به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مؤسسه کار و تأمین اجتماعی برگزار میشود.
حالا فرصتی دست یافته تا این تجربیات ارزشمند را از روایت به دانش تبدیل کنیم.
اهدای تندیس همایش، لوح تقدیر و جایزه نقدی به ۳ مقاله برتر
اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی به ۵ گزارش تجربی برتر
تقدیر ویژه از کارآفرینان و مدیران برگزیده در مراسم اختتامیه با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
برای دریافت اطلاعیهها، ارسال چکیده مقالات و گزارشهای تجربی، و هماهنگی حضور، حتماً به این کانال بپیوندید.
این همایش، بخش علمی و الگوساز پویش ملی «راویان سنگر اقتصاد» است. جایی که روایتهای ایثارگرانه کارفرمایان و کارگران در بحران، به دانش سیاستی و الگوی عملیاتی تبدیل میشود.
انتشار مجموعه مقالات در قالب کتاب
ارائه گزارش سیاستی به هیأت دولت و کمیسیون اجتماعی مجلس
راهاندازی بانک تجارب مدیران و کارآفرینان
تولید مستند و پادکست تخصصی
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعیمعاونت فرهنگی و اجتماعی
@sangar_conf
#همایش_مدیریت_تولید_در_بحران#راویان_سنگر_اقتصاد#کارفرمایان_سنگرسازان#هفته_کار_و_کارگر_۱۴۰۵
۸:۱۰
بازارسال شده از اندیشگاه روایت ایرانی
روز جهانی طراح و گرافیک امسال، جور دیگهایه.یه روز عادی تقویمی برای تبریک گفتن نیست دیگه به مدد گرافیست های ایرانی فرصتیه برای فکر کردن به این که «هنر» چه جوری داره جنگ رو اداره میکنه.
این روزها هر جای اینترنت رو نگاه میکنم، میبینم گرافیستهای جوان ایران، بدون هیچ ادعایی، با تهیدستترین ابزارها، در حال خنثی کردن پیچیدهترین نقشههای رسانهای اسرائیل هستن. اون هژمونی رسانهای که فکر میکرد همه چی رو قبضه کرده، با یه پوستر ساده، یه اینفوگرافیک هوشمندانه، یا یه موشنگرافی جاندار، نقش بر آب میشه.
رهبر عزیز و شهیدمون، آیتالله امام خامنهای (قدس سره) میفرمودند: «*کار اصلی را باید هنر انجام بدهد.*» و امروز، داریم این حقیقت رو توی عملیاتهای ترکیبی توی منطقه زندگی میکنیم.
هنر اذهان عمومی به مدد هنرمندان جوان ایرانی آسمونیه پر از نور رد موشک، ولی نوک هر موشک یک قلمموی طراحی هست. بله، این همون نگاه دفاعی به هنره. نه تفسیر موشک به عنوان وسیله تخریب، که به عنوان نماد قدرت نرم.
رهبر شهیدمون خط تفکر هنری بهمون داد: «هنر، وسیله دعوت الی الله است.» و گرافیستهای ایرانی امروز، بهترین مبلغان این دعوتن.
#روز_طراح_گرافیک #قدرت_نرم #هنر_و_جنگ #هژمونی_رسانه_ای #خلاقیت_ایرانی #دیپلماسی_تصویری #اندیشگاه_روایت_ایرانی #رزمنده_عرصه_فرهنگ #رزمنده_عرصه_هنر #هنر_ایرانی
۲۰:۳۷
بازارسال شده از راویان سنگر اقتصاد
🩷 «دختری با #کاپشن_صورتی و پرچمی به وسعت ایران...»
سلام به همه مردم ایران...من محیا رئیسی هستم. دختری با کاپشن صورتی. کلاس سوم ابتدایی از مدرسه فاطمیه شهر شهرکرد.
این اولین جملههای روایتی است که یک دختر ۹ ساله برای دبیرخانه «راویان سنگر اقتصاد» فرستاده است. نه به زبان آمار و گزارش، بلکه با زبان دل...
از آن شب سخت...او مینویسد:«عصر روز شنبه که جنگ شروع شد، بابام با صورت گرفته و خسته از سر کار اومد خونه... جواب سلام ما را به آرومی داد و به تلویزیون خیره شد و تا افطار حرفی نزد.»
و در ادامه:«بابام به مامانم گفت: میگن بیت آقا را زدند... وقتی من دستامو بلند کردم، مامان و بابام یواشکی گریه کردند.»
و سحرگاه همان شب...«دیدم بابام نشسته روبروی تلویزیون و با صدای بلند گریه میکنه و داره با دستاش میزنه روی سر و صورتش... مجری تلویزیون، خبر شهادت رهبر را داد...»
بله؛ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، در ایام ماه مبارک رمضان، در یک حمله وحشیانه، رهبر عزیزمان، آیتالله العظمی امام خامنهای (قدس سره الشریف) به درجه رفیع شهادت نایل آمدند. و محیا، با نقاشی هدیه تولد بابا که برای ۱۰ اسفند توی دستش، ایستاد و گریه کرد...
در کنار غم، قشنگیها هم بودند...
محیا اما فقط از غم نگفت. از قشنگیها هم نوشت:«بابام از سرکار زنگ میزنه که درسهایم را بخونم و کلاسهای مدرسه و زبان را در برنامه شاد خوب گوش کنم تا شب به همراه مامان و خواهرم به راهپیمایی بریم.»
و صحنهای که هیچکس فراموش نمیکند:خواهر کوچکش را داخل کالسکه میگذارند، پرچم کوچک به دستش میدهند و پرچم بزرگ را خودش برمیدارد...
«داخل خیابانها جمعیت زیادی میان و موکبها دمنوش و چای میدن و مداحی شهدا را پخش میکنند...»و او یاد اربعین میافتد...
و شعارهایی که یاد فریاد میزند:«مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، دست خدا عیان شد خامنهای جوان شد، حسین سید و سالار خامنهای نگهدار، ابوالفضل علمدار خامنهای نگهدار...
پدری در سنگر تولیدپدر محیا،۱۵ سال سابقه در صنایع غذایی دارد. در شرکت پگاه کار میکند؛ جایی که شیرخشک برای بچهها تولید میکنند.
محیا از قول بابا مینویسد:«همه ما وظیفه داریم کار خودمون را به درستی انجام بدیم تا در جنگ پیروز بشیم.»
مسئولانه وظیفه خود را شناخته:«قول میدهم با درس خواندنم راه شهدا را ادامه بدهم.»
تقدیم به دایی شهیدش...
و در پایان، این متن را تقدیم میکند:«به همه شهدای اسلام و کشورم از جمله امام خامنهای شهید و دانشآموزان و معلمان شهید و همچنین تقدیم به شهید جنگ دوازده روزه، دایی امین عسگری.»
داییاش شهید شده است. اما محیا ایستاده است. با کاپشن صورتی، با پرچم، با خندههای خواهر توی کالسکه، با قول ماندن.
تجلی بعثت مردم و غلبه اجتماعی
در روزهایی که دشمن خیال میکرد با زدن یک سنگر، این مردم میشکنند، مردم اما قیام کردند.پیرزنها، جوانها، مادران با کالسکه، دختربچهها با پرچم...غلبهٔ اجتماعی رقم خورد. نه با موشک، که با ایمان، با حضور، با پرچم در دست کودکان.
این روایت، فقط یک دلنوشته نیست.سند زندهٔ یک تمدن است.تمدنِ دخترانی که با کاپشن صورتی، سنگر خیابان را حفظ میکنند و قول میدهند راه شهیدان را ادامه بدهند.
روحت شاد، ای رهبر عزیز... و جای تو سبز، ای دختر #لامرد و #میناب...این دختر کاپشن صورتی روایتش را هدیه به دایی خود که در جنگ ۱۲ روزه شهید شد کرده است. #شهید_امین_عسگری
(تصویر متعلق به «محیا رییسی»، نگارنده روایت است)
#دولت_پای_کار_مردم#راویان_سنگر_اقتصاد#محیا_دختر_ایران#کاپشن_صورتی_و_پرچم#سنگر_مقاومت#غم_غلبه_اجتماعی#دفاع_میهنی
@ravianesangareeghtesad
سلام به همه مردم ایران...من محیا رئیسی هستم. دختری با کاپشن صورتی. کلاس سوم ابتدایی از مدرسه فاطمیه شهر شهرکرد.
و در ادامه:«بابام به مامانم گفت: میگن بیت آقا را زدند... وقتی من دستامو بلند کردم، مامان و بابام یواشکی گریه کردند.»
و سحرگاه همان شب...«دیدم بابام نشسته روبروی تلویزیون و با صدای بلند گریه میکنه و داره با دستاش میزنه روی سر و صورتش... مجری تلویزیون، خبر شهادت رهبر را داد...»
بله؛ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، در ایام ماه مبارک رمضان، در یک حمله وحشیانه، رهبر عزیزمان، آیتالله العظمی امام خامنهای (قدس سره الشریف) به درجه رفیع شهادت نایل آمدند. و محیا، با نقاشی هدیه تولد بابا که برای ۱۰ اسفند توی دستش، ایستاد و گریه کرد...
محیا اما فقط از غم نگفت. از قشنگیها هم نوشت:«بابام از سرکار زنگ میزنه که درسهایم را بخونم و کلاسهای مدرسه و زبان را در برنامه شاد خوب گوش کنم تا شب به همراه مامان و خواهرم به راهپیمایی بریم.»
و صحنهای که هیچکس فراموش نمیکند:خواهر کوچکش را داخل کالسکه میگذارند، پرچم کوچک به دستش میدهند و پرچم بزرگ را خودش برمیدارد...
و شعارهایی که یاد فریاد میزند:«مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، دست خدا عیان شد خامنهای جوان شد، حسین سید و سالار خامنهای نگهدار، ابوالفضل علمدار خامنهای نگهدار...
محیا از قول بابا مینویسد:«همه ما وظیفه داریم کار خودمون را به درستی انجام بدیم تا در جنگ پیروز بشیم.»
مسئولانه وظیفه خود را شناخته:«قول میدهم با درس خواندنم راه شهدا را ادامه بدهم.»
و در پایان، این متن را تقدیم میکند:«به همه شهدای اسلام و کشورم از جمله امام خامنهای شهید و دانشآموزان و معلمان شهید و همچنین تقدیم به شهید جنگ دوازده روزه، دایی امین عسگری.»
داییاش شهید شده است. اما محیا ایستاده است. با کاپشن صورتی، با پرچم، با خندههای خواهر توی کالسکه، با قول ماندن.
در روزهایی که دشمن خیال میکرد با زدن یک سنگر، این مردم میشکنند، مردم اما قیام کردند.پیرزنها، جوانها، مادران با کالسکه، دختربچهها با پرچم...غلبهٔ اجتماعی رقم خورد. نه با موشک، که با ایمان، با حضور، با پرچم در دست کودکان.
این روایت، فقط یک دلنوشته نیست.سند زندهٔ یک تمدن است.تمدنِ دخترانی که با کاپشن صورتی، سنگر خیابان را حفظ میکنند و قول میدهند راه شهیدان را ادامه بدهند.
#دولت_پای_کار_مردم#راویان_سنگر_اقتصاد#محیا_دختر_ایران#کاپشن_صورتی_و_پرچم#سنگر_مقاومت#غم_غلبه_اجتماعی#دفاع_میهنی
۱۲:۱۴
بازارسال شده از اندیشگاه روایت ایرانی
وزن پرچم.pdf
۱.۰۳ مگابایت
«این پرچم وزن دارد. باید بیشتر مراقبش باشم... برای آنهایی که رفتند، برای آنهایی که ماندند، و برای آنهایی که هنوز حقیقت را ندیدهاند.»
صدای آتشبس در جنگ رمضان هنوز در گوشهاست. خیابانها خلوت نیستند؛ مردم ایستادهاند، پرچم را بالا نگه داشتهاند.
درست ۱۰۵ سال پیش، میرزا کوچک خان جنگلی در آخرین نامهاش نوشت:«افسوس میخورم که مردم ایران پس از محو ما خواهند فهمید ما که بودیم؛ چه میخواستیم و چه کردیم!»
نامهاش پر بود از اتهام، از تنهایی، از دیر فهمیدن مردم. انگار نه برای ۱۳۰۰، که برای امروز ما نوشته شده باشد.
در این پرونده خط خطر میخوانید:
این نوشته را با تمام وجود بخوانید.مخصوصاً اگر این روزها، هر بار که پرچم را میبینی، وزنش را روی دوشت حس میکنی.
#وزن_پرچم #خط_خطر #میرزا_کوچک_خان #جنگ_رمضان #آتش_بس #گیل_مرد #اندیشگاه_روایت_ایرانی #پرچم #مقاومت #تاریخ_معاصر
۱۰:۲۰
بازارسال شده از دلاورک
🟢 قصه هشتم دلاوَرَک از جنگ رمضان 🟢
🪁 «بادبادک گمشدهی آسمان»
#دلاورک #کودک #ترس #مشاوره_کودک
@delavarak
۲۰:۵۹