به نام خداوند جان و خرد
در سپیدهدمی که بوی مهر از مشام گلبرگهای دانش برمیخیزد، آستان شریف تعلیم و تعلم را سلام میگوییم و در آستانهٔ روز معلم، غبار از چهرهٔ خاطرهها میزداییم.
معلمی، ایستادن در حریم باریک میان شب و سحر است و پیامآور نور. معلم، نگهبان سکوتِ پیش از فجر است برای استقبال حق؛ شکیباییاش را در تیرگی میسوزاند تا افقهای ناپیدا را روشنایی بخشد. قامت خمیدهاش در محراب کلاس، مقوم قامت حقیقت است و آهنگ صدایش در گوش زمان، نجوای ازلی حکمت.
ربالعالمین، آنگاه که آدم را به اسماء تعلیم داد، معلمی را بر عرش نشاند و قلم را در دست فرشتگان نهاد. از آن پس، هرکه در پی کشف حقیقت برمیآید، وامدار معلمی است که به جای پولاد، با پرِ قلم و قلبی سرشار از عطوفت و مهر، جهان را تسخیر کرد.
در این روزگار که غبار غفلت بر چهرهها نشسته، معلمان، پنجرههای امیدند به سوی باغهای بینش و دانش. آنان از جنس کلماتاند؛ کلماتی که جان میبخشند، شعور میافشانند و از انسان، آدمی دیگر میسازند. کلاس درس، کارگاه آفرینش است و معلم، هنرمندی که از خاکمندی انسان، آیینهای برای تماشای حق میسازد.
دستهای معلم، ترجمان دستان انبیاست. چشمانش، چراغ راه کاروانیان تمدن نوین اسلامی است. حضورش، برکت است و غیابش، حسرتی به وسعت تاریخ. او با گچ سپیدش، سپیده مینگارد و با پاککن خود، سیاهی جهل را محو میکند. این هر دو، رمزی از آن رسالت دوگانهاند: زدودن و رویاندن، تزکیه و تعلیم.
بنیاد فرهنگیتربیتی ضیاءالصالحین، در این بامداد فرخنده، سر بر آستان تمامی معلمان میساید؛ آنان که در هر گوشهٔ این سرزمین، فانوسهای بیداریاند. نامشان در دفتر صالحین، با مرکّب نور نوشته شده و اجرشان بر خوان کرم الهی، محفوظ است.
معلّمان، مبلّغان، ای وارثان رسالت، ای چراغهای راه سعادت، ای باغبانان بوستان خرد!روزتان فرخنده و نامتان جاودانه باد.
۱۰:۵۱
۱۲:۳۴
سردبیر سایت ضیاءالصالحین
خاندان والپول؛ نخستین وزیر اعظم بریتانیا
چکیده:
خاندان #والپول (Walpole) سومین خاندانی است که در صعود و استقرار سلطنت #هانوور در بریتانیا نقشی برجسته ایفا نمود. سر رابرت والپول، نخستین ارل آفورد، در تاریخنگاری سنتی #بریتانیا به عنوان نخستین «نخستوزیر» این کشور شناخته میشود. اگرچه این عنوان در زمان او هنوز رسمیت نداشت، اما او عملاً قدرت و نفوذی بیسابقه در دربار و پارلمان داشت. این مقاله به بررسی ریشهها، صعود، شیوههای فسادآمیز حکومت و میراث خاندان والپول میپردازد و نشان میدهد که چگونه آنها با بهرهگیری از فساد مالی، رشوهدهی به نمایندگان پارلمان و ایجاد شبکهای از وابستگان، نظام «الیگارشی وگ» را تثبیت کردند. همچنین پیوندهای این خاندان با تاریخ ایران، از طریق نوادگانش، سرفرزنان و کارگزاران استعمار بریتانیا در دوران قاجار، بررسی میشود.
مقدمه: نخستین وزیر اعظم
در میان نخستوزیران بریتانیا، از دوران والپول (۱۷۴۲) تا جرج کنینگ (۱۸۲۷) و آرتور ولزلی (۱۸۲۸)، اعضای خاندان والپول جایگاهی ویژه دارند. سر رابرت والپول (Robert Walpole, 1st Earl of Orford, ۱۶۷۶-۱۷۴۵) را به عنوان نخستین نخستوزیر بریتانیا میشناسند. منظور این است که گویا نخستین بار در زمان او بود که لرد اول خزانهداری در مقام رئیس وزیران جای گرفت و این ساختار سیاسی شکل امروزین خود را یافت. با این حال، نهادی که امروزه با نام «هیئت دولت» (کابینه) شناخته میشود، تداوم و تطور شورای مشاورین خصوصی پادشاه است و در واقع در سدۀ ۱۹ بود که ساختار جدید و آشنای «کابینه» شکل معاصر خود را یافت. والپول خود را «نخستوزیر» نمیخواند و معاصران نیز او را با این عنوان نمیشناختند. او در واقع بیش و پیش از هر چیز مشاور معتمد و محرم پادشاه بود. صعود والپول به قدرت، داستانی است از فساد، دسیسه و بهرهگیری هوشمندانه از بستر الیگارشی وگ.
ریشهها و صعود: از زمیندار تا لرد اول خزانه رابرت والپول به یک خانوادۀ مرفه زمیندار از سکنۀ نورفولک تعلق داشت. والپولها نیز، چون چرچیلها و تالبوتها، تبار خود را به فردی میرسانند که گویا به همراه ویلیام فاتح به #انگلستان مهاجرت کرد. پدر بزرگ و پدر والپول در نیمۀ دوم سدۀ ۱۷ نمایندۀ محل خود در مجلس عوام بودند و دارای عنوان شوالیه. این خانواده از تمکن کافی و پیوندهای عالی برخوردار بود، زیرا رابرت والپول تحصیلات خود را در مدرسۀ اشرافی ایتن و کینگز کالج کمبریج به پایان برد. او در سال ۱۷۰۱ نمایندۀ مجلس عوام شد و به مدت ۴۰ سال در این سمت بود.
والپول از آغاز به جناح وگ تعلق داشت و به دلیل قدرت کلامش به سخنگوی این جناح بدل گردید. در سال ۱۷۰۵ مشاور پرنس جرج دانمارک (همسر ملکه آن) شد که فرمانده کل نیروی دریایی بریتانیا بود. در سال ۱۷۰۸ وزیر جنگ شد و یکی از اعضای گروه حاکمۀ چرچیل-گودولفین بود. با سقوط گودولفین و چرچیل، والپول نیز از قدرت برکنار شد و در سال ۱۷۱۲ به اتهام #فساد_مالی و #اختلاس محاکمه و محکوم شد و به مدت ۶ ماه در زندان به سر برد. با پیروزی دسیسۀ جناح وگ و صعود جرج هانوفر به سلطنت بریتانیا، والپول طبیعتاً به قدرت بازگشت.
ادامه در پست بعدی 
ادامه دارد...
۱۲:۳۵
۱۶:۲۴
۱۶:۵۷
بازارسال شده از سردبیر سایت ضیاءالصالحین
۴:۵۰
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۴:۵۰
۴:۵۳
سردبیر سایت ضیاءالصالحین
الیگارشی و انقلاب مالی سده ۱۸
چکیده:
سالهای اقتدار #والپول (۱۷۲۲-۱۷۴۲) دورهای تعیینکننده در تاریخ معاصر بریتانیاست؛ هم از نظر تثبیت و تحکیم سلطنت خاندان #هانوفر و هم از نظر تحولات اجتماعی و اقتصادی ژرفی که نقش فائقۀ جهانی این کشور را به ارمغان آورد. این دوره را «دوران #الیگارشی و امپراتوری» و نیز «سده #آریستوکراسی» نامیدهاند. تصویری که مورخان به دست میدهند گویای سیطرۀ تام و تمام یک الیگارشی #زرسالار تمامعیار است. این مقاله به بررسی «انقلاب مالی» سدۀ ۱۸ میپردازد که زمینهساز انقلاب صنعتی و تحول #بریتانیا از جامعۀ روستایی به جامعۀ شهری و صنعتی شد. همچنین به بررسی نقش صرافان یهودی در انتقال کانون مالی از آمستردام به لندن و تأسیس بانک #انگلستان و شکلگیری «بدلهای ملی» میپردازد.
مقدمه: سدۀ آریستوکراسی
دوران والپول، دورانی است که بریتانیا را به قدرت برتر اروپا تبدیل کرد. با این حال، این قدرت بر شالودهای از فساد، رشوه، استثمار طبقات محروم داخلی و غارت مستعمرات استوار بود. به نوشتۀ سر چارلز پتری، «در دوران والپول، مردم لندن بیش از هر زمان دیگر در تاریخ انگلستان محروم و حقیر شدند. زندگی حیوانی در مقیاسی غیرعادی بر لندنیها تحمیل شد و دین کمترین میزان نفوذ خود را در میان ایشان از دست داد. این نتیجه ناگزیر نظامی بود که به شکلی آشکار در راه ثروتمندتر کردن اغنیا و فقیرتر کردن فقرا میکوشید.»
در همین دوره بود که جرقههای «انقلاب مالی» زده شد؛ انقلابی که بهمراتب مهمتر از انقلابهای سیاسی بود و زیرساختهای سرمایۀ مدرن را در بریتانیا پیریزی کرد.
انقلاب مالی: انتقال قدرت از آمستردام به لندن
در سدۀ ۱۷، کانون اصلی تکاپوی صرافان یهودی در بندر آمستردام بود. اما با به قدرت رسیدن ویلیام اورانژ در انگلستان (۱۶۸۸) و تأسیس بانک انگلستان در سال ۱۶۹۴، این کانون به تدریج به لندن منتقل شد. صرافان و بورسبازان و ماجراجویان مالی و تجاری از آمستردام و سایر بنادر اروپا به لندن کوچ کردند و توسعۀ تجارت و ظهور خاندانهای بزرگ تاجر و صراف را سبب شدند.
این #انقلاب_مالی، که به تعبیر پی.جی.ام. دیکسون «انقلاب مالی در انگلستان» نام گرفته است، شالودۀ نظام بانکی و سرمایهداری مدرن را پایهگذاری کرد. بدهیهای سنگین دولت بریتانیا که در اثر جنگهای طولانی (از جمله جنگ وراثت اسپانیا) ایجاد شده بود، به اوراق قرضهای تبدیل شد که در بازار بورس لندن داد و ستد میگشت. این اوراق، زمینۀ «بدهی ملی» بریتانیا را فراهم آورد که بعدها در دوران جنگهای ناپلئونی به رقمی افسانهای رسید.
اما این انقلاب مالی به بهای وخامت اوضاع مردم و استثمار مستعمرات تمام شد. بدهی دولت بریتانیا در پایان جنگ وراثت اسپانیا (۱۷۱۴) به ۳۶ میلیون پوند رسید. درآمد دولت بریتانیا ۸ میلیون پوند در سال بود و سالانه ۳ میلیون و ۱۸۰ هزار پوند فقط بابت بهرۀ این بدهی پرداخت میشد. بنابراین، شرکتهای سهامی غارت ماوراء بحار مهمترین منبع تأمین درآمدهای دولت بریتانیا بودند. برای نمونه، در سال ۱۷۳۰ کمپانی هند شرقی برای دریافت فرمان جدید فعالیت خود مبلغ ۲۰۰ هزار پوند به دربار پرداخت کرد.
جامعۀ روستایی و ظهور شهرهای صنعتی
در دوران سلطنت جرج اول هانوفر، بریتانیا سرزمینی روستایی بود. خرابی جادهها و دشواری ارتباطات، شکافی عمیق میان شهر و روستا پدید آورده بود؛ تا بدانجا که حتی اشراف نیز با لهجههای محلی خود سخن میگفتند. چهار پنجم نیروی کار بریتانیا در کشاورزی اشتغال داشتند. بالاترین حقوق کارگر ۵ شیلینگ در هفته (بدون غذا) بود و کودکان از ۶ سالگی به کار گرفته میشدند.
به نوشتۀ بریتانیکا، در حالی که اغنیا زندگی پرتجملای داشتند، کارگران کشاورزی و معادن تنها با یک دست لباس گذران میکردند و در کلبهها، دخمهها و سردابها میزیستند. لندن در اوایل سدۀ ۱۸ سیمایی تیره و هولناک داشت. خیابانها به شدت آلوده بود. مردم خشن و بیفرهنگ بودند. تماشای مراسم اعدام، سرگرمی مطبوع مردم بود. زندانها همواره انباشته از جنایتکاران بود و بهترین راه فرار از کثافت، بیماری و گرسنگی به شمار میرفت.
ویلیام کالیر در کتاب خود تصویری از جامعۀ شهری انگلستان در اواخر سدۀ ۱۷ و سدۀ ۱۸ به دست داده است. در پایان سدۀ ۱۷ در شهر بریستول ۶۰۰۰ نفر، در لیدز ۵۰۰۰ نفر، در شفیلد ۲۰۰۰ نفر و در لیورپول تنها ۲۰۰ نفر سکونت داشتند. لندن در این زمان حدود ۵۰۰ هزار نفر جمعیت داشت، اما زندگی تودۀ مردم در این شهر بزرگ با روستاهای فقیرزده و شهرهای کوچک تفاوت محسوس نداشت.
ادامه مطلب در پست بعدی 
ادامه دارد...
۴:۵۴
۹:۰۰
۹:۰۰
سردبیر سایت ضیاءالصالحین
تصویر
الف) از خرید تسلیحات به مشارکت در زنجیره تأمین جنگهای نیابتیهمکاری نظامی آذربایجان و اسرائیل فراتر از رابطه خریدار–فروشنده رفته است. اسرائیل با تأمین حدود ۶۹ درصد از کل واردات تسلیحات آذربایجان (بر اساس گزارشهای بینالمللی)، نه تنها زرادخانه باکو را تأمین میکند، بلکه با انتقال فناوری و استقرار کارشناسان، بخش جداییناپذیری از ساختار دفاعی–تهاجمی آذربایجان شده است. در مقابل، آذربایجان با در اختیار گذاشتن فرودگاهها و زیرساختهای خود (از جمله پایگاههای هوایی در نخجوان و باکو) و نیز مشارکت در عملیاتهای اطلاعاتی علیه ایران (همانند خنثیسازی شبکههای ادعایی حزبالله در آذربایجان در مارس ۲۰۲۶)، به یک پایگاه پیشروی اسرائیل در مرزهای شمالی ایران تبدیل شده است.
ب) هماهنگی با عملیاتهای ضدایرانی اسرائیلهمزمانی این موج پروازی با حملات اسرائیل به تأسیسات هستهای و نظامی ایران در فوریه و مارس ۲۰۲۶ (تحت عنوان عملیات «رمضان» و «غروب آهن») تصادفی نیست. تحلیلگران امنیتی معتقدند آذربایجان در چرخه تأمین مهمات و قطعات یدکی برای این حملات نقش داشته و نیز فضای آسمانی خود را برای پروازهای شناسایی و نظارتی اسرائیل در اختیار قرار داده است. افزایش ناگهانی پروازها پس از هر دور تنش، این فرضیه را تقویت میکند.
ج) توانایی بازدارندگی در برابر ایرانجمهوری اسلامی ایران همواره از نزدیکی نظامی باکو–تلآویو به عنوان یک تهدید راهبردی یاد کرده است. وجود سامانههای الکترونیک و جنگال اسرائیلی در خاک آذربایجان، امکان شنود و اختلال در ارتباطات و رادارهای ایران در منطقه شمال غرب را فراهم میکند. همچنین استقرار زیرساختهای پهپادی و موشکی اسرائیل در فاصله چندصد کیلومتری مرزهای ایران، زمان هشدار و واکنش ایران را به شدت کاهش میدهد.
۹:۰۱
#نماز_یکشنبه_ماه_ذی_القعده
فضیلت این نماز:
براى این نماز روایتى از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل شده و در فضیلت این نماز آمده است که، هرکس آن را بجا آورد توبهاش پذیرفته مىشود و گناهانش آمرزیده مىگردد و سبب برکت براى نمازگزار و خانوادهاش خواهد بود، و در روز قیامت کسانى که از او طلبى و یا حقّى دارند، از وى راضى گردند و با ایمان از دنیا مىرود و قبرش براى او وسیع و نورانى گردد و پدر و مادرش از او راضى شوند، و آنها نیز مورد مغفرت خداوند قرار گیرند، ذریّه او نیز بخشیده شوند و روزى او وسیع گردد. فرشتهٔ مرگ به هنگام مردن، با او مدارا کند و به آسانى جانش را بگیرد.
کیفیت نماز:
رسول خدا صلىاللهعلیهوآله کیفیّت نماز را اینگونه بیان فرمودهاند:
يكشنبه ذیالقعده غسل كند.
وضو بگيرد.
دو نماز دو رکعتی
در هر ركعت:
سوره حمد يك مرتبه
سوره توحید سه مرتبه
يك مرتبه (سوره فلق و سوره ناس)
پس از اتمام نماز استغفار كند ۷۰ مرتبه (استغفرالله ربی و اتوب الیه)
و ختم كند استغفار را به:لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَليِّ الْعَظيمِ
پس بگويد:يا عَزيزُ يا غَفّارُ،اغْفِرْ لي ذُنُوبي وَذُنُوبَ جَميعِ المُؤمِنينَ وَالْمُؤمِناتِ، فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُالذُّنُوبَ اِلاّ اَنْتَ.
#نماز_یکشنبه_ماه_ذی_القعده#ماه_ذی_القعده#نماز_استغفار
#سردبیر_سایت_ضیاءالصالحین┘◄
| سایت | بله | تلگرام | ایتا |
@sardabir313 
براى این نماز روایتى از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل شده و در فضیلت این نماز آمده است که، هرکس آن را بجا آورد توبهاش پذیرفته مىشود و گناهانش آمرزیده مىگردد و سبب برکت براى نمازگزار و خانوادهاش خواهد بود، و در روز قیامت کسانى که از او طلبى و یا حقّى دارند، از وى راضى گردند و با ایمان از دنیا مىرود و قبرش براى او وسیع و نورانى گردد و پدر و مادرش از او راضى شوند، و آنها نیز مورد مغفرت خداوند قرار گیرند، ذریّه او نیز بخشیده شوند و روزى او وسیع گردد. فرشتهٔ مرگ به هنگام مردن، با او مدارا کند و به آسانى جانش را بگیرد.
رسول خدا صلىاللهعلیهوآله کیفیّت نماز را اینگونه بیان فرمودهاند:
يكشنبه ذیالقعده غسل كند.
#نماز_یکشنبه_ماه_ذی_القعده#ماه_ذی_القعده#نماز_استغفار
۱۲:۲۰
بازارسال شده از سردبیر سایت ضیاءالصالحین
۴:۴۶
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۴:۴۷
۴:۴۷
سردبیر سایت ضیاءالصالحین
خاندان اسکات؛ فرزندان نامشروع پادشاه و صعود به اوج اشرافیت
چکیده:
خاندان #اسکات (Scott) که عناوین شامخ دوک بوکلک (Buccleuch) و دوک کوئینزبری (Queensberry) به آنان تعلق دارد، از مهمترین خاندانهای اشرافی معاصر #بریتانیا و از اعقاب نامشروع چارلز دوم استوارت هستند. چارلز دوم، پادشاه عیاش و ولخرج، معشوقههای متعدد و دستکم ۱۴ فرزند نامشروع داشت. دو پسر او از معشوقهاش، باربارا ویلیرز (دوشس کلیولند)، نیاکان خاندان فیتزروی (دوکهای گرافتون و کلیولند) شدند و پسر دیگرش از معشوقهای فرانسوی به نام لوئیز دو کروال (دوشس پورتزموث)، نیای خاندان لنوکس (دوکهای ریچموند و لنوکس) گردید. اما مهمترین ازدواج استراتژیک در میان فرزندان نامشروع چارلز، مربوط به جیمز اسکات (دوک مونماوث) است که با وارث ثروتمند خاندان اسکات ازدواج کرد و بدینسان بخش عظیمی از اموال و القاب این خاندان کهن اسکاتلندی به چنگ فرزندان چارلز دوم افتاد. این مقاله به بررسی این فرایند، نقش خاندان اسکات در انقلاب ۱۶۸۸، و تداوم قدرت آنها تا امروز میپردازد.
مقدمه: چارلز دوم، پادشاه خوشگذران
چارلز دوم (Charles II, ۱۶۳۰-۱۶۸۵)، پسر ارشد چارلز اول و هنریتا ماریا (خواهر لویی سیزدهم پادشاه فرانسه)، همان کسی است که پس از انقلاب پوریتان و اعدام پدر، نظام سلطنتی را در انگلستان اعاده کرد (۱۶۶۰). او که طبیعتی بیپروا داشت، به آیین پروتستان گروید اما در اواخر عمر مخفیانه کاتولیک شد. پادشاهی عیاش و ولخرج و به «پادشاه شادکام» (Merry Monarch) معروف بود. چارلز دوم دستکم ۱۴ فرزند نامشروع داشت در حالی که فرزند مشروعی نداشت. امروزه دوکهای بوکلک، کوئینزبری، گرافتون، ریچموند، لنوکس، گوردون و سنت آلبانز از اعقاب نامشروع چارلز دوم هستند و خیل کثیری از اعضای اشرافیت معاصر بریتانیا، در نتیجه وصلت با این خاندانها، از او نسب میبرند.
مادران این فرزندان نامشروع، زنان حرمسرای چارلز بودند که هر یک قطبی از دسیسههای درباری و تأثیرگذار بر سیاست بریتانیا محسوب میشدند. از جمله آنان: باربارا ویلیرز (دوشس کلیولند)، لوئیز دو کروال (دوشس پورتزموث) و نل گوین (هنرپیشهٔ تئاتر).
جیمز اسکات (دوک مونماوث): نخستین پسر نامشروع
نخستین پسر نامشروع چارلز دوم، جیمز اسکات (James Scott) است که در آغاز با نام خانوادگی فیتزروی یا کرفتز شناخته میشد. مادرش زنی به نام لوسی والتر بود. او را در سال ۱۶۶۲ به #انگلستان آوردند و مورد علاقه و محبت پدر قرار گرفت. در فوریه ۱۶۶۳، چارلز دوم این پسر ۱۴ ساله را به دوک مونماوث، ارل دانکاستر و غیره ملقب کرد و نشان «شهسوار بند جوراب» (گارتر) را به او اعطا نمود.
در آوریل همان سال، دوک مونماوث با آن اسکات (Anne Scott)، وارث ارلهای ثروتمند بوکلک، ازدواج کرد و چارلز او و همسرش را به دوک و دوشس بوکلک ملقب نمود. از آن پس دوک مونماوث نام خانوادگی همسرش (اسکات) را بر خود نهاد. بدینسان، در نتیجه این وصلت، نخستین پسر نامشروع چارلز دوم وارث ثروت فراوان و عناوین اشرافی خاندان اسکات شد.
خاندان اسکات از متنفذترین خاندانهای اشرافی اسکاتلند است که تبارشان به نیمه دوم سده ۱۳ میرسد. در سده ۱۵، در دربار جیمز دوم اسکاتلند برکشیده شدند و در سال ۱۶۱۹ به لرد اسکات و در سال ۱۶۱۹ به ارل بوکلک ملقب شدند. شاخههای دیگر خاندان اسکات تا به امروز تداوم یافته است. سر والتر اسکات، شاعر و نویسنده و مورخ معروف اسکاتلندی، از این خاندان است.
ماجرای توطئه و اعدام دوک مونماوث
دوک مونماوث پروتستان بود و الیگارشی لندن در سیمای او رقیب و جانشینی مناسب برای جیمز (دوک یورک)، برادر کوچک و ولیعهد چارلز دوم، میدید که آشکارا به آیین کاتولیک تظاهر میکرد. لذا، آنتونی اشلی کوپر (ارل شافستبری)، رهبر اشراف ضد کاتولیک، خلع دوک یورک از مقام ولایتعهدی و جانشینی او با دوک مونماوث را طراحی کرد. چارلز دوم در مارس ۱۶۸۱ پارلمان را منحل کرد و شافستبری مدت کوتاهی زندانی و سپس به هلند گریخت.
کمی پس از این حادثه، در سال ۱۶۸۳، مونماوث درگیر توطئهای دیگر علیه شاه و ولیعهد شد. این توطئه (که به قتل شاه نیز منجر میشد) شکست خورد. دوک مونماوث از دربار طرد و به هلند تبعید شد. با مرگ چارلز دوم و صعود جیمز دوم به سلطنت (۱۶۸۵)، تحرک جدید توطئهگران انگلیسی تبعیدی در هلند آغاز شد. دوک مونماوث در رأس گروهی کوچک در سواحل انگلستان پیاده شد و جنگ علیه جیمز را آغاز کرد. به زودی شکست خورد، دستگیر و گردن زده شد.
ادامه در پست بعدی 
ادامه دارد...
۴:۴۸
#افق_قفقاز #شماره_نوزدهم#باکو_اسرائیل #امنیت_منطقه#حکمت_حاجیاف #عربستان_سعودی#رزمایش_مشترک #آذربایجان_ترکیه#جهان_ترک #همکاری_های_اجتماعی#قفقاز #تحلیل_راهبردی
۱۰:۰۲
19.pdf
۱.۰۵ مگابایت
#افق_قفقاز #شماره_نوزدهم#باکو_اسرائیل #امنیت_منطقه #حکمت_حاجیاف #عربستان_سعودی #رزمایش_مشترک #آذربایجان_ترکیه #جهان_ترک #همکاری_های_اجتماعی #قفقاز #تحلیل_راهبردی
۱۰:۰۲
۱۰:۳۵