بله | کانال Saramoon
عکس پروفایل SaramoonS

Saramoon

۴۸۵ عضو
موجود در فروشگاه سازا

۶:۰۶

thumbnail
اتفاقی که امروز با حضور مردم در راهپیماییه ۲۲ بهمن افتاد

۱۸:۰۳

این کلیپ هم تقدیم به همه شما که صبحتون پر انرژی شروع شده

۴:۴۱

thumbnail

۴:۴۶

سلام دوستان عزیزم

۵:۰۳

thumbnail

۱۴:۳۰

بازارسال شده از Arash Farnam
thumbnail

۱۵:۰۴

thumbnail
اگر پیراهن بلند و پوشیده میخواین این پیراهن ها در فروشگاه ریحانه موجود هستش

۲۱:۰۹

جنسش لی کاغذی هست هم میشه به عنوان پیراهن استفاده کرد هم عبا

۲۱:۰۹

کیفیت پارچه عالی دوخت مزونی کاربرد بهترین جزییات

۲۱:۱۰

از ۸ تا ۱۳ سال

۲۱:۱۱

دو طرح پارچه دیگه هم موجوده فردا عکسش را میگذارم

۲۱:۱۳

thumbnail
استهلال
کلاسْ اولیِ خانه‌ام به زحمت داشت می‌خوانْد: « اَست...هَ...لللل...آاااا». زد و گفت: «ینی چی؟» تلویزیون داشت خخنده‌ام گرفت: «اِستهلال درسته مامان!»موهایش را از توی چشم‌ها کناربر رویت هلال ماه رمضان را پخش می‌کرد. لب پنجره رفتم، «آاااخ» بلندی گفتم و در حالیکه اسباب‌بازیِ فرورفته در پایم را به کناری شوت می‌کردم و صورتم از درد مچاله شده بود، گفتم: «یعنی چند تا آدم میرن روی بلندی و آسمون رو با دقت نگاه می‌کنن و دنبال هلال ماه می‌گردن و به بقیه خبر میدن! مامان جان جمع کن تو رو خدا این اسباب بازی ها رو!» یدم: «که قاطیِ آدم خوبا بشیم و از مبی‌توجه به اعتراضم ابروهایش را بالاداد: «چرا خبر میدن؟» ناامید از همدردی‌اش با پای زخمی‌ام گفتم: «تا بفهمیم ماه رمضون شده یا نه.» برق توی چشم‌هایش به وضوح دیده می‌شد. درد را فراموش کردم. حتما تلاش‌هایم برای نقش بستن خاطره‌های خوش توی ذهن دخترم از ماه خدا به ثمر نشسته بود. سریع گفت: «یعنی حتما باید ماه رو ببینیم....» وسط حرفش پرهمونی خدا جا نمونیم.» لبخندی زد و لی لی کنان توی خانه دوید: «آخ جووون من عاشق ماه رمضونم...»
دوباره به آسمان پشت پنجره خیره شدم. هلال را پیدا نکردم. یادِ «او» افتادم. همان کسی که به تازگی جشن تولد ۱۱۹۲ سالگی‌اش را جشن گرفتیم.
کاش برای دیدنِ روی ماهش همینقدر آسمان و زمین را می‌گشتیم. پاهایمان را می‌کردیم توی یک کفش که خدایا نه فقط هلال ماه جهان مادی‌ات بلکه ما در جستجوی دیدن روی ماه ولیّ تو هستیم. تا نبینیمش، تا نفسمان عطر حضورش را به خود نگیرد، تا در این مهمانی در کنار او سر سفره‌ات ننشینیم، روزه‌هایمان را افطار نمی‌کنیم. به "مجله" پیشنهاد بده تا بقیه هم ببینن!*
undefined دورهمگرام (شبکه زنان روایتگر)؛ فرصتاصلا بدون او هیچ جرعه آبی، عطش طولانی‌مان را رفع نخواهد کرد. چشم از آسمان برداشتم.صدای تلویزیون آمد: «ماه بندگی خدا آغاز شد.»دستم را از روی زخم پایم برداشتم و به علامت دعا بلند کردم: «خدایا کاری کن نه فقط پاهامون، حتی اگه همه وجودمون در راه ظهور ولّی تو زخمی و مجروح شد، بازم از استهلال روی ماهِش دست نکشیم.» دخترم با صدای بلند گفت: «الهی آمییییین.» خندیدم: «تو کی اینجا وایسادی وروجک؟» چشم‌هایش را از سقف خانه برداشت و به من زل زد: «حالا این دعایی که خوندی ینی چی؟»

۲:۰۸

thumbnail

۲:۱۱

ماه امسال
امسال ماه رمضان امیدوارم نور بیشتری تولید کنیم.مثل شب‌تاب‌هامثل شمع‌های کوچیکامسال برای من اعمال عبادی ماه رمضان رنگ دیگه‌ای داره.بعد از جزیره‌ی اپستین بعد دیدن آنچه حتی درباره‌ی اون می‌دونستیم.به یقین رسیدمکه باید در کار تولید نور باشیم.و اعمال عبادی ما دیگه فقط شخصی نیست.بلکه در پیکار با شر جهانی و تاریکی شیطانیهپس امسال باید به نیت ظهور بیشتر عبادت کنیم.خب از کجا شروع کنیم؟فعلا از خانه‌تکانی قبل ماه مبارککه زدودن آلودگی هاکژی‌ها و پلشتی‌ها زدودن شیطانهو نظافت نشانه‌ای از ایمانهپس این هفته به استقبال ماه عزیزمون می‌ریمماهی که در اون شیطان و جنودش در غل و زنجیر هستند.نبرد زنانه ما آذین بستن خانه‌ها برای تابیدن بیشتر اهل خانه است.

۲:۱۱

thumbnail
چند تا شومیز مخمل کبریتی تولید دوست خوبم هست با قیمت خیلی مناسب به تعداد محدود اگر کسی خواست شخصی بهم پیام بدین برای ارسال

۷:۱۷

thumbnail

۷:۱۷

thumbnail

۷:۱۷

thumbnail

۷:۲۱

این هم یک رنگ دیگش

۷:۲۱