بله | کانال شب نشین حلقه ی مستان
عکس پروفایل شب نشین حلقه ی مستانش

شب نشین حلقه ی مستان

۵۱عضو
thumbnail
همسر شهید:همیشه می گفت من شهید میشم!حتی اگر یه روز من خونه نبودم یا خودش، زنگ میزد یا پیام می داد که خانوم،من شهید میشم!بهش می گفتم محمد جعفر بیکاری ها! میگفت نه آخه امروز یادم رفته بود بهت بگم!حتی وصیت کرده بود:وقتی پیکرم رو از معراج آوردن خونه،خانوم بشین بالای سرم،زیارت عاشورا بخونوقتی هم خواستن برام تلقین بخونن،بالای سرم بشین... بلند گریه نکن،من میبینمت...

۲۲:۵۱

thumbnail
همسر شهید:همیشه بهم میگفتتو مادرانه بهم محبت میکنیخواهرانه باهات درد و دل میکنمهمسرانه زندگی میکنیمو همکارم که هستیم!
بعد این دو سال که پیشم بود، بعد این دو سال مجروحیت، بهش وابسته شده بودم ... شهادتش برام خیلی سخت بود...
بعد شهادتش،حالم خیلی بد بودشب خوابش رو دیدم که میگفت:من زنده اماز خواب بلند میشدم دوباره که به خواب میرفتم میگفت من زنده ام و بارها تکرار شد...

۲۲:۵۷

thumbnail
همسر شهید:وقتی تزریق در نخاع داشت، درد داشت، خیلی هم درد داشت اما چیزی نمیگفت...موج گرفتگی هم نمی ذاشت آروم باشه اما با وجود موج گرفتگی هم مدام دنبال نامه ی سلامت بود که دوباره بره

۲۳:۰۶

thumbnail

نحوه جانبازی ابو زینب به نقل از فرمانده لشکر فاطمیون در گفتگو با تسنیم:
شهید ابوزینب از نیروهای قدیمی فاطمیون بود. جوان پر انرژی و با اخلاصی که برای هر کار و عملیاتی پیش قدم می‌شد.وی شهید محمد جعفر حسینی را به یک گل تشبیه کرد که در مقابل چشمانش در شهر البوکمال پرپر شد و به مقام جانبازی رسید. در جریان فتح آخرین پایگاه داعش در شهر البوکمال، شهید ابوزینب همواره پیشگام بود. در یکی از محلات که به سد محکمی از داعش برخوردیم و درگیری شدت گرفت، ابوزینب بر اثر اصابت موشک به شدت مجروح شد. در انتقال به بیمارستان مشخص شد حدود 200 ترکش به بدنش اصابت کرده بود.

۲۳:۱۸

thumbnail
همسر شهید:تقریبا سه ماه بود که از مجروحیتش می گذشت که گفت بریم راهیان نوربه خاطر شرایطی که داشت، گفتم نه، من نمیامتا شاید منصرف بشهاما گفت من برم، تو هم میای! و با ماشین شخصی خودمون راهی شدیم...

۲۳:۲۳

thumbnail
ششم دی ماه ۱۳۹۸شب بود. امتحان احکام داشتم، داشتم درس میخوندم.محمد جعفر ازم پرسید حالا امتحان چی داری؟ گفتم احکامگفت تو که بلدی بیا با هم فیلم ببینیمفیلم شبی که ماه کامل شد رو دیدیم حدود ۲.۵ شب شده بود، بهش گفتم محمد جعفر بگیر بخواب، فردا تو هم امتحان داریهمین که خواست بخوابه گفت پس من رفتمگفتم کجا میری؟!گفت من رفتم! و خوابید...گفتم حتما داره شوخی میکنه، آخه شوخی زیاد می کرد. اذان صبح شد، تکونش دادم تا بیدارش کنم و مثل همیشه نماز صبح رو بهش اقتدا کنم، ولی متوجّه شدم، بدنش یخ کرده ... بعد از آمدن اورژانس متوجّه شدیم دو سه ساعتی است که به شهادت رسیده...

۲۳:۳۶

thumbnail
شهید مدافع حرمشهید محمد جعفر حسینیتولد ۱۳۶۵ تهرانجانبازی ۱۳۹۶ سوریهشهادت۱۳۹۸ تهرانآدرس مزار: قطعه ۵۰(فاطمیون) بهشت زهرا س

۲۳:۵۳

Mahmood Karimi - New Version Heydar Heydar (320).mp3

۰۴:۰۵-۹.۴۵ مگابایت

۷:۵۸

thumbnail

۱۳:۳۶

thumbnail
چقدر این عکس حرف برای گفتن دارد...وقتی لباس جهاد را بر تن میکنیگویی همه چیز عوض میشود!آخر وقتی از خود میگذریدیگر در دنیا جا نمیشویروحت گویی در زندان است و معذبآن وقت است که باید گاهی بروی گوشه ای و خودت را دلداری بدهیکه صبر پیشه کن!روزی فراق به پایان می رسد و دیدار یار حاصل میشودبرادر!حال که دیدار حاصل شده، جاماندگان را هم از یاد نبر...

۱۳:۴۸

thumbnail

۱۳:۴۵

1_78411965 (1).mp3

۰۳:۱۳-۳.۰۲ مگابایت

۱۳:۵۲

thumbnail
امشب لیلة الرغائب است...رفقای شهیددر این روزهای پرحادثه ی شهربیش از همیشهمحتاج دعای خیرتان هستیمدر محضر حسین علیه السلام در شب زیارتی حضرتشدل های جامانده را از یاد نبرید!امشب بیشتر از هر شب دیگریمیل و رغبتم سوی کربلای حسین علیه السلام است...

۱۲:۵۳

thumbnail
جان چه باشد گر کنم قربانی نام علیکه خدا هم چون نبی حق بنازد بر تولای علی
من گدای هر شب درب توام، امید منبر من مسکین ترحم می کنی،مولا علی؟
من مسلمان گشته ی عشق توام،ایمان مندین من،دنیای من،ای هستی ام،مولاعلی
من غلام قنبرت هم نیستم،آقای منمی توانم که شوم خاک رهت،مولا علی؟
دست من،دامان تو،ای جان من،جانان منلحظه مستی دمی باشد که باشم در جوارت یا علی
گرچه من بیچاره ام،گمگشته ام ای چاره امدستگیری می نمایی ای صراط مستقیم، مولا علی؟
مرتضی ای مقتدا ای حیدر کرار منای ولی حق ، امین مصطفی، مولا علی

۱۲:۴۳

thumbnail
روز میلاد امیرالمومنین علیه السلامروز مردان مرد استو شما ای شهیدانچه زیبا مردانگی را مشق کردید!رفقا ای مردان مردروزتان مبارک...

۱۳:۲۹

thumbnail

۱۳:۴۷

thumbnail
امروز ۲۰ اسفند _ شهادت بانوی سربلند و سرو قامت اسلام حضرت زینب کبری سلام الله علیها
حاج قاسم نمیدانم چگونه ام!مرد بزرگ روزهای سختسینه ام سنگین است حوادث پی در پی این روزها،ظرف کوچک وجودم را متلاطم کرده استاحساس میکنم خانه نشینی این روزها را لازم داشتم!هنگام طی طریق، شاید گاهی لازم باشد بایستیم و بسنجیم که تا اینجا را درست آمده ایم یا خیر و اگر لازم بود، نقشه ی راهمان را اصلاح کنیم...مرد مهربانی که نامت،عطر نام زینب کبری سلام الله علیها را در کوچه های شهر می پراکند، در این زمانه ی عجیب،بیش از همیشه دل های متلاطم ما را امنیت ببخش...

۹:۰۵

thumbnail
آه ...

۹:۱۴

thumbnail
شهیداناحسن احوال را شما یافتید...به حقیقت باب الحوائج،لحظه ی تحویل سالرفقای کریممان!احسن احوال را برای ما نیز طلب کنیدکه شمایید امامزادگان عشق...

۱۴:۱۶