عکس پروفایل سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضویس

سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی

۶۶۶ عضو
thumbnail

۱۵:۳۴

thumbnail

۱۵:۳۴

thumbnail

۱۵:۳۴

thumbnail

۱۵:۳۴

thumbnail

۱۵:۳۴

معرفی کتاب کافه پیانو__01.mp3

۰۱:۴۲-۲.۵۶ مگابایت
✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟undefined شبِ چهل‌وپنج | کافه‌پیانو
- گاهی زندگی آدم را به نقطه‌ای می‌رساند که ناچار است همه‌چیز را از نو بسازد. «کافه پیانو» نوشته‌ی فرهاد جعفری، روایت مردی است که پس از شکست در کار و جدایی از همسرش، با شکل تازه‌ای از زندگی روبه‌رو می‌شود؛ زندگی‌ای که حالا محورش دختر کوچکش، گل‌گیسو، است.
در کنار او، دوستی قدیمی به نام همایون نیز حضور دارد؛ کسی که در بزنگاه‌های مهم کنار او می‌ماند و سهمی از روزهای تازه‌اش دارد. اما قلب تپنده‌ی داستان، کافه‌ای کوچک به نام «کافه پیانو» است؛ جایی که آدم‌های مختلف با دغدغه‌ها، خاطره‌ها و حرف‌های ناگفته‌شان وارد می‌شوند و هرکدام بخشی از روایت را شکل می‌دهند.
هر فصل کتاب، تکه‌ای از همین لحظه‌های ساده اما پرمعناست؛ از روزهایی که گاهی تلخ‌اند و گاهی عجیب شیرین، از رابطه‌ها، تنهایی‌ها و امیدهایی که در دل زندگی جریان دارند. «کافه پیانو» کتابی صمیمی و خودمانی است؛ روایتی گرم از زندگی و آدم‌هایی که پشت هر میز کافه، داستانی برای شنیدن دارند.

#معرفی_کتاب #کافه_پیانو🟨@sdjdm

۱۷:۵۵

سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
undefined ✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ undefined شبِ چهل‌وپنج | کافه‌پیانو - گاهی زندگی آدم را به نقطه‌ای می‌رساند که ناچار است همه‌چیز را از نو بسازد. «کافه پیانو» نوشته‌ی فرهاد جعفری، روایت مردی است که پس از شکست در کار و جدایی از همسرش، با شکل تازه‌ای از زندگی روبه‌رو می‌شود؛ زندگی‌ای که حالا محورش دختر کوچکش، گل‌گیسو، است. در کنار او، دوستی قدیمی به نام همایون نیز حضور دارد؛ کسی که در بزنگاه‌های مهم کنار او می‌ماند و سهمی از روزهای تازه‌اش دارد. اما قلب تپنده‌ی داستان، کافه‌ای کوچک به نام «کافه پیانو» است؛ جایی که آدم‌های مختلف با دغدغه‌ها، خاطره‌ها و حرف‌های ناگفته‌شان وارد می‌شوند و هرکدام بخشی از روایت را شکل می‌دهند. هر فصل کتاب، تکه‌ای از همین لحظه‌های ساده اما پرمعناست؛ از روزهایی که گاهی تلخ‌اند و گاهی عجیب شیرین، از رابطه‌ها، تنهایی‌ها و امیدهایی که در دل زندگی جریان دارند. «کافه پیانو» کتابی صمیمی و خودمانی است؛ روایتی گرم از زندگی و آدم‌هایی که پشت هر میز کافه، داستانی برای شنیدن دارند. #معرفی_کتاب #کافه_پیانو 🟨@sdjdm
بُرِش |undefined - بابایی ما پولداریم؟ - نه، ما طبقه متوسط رو به پایینیم. - یعنی چی؟ - یعنی نه انقدر داریم که ندونیم باهاش چیکار کنیم، نه انقدر ندار و بدبخت بیچاره‌ایم که ندونیم چه خاکی بریزیم سرمون...متوسط بودن حال به‌هم زنه گل‌گیسو. تا می‌‌تونی ازش فرار کن. پشت سرت جا بذارش...نذار دستش بهت برسه.
🟨 @sdjdm

۱۸:۰۰

01 The Lonely Shepherd.mp3

۰۴:۲۰-۱۰.۰۳ مگابایت
شب‌آهنگ|
هزار پرنده‌ی عاشقدر سرم می‌خوانند...دلم کبک تنهایی‌ست...بی‌حرف...سر در برف...
- محمدابراهیم جعفری
#انواع_ساز #پن_فلوت🟨 @sdjdm

۲۰:۰۲

undefined ناسا سه فاجعهٔ بزرگ را پشت سر گذاشت: غرق شدن تقریبی لوکا پارمیتانو در فضا، انفجار چلنجر در ۱۹۸۶، و متلاشی شدن کلمبیا در ۲۰۰۳. نقطهٔ مشترک هر سه، ناتوانی در «بازاندیشی» بود. در ماجرای لوکا، چند قطره آب در کلاه او به اشتباه به کیسهٔ آب نسبت داده شد و بررسی عمیق‌تر متوقف شد. در چلنجر و کلمبیا نیز هشدار مهندسان نادیده گرفته شد یا خودشان از ترس سکوت کردند.
این فجایع نشان می‌دهند بازاندیشی فقط یک مهارت فردی نیست، بلکه قابلیتی جمعی است که در گرو «فرهنگ یادگیری» شکوفا می‌شود. فرهنگ یادگیری جایی است که رشد ارزش اصلی است، افراد ندانسته‌های خود را می‌پذیرند و سنت‌ها را به چالش می‌کشند. اما ناسا در دام «فرهنگ اجرایی» افتاده بود؛ جایی که تأکید افراطی بر عملکرد، اعتمادبه‌نفس کاذب ایجاد می‌کند و جایی برای تردید و پرسشگری باقی نمی‌گذارد.
پایه و اساس فرهنگ یادگیری «امنیت روانی» است. پژوهش امی ادموندسون نشان داد تیم‌های دارای امنیت روانی خطاهای بیشتری گزارش می‌کنند، اما در عمل خطاهای کمتری مرتکب می‌شوند؛ چون افراد بدون ترس از تنبیه اشتباهاتشان را می‌پذیرند و از آن درس می‌گیرند. در مقابل، تیم‌های فاقد امنیت روانی خطاها را پنهان می‌کنند و همان اشتباهات را تکرار می‌نمایند. تحقیقات گوگل نیز مهم‌ترین عامل موفقیت تیم‌ها را نه ترکیب افراد، که امنیت روانی دانست.
امنیت روانی به معنای پایین آوردن استانداردها یا تعریف بی‌قیدوشرط نیست؛ یعنی ایجاد فضایی از احترام، اعتماد و آزادی برای بیان نگرانی‌ها بدون ترس از سرزنش. در فرهنگ‌های اجرایی، ترس از زیر سؤال رفتن تخصص و فاصلهٔ قدرت، افراد را به سکوت وامی‌دارد. الن اوچوا، مدیر ناسا، برای تغییر این فرهنگ فهرستی از پرسش‌ها را همیشه همراه داشت تا در جلسات مهم طرح کند. اما پرسش کلیدی که مهندس کریس هانسن بعدها احیا کرد، ساده‌ترین و قدرتمندترین آن‌ها بود: «از کجا می‌دانید؟»؛ پرسشی رُک، غیرقضاوت‌گرایانه و دعوت‌کننده به بازاندیشی. با این حال، گفتن از امنیت روانی بسیار آسان‌تر از ایجاد آن در عمل است.
undefined برگرفته از کتاب دوباره فکر کن اثر آدام گرنت
#روانشناسی🟨 @sdjdm

۱۲:۴۶

thumbnail
undefined از همان روزی که احتمالاً چهار یا پنج ساله‌ بودم و از مامان پرسیدم: «چرا ما ماکسیما نمی‌خریم» و او توضیح داد که برای خریدنش باید خانه‌مان را با تمام وسایلش بفروشیم، فهمیدم که ماکسیما برای من چیزی فراتر از یک ماشین است. در آن سال‌ها و حتی وقتی بزرگ‌تر شدم، به جز زیر پای آدم‌پولدارهای توی فیلم‌ها و روی پل خانه‌ها در محله‌هایی که از خانه‌ی ما خیلی دورتر بودند، در هیچ جای دیگری ماکسیما ندیدم. ماکسیما در فاصله‌ی مطمئنی از سبک زندگی‌ام قرار گرفته بود و آزاری نمی‌رساند؛ مثل زمین که در فاصله‌ی مطمئنی از احتمال سوزانده شدن توسط خورشید قرار گرفته است. من دورادور در همه‌ی آن سال‌ها با احترام خاصی او را ستایش می‌کردم که بزرگ و کشیده بود، به اندازه‌ی سوار کردن قدبلندترین آدمی که می‌شناختم جا داشت، همیشه تمیز و براق بود و هرگز ممکن نبود پرنده‌ی ریقویی به خودش اجازه بدهد روی بدن درخشان او، خرابکاری کند. من او را از دور ستایش می‌کردم و او در کسوت یک معبود قدسی، فاصله‌اش را از هرگونه احتمال دستیابی من، حفظ می‌کرد.
از این‌جا بخوانید:Vaqayet.com🟥 @sdjdm

۱۳:۳۸

سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
undefined undefined از همان روزی که احتمالاً چهار یا پنج ساله‌ بودم و از مامان پرسیدم: «چرا ما ماکسیما نمی‌خریم» و او توضیح داد که برای خریدنش باید خانه‌مان را با تمام وسایلش بفروشیم، فهمیدم که ماکسیما برای من چیزی فراتر از یک ماشین است. در آن سال‌ها و حتی وقتی بزرگ‌تر شدم، به جز زیر پای آدم‌پولدارهای توی فیلم‌ها و روی پل خانه‌ها در محله‌هایی که از خانه‌ی ما خیلی دورتر بودند، در هیچ جای دیگری ماکسیما ندیدم. ماکسیما در فاصله‌ی مطمئنی از سبک زندگی‌ام قرار گرفته بود و آزاری نمی‌رساند؛ مثل زمین که در فاصله‌ی مطمئنی از احتمال سوزانده شدن توسط خورشید قرار گرفته است. من دورادور در همه‌ی آن سال‌ها با احترام خاصی او را ستایش می‌کردم که بزرگ و کشیده بود، به اندازه‌ی سوار کردن قدبلندترین آدمی که می‌شناختم جا داشت، همیشه تمیز و براق بود و هرگز ممکن نبود پرنده‌ی ریقویی به خودش اجازه بدهد روی بدن درخشان او، خرابکاری کند. من او را از دور ستایش می‌کردم و او در کسوت یک معبود قدسی، فاصله‌اش را از هرگونه احتمال دستیابی من، حفظ می‌کرد. از این‌جا بخوانید: ✻ Vaqayet.com ‌ ‌ 🟥 @sdjdm
thumbnail
✻ آن‌چه که خواندید، بخش‌هایی بود از جستار "پیش از آن‌که من برسم"، نوشته‌ی مژده مقیسه، در شماره‌ی ۱۲۴ نشریه وقایع اتفاقیه.undefinedادامه‌ی این جستار در سایت اختصاصی نشریه

🟥 @sdjdm

۱۳:۴۲

thumbnail
ده کلاسیک |
undefined سرود بارسلونا این روزها دوباره به یکی از صداهای اصلی نیوکمپ و خیابان‌های شهر بارسلون تبدیل شده!صدایی که بعد از قهرمانی دوباره بارسا در لالیگا، بار دیگر با شور و هیجان از سوی هواداران خوانده شد. اما این سرود معروف از کجا آمده و چرا برای طرفداران بارسا تا این اندازه معنا دارد؟در این‌قسمت از مجموعه «ده کلاسیک»، به سراغ یکی از ماندگارترین سرودهای تاریخ فوتبال رفته‌ایم؛ قطعه‌ای که سال‌هاست پیش و بعد از بازی‌های بارسا در نیوکمپ شنیده می‌شود و حالا با قهرمانی تازه‌ی این باشگاه، دوباره در مرکز توجه قرار گرفته است.undefined
  • - این آیتم گوشه‌ای از قسمت دوم فصل سوم برنامه ده‌ کلاسیک سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی است.
  • برای دیدن نسخه کامل آیتم، کلیک کنید.undefined https://www.aparat.com/v/ayevu4q#بارسلونا #ده_کلاسیک🟨 @sdjdm

    ۱۵:۰۰

    thumbnail
    undefinedسینماتک دانشجو | هرهفته یک‌فیلم، یک‌اکرانundefined
    ✻ سه‌شنبه، ۲۹ اردیبهشت‌ماه، سالن جلسات ساختمان مرکزی جهاد دانشگاهی مشهد میزبان نگاه‌های دقیق و پرسشگر مخاطبان کانون فیلم سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی بود.
    undefined در این برنامه، به سراغ فیلم ماندگار «سفر سنگ» اثر مسعود کیمیایی رفتیم؛ نشستی که فراتر از تماشای یک اثر کلاسیک، به واکاوی نمادهای پرقدرت فیلم اختصاص داشت؛ از «سنگ آسیاب» به‌عنوان نماد حقِ معیشت و ابزار تولید، تا بررسی تناقض‌های شخصیتی «خان» و تأملی بر تقابل «ایستاییِ قدرت» با «پویاییِ اراده‌ی جمعی». در این گفت‌وگوی تحلیلی، فیلم را نه صرفاً یک روایت سینمایی، بلکه مانیفستی تصویری از هزینه‌های تغییر و مواجهه با ساختارهای طبقاتی خواندیم.
    undefined اگر علاقه‌مند به حضور و مشارکت در این جلسات هستید، به آیدی زیر در پیام‌رسان بله، پیام دهید.undefined @reza_at


    🟨 @sdjdm

    ۱۸:۱۶

    thumbnail

    ۱۸:۱۶

    thumbnail

    ۱۸:۱۶

    thumbnail

    ۱۸:۱۶

    thumbnail

    ۱۸:۱۶

    معرفی کتاب شوهر آهو خانم__01.mp3

    ۰۱:۴۵-۲.۶ مگابایت
    ✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟undefined شبِ چهل‌وشش | شوهر آهوخانم
    - گاهی یک خانه از بیرون آرام به نظر می‌رسد، اما پشت دیوارهایش زندگی آرام‌آرام در حال فروپاشی است. «شوهر آهوخانم» رمان ماندگار علی‌محمد افغانی، داستان زنی آرام، صبور و سنتی است که تمام زندگی‌اش را وقف خانواده کرده، اما با ورود زنی متفاوت به زندگی همسرش، همه‌چیز کم‌کم تغییر می‌کند.
    این کتاب فقط روایت یک زندگی خانوادگی نیست، بلکه تصویری از جامعه‌ای است که در آن زنان اغلب باید سکوت کنند، تحمل کنند و خواسته‌هایشان را نادیده بگیرند. افغانی با جزئیاتی دقیق و شخصیت‌پردازی خیره‌کننده، دنیایی خلق می‌کند که کاملاً واقعی به نظر می‌رسد؛ آدم‌های این رمان آن‌قدر آشنا و ملموس‌اند که انگار بارها در زندگی دیده شده‌اند.
    «شوهر آهوخانم» یکی از مهم‌ترین رمان‌های اجتماعی ادبیات فارسی است؛ کتابی درباره سنت، قدرت، عشق و تنهایی، و درباره زنانی که سال‌ها صدایشان کمتر شنیده شده است.

    #معرفی_کتاب #شوهرآهوخانم 🟨 @sdjdm

    ۱۹:۰۰

    سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
    undefined ✻ این‌روزها چه کتابی بخونیم خوبه؟ undefined شبِ چهل‌وشش | شوهر آهوخانم - گاهی یک خانه از بیرون آرام به نظر می‌رسد، اما پشت دیوارهایش زندگی آرام‌آرام در حال فروپاشی است. «شوهر آهوخانم» رمان ماندگار علی‌محمد افغانی، داستان زنی آرام، صبور و سنتی است که تمام زندگی‌اش را وقف خانواده کرده، اما با ورود زنی متفاوت به زندگی همسرش، همه‌چیز کم‌کم تغییر می‌کند. این کتاب فقط روایت یک زندگی خانوادگی نیست، بلکه تصویری از جامعه‌ای است که در آن زنان اغلب باید سکوت کنند، تحمل کنند و خواسته‌هایشان را نادیده بگیرند. افغانی با جزئیاتی دقیق و شخصیت‌پردازی خیره‌کننده، دنیایی خلق می‌کند که کاملاً واقعی به نظر می‌رسد؛ آدم‌های این رمان آن‌قدر آشنا و ملموس‌اند که انگار بارها در زندگی دیده شده‌اند. «شوهر آهوخانم» یکی از مهم‌ترین رمان‌های اجتماعی ادبیات فارسی است؛ کتابی درباره سنت، قدرت، عشق و تنهایی، و درباره زنانی که سال‌ها صدایشان کمتر شنیده شده است. #معرفی_کتاب #شوهرآهوخانم 🟨 @sdjdm
    بُرش|undefined در زندگی لحظاتی پيش می‌آيد که انسان نه کسی را دوست دارد نه دلش می‌خواهد کسی او را دوست داشته باشد؛ از همه‌چيز و همه‌کس حتّی از وجود خود بيزار است؛ مثل اين که تمام نيروها و رشته‌های زندگی را از او بريده‌اند، نه ميل کارکردن دارد و نه اشتهای خوردن؛ دلش می‌خواهد خاموش و تنها در گوشه‌ای بنشيند و به نقطه ثابتی خيره شود؛ يا اين‌که صورت اشک‌آلود خود را در مُتّکا فرو برد و به هيچ‌چيز نينديشد.
    در طاقچه بخونید

    🟨 @sdjdm

    ۱۹:۱۲

    001 Jazz Today, Pt. 1 2.mp3

    ۰۲:۰۴-۴.۸۱ مگابایت
    شب‌آهنگ|
    ما باید بخندیم و گریه کنیم. عشق بورزیم، کار کنیم، لذّت ببریم و رنج بکشیم.با نوسانی بسیار در تمام طول حیات. به گمان من، انسان همین است.
    - گوستاو فلوبر
    #موسیقی_جز🟨 @sdjdm

    ۲۰:۰۶