی همسرم خجالت کشیدم، ولی چیزی نگفتم.
از آن روز به بعد، پدرم دیگر به دیوار تکیه نداد.تا اینکه یک روز تعادلش را از دست داد و افتاد. استخوان رانش شکست. عمل جراحی انجام شد، اما بهطور کامل خوب نشد و بعد از چند روز ما را گریان تنها گذاشت.
احساس پشیمانی شدیدی در دلم بود. نگاه خاموش پدرم هنوز هم مرا رها نمیکند. نه میتوانم او را فراموش کنم، نه خودم را ببخشم.
مدتی بعد تصمیم گرفتیم خانه را رنگ کنیم.وقتی نقاشها آمدند، پسرم که پدربزرگش را بسیار دوست داشت، نگذاشت دیوارهایی که نشانههای انگشتان پدربزرگش را داشتند رنگ شوند.
نقاشها آدمهای فهمیدهای بودند. دور آن نشانهها دایرههای زیبایی کشیدند، طوریکه گویی دیوارها اثر هنری زیبایی بودند.
بهتدریج، آن نشانهها به نشانهی خانهی ما تبدیل شدند.هر که میآمد، حتماً از آن دیوار تعریف میکرد، اما هیچکس نمیدانست که پشت آن زیبایی، یک حقیقت دردناک نهفته است.
زمان گذشت، و من نیز اکنون پیر شدهام.روزی هنگام راهرفتن به دیوار تکیه دادم. همان لحظه گذشته به خاطرم آمد — برخورد همسرم با پدرم، سکوت من و رنج او. خواستم بدون تکیه قدم بزنم.پسرم که همه چیز را میدید، فوراً پیش آمد و گفت:"بابا، لطفاً به دیوار تکیه بدهید، وگرنه ممکن است بیفتید!"
سپس نوهام دواندوان آمد و گفت:"بابا بزرگ، میتوانید از شانهی من بگیرید!"
با شنیدن این حرفها چشمانم پر از اشک شد.کاش… کاش من هم با پدرم همینگونه مهربانی کرده بودم — شاید هنوز چند روزی بیشتر با ما میماند.
پسرم و نوهام مرا به آرامی تا اتاقم رساندند. بعد نوهام کتاب رسم خود را آورد. نشانم داد که معلمش از یکی از نقاشیهایش زیاد تعریف کرده — آن تصویر، تصویر همان دیواری بود که آثار انگشتان پدرم را داشت.
در پایین آن تصویر، معلم نوشته بود:"چه خوب است اگر هر کودک با بزرگان خود چنین مهربانی داشته باشد!"
رفتم به اتاقم، و در حالیکه در یاد پدر مرحومم آهسته آهسته گریه میکردم، از طبیعت طلب بخشش کردم .
---
پیام پایانی:
ما همه پیر خواهیم شد.محبتی که امروز به بزرگانتان میکنید، فردا فرزندانتان همان محبت را به شما پس خواهند داد.
اگر در جامعه و خانهتان بزرگتری دارید...امروز دستشان را بگیرید — شاید فردا دیر باشد.
پدرم دیگر پیر شده بود. هنگام راهرفتن، اکثراً به دیوار تکیه میداد. بهتدریج، آثار انگشتانش روی دیوارها نمایان میشد — آثاری که نشانهای از ضعف و ناتوانیاش بود.
همسرم از این نشانهها ناراحت میشد. او زیاد شکایت میکرد که دیوارها کثیف شدهاند.روزی پدرم سردرد شدید داشت. روغن به سرش مالید و طبق عادت به دیوار تکیه داد، که باعث شد لکههای روغن روی دیوار بیفتد.
زنم از این کار ناراحت شد و با لحنی تند به پدرم گفت:"لطفاً به دیوار دست نزنید!"
پدرم خاموش شد. در چشمانش اندوه عمیقی دیده میشد.شب گذشته بین من و همسرم مشاجرهای صورت گرفته بود، بخاطر همین چیزی نگفتم.یعنی، از رفتار بیادبانهی همسرم خجالت کشیدم، ولی چیزی نگفتم.
از آن روز به بعد، پدرم دیگر به دیوار تکیه نداد.تا اینکه یک روز تعادلش را از دست داد و افتاد. استخوان رانش شکست. عمل جراحی انجام شد، اما بهطور کامل خوب نشد و بعد از چند روز ما را گریان تنها گذاشت.
احساس پشیمانی شدیدی در دلم بود. نگاه خاموش پدرم هنوز هم مرا رها نمیکند. نه میتوانم او را فراموش کنم، نه خودم را ببخشم.
مدتی بعد تصمیم گرفتیم خانه را رنگ کنیم.وقتی نقاشها آمدند، پسرم که پدربزرگش را بسیار دوست داشت، نگذاشت دیوارهایی که نشانههای انگشتان پدربزرگش را داشتند رنگ شوند.
نقاشها آدمهای فهمیدهای بودند. دور آن نشانهها دایرههای زیبایی کشیدند، طوریکه گویی دیوارها اثر هنری زیبایی بودند.
بهتدریج، آن نشانهها به نشانهی خانهی ما تبدیل شدند.هر که میآمد، حتماً از آن دیوار تعریف میکرد، اما هیچکس نمیدانست که پشت آن زیبایی، یک حقیقت دردناک نهفته است.
زمان گذشت، و من نیز اکنون پیر شدهام.روزی هنگام راهرفتن به دیوار تکیه دادم. همان لحظه گذشته به خاطرم آمد — برخورد همسرم با پدرم، سکوت من و رنج او. خواستم بدون تکیه قدم بزنم.پسرم که همه چیز را میدید، فوراً پیش آمد و گفت:"بابا، لطفاً به دیوار تکیه بدهید، وگرنه ممکن است بیفتید!"
سپس نوهام دواندوان آمد و گفت:"بابا بزرگ، میتوانید از شانهی من بگیرید!"
با شنیدن این حرفها چشمانم پر از اشک شد.کاش… کاش من هم با پدرم همینگونه مهربانی کرده بودم — شاید هنوز چند روزی بیشتر با ما میماند.
پسرم و نوهام مرا به آرامی تا اتاقم رساندند. بعد نوهام کتاب رسم خود را آورد. نشانم داد که معلمش از یکی از نقاشیهایش زیاد تعریف کرده — آن تصویر، تصویر همان دیواری بود که آثار انگشتان پدرم را داشت.
در پایین آن تصویر، معلم نوشته بود:"چه خوب است اگر هر کودک با بزرگان خود چنین مهربانی داشته باشد!"
رفتم به اتاقم، و در حالیکه در یاد پدر مرحومم آهسته آهسته گریه میکردم، از طبیعت طلب بخشش کردم .
---
پیام پایانی:
ما همه پیر خواهیم شد.محبتی که امروز به بزرگانتان میکنید، فردا فرزندانتان همان محبت را به شما پس خواهند داد.
اگر در جامعه و خانهتان بزرگتری دارید...امروز دستشان را بگیرید — شاید فردا دیر باشد.
۸:۳۸
۱۶:۳۵
روحش شادویادش گرامی باد
۲۱:۳۵
#اخبار_ده_نمك
#مراسم_استقبال_و_تشییع_پيكر_شهید_گمنام_در_دهنمك
پيرو هماهنگي بعمل آمده با مسئولين محترم شهرستان آرادان و با همت سپاه شهرستان كهن آباد ، مراسم ویژه و معنوی استقبال از پیکر مطهر شهید گمنام در روستاي تاريخي و هدف گردشگري ده نمك برگزار ميگردد .
ميزباني از پیکر پاک و مطهر اين شهيد والا مقام در روز جمعه مو.رخ 30/08/1404 از ساعت 9 صبح لغايت 10 ابتدا در بوستان ده نمك و سپس در حسينيه سيدالشهداء و با حضور پرشور مسئولين و اهالي برگزار خواهد گرديد .
بدينوسيله از بزرگواران ده نمكي دعوت ميگردد با حضور پور شور در مراسم ویژه وداع با شهید گمنام ، در گراميداشت و زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهیدان اين سرزمين سهيم باشيم .
در اين مراسم نوراني آقايان حاج مرتضي نمكي فرزند عباسعلي ، كربلايي مرتضي نمكي فرزند محمد ابراهيم و كربلايي يدالله ايجي با نفس گرم خود در اين مراسم ما را به فيض خواهند رساند .
رسول خدا (ص) ميفرمايد: «بالاتر از هر كار خير و نيكي، نيكي برتري وجود دارد، كه شهدات در راه خدا بالاترين آنهاست ، آن هنگامي كه شهادت امضا و محقق شد، بالاتر از آن، نيكي و مقام و منزلتي وجود ندارد»، و لذا شهدا امتيازتي استثنايي در روز قيامت دارند، که ديگران فاقد آن هستند.
ياد كنيد شهداي اين مرز و بوم را با ذكر يك صلوات
╔═══

═══╗ دهياري و شوراي اسلامي روستاي تاريخي و گردشگري ده نمك ╚═══

═══╝
کانال ده نمک در تلگرام : https://t.me/denamak
#مراسم_استقبال_و_تشییع_پيكر_شهید_گمنام_در_دهنمك
در اين مراسم نوراني آقايان حاج مرتضي نمكي فرزند عباسعلي ، كربلايي مرتضي نمكي فرزند محمد ابراهيم و كربلايي يدالله ايجي با نفس گرم خود در اين مراسم ما را به فيض خواهند رساند .
رسول خدا (ص) ميفرمايد: «بالاتر از هر كار خير و نيكي، نيكي برتري وجود دارد، كه شهدات در راه خدا بالاترين آنهاست ، آن هنگامي كه شهادت امضا و محقق شد، بالاتر از آن، نيكي و مقام و منزلتي وجود ندارد»، و لذا شهدا امتيازتي استثنايي در روز قيامت دارند، که ديگران فاقد آن هستند.
╔═══
۱۷:۳۸
انالله واناالیه راجعونبانهایت تاسف درگذشت اقای محمودایجی فرزندمرحوم قربان ایجی باطلاع میرساندضمن عرض تسلیت بخانواده محترم ایجی وسایروابستگان مراسم تشیع وتدفین این مرحوم متعاقبااعلام خواهدشدبرای شادی روح همه اموات واین عزیزسفرکرده فاتحه مع الصلوات
۷:۲۶
۱۷:۱۸
۱۹:۴۸
و بشّر الصّابرین الّذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انّا للّه و انا الیه راجعون
عرض سلام و احترام خدمت بزرگواران
بانهایت تاسف و تاثر به آگاهی می رساند، پیرغلام اهل بیت علیهم السلام [کربلایی حاج اصغر نمکی(نجار)] دارفانی را وداع و به دیار حق پیوسته اند.از صمیم قلب مصیبت وارده را به همسر محترمه( حاجیه خانم دولتی ) فرزندان پسر ( حاج مجید نمکی و دکتر حاج علی نمکی ) دختران داغدار ،عروس های محترمه، دامادهای گرامی ایشان و خانوادههای محترم نمکی،دولتی و جاویدپور تسلیت و تعزیت عرض می نماییم.
برای شادی روح این انسان مؤمن و مهربان، رحمت و غفران واسعه الهی, هم نشینی با اولیاءالله و برای جمیع بازماندگان صبر و شکیبایی از خداوند سبحان مسئلت داریم.
شادی روح حاج اصغر نمکی ،پدر و مادر مرحومشان (مرحوم رجبعلی نمکی و زهرا نمکی) _ برادران و خواهر مرحومشان(حاج محمد ابراهیم، حاج رضا و ذلیخا خانم و حاجیه خانم خدیجه نمکی) و کلیه عزیزان آسمانی روستای ده نمکی الفاتحه مع الصلوات.
مرحوم عموی خادمین اهل بیت علیهم السلام، کربلایی حاج رجبعلی نمکی،کربلایی حاج یزدان نمکی و کربلایی مرتضی نمکی(نجار) [عضو محترم شورای روستای ده نمک و خادم حسينيه ] و کربلایی سعید نمکی هستند.
اطلاع رسانی لازم پیرامون مراسم تاریخ و ساعات تشییع پیکر این پدر عزیز و سایر مراسمات متعاقبا اعلام می شود.۱۴۰۴_۰۹_۱۷
عرض سلام و احترام خدمت بزرگواران
بانهایت تاسف و تاثر به آگاهی می رساند، پیرغلام اهل بیت علیهم السلام [کربلایی حاج اصغر نمکی(نجار)] دارفانی را وداع و به دیار حق پیوسته اند.از صمیم قلب مصیبت وارده را به همسر محترمه( حاجیه خانم دولتی ) فرزندان پسر ( حاج مجید نمکی و دکتر حاج علی نمکی ) دختران داغدار ،عروس های محترمه، دامادهای گرامی ایشان و خانوادههای محترم نمکی،دولتی و جاویدپور تسلیت و تعزیت عرض می نماییم.
برای شادی روح این انسان مؤمن و مهربان، رحمت و غفران واسعه الهی, هم نشینی با اولیاءالله و برای جمیع بازماندگان صبر و شکیبایی از خداوند سبحان مسئلت داریم.
شادی روح حاج اصغر نمکی ،پدر و مادر مرحومشان (مرحوم رجبعلی نمکی و زهرا نمکی) _ برادران و خواهر مرحومشان(حاج محمد ابراهیم، حاج رضا و ذلیخا خانم و حاجیه خانم خدیجه نمکی) و کلیه عزیزان آسمانی روستای ده نمکی الفاتحه مع الصلوات.
مرحوم عموی خادمین اهل بیت علیهم السلام، کربلایی حاج رجبعلی نمکی،کربلایی حاج یزدان نمکی و کربلایی مرتضی نمکی(نجار) [عضو محترم شورای روستای ده نمک و خادم حسينيه ] و کربلایی سعید نمکی هستند.
اطلاع رسانی لازم پیرامون مراسم تاریخ و ساعات تشییع پیکر این پدر عزیز و سایر مراسمات متعاقبا اعلام می شود.۱۴۰۴_۰۹_۱۷
۱۵:۴۷
۲۰:۵۳
۲۰:۱۹
پدر سه نقطه دارد ؛پسر سه نقطه دارد ؛دختر هم سه نقطه دارد ؛اما مادر هیچ نقطه ای ندارد ؛چون که نقطه نقطه ی وجودش را ؛وقف خانواده اش کرده است؛بچه ای به مادر گفت :اگر بهشت حق توست چرا در دستانت نیست و زیر پایت قرار دارد؟ مادر گفت: آن را زمین گذاشتم تا تو را در آغوش بگیرم .




🪸
🦚🪷
ٜ
🪸
پیشاپیش ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر و زن مبارک


♾
پیشاپیش ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر و زن مبارک
۴:۲۳
به موی مادری دنیا تو سودا میکنی یا نهبگو مادر هنوزم یادی از ما میکنی یا نه
حضور شما سروران گرامی باعث شادی روح آن مرحومه و موجب تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود .
۹:۱۶
۴:۲۶
۴:۵۳
۱۹:۳۳
انا لله واناالیه راجعونبانهایت تاسف وتاثردرگذشت برادرعزیزم حاج فرج کرد را باطلاع میرساند مراسم تشیع فردا جمعه ساعت 11صبح ازمقابل سالن عروجیان بهشت زهرا (س)برگزار و در قطعه 218 به خاک سپرده میشودبرای شادی روح همه اموات و برادرعزیزمان فاتحه مع الصلوات روحش شادویادش گرامی باد
۱۳:۰۹
۱۳:۱۸