فخرالدین!کلهت بوی قورمهسبزی میده!
#خاطرات
قسمت اول
از یازدهسالگی پایم به دنیای سیاست باز شد؛ سال ۶۵ بود.
همان روزهایی که برای خیلیها، هاشمی «خدای سازندگی» و نماد ایران مدرن به حساب میآمد؛ اما من، با آن سن و سال کم، درست همان وقتها با او سرِ سازگاری نداشتم و در دلِ کودکانهام با او در ستیز بودم.
پدربزرگم – که همه دنیای من بود – عاشق هاشمی بود. همین عشقِ او به هاشمی، آتش بحثهای بیپایان ما را روشن میکرد. من، با همان زبانِ کودکانه، بارها و بارها مینشستم روبهرویش و سعی میکردم نظرش را برگردانم. چه بحثها که با او نمیکردم و چه استدلالهایی که در ذهن کوچک خودم ردیف نمیکردم تا شاید دلش را از دوستی با هاشمی برگردانم!
بخش عمدهای از کودکیام در خانه شلوغ او گذشت؛ در خانهای که پر بود از رفتوآمد هفت خاله و هفت دایی. من وسط همان شلوغیها قد کشیدم، بین همان خندهها و دعواها و بگو و مگوها بزرگ شدم.
یادم نمیرود بعضی وقتها بحث من و او بر سر هاشمی آنقدر بالا میگرفت که از کوره در میرفت، عصایش را – نرم و پدرانه – روی سرم میزد و با همان لحن مخصوصش میگفت: «فخرالدین! کلهت بوی قرمهسبزی میده!»خدایش رحمت کند.همان سال ۶۵، تابستانش، درست بعد از امتحانات نهایی کلاس پنجم، ماجرایی دیگر رقم خورد. پشتِ وانتمزدای قرمز رنگش – همان ماشینی که همیشه پیشقراول تدارکات جبهه بود – خودم را لابهلای بساط دیگ باقالیپلوهای مادربزرگم قایم کردم و بیخبر از همه، همراهِ ناخواندهاش برای اعزام به جبهه شدم. همان سال بود که تبدیل شدم به یک «تدارکاتچی کوچولو».
بعد از مرگش، یکبار در خواب دیدمش. با خنده به او گفتم: «هنوزم میگی کلهام بوی قرمهسبزی میده؟»خندید، مرا در آغوش گرفت و با همان لبخند، بیآنکه چیزی بگوید، فهمانْد که نه... دیگر آن حرف را نمیزند.
«اِذا ماتوا انتَبَهوا»... وقتی میمیرند، تازه بیدار میشوند؛ پردهها کنار میرود، چشمها باز میشود و آدمها، حقیقت را میبینند...
پایان قسمت اول
#سیدفخرالدین_موسوی
||||||||
@mostanadsazam
#خاطرات
از یازدهسالگی پایم به دنیای سیاست باز شد؛ سال ۶۵ بود.
همان روزهایی که برای خیلیها، هاشمی «خدای سازندگی» و نماد ایران مدرن به حساب میآمد؛ اما من، با آن سن و سال کم، درست همان وقتها با او سرِ سازگاری نداشتم و در دلِ کودکانهام با او در ستیز بودم.
پدربزرگم – که همه دنیای من بود – عاشق هاشمی بود. همین عشقِ او به هاشمی، آتش بحثهای بیپایان ما را روشن میکرد. من، با همان زبانِ کودکانه، بارها و بارها مینشستم روبهرویش و سعی میکردم نظرش را برگردانم. چه بحثها که با او نمیکردم و چه استدلالهایی که در ذهن کوچک خودم ردیف نمیکردم تا شاید دلش را از دوستی با هاشمی برگردانم!
بخش عمدهای از کودکیام در خانه شلوغ او گذشت؛ در خانهای که پر بود از رفتوآمد هفت خاله و هفت دایی. من وسط همان شلوغیها قد کشیدم، بین همان خندهها و دعواها و بگو و مگوها بزرگ شدم.
یادم نمیرود بعضی وقتها بحث من و او بر سر هاشمی آنقدر بالا میگرفت که از کوره در میرفت، عصایش را – نرم و پدرانه – روی سرم میزد و با همان لحن مخصوصش میگفت: «فخرالدین! کلهت بوی قرمهسبزی میده!»خدایش رحمت کند.همان سال ۶۵، تابستانش، درست بعد از امتحانات نهایی کلاس پنجم، ماجرایی دیگر رقم خورد. پشتِ وانتمزدای قرمز رنگش – همان ماشینی که همیشه پیشقراول تدارکات جبهه بود – خودم را لابهلای بساط دیگ باقالیپلوهای مادربزرگم قایم کردم و بیخبر از همه، همراهِ ناخواندهاش برای اعزام به جبهه شدم. همان سال بود که تبدیل شدم به یک «تدارکاتچی کوچولو».
بعد از مرگش، یکبار در خواب دیدمش. با خنده به او گفتم: «هنوزم میگی کلهام بوی قرمهسبزی میده؟»خندید، مرا در آغوش گرفت و با همان لبخند، بیآنکه چیزی بگوید، فهمانْد که نه... دیگر آن حرف را نمیزند.
«اِذا ماتوا انتَبَهوا»... وقتی میمیرند، تازه بیدار میشوند؛ پردهها کنار میرود، چشمها باز میشود و آدمها، حقیقت را میبینند...
پایان قسمت اول
۹:۳۸
این همون عصا بود که میگفتم
تصویر پدربزرگ مرحومم حجت الاسلام والمسلمین #سیدهاشم_موسوی
#سیدفخرالدین_موسوی
||||
@mostanadsazam
۹:۳۸
https://virasty.com/Fakher56/1777719218906139907
هرچقدر دقیقتر به ماجرا نگاه میکنم، میبینم که حقیقتا حق با #متحجرین است و رهبری تحت تحمیل عدهای عمل میکردهاست.والا معنا نداشت که رهبرشهیدمان، حتی نهادی شدن گفتمان شهید رئیسی و تشکیل هستههای نخبگانی را به #مخبر بسپارد ولی به #جلیلی نه!حتما #تحمیل اطرافیان، مانع این سپارش مسوولیت بوده است.
هرچقدر دقیقتر به ماجرا نگاه میکنم، میبینم که حقیقتا حق با #متحجرین است و رهبری تحت تحمیل عدهای عمل میکردهاست.والا معنا نداشت که رهبرشهیدمان، حتی نهادی شدن گفتمان شهید رئیسی و تشکیل هستههای نخبگانی را به #مخبر بسپارد ولی به #جلیلی نه!حتما #تحمیل اطرافیان، مانع این سپارش مسوولیت بوده است.
۱۱:۴۷
ما در دو جهان غیر خدا یار نداریم جز یاد خدا هیچ دگر کار نداریم
با جامه صد پاره و با خرقه پشمینبرخاک نشینیم و از آن عار نداریم
ما شاخ درختیم و پر از میوه توحیدهر رهگذری سنگ زند باک نداریم
#سیدفخرالدين_موسوی
||||
@mostanadsazam
با جامه صد پاره و با خرقه پشمینبرخاک نشینیم و از آن عار نداریم
ما شاخ درختیم و پر از میوه توحیدهر رهگذری سنگ زند باک نداریم
#سیدفخرالدين_موسوی
۱۱:۴۸
حق 
۸:۱۴
بازارسال شده از بچههای بالا
نقشه دشمن برای فریب سعید جلیلی
دیروز فرصت کردم رسانه های معاند را رصد کنم ببینم چه میگویند.
باورم نمیشد تا این حد از حملات تیم هواداری سعید جلیلی به مسئولان و تیم مذاکره کننده استفاده کرده باشند.
این البته محل بحثم نیست و بحث اینجاست: رصد این کانال ها نشان میداد آنها یک چیز را خوب فهمیدهاند:
تیم جلیلی باید تصور کند حق است تا تخریب کند و به ترور شخصیت ادامه دهد.برای این مهم چه کنیم؟
پاسخ را دشمنان ایران این طور یافتهاند:
1- کلمات را با حساسیت انتخاب و در متن اخبار استفاده میکنیم2- بر همین مبنا تیم جلیلی را این طور معرفی میکنیم "آنها در حمایت از بیانات رهبری"3- مسئولان را این طور معرفی میکنیم " در طرف مقابل مسئولان ایران"4- اخبار را این طور تنظیم میکنیم: حملات تیم جلیلی در حمایت از رهبر به مسئولان کشور از جمله قالیباف
تا تیم جلیلی و اخبار رسانه های برانداز را میخواند نگوید: من در حال ریختن آب به آسیاب دشمن هستم.بلکه بگوید: عه حتی آنها اعتراف دارن من در حال حمایت از رهبری علیه مسئولان هستم...
مراقب باشید.دشمن پلید پیچیده عمل میکند.
ما همه سربازان وطن هستیم.مراقب باشیم خدایی نکرده بازی نخوریم.
@bachehay_bala
دیروز فرصت کردم رسانه های معاند را رصد کنم ببینم چه میگویند.
باورم نمیشد تا این حد از حملات تیم هواداری سعید جلیلی به مسئولان و تیم مذاکره کننده استفاده کرده باشند.
این البته محل بحثم نیست و بحث اینجاست: رصد این کانال ها نشان میداد آنها یک چیز را خوب فهمیدهاند:
تیم جلیلی باید تصور کند حق است تا تخریب کند و به ترور شخصیت ادامه دهد.برای این مهم چه کنیم؟
پاسخ را دشمنان ایران این طور یافتهاند:
1- کلمات را با حساسیت انتخاب و در متن اخبار استفاده میکنیم2- بر همین مبنا تیم جلیلی را این طور معرفی میکنیم "آنها در حمایت از بیانات رهبری"3- مسئولان را این طور معرفی میکنیم " در طرف مقابل مسئولان ایران"4- اخبار را این طور تنظیم میکنیم: حملات تیم جلیلی در حمایت از رهبر به مسئولان کشور از جمله قالیباف
تا تیم جلیلی و اخبار رسانه های برانداز را میخواند نگوید: من در حال ریختن آب به آسیاب دشمن هستم.بلکه بگوید: عه حتی آنها اعتراف دارن من در حال حمایت از رهبری علیه مسئولان هستم...
مراقب باشید.دشمن پلید پیچیده عمل میکند.
ما همه سربازان وطن هستیم.مراقب باشیم خدایی نکرده بازی نخوریم.
@bachehay_bala
۱۱:۰۱
و...
۱۵:۲۵
بازارسال شده از بچههای بالا
Kashani-14050211-ShahidLarijani-Hkashani_Com_1 .mp3
۱۹:۵۹-۹.۱۶ مگابایت
بیانات فوق العاده عجیب و جنجالی حجت الاسلام کاشانی در مراسم چهلم شهید لاریجانی که هیچکس انتظارش را نداشت...
تذکر: کلمات جنجالی و عجیب و اینها معمولا برای داغ کردن بی حد یک محتوا و چه بسا تولید محتوای زرد استفاده میشود.اما این فایل صوتی را گوش کنید متوجه منظور خواهید شد.
@bachehay_bala
تذکر: کلمات جنجالی و عجیب و اینها معمولا برای داغ کردن بی حد یک محتوا و چه بسا تولید محتوای زرد استفاده میشود.اما این فایل صوتی را گوش کنید متوجه منظور خواهید شد.
@bachehay_bala
۱۸:۲۵
https://virasty.com/Fakher56/1777880545090434070
عزیز دل!کجا ایستادی؟!میدانستی ایران اسلامی ما، مرکز مرکز دنیاست؟!
رهبرشهیدمان:در جمهوری اسلامی، هرجا که قرار گرفتهاید، همانجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همهی کارها به شما متوجه است.۱۳۷۰/۱۲/۰۵
عزیز دل!کجا ایستادی؟!میدانستی ایران اسلامی ما، مرکز مرکز دنیاست؟!
رهبرشهیدمان:در جمهوری اسلامی، هرجا که قرار گرفتهاید، همانجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همهی کارها به شما متوجه است.۱۳۷۰/۱۲/۰۵
۹:۳۶
با عوامل داخلی دشمن آشنا شوید...
#سیدفخرالدین_موسوی|يجاهدونفيسبيلاللهولايخافون لومةلائم|
@sarbaz_mosavi
۹:۳۷
باید چگونه پاسخی باشد؟!
زیاد سخت نیست و پاسخ این شبهات و این صحبتها را که اتفاقا نتیجهاش بی اعتماد سازی مردم به مسوولین است را رهبر شهیدمان دادهاند:«از كارهائی كه دشمن میكند، بیاعتماد كردن مردم نسبت به مسئولین است.»۱۳۸۹/۰۵/۲۷
و متعجبم موتور برق این جریان چرا خاموش نمیشود؟!جریانی که یک پایش در رسانهی مردک لندننشینی است که به صراحت به رهبر شهیدمان جسارت کرد و گفت:خامنهای در خون کشتگان اغتشاشات ۱۴۰۴ دخیل است.و پای دیگرش در تجمعات است تا خیزش عمومی مردم برای تکمیل #بعثت_خون را به بیراهه ببرد،
مگر یادمان رفته که در طول نزدیک به دو ماه جنگ تحمیلی سوم، مدیریت مقتدرانه دولت پزشکیان که همه به او حمله میکردند، چگونه بود؟!مگر یادمان میرود در بالاترین سطح جنگ با بزرگترین ابرقدرت دنیا و شیطان بزرگ، حتی در یک فروشگاه هم صف ارزاق کشیده نشد.حتی یک پمپ بنزین از مدار خدمت دهی خارج نشد.هیچ احساس شرایط جنگی نداشتیم وقتی در بازار و خیابان و فروشگاهها قدم میزدیم.
و چقدر زودباوریم که تصور کنیم این جریان، بیاطلاع و از سرناآگاهی، کامل کننده نقشه دشمن باشند.
۱۲:۲۲
435_102045090171066.mp3
۰۱:۰۰-۷۰۷.۰۶ کیلوبایت
#در_وادی_انحراف#مستند_انحرافی_شنود
|يجاهدونفيسبيلاللهولايخافون لومةلائم|
۱۹:۰۹
پاسخ به ایشون همانیست که به بقیهی این طیف #ساختارگریز میدهیم:
رهبر شهیدمان پاسخ این عامل پیاده نظام دشمن را اینچنین داد:«از كارهائی كه دشمن میكند، بیاعتماد كردن مردم نسبت به مسئولین است.»۱۳۸۹/۰۵/۲۷
دقت کنید نقد با تخریب متفاوته.هر کس را دیدید که اینگونه مسوولین نظام را عامل دشمن معرفی میکند و انگ و تهمت به آنها میزند﴿آن هم بدون هیچ دلیل و ارایه مستنداتی که قبلتر باید به سیستم امنیتی داده شود) شک نکنید که او پیاده نظام دشمن است.در هر لباس و کسوت.
#سیدفخرالدین_موسوی |يجاهدونفيسبيلاللهولايخافون لومةلائم|
سربازانقلاب
@sarbaz_mosavi
دقت کنید نقد با تخریب متفاوته.هر کس را دیدید که اینگونه مسوولین نظام را عامل دشمن معرفی میکند و انگ و تهمت به آنها میزند﴿آن هم بدون هیچ دلیل و ارایه مستنداتی که قبلتر باید به سیستم امنیتی داده شود) شک نکنید که او پیاده نظام دشمن است.در هر لباس و کسوت.
#سیدفخرالدین_موسوی |يجاهدونفيسبيلاللهولايخافون لومةلائم|
۵:۴۹
رسایی: آقای رشیدی کوچی هم اگر در مظان ترور بود نباید از اینترنت استفاده می کرد..
مجری: آقای رسایی! پس چرا شما الان خودتان اینترنت آزاد دارید؟!
پ.ن:کاری به سوال و جوابهایی که داده میشه ندارم.مخاطب این چند خط، دنبال کنندهها و طرفداران این شخصه.خنده تون نمیگیره چنین سطحی از ادراک و شناخت رو نسبت به مسائل روز دنبال میکنید؟!شگفتزده نمیشید از اینکه این نماینده پر سر و صدا در سطح یک طفل دبستانی، موضوعات رو میبینه و تحلیل میکنه؟!باز هر طور صلاحه.دنبالش کنید
#سیدفخرالدین_موسوی |يجاهدونفيسبيلاللهولايخافون لومةلائم|
سربازانقلاب
@sarbaz_mosavi
مجری: آقای رسایی! پس چرا شما الان خودتان اینترنت آزاد دارید؟!
پ.ن:کاری به سوال و جوابهایی که داده میشه ندارم.مخاطب این چند خط، دنبال کنندهها و طرفداران این شخصه.خنده تون نمیگیره چنین سطحی از ادراک و شناخت رو نسبت به مسائل روز دنبال میکنید؟!شگفتزده نمیشید از اینکه این نماینده پر سر و صدا در سطح یک طفل دبستانی، موضوعات رو میبینه و تحلیل میکنه؟!باز هر طور صلاحه.دنبالش کنید
#سیدفخرالدین_موسوی |يجاهدونفيسبيلاللهولايخافون لومةلائم|
۶:۱۳
پارادوکسِ نقد؛ وقتی «اصلاحگری» به «ساختارگریزی» پهلو میزند
این روزها در فضای مجازی شاهد یک الگوی تکراری هستیم:هجمههای تند و تیز به نهادهای کلیدی کشور، آنهم تحت عنوان «نقد».از شورای عالی امنیت ملی گرفته تا سایر نهادهای حاکمیتی، گویی هرچه نهاد در ساختار تصمیمگیری کشور وزن بیشتری داشته باشد، سیبلِ جذابتری برای برخی جریانهاست.اما آیا این واقعاً «نقد» است؟ بیایید کمی دقیقتر نگاه کنیم:
۱. نقد به مثابه ابزار، نه راهکارنقد سازنده، «پویا» است و راهکار میدهد. اما در رویکرد ساختارگریزان، هدف «اصلاح» نیست، بلکه «بیاعتبارسازی» است. وقتی نهادی مثل شورای عالی امنیت ملی که لایه نهایی تصمیمگیری در بحرانهاست، به راحتی «فاقد صلاحیت» خوانده میشود، پرسش اینجاست: جایگزین چیست؟ خلاء ناشی از تخریب این نهادها، امنیت ملی را به کدام سو میبرد؟
۲. وسوسهی «ساختارشکنی» در فضای مجازیامروزه «ساختارشکنی» به یک استراتژی برای جذب فالوور و ایجاد موج تبدیل شده است. حمله به ستونهای نظامِ تصمیمگیری، به دلیل ایجاد هیجان کاذب، «لایک» و «ریاکشن» بیشتری میگیرد تا ارائه یک تحلیلِ فنی و حقوقی. متأسفانه، فضای مجازی به سمتی رفته که هرچه صریحتر و تخریبیتر صحبت کنی، «شجاعتر» و «مستقلتر» به نظر میرسی، حتی اگر تحلیلات از واقعیتهای میدانی فاصله داشته باشد.
۳. هزینهی سنگینِ «بینهاد شدن»جامعهای که نهادهایش را به بهانه «نقد» و بدون جایگزینِ منطقی تخریب میکند، در لحظات حساس (بحرانهای اقتصادی، امنیتی یا منطقهای) با دست خالی روبهرو میشود. وقتی مرجعیت تصمیمگیری از بین برود، نتیجهاش هرجومرجِ تحلیلی است؛ جایی که هیچکس حرف دیگری را نمیشنود و تصمیمگیری به جای عقلانیت، بر اساس «هیجانِ عمومی» پیش میرود.
نکته آخر:مرز باریکی میان «نقدِ مسئولانه» و «ساختارگریزیِ عامدانه» وجود دارد. نقد مسئولانه، نهاد را وادار به پاسخگویی میکند، اما ساختارگریزی فقط زمین بازی را برای همه (از جمله خودِ منتقدان) ناامن میکند.شاید وقت آن رسیده که از خودمان بپرسیم: «آیا این هجمهها به نفع کشور است، یا فقط ویترینِ جذابتری برای دیده شدن در فضای مجازی ساخته است؟»شما بگویید؛ نقدِ نهادها از کجا به بعد از «اصلاح» فاصله میگیرد و به «تخریب» تبدیل میشود؟
" />
#سیدفخرالدین_موسوی |يجاهدونفيسبيلاللهولايخافون لومةلائم|
سربازانقلاب
@sarbaz_mosavi
این روزها در فضای مجازی شاهد یک الگوی تکراری هستیم:هجمههای تند و تیز به نهادهای کلیدی کشور، آنهم تحت عنوان «نقد».از شورای عالی امنیت ملی گرفته تا سایر نهادهای حاکمیتی، گویی هرچه نهاد در ساختار تصمیمگیری کشور وزن بیشتری داشته باشد، سیبلِ جذابتری برای برخی جریانهاست.اما آیا این واقعاً «نقد» است؟ بیایید کمی دقیقتر نگاه کنیم:
۱. نقد به مثابه ابزار، نه راهکارنقد سازنده، «پویا» است و راهکار میدهد. اما در رویکرد ساختارگریزان، هدف «اصلاح» نیست، بلکه «بیاعتبارسازی» است. وقتی نهادی مثل شورای عالی امنیت ملی که لایه نهایی تصمیمگیری در بحرانهاست، به راحتی «فاقد صلاحیت» خوانده میشود، پرسش اینجاست: جایگزین چیست؟ خلاء ناشی از تخریب این نهادها، امنیت ملی را به کدام سو میبرد؟
۲. وسوسهی «ساختارشکنی» در فضای مجازیامروزه «ساختارشکنی» به یک استراتژی برای جذب فالوور و ایجاد موج تبدیل شده است. حمله به ستونهای نظامِ تصمیمگیری، به دلیل ایجاد هیجان کاذب، «لایک» و «ریاکشن» بیشتری میگیرد تا ارائه یک تحلیلِ فنی و حقوقی. متأسفانه، فضای مجازی به سمتی رفته که هرچه صریحتر و تخریبیتر صحبت کنی، «شجاعتر» و «مستقلتر» به نظر میرسی، حتی اگر تحلیلات از واقعیتهای میدانی فاصله داشته باشد.
۳. هزینهی سنگینِ «بینهاد شدن»جامعهای که نهادهایش را به بهانه «نقد» و بدون جایگزینِ منطقی تخریب میکند، در لحظات حساس (بحرانهای اقتصادی، امنیتی یا منطقهای) با دست خالی روبهرو میشود. وقتی مرجعیت تصمیمگیری از بین برود، نتیجهاش هرجومرجِ تحلیلی است؛ جایی که هیچکس حرف دیگری را نمیشنود و تصمیمگیری به جای عقلانیت، بر اساس «هیجانِ عمومی» پیش میرود.
نکته آخر:مرز باریکی میان «نقدِ مسئولانه» و «ساختارگریزیِ عامدانه» وجود دارد. نقد مسئولانه، نهاد را وادار به پاسخگویی میکند، اما ساختارگریزی فقط زمین بازی را برای همه (از جمله خودِ منتقدان) ناامن میکند.شاید وقت آن رسیده که از خودمان بپرسیم: «آیا این هجمهها به نفع کشور است، یا فقط ویترینِ جذابتری برای دیده شدن در فضای مجازی ساخته است؟»شما بگویید؛ نقدِ نهادها از کجا به بعد از «اصلاح» فاصله میگیرد و به «تخریب» تبدیل میشود؟
۷:۳۳
کارویژه اصلی این جایگاه، حفظ جهتگیریهای بنیادین نظام، جلوگیری از غلبه سلایق مقطعی بر اصول اساسی، و ایجاد هماهنگی میان ارکان مختلف در بزنگاههای حساس است.
در چنین چارچوبی، هرگونه تضعیف یا ایجاد ابهام پیرامون کارکرد رهبری دینی، فارغ از اینکه از سوی چه گروه یا با چه انگیزهای صورت گیرد، میتواند پیامدهایی فراتر از یک اختلاف نظر معمول داشته باشد. از منظر نظریه حکومت اسلامی، این جایگاه یکی از ارکان ثبات و هدایت کلان جامعه بهشمار میرود و از همین جهت، مخدوشکردن تصویر آن، صرفاً نقد یک شخص یا یک نهاد تلقی نمیشود، بلکه میتواند به تضعیف یک سازوکار بنیادین در حفظ انسجام و جهتمندی جامعه بینجامد. گسترش ادبیاتی که این جایگاه را با مفاهیمی چون تحمیل، تعارض یا سلطه تفسیر میکند، خواه از سر غفلت باشد یا غرض، در نهایت میتواند در خدمت همان روایتهایی قرار گیرد که بهدنبال ایجاد شکاف میان مردم و ساختار هدایتگر جامعه هستند.
۱۰:۱۱
1_26610213371.mp3
۰۲:۲۰-۱.۳۴ مگابایت
#من_ضبط_صوت_رهبرشهیدم
قسمت پنجمدستگاه دیپلماسی؛ مصلحت، انقلابیگریبیانات امامِ شهید - ۱۳۹۱/۰۵/۱۶
در ایامی که دستگاه دیپلماسی زیر ضرب فرقهی متحجر است، گوش دادن این قسمت را ویژه به شما پیشنهاد میکنم.
#سیدفخرالدین_موسوی |يجاهدونفيسبيلاللهولايخافون لومةلائم|
سربازانقلاب
@sarbaz_mosavi
قسمت پنجمدستگاه دیپلماسی؛ مصلحت، انقلابیگریبیانات امامِ شهید - ۱۳۹۱/۰۵/۱۶
در ایامی که دستگاه دیپلماسی زیر ضرب فرقهی متحجر است، گوش دادن این قسمت را ویژه به شما پیشنهاد میکنم.
۱۷:۲۴
یه دورهای بود آدمها برای «حقیقت» هزینه میدادند. الان بعضیها برای «حقیقت» تعرفه دارند.
این روزها هر جا رو نگاه میکنی، عدهای با پرچمِ «جهاد تبیین» وارد میدان شدهاند؛ اما میدانشان بیشتر شبیه استودیو است تا سنگر. نور درست، میکروفن حرفهای، کپشنهای حسابشده، هشتگهای هدفمند… و البته لینک حمایت مالی در بیو.
مسئله خودِ تبیین نیست؛تبیین یعنی روشنگری،یعنی توضیح دادن،یعنی ایستادن پای یک باور. اما وقتی «تبیین» تبدیل میشود به «برند شخصی» با کلی القاب و پسوند و پیشوند و #ایسم و #پیسم!وقتی دغدغهی اول، افزایش نرخ تعامل است نه افزایش آگاهی، آنوقت دیگر با یک مأموریت فرهنگی طرف نیستیم؛با یک مدل کسبوکار روبهرو هستیم.
بعضیها آنقدر دقیق میدانند چه موضوعی ترند میشود، کی باید خشم تولید کرد، کی باید اشک گرفت، کی باید دوقطبی ساخت، که آدم شک میکند اینها مبلغاند یا مدیر مارکتینگ؟
واقعیت این است: وقتی هر اتفاقی تبدیل به محتوا میشود، وقتی هر بحران یک فرصت رشد پیج است، وقتی هر اختلافنظر یک سوخت برای وایرال شدن است، دیگر سخت میشود باور کرد که نیت فقط «روشنگری» است.
جهاد اگر جهاد باشد، معمولاً بیسر و صداست. اهل گزارش گرفتن نیست،
مشکل اینجاست که تقدسِ واژهها خرجِ رونقِ صفحهها میشود. مفهومها ابزار میشوند، اعتقاد تبدیل به محتوا، و محتوا تبدیل به درآمد.
کسی با کسب درآمد از تولید محتوا مشکل ندارد؛ شفاف باش، بگو کارت رسانهای است، بگو درآمد داری. اما پشت کلمات سنگین پنهان نشو.
شاید وقتش رسیده بین «تبیین» و «تبلیغ خود» فرق بگذاریم. بین «دغدغه» و «دکور دغدغه». بین کسی که برای حقیقت هزینه میدهد و کسی که از حقیقت فاکتور صادر میکند.
۱۸:۰۳
https://virasty.com/Fakher56/1778349797697792388
طبق اسناد بلاخدشه، ترور آقای فقیدمان (حضرت آیت الله خامنهای رضوان الله علیه) در سال ۶۰, توسط فرقهی متحجر #فرقان انجام شده بود و نه سازمان مجاهدین خلق.خروجی#جریان_تحجر، بعد از انزوای سیاسی یا #ترور_شخصیت است و یا #ترورفیزیکی.
طبق اسناد بلاخدشه، ترور آقای فقیدمان (حضرت آیت الله خامنهای رضوان الله علیه) در سال ۶۰, توسط فرقهی متحجر #فرقان انجام شده بود و نه سازمان مجاهدین خلق.خروجی#جریان_تحجر، بعد از انزوای سیاسی یا #ترور_شخصیت است و یا #ترورفیزیکی.
۱۸:۰۷
https://virasty.com/Fakher56/1778355431923126634
کودتای واقعی اینگونه رقم میخورد که:ابتدائا رهبری را دست بسته و تحت تحمیلی جریانات معرفی میکنند و سپس #شعام را عامل خیانت معرفی کرده و شعار انحلال شعام را میدهند.در حالی که میدانند که این نهاد مصوباتش تنها با امضاء رهبری قابلیت اجرا را دارد!گرفتید ماجرا چگونه است یا بیشتر توضیح بدم؟!
کودتای واقعی اینگونه رقم میخورد که:ابتدائا رهبری را دست بسته و تحت تحمیلی جریانات معرفی میکنند و سپس #شعام را عامل خیانت معرفی کرده و شعار انحلال شعام را میدهند.در حالی که میدانند که این نهاد مصوباتش تنها با امضاء رهبری قابلیت اجرا را دارد!گرفتید ماجرا چگونه است یا بیشتر توضیح بدم؟!
۱۹:۳۹