در نتیجه، میان «آزادی زن»، «حضور اجتماعی زن» و «پیشرفت جامعه» رابطهای برقرار شد. در مصر، قاسم امین یکی از مهمترین چهرههای این جریان بود. مواجهه او با فرانسه و مدرنیته، در شکلگیری اندیشهاش درباره زنان تأثیر گذاشت و آثاری مانند «تحریر المرأة» را پدید آورد. نکته مهم اینجاست که این جریان صرفاً یک جریان فرهنگی نبود؛ بلکه در پس آن یک پرسش بزرگتر قرار داشت: اگر غرب توانسته است به پیشرفت برسد، ما چه چیزی را باید در جامعه خود تغییر دهیم؟
مسئله حجاب نیز در همین بستر به یکی از نخستین موضوعات بحث درباره زن در جهان اسلام تبدیل شد. البته باید توجه داشت که مفهوم «کشف حجاب» در ادبیات آن دوره الزاماً به معنای امروزی آن نبود و در مواردی منظور از آن، کنار گذاشتن نقاب و پوشاندن چهره بود. این بحث بعدها به ایران نیز رسید. از دوره قاجار و افزایش ارتباط ایران با اروپا، سفرهای خارجی، اعزام دانشجو و حضور مستشاران و استادان خارجی، مقایسه میان ایران و غرب بیش از گذشته در ذهن روشنفکران ایرانی شکل گرفت. آنان با این پرسش مواجه شدند که علت عقبماندگی ایران چیست و چه نسبتی میان این عقبماندگی و وضعیت اجتماعی زنان وجود دارد.
در همین مسیر، مسئله زن به تدریج از یک بحث محدود درباره برخی احکام و سنتهای اجتماعی، به بخشی از پروژه بزرگتر «تجدد» تبدیل شد. در مواجهه جهان اسلام با مدرنیته، دو رویکرد کلی نیز شکل گرفت. یک جریان، مدرنیته را رد میکرد و تلاش داشت تا حد امکان در برابر آن مقاومت کند. جریان دیگر، راهحل را در ارائه قرائتی تازه از دین میدید؛ قرائتی که بتواند احکام و سنتهای دینی را با شرایط جدید اجتماعی هماهنگ کند.
در مسئله حجاب نیز این رویکرد دوم خود را نشان داد. برخی تلاش کردند حجاب را امری تاریخی و وابسته به شرایط اجتماعی صدر اسلام معرفی کنند و میان «آنچه در اسلام اصیل است» و «آنچه محصول فرهنگ و شرایط تاریخی مسلمانان است» تفکیک قائل شوند.
در مقابل، جریان دیگری در اندیشه شیعی شکل گرفت که نه مدرنیته را به صورت کامل میپذیرفت و نه آن را به طور کامل نفی میکرد؛ بلکه تلاش میکرد مدرنیته را با مجموعه معارف و احکام اسلامی بسنجد. در این نگاه، قرار نیست دین خود را با مدرنیته تطبیق دهد؛ بلکه باید دید کدام بخش از مدرنیته با مبانی اسلامی سازگار است و کدام بخش نیست. این اختلاف رویکرد، مسئله زن را به یکی از مهمترین میدانهای مواجهه اسلام و مدرنیته تبدیل کرد.
از اینجا به بعد، دیگر نمیتوان درباره زن صرفاً از «حقوق زنان» سخن گفت. باید پرسید چه کسی مسئله زن را تعریف میکند؟ چرا یک موضوع خاص، در یک دوره تاریخی به مسئله اصلی تبدیل میشود؟ چه نسبتی میان مسئله زن، تحولات اجتماعی و سیاسی و حتی تحولات کالبدی شهرها وجود دارد؟ و مهمتر از همه، مسئله زن چگونه میتواند دستمایه یک پروژه سیاسی قرار بگیرد؟
این پرسش فقط درباره ایران امروز نیست. تاریخ غرب و جهان اسلام نشان میدهد که مسئله زن بارها در دل پروژههای بزرگتر سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است. گاهی با شعار آزادی، گاهی با شعار برابری و گاهی با شعار پیشرفت.
از سوی دیگر، مسئله زن را نمیتوان صرفاً مسئله زنان دانست. زن، در نگاه دینی و اجتماعی، با خانواده پیوندی جدی دارد و هر تغییری در نقش و جایگاه زن، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم بر مرد، خانواده و در نهایت بر ساختار اجتماعی اثر میگذارد. بنابراین اگر قرار است درباره زن به نتیجه برسیم، باید مسئله زنان را در ارتباط با مسئله مردان و خانواده بفهمیم.
شاید به همین دلیل است که حتی در مطالعات دانشگاهی معاصر غرب نیز بحث از زنان، به تدریج به بحث از مردانگی و نقشهای جنسیتی کشیده شده است. مسئله فقط این نیست که «زن چه جایگاهی دارد»، بلکه باید پرسید زن و مرد چگونه در جامعه تعریف میشوند و چه نسبتی میان نقشهای جنسیتی و نقشهای اجتماعی آنان برقرار است.
در نهایت، مسئله اصلی امروز این نیست که صرفاً بپرسیم «زن چه حقوقی دارد؟» سؤال مهمتر این است که مسئله زن امروز ایران دقیقاً چیست؟
ابوالفضل مهاجر، دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر
تلگرام | اینستاگرام | بله
@Sedaaa_AUT
@AnjomanEslami_AUT
مسئله حجاب نیز در همین بستر به یکی از نخستین موضوعات بحث درباره زن در جهان اسلام تبدیل شد. البته باید توجه داشت که مفهوم «کشف حجاب» در ادبیات آن دوره الزاماً به معنای امروزی آن نبود و در مواردی منظور از آن، کنار گذاشتن نقاب و پوشاندن چهره بود. این بحث بعدها به ایران نیز رسید. از دوره قاجار و افزایش ارتباط ایران با اروپا، سفرهای خارجی، اعزام دانشجو و حضور مستشاران و استادان خارجی، مقایسه میان ایران و غرب بیش از گذشته در ذهن روشنفکران ایرانی شکل گرفت. آنان با این پرسش مواجه شدند که علت عقبماندگی ایران چیست و چه نسبتی میان این عقبماندگی و وضعیت اجتماعی زنان وجود دارد.
در همین مسیر، مسئله زن به تدریج از یک بحث محدود درباره برخی احکام و سنتهای اجتماعی، به بخشی از پروژه بزرگتر «تجدد» تبدیل شد. در مواجهه جهان اسلام با مدرنیته، دو رویکرد کلی نیز شکل گرفت. یک جریان، مدرنیته را رد میکرد و تلاش داشت تا حد امکان در برابر آن مقاومت کند. جریان دیگر، راهحل را در ارائه قرائتی تازه از دین میدید؛ قرائتی که بتواند احکام و سنتهای دینی را با شرایط جدید اجتماعی هماهنگ کند.
در مسئله حجاب نیز این رویکرد دوم خود را نشان داد. برخی تلاش کردند حجاب را امری تاریخی و وابسته به شرایط اجتماعی صدر اسلام معرفی کنند و میان «آنچه در اسلام اصیل است» و «آنچه محصول فرهنگ و شرایط تاریخی مسلمانان است» تفکیک قائل شوند.
در مقابل، جریان دیگری در اندیشه شیعی شکل گرفت که نه مدرنیته را به صورت کامل میپذیرفت و نه آن را به طور کامل نفی میکرد؛ بلکه تلاش میکرد مدرنیته را با مجموعه معارف و احکام اسلامی بسنجد. در این نگاه، قرار نیست دین خود را با مدرنیته تطبیق دهد؛ بلکه باید دید کدام بخش از مدرنیته با مبانی اسلامی سازگار است و کدام بخش نیست. این اختلاف رویکرد، مسئله زن را به یکی از مهمترین میدانهای مواجهه اسلام و مدرنیته تبدیل کرد.
از اینجا به بعد، دیگر نمیتوان درباره زن صرفاً از «حقوق زنان» سخن گفت. باید پرسید چه کسی مسئله زن را تعریف میکند؟ چرا یک موضوع خاص، در یک دوره تاریخی به مسئله اصلی تبدیل میشود؟ چه نسبتی میان مسئله زن، تحولات اجتماعی و سیاسی و حتی تحولات کالبدی شهرها وجود دارد؟ و مهمتر از همه، مسئله زن چگونه میتواند دستمایه یک پروژه سیاسی قرار بگیرد؟
این پرسش فقط درباره ایران امروز نیست. تاریخ غرب و جهان اسلام نشان میدهد که مسئله زن بارها در دل پروژههای بزرگتر سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است. گاهی با شعار آزادی، گاهی با شعار برابری و گاهی با شعار پیشرفت.
از سوی دیگر، مسئله زن را نمیتوان صرفاً مسئله زنان دانست. زن، در نگاه دینی و اجتماعی، با خانواده پیوندی جدی دارد و هر تغییری در نقش و جایگاه زن، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم بر مرد، خانواده و در نهایت بر ساختار اجتماعی اثر میگذارد. بنابراین اگر قرار است درباره زن به نتیجه برسیم، باید مسئله زنان را در ارتباط با مسئله مردان و خانواده بفهمیم.
شاید به همین دلیل است که حتی در مطالعات دانشگاهی معاصر غرب نیز بحث از زنان، به تدریج به بحث از مردانگی و نقشهای جنسیتی کشیده شده است. مسئله فقط این نیست که «زن چه جایگاهی دارد»، بلکه باید پرسید زن و مرد چگونه در جامعه تعریف میشوند و چه نسبتی میان نقشهای جنسیتی و نقشهای اجتماعی آنان برقرار است.
در نهایت، مسئله اصلی امروز این نیست که صرفاً بپرسیم «زن چه حقوقی دارد؟» سؤال مهمتر این است که مسئله زن امروز ایران دقیقاً چیست؟
تلگرام | اینستاگرام | بله
۲۸۹
۱۸:۵۸